بسم الله الرحمن الرحیم

یافاطمة الزهرا اغیثینی

نوزدهم ماه رمضان، ۴ خرداد ۹۸

 

 

محورهای سخنرانی:

اهمیت اعتکاف دهه‌ی آخر ماه مبارک رمضان

گریه، بالاترین کار در دهه‌ی آخر ماه رمضان

توضیحاتی در باب گریه

گریه بر مظلوم

ادامه‌ی بحث دعا؛ دعا عبادت است

فقط و فقط از خدا بخواهیم

چگونه چگونه دعا کنیم و خدا را بخوانیم؟

اجازه از امام زمان در وقت دعا و در همه‌ی امور؛ چرا برای سلامتی امام زمان دعا می‌کنیم و صدقه می‌دهیم؟

در باب اهمیت محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و اولادش

 

 

اهمیت اعتکاف دهه‌ی آخر ماه مبارک رمضان

از امشب یعنی شب بیستم ماه مبارک رمضان، پیامبر اکرم(ص) در مسجد، اعتکاف دهه‌ی‌ آخر را شروع می‌کردند و در این دهه به منزل نمی‌رفتند و افطار را هم در مسجد می‌آوردند و تناول می‌کردند. ایشان حصیری در مسجد داشتند و ساعتی روی آن می‌خوابیدند و استراحت می‌کردند به‌گونه‌ای که دنده‌های حصیر روی بدن ایشان رد می‌انداخت و پوستشان را قرمز می‌کرد. دوستان پیامبر دلشان ‌سوخت و روی آن، پارچه‌ای انداختند اما پیامبر(ص) ناراحت شدند و فرمودند چرا این کار را می‌کنید؟ بگذارید این دهه من نتوانم راحت بخوابم و این دهه را دهه‌ی اعتکاف قرار بدهم.

ماه رمضان ماه فرصت‌های معنوی است و در میان این فرصت‌ها ما چند شب طلایی داریم که شب‌های جمعه آن، شب عید فطر، شب‌های قدر و شب‌های دهه آخر ماه هستند.

همیشه سعی کنیم هر در خیری که پیش روی ما باز می‌شود، از آن وارد شویم. به ما فرموده‌اند سالک در چند چیز تنوع دارد، یکی از آن چند چیز تنوع در خیرات است؛ یعنی هر جا باب خیری باز می‌شود، ما هم در آن به قدری سهیم شویم. حال این خیر، دعا باشد، انفاق باشد یا هر چیز خیر دیگری باشد. این تنوع در ذکر هم هست که خوب است ایام مختلف ذکرهای متفاوت بگوییم و گردشی در اذکار خداوند داشته باشیم. همین‌طور تنوع در توسل است که هر ایامی به یکی از ائمه یا بزرگواران دیگر متوسل می‌شویم و این‌گونه در کارهای خیر تنوع خواهیم داشت.

گریه، بالاترین کار در دهه‌ی آخر ماه رمضان

اگر از من حقیر بپرسند به تجربه‌ی این چندین سال تحقیق، اسمی برای این دهه‌ی آخر بگذار، من آن را می‌گذارم بهار «گریه» و «بهار اشک». در این دهه، کاری که اشک بر اثر توبه و خوف خدا و توسل و مصائب اهل‌بیت(ع) می‌کند هیچ چیز دیگری قادر به انجامش نیست. گریه یک واقعیتی است که خدا در خلقت ما قرار داده و اساس و ریشه‌اش را بیتابی دل قرار داده است. حال چه این بیتابی از شادی باشد، چه از ناراحتی. بنابراین گریه علامت بیتابی دل است. گریه حقیقتی است که انبیا و اولیای خدا در موارد مختلف با آن سروکار داشتند مخصوصاً به هنگام سحر و مناجات و راز و نیاز با خداوند.

پیامبر اکرم(ص) از چند چیز به خداوند پناه برده‌اند: از دلی که قساوت دارد و از چشمی که اشک ندارد؛ و سپس فرمودند: وقتی بلند می‌شوی نماز شب بخوانی سعی کن اشک بریزی؛ سپس فرمودند: حتی اگر نمی‌شود سعی کن خودت را به گریه بزنی و حالت گریه بگیری.

امیرالمؤمنین(ع) در نخلستان‌ها چنان از خوف خداوند گریه می‌کردند و غش می‌کردند که یکی از دوستان روزی در خانه حضرت زهرا(س) خبر آورد که علی(ع) از دنیا رفت. حضرت زهرا(س) فرمودند: در چه حالی بود؟ مرد عرض کرد: در حال مناجات، چنان گریه کرد که افتاد و من به ایشان دست زدم هیچ تکانی نخوردند. حضرت زهرا(س) فرمودند: او از خوف خداوند و گریه‌های شدید به این حال درمی‌آید و ساعتی بعد به هوش می‌آید.

شبیه این حال را اولیای خداوند و مؤمنین هم دارند. مرحوم خانم مالک که من ده سال با ایشان زندگی کردم، شاید یک شب نماز شبشان قضا شده باشد. ده سال ایشان نیمه‌شب سر به دیوار اتاق می‌گذاشتند و چنان گریه می‌کردند که من می‌گفتم خانم اگر کسی نیمه‌شب از اینجا رد شود فکر می‌کند اینجا کسی مُرده است. ایشان می‌گفتند درست است مُرده است، من دل خوبی داشتم که مُرده است و دارم کنار جنازه‌ی دلم عزاداری می‌کنم.

توضیحاتی در باب گریه

گریه، در مکتب پیامبر(ص) و اولیای خداوند به عنوان دارویی برای برخی از گناهان تجویز شده است: برای قلبِ قساوت گرفته شده، برای دلِ سنگ شده، برای کسی که در گنه‌کاری جَری شده، برای کسی که راه انسانیت را گم کرده است و دنبال شفا می‌گردد، همچنین برای کسی که دلش تنگ امام زمان(عج) است گریه دارو است. امروزه در برخی کشورها دکترها گریه‌درمانی را برای شفای برخی بیماران تجویز می‌کنند.

مولوی می‌گوید:

تا نگرید ابر کِی روید چمن*** تا نگرید طفل کِی جوشد لَبَن

گر نگرید کودک حلوا فروش***بحر رحمت درنمی‌آید به جوش

شاعری دیگر می‌گوید:

گریه بر هر درد بی‌درمان دواست***چشم گریان چشمه‌ی فیض خداست.

اما برای چه گریه کنم؟ در دعای کمیل امیرالمؤمنین(ع) ناله می‌زنند: خدایا! برای کدام مصیبتی که پیش رو دارم گریه کنم؟ آیا برای عذاب الیم‌ات گریه کنم و شدت آن عذاب؟ یا برای بلا (بلای ورود به قبر و برزخ و قیامت و حساب) و طولانی بودن آن؟

امام سجاد علیه‌السلام در دعای ابوحمزه ثمالی عرضه می‌دارد: خدایا! برای چه گریه کنم؟ آیا برای لحظه‌ی ‌مُردنم گریه کنم که روح از بدنم خارج می‌شود؟ یا برای تاریکی قبرم؟ یا برای تنگی لحدی که رویم می‌چینند؟ یا برای سؤال نکیر و منکر گریه کنم؟ یا برای لحظه‌ای که عریان و خار وارد محشر می‌شوم و بار سنگینی بر پشتم است؟

گریه بر مظلوم

اما در کنار این‌ها، گریه‌ای است که اگر بریزی همه‌ی این‌ها را در خود جای می‌دهد و آن، اشک بر مظلوم است. فرمودند: اگر کسی مصائب ائمه را یاد کند و بر آن‌ها گریه کند روز قیامت با ما اهل‌بیت هم‌درجه خواهد بود و آن‌جا که ما هستیم او را می‌بریم، بگرید و دیگران را هم بگریاند.

راوی می‌گوید خدمت امام صادق علیه‌السلام رسیدم. ایشان فرمودند: تو عراقی هستی، تو به کربلا زیارت قبر جدم می‌روی؟ گفتم آقا خطرناک است، من را همه می‌شناسند و خیلی خطرناک است. امام فرمودند: یاد مصائب حسین(ع) که می‌کنی گریه می‌کنی؟ گفتم: آقا چنان گریه می‌کنم که آب و غذا نمی‌توانم بخورم. امام فرمودند: رحمت خدا بر اشک‌هایت.

این اثر گریه بر مظلوم است.

وقتی حضرت زهرا(س) در بستر بودند و امیرالمؤمنین(ع) بالای سر ایشان اشک می‌ریختند، حضرت زهرا(س) دستشان را آوردند و اشک‌های امام را پاک کردند و به صورتشان ما‌لیدند و فرمودند پدرم گفته اگر اشک مظلوم به پوست کسی برسد خدا آن پوست را جهنم نمی‌برد، از تو مظلوم‌تر علی جان در عالم کسی را نمی‌شناسم.

ادامه‌ی بحث دعا؛ دعا عبادت است

یکی از چیزهایی که در ماه مبارک رمضان بسیار سفارش شده است، دعا کردن است؛ مخصوصاً دعا کردن در دهه‌ی آخر باید سرعت بیشتری داشته باشد.

باید با خود ببینم که به درگاه خدا «بنده» هستم یا انسان «متکبر»؟

یکی از آیات عجیب قرآن سوره‌ی غافر آیه‌ی شصت است که می‌فرماید: «و َقالَ رَبُّكُمُ ادعوني أَستَجِب لَكُم إِنَّ الَّذينَ يَستَكبِرونَ عَن عِبادَتي سَيَدخُلونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ» خداوند گفت بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را، کسانی که از عبادت من استکبار و گردنکشی کنند آن‌ها را با خاری داخل جهنم می‌کنیم.

این آیه اهمیت دعا را نشان می‌دهد؛ که اول به مؤمنان سفارش دعا می‌کند و بعد می‌فرماید کسانی که استکبار می‌ورزند و می‌گویند ما نیاز نداریم به دعا، آن‌ها را با خاری به داخل جهنم می‌کنم. در ابتدای آیه‌ می‌فرماید: «وَ قال ربُّکُم»، این «رَب» اسمی است که مهربانی خدا، محبت خدا و تربیت‌کنندگی خدا را می‌رساند پس در ابتدا بسیار زیبا شروع می‌کند و می‌گوید آن خدایی که دوستت دارد و معلم توست به تو می‌گوید دعا کن و من را صدا بزن و از من بخواه. از بزرگ‌ترین راه‌های تربیت این خدایی که می‌خواهد انسان را تربیت کند، این است که او را امر کرده است که من را بخوان. نکته‌ی بعدی اینکه هم انسان را دعوت کرده به دعا و صدا کردن و هم وعده داده به اجابت و هم دعا را عبادت محسوب کرده است.

با خود فکر کن که دوست داری هم‌سلیقه‌ی چه کسی شوی و هم‌نشین چه کسی باشی؟

حضرت زهرا(س) نزد پیامبر(ص) آمدند و عرضه داشتند: پدر جان! دعایی به من بفرمایید که خیر دنیا و آخرت باشد؛ که پیامبر فرمودند:

«رَبَّنا آتِنا فِی‌الدُنیا حَسَنَه وَ فِی‌الآخِره حَسَنَه»

حال خدا می‌فرماید فاطمه با دست پر به پیشگاه من دست به دعا برمی‌دارد و در قنوت این چنین دعا می‌کند حال تو ای بنده با دست خالی‌ات بیا و با فاطمه هم‌سلیقه شو و این‌گونه دعا کن، من هم تو را هم‌نشین زهرا می‎‌کنم.

اما در ادامه‌ی آیه می‌فرماید کسانی که به درگاه من دعا نمی‌کنند و احساس می‌کنند خودشان از پس همه چیز برمی‌آیند از عبادت من استکبار ورزیده‌اند. در واقع از اینجا برداشت می‌کنیم که دعا عبادت است.

فقط و فقط از خدا بخواهیم

به ابتدای آیه 60 سوره‎ی غافر دوباره توجه کنیم که فرموده است: «من را بخوانید» یعنی مراقب باشیم فقط از خدا بخواهیم. هیچ چیزی جز خدا نگذاریم در دلمان باشد.

در بسیاری از سوره‌های قرآن در آیه‌های مختلف خداوند فرموده است: فقط من را بخوانید.

در جایی از قرآن می‌فرماید اگر هرچیزی را به جای خدا بخوانید، بدانید نفعی به شما نمی‌رساند و شما را به سمت هلاکت می‌برد.

در آیه‌ای دیگر فرموده است: هر کسی با امید به دیگران دعا کند، یقین بداند دعایش به هدر رفته است زیرا آنان هم مثل شما مخلوق هستند.

در جایی دیگر می‌فرماید: شما وقتی در دعا امید به دیگران داشته باشید آن‌ها قادر نیستند هیچ جوابی به شما بدهند، وقتی شما امید به کسی یا چیز دیگری دارید، من نمی‌گذارم او اصلاً صدایت را بشنود.

در جایی دیگر می‌فرماید دیگران از شما نمی‌توانند دفع ضرر کنند.

در جایی دیگر می‌فرماید نه می‌توانند شما را یاری کنند و نه خودشان را.

در جایی دیگر می‌فرماید همه مخلوقات من هستند، از شدت ناتوانی هرگز نمی‌توانند مگسی را خلق کنند.

در جایی دیگر می‌فرماید مالک و صاحب اختیارِ حتی پوست نازک هسته‌ی خرما هم نیستند.

در سوره‌ی احقاف می‌فرماید گمراه‌تر از کسانی که غیر از خدا را برمی‌گزینند، هیچ‌کسی نیست.

چگونه چگونه دعا کنیم و خدا را بخوانیم؟

حال چگونه باید خدا را بخوانیم؟ فرموده است برای خدا اسماء زیبایی است، خدا را به آن‌ها بخوانید. این اسماء زیبای خداوند در دعای جوشن کبیر، در دعای مجیر و در ادعیه دیگر آمده است. اما در کنار این‌ها امام صادق علیه‌السلام فرمودند: به خدا قسم ما اسماء حسنیِ خداوند هستیم. یعنی اگر نام ائمه را بخوانی خدا را صدا زده‌ای.

شخصی آمد نزد امام جعفر صادق علیه‌السلام و گفت: آقا! من هرچه این آیه را می‌خوانم و تحقیق می‌کنم اجابتی نیست و نمی‌رسم. امام فرمودند: به نظر تو خدا دروغ می‌گوید یا خلف وعده می‌کند؟ مرد گفت: نه. امام فرمودند: پس چرا تو دعا می‌کنی و به اجابت نمی‌رسی؟ هرکسی اطاعت خدا کند در جاهایی که خدا او را امر به دعا کردن نموده است، اگر درست و در خط دعا، دعا کند به اجابت می‌رسد. یعنی امر خدا که دعا کردن است را در جهت درستش انجام دهد. مرد گفت: من جهت را نمی‌فهمم. امام فرمودند: ابتدا حمد خدا کن قبل از دعا به خاطر نعمت‌هایی که به تو داده است، دوم شکر خدا را بکن.

حکایت است که روزی موسی(ع) به خدا عرض کرد: خدایا! چیزی در من هست که تو دوست نداشته باشی؟ خدا فرمود: بله تو یک خصلت داری که من دوست ندارم، اینکه وقتی برای قضای حاجت می‌روی، ذکر من را نمی‌گویی. موسی(ع) گفت: خجالت می‌کشم خدایا. خداوند فرمود: نه؛ حمدم کن که به چه راحتی ثقل بدنت را از بدنت خارج می‌کنم.

زمان علامه مجلسی بود. دوقلویی به هم چسبیده بودند، شکم یکی به پشت دیگری چسبیده بود. آن‌ها فقیر هم بودند و یکی در خانه‌های مردم کار می‌کرد و دیگری به کول او بود. هر دفعه علامه مجلسی آن‌ را می‌دید می‌فرمود حالت چطور است؟ می‌گفت از این بدتر هم مگر هست؟ علامه می‌گفتند بگو خدا را شکر. مدتی گذشت، آن‌ مرد آمد و گفت آقا کاش می‌گفتم خدا را شکر، حالا او که به پشتم چسبیده بود مُرده است و مُرده به کولم هست و باید مُرده‌اش را بکشم.

سقراط را برای اعدام می‌بردند و زنش گریه می‌کرد. سقراط گفت: برای چه گریه می‌کنی؟ زن گفت: چون بی‌گناه هستی. سقراط گفت: برای همین گریه نکن؛ که بی‌گناه اعدام می‌شوم و گناه‌کار نیستم.

مسئله‌ی بعدی در دعا کردن، صلوات بر پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) است. از صلوات‌های بسیار زیبا، صلوات زیر است که از امشب شروع کنید و تا آخر ماه رمضان شبی صد مرتبه بگویید:

«اَللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلِّم كَمَا تُحِّبُ وُ تَرضی»

و دیگر از باب توبه و استغفار وارد شدن است. این دعای زیبا را در باب استغفار و توبه بخوانید:

«اَللَّهُمَّ إِنَّ مَغْفِرَتَكَ أَرْجَي مِنْ عَمَلِي وَ إِنَّ رَحْمَتَكَ أَوْسَعُ مِنْ ذَنْبِي اَللَّهُمَّ إِنْ كَانَ ذَنْبِي عِنْدَكَ عَظِيماً فَعَفْوُكَ أَعْظَمُ مِنْ ذَنْبِي اَللَّهُمَّ إِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلاً أَنْ أَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ أَهْلٌ أَنْ تَبْلُغَنِي وَ تَسَعَنِي لأِنَّهَا وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ ءٍ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ»

یعنی خدایا! مغفرت تو رجحان و برتری دارد به عمل من؛ و رحمت تو وسیع‌تر از گناه من است. خدایا! اگرچه گناه من پیش تو بزرگ است، عفو و بخشش تو بزرگ‌تر از گناه من است. خدایا! اگرچه من لیاقت این را ندارم که رحمت تو شامل حال من بشود، اما رحمت تو آن‌قدر وسیع است که من هرجا بروم من را هم شامل می‌شود. خدایا! اگر من وسعت رحمت تو را ندارم، رحمت تو وسعت عالمی دارد و همه را در برمی‌گیرد. به رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان.

حال وقتی آماده برای دعا کردن شدم اول برای چه کسی باید دعا کنم؟ اول برای امام زمان(عج).

اجازه از امام زمان در وقت دعا و در همه‌ی امور

«صاحب‌الزمان» یعنی چه؟ زمان یعنی ایام و وقت؛ یعنی هر وقت و ساعتی یک صاحب دارد و بدون اجازه‌ی آن صاحب، نمی‌توانی وارد آن وقت بشوی. صاحب تمام لحظه‌ها امام زمان(عج) است. اگر می‌خواهی در هر وقتی دعا کنی یا هر کاری انجام دهی باید اول از صاحب وقت اجازه بگیری.

یکی از القاب امام زمان(عج) «صاحب‌الدار» است یعنی صاحب خانه. از این صاحب خانه و صاحب وقت باید اجازه بگیریم.

چرا برای سلامتی امام زمان(عج) دعا می‌کنیم و صدقه می‌دهیم؟

چگونه از صاحب وقت اجازه بگیرم؟ برای اجازه گرفتن، اول باید برایشان دعا کنیم، دوم باید برایشان صدقه بدهیم.

حال برای عده‌ای سؤال پیش می‌آید که مگر قرار نیست امام زمان(عج) زنده و سالم بمانند و تا روز موعود عمر کنند؟ مگر خدا حافظشان نیست؟ پس من چرا دعا برای سلامتی‌شان می‌کنم و صدقه می‌‌دهم؟ این دعا و صدقه چه فایده‌ای دارد؟ چرا به ما می‌گویند هر روز و هر شب برای امام زمان(عج) صدقه بده؟ چرا می‌گویند اول برای امام زمان صدقه بده بعداً برای خودت و خانواده‌ات؟ یا چرا برای ایشان دعا کنیم؟

امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمودند: نیمه‌ی شعبان وقتی مهدی موعود به دنیا آمد، ابلیس دادی زد که صدایش در آسمان‌ها پیچید. ابلیس‌های دیگر پرسیدند: چرا این‌گونه داد زدی؟ تا حالا این‌طور داد نزده بودی! ابلیس گفت: آخرین حجت خدا به دنیا آمد، با ظهور او مرگ ما فرامی‌رسد. ابلیس‌های دیگر گفتند: بیا در همین بچگی‌اش او را بکشیم. ابلیس گفت: اگر او نباشد زمین اهلش را فرومی‌برد و همه می‌میرند و ما هم می‌میریم. کاری کنیم که به واسطه‌ی اعمال منتظرانش، بیمار بشود و قلب‌درد بگیرد و مدام از دست پیروانش مریض و تب‌دار باشد.

حالا چرا صدقه بدهیم؟ چون ما خودمان باعث مریضی و ناراحتی امام هستیم. رفتار و اعمال و گناهان ما باعث قلب‌درد و تنگیِ سینه‌ی امام(ع) می‌شود. پس دعا می‌کنم که: خدایا! او را سالم نگه دار و صدقه می‌دهم تا آن درد قلب امام کمی کم شود.

راه دعا کردن این است که دل امام زمان را شاد کنیم و اول صدقه بدهیم و برایش دعا کنیم؛ که خودمان باعث مریضی ایشان هستیم!

شخصی آمد نزد آقای مجتهدی و آقا گفتند چه می‌خواهی؟ گفت: می‌خواهم امام زمان را ببینم، هر کاری و دعایی و ذکری بگویید انجام می‌دهم. آقا گفتند: این‌طور نمی‌شود، فلان شخص نزدیک به تو برای اداره‌ی زندگی‌اش لنگ است تو بیست‌وپنج تومان در جیبت ذخیره داری، این‌گونه نمی‌شود، تو با این حالت دل آقایت را شکستی.

در باب اهمیت محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و اولادش

امروز متعلق به امیرالمؤمنین(ع) است. ما در مورد ائمه(ع) مخصوصاً امیرالمؤمنین(ع) چند موضوع را باید در نظر داشته باشیم:

اول: علی شناسی. باید مهدی شناسی و حسین شناسی بدانیم؛ شناخت ائمه‌ی دیگر هم منوط به علی شناسی است.

دوم: علی محبی؛ یعنی دوست داشتن امیرالمؤمنین(ع).

سوم: علی باوری؛ یعنی امیرالمؤمنین(ع) را با همه وجود باور کردن.

چهارم: علی یاوری؛ یعنی امیرالمؤمنین(ع) را با همه‌ی وجود یاری کردن.

پنجم: علی ولایی؛ یعنی تن به ولایت علی و اولاد علی دادن.

در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: «به اطاعت شما هر متکبری فروتن می‌شود و هر جبار و سرکشی در برابر عظمت و فضل و محبت شما خاضع می‌شود. هر کسی شما را دوست دارد بی‌شک خدا را دوست داشته، هرکسی کینه‌ی شما را به دل دارد، با خدا دشمنی کرده، هرکسی انکار ولایت شما کند، غضب خدای رحمن شامل حال او خواهد شد. یعنی هرکسی در مقابل علی(ع) و اهل‌بیت(ع) جبهه گرفت، در مقابل خدا و عظمتش جبهه گرفته است؛ چون آن‌ها برگزیده‌ی خداوند هستند.

حر بن یزید ریاحی درجه و سپاه و مقام داشت و راه را بر کاروان امام حسین علیه‌السلام بسته بود اما وقتی خواست سمت امام بیاید، پابرهنه و با تواضع آمد و گفت به خواهرت بگو من را ببخشد. این یعنی هر کسی در برابر ائمه متواضع می‌شود.

دیشب سه نفر از خوارج رفتند که سه نفر را بکشند یکی امام علی علیه‌السلام را، یکی عمروعاص را و یکی معاویه را. عمروعاص دل درد گرفت و نرفت و شخص دیگری به جایش کشته شد. فرد دیگر، آمد معاویه را بزند، معاویه زودتر از سجده بلند شد و شمشیر به ران معاویه خورد و زخمی شد. اما ابن ملجم به فرق امام علی(ع) ضربه زد.

بعد از شهادت امام، خبر به معاویه دادند که علی کشته شد. اول بلند شد و کِل کشید و پا کوبید و خوشحالی کرد و بعد نشست و رنگش پرید و گفت بروید داد بزنید در همه جا و به گرگ‌ها و پلنگ‌ها بگویید هر چه دلتان می‌خواهد آهو و خرگوش شکار کنید که عدالت درش بسته شد. هر چه دلتان می‌خواهد ظلم کنید. این یعنی معاویه که دشمن امیرالمؤمنین است هم فضل ایشان را گفته است.

احادیثی در فضل امیرالمؤمنین علیه‌السلام و اهمیت محبت ولایت ایشان

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: یا علی! به خدا قسم تو را دوست ندارد مگر مؤمن؛ و دشمنت نمی‌دارد مگر منافق.

باز درجایی دیگر پیامبر(ص) در مورد امیرالمؤمنین(ع) فرمودند دشمن او دشمن من است و دوست او دوست من است. کسی که علی را برگزیده انگار من را برگزیده است. علی خیمه‌ی پناهگاه امت من است و در حکمت است و ترازوی دوری از گناه و ترازوی عصمت است. او را دوست نمی‌دارد مگر مؤمن پرهیزکار؛ و بغض او را ندارد مگر منافق.

امشب و فردا شب و پس فردا شب، هر شب، چهار هزار مرتبه ذکر «یا علی» دارد. در مجموع این ایام دوازده هزار مرتبه ذکر «یا علی» دارد که بسیار مجرب است.

و این سه شب، شبی هزار مرتبه ذکر «اللهم العن معاویه» بگویید.

پیامبر فرمودند: مؤمن وقتی در باب تو سخن می‌گوید و ذکر تو را می‌گوید چنان خوشحال می‌شود، حتی اگر گریه هم می‌کند از شادی است؛ اما منافق از اینکه از تو بشنود اندوهگین می‌شود. غاصبان ستمگر با تو دشمنی می‌کنند و فاسقان گنه‌کار کینه‌ات را دارند و مارقان گمراه با تو بدرفتاری می‌کنند.

پیامبر(ص) فرمودند: با بغض و کینه‌ی علی هیچ حسنه‌ای فایده ندارد اگرچه همه‌ی فرائض را انجام بدهند.

امیرالمؤمنین(ع) از جنگ با خوارج برگشتند، به مسجد کوفه رفتند و بالای منبر رفتند و در بخشی از سخنان خود، خودشان را این‌گونه معرفی کردند:

منم آن کسی که پشت پهلوانان نامی عرب را به خاک مالیدم، سواران آن‌ها را به زیر کشیدم. هرکسی به خدای رحمن کفر می‌ورزید، نابودش کردم. منم داماد پیامبر. منم سرور جانشینان پیامبر. منم جانشین برترین پیامبران. منم دروازه‌ی علم، خزانه‌دار علم پیامبر و وارث او. منم همسر بتول بانوی بانوان جهانیان، آن بانوی پرهیزکار و برگزیده و نیکوکار و هدایت‌گر و حبیبه‌ی خدا و بهترین بانوان. از سلاله‌ی او هستند دو ریحانه حسن و حسین که از من و فرزندان پیامبر هستند. کسی هست آن‌ها را قبول نداشته باشد؟

کجایند اهل کتاب که به شما بگویند در انجیل نام من ایلیا؛ در تورات، بَرا؛ در زبور، اَرا؛ در میان هندوها، کوکب؛ در میان رومی‌ها، پطروسیا؛ در میان فارسی‌ها، جبتر؛ در میان ترک‌ها، بعثر؛ در میان زنگیان و سیاهان زنگوار، حیثر؛ در میان کاهنان، بوئی؛ در میان مردم حبشه، بثریک؛ و نزد مادرم فاطمه بنت اسد، حیدره؛ و در میان عرب، علی؛ و در نزد اولی‌ها، فریق؛ در نزد پدرم، ظهیر؛ (یعنی قومی نیامده مگر امیرالمؤمنین با آن‌ها با نامی بوده است) بدانید و آگاه باشید من وسیله‌ی آزمایش شمایم، با بغض و کینه‌ی من منافق شناخته می‌شود، با مهر و محبت من، مؤمنان را آزمایش می‌کنند. بر دوستداران من همین بس که دوست دارند آنچه را که خدا دوست می‌دارد، من را دوست دارند و من را خدا دوست دارد.

سپس فرمودند: شنیدم معاویه به من فحش می‌دهد و من را لعن می‌کند، خداوند او را با شدت و سختی درهم کوبد و لعن خود را بر سر او که مستحق لعن است می‌باراند. سپس امام از منبر پایین آمدند و دیگر روی آن منبر ننشستند.

پیامبر(ص) فرمودند دوستان علی، مؤمن؛ و دشمنانش، کافر هستند. هر کسی رابطه‌اش را با علی قطع کند باعث گمراهی خود و دیگران خواهد شد. هر کسی ولایت او را انکار کرد مشرک است.

پیامبر(ع) به اباذر فرمودند: علی را روز قیامت می‌آوردند، منکر او را هم می‌آورند در حالی که کَر و کور و لال است و می‌گوید ای وای بر من، برای آنچه کوتاهی کردم در جنب خداوند. سپس فرمودند: اباذر می‌دانی جنب خداوند کیست؟ علی‌ابن‌ابیطالب علیه‌السلام است. سپس جهنم زبانه می‌کشد و آن منکر علی را و شیطان‌ها را با هم با صورت به داخل آتش می‌برد، چنین آدمی وقتی می‌میرد در قبرش آتش زبانه می‌کشد.

علائم محبان اهل‌بیت چیست؟

محب دنبال قرب است، قرب نتیجه‌ی شناخت است.

یازده علامت حتمی را از محبان علی باید دید که در روزهای بعدی بحث می‌کنیم ان‌شاءالله.