محورهای سخنرانی:
مستحبات شبهای جمعه
اهمیت زیارت امام حسین(ع) و امام رضا(ع)
بحث دعا
ادامهی بحث؛ توسل، روحِ دعاست؛ حب امیرالمؤمنین علی(ع) بابِ اولِ دعاست
الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه میداریم که زنده هستیم و امسال به ما فرصت معاشرت با این دو ماه بسیار پرعظمت را دادی. ما در قیامت امیدمان به نماز و روزهمان نیست، امید قیامتمان به دو چیز است: یکی به زیارت امام حسین(ع) و یکی به حضور و اشک ریختن در مجالس ابیعبدالله الحسین(ع) است.
امروز کشکولهای گداییمان را آوردیم. خانواده، خانوادهی کرم هستند و پایان این ایام به دست امام رئوف است و حتماً ما را دستخالی نمیفرستند و نام ما را مینویسند و حتماً امشب چیزهای زیبایی را برایمان امضا میکنند و به ما به جهت این قدمهای کوتاه و قلیل مرحمت میکنند.
شب جمعه است و شب آخر ماه صفر و بحث ما هم متفاوت است.
بعضی از مستحبات از ویژگیهای خاصی در قرآن مجید برخوردار هستند. خداوند در قرآن میفرمایند که روز قیامت صدقاتی که شما در دنیا میدهید سایهبان شما در روز قیامت است. (روز قیامت سایهبان وجود ندارد و هوا گرم است، عرق فراوان است، روز طولانی است) آیهی قرآن میفرماید که صدقه بدهید تا در روز قیامت زیر سایهبان قرار داشته باشید؛ یعنی اثر نماز و روزه و حج، چیز دیگر است. اگر کسی در روز قیامت به دنبال سایهبان است، باید در دنیا صدقه بدهد. حالا این صدقه ممکن است لباس، خریدن آبرو، قرض دادن، حل مشکل کردن و … باشد که برایش آنجا سایهبانی بالای سر او میشود و او را از گرما و حرارت آخرت دور میدارد. برای همین به ما گفتهاند که برای پدر و مادری که از دنیا رفته اند و امواتی شما دارید، حداقل شب جمعه به شب جمعه صدقه بدهید. صدقه برای این نیست که فقط بدن ما را سالم نگه دارد و بگوییم اموات ما که از دنیا رفتهاند احتیاج به صدقه ندارند بلکه صدقه سایهبان آن طرف است.
از مستحبات عالی شبهای جمعه، مکرر بر پیامبر اکرم(ص) صلوات فرستادن است؛ اما صلواتی که برکت دنیا و آخرت، برکت مادی و معنوی، طول عمر، حفظ آبرو، عاقبتبهخیری و قبولی اعمال همه را در خود دارد، 92 مرتبه تلاوت آیهی صلوات و به دنبالش ختم صلوات است:
«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَى النَّبِی یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً اللّهم صَلِّ على محمدٍ و آل محمدٍ و عَجِّل فَرَجَهُم»
روایت است که اگر اول ماه بخوانی، تا آخر ماه بیمه هستی؛ و اگر اول سال بخوانی، تا آخر سال بیمه هستی؛ اول صبح بخوانی، تا آخر شب بیمه هستی؛ و به نیابت کسی بخوانی، خداوند تبارکوتعالی خیرات و برکات همهی آنها را که گفتم به او ارزانی خواهد کرد؛ و یکی از ابواب نجات برای عالم برزخ است.
روایت داریم از قول امام موسی کاظم(ع) که فرمودند: چون قیامت برپا میشود، خداوند تبارکوتعالی دو منبر در صحرای محشر قرار میدهد و بر منبر اول چهار نفر از پیامبران اوالعزم هستند، (نوح(ع)، ابراهیم(ع)، موسی(ع)، عیسی(ع)) و اوصیا و جانشینانشان و تمام زوّارشان که قبور آنها را زیارت کردند، گرد آنها جمع هستند (کسانی که موسی(ع) و هارون را زیارت کردند و در حیاتشان و یا بعد از حیاتشان بودند، آنجا دور آن پیامبر جمع هستند). بر منبر دیگر، رسول اکرم(ص) به همراه امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) هرکدام بر پلهای نشستهاند و بقیهی ائمه(ع) هرکدام به مراتب بر پلهای پایینتر نشستهاند و تمامی زوّارشان گرد آنها جمع هستند (میلیاردها انسان آنجا گرد امام حسین(ع) جمع هستند که زائران حسین بن علی(ع) هستند. صدها زائر گرد امام حسن مجتبی(ع) جمع هستند)؛ اما گرد وجود علی بن موسی رضا(ع) زواری که جمع هستند، نورانیترین و بلند مرتبهترین و والامقامترین و خالصترین شیعیانی هستند که در دنیا زندگی کردند. هیچ کدام از آن زوار، نور و والایی مقامِ زوار امام رضا(ع) را ندارند، سپس امام تأکید کردند که زوار پسرم علی بن موسی رضا(ع) نابترین و خالصترین شیعیان اهلبیت عصمت و طهارت هستند.
در ادامهی حدیث حضرت فرمودند: هنوز حساب تمام نشده و هنوز سفرهی شفاعت گسترده نشده است، در ملأ اعلی سفره پهن کردهاند و پسر من علی بن موسی رضا(ع) نشسته و تمام زوّارش گرد او از آن مکان بلند به قیامت و صحرای محشر نگاه میکنند.
اما دربارهی زیارت امام حسین(ع): از اول ماه محرم بسیار ثواب زیارت امام حسین(ع) را شنیدهاید، آمرزش و مغفرت میدهد، عمر را طولانی میکند، مال را زیاد میکند، عزت و آبرو دارد و …
اگر به شما بگویند که یک کاری است که اگر انجام بدهی الیالابد تا روز قیامت همسایهی پیامبر(ص) هستی چقدر مایه میگذاری؟
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: آنهایی که میخواهند روز قیامت با منِ پیامبر همسایه باشند، در دنیا قاتلان حسین(ع) را لعن کنند.
مگر پیامبر(ص) در رضوان و خُلد و جنت است؟ پیامبر(ص) فی ملأ اعلی سکنی دارند. بهشت برای امت پیامبر(ص) است نه خود ایشان.
60 روز است که دویدی، هر کجا پرچم بوده رفتی و بر امام حسین(ع) گریه کردی.
دنبال چه هستی؟
شب جمعه شب زیارتی امام حسین(ع) است. نیت کن که یک بار اینگونه به زیارت برویم:
روایت داریم که چهار هزار فرشته غبارآلود و خاکآلود گرد قبر مطهر ابیعبدالله(ع) مُدام صلوات میدهند و گریه میکنند. این فرشتگان روز عاشورا آمدند کنار گودال قتلگاه و گفتند: حسین جان! کمک کنیم؟
امام فرمودند: نه من قرار است این راه را تنها بروم.
وقتی حسین بن علی(ع) شهید شدند، خودشان را به خاک گودال قتلگاه مالیدند و مو پریشان از خداوند خواستند که همانجا تا قیامت بمانند؛ و بر امام حسین(ع) صلوات میفرستند و گریه میکنند.
به ما هم فرمودهاند که به زیارت امام حسین(ع) بروید و در تمام مسیر زیارت، با بغض در گلو، غصهدار، برآشفته حال، پریشان، گرسنه و تشنه بروید برای اینکه امام شما اینگونه بود؛ امامتان تشنه، گرسنه، غمگین، داغدیده و غبارآلود بود.
وقتی رسیدید کربلا، یک جای خاکآلود را پیدا کنید و صورتتان را به خاکها بمالید چون به زیارت کسی میروید که صورتش خاکآلود بود. اگر نتوانستید این کار را بکنید، رسیدید به درب حرم، سجده کنید و صورتتان را زمین بگذارید و سپس وارد حرم شوید.
وقتی به زیارت رفتید چه میخواهید؟
راوی میگوید که با دو گوش خودم شنیدم که ابیعبدالله(ع) فرمودند: اگر کسی یک قطره اشک خالصانه برای من بریزد، بداند که شفاعتم را برای او ذخیره کردم و من او را تنها نمیگذارم، نه در دنیا و نه در آخرت و برزخ.
امام حسین(ع) فرمودند: هر کس بر من گریه کند، خداوند برای او دیه گذاشته است.
پرسیدند: یا بن الرسولالله دیهی آن چیست؟
امام حسین(ع) دست را بر سینه گذاشتند و فرمودند: من دیهی اشکهای او هستم؛ و خدا من را به او میدهد و من را با او همنشین میکند و بعد از آن، من و او از هم جدایی نداریم.
خاصیت همنشینی با ابیعبدالله(ع) آمرزش گناه است. وقتی از زیارت امام حسین(ع) برمیگردید، بر شانهتان میزنند و میگویند: گذشتهها گذشت، تو مهمان امام حسین(ع) هستی و در معیت ایشان قرار داری.
اثر زیارت علی بن موسیالرضا(ع) چیست؟
اثر زیارت امام رضا(ع)، هدایت است. نمیشود که کسی به حرم امام رضا(ع) برود و همانطور که رفته است، برگردد. چراغ هدایت، چراغ صراط المستقیم، چراغ معارف دین و رخت انسانیت را در حرم امام رضا(ع) به تن من و شما میکنند.
چرا در میان زیارت چهارده معصوم به زیارت این دو امام اینقدر سفارش کردهاند؟ خاصیت زیارت امام حسین(ع) و امام رضا(ع) چیست؟
امام جعفر صادق(ع) فرمودند: در عالم ذر وقتی خداوند، ائمه را بر کُرسی امامت نشاند، تمام انسانها در معیت ائمه قرار گرفتند؛ عدهای با امیرالمؤمنین(ع)، عدهای با امام حسن(ع) و… و شدند رعیت ائمه.
همهی ما محب و عاشق هستیم، این جدا است؛ اما آنها شدند کارگزار. 72 تن شدند کارگزار حسین بن علی(ع) و در کربلا کشته شدند. من و تو رعیت امام حسین(ع) نیستیم، من و تو عاشق و محب امام حسین(ع) هستیم. من و تو رعیت امام رضا(ع) نیستیم، آنهایی هستند که خالصانه در زمان امام رضا(ع) کمک و یاور امام رضا(ع) بودند. من و شما رعیت امام زمان(عج) هستیم چون ما در زمان امام زمان(عج) آمدهایم. کار من و شما سختتر است چون امام ما در غیبت است. آنها امامشان را میدیدند، ما یتیمان امام زمان(عج) هستیم.
«انسان» از «نسیان» میآید امام میفرمایند: وقتی به دنیا آمدیم، من و شما وقتی طولانی بودن غیبت را دیدیم، موضوع اصلاً یادمان رفت و مشغول دنیا شدیم؛ و یادمان رفت که ما باید تربیت بشویم برای کمک کردن امام زمان(عج) است. امام زمان(عج) زینب و سکینه و رقیه میخواهد که باید از بین من و شما تربیت شود. او آماده است و تا رعیت آماده نشود اقدام نمیکند. طبق فرمودهی امام صادق(ع)، جبران این فراموشی، زیارت امام حسین(ع) و امام رضا(ع) است.
ای انسان فراموشکار که یادت رفته چگونه باید تربیت بشوی و رعیت چه کسی هستی! آیا رضایت امامت را به دست آوردی؟
خادم امام رضا(ع) بود و تعریف میکرد که 60 سال صبح به صبح حرم امام رضا(ع) را جارو میکردم و دلم نمیآمد برای مسافرت و زیارت جایی بروم. مریض شدم و من را به بیمارستان بردند. آنجا خواهش کردم که اتاقی به من بدهند که گنبد امام رضا(ع) را ببینم. اتاقی به من دادند که دو تخت داشت و مریض دیگری هم در آن اتاق بستری بود. هر روز به ملاقات من میآمدند و همه من را در مشهد میشناختند و اتاق شلوغ میشد؛ اما هیچ کس به ملاقات مریض هماتاقی من نمیآمد. یک روز از او پرسیدم از کجا آمدهای؟ گفت از فلان روستای دور. در آنجا چوپان هستم. پرسیدم کسی را نداری؟ گفت پدر و مادرم از دنیا رفتهاند، زن و بچهدارم ولی پول ندارند که به ملاقاتم بیایند.
چند روز بعد، روز ملاقات که شد، من دیدم به اندازهی دو تا اتوبوس به اتاق ما برای عیادت مرد روستایی آمدند و با مرد شوخی کردند و برایش وسیله آوردند. ملاقاتکنندگان که رفتند به مرد گفتم تو که گفتی کسی را نداری! مرد گفت: گفتم کس و کار ندارم اما نگفتم که ارباب ندارم.
آنقدر گفت اربابم… اربابم… که دل من گرفت، رو کردم به سمت گنبد امام رضا(ع) و گفتم: آقا! 60 سال است که جاروکش حرمت هستم. ملحفه را رویم کشیدم و بلندبلند گریه کردم. دستی خورد به شانهام، فکر کردم پرستار است. گفتم: من کاری ندارم. گفت: با هیچ کس؟ با امام رضا(ع) هم کار نداری؟ ملحفه را کنار زدم و دیدم وجود مقدسشان مانند خورشید و با یک شاخه گل ایستادهاند و به من فرمودند: مشهدی تو هم ارباب داری؛ اما به من بگو من چطوری در این دنیای کوچک برایت جبران کنم؟! باید بیایید آنطرف و ببینید که اربابهایتان چه سفرهای برایتان پهن کردهاند.
در میان ائمه، یک نفر است که صدایش بزنی، خودش میآید آنهم امام رضا(ع) است؛ که کسی را نمیفرستند و خودشان میآیند.
شب جمعه، شب دعا کردن است. چه دعایی بخوانیم؟
دعا اثر دارد. جراح فرانسوی در زمان آیتالله میلانی برای جراحی ایشان به ایران آمد و آیتالله میلانی را عمل کرد. وقتی ایشان میخواستند به هوش بیایند، چیزهای میگفتند. جراح خواست که برایش ترجمه کنند. گفتند که ما یک دعا داریم به نام دعای ابوحمزه ثمالی که از زبان امام زینالعابدین(ع) است او دارد آن دعا را میخواند و دعا را برایش معنا کردند.
جراح زانو زد و نشست و گفت من اسقف اعظم را در ایتالیا جراحی کردم، وقتی به هوش میآمد، سخنان لغو میگفت. این آقا چه کسی است که با این جملات باخدا اینگونه حرف میزند؟ گویا مسلمان شده باشد بر اثر همین دعا؛ و وصیت کرد که بعد از مرگم من را ببرید در شهری که این آقا دفن است.
امیرالمؤمنین(ع) شب جمعهای میرفتند و دیدند که مردی دارد دعای طولانی میخواند. حضرت ایستادند و اسمش را صدا کردند و فرمودند: فلانی یادت باشد و یقین بدان آن خدایی که دعاهای بلند را میشنود و جواب میدهد، دعاهای کوتاه را هم میشنود و اجابت میکند. آن خدایی که صداهای بلند را میشنود، نجوا را هم میشنود و آن خدایی که نجوا را میشنود از ضمیرها هم باخبر است.
مرد پرسید: آقاجان! چه بخوانم؟
حضرت فرمودند: چهار جمله یادت میدهم که تمام دعاها فشردهاش میشود این چند جمله:
«اَلحَمدُللهِ عَلی کُلِّ نِعمَةٍ وَ اَسئَلُ اللهِ مِن کُلِّ خَیرٍ وَ اَعُوذُ بِاللِّه مِن کُلِّ شَرٍّ وَ اَستَغفِرُ اللهَ مِن کُلِّ ذَنبٍ»
خدایا! هر کس پیش کسی میرود به امید لطف و احسانش میرود، من هم در این شب جمعه به امید خیرات بر در خانهی تو آمادهام. به این امید آمدم که از تو جایزه بگیرم. حالا که توفیقم دادی، دستخالی من را برنگردان. خدایا! هیچ کاری هم نکردم و هیچچیز نیاوردم و خیلی زود هم میخواهم.
خود خدا در سورهی بنیاسرائیل یادمان داده است: «إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِکمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» هر چه خوبی میکنید برای خودتان. اگر میخواست بگوید که خوبیهایت برای خودت، بدیهایت هم برایت خودت، میفرمود: وَ اِن اَسَأتُم فَعَلَیها. اما فرموده است خوبیهایت برای خودت و بدیهایت فَلَهَا. امام رضا(ع) معنا کردند که این فَلَها یعنی: ربّ یَغفِرُ لَها؛ خوبی کردی برای خودت ولی اگر بدی کردی یک خدا داری که میبخشد؛ و این معنای این آیه میشود. او را صدا بزن.گردنت را جلوی او کج کن.
این توضیح مانند این است که: پدری به فرزندش پولی بدهد تا کار کند و بگوید هرچه کار کردی برایت خودت اما اگر ضرر کردی، با خودت است. اما پدری میگوید اگر سود کردی برای خودت اما اگر ورشکسته شدی، باز هم از تو حمایت میکنم.
خداوند میگوید: ورشکست شدی؟ جوانیات را باختی؟ صدایم کن کمکت میکنم، پاکت میکنم.
این مهربانیِ خداوند در امام رضا(ع) تجلی کرده است.
آن زمان ایران بیشتر سنی بودند و شیعه کم بود؛ و دلیل شیعه شدن ایرانیها مزار امام رضا(ع) است. انقدر سنیهای دردمند و مریض به قبر امام رضا(ع) پناه بردند و حاجت گرفتند و شیعه شدند که مملکت ما یکسر شیعه شد.
شاهعباس وقتی مادرش برایش نذر کرد، گفت پیاده از اصفهان به مشهد بروم، اطرافیانش گفتند شما شاه هستید چرا پیاده بروید؟ شاهعباس به شیخ بهایی گفت چهکار کنم؟ شیخ بهایی گفت: استخاره به قرآن کنید؛ و آیه آمد: تو داری به وادی مقدس طوا میروی، نعلینهایت را هم بِکَن. وقتی مردم دیدند که شاه مملکت پیاده و پابرهنه میرود به زیارت امام رضا(ع)، دنبالش رفتند و شیعه در مملکت جا افتاد.
امام رضا(ع) وقتی به ایران آمدند سه ماه در نیشابور مانده بودند. یک روز حمام را قرق کردند که حضرت به حمام بروند. همراهان امام رفتند تا غسل کنند و غسلکرده به امام خدمت کنند. در زمانی که آنها نبودند، مرد ناشناسی از گرمخانه آمد و دید جز یک نفر کسی نیست و امام را نشناخت. گفت: میشود برای من کیسه بکشید؟ امام کیسه کشیدند. آنها آمدند و این صحنه را دیدند. به مرد گفتند: خجالت بکش، ایشان امام رضا(ع) است. هر چه التماس به امام کرد که امام جسارت شد من نفهمیدم، امام گفتند من باید تا آخر کیسه را بکشم (بگذاری کارم را تمام کنم).
شب جمعهشب دعا است و ما هر کاری که انجام میدهیم، روح نیاز دارد. روح دعا، توسل است؛ و دعا بدون توسل نمیشود.
موسی(ع) به خدا رو کرد و گفت: خدایا! بندهای چند روز سر به آسمان است؛ ندا آمد رگ کردنش هم ببرد جوابش را نمیدهم چون از دری که من گذاشتم وارد نشده است.
درِ دعا چند تا است. باب اول دعا، حب علی بن ابیطالب(ع) است.
امام علی(ع) فرمودند: اگر کوه، من را دوست داشته باشد، بر اثر محبت من، به روی زمین میخوابد. (اگر در دل کسی کوه کفر و بغض، کوه خودبینی و تکبر، کوه فساد اخلاق و کوه معصیت و… باشد و محبت علی(ع) را به دل بگیرد، تمام آنها با این محبت منهدم میشود.)
مگر قرآن نمیخوانیم: «وَ استَعینوا بِالصَبرِ وَ الصلوة» در تمام امور زندگیات استعانت بجوی به صبر و صلوة. مفسرین معنا کردهاند: صبر، رسول اکرم(ص) و نماز، امیرالمؤمنین علی(ع) است.
نماز تنها چیزی است که آدم را از زشتی بازمیدارد. حب علی(ع) نماز است و منکرات، دشمنان علی بن ابیطالب(ع) است. وقتی محبتش آمد، باعث میشود که از دشمنان علی(ع) بیزار بشوی.
مگر امام زینالعابدین در مسجد شام نگفتند: «من پسر مکه و منا هستم، من پسر حج هستم، من پسر زکات و نماز هستم و…» حقیقت را میگفتند؛ یعنی من پسر علی(ع) هستم و امام علی(ع) همهی اینها هستند.
بدون حب علی(ع) کدام آیهی قرآن را میشود عمل کرد؟
شیخ عبدالله پیاده، تک پسر یکی از والیهای لُر بود و مالدار بود. یکباره همه را گذاشت کنار و عشق امام علی(ع) زد به سرش و چیزی شد، در استخاره بیبدیل شد و یک «یا علی» میگفت و قرآن را باز میکرد و زیروبم همهچیز را بیرون میریخت. او تعریف میکرد که در حرم حضرت معصومه(س) شیطان بزرگ با من کُشتی گرفت و دست به گردن شدیم گاهی من او را میزدم و گاهی او من را میزد. من را زمین خواباند و نزدیک بود که پشتم را به خاک بزند، من ناچار و مستأصل فریاد زدم «یا علی» ناگهان وضع برگشت و او افتاد و من بر سینهاش سوار شدم. این عارف ربانی میگوید و الله محبت علی(ع) تمام کینههای شیطانی را منهدم میکند.
از در باید وارد شویم، دعا وسیله است؛ و درِ اول، محبت علی بن ابیطالب(ع) است.
دنیا دریای عمیقی است و اگر کسی در دریا غرق بشود به یک طناب پاره میچسبد تا نجات پیدا کند. خداوند ریسمان انداخته است که ما را بالا بکشد و نماز و روزه و واجبات تا آسمان اول ما را بالا میبرد؛ اما حب علی(ع) من و تو را تا خود خدا بالا میبرد. دست از حضرت علی(ع) و محبتش برنداریم.
اهلبیت(ع) هم در دارند. یک در وسیع امام حسین(ع) دارند که دربانش حضرت ابوالفضل(ع) است که همه از این در وارد میشوند اما امام حسین(ع) یک حیاطخلوت هم دارند که از این در، خصوصیها میروند داخل. آنهایی که میخواهند خود امام حسین(ع) به استقبالشان بروند، از آن در خصوصی وارد میشوند. از آن در اگر میخواهی وارد شوی، نام آن باب حیاطخلوت، علیاصغر امام حسین(ع) است.
پیامبر اکرم(ص) هم در دارند. درِ علمشان امیرالمؤمنین(ع) است. پیامبر اکرم(ص) هم یک حیاطخلوت دارند و از آن در بخواهی وارد شوی، آن در، پهلوی شکستهی حضرت زهرا(س) است، باید پیامبر(ص) را به پهلوی خانم قسم بدهی تا به تو اجازه بدهند و از آن کد وارد شوی.
امام رضا(ع) هم در دارند. یک در، زیارتشان است. وقتی به حرم رفتی، برو سینهات را بچسبان به ضریح، آن وقت دری به سینهات از ضریح باز میشود که اصلاً فکرش را نمیتوانی بکنی. حضرت یک در حیاطخلوت دارد که خواهرشان حضرت معصومه(س) است.
چرا شدند ابابکر و عمر؟ برای اینکه از در وارد نشدند. همه پای منبر پیامبر(ص) نشستند و همه همان کلمات را شنیدند، همه دست پیامبر(ص) که علی(ع) را معرفی کردند دیدند و شنیدند که پیامبر(ص) فرمودند کسی باید بعد از من جانشین من باشد که همتای قرآن باشد. قرآن علم است، قرآن نور است جانشین من باید نور قرآن داشته باشد؛ قرآن میزان است، او باید میزان قرآن باشد؛ قرآن کتاب پاک است، او باید پاک باشد؛ قرآن هدایتگر است، او باید هدایتگر باشد؛ قرآن شفیع محشر است، او هم باید مقام شفاعت داشته باشد؛ بعد هم اشاره کردند و دستشان را گذاشتند روی سر امیرالمؤمنین علی(ع) و فرمودند: جز علی و اولاد علی(ع) کس دیگری دارای این مقامات نیست.
با پیامبر(ص) مکه بودند و حضرت ایستادند پای کعبه و کسانی که به حضرت فاطمه(س) آسیب زدند اطرافشان بودند. حضرت فرمودند: مرحبا به بیتالله چقدر بزرگ است و مرحبا به بزرگیات و آنگاه سر تکان دادند و فرمودند به خدای لا شریک له که محمد را به نبوت مبعوث کرده و قرآن را بر قلبش نازل کرده قسم که حرمت مؤمن از تو عظیمتر است. سپس پیامبر(ص) فرمودند: تو یک حرمت داری و آن، این که خانهی خدا هستی و طوافت میکنند در حالی که مؤمن سه تا حرمت دارد: 1. مالش حرمت دارد 2. خونش حرمت دارد. 3. شأنش حرمت دارد.
حضرت فاطمه(س) مؤمن نبود؟! اول حرمت مالش را شکستند و فدک را از او گرفتند. وقتی قباله را گرفت، آب دهان انداخت! مؤمن خونش حرمت دارد آن هم یک مؤمن معمولی، آیا فاطمه(س) مؤمن نبود؟! باردار نبود؟! داغ ندیده بود؟!
هنگامی که پیامبر(ص) در خانهی حضرت زهرا(س) بودند و جبرئیل وحی میآورد، جبرئیل در کوچه میایستاد و صدا میکرد: «السلام علیک یا اهلبیت النبوة» نه یکبار بلکه سه بار. حضرت میفرمودند: فاطمه جان! جبرئیل است وحی آورده است. اگر جوابش را ندهی و تعارف نزنی، برمیگردد. آن وقت آنها با لگد این در را شکستند و وارد شدند!
آنها که همه سخنان پیامبر(ص) را شنیدند، چرا اینگونه شدند؟
تفاوت در ظاهر عملکرد نیست، تفاوت در علم و شناخت و دانستن نیست، این تفاوت در «نیت» است. نیت یک عده در عمل و شنیدن و فهمیدن و عبادت و جهاد و… «منافقانه» و «ریاکارانه» است و در نیت دیگران، «اخلاص» است. اهلبیت(ع) مؤمن مخلص را میخواهند.
شرافت انسان به «عمل» است؛ و شرافت عمل به «اخلاص» است. قرآن 99 مرتبه اسم انسان را آورده است. این نشان میدهد که انسان چقدر ارزشمند است. علاوه بر این 99 مرتبه، یک سوره به نام انسان آمده که در این سوره، لُب اخلاص و بذر اخلاص و معنای اخلاص در بندگی خدا در یک آیه آمده است.
اخلاص چیست؟ طعام دادن به فقیر و یتیم و اسیر برای وجه خدا، اخلاص یعنی عمل «لِوَجه الله»، برای رضای خدا و نه برای هیچچیز دیگر، فقط برای محبت خدا.
عبادتهای خدماتی، ارزش بیشتری دارند. گرسنه سیر کردن باارزش است به شرط این که بر محبت و عشق خدای تبارکوتعالی باشد؛ و نتیجهاش میشود این که آن آدم هدایت میشود به ولایت اهلبیت(ع). تفاوت عمر و ابوذر اینجاست. اینها «لِوَجهِ الله» عمل میکنند و آنها ریاکارانه عمل میکنند.
وقتی با اخلاص در عمل به در خانهی اهلبیت(ع) هدایت شدی، آن وقت اهلبیت(ع) به تو کار میدهند یعنی انجام کارهایی را به تو میسپارند؛ و نباید بترسی. مثلاً اگر کسی قرض میخواهد یا گرسنه است یا مشکلی دارد، خدا او را سمت تو می فرستد. اگر امام زمان(عج) کسی را به در خانهات نفرستاد، بترس.