بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

بیست و دوم ماه رمضان، 7 خرداد 98

 

محورهای سخنرانی:

جایگاه شیعیان و محبان امیرالمؤمنین علی(ع)

آداب شب قدر

در باب شناخت و درک فضائل شب قدر

شب قدر، شب اتصال به امام زمان(عج)

معرفت به شب قدر؛ چرا برای شب قدر از لفظ «لیلة» استفاده می‌شود؟

شباهت‌های حضرت زهرا(س) با «لَیلة القَدر»

در شب قدر چه کنیم؟

شب قدر، شب توبه از «ذنوب» است؛ معنای ذنب چیست و توبه از آن چگونه است؟

 

شب‌های توسل به حضرت علی(ع) است. حضرت موسی(ع) هنگامی که می‌خواست به جنگ فراعنه برود، خداوند به ایشان ندا داد: 12 هزار مرتبه به عصایت «یا علی» بخوان سپس به جنگ با آن‌ها برو. زمانی که موسی(ع) می‌خواست به جنگ سحره برود تا عصایش بسان اژدها شود و آن‌ها را ببلعد، ندا آمد: شب تا صبح ذکر «یا علی» بگو سپس عصایت را به سمت آنان رها کن. هنگامی که می‌خواستند حضرت عیسی(ع) را به دار بیاویزند و به صلیب بکشند، ایشان صدا زد: ای علی‌ که خداوند امر کرده تو را بخوانم مرا کمک بده، آنگاه عیسی به آسمان برده شد.

بزرگان فرموده‌اند: امشب به احتمال زیاد شب قدر است و جهان هستی بر مدار امشب می‌چرخد. آنچه مقدّر کل کائنات و جهان است هر ساله منتظر شب قدر است که آن شب فرا برسد و اتفاقات تازه و نو ثبت شود.

جایگاه شیعیان و محبان امیرالمؤمنین علی(ع)

حارث بن عبدالله همدانی نقل می‌کند: بر امیرالمؤمنین(ع) وارد شدم و ایشان را دیدم در حالی که ایشان در سجده بودند و به شدت گریه می‌کردند و دعا می‌کردند. ایستادم تا سجده‌شان تمام شد و به ایشان عرض کردم: علی جان! من سال‌ها با شما بودم و هرگز ندیدم شما این گونه گریه کنید! یا علی! چرا این گونه می‌گریید؟

ایشان فرمودند: در این حالِ سجده در حالی که دعای خیر می‌کردم، لحظه‌ای خواب چشمانم را برد و پیامبر(ص) را به خواب دیدم و این خواب دیدن، مرا به وحشت انداخت. در خواب دیدم پیامبر(ص) می‌فرمایند: ای علی! دوریِ من و تو به درازا کشیده است و من مشتاق دیدار تو گشته‌ام. دلم برایت تنگ شده است و پروردگارم آنچه درباره‌ی تو به من وعده داده است همه را قطعی کرده است و پروردگار به وعده‌هایش عمل خواهد کرد.

عرض کردم: یا رسول‌الله(ص)! آن وعده‌ها که خداوند در مورد من قطعی کرده است چیست؟ ایشان فرمودند: خداوند آن وعده‌ها را در مورد تو و در مورد همسرت و در مورد فرزندانت و در مورد نسلت و ذریه‌ات عملی خواهد کرد. آن وعده این است که خداوند جایگاه شما را در اعلی علیین قرار بدهد، نه در بهشتی که برای مردم است. خداوند شما را در بالاترین نقطه‌ای که ممکن است، قرار خواهد داد. (خداوند در قرآن می‌فرماید: کتاب ابرار و بهشتشان و قیامتشان جداست. ابرار را ما در اعلی علیین جای می‌دهیم) سپس به پیامبر(ص) عرض کردم: یا رسول الله! محبان و شیعیانم کجایند؟ (آن کسانی که به دنبال ما بودند، برای ما در دنیا اذیت شدند و آزار دیدند، آن کسانی که ما را حقیقتاً دوست داشتند) پیامبر(ص) فرمودند: آن‌ها با ما هستند. قصرهای آن‌ها در ردیف قصرهای ما و منازلشان مقابل منازل ماست. عرض کردم: یا رسول الله! شیعیان ما در دنیا چه بهره‌هایی می‌برند؟ پیامبر(ص) فرمودند: در فتنه‌های روزگار، خداوند آن‌ها را ایمن می‌دارد و از عافیت برخوردار می‌شوند. پرسیدم: یا رسول الله! خداوند به هنگام مرگِ شیعیان و محبانم به آن‌ها امتیازی می‌دهد یا نه؟! ایشان پاسخ دادند: آری؛ خداوند به آن‌ها اجازه می‌دهد که خودشان درباره‌ی چگونگی مرگشان تصمیم بگیرند. خداوند، عزرائیل و فرشته‌ی قبض روح را مأمورِ اطاعت از آنان می‌کند تا آن‌ها هرگونه که بخواهند بمیرند.

حاج رسول ترک توبه کرد و پاک شد و در هنگام مرگش اطرافیانش در کنار بسترش دعا و عدیله می‌خواندند. ایشان می‌گفتند: هر چقدر می‌خواهید دعا بخوانید اما تا آقایم حسین(ع) نیاید جان نمی‌دهم. امام حسین(ع) به کنار بسترش آمدند و ایشان سلام داد و عرض کرد: آقا جان! پرونده‌ی من در حال بسته شدن است می‌خواهم انگشت کوچک علی‌اصغرت(ع) را پای این پرونده بزنی تا با خیال راحت بروم و جان دهم.

حاج نظام رشتی روضه‌خوان و منبری بود. هنگامی که در حال جان دادن بود به دخترش گفت: دخترم دست مرا بگیر، هرگاه دستت را فشار دادم مرا بنشان زیرا که اربابم حسین(ع) آمده است، خوب نیست من در مقابل ایشان خوابیده باشم؛ و همین طور هم شد ایشان نشستند و سلام دادند و از دنیا رفتند.

ادامه‌ی حدیث: امام علی(ع) در ادامه عرض کردند: یا رسول الله(ص)! کیفیت مرگ شیعیان و محبانم را به من بگویید؛ آن هنگام که می‌خواهند جان بدهند آیا سختی می‌کشند؟ ایشان فرمودند: آن کسانی که تو را بسیار دوست می‌دارند و شیعه‌ی واقعی تو هستند مانند انسان تشنه‌ای هستند که می‌خواهند به چشمه‌ای گوارا برسند؛ این گونه مشتاق مرگ هستند. آن کسانی که کمی کمتر از آن دسته‌ی اول تو را دوست دارند مانند کسانی که در تختِ خود از این پهلو به آن پهلو می‌شوند، عزرائیل جانشان را قبض می‌کند.

عالَم بر محور محبت علی(ع) می‌گردد. در احادیث و روایات آمده است:

ای انسان‌ها! بدانید هرکسی با محبت علی(ع) در دلش زندگی کند و از دنیا برود، خداوند او را در سایه‌ی عرش با صدیقان و شهدا و صالحین هم‌نشین می‌کند و از غضب و احوال روز قیامت او را نجات می‌دهد. ای مردم! هرکه علی(ع) را عاشقانه دوست بدارد، خداوند عقل او را رشد می‌دهد و دل او را بینا می‌کند و حکمت را در دلش جاری می‌کند و علم و دانش و نصیحت را بر روی زبانش جاری می‌کند و خداوند از درهای گوناگون بهشت برای او باز می‌کند.

آداب شب قدر

در شب بیست و سوم ماه رمضان حضرت فاطمه(س) کاسه‌ای آب کنارشان می‌گذاشتند و به صورت فرزندانشان می‌پاشیدند تا بیدار باشند. امشب، شب بیداری است.

مرد بیابانی نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! من در سال یک شب می‌توانم به مسجد بیایم چه موقع بیایم؟ پیامبر(ص) فرمودند: شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان بیا که آن شب به شب قدر نزدیک است.

آداب شب قدر:

1- درک فضائل شب قدر و عظمت آن؛ این که متوجه شویم چرا عمل صالح در این شب از هزار عمل صالح در شب‌های دیگر برتر است.

2- مقدّرات عالم در این شب رقم می‌خورد. روح بزرگ همراه با ملائکه به زمین می‌آید و به محضر امام زمان(عج) وارد می‌شود و پرونده‌ی یک‌ساله‌ی بندگان خدا را که امشب بسته می‌شود، می‌برند و پرونده‌ی جدید را می‌آورند.

3- امشب دو غسل دارد: یکی در ابتدای شب که غسل احیاست و دیگری در آخر شب.

4- امشب دو رکعت نماز دارد. در هر رکعت حمد یک مرتبه و سوره‌ی توحید 7 مرتبه و بعد از نماز نیز 70 مرتبه «اَستَغفِرُ الله» بگویید. پیامبر(ص) فرمودند: این نماز را که خواندید قبل از اینکه از جانماز بلند شوید، خداوند خودتان و پدر و مادرتان (چه مرده باشند چه زنده باشند) می‌بخشد و می‌آمرزد.

5- امشب شب دعا کردن است. امشب شب طلب خیر کردن برای دنیا و آخرت است.

6- امشب صلوات خاص دارد. آن کسانی که می‌خواهند از امشب بهره‌ی فراوان ببرند باید صلوات‌های مکرر را بر پیامبر(ص) هدیه کنند. یک صلوات خاص برای امشب است:

«اللّهمَ صَلِّ علی مُحمَدٍ و آل مُحمَد و تَرَحَّم عَلَی عَجزِنا و أَغِثنا بِحَقِّهِم»؛ خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و به خاطر آن‌ها به من که عاجز هستم رحم کن و به داد من برس.

7- امشب شب خاص برای نماز شب است و شب گریه به درگاه خداوند تبارک‌وتعالی است.

8- دادن صدقه در امشب با شب‌های دیگر متفاوت است و صدقه در امشب ثواب فراوان دارد.

در باب شناخت و درک فضائل شب قدر

شب قدر سالگرد نیست که ما فکر کنیم زمان پیامبر(ص) اتفاق افتاده و ما اکنون برای آن هر سال، سالگرد می‌گیریم، این گونه نیست. شب قدر در هر سال، نو و با تکالیف و مقدّرات و برنامه‌های جدید برای سال جدید است. هر سال در ماه رمضان «لیلة القدر» تازگی و نوآوری دارد و برنامه‌های خاص خود را دارد که با سال‌های قبل متفاوت است. شب قدر خاص امام هر زمان است. ما باید این را بدانیم که شب قدر 1. سالگرد نیست و 2. شب رجوع به امام زمان(عج) است.

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: هیچ کس در عالم به اندازه‌ی اولی و دومی از شب قدر نمی‌ترسیدند. آن‌ها از شب قدر می‌ترسیدند. هنگامی که سوره‌ی قدر نازل شد و پیامبر(ص) این سوره را با خضوع و خشوع و با گریه می‌خواندند، این دو نفر آمدند و گفتند: یا رسول الله! چگونه است که سوره‌های دیگر آمده و شما می‌خوانید اما برای این سوره در نماز و دعا هرگاه در هر جا برای ما می‌خوانید بسیار گریه می‌کنید؟ چرا این سوره با سوره‌های دیگر متفاوت است و هنگام تلاوت نیز حال شما متفاوت می‌شود؟

پیامبر(ص) فرمودند: در این سوره چیزهایی است که چشم عوام نمی‌تواند آن‌ها را دریافت کند. چشم دل من می‌بیند. در این سوره پیام‌ها و خبرهایی است که هرکسی نمی‌تواند آن‌ها را درک کند. برای درک آن‌ها، باید قلبی وسیع داشت.

گفتند: یا رسول الله! آن پیام‌ها و خبرها چیست؟ پیامبر(ص) با انگشتشان «اِنا اَنزلناه…» را روی زمین نوشتند و سپس فرمودند: آیا می‌دانید که روح و ملائکه که در این شب نازل می‌شوند به چه کسی نازل می‌شوند؟ آیا می‌دانید «کُلّ اَمر» یعنی چه؟ «کُلّ اَمر» یعنی آخر همه چیز. پَرِ کاهی روی زمین نیست مگر آنکه تکلیف آن و سرنوشت آن امشب مشخص شود. هیچ اتفاقی نمی‌افتد مگر اینکه در امشب همه ثبت و ضبط ‌شود. سپس ایشان فرمودند: این روح و ملائکه بر من نازل می‌شود. بعد از مرگ من نیز این شب تا قیامت می‌ماند و این روح و ملائکه بعد از من، پرونده‌ی همه چیز را برای علی(ع) می‌آورند (پیامبر(ص) در حالی که دستشان را روی شانه‌ی حضرت علی(ع) گذاشتند این جمله را فرمودند) بعد از علی(ع)، روح و ملائکه همه چیز را برای حسن(ع) و بعد از آن برای حسین(ع) و… می‌آورند (ایشان نام تک‌تک ائمه(ع) را به ترتیب بردند تا به امام زمان(عج) رسیدند). آن دو ترسیدند و در هر شب قدر می‌ترسیدند زیرا محبت مرا (علی را) در دل نداشتند.

شب قدر، شب اتصال به امام زمان(عج)

امشب، شب بزرگی است پس خواسته‌های ما نیز باید بزرگ باشد. در شب قدر تا امام زمان(عج) اجازه ندهند که ما به ایشان توسل پیدا کنیم، شب قدر برای ما محسوب نخواهد شد. به همین جهت در حدیث و روایات داریم: در هر شب قدر مَلَکی به آسمان اول می‌آید و صیحه‌ای می‌زند و در بعضی از احادیث نوشته شده جبرئیل به آسمان اول می‌آید و صیحه می‌زند، تمام کائنات آن را می‌شنوند و او می‌گوید: مؤمنین و مؤمنات! شما را بشارت باد به ظهور مهدی(عج)؛ که او می‌آید. برای ظهورش دعا کنید.

زمان حضرت یونس(ع) گرفتاری و بلا نازل شد. ندا آمد: به بیابان بروید و ناله و گریه کنید و از خداوند نجات بخواهید. توبه و استغفار کنید و از خداوند عذر تقصیر بخواهید و دعا کنید خداوند منجی شما را برساند. آن‌ها این کار را کردند و خداوند در روز سوم که روز هلاکتشان بود آن‌ها را نجات داد و منجی‌شان را به آن‌ها رساند.

خداوند به بنی‌اسرائیل غضب کرد و موسی(ع) چهارصد سال دچار غیبت شد. فرعون آن‌ها را بسیار اذیت و آزار کرد، مردها و پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را بی‌حیا می‌کرد (یُذبّحون اَبناءکم وَ یَستحیونَ نِساءکم). آن‌ها به گرسنگی و بدبختی و ناله افتادند. پیری به آن‌ها گفت: به صحرا بروید و توبه و استغفار کنید تا خداوند موسی(ع) را دوباره به شما ببخشد. مردم توبه‌ها و ناله‌ها و استغفار فراوان کردند، 140 سال از آن 400 سال مانده بود که ندا آمد: 140 سال را بخشیدم موسی(ع) برگرد و آن‌ها را نجات بده.

امام زمان(عج) فرمودند ای مردم! شما که از قوم موسی(ع) بدتر نیستید. (امشب همه با هم ناله بزنیم: خدایا به عمه جانش زینب(س) تو را قسم می‌دهیم که باقی مانده‌ی غیبت را بر ما ببخش و ایشان را برسان.) ایشان فرمودند: اگر ناله نکنید و استغفار و توبه نکنید و از خداوند نخواهید، این امر تا انتها ادامه پیدا خواهد کرد.

شب قدر، شب اتصال به امام زمان(عج) است با توسل گرفتن به ایشان و استغاثه به ایشان. آمرزش و بخشش و خواسته‌های ما در مقابل این شبِ بزرگ چیزهای کوچکی است. قدر و منزلت شب قدر از این خواسته‌های ما بالاتر است. منزلت شب قدر این است که ما با دعاهایمان و استغفارمان پرِ پرواز به ملکوت پیدا کنیم و دیگران را نیز با خود ببریم. هر کدام صدها و هزاران نفر را با خود به سمت ملکوت پرواز دهیم. این کار ممکن نیست مگر اینکه بارِ گناهانمان را سبک کنیم، سبکی بار گناهانمان ممکن نیست مگر اینکه توسل به امام زمان(عج) پیدا کنیم و به ایشان پناه ببریم.

این مطلب را هدر ندهید و به نااهلش نگویید: بعد از احیا و یا قبل از احیا بروید زیر آسمان و دو رکعت نماز استغاثه به صاحب‌الزمان(عج) بخوانید مانند نماز صبح هدیه به امام زمان(عج) و بعد سرپا 595 مرتبه بگویید: «یا حجة القائم». حرام است در دلتان شک کنید که ممکن است آقا به من نگاه نکند.

معرفت به شب قدر؛ چرا برای شب قدر از لفظ «لیلة» استفاده می‌شود؟

چرا همه جای قرآن وقتی از شب سخن می‌گوید از لفظ «لَیل» استفاده می‌کند ولی هنگامی که از شب قدر سخن می‌گوید، از لفظ «لَیلةُ» استفاده می‌کند؟

چون «لَیل» مذکر است و شب، مذکر است و داستان پوشندگی است؛ شب را آفریدم تا به شما پرده بکشم. «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشي‏»[1] لیل، محل سکون است؛ محل خواب است؛ محل آرامش و پرده کشیدن است؛ اما «لَیلة» مؤنث است و محل نزول نور است و محل بیداری است، محل خواب نیست. محل پرده‌برداری است؛ محل حرکت و زندگی است؛ محل جنبش است؛ محل ادامه است؛ محل سکون و خواب نیست. اینجا محل بیداری است؛ باید بیدار باشی ملک می‌آید. زندگی در این شب زایش پیدا می‌کند. امشب تولد سال آینده است. بیدار بمان و از این «لیلة» و اتفاق‌هایی که در آن می‌افتد استفاده کن.

«لَیلة» اشاره به وجه تمام هستی است؛ باید بدانی که تمام خیرات و تمام برکات در این شب برای عالَم ریزش پیدا می‌کند. «لَیلة» تسلیم محض است؛ مانند حضرت زهرا (س). اگر تسلیم نباشی برکت نمی‌آید، اگر تسلیم نباشی خیر نمی‌آید. امشب شب تسلیم است، شب آوردن قلب سلیم به درگاه خداوند تبارک‌وتعالی است.

«لَیلة» شب همت است. درکش به این است.

برای امشب از همین الآن به خدا التماس کن و دو چیز بخواه: هم ظرف و هم مظروف. خدایا ظرفم را بزرگ کن و ظرفم را گشاده کن؛ و در این ظرف وسیع، برایم فراوان بریز. «لَیلة» دو چیز به تو می‌دهد: یکی ظرف و دیگری پر کردن آن ظرف.

همه‌ی این اتفاقاتی که در عالم کبیر امشب در آسمان و زمین و بین زمین و آسمان اتفاق می‌افتد، می‌شود در عالم صغیر من و تو دانه‌دانه اتفاق بیفتد. همه‌ی اتفاقات در عالم کبیر می‌شود در وجود من و شما تا مطلع الفجر اتفاق بیفتد.

امشب این نیست که مادیات و شفای مریضم و… را بخواهم، امشب شب طیران است، شب همسفری با فاطمه‌ی زهرا(س) است، شب گرفتن وسعت و این وسعت را پر کردن است؛ هم وسیع شدن و هم به همان وسعت پر کردن.

امام صادق (ع) فرمودند: «لَیلة» مادر ما فاطمه(س) است و «القَدرُ»، الله است.

شباهت‌های حضرت زهرا(س) با «لَیلة القَدرُ»

اول: در «لَیلة القَدرُ» جامع قرآن بر پیامبر(ص) نازل شده است. در طول مدت نبوت، آیه آیه و سوره سوره قرآن بر قلب پیامبر(ص) نازل شد؛ اما امشب تمام قرآن صامت بر پیامبر(ص) نازل شده است؛ در شبی مانند امشب که «لَیلة القَدرُ» است بر دامن حضرت زهرا(س) یکسره و یک‌دفعه 11 قرآن ناطق نازل شده است که فرزندان حضرت زهرا(س) هستند.

دوم: خداوند فاطمه‌ی زهرا(س) را از نورِ عظمت خودش آفریده است. وجود ایشان جامعیت تجلی اسماء الهی، اسم اعظم، صفات اعظم و ذات اعظم خدای تبارک‌وتعالی است آن‌چنان که شب قدر تحمل وجه عظیم خداوند، امام زمان(عج) را دارد.

«مَن عَرَفَ فاطمة فَقَد عَرَفَ لَیلة القَدرُ» هر که فاطمه(س) را شناخت، او می‌شناسد «لَیلة القَدرُ» چیست.

امشب جامع صفات و جامع تجلیات به وجود امام زمان(عج) صورت می‌گیرد اما فاطمه(س) از نور عظیم خداوند آفریده شده است و عظمت ذات خداوند در فاطمه(س) متجلی است. عظمت اسم اعظم خداوند در فاطمه(س) است و عظمت صفات خداوند در فاطمه(س) است.

فاطمه(س) وجودش محل عظمت الهی است و هر عظمتی در خداوند وجود دارد، تجلی‌اش به زهرای مرضیه(س) است.

سوم: کُنه وجود هیچ کدام شناخته نیستند، نه شب قدر و نه حضرت فاطمه‌ی زهرا(س). «وَ ما ادراکَ ما لَیلة القَدر». کنه آن را فقط خود خداوند می‌داند. کنهش را صاحب امشب می‌داند. هیچ کس نمی‌تواند کنه وجود فاطمه(س) را بشناسد چون اسمش را فاطمه گذاشتند تا همه از معرفت کنه وجودش محروم باشند.

«لَیلة القَدرُ» است، همان‌طور که امشب نزول قرآن به صاحبش دفعی است، 11 قرآن ناطق به وجود فاطمة الزهرا(س) قطعی است. همچنان که امشب وجود قرآن بر پیامبر(ص) بر همه‌ی عالم، ساری و جاری شد و اگر نبود نزول قرآن، جریان حیات ادامه پیدا نمی‌کرد، در شب قدر مجرای فیض خداوند از جهت رزق، روزی، حیات، سلامتی، سعادت و نیکبختی، تماماً دفعی نه کمتر نه بیشتر همه و همه به وسیله‌ی فاطمة الزهرا(س) به زمین آورده می‌شود و در زمین ساری و جاری می‌شود.

همان‌طور که قرآن یک‌باره آمد و باید به آن عمل بشود، امشب فاطمه‌ی زهرا(س) عملِ یک سال ما را یک دفعه می‌آورند و در طول سال من و شما ذره‌ذره باید دریافت بکنیم.

اگر نبود شب قدر و تقدیر نمی‌شد و اگر امام زمان(عج) نبود و این شب نمی‌آمد و پرونده‌ها نمی‌آمدند و مقدّرات نمی‌آمد، زمین فرومی‌رفت و باقی نمی‌ماند. هم چنین خداوند در مورد حضرت زهرا(س) فرمود: ای فاطمه! اگر تو نبودی افلاک را نمی‌آفریدم چون واسطه‌ای بین من و افلاک نبود.

امشب واسطه‌ی بین خداوند و زمین، فاطمه(س) است. می‌آید که چه کند؟ می‌آید تا زمینی‌ها را با خدا آشتی بدهد و مرتبط نماید. از آسمان بیاورد و از زمین ببرد. می‌آید که دست تو را در دست خدای تبارک‌وتعالی قرار دهد.

شب قدر، شب رحمت خداوند است. نزول رحمت، سلام است. هزاران دوزخی امشب آزاد می‌شوند. همچنان که رحمت خداوند در وجود حضرت فاطمة الزهرا(س) تبلور دارد. به نام زهرا(س) هزاران دوزخی از دوزخ آزاد می‌شوند. به همین جهت خداوند در روز قیامت به امیرالمؤمنین علی(ع) می‌گوید کنار میزان بایست و به پیامبر(ص) می‌گوید کنار میزان بایست؛ اما به حضرت زهرا(س) می‌گوید کنار پل صراط بایست تا تو را ببیند و بگویند «یا زهرا» و من به بهانه‌ی نام تو نجاتشان بدهم.

شب قدر منزلتش از هزار ماه بالاتر است. هیچ شبی به منزلت امشب نمی‌رسد. همچنین هیچ انسانی و هیچ بانویی و هیچ شخصیتی روی زمین با زهرا(س) برابری نمی‌کند جز پدرش و همسرش که رده‌ی بالاتری هستند.

امام صادق(ع) فرمودند: مادرم زهرای اطهر از هزار مؤمن واقعی نزد خداوند برتر است. (مؤمن واقعی مانند حضرت موسی و عیسی و ابراهیم).

 به همین جهت امام حسن عسکری(ع) فرمودند: همه‌ی ما حجتیم بر مردم و مادر ما زهرا(س) حجت است بر ما.

شب قدر محل نزول ملائکه است که به همراه روح می‌آیند و مقدرات عالم را می‌آورند. بانوی من و شما، حضرت زهرا(س) وجودش محدثه بود؛ جبرئیل یک طرف میکائیل یک طرف بر او نازل می‌شدند و از زمان اول دنیا تا آخر دنیا و تا قیام قیامت را به فاطمه(س) گزارش دادند تا مصحف فاطمه(س) جمع شد.

در شب قدر چه کنیم؟

1) شب قدر، شب شکرگزاری است که خداوند به ما قرآن داده که بهترین کتاب است. شب شکر است چون تقدیر هر امر را گذاشتند و به ما گفتند بیا انتخاب کن و تو با دعاهایت انتخاب می‌کنی. شب تلاش و کوشش است و شکر می‌کنیم بالا می‌رویم و رشد می‌کنیم.

2) شب قدر، شب قرب و بیداری است.

می‌خواهم به خداوند نزدیک شوم؛ خداوند قربش را در بیداری شب قدر گذاشته است.

خدایا می‌خواهم امشب به من رحم کنی؛ فرمودند ترحّم کن به مسکین‌ها تا به تو رحم کنم.

خدایا می‌خواهم راحت از صراط عبور کنم؛ ندا آمد در شب قدر صدقه بده تا بتوانی راحت از صراط عبور کنی.

خدایا بهشت و نعمت‌هایت را می‌خواهم؛ فرمودند تسبیح بگو در شب قدر.

خدایا نجات از آتش دوزخ را می‌خواهم؛ فرمودند در شب قدر استغفارکن.

خدایا من رضای تو را می‌خواهم؛ فرمودند در شب قدر نماز بخوان.

شب قدر است؛ شب نزول ملائکه به روح است.

ما 5 روح داریم:

1- روحی که منشأ تمایلات شهوانی است که در انسان و حیوان است.

2- روحی که منشأ قدرت و حرکت است و مشترک بین حیوان و انسان.

3- روحی که منشأ خیر و عقل و اختیار خوبی‌هاست که مختص انسان است.

4- روحی که عقل محض است و جوهره‌ی فرشتگان از این روح است، گناه نمی‌کنند و عقل محض هستند.

5- روحی که با فرشتگان امشب به زمین می‌آید تا مقدّرات عالم را بیاورد و تحویل امام زمان(عج) بدهد.

از امام صادق(ع) سؤال کرد: آقاجان! این همان جبرئیل است؟ حضرت فرمودند: نه؛ جبرئیل از ملائکه است (در آیه می‌فرماید: تنزّل المَلائکه و الروح؛ روح و ملائکه را مجزا گفته است؛ جبرائیل جزو ملائکه است) .پرسید آقاجان این روح کیست؟ حضرت فرمودند: مادر ما حضرت زهرا(س) است و مابقی به مشایعت فاطمه(س) پایین می‌آیند.

به اذن فاطمه(س) جلوی امام زمان(عج) صف می‌کشند. ملائک مرگ می‌گویند: پرونده‌ی مرگ این انسان‌ها دست ماست. پرونده‌ی زائران، پرونده‌ی سعادتمندان و… یکی‌یکی ملائک می‌آیند و از جلوی امام زما (عج) رد می‌شوند.

باید رزومه‌ی سال گذشته‌ات را ببری نزد خدا و بدهی برای امسالت بنویسند.

شب قدر، شب استغفار و توبه است. هیچ چیز امشب مانند دعا و توبه کارگر نمی‌افتد.

شب قدر، شب توبه از «ذنوب» است؛ معنای ذنب چیست و توبه از آن چگونه است؟

از اول ماه رمضان گفتیم توبه؛ توبه‌ی از گناه و معصیت و بدی‌ها و… تا برسیم به شب قدر و بگوییم امشب توبه‌اش متفاوت است و توبه‌ی امشب توبه از «ذَنب» است.

لغت «ذَنب» بارها در قرآن آمده است. لغت «ذَنب» گناه و معصیت نیست؛ این نیست که من از گناه و معصیت توبه می‌کنم. امشب توبه‌ی از «ذَنب» است و «ذَنب» یعنی دنباله؛ یک گناه کردم بیست سال قبل و توبه‌اش را هم کردم اما آن گناه من دنباله‌ها داشته است. شب قدر بحث دنباله‌ی گناهان مطرح است.

دنباله‌ی گناه با پرداخت رد مظلمه بخشیده نمی‌شود، با صدقه رفع نمی‌شود، با توبه‌ی من و تو رفع نمی‌شود؛ با دعای مخصوص و استغفار مخصوص رفع می‌شود. «ذَنب» آن‌قدر خطرناک است که خداوند به پیامبرش(ص) می‌فرماین: «فَاسْتَغْفَرُوا لِذَنبک» استغفار کن از ذنبت.

«ذَنب» دنباله‌ی گناه است. یک مثال بزنم: یک شخصی در جوانی در یک ‌چیزهایی زیاده‌روی کرده است در خوردن چیزی، در شهواتی و… بعد فهمیده گناه است و توبه کرده و خدا بخشیده اما دنباله‌اش پیری زود رأس، ضعف کبد و عضلات و… است که در وجودش می‌ماند تا آخر عمر. این «ذَنب» است و دنباله‌ی آن گناه.

زن و شوهری با هم فحاشی می‌کنند و بعد توبه می‌کنند، این زن و شوهر که به زبان به هم بدی کرده‌اند دیگر بعد از این، ضعف کلام و ضعف محبت با هم دارند. این «ذَنب» است و دنباله‌ی آن گناه است که می‌ماند.

داستان یوسف(ع) از آنجا شروع شد که پدرش یعقوب(ع) به یوسف بیشتر محبت می‌کرد که باعث حسادت برادرهایش شد. با یک گناه حسودی شروع شد. برادر به برادر حسادت کرد، دنباله‌ی این حسادت، پدر را فریب دادند و یوسف را به صحرا بردند و دنباله‌ی آن گناه این شد که برادر را به چاه انداختند و برگشتند به پدرشان دروغ گفتند. دنباله‌ی آن، پدر گریه کرد و نابینا شد و به دنبالش رابطه‌ی‌ پدر و پسرها ضعیف شد و به هم بد می‌گفتند و ضعیف شدند. در قدیم، مهمان دار بودند اما درِ خانه‌شان بسته شد و پیروان یعقوب به سراغ دیگران رفتند و دنباله‌اش به فقر مبتلا شدند. پدر می‌گفت یوسف، پسرها می‌گفتند: دست از یوسف برنمی‌داری ای پیرمرد نابینا؛ و اهانت می‌کردند. به دنبالش به فقر افتادند همه این‌ها به دنبال آن حسادت بود. آمدند پیش پدر و گفتند:

«يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ»[2] تو بیا برای ما استغفار کن تا دنباله‌ی گناه ما پاک شود.

پدر گفت دعا می‌کنم بگذارید سحر بشود.

حالا خداوند می‌خواهد جبران کند؛ چگونه جبران می‌کند؟

آن‌ها را به فقر انداخت. برادرها کیسه برداشتند و به مصر رفتند و التماس کردند: ای عزیز مصر! به ما صدقه بده. یوسف گفت: وای بر من خانواده‌ی یعقوب به گدایی افتاده‌اند؟! یوسف آذوقه داد و گفت بروید آن یکی برادرتان را هم بیاورید. این پیراهن را ببرید و به چشم آن پدر بزنید تا بینا شود.

دنباله‌های یک گناه حسادت را ببینید برای اینکه پاک شود به کجا کشید؟

پاک شدن «ذَنب» به دعای پدر است؛ پدر ما امام زمان ماست، امشب باید امام زمان(عج) برایم استغفار کند که اگر نکند دنباله‌ی گناهانم پاک نمی‌شود.

غیبت دنباله دارد، اسراف دنباله دارد، دروغ دنباله دارد، کینه و بدی دنباله دارد. امشب بحث خود گناه نیست. خود گناه را خدا تا ببه حال بخشیده، دنباله‌هایش مانده است. خود گناه را می‌توانی مظلمه بدهی اما دنباله‌هایش با مظلمه پاک نمی‌شود دنباله، دعای پدرت را می‌خواهد؛ که آن هم امام زما(عج) است. امشب اگر امام زمان (عج) دعا کرد، بخشش دنباله حاصل شده و خدا ما را می‌بخشد.

حتی بعضی از خوبی‌ها هم دنباله دارد! گاهی من یک خوبی اضافه می‌کنم به یک بچه‌ام، این دنباله دارد و کینه‌ی بچه‌ی دیگرم را ایجاد می‌کند. محبت مگر بد است؟ نه؛ اما گاهی همین خوبی دنباله دارد.

چرا امشب تمام توبه‌هایی که می‌کنی می‌گویی خدایا ذنوب من را ببخش؟ چون دنباله‌ی گناهانم نمی‌گذارد من رشد کنم. خدایا دنباله‌های گناهانم را ببخش تا من پر پرواز پیدا کنم.

150 بار امشب خدا را قسم می‌دهیم ده بار به خودش و 140 بار به چهارده معصوم(ع) و آخرش می‌گوییم: «اَللهُمَّ اَغفِرلَنا ذُنُوبَنا» خدایا ببخش دنباله‌ای که از گناهان من باقی مانده است.

شب قرآن سر گرفتن است و شب رفتن به زیر قرآن مجید.

ای جوانی که امشب می‌خواهی قرآن باز کنی به چهار مطلب خوب دقت کن:

1) قرآن از نظر پیامبر(ص)

ایشان فرمودند: هرگاه فتنه‌ها چون شب تاریک و سیاه به شما رو کرد، به سراغ قرآن بروید. چون قرآن سفره‌ای است که خدا برای راهنمایی بشر‌ پهن کرده است. اگر امام می‌خواهید، در قرآن آورده؛ اگر مربی می‌خواهید، در قرآن آورده؛ اگر قانون اجتماعی می‌خواهید، در قرآن آورده؛ اگر ذکر و موعظه می‌خواهید، در قرآن آورده؛ اگر مرض روح دارید، در قرآن آورده؛ اگر مشکل‌داری، در قرآن آورده است.

در قرآن می‌فرماید: یونس را در آب نجات دادم، نوح را روی آب نجات دادم، ابراهیم را در دل آتش نجات دادم، یوسف را قعر چاه نجات دادم تو نگران چه هستی؟ چرا مسلمان باید دغدغه داشته باشد؟ به موسی یک عصا دادم که به رود نیل می‌زد و آن را خشک می‌کرد و به سنگ می‌زد و دوازده از آن چشمه بیرون می‌آمد. تو چنین خدایی داری. در فتنه و ظلمت و تاریکی تو اضطراب نداشته باش خدای تو این است.

2) قرآن از زبان امیرالمؤمنین(ع)

امیرالمؤمنین علی(ع) درباره‌ی قرآن می‌فرماید: قرآن دوای دردهای شماست و امور شما در قرآن است و ترتیب زندگی‌تان در قرآن مجید است. اگر با آن زندگی کنید با قرآن کسی فقیر نیست، بی قرآن کسی غنی نیست.

3) قرآن از زبان علمای ربانی

 روح مطهر امام خمینی(ره) شاد، احیاگر قرآن در آخرالزمان، احیاگری که جوان‌های مشتاق قرآنی بار آورد که آن‌گونه در راه قرآن مجید جان دادند. امام می‌فرمودند: آی جوان‌ها! بدون تعارف و به جِد به شما می‌گویم: من بر عمر بر باد رفته‌ام تأسف می‌خورم. شما عزیزان برومند (شما جوان‌های مسلمان و حوزه‌ای در هر شئونی که هستید) سراغ قرآن بروید در ابعاد گوناگون و با قرآن آشنا شوید و با قرآن زندگی کنید تا مبادا روز ضعف و ناتوانی دچار تأسف و غصه بشوید.

4) قرآن از زبان خداوند

«فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ * وَ ما لا تُبْصِرُونَ* إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ»[3]؛ قسم به هر آنچه چشمانتان می‌بیند و قسم به آنچه چشمانتان نمی‌بیند. یعنی قسم به غیب و شهود، قسم به طبیعت، قسم به ماوراء، قسم به عقل و خرد، قسم به ذات اقدس خداوند که نمی‌بینیم، قسم به آنچه خدا آفریده و می‌بینیم و قسم به آنچه خدا آفریده و نمی‌بینیم، این قرآن سخن خدای کریم شماست. آدم با کدام جرئت می‌تواند برود زیر قرآن؟

علی جان! تا نفس داشتی می‌گفتی «الله الله بالقرآن».

وقتی امیرالمؤمنین علی(ع) را دفن کردند امام حسن(ع) فرمودند: یکی بگوید پدرم علی که بود؟ گفتند: آقا شما بگویید؛ اما گریه مجال نمی‌داد. فرمود: اصبغ بن نباته! تو یار علی(ع) بودی تو چیزی بگو. اصبغ خم شد و یک مشت خاک برداشت و روی سرش ریخت و گفت: بعد از تو علی، خاک بر سر این دنیا.

[1] آیه 1 سوره لیل

[2] آیه 98 سوره یوسف

[3] آیات 38 و 39 و 40 سوره حاقه