بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

چهارم شهریور 1399، پنجم محرم 1442

 

محورهای سخنرانی:

برگزاری مجالس امام حسین علیه‌السلام و تلاش برای کسب معرفت به ایشان

ادامه‌ی بحث رزق‌های ماه محرم؛ رزق توسل

معرفت به وجود مقدس امام حسین(ع) از عالی‌ترین و بی‌بدیل‌ترین توسلات است

 

 

الحمدلله رب‌العالمین. الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه می‌داریم که امسال هم فرصت معاشرت با ماه محرم‌الحرام را به ما مرحمت فرمودی. زنده هستیم و در ماه محرم نفس می‌کشیم. دل‌هایمان غمگین و بریان است از روضه‌های غریبانه‌ای که برای امام حسین علیه‌السلام امسال به این فُرم برگزار و تجربه می‌کنیم.

برگزاری مجالس امام حسین علیه‌السلام و تلاش برای کسب معرفت به ایشان

من به سن خودم این روضه‌های غریبانه را تجربه نکرده بودم ولی در کتاب‌ها خوانده‌ام که در زمان رضاشاه این مُدل روضه‌های غریبانه بود و مردم نقب می‌زدند و پیش هم جمع می‌شدند و روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام را برگزار می‌کردند. امسال این بلا باعث شد که ما روضه‌های کوچک و غریبانه برگزار کنیم و طعم این مُدل روضه را هم بچشیم.

شما هم در خانه‌هایتان زیارت عاشورایتان را بخوانید، روضه هم برای خودتان بخوانید و سماورتان را به نیت امام حسین علیه‌السلام روشن کنید و برای خودتان و خانواده چای بریزید و از این چای برای همسرانتان که شب به خانه می‌آید تبرک ببرید. یقین بدانید کسانی که باید در روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام باشند، هستند و حضور دارند.

بارها این حکایت را برایتان تعریف کرده‌ام که یکی از خانم‌های معتقد از اهالی تهران تعریف می‌کند: رفته بودم شام زیارت حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها و رفتم رأس الحسین زیارت کردم. آنجا به دیوار تکیه زدم و خوابم برد. در آن عالم حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را دیدم و از ایشان پرسیدم: خانم‌جان! من در خانه‌ام در تهران روضه‌ی ماهانه دارم ولی روضه‌ام خیلی کوچک است؛ چون خانه‌ام کوچک است. آقا می‌آید و روضه برای شما برگزار می‌کنم. من خیلی دوست دارم بدانم که با این روضه‌ی کوچک آیا شما به من هم نگاه می‌کنید؟ هیچ‌وقت رویم نشد از شما بپرسم که آیا به روضه‌ی من هم عنایت دارید؟ حضرت فرمودند: من به روضه‌ی ماهانه‌ی تو که برگزار می‌شود وارد می‌شوم و روضه را گوش می‌دهم و چای می‌خورم، به این نشانی که عروس خواهرت صاحب‌خانه‌اش جوابش کرده بود و خانه پیدا نمی‌کرد، یک کیلو شیرینی نذر روضه‌ی تو کرد بلافاصله خانه‌ای پیدا کرد و فلان موقع شیرینی آورد و پخش کرد.

ما احساس می‌کنیم هر جا شلوغ‌تر باشد و ضبط و اکو و تشکیلاتشان مجهز باشد و اسم‌ورسم فلان مداح و گوینده باشد عنایت بیشتر می‌کنند! برای اهل‌بیت علیهم‌السلام کیفیت کار مهم است که این یک‌ساعتی که ما می‌نشینیم پای روایت و حدیث کسا و توسل، وقتی تمام می‌شود چه چیزی برداشت کرده‌ایم و فهمیده‌ایم؟

 شما این را می‌دانید که متأسفانه این روزها مرگ شتاب پیداکرده، یک مرگی که به دنبالش سنگ دلی همراه می‌آورد؛ چون نمی‌توانیم برای میت‌هایمان مراسم بگیریم و دور هم جمع شویم. می‌رویم و می‌گذاریم از ترس کرونا برمی‌گردیم و شکر خدا می‌کنیم که من نگرفتم. شکر می‌کنیم، به جای اینکه بگوییم خدایا بلا را از همه دور بدار. تَه دل می‌گوییم الحمدلله که من جای فلان کس نیستم. و چون این را می‌گوییم هیچ‌وقت نمی‌توانیم خانواده‌ی آن طرف را درک کنم. چقدر ما در اسلام سفارش به تسلیت گفتن داریم که بار غمشان کم بشود. در حال گذران روزگار سختی هستیم مگر فرجی بشود و اتفاقی بیفتد و از این مرحله بگذریم.

راهش فقط این است که دل صاحب‌الزمان(عج) را به دست بیاوریم. راه به دست آوردن دل مهدی زهرا سلام‌الله‌علیهما این است که ما در راه معرفت به امام حسین علیه‌السلام و معرفت به کربلا و عاشورا و معرفت به مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام حرکت کنیم و به معرفتمان اضافه کنیم. امسال دقیق متوجه بشویم که چه کسی کشته‌شده است و شهادتش چه اثراتی بر روی عالم گذاشته است. دل امام زمان(عج) وقتی به دست می‌آید که ما معرفت به امام حسین علیه‌السلام پیدا کنیم؛ زیرا اساس دین و آخر دین، اصول و فروع دین، اول دین، اخلاق و عرفان دین و همه چیزِ دین، امام حسین علیه‌السلام است. وقتی معرفت به امام حسین علیه‌السلام پیدا کردم، یعنی معرفت به دین پیدا کردم. آن وقت که گریه کردم برای امام حسین علیه‌السلام، گریه کردم برای غریبی دینم؛ که اساس کشته شدن امام حسین علیه‌السلام همین بود.

بنی‌امیه تلاش می‌کرد که اسلام را یک دین زمینی جلوه بدهد. وقتی دین را برای مردم، زمینی جا انداختی، راحت می‌توانی در این دین دست ببری و جابه‌جایش کنی. می‌توانی نماز صبح را چهار رکعت بخوانی و در محراب مستانه بالا بیاوری و بگویی اگر کمتان است بیشتر بخوانم! وقتی دین را زمینی جلوه دادی، می‌توانی بیت‌المال را بخوری و نماز جمعه هم برگزار کنی! تمام تلاششان این بود که دین را زمینی جلوه بدهند و دین را از آن اریکه‌ی آسمانی پایین بیاورند. در دین آسمانی نمی‌شود دست بُرد. دین آسمانی وحی منزَل است. پیامبر(ص) آن را آورده و کتاب دارد و قانون و شرایط دارد.

مردم عادت‌هایی دارند. یکی از عادت‌های مردم، اسطوره سازی است و خیلی راحت از معاویه و یزیدِ همه کاره اسطوره ساختند و به فرمان یزید سر پسر فاطمه سلام‌الله‌علیها را بریدند! از معاویه اسطوره‌ای ساختند و روی منبرها می‌گفتند که پیامبر(ص) فرمودند روز قیامت وقتی وارد بهشت شدم هشتاد سال بعد معاویه پیش من آمد و به او گفتم کجا بودی خالُ المؤمنین دیر کردی منتظرت بودم؟ معاویه گفت تمام این هشتاد سال را خصوصی مهمان خدا بودم و خدا از من دلجویی می‌کرد از بس مردم پشت سر من حرف زده بودند! این‌ها را بالای منبرها می‌گفتند و عوام‌الناس هم قبول می‌کردند! این در حالی بود که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمودند: اگر کسی در مورد کسی غلو کرد اگر در مورد من هم غلو کند یک مشت خاک برمی‌دارم و در دهانش می‌ریزم.

ادامه‌ی بحث رزق‌های ماه محرم؛ رزق توسل

کربلا یک بار اتفاق افتاده است اما هر سال این حقیقت تکرار می‌شود و هر سال حقایق جدیدی را باید برای ما باز کند. یک کربلا است و قریب هزار و پانصد سال پیش اتفاق افتاده و هر ساله تکرار شده و هر بار با حقیقت جدیدتر. آن‌هایی که نمی‌گذارند این حقایق به گوش مردم برسد خائن‌ترین‌اند به امام حسین علیه‌السلام.

از شب اول محرم تا اربعین ما یک سفر سلوکی را طی می‌کنیم. در عالم معنا این‌طور است و وقتی ما لباس سیاه را می‌پوشیم ما این حرکت را از شب اول محرم در معیت امام حسین علیه‌السلام تا اربعین انجام می‌دهیم و سوار قطار عاشورا می‌شویم. تمام هوش و حواسمان باید در این موضوع باشد که این هم‌سفر ما چگونه رفتار می‌کند. شب اول ماه محرم رزق و برکات را برای ما تقسیم می‌کنند که باید در این سفر همراه داشته باشیم. یکی از این روزی‌ها گریه و بکا است. دوم ذکر و ورد است؛ مانند ذکر صلوات و اورادی که مستند است به احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام. روزانه مهمان کنید مثلاً یک روز خانم ام‌البنین(س) را مهمان کنید و روز دیگر عمه‌های امام حسین علیه‌السلام را مهمان کنید.

شبی که امام حسین علیه‌السلام می‌خواستند از مدینه بیرون بروند، عمه‌هایشان شنیدند که آقا دارند حرکت می‌کنند. غوغا به پا کردند به سر و سینه می‌زدند و امام حسین علیه‌السلام آن‌ها را آرام می‌کردند که مردم خبردار نشوند که ایشان از مدینه دارند می‌روند. ابی‌عبدالله علیه‌السلام پرسیدند: برای چه این‌قدر گریه می‌کنید؟ خوددار باشید. بانوان با هم گفتند: در رفتن تو دل در قفسه سینه‌ی ما نیست ما یقین داریم دیگر تو را نمی‌بینیم پس بگذار گریه‌هایمان را بکنیم.

خانم مالک(ره) می‌فرمودند: یکی از عمه‌ها می‌گفت تو را مانند برادرت حسن زهر می‌دهند؟ دیگری می‌گفت آیا فرقت را مانند برادرم علی می‌شکافند؟

صلوات‌ شیطان را دور می‌کند و فضا را نورانی می‌کند. تبرّی و تولی را زیاد می‌کند.

یکی از رزق‌هایی که شب اول محرم تقسیم کردند و به من و شما هم سهم دادند توسل است. نه توسل به اسم، توسل به معنای واقعی.

توسل به معنای واقعی چیست؟

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمودند: سوگند به خدایی که شنوایی او آوازها و فریادها را احاطه کرده است. سوگند به آن خدایی که هر آوا و صدایی، حتی صدای پای مورچه روی سنگ سیاه را هم می‌شنود و هم می‌بیند، هر کس دلی را شاد و مسرور کند خداوند از آن سرور، لطف و مهربانی خلق می‌کند که هر گاه مصیبت و اندوهی به این آدم رسید آن لطف و مهربانی همانند آب در سراشیبی به سوی آن اندوه سرازیر می‌گردد و تا آن مصیبت را از دور نسازد از او جدا نخواهد شد. همان‌طوری که ساربان شتر غریب را از گله‌ی شتران دور می‌کند.

آدمی که دلی را شاد می‌کند در راه رضای خدا، این توسل عملی است برای تقرب به وجود امام حسین علیه‌السلام. در جواب، خداوند تبارک‌وتعالی این‌گونه به این آدم پاسخ می‌دهد.

توسل گرفتن راه‌های بسیار زیادی دارد حتی همین جلسه‌ای که نشسته‌ایم و داریم حدیث می‌گوییم جلسه‌ی توسل است. هر جا که معنویتی به ما بدهند توسل به قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام است.

در حدیث است که فرمودند مادیاتت را انفاق کن اما معنویاتت را خودت بخور اگر چیزی از آن اضافه آمد به دیگران بده. مادیاتت را انفاق کن یعنی باید دنیا را با شتاب از خودمان جدا کنیم؛ اما سرمایه‌های معنوی را مانند چیزی که می‌خوریم در خودمان ذخیره کنیم و نگه‌ داریم. چون سرمایه‌ی اصلی‌مان همین است.

معنویات چیست که باید در خودمان نگه ‌داریم؟ دین. مال را باید به مردم داد. دین را که نباید به مردم داد. پول را باید به مردم انفاق کرد، دین را که نباید به مردم فروخت. دین را باید برای خودم نگه دارم. اگر دینم را فروختم در واقع آخرتم را ایثار کرده‌ام. آن وقت نکته‌ی دقیق اینجاست: آدم‌هایی که عادت کرده‌اند به انفاق دینشان یعنی که خیلی راحت دینشان را می‌فروشند و راضی به مرگ کسی باشند برای اینکه پشت میزی بنشینند، کسانی که عادت کنند به دین فروشی و معنویت فروشی حتی مجالس امام حسین علیه‌السلام را هم راحت می‌فروشند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: کسی که ما اهل‌بیت را وسیله‌ی رسیدن به دنیا قرار دهد به زودی فقیر می‌شود. (نه فقیر مال بلکه فقیر معنوی می‌شود.)

از راه‌های به دست آوردن ثروت معنوی، توسل است و نشستن در این مجالس و صدا کردن اسم اهل‌بیت علیهم‌السلام. چرا می‌گویند علامه طباطبایی(ره) خاک حرم‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام را به خودش می‌مالید؟ چه فهمیده بود از آن آقایی که در خراسان آرمیده است؟ چه فهمیده بود از آن آقایی که در سامرا آرمیده است؟ چه شناختی داشت؟ مَلَک آسمانی که نبود یک انسان زمینی بود اما راه یافته.

گاهی وقت‌ها یک توسل و یک «یا حسین» زندگی آدم را چنان تغییر می‌دهد که آدم می‌تواند زندگی هزاران نفر را تغییر بدهد به سمت دین و خدا و قرآن؛ و می‌تواند حتی بعد از مرگش زندگی میلیون‌ها آدم را متحول کند. نمونه‌ی بارزش آقا شیخ عبدالکریم حائری یزدی(ره) است. در شیراز زندگی می‌کرد، جوان بود و یک‌شب در خواب دید که به او گفتند تا سه روز دیگر می‌میری. از خواب بلند خوابش یادش رفت و با دوستانش به باغ رفتند که بگردند. تب و لرز کرد برایش پتو آوردند حالش بد شد و عرق سرد کرد. یاد خوابش افتاد و متوجه شد که امروز روز سوم است. دوست‌هایش تا رفتند برایش دکتر بیاورند دیدند فایده نکرد و شیخ عبدالکریم از دنیا رفت. شصت‌های پایش را بستند، چشم‌هایش را بستند و او را رو به قبله کردند. آن لحظه‌ی آخر که جانش به حلقومش رسیده بود گفت صورت من را برگردانید به سمت کربلا. او را به سمت کربلا برگرداندند و اشکی از گوشه‌ی چشمش سرازیر شد و گفت حسین جان از مردن ترسی ندارم ولی هیچ خدمتی نکرده‌ام و چمدانم خیلی خالی است و هیچ ره توشه‌ای ندارم. دوست داشتم عمری داشته باشم و خدمتی به شما بکنم. شیخ عبدالکریم از دنیا رفت و رویش را هم کشیدند. ناگهان لرزی کرد چشم‌هایش را باز کرد و نشست و گفت فرشته‌ای آمد نزد ملک‌الموت و گفت حسین زهرا(س) فرموده‌اند مرگ شیخ را عقب بیندازید. شیخ زنده شد. آمد قم و حوزه‌ی علمیه قم را تأسیس کرد. شما آمار بگیرید که چند هزار مجتهد مسلم از این حوزه بیرون آمده است. چند هزار واعظ شهیر و مبلّغ از این حوزه بیرون آمده است که به کشورهای دیگر می‌روند و کافر مسلمان می‌کنند؟ چند صد هزار آدم با توسل ایشان و با حسین گفتن ایشان بعد از زنده شدن دوباره‌ی ایشان حیات معنوی پیدا کردند؟ همه‌ی این‌ها نتیجه‌ی یک توسل است با دل شکسته. وقتی حوزه‌اش رونق گرفت پای پیاده جلوی دسته‌ی امام حسین علیه‌السلام راه می‌افتاد و سینه می‌زد و خودش نوحه می‌خواند.

کیست امام حسین علیه‌السلام؟

عارف ربانی مرحوم آیت‌الله شعرانی(ره) می‌گوید: اواخر عمرم حساب کتاب کردم دیدم من در کارنامه‌ی عملم دستم خالی است و دیدم اگر بخواهم به داد خودم برسم باید کاری برای خودم انجام بدهم. آمدم کتاب نفس المهموم شیخ عباس قمی را ترجمه کردم که در رابطه با کربلای امام حسین علیه‌السلام بود تا خدمتی به امام حسین علیه‌السلام کرده باشم و موقع رفتن دست‌خالی نباشم.

معرفت به وجود مقدس امام حسین(ع) از عالی‌ترین و بی‌بدیل‌ترین توسلات است

از عالی‌ترین و بی‌بدیل‌ترین توسلات، معرفت به وجود مقدس امام حسین علیه‌السلام است. در اینکه ایشان را دوست داریم هیچ حرفی نیست، همه ایشان را دوست دارند اما اینکه چقدر ایشان را می‌شناسیم و معرفت داریم مسئله‌ی دیگری است.

در حدیث از قول پیامبر اکرم(ص) می‌خوانیم که آن کُنه و تَه قلب مؤمن، خداوند یک علاقه‌ نسبت به امام حسین علیه‌السلام حک کرده و نوشته است. آن فرق می‌کند با اینکه من می‌گویم امام حسین علیه‌السلام را دوست دارم.

این نوشته است که مؤمن را می‌کشاند به اینکه برود به سمت معرفت پیدا کردن به وجود امام حسین علیه‌السلام.

در جلسه‌ی دیروز گفتم هر چقدر حتی علمای شهیر و درجه‌ی اول ما درباره امام حسین علیه‌السلام بخواهند صحبت کنند یا درباره‌ی خون امام حسین علیه‌السلام می‌گویند، یا درباره‌ی بدن ابی‌عبدالله(ع) است و یا درباره‌ی ظاهر کربلا است. به آن معرفت و حقیقت وجودی‌اش و به آن حقایق کربلا نمی‌توانیم برسیم و چون نمی‌توانیم برسیم از ترس ورود نمی‌کنیم.

چند درصد از ما منبری‌ها جرئت می‌کنیم که این ده شب را ورود بکنیم به حقیقت وجودی امام حسین علیه‌السلام و احادیثی را که آمده فقط بخوانیم و برویم و هر کس به اندازه‌ی عقل خودش برداشت کند و بفهمد.

فقط ترازو دستمان است و شهدایمان را مقایسه می‌کنیم با شهدای کربلا. چه کسی این اجازه را به ما داده است؟ فقط ده تا حدیث از حقیقت وجودی امام حسین علیه‌السلام که در لابه‌لای کتاب‌های ما خاک دارد می‌خورد بگوییم شاید چند تا جوان چیزی چشیدند و چیزی فهمیدند.

راجع به خون امام حسین علیه‌السلام، راجع به پوست و بدن امام حسین علیه‌السلام و راجع به کربلای امام حسین علیه‌السلام. آن خونی که از قوس صعود تا قوس نزول را منقلب کرده و هم بهشتی برایش گریه کرده و هم جهنمی.

چگونه می‌شود که یک آدمی که خونش ریخته می‌شود چنین انقلابی در قوس صعود و نزول ایجاد بکند؟

ما این را به عینه داریم می‌بینیم؛ آتش‌پرست هندی به امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کند. این قوس نزولی خون امام حسین علیه‌السلام است که تا جهنم بر او گریه می‌کند.

 همه‌ی ائمه، همه‌ی پیامبران، همه‌ی فرشتگان، همه‌ی شهدا و جهان هستی بر امام حسین علیه‌السلام گریه کردند. این قوس صعودی امام حسین علیه‌السلام است.

در رابطه با کدام ائمه ما این حدیث را شنیده‌ایم؟ استخوان‌های پاهای امام موسی بن جعفر علیه‌السلام را در زندان خرد کردند اما این حدیث فقط در باب امام حسین علیه‌السلام است.

باختند خودشان را وقتی اولین قطره‌ی خون امام حسین علیه‌السلام بر زمین ریخته شد. از اعلاترین وجود تا نازل‌ترین نقطه‌ی هستی خودشان را باختند و انقلاب در وجودشان ایجاد شد.

وقتی امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «وَ ما یُری و ما لا یُری» آنچه دیدنی است و دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود و هرگز دیده نخواهد شد بر خون حسین علیه‌السلام گریه کردند. پس راحت می‌توانیم بگوییم خود خدا (زیرا آنچه نادیدنی است فقط خداست) و هر چه دون خداست بر حسین علیه‌السلام گریه کردند. حالا روح امام که بالاتر از خون ایشان است.

اما نکته‌ای که به نظر من هر مسلمان این را باید بداند تا وقتی در آن خانه‌ی یک متری از ما پرسیدند «مَن امامُک» بتوانیم جواب بدهیم و لنگ نزنیم این است که در زیارت‌نامه‌ی امام حسین علیه‌السلام (که دیروز گفتیم) این کشته و این شهید اضافه‌ی به «الله» شده است: «قَتیل الله و ابن قَتیلِه».

خیلی ساده بگویم: اگر ما چیزی را بخواهیم به چیزی اضافه کنیم، اگر طرف اضافه فوق تعریف شد (من می‌خواهم یک چیزی را به چیزی اضافه کنم) آن چیزی را که بخواهم اضافه کنم فوق تعریف است و به تعریف نمی‌آید این چیزی هم که به آن اضافه می‌شود، می‌شود فوق تعریف. اینجا در «قَتیل الله» قتیل، امام حسین علیه‌السلام است که دارد اضافه می‌شود به «الله»؛ «الله» قابل تعریف نیست. آیا می‌شود «الله» را تعریف کرد؟ نه. وقتی می‌گوییم «قَتیل الله» چون «الله» مافوق تعریف است پس این قتیل و این کشته هم مافوق تعریف است.

«السَّلامُ عَلَیْکَ یا قَتیلَ اللّهِ وَابْنَ قَتیلِهِ» فقط زیارت امام حسین علیه‌السلام این را دارد. چرا امام حسین علیه‌السلام این جور است؟ چرا با اینکه خونش ریخته می‌شود و ارکان عرش می‌لرزد، هستی و هر چه هست بر او گریه می‌کنند، قوس صعود و نزول بر او گریه می‌کند با این حال اضافه می‌شود به «الله» و می‌شود «قَتیل الله».

برای اینکه پرده را کمی کنار بزنیم؛ چرا امام حسین علیه‌السلام «قتیل الله» است؟ معنا و تفسیرش کجاست؟

معنای این «قتیل الله»، معنای این سلام و معنای این خون در دعای علقمه بعد از زیارت عاشورا است.

زیارت عاشورا منشور کربلا است که در کربلا در روز عاشورا چه اتفاقاتی افتاده است. دعای علقمه این است که خود امام حسین علیه‌السلام چه کسی است؟

در دعای علقمه جمله‌ای است که در معارف الهی شیعه بی داد می‌کند؛ وقتی خداوند را به پنج نفر قسم می‌دهد: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ عَلَيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ‏ فَإِنِّی بِهِمْ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ فِی مَقَامِی هَذَا، وَ بِهِمْ أَتَوَسَّلُ، وَ بِهِمْ أَتَشَفَّعُ إِلَیْکَ، وَ بِحَقِّهِمْ أَسْأَلُکَ وَ أُقْسِمُ وَ أَعْزِمُ عَلَیْکَ، وَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَهُمْ عِنْدَکَ، وَ بِالْقَدْرِ الَّذِی لَهُمْ عِنْدَکَ، وَ بِالَّذِی فَضَّلْتَهُمْ عَلَی الْعَالَمِینَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذِی جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ، وَ بِهِ خَصَصْتَهُمْ دُونَ الْعَالَمِینَ، وَ بِهِ أَبَنْتَهُمْ وَ أَبَنْتَ فَضْلَهُمْ مِنْ فَضْلِ الْعَالَمِینَ، حَتَّی فَاقَ فَضْلُهُمْ فَضْلَ الْعَالَمِینَ جَمِیعاً»،

من به‌ وسیله‌ی این پنج نفر توجه کردم به سمت تو و به وسیله‌ی این پنج نفر توسل گرفتم به سوی تو و شفا می‌خواهم. خلاصه‌ی ترجمه این است که: توسل به پنج‌تن است و به آن اسمی که نزد این پنج نفر است و محرمش این پنج نفر هستند. به آن اسمی که این پنج نفر را از همه‌ی عالم جدا کرده است، حتی از ائمه دیگر. این پنج‌تن به خاطر آن اسم جدای از همه‌ی عالم و هستی هستند.

منظور اسم اعظم است که این پنج نفر حامل آن هستند. خونی که روز عاشورا به زمین ریخت از بدنی ریخت که آن بدن حامل اسم اعظم خدا است.

همه می‌گویند اسم اعظم یک حرفش در مقام «هو» است. 72 حرفش می‌ماند که خدا دو حرف آن را به حضرت عیسی(ع) داد تا معجزاتی کند. هشت تا را داد به حضرت ابراهیم(ع)؛ اما تمام 72 حرف اسم اعظم را در قلب حسین بن علی بن ابیطالب علیه‌السلام جا داد. آن قلبی که تیر سه شعبه خورد، صندوقچه‌ی چنین چیزی بود. مخزن چنین چیزی بود. خونی که ریخته شد، از بدنی ریخته شد که حامل اسم خدا است.

به من واجب است بدانم:

  1. چگونه این خون ریخته شد. 2. چگونه نیزه آن صندوق را سوراخ کرد. 3. خون چه کسی بود که ریخته شد.

این وظیفه‌ی ما منبری‌هاست وگرنه مدیون خون امام حسین علیه‌السلام هستیم.

از چه معرفتی این خون مایه گرفته است؟ از چه ملکاتی این خون برخوردار بوده است؟ چرا این خون را به زمین ریختند که نگذاشتند به زمین بریزد. اگر خون قلبش را نمی‌گرفت و به بالا نمی‌پاشید مگر زمینی باقی می‌ماند؟ اگر سرش را مادرش بغل نمی‌گرفت و خون امام به زمین می‌ریخت مگر زمینی باقی می‌ماند؟ برای چه این خون ریخته شده است؟ کیفیت ریخته شدنش چگونه بوده است؟ چقدر جراحت بر این بدن وارد شد برای ریختن این خون؟ آیا به شماره می‌آید؟

خسته شد. از کنار بدن اباالفضل(ع) آمده بود. علی‌اصغر سر بریده را در دل خاک گذاشت بود، همین چند ساعت پیش علی‌اکبرش را در عبا حمل کرده بودند، قاسمش را به دوش کشیده بود. ایستاد حتی ننشست، شمشیر را به زمین زد و تکیه داد تا نفس تازه کند. سنگ آمد خورد به پیشانی مطهرش. دامن را زد بالا تا خون‌ها را پاک کند تا زمین نیاید. سفیدی سینه پیدا شد. تیر سه شعبه آمد… وقتی تیر را کشید بیرون، مشت را گرفت زیر آن تا خون‌ها به زمین نریزد. مشت پر شد، پاشید به آسمان. دوباره پر شد باز پاشید به آسمان. سه‌باره پر شد پاشید به آسمان تا یک قطره‌اش زمین نیاید. شروع کرد به شعار دادن «بسم‌الله و بالله و علی ملة رسول‌الله»

کسانی که طالب هستند یک ذره امام حسین علیه‌السلام بشناسند و یک ذره معنای اسما خدا را بشناسند، اگر یک قطره از آن خون بر زمین ریخته می‌شد نه زمینی می‌ماند و نه اهل زمینی. تلاش می‌کرد که خون‌ها را جمع کند و به زمین نریزد. خون‌ها را به محاسن خودش می‌مالید به لباس خود می‌مالید. اینجا یک‌چیزی معنا می‌شود: معنای حقیقی رحمت ‌الله الواسعه؛ آن رحمت وسیع خدا اینجا معنا می‌شود و هیچ جا دیگر این‌گونه معنا نمی‌شود.

آنجا که می‌گویند اگر رحمت خدا را بریزند در سماور و شیرش می‌شود امام حسین علیه‌السلام، معنا همین می‌شود. رحمت وسیع خداوند خودش را آنجا کنار بدن پاره‌پاره‌ی امام حسین علیه‌السلام به نمایش می‌گذارد معلوم می‌شود و خودش را نشان می‌دهد.

آن وقت یک عده سختشان است که برای امام حسین علیه‌السلام یک قطره گریه کنند! این‌ها خیلی بدبخت هستند زیرا خدای امام حسین علیه‌السلام نمی‌خواهد که این‌ها گریه کنند.

آن لحظه که تقلا می‌کرد خون را از پشت جمع کند معنا شد. باب نجات امت، درب نجات امت را باز کرد. دیگر هم این باب نجات بسته نمی‌شود. دنیا تمام قدرتش را بگیرد علیه ابی‌عبدالله(ع) علیه شیعه‌ی امام حسین علیه‌السلام موفق نمی‌شود زیرا باب نجات امت امام حسین علیه‌السلام است. حتی وقتی برای وداع آخر پیش امام سجاد علیه‌السلام آمد. ایشان می‌گوید احساس کردم که پدرم به سختی دارند راه می‌روند. آن‌قدر خون آمده بود که شبکه‌های زره بسته شده بود. نفس می‌کشید از این شبکه‌های زره خون جهش پیدا می‌کرد به سمت بالا. با این حال من را بغل کرد و به سینه چسباند و با من صحبت کرد و دعاهای خاصی را به من یاد داد و این جمله را به من فرمود: پسرم علی بن الحسین ساعتی بعد که من به شهادت برسم تو می‌شوی امیر عالم و تمام کائنات رو به سمت تو می‌آورند و هر چه که بخواهند از تو می‌خواهند و به تو توسل پیدا می‌کنند، تو می‌شوی باب رجوع تمام هستی اما تو در طول زندگی‌ات هر کجا که ماندی باب رجوع تو عمه‌ات زینب کبرا(س) باشد. حالا کیست زینب سلام‌الله‌علیها؟

خانم مالک(ره) می‌فرمودند هیچ کس نمی‌تواند روضه‌های امام حسین علیه‌السلام را ببندد و نمی‌تواند باز کند الّا خودش. وقتی با شیعیانش قهر کرد درب روضه‌هایش را می‌بندد و درب حرمش را می‌بندد از خودش باید بخواهیم که ببخشد و باز کند.

از سخت‌ترین لحظات حضرت زینب سلام‌الله‌علیها وقتی بود که عبدالله بن الحسن(ع) دستش را از دستان عمه‌اش کَند و به سمت گودال قتلگاه می‌دوید و رجز می‌خواند و می‌خواست از عمویش دفاع کند. زینب(س) وقتی رسید، دید عمو و برادرزاده به هم دوخته شده‌اند. به گمانم این‌جور می‌آید که زینب سلام‌الله‌علیها آن‌ها را از هم جدا کرده باشد. به آن لحظه‌ی اضطرار حضرت زینب سلام‌الله‌علیها قسمت می‌دهم خدایا ما را ببخش و عفومان کن و از بدی‌هایمان بگذر و ما را دست‌خالی از سر سفره‌ی امام حسین علیه‌السلام بر نگردان.