توسل به صلوات، وسیلهی نجات ما از دوزخ و بلیّات
قدمهایی که باید برای حرکت به سوی امام زمان(عج) برداریم
قدمهایی که باید برای درک لقای امام زمان(عج) برداریم
اهمیت انجام نوافل و کسب نور به وسیلهی آن
چرا بعضی روزها «عید» هستند؟
الهی که خداوند امشب و فردا، خوشی ما را مضاعف کند به خوشی ارواح اموات ما و امیدواریم که خداوند خوشی ما را تکمیل کند به تعجیل در فرج مولای ما صاحبالزمان (عج). برای کسب کردن همهی اینها به وجود مقدس محمد و آل محمد صلواتی زیبا هدیه میکنیم. اللّهم صل علی محمدٍ و آل محمد و عجّل فرجهم.
امشب حساس است؛ اگر شب عید باشد. فردا حساس است؛ اگر روز عید باشد. وقت خوش اجابت مخصوص دعا است و خداوند فرموده است که بندگانم مختار هستند هر چه بخواهند و من به آنها عنایت کنم. اینکه من چه بخواهم یک بحث بزرگ و مفصل است که امروز چکیدهای دربارهی آن خدمت شما عرض میکنیم.
الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه میداریم که امروز هم زنده هستیم و یک بار دیگر فرصت معاشرت با ماه رمضان را به ما مرحمت کردی. معاشرت با شب اول ماه، درک شب اول ماه، درک روز اول ماه، نیمهی ماه مبارک رمضان، شبهای قدر، توفیق ختم قرآن و… خدایا به درگاهت نمیتوانیم شاکر باشیم.
توسل به صلوات، وسیلهی نجات ما از دوزخ و بلیّات
بحثمان را روزانه با ذکر صلوات بر پیامبر اکرم(ص) شروع کردیم و سعی کردیم که صلوات را یک وسیلهی سلوک برای شما بیان کنیم. بیان کردیم که صلوات را نمیفرستیم که فقط ثواب ببریم بلکه صلوات را میفرستیم که متخلّق به اخلاق الهی بشویم، متخلّق به اخلاق ملائکه و وصل به پیامبر(ص) و اهلبیت پیامبر(ص) بشویم، تسلیم در مقابل امر این عزیزان بشویم و بعد با صلوات در سیر الهی سلوک الهی داشته باشیم. ده قدم مهم در سلوک الهی با «صِ» صلوات شروع میشود و در معیت «ص» صلوات ادامه پیدا میکند.
این حدیث را مرحوم بزرگوار شیخ مفید و مرحوم بزرگوار شیخ صدوق و مرحوم بزرگوار شیخ طوسی نقل کردهاند. به اسناد معتبر از قول امام محمدباقر(ع) نقل کردند: اگر در دوزخ نیز از خداوند تقاضای کمک بشود و بگوید: خدایا به حق محمد و آل محمد تو را قسم میدهم که بر من رحم نما و من را از این آتش و گرفتاری نجات بده، پس در آن لحظه از جانب خداوند به جبرئیل وحی میرسد که بهسوی بندهی من برو و او را از آتش جهنم درآور.
جبرئیل عرض میکند خداوندا بالهای من در آتش میسوزد من چگونه میتوانم به دل آتش بروم و او را خارج کنم؟ خطاب میرسد به آتش امر کردم که بر تو «بَرداً و سلاماً» باشد و تو را نسوزاند. جبرئیل سؤال میکند پروردگارا آن بنده در کدام قسمت از آتش جهنم است؟ ندا میآید در چاه سجین؛ که بدترین قسمت جهنم است. جبرئیل به سراغ او میرود و او را از دریای آتش خارج میکند و پاهای بستهی او را باز میکند. پروردگار از آن بنده سؤال میکند که چند وقت در آتش جهنم بودی؟ او میگوید خدایا نمیدانم. روزها و زمان بر اثر سختی ایام از دست من خارج شده است. خطاب میرسد به عزت و جلالم قسم اگر به آن نحوی که من را خواندی نمیخواندی و به آن کسانی که من را به آنها خواندی اگر نمیخواندی، هر آینه خواری در جهنم برای تو به طول میکشید ولیکن من بر خودم فرض کردم هر کس در هر عذاب و در هر سختی من را به پیامبر(ص) و اهلبیتش بخواند و تقاضایی کند من تقاضای او را رد نمیکنم حتی اگر جهنمی میان شعلههای آتش باشد. من قسم خوردم او را ببخشم و نیازش را برطرف کنم اگر چه در میان شعلههای آتش گرفتار باشد.
شاید این سؤال باشد که چرا ملائکه مأمور به صلوات بر پیامبر(ص) شدند؟
خدا رحمت کند آقای میر احمد ابوترابی را که میفرمودند: حکمت فرستادن صلوات ملائکه بر پیامبر(ص) از آنجا شروع شد که وقتی ابلیس نافرمانی خداوند کرد و مورد خشم خدای تبارکوتعالی قرار گرفت و از درگاه الهی مطرود شد و در میان عرصهی آزمایش و بلا قرار گرفت، ملائکه از نزول بلا به سبب ابلیس به وحشت افتادند. گفتند خدایا نکند بلایی که بر ابلیس نازل شده دامن ما را هم بگیرد و ما هم مانند ابلیس یک جا کم بیاوریم و از عُهدهی آزمایش تو بر نیایم و رانده بشویم! گفتند خدایا ما را پناه بده و یک سنگر برای ما بساز و حِرزی به ما بده که به واسطهی آن، اتفاقی برای ما نیفتد. خداوند تبارکوتعالی به آنها امر کرد که بر حبیبم و اهلبیتِ حبیبم صلوات بفرستید. به برکت این صلوات از بلیّات محفوظ باشید و به عقوبت گرفتار نشوید که اگر شدید به برکت این صلوات نجات پیدا کنید.
در واقع صلوات بیمه و پناهگاه ملائکه است. خداوند ملائکه را امر به فرستادن صلوات کرد تا مانند ابلیس مطرود درگاه خداوند نشوند. ما زمینیها هم شیرینی صلوات را به کام جانمان بنوشیم تا در دنیا و آخرت بیمهی الهی شده باشیم.
مرحوم خانم مالک صلوات را ذکر اسرارآمیز الهی میخواندند.
عباس بن عبدالمطلب میگوید: به صورت پیامبر نگاه میکردم که رسول اکرم(ص) فرمودند: عمو جان کاری دارید که اینگونه به من نگاه میکنید؟ عرض کردم بله یا رسولالله! چیزی سالهای گذشته دیدهام که ذهن من را مشغول کرده است. فرمودند: عمو جان چه دیدید؟ عرض کردم روزی که حلیمه خاتون در دوران طفولیت تو را شیر میداد و چهل روزه بودی، شب هنگام بود و من دیدم تو نگاهت به آسمان بود و با ماه حرف میزدی و ماه به تو جواب میداد. من کلمات تو را نمیفهمیدم. صدایی که از سمت ماه میآمد را هم نمیفهمیدم؛ اما میفهمیدم که دارید مکالمهی دو طرفه میکنید. حضرت فرمودند: بله عمو جان؛ قنداقه آزارم میداد میخواستم گریه کنم. ماه به صدا درآمد که مبادا گریه کنی اگر اشکت بر زمین بچکد گیاهی روی زمین نخواهد رویید. عباس دستش را به دستش زد و گفت ایوای بر من طفل چهل روزه اینها را میداند!
پیامبر(ص) فرمودند: عمو جان به آن خدایی که جانم به دست قدرت اوست وقتی که در رحم مادرم بودم صدای قلم را که بر لوح مینوشت میشنیدم. عمو جان 124 هزار پیامبر به نبوت رسیدند هیچ کدام آنها جز عیسی بن مریم(ع) و من، در طفولیت نمیدانستند که پیامبر هستند. چهل ساله شدند که به پیامبری پیام گرفتند. عمو جان خدا هفت کوه در هفت آسمان قرار داد پُر از ملائکه که عدد آنها را غیر از خدا کسی نمیداند. تا روز قیامت کارشان تسبیح خداوند است و ثواب آن را برای کسی که اسم من را بشنود و بر من صلوات بفرستد قرار میدهند و نوشته میشود همهی اینها برای آن کسی که نام من را بشنود و بر من صلوات بفرستد. عباس بن عبدالمطلب میگوید: من لرز کردم و ترسیدم و با لرز شروع کردم بر پیامبر(ص) درود فرستادن.
صلوات بر پیامبر(ص) و اهلبیت ایشان را یک سرمایه و یک سلوک راه فرض کنیم.
قدمهایی که باید برای حرکت به سوی امام زمان(عج) برداریم
همهی ما در جستجوی راهی برای تقرب به وجود نازنین امام زمان(عج) هستیم. گفتیم که سریعترین آدرسها را معمولاً خودِ صاحبخانه میدهد. ائمهی اطهار(ع) به ما فرمودهاند که میانبُرترین، کارآمدترین و مطمئنترین شیوههای سلوکی و تربیتی برای اینکه به قُرب خدا دست پیدا بکنیم، از طریق ساحت مقدس انسان کامل است و از طریق دیگر نمیشود؛ بنابراین لازم است که با تمام توان به ساحت نورانی امام زمان(عج) راه پیدا کنیم. دنبال این نیستیم که امام زمان(عج) را ببینیم و ثواب ببریم، دنبال این نیستیم که جمکران برویم و ثواب ببریم، ثواب دورچین غذا است و غذای اصلی راه یافتن به مقام قُرب خداوند تبارکوتعالی است که فقط و فقط از طریق انسان کامل صورت میگیرد. دست یافتن به نورانیت، فقط از طریق اتصال به انسان کامل صورت میگیرد و انسان کامل، امام زمان(عج) است.
بلافاصله پشت دعای عهد، دعایی عجیب از امام رضا(ع) است که عرضه میدارد: «اَللّٰهُمَّ اسْلُكْ بِنا عَلَىٰ يَدَيْهِ مِنْهاجَ الْهُدَىٰ» خدایا ما را به دو دست آن بزرگوار (امام زمان) در راه هدایت قرار بده و سلوکمان بده. زیرا تنها راه کارآمد و مطمئن در مسیر سیر الی الله و هدایت و تربیت الهی منحصراً شناخت وجود امام زمان(عج) و ولایت ایشان و سرسپردگی عملی به مقام هدایت و تربیت معنوی است. کسانی که به جاهای دیگری میروند دارند توجیه اعمال شیطانی خود را میکنند و یک روز متوجه میشوند که خطا رفتهاند که دیر است.
روایت از معصوم(ع) است که فرمودند: از شیعیانمان گلهمند هستیم زیرا وقتی فضایل ما را میگویند جمع میشوند که بشنوند و قلم و کاغذ دارند که بنویسند اما وقتی امر ما گفته میشود میگذارند و فرار میکنند!
امشب برای خودمان یک دفتر قرار بدهیم و بر سربرگ آن بنویسیم «مهمترین وظیفهی ما دربارهی امام زمان(عج)» و همت کنیم که هر روز یک صفحهی آن را پُر کنیم تا ماه رمضان آینده و شب عید فطر. همت کنیم به وظایفمان جامهی عمل بپوشانیم و روزی یک قدم به سوی صاحبالزمان(عج) برداریم:
1) قدم اول، مهدی شناسی است:
در قدم اول ضرورت مهدی شناسی را بدانیم. «السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا سَبِيلَ اللَّهِ الَّذِي مَنْ سَلَكَ غَيْرَهُ هَلَكَ»[1] سلام بر تو ای راه خدا، شما کسی نیستید که ما را به راه خدا راهنمایی کنید بلکه خودتان راه خدا هستید. ما باید به شما راهنمایی بشویم و شما را پیدا کنیم. وقتی پیدا کردیم و شناختیم، خودِ شما راه خداوند تبارکوتعالی هستید. سلام بر شما که راه خدا هستید. آن راهی که هر کس غیر از این راه طی طریق کند، هلاکت نصیبش میشود.
رسول اکرم(ص) فرمودند: یا علی همانا تو و دیگر اوصیا، عرفایی هستید که خداوند جز از راه معرفت شما شناخته نمیشود. (چطور فردی جرئت میکند بگوید من خدا را شناختم به غیر از شناخت اهلبیت(ع)؟)
مهدی نشناسی زاییدهی سه چیز است: 1. کفر 2. نفاق 3. جهل. کسانی که سراغ امام زمان(عج) نمیروند یا کافر هستند یا منافق هستند و یا جاهل. هر چقدر نسبت به امام زمان(عج) بیمعرفتتر باشیم، یا درجهی کفر بالاتر میرود یا درجهی نفاق بالاتر میرود و یا درجهی جهلمان بالاتر است. اینها چند دسته هستند:
خدا رحمت کند مرحوم مولوی قندهاری را. ایشان تعریف میکردند: خیلی تلاش میکردم که امام زمان(عج) را ببینم. در اطراف مشهد جعفر نامی بود که روضهی هفتگی داشت. در آن زمان که وسیله نبود کسی نمیرفت ولی من میرفتم تا از امام زمانم در آنجا چیزی بگویم. شب سرد زمستان، باران باریده و هوا سرد بود. چندین بار افتادم و بلند شدم تا رسیدم. آب آوردند و دستوپاهایم را شستم و رفتم و نشستم و حدیث و روایت گفتم. هنگام برگشتن هم در گلولای برگشتم. شب در عالم مکاشفهای صاحبالزمان(عج) را دیدم. نگاهم کردند، پشت به من میرفتند و از پاشنهی پایشان نور به سمت بالا میرفت.
گروه اول کافران هستند، گروه دوم منافقان هستند، گروه سوم که من و شما هستیم ضالین هستیم که باور داریم ولی در تکمیل این باور تلاش نمیکنیم، گروه چهارم مستضعفان هستند که دستشان به جایی بند نیست و اصلاً آشنایی ندارند.
امام صادق(ع) فرمودند: مردم! راهی جز معرفت ما ندارید. به خاطر نشناختن ما عذری از شما پذیرفته نیست. هر کس معرفت ما را داشته باشد مؤمن، هر کس مقامات ما را انکار کند کافر و کسی که معرفت ما را نه اقرار کند و نه انکار کند گمراه است.
حضرت مهدی(عج) را به چند قدم بشناسم:
1) به عنوان امام پُر مهر و محبت
امام رضا(ع) فرمودند: مهدی(عج) امام امینی است، رفیق و پدر مهربانی است، برادری همزاد است او مانند مادری نیکوکار و مهربان نسبت به فرزند خردسال، پناه بندگان خدا است.
محبت را باید با محبت پاسخ بدهیم. محبت امام زمان(عج) نسبت به ما خالصترین و شیرینترین محبتهاست؛ زیرا هیچگونه طمع و نیازی در آن نیست. بیطمعترین محبت، محبت امام زمان(عج) نسبت به ماست چون هیچ نیازی نسبت به ما ندارد. پس چرا دوستمان دارد؟ به خاطر نگاهشان؛ ما همدیگر را یک خواهر، یک شوهر و یک بچه میبینیم. امام زمان(عج) نگاهشان به انسان، محل نفخهی روح خدا است که در وجود اینها، گوهری انسانی و با ارزش و بینهایت قرار دادهشده است. خداوند همهی ما را برای همسایگی و پیوند با امام زمان(عج) آفریده است. او اصل و ریشهی ماست و ما فرزندان او هستیم. نهایت اتصال و پیوستگی را در ابعادی بینهایت و ابدی با ایشان داریم. روز قیامت قطع انساب است اما رابطهات با امام زمان(عج) تازه در آنجا خودش را نشان میدهد. به همین جهت لقب «راحمَ المساکین» را دارند یعنی ای رحم کنندهی به مساکین، ای تجلی این نام و صفت خداوند، آقا جان، امشب خیلی فقیر و نیازمند هستیم.
2) قدم دوم این است که حضرت مهدی(عج) را به عنوان امام هدایت بشناسیم.
خودشان فرمودند: ما ساخته و تربیتشدهی پروردگار هستیم و مردم ساخته شده و تربیتشدگان ما هستند. امام مربّی تمام هستی و عهدهدار هدایت و تربیت همهی نفوس مستعد است. هر هدایت و تربیت حقیقی که در عالم صورت میگیرد، از معدن نور و ولایت حضرت مهدی(عج) سرچشمه میگیرد. اگر من و شما هم در یک جایی به غیبی هدایت شدیم، از سرچشمهی هدایت حضرت مهدی(عج) است.
3) قدم سوم: او را به عنوان امام دلسوز و نگران بشناسیم.
چند سال است که امام زمان(عج) در پَس پردهی غیبت هستند؟ و چند سال است که منتظر آمدن من و شما هستند؟ ما منتظر آمدن ایشان هستیم؟ تا ما نرویم ایشان نمیآیند. اول ما باید برویم.
به مرحوم شیخ مفید(ره) نوشتند: ما پشت سَر مؤمنان شایسته کردار با نیایش و دعایی که از فرمانروای عالم پوشیده نیست، نسبت به آنان دعا میکنیم و آنها را حفاظت و نگهداری میکنیم؛ بنابراین قلبهای دوستانمان با دعای ما به درگاه الهی به آرامش و اطمینان میرسد. ما دعا میکنیم که دل دوستانمان آرام است. ما دعا میکنیم که آنها آسوده خاطر هستند اگر چه درگیریهای هراسانگیزی در مسیر زندگیشان باشد. اینکه در اوج سختیهای زندگی، آرامش خاطر دارد، اثر دعای من برای اوست. اینکه در اوج گرفتاریهایش راحت است و اطمینان و باور قلبی دارد، اثر دعای من برای اوست.
سید بن طاووس باید باشد که صدای دعای امام زمان(عج) را در سحرگاه در سرداب مقدس بشنود که دعا میکردند: خدایا شیعیان ما از طینت ما آفریدهشدهاند. خدایا اگر در امر تو کوتاهی کردند آنها را ببخش تا من خوشحال بشوم. خدایا اگر در حق هم کوتاهی کردند امرشان را اصلاح کن. اگر بدهکار به هم هستند از سهم خمس من بده و طلبکارشان را راضی کن.
این باعث نشود که من و شما جَری بشویم! توقعات امام زمان(عج) از ما زیاد است. هر مهربانی، قهر و غلبه هم دارد. وای به قهرشان…
4) قدم چهارم: بیاییم علائم یاران امام زمان(عج) را کموبیش در خودمان پیاده کنیم.
– علامت اول: اطاعت و تسلیم محض
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: آنان اطاعت از امام زمانشان میکنند، از اطاعت کنیز در برابر مولایش بیشتر؛ هر چه او اراده کند با جانودل میپذیرند.
– علامت دوم: انس با قرآن مجید بالأخص در دل شب
رسول اکرم(ص) فرمودند: مؤمنین، یاران امام زمان(عج) چشمانشان را در زمان غیبت با قرآن روشنایی و جلا میدهند و تفسیر قرآن در گوش جانشان جای گرفته است و آنان در صبحگاهان جُرعه نوش جام حکمت از چشمهسار لبریز قرآن هستند. (صبح که بلند میشوند روحشان و جانشان لبریز از شَهد قرآنی است که سحر تلاوت کردند) انرژی یاران و دوستان امام زمان(عج) قدرت معنویشان از انس با قرآن است. در شبانه روز، در تصمیمگیریهایشان و عملکردهایشان قرآن محور هستند و بر محور آیات قرآن حرکت میکنند.
یکی از علائم منتظران و یاران حقیقی امام زمان(عج) این است که شبها با خدا مناجات دارند مانند زنبوران عسل. در رکوع و سجود و قیام و قنوت کسب نور میکنند. مانند کسی که آهن را صیقل میزند، اینها با قرآن، بصیرت و دیدگاه و قلب و چشم و باطن خودشان را زنگار زدایی میکنند. این کار را شب میکنند تا انرژی لازم برای درست عمل کردن در روز را به دست بیاورند. اینها میدانند قبل از ظهور امام زمان(عج) قلبهایشان باید به ایمان امتحان بشود، میدانند که قلبشان باید ورع و اخلاص و خشوع و راستی و… داشته باشد و اینها حاصل نمیشود مگر اینکه چشم دلشان را با قرآن روشن کنند.
مرحوم علامه طباطبایی میفرمایند: قرآنِ در شب خواندن، شراب جان مؤمن است و مؤمن را سرمست میکند چه بسا سرمستی معنوی که مؤمن دارد برای همین است.
5) قدم بعدی، مهدی لقایی است:
باید تلاش کنیم و قدم برداریم برای لقای امام زمان(عج). باید برای دیدارش مشتاق بشویم.
بارها گفتهام که علی بن مهزیار بعد از بیست سال که موفق میشود به محضر امام زمان(عج) مشرف بشود، آقا میفرمایند شبانه روز منتظرت بودم چرا دیر کردی؟ او میگوید آقا جان من بیست سال است که منتظر و بیابانگرد شما بودم اما کسی نبود که من را به شما راهنمایی کند. امام فرمودند: این طور نیست. کسی لازم نیست که تو را پیش ما بیاورد اگر شما قطع رحم نمیکردید. شما سرگرم حطام دنیا شدهاید و شما فقرا و ضعفا را معطل گذاشتید. اینها دلایل دیرکردتان است نه اینکه کسی نیست که آدرس ما را به شما بدهد.
سپس فرمودند: اگر نبودند برخی از شما که برای برخی دیگر استغفار میکنند و آمرزش میخواهند و طلب مغفرت میکنند، همه هلاک میشدند جز شیعیان خاص ما. شیعیان خاص کسانی هستند که زبانشان و عملشان یکی است.
پروفسور فرانسوی هانری کربن میگوید ما بین خود و امامان حجاب هستیم زیرا وسیلهی تجلی و مشاهده یعنی معرفتی که باید به امام داشته باشیم تا به او وصل بشویم، آن معرفت را از دست دادهایم و خودمان را فلج و زمینگیر کردهایم.
پس تا وقتی حرکت در مسیر معرفتش نکنیم به این لقا دست پیدا نمیکنیم. در زیارت سامرا میخوانیم: «اَللهُمَّ اَرناَ وَجه وَلیکَ» پروردگارا چهرهی فرخندهی ولیات را در زندگی و بعد از مرگمان به ما نشان بده.
رسول اکرم(ص) فرمودند: خوش به حال کسی که او را ببیند، خوش به حال کسی که دوستش داشته باشد و خوش به حال کسی که از او بگوید و به او اعتقاد داشته باشد.
امام حسن عسکری(ع) فرمودند: خوش به حال کسی که او را درک کند.
شیطان گولمان زده است و مهدی دیداری شده حرف اول ما نه مهدی لقایی. ما دنبال مهدی دیداری هستیم! سالها میرویم جمکران که حضرت مهدی(عج) را ببینیم. شمر امامش را دید و روی سینهی او نشست! سالها ختم برمیداریم که امام زمان(عج) را ببینیم.
مرحوم آیتالله بهجت میفرمودند: لازم نیست انسان به دنبال این باشد که به خدمت امام زمان(عج) مشرف شود شاید خواندن دو رکعت نماز و سپس توسل به ائمهی اطهار(ع) برای ما بهتر از تشرف باشد؛ زیرا ما هر کجا باشیم آن حضرت میبیند و میشنود.
قدمهایی که باید برای درک لقای امام زمان(عج) برداریم
یک: قدم اول برای درک لقاء آن حضرت، تقواست.
امام زمان(عج) فرمودند: حبط نکرده چیزی ما را، دور نکرده چیزی ما را از شما و شما را از ما، جز اعمال ناپسند خود شما.
مرحوم آیتالله بهجت فرمودند: اگر از من بپرسند چرا به آن حضرت جهت تشرف دسترسی نداریم، جواب این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستید؟
امام محمدباقر(ع) فرمودند: هرگاه خداوند تبارکوتعالی بر آفرینندگان خود قهر و غضب نماید، ما را از مجاورت ایشان دور میکند (ائمه را از دسترسی به این مردم دور میکند).
خداوند در حدیث معراج میفرماید: هر کس بر اساس رضایت من عمل کند، سه خصلت به او میدهم: محبتی به او میچشانم که مزهاش آنقدر است که محبت هیچ آفریدهای را بر آن ترجیح ندهد پس چون من را دوست داشت من هم او را دوست میدارم، چون دوستش داشتم چشم قلب او را به عظمت جمال و جلالم باز میکنم و بندهی خاص خودم را از او مخفی نمیکنم.
گفتیم که قدم اول برای درک لقاء امام زمان(عج) تقوا و پرهیز از گناه است. هر وقت گناهی مرتکب شدیم بلافاصله استغفار کنیم.
دو: قدم دوم نماز اول وقت است.
سه: هر شب قدری قرآن هدیه به وجود نازنین امام زمان(عج) کنیم.
چهار: کمر همت را ببندیم به خدمت به بندگان خدا.
نگوییم که فلان کار بزرگ است و ما نمیتوانیم. خدا میگوید تو بخواه، من قرار است وسایلش را بدهم. به ما فرمودهاند تنها ریاضت ما، خدمت به خلق خدای تبارکوتعالی است.
پنج: قدم دیگر خواندن زیارت عاشورای امام حسین (ع) و اتصال به ایشان است.
مرحوم آیتالله قاضی(ره) میگویند: تمسک به قرآن و توسل به امام حسین(ع).
پدر و پسری را گرفتند و حکم شلاق صادر کردند. اول پدر را زدند. او تحمل کرد و آخ نگفت. بعد شروع کردند پسر را زدن. وقتی پسر را میزدند، به هر شلاق، پدر داد میزد و ناله میکرد. تمام که شد از او پرسیدند خودت را میزدیم هیچ نگفتی پسرت را زدیم چرا این همه ناله کردی؟ گفت خودم را که زدید به پشت و گوشت و پوستم میزدید اما وقتی پسرم را میزدید به قلب و جگرم زدید. آن لحظهای که تیر سه شعبه به حلقوم علیاصغر خورد بعد از آن، امام حسین(ع) میگفت العطش… العطش… و فریاد العطش امام قطع نشد.
اهمیت انجام نوافل و کسب نور به وسیلهی آن
دعای روز بیست و هشتم ماه مبارک رمضان است: «اَللّهُمَّ وَفِّر حَظّی فیهِ مِنَ النَّوافِل وَ اَکرِمنی فیهِ بِاِحضارِ المَسائِلِ وَ قَرِّب فیهِ وَسیلَتی اِلَیکَ مِن بَینِ الوَسائِلِ یا مَن لا یَشغَلُهُ اِلحاحُ المُلِحّینَ» خدایا بهرهی من را از نوافل فراوان بگردان و امروز وسیلهی نزدیکی برای رسیدن به قربت برای من قرار بده.
حرکت به سوی خداوند دو نوع است: 1. حرکت نوافلی 2. حرکت فرایضی
حرکت فرایضی به سوی خداوند که فرض و واجب است و فراری از آن نیست و همهی موجودات را شامل حال میشود و آن حرکت سیر الی الله است.
از شما میپرسند دریا از چه تشکیل شده؟ میگویید قطرات آب. شما الآن در دریا قطره میبینید؟ نه. دریا از قطره است اما قطرهها اول تبدیل به جوی میشوند، جویها به رودخانه وصل میشوند، رودخانهها به رودهای بزرگ و رودهای بزرگ میریزند به دل دریا و دریا تشکیل میشود.
موجودات در سیرشان و بازگشتشان به سوی خدای تبارکوتعالی، در معیت و وجود آن دریای هستی حرکت میکنند و به دریا وصل میشوند و به سمت خدای تبارکوتعالی حرکت میکنند. در نهایت فقط و فقط انسان کامل است که به خدا برمیگردد. دریایی که وجودش از رودخانهها و رودها و جویها و از قطرهها تشکیل شده و همه را در خود جمع کرده است، رجوع به خدا میکند و به همراه خودش همه را میبرد حتی ملائکه را؛ یعنی رجوع ملائکه هم در معیت انسان کامل است.
بیهوده نیست که خداوند انسان را مسجود ملائکه کرد آن هم نه یکبار، نه یک آدم، نه یک مَلک بلکه همهی ملائکه را حتی جبرئیل. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: فقط دو بار جبرئیل را به شکل حقیقیاش دیدم که شرق و غرب عالم را با پرهایش پُر میکند. تمام کارهای خداوند به اذن خداوند و تحت فرمان او انجام میگیرد. پیامبر(ص) فرمودند حتی پلک زدن چشمانتان، بادها، امواج دریاها و همهی ملائکه مانند میکائیل و عزرائیل زیر نظر او هستند، او هم فرمان گرفت که به انسان سجده کند؛ زیرا در خلقت اولیه هم انسان کامل بود که خلق شده و بعد ملائکه خلق شدند. او تسبیح گفته آنها یاد گرفتند، تکبیر گفته آنها یاد گرفتند و حالا انشعابی از وجود انسان کامل هستند.
چرا خداوند انسان را مسجود ملائکه کرد؟ این را نفهمیم، هیچ چیز نفهمیدهایم. به جهت اینکه انسان در نهایت به خدا برمیگردد. این مَلَک وصل است به این انسان و در معیت او به خدا برمیگردد.
امام محمدباقر(ع) فرمودند: قرآنی در دریا افتاد. سالها ماند. وقتی آن را بیرون آوردند تمام آیاتش پوسیده بود الا یک آیه: «… أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ»[2] همه بدانید که نهایت سیرتان ختم به خدا میشود؛ و این یعنی همهی قرآن. این سیر برای همه است. ما در کنار این، حرکتی داریم که به آن، سیر نوافلی میگویند.
انبیا آمدند که این سیر نوافلی را به من و شما تعلیم بدهند. فرمودند: هر کس دوست دارد به سوی لقای الهی برود: «فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا»[3]. هر کس دوست دارد به لقاء خدا برود، این آغاز سیر نوافلی اوست پس انجام بدهد اعمال صالح را، این مخصوص مؤمنین است. کافر منافق اگر هزار سال هم در دنیا بماند اینها را نمیفهمد و دوست دارد هزار سال دیگر هم بماند زیرا «يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»[4] آنقدر به ظاهر دنیا مشغول هستند که نسبت به آخرت کر و کور هستند و درک نمیکنند. این مؤمن است که لقاء الهی را دوست دارد و مشتاق لقاء خدای تبارکوتعالی است و شروع میکند به عمل کردن. آن کسی سیر نوافلی میکند که مشتاق لقاء خداوند است.
زراره گفت یا بن رسولالله ما در برزخ چقدر معطلی داریم تا به آن لقاء الهی برسیم؟ امام فرمودند: طول برزخ برای هر کس فرق میکند. برای تو و امسال تو که یار ما هستید و سر سفرهی ما نشستید و منِ امام زمانت تأییدت میکنم، به اندازهی خواندن یک نماز واجب؛ اما برای برخی از مردم آنهایی که در راه نیامدند کمِ کم سیصد هزار سال، میگویند بمان تا نوبتت برسد!
این افراد در برزخ چه حالتی دارند؟ آیا همه معذّب هستند؟ نه. همه معذب و گرفتار نیستند، خیلیها متنعم هم هستند. پس چرا نمیروند و معطل هستند؟ زیرا نورشان کَم است و آن نور لازم را برای قیامت ندارند، ناله میزنند که به آنها نور بدهند زیرا نور لازم را ندارند و آن جا ماندهاند. اگر اینها را بفهمیم آیا ترک نوافل میکنیم؟ در دنیا نورشان را کامل نکردند و قدرت نوریشان کم است.
خدایا هر کس که میخواهد به سوی تو برود، برایش یک وسیله قرار بده. مگر نماز و روزهی من چقدر نور دارد که من را برساند؟ یک وسیلهی نزدیکتر و سریعتر برای من قرار بده که من سریعتر حرکت کنم و آن همه معطلی در برزخ را نداشته باشم. آن وسیلهی نزدیک کدام است؟ جز محبت پیامبر(ص) و اهلبیت پیامبر(ص) وسیلهی دیگری هست؟! اینکه به ما میگویند صلوات بفرستید، پیامبر(ص) فرمودند: این صلواتها نور قبر شما، نور برزخ شما و نور قیامت شما میشود. چقدر روزهی ماه رمضانمان به ما نور داد؟ به من وسیلهی نزدیک بده.
چرا بعضی روزها «عید» هستند؟
عید فطر، روز شروع از سر خط است. روزهای مانند عید فطر، عید قربان و روز جمعه که عید مؤمنین است به این خاطر عید به حساب میآیند که بشر قبل از آن روزها از گناهانش بیرون آمده است و مانند روزی شده است که از مادرش متولد شده است. جمعه برای مؤمنین روز عید است چون شب قبلش که شب جمعه است، مؤمن آمرزیده شده و توبه کرده است. او صدای منادی را شنیده، قلبش را خدا آمرزیده و پاک کرده و خدا نامهاش را پاک کرده. جمعه را میگویند عید مؤمن چون شب قبلش خدا از او گذشته است.
عید قربان چون حاجی و یا بقیهی کسانی که در مکه بودهاند، آداب انجام دادهاند، مراقبت کردهاند، به دعای عرفه نشستهاند و در شب و روز عرفه خودشان را سبک کردهاند فردایش عید است.
چرا پایان ماه رمضان عید است؟ زیرا مؤمنین و مؤمنات در ماه رمضان تلاش کردهاند که به تکالیف عمل کنند و خداوند در شبهای ماه رمضان و شبهای قدر آنقدر آمرزیده تا شب عید فطر رسید و خداوند آنقدر میآمرزد که از حساب و کتاب بیرون میآید و چون حسابها صاف شده است فردا را عید میگیریم و اللهاکبر میگوییم که بر شیطان غلبه کردهایم و آمرزش شدهایم.
چه کسانی محروم میمانند؟ کسانی که آمرزیده نشدهاند. آنهایی که آمرزیده نشدهاند اگر در صف عید هم بنشیند باز عید ندارد. اگر شب عید بالاترین مقام مملکت به شما تلفن کند و بگوید چه کار داری برایت انجام بدهم، چه میخواهی؟ اگر امشب خدا به تو مستقیم بگوید چه میخواهی، چه میگویی؟ عدهای میگویند حُسن عاقبت و عاقبت به خیری، عدهای میگویند بهشت. یک عده میگویند معرفت، یک عده میگویند خیر دنیا و آخرت، یک عده میگویند رضوان تو را میخواهم و میخواهم که امشب از من راضی بشوی. باز کم است. اگر بزرگ مملکتت به تو تلفن بزند و بگوید چه از من میخواهی، نگو بچهام بیکار است، نگو مقروض هستم و… ادب و عقل حکم میکند که بگویی که یک شماره تلفن خصوصی به من بدهید که هر وقت کار داشتم مستقیم به شما زنگ بزنم. امشب آن شب است. خدا میگوید میخواهم مزد بدهم، تو چه میخواهی؟ ماه رمضان اگر مؤدبمان کرده باشد مانند آن آقا یک شمارهی مخصوص و مستقیم میخواهیم. امشب خدا از تو سؤال میکند چه میخواهی؟ ادب ایجاب میکند که بگویی این سیمی که در ماه رمضان از خودت به من وصل کردی، از پریز نکش و قطع نکن. خدایا به مناجات با تو خو کردم آن را قطع نکن. خدایا به سحرها و خدا خدا کردنها خو کردم آن را قطع نکن. به تو انس گرفتم آن را قطع نکن. در قرآن هم همین را میفرماید: «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»[5] خدایا این رابطه را دائمی کن. وقتی این را بگیری، دیگر هیچ چیز به نظرت نمیآید. آدمی که با خداوند دائماً در ارتباط است، عاقبت به خیر است و هیچ چیز دیگر نمیخواهد. این را اگر گرفتی میشوی آن آیهی «فَتَبارَکَ الله احسَن الخالقین» تازه درست شدهای و راه پیدا کردهای. خداوند در دادن بخیل نیست ما در گرفتن بخیل نباشیم. امشب شب خاص دعا است. همهی حوائجت را بگو اما اصلیترینش این باشد. خدا میگوید دستهای من بسته نیست. خدا گفته از درِ رفاقت بیا بگو «یا نِعمَ الرَفیق یا نِعمَ الشَفیق». او را صدا کن و ناامید نشو. جهنمش خیلی سخت است در سورهی زمر میفرماید: «…ذَٰلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ»[6]؛ آن آتشی است که خدا از آن بندگان خود را میترساند که ای بندگان من از (آتش قهر) من بترسید. لطف و مرحمت خداوند از جهنم گفتن است. میفرماید اگر این قدر از جهنم نمیگفتم تو نمیترسیدی و میافتادی به گناه و عذاب. آنقدر گفتم تا تو را بترسانم تا حواست را به خودت جمع کنم که اگر این کار را نمیکردم اعمال جهنمی انجام میدادی و خودت قیچی برمیداشتی و سیم اتصالت را قطع میکردی. وقتی اتصال قطع نشود، راه نزدیک میشود. بهشت دو تا راه دارد یک راه آن از جهنم میگذرد و در قرآن هم خواندهایم که همه از جهنم میگذرند، حالا اینکه چقدر میمانند و چگونه میگذرند متفاوت است. ما از آن راه که نمیخواهیم برویم. پیامبر(ص) از ترس آن راه گریه میکردند. یاران پیامبر(ص) از ترس آن راه رفتند که ترک دنیا بکنند. یک راه مستقیم هم دارد که مستقیم به بهشت میرود حساب کتاب و بازرسی ندارد، در صف ایستادن هم ندارد: «لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ»[7]؛ آنها هرگز آواز جهنم را نخواهند شنید و به آنچه مشتاق و مایلاند تا ابد به نعمتهای الهی متنعّماند.
لازمهاش این است که گوش به فرمان انبیا باشیم. هدف انبیا:
در سورهی ابراهیم آمده است که کتاب به تو دادیم تا محیط را روشن کنی، روشنایی که برایش خورشید لازم نباشد، چشم هم نخواهد و چشم بسته از این روشنایی بهره ببرد. اینگونه روشنایی دادن، کار انبیا است. انبیا آمدند تا هم نظرت را و هم بصر و دیدهی دلت را روشن کنند و به آن انوار الهی برسانند. اگر من و شما بتوانیم ببینیم که گنهکار را دارند به جهنم میبرند، تازه اهل نظر هستیم و هنوز چراغ دلمان روشن نشده است؛ اما اگر روزی به اینجا رسیدیم که در دل گناهی که دارم میکنم شعلههای آتش را ببینم دیگر گناه نمیکنم و اهل بصر شدهام.
قرآن میفرماید: اگر خوب بفهمی و آن فهمیدههایت را خوب عمل کنی، به مرحلهای میرسی که معارف را خوب کسب کردهای. حالا تو میتوانی عالم را تفسیر کنی و تغییر بدهی. راهش نورانی شدن است به آن نوری که انبیا آوردند. میگویند نور علم است چون مشکلات را برطرف میکند. این طور نیست. نور مادی فقط جهان ماده را روشن میکند. نور معنوی است آن نوری که انبیا میآورند و عالم معنا را برای من و شما روشن میکند و وقتی روشن کرد حواس پنجگانهی مان را در باطن میشناسیم و میفهمیم و به حرکت درمیآییم. آن وقت وقتی حدیث کسا را میخوانیم نمیگوییم «اَشمُ» یعنی چه؟
انبیا آمدند بگویند که مرض انسان چیست و با چه مریض میشود؛ و دوا و دارویش چیست و با چه خوب میشود. قلب سلیم، از طریق سلوک در مسیر امام زمان(عج) و ولایت دینی است که به ملکوت الهی دست پیدا کنیم. انبیا آمدند تا ذائقهی باطنیمان را زنده کنند و معنویت را به ما بچشانند. وقتی به این مرحله رسیدیم حالا دیگر میتوانی تغییر بدهیم.
عالم با آدم تنگاتنگ در ارتباط است. آدم اگر بخواهد، عالم را به نفع خودش تغییر میدهد و آن جور که باید از نعمتهای خدا منفعت میبرد. زمین و آسمان خلق شد که انسان خلق بشود. انسان خلق شد که نورانی بشود که در برزخ و قیامت نور لازم را داشته باشد.
عرفا میگویند: مؤمن برای خودش برنامه دارد، شب و روزی دارد، برای خودش کار دارد. سفرهاش سفرهی قرآن است و خوشگذرانیاش در دل شب با خدای تبارکوتعالی است. بلند میشود که نور جمع کند و در برزخ گیر نکند که تازه آنجا بخواهد نور خودش را تکمیل کند و سالهای سال بماند تا نور کسب کند.
در قیامت، جهنمی راهش را بلد نیست. در این دنیا است که راهش را بلد است و میداند راه جهنم رفتن چیست. آنجا گداییِ نور میکند و از مؤمنان میخواهد که بایستند تا از نورشان استفاده کند. آنها هم میگویند برگردید به پشت سرتان. ما در دنیا کسب نور کردیم. این نور سر سفرهی فاطمهی زهرا(س) و فرزندانش است.
روز آخر است، به چه بزرگی متوسل بشویم؟ روز آخر ماه رمضان 128 مرتبه «یا حمید بحق محمد یا عالی بحق علی یا فاطر بحق فاطمه یا محسن بحق الحسن یا قدیم الاحسان بحق الحسین» میخوانیدم. توسل به ابوالفضل عباس(ع) میگرفتیم. امشب بگو خدایا سیمم را قطع نکن و بگذار این اتصال بماند. این اتصال از طریق اتصال به اولاد فاطمة الزهرا(س) باقی میماند.
ذکر مصیبت
خیلی شنیدید که بچههای فاطمة الزهرا(س) در خرابهی شام از این پهلو به آن پهلو میغلتیدند. خاک را جمع میکردند به زیر سر و این پهلو به آن پهلو میشدند زیرا آنقدر پهلوهایشان آسیبدیده بود که به یک پهلو تا صبح نمیتوانستند بخوابند به پشت هم که نمیشد زیرا تازیانه خورده بودند و زخمی بودند.
امام زینالعابدین(ع) فرمودند: وقتی از مدینه هجرت کردیم و به مکه رفتیم، سی نفر را مأمور کردند که پدرم را در حرم ترور کنند اما نقشهشان لو رفت. وقتی لو رفت، عمویم اباالفضل(ع) بر بام کعبه رفت و در آنجا سخنانی گفت و مردم در پایین کعبه گوش میکردند.
از جمله سخنانی که فرمودند: اگر برادرم به من اجازه بدهد شما را مانند مگسان در این سرزمین قلع و قمع میکنم. همانطور که پدرم مدافع و حامی پیامبر(ص) و جاننثار ایشان بود و خودش را همهجا سپر بلای پیامبر(ص) میکرد، نخواهم گذاشت گرد و خاکی بر بدن پسر پیامبر(ص) و اهلبیتش بنشیند.
امام سجاد(ع) میفرمایند: من و پدرم کنار هم ایستاده بودیم و گوش میدادیم که عمو جانم آن بالا چه میگویند. دیدم پدرم مانند ابر بهار گریه میکنند و از نوک محاسنشان اشک بر روی لباسشان میریزد و دعا میکنند بر امالبنین(س) که خدا خیرت بدهد که همچنین پسری تربیت کردی. دعا میکردند برای برادرشان ابوالفضل(ع) که ممنونتم برادر؛ و نگاهی کردند به صورت من و فرمودند: نمیگذارند. او میخواهد کاری کند اما نمیگذارند از ما دفاع کند.
امام سجاد(ع) فرمودند: بعدهها فهمیدم که منظور پدرم چه بود؛ یعنی دستهایش را قطع میکنند یعنی به چشمهایش تیر میزنند، یعنی پاهایش را قطع میکنند. جوری شهیدش کردند که هر قسمت بدن را بلند میکردند قسمت دیگر زمین میافتاد.
نوشتهاند که امام زینالعابدین(ع) به معجزهی امامت بدن اباالفضل(ع) را دفن کردند وگرنه بدن ایشان قابل جمع شدن نبود! مادرش امالبنین(س) در آن لحظهی آخر که اباالفضل(ع) را بوسید، یک چیز در گوش او گفت و فرمود: عباس! نمیگذاری باد یک پر کاه به سمت خیمهی بچههای زهرا(س) ببرد.
امشب یک سورهی یس هدیه به حضرت اباالفضل علیهالسلام و هزار صلوات هدیه به ایشان و مادر بزرگوارشان میکنیم.
هزار و یک مرتبه ذکر «یا اَوَّلُ یا آخر»
خواندن زیارت آل یس و دعای بعد از آن.
توسل به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف.
کنار گذاشتن فطریه برای امام زمان(عج) و سپس خود و خانوادهمان.
صدقه دادن برای امام زمان(عج) و سپس برای خود و خانوادهمان.
بین نماز مغرب و عشا این صلوات و دعا را بخوانید:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ نَبِيِّنَا وَ آلِهِ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى مَلَائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ، وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِينَ، وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ، وَ أَفْضَلَ مِنْ ذَلِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ، صَلَاةً تَبْلُغُنَا بَرَكَتُهَا، وَ يَنَالُنَا نَفْعُهَا، وَ يُسْتَجَابُ لَهَا دُعَاؤُنَا، إِنَّكَ أَكْرَمُ مَنْ رُغِبَ إِلَيْهِ، وَ أَكْفَى مَنْ تُوُكِّلَ عَلَيْهِ، وَ أَعْطَى مَنْ سُئِلَ مِنْ فَضْلِهِ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَ ما أَخَّرْتُ، وَ ما أَسْرَرْتُ وَ ما أَعْلَنْتُ، وَ إِسْرَافِي عَلَىٰ نَفْسِي وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي. اللّٰهُمَّ أَنْتَ الْمُقَدِّمُ وَ انتَ الْمُؤَخِّرُ، لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، بِعِلْمِكَ الْغَيْبَ وَ بِقُدْرَتِكَ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ، مَا عَلِمْتَ الْحَياةَ خَيْرَاً لِي فَأَحْيِنِي، وَ تَوَفَّنِي إِذا عَلِمْتَ الْوَفَاةَ خَيْراً لِي.
[1] زیارت حجة ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه
[2] آیه ی 53 سوره ی شوری
[3] آیه ی 110 سوره ی کهف
[4] آیه ی 7 سوره ی روم
[5] آیه ی 8 سوره آل عمران
[6] آیه ی 16 سوره ی زمر
[7] آیه ی 102 سوره ی انبیا