روز مخصوص توسل به امام حسین(ع) و گریستن بر ایشان
توضیحاتی در باب زیارت عاشورا؛ چرا در زیارت عاشورا دشمنان امام را لعن میکنیم؟
هدف ما از خواندن زیارت عاشورا چیست؟
توضیحاتی در باب زیارت وارث؛ امام حسین(ع) وارث انبیای الهی
نماز عرفانی امام حسین(ع) در روز عاشورا
روز مخصوص توسل به امام حسین(ع) و گریستن بر ایشان
روز عاشورا، روز توسل به دامن امام حسین(ع) و روز خاص گریه کردن بر ایشان و خواندن مقتل ایشان است. در بسیاری از مجالس و تکایا در این روز، سخنرانی نمیکنند بلکه مقتل میخوانند و بعد هم روضهی مفصل میخوانند و مجلس را تمام میکنند. اما به هر حال ما در کنار روضه و مقتل خوانی، به معرفت به وجود امام حسین(ع) هم نیازمندیم و باید از روایات و احادیث هم استفاده کنیم تا مجالسمان پربارتر شود و قلبهایمان معرفت و معنویت بیشتری را درک کند.
وقتی اعمالی انجام میدهیم، سعی کنیم اعمال را با هدیه کردن به وجود مقدس ائمهی اطهار(ع) از خود منقطع کنیم و به دست ائمهی معصوم(ع) که منبع فیض هستند، بسپاریم و مزد و پاداش را از آنان بگیریم. این کار، مانند کیمیا میماند که مس را به طلا تبدیل میکند و روح ما را دگرگون میکند و تاریکیها و ظلمات ما را از بین میبرد.
انشاءالله این محرم، محرم آخر عمر ما نباشد و محرمهای زیادی زنده باشیم و با ادب بر امام حسین(ع) عرض ادب و ارادت کنیم. الحمدلله رب العالمین. الهی به درگاهت هزاران تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه میداریم که امروز هم زنده هستیم و نفس میکشیم و مهمان سفرهی امام حسین(ع) و شهدای کربلا هستیم.
بنده معتقد هستم که امروز هر کس در هر هیئت و روضه و جلسهای، قدمی بردارد، قدم او را قدم برداشتن در مسیر کربلای امام حسین(ع) مینویسند. امروز در هر جا که علم امام حسین(ع) برافراشته است، آنجا حرم امام حسین(ع) است و هر کس در آن مکانها نشسته است، زیر گنبد و بارگاه امام حسین(ع) نشسته است و آنچه امروز میخواستند به ما زیر گنبد امام حسین(ع) و بالای سر ایشان مرحمت کنند، در مجلس ذکر مصیبت امام حسین(ع) به ما مرحمت میکنند.
من هر ساله عرض کردهام که اهلبیت(ع) و به خصوص امام حسین(ع) منّتپذیر نیستند و هرگز از کسی منّت قبول نمیکنند. اگر بر ایشان گریه کنیم، نذری بدهیم، توسل بگیریم، سلام بدهیم، از طرف ایشان لقمهای به نیازمندان بدهیم، اسمشان را ذکر کنیم یا صلواتی به ایشان هدیه کنیم، در هنگام مرگ و ورود به برزخ و عالم قیامت حتماً در این سه مقطع برای ما جبران خواهند کرد و منّت کسی را مطلقاً بر عهده نخواهند گرفت، مخصوصاً وجود نازنین امام حسین(ع).
بزرگان ما و آن کسانی که امام حسین(ع) را شناختند و معنای عاشورای امام حسین(ع) را فهمیدند، هیچگاه نماز بدون توسل به ایشان نخواندند. ابتدا به وجود ایشان توسل گرفتند و سپس نماز خواندند. بعد از سلام نماز و قبل از اینکه به وجود امام حسین(ع) سلام بدهند هم از سر سجاده برنخاستند.
مرحوم حاج سید احمد خوانساری که از علمای بزرگوار ما بودند، مدت بیستوپنج سال در مسجد سید عزیز الله تهران پیشنماز بودند و جمعیت زیادی به ایشان اقتدا میکردند. ایشان در تمام نمازها بدون استثنا هر زمان اذان و اقامه را میگفتند، قبل از اینکه نیت نماز را بکند، ابتدا میگفتند: السلام علیک یا اباعبدالله سپس تکبیر میگفتند. عدهای جاهل به سراغ ایشان رفتند و از ایشان سند روایی و حدیثیِ این سلام را خواستند. ایشان فرمودند که این سلام، سند و مدرک نمیخواهد بلکه فقط مقداری شعور و عقل و باور میخواهد که انسان شعورش به این برسد که آنچه از دین باقی مانده است، از امام حسین(ع) باقی مانده است. آنچه از نماز و قرآن و حج و ذکر و اسلام باقی مانده است، از امام حسین(ع) است؛ و حقشناسی ایجاب میکند که اول به ایشان سلام بدهم و سپس کار خود را آغاز کنم.
هیچ کس کاری برای امام حسین(ع) نمیکند مگر اینکه بهرهاش را در دنیا و آخرت از ایشان دریافت میکند. تمام کسانی که این روزها برای امام حسین(ع) نذری میدهند، بدهکاریشان را به امام پرداخت میکنند زیرا نذر کردهاند و حاجت گرفتهاند و اکنون نذرشان را ادا میکنند یا به دنبال گرفتن حاجت هستند.
هیچ کسی نیست که از امام حسین(ع) طلبکار باشد، ایشان از همه طلبکار هستند. اما خوش به حال کسی که آنچه دارد از اولاد و مال و خانه و… از اهلبیت(ع) گرفته باشد. هرگز در خانهای که امام حسین(ع) به انسان میدهد، شراب و قمار راه پیدا نمیکند. هرگز اولادی که انسان از امام حسین(ع) و سایر ائمه میگیرد، لاابالی و فاسد الاخلاق نمیشود. مالی که اهلبیت(ع) به انسان میدهند، خرج راه کفر نمیشود. آبرویی که اهلبیت(ع) به انسان میدهد، انسان از این آبرو و قدرت و موقعیت سوءاستفاده نمیکند زیرا اهلبیت (ع) وقتی میدهند بهترین و کاملترین را میدهند.
یکی از مراجع طراز اول، آقا سید ابوالقاسم خویی بوده است که قبر ایشان در صحن امیرالمؤمنین علی(ع) است. ایشان عالم، عارف، جامع الشرایط و مردی بیبدیل و بدون نمونه بوده است. ایشان عادت داشت که از شب اول ماه محرم، لباس سیاه به تن میکرد تا آخر ماه صفر، حتی جوراب و عرقگیر آقا نیز سیاه بود و حتی در گرمای شدید نجف اشرف به سنت پدر بزرگوار خود که اینگونه بود، ایشان نیز سیاه به تن میکرد. از ایشان علت این کار را پرسیدند که چرا حتی جوراب شما سیاه است؟
ایشان فرمودند: نذر پدرم اینگونه بوده است زیرا مادرم باردار میشد اما فرزندانش چند ماهه که بودند، سقط میشد. روزی پدرم بالای منبر میگفتند که: مردم! هرچه میخواهید از امام حسین(ع) بخواهید، به سراغ کس دیگری نروید زیرا هیچ کجا خبری نیست. اهلبیت(ع) اگر به شما ندادند جای دیگری نروید.
مرد فضولی برخاست و گفت: اگر راست میگویی چرا تو خودت به امام حسین(ع) متوسل نمیشوی که بچهای به شما بدهد تا اجاقتان کور نباشد؟ دل پدرم بسیار شکست و به منزل رفت. مادرم جویای علت ناراحتی پدرم شد. ایشان ماوقع را گفتند. پدرم گفت: کاش چیزی داشتیم تا نذر امام حسین(ع) میکردیم. کاش خانهای داشتیم و در آن روضه برقرار میکردیم. کاش مالی داشتیم و برای ایشان خرج میکردیم. ما که دستمان بسیار تنگ است و چیزی نداریم که نذر ایشان کنیم، امروز این شماتت مرا بسیار ناراحت کرد.
مادرم گفت: نذر کنیم از اول ماه محرم تا انتهای ماه صفر کاملاً سیاه بپوشیم.
پدر و مادرم این نذر را کردند و مادرم باردار شد. شبی درب خانهشان را زدند. طلبهای پشت در بود. بعد از سلام و علیک به پدرم گفت: آیا همسر شما هفت ماهه باردار هستند؟ امشب امام حسین(ع) به خواب من آمدند و فرمودند که به شما سلام برسانم و بگویم که فرزند شما پسر است. نام ایشان را ابوالقاسم بگذار. من این پسر را عالم و فقیه و حکیم و صاحب رساله میکنم و به او آبرو و شخصیت میدهم و بزرگ و نامدار و نامآور میکنم.
همینگونه شد. به آقای خویی در زمان حیات، مرجعیتشان تا مرگ و روز تشییع و تعداد آدمهایی که ایشان را تشییع میکنند، نشان دادند و بابهایی اینچنینی برایشان باز کردند.
توسل به اهلبیت(ع) یعنی همین که همه چیزتان را از اهلبیت(ع) بگیرید و به آنها رنگ و بوی اهلبیت(ع) بزنید و انشاءالله در نهایت توفیق و آبرو از آنان استفاده کنید.
توضیحاتی در باب زیارت عاشورا؛ چرا در زیارت عاشورا دشمنان امام را لعن میکنیم؟
از عالیترین توسلها به امام حسین(ع)، زیارت عاشورا است؛ مخصوصاً امروز. آنهایی که میتوانند امروز زیارت عاشورا را صبح و ظهر و غروب بخوانند و به شهدای کربلا هدیه کنند.
سؤال: ما به چه منظوری زیارت عاشورا میخوانیم؟ و چقدر معرفت به آن داریم؟ و چقدر زیارت عاشورا شناس هستیم؟
علمای ما فرمودهاند که زیارت عاشورا، همسو با قرآن و سنت پیامبر(ص) است. یعنی باید کتابی که حاوی سنت پیامبر(ص) است را در کنار زیارت عاشورا و قرآن مجید قرار دهیم. اهمیت آن را ما متوجه نشدهایم اما دشمن، این اهمیت را متوجه شد و عدهای روشنفکرنما به جان زیارت عاشورا افتادند و در آن تردید ایجاد کردند که: خداوند مهربانتر از آن است که کسی را لعن کند! و عدهای زیارت عاشورا را میخوانند و قسمت لعن آن را نمیخوانند! این بلا از آنجا ناشی میشود که ما به جای اینکه پای منبر انسانهای حوزه دیده و عالم و دانشمند بنشینیم، پای صحبت کسانی نشستیم که معلوم نیست اسلام را از کجا یاد گرفتهاند! چه کسی گفته است که اینان در رابطه با دین و اسلام و عاشورا نظر بدهند؟!
در مورد حرکت امام حسین(ع) شخصی مانند شیخ عباس قمی در نفس المهموم، باید نظر بدهد. شیخ انصاری و امام خمینی و آیت الله وحید خراسانی، باید نظر بدهند نه آن آدمی که معلوم نیست کجا درس خوانده و تعلیم دیده است و آیا اصلاً حوزه رفته است که در باب زیارت عاشورا نظر میدهد و آن را زیر سؤال میبرد که چرا باید لعن کنیم؟!
چه کسی گفته است که نباید لعن کنیم؟! چرا نباید لعن کنیم؟! در قرآن کریم، خداوند متعال، چه به اسم و چه به وصف، 37 مرتبه واژهی لعن را به کار برده است. مثلاً ابلیس و شیطان را لعن کرده است، آیا شمر کمتر از شیطان بود؟! کافران را لعن کرده است، آیا کسانی که سر فرزند پیامبر(ص) را آنگونه بریدند کافر نبودند؟! خداوند، دروغگویان را لعن کرده است، ستمگران را لعن کرده است. به سند کُتُب اهل سنت، پیامبر اکرم(ص) افرادی مانند حکم بن ابیالعاص، ابوسفیان، معاویه، مروان حکم و بسیاری را به اسم، لعن کرده است. آیا من از پیامبر(ص) مؤمنتر و اسلامشناستر هستم؟! که مجلس بگیرم و زیارت عاشورا بخوانم و بگویم که لعن را نخوانید! آیا به امام حسین(ع) سلام میدهیم اما از قاتل امام حسین(ع) بدمان نمیآید؟! چه کسی امام حسین(ع) را کشته است؟ به ظلم ایشان را کشته یا به عدل کشته است؟ اگر فکر کنی که به عدل کشتهاند، کافر هستی اما اگر اعتقاد داری که به ظلم ایشان را کشتهاند، باید بدانی که خداوند ظالم را لعن کرده است؛ پس شما چرا لعن نکنی؟! اگر باور داری که امام حسین(ع) حقش بوده است که اینگونه با ایشان رفتار شود، کافر هستی زیرا مانند بنیامیه فکر میکنی. اگر این اعتقاد را نداری پس به چه دلیل از آن ظالمان، تبرّی و بیزاری نجویی و دشمنیِ خود را با آنان اعلام نکنی؟!
زیارت عاشورا آثاری دارد که شاید ما در دنیا متوجه آنها نشویم. مرحوم حاج میرزا محمود عبایی، بیش از پنجاه سال، روضهخوان بود. خانه به خانه روضهخوانی میکرد و حتی در یک روز هم عاشورای ایشان ترک نمیشد حتی اگر مریض بود یا مهمان داشت یا مسافرت بود. با تسبیح سفیدی که داشت لعن و سلامهای زیارت عاشورا را میشمرد. وقتی از دنیا رفت، یکی از علما خواب ایشان را دید که همان تسبیح سفید را در دست دارد. از ایشان سؤال کرد که چه چیزی از عالم قبر و سؤال و جواب تو را نجات داد؟ ایشان تسبیح را نشان داد و گفت این لعن و سلامی که با این تسبیح میدادم مرا نجات داد وگرنه با تمام آن عبادات، من در عالم برزخ مشکل داشتم.
هنوز مانده است که ما ثواب قدم برداشتن در راه امام حسین(ع) را بدانیم و بفهمیم. همین قدم برداشتن برای رسیدن به مجلس روضهی امام حسین(ع)، ثواب قدم برداشتن در مسیر کربلا را دارد و خدا میداند که چقدر ثواب دارد.
مرحوم آیت الله شاهرودی و آیت الله بادکوبهای که هر دو صاحب رساله بودند پیاده به سمت کربلا حرکت کردند. برخی بسیار زرنگ هستند. مردی دید که این دو عالم با بدنی خسته و پاهای تاول زده به صحن آمدند. جلو رفت و جلوی آقای شاهرودی را گرفت و گفت: ثواب این زیارت خود را به من بفروش. من خریدار آن هستم. هر چه از مغازه و خانه و پول و امکانات میخواهی به تو میدهم اما ثواب این زیارت خود را به من بفروش.
آقا اعتنا نکرد و به زیارت رفت. سپس برای استراحت به اقامتگاه رفت. ناگهان دید که در میزنند. همان مرد بود. گفت که من دیشب خواب دیدم امام حسین(ع) همراه جمعی نشسته بودند و شما دو نفر نیز بودید. من خدمت امام حسین(ع) رفتم و گله کردم و گفتم که من به این سید میگویم که ثواب این زیارتت را به من بفروش، هر چه که بخواهید به شما میدهم اما او قبول نمیکند. امام به کسی اشاره کردند و فرمودند با این مرد نزد برادرم عباس(ع) بروید تا ثواب زیارت این دو سید را قیمت بگذارد. ما به خدمت حضرت عباس(ع) رسیدیم. آقا به ملَکی فرمودند که این مرد را به بیرون ببر و ثواب زیارت این دو سید را نشان بده.
ملَک من را بیرون برد درحالیکه از آسمان مانند سیل باران میریخت. ملک گفت: اگر خداوند متعال به ما دستور دهد که دانهدانهی این بارانها را بشماریم، ما میتوانیم اما نمیتوانیم ثواب زیارت این سید را بشماریم و قیمت بگذاریم. ما نمیتوانیم بگوییم که قدمهایی که به سمت امام حسین(ع) برداشته شده است، چقدر ارزش دارد؛ که تو بخواهی قیمت بگذاری و بخری.
ادامهی بحث: روز مخصوص توسل به امام حسین(ع) و گریستن بر ایشان
مرحوم علامهی طباطبایی، فیلسوف شرق و غرب بود. از کشور آمریکا به ایشان پیشنهاد کرسی افتخاری برای تدریس دادند اما ایشان نپذیرفتند. ایشان ذوالفنون بودند. میگفتند که هر کس به هر درجه و مرتبهای از معنویت و آبرو در دنیا رسید و گشایش و فتح بابی برای او شد، یا در حرم امام حسین(ع) یا در مجالس ایشان، این اتفاق روی داده است و از این دو بیرون نیست. یا در کربلا این فتح باب شده است و یا در خانهی خود وقتی سلامی از روی اخلاص به امام حسین(ع) داده است و عرض ادب کرده و توسلی به ایشان گرفته است.
امروز روز توسل به امام حسین(ع) با گریه است. در حدیث آمده است که اگر چنان گریه کنید که اشک بر روی صورت شما روان شود، خداوند متعال آتش جهنم را به صورت شما حرام میکند. اگر چنان گریه کنید که گونهی شما تَر شود، خداوند متعال منزلت و مقام صدّیقین در بهشت به شما میدهد. اگر چنان اشک بریزید که صورت شما کاملاً خیس شود و از چانهی شما اشک بچکد، خداوند متعال ذلت دنیا و آخرت را از شما دور میکند و اگر اشک چنان بریزد که لباس شما تَر شود، هرجایی از بهشت را که بخواهید خداوند متعال به شما میدهد.
عدهای ممکن است بگویند که این حرفها مغالطه و زیادهروی است و میخواهند منبر خود را گرم کنند! مرحوم سید محمدحسن میرجهانی در کتاب ارزشمند البکاء للحسین مینویسد: ممکن است فکر کنید که این حرفها دروغ یا غلو یا اغراقگویی است اما از خداوند متعال هر کاری برمیآید. خداوند قرار است که آتش جهنم را حرام کند حال این کار آیا از او خارج است؟! خداوند متعال قرار است که ذلت را از صورت انسان بردارد آیا این کار از دست خداوند خارج است که با قطره اشکی بر امام حسین(ع) که رحمة الله الواسعه است، آتش جهنم را خاموش کند و درجات عظیمه به آن گریه کننده بدهد؟! آیا خداوند عاجز و ناتوان است؟!
بهواسطهی آن درجهی تقرّبی که امام حسین(ع) نزد خداوند متعال پیدا کرده است، آن عباداتی که انجام داده است، آن مناجات و اذکاری که داشته است، آن مقام «فی الله» که ایشان به آن رسیده است و فناء به بقای الله که شده است و کاری کرده است که در عالم هیچ کس حتی از جد بزرگوار و پدر بزرگوار ایشان نیز بروز پیدا نکرده است و از هیچ کس نیز بروز پیدا نخواهد کرد، آیینهی تمام نمای صفات جلال و جمال خداوند شده است، بنابراین هر چیزی که نام امام حسین(ع) به آن بخورد، مقدس و قدرتمند میشود.
آن اشکی که ما برای امام حسین(ع) میریزیم، اشک ما نیست بلکه گریهی امام حسین(ع) است و به بزرگیِ امام حسین(ع)، بزرگ است؛ و به صفای امام حسین(ع)، صفا دارد؛ و به جمال و جلال الهی که امام حسین(ع) دارد، اشک چشم شما هم همین مقام را دارد. اشک شما و متعلق به شما نیست بلکه متعلق به امام حسین(ع) است و امام حسین(ع) محبوب خداوند متعال بوده است.
خداوند متعال میفرماید: «مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، و مَن وَجَدنی عَرَفَنی، و مَن عَرَفَنی احَبّنی و مَن احَبّنی عَشَقَنی، و مَن عَشَقَنی عَشَقْتُهُ، و مَن عَشَقْتُهُ قَتَلْتُهُ، و من قَتَلْتُهُ فَعَلَیَّ دِیتُهُ، و مَن علیَّ دیتُه فانا دِیتُه»؛ هر کس دنبال من بگردد، مرا مییابد و هر کس مرا بیابد به من معرفت پیدا میکند و هر کس به من معرفت یافت، عاشق من میشود و هر کس عاشق من شد، من نیز عاشق او میشوم و هر کس من عاشق او شدم او را میکشم و خودم دیهی او میشوم. این مثال در باب امام حسین(ع) است که خداوند دیهی خون امام حسین(ع) و دیهی گریه بر ایشان و این لباس سیاهی است که برای ایشان میپوشیم و این قدمی است که برای امام حسین(ع) برمیداریم.
آن اشکی که از چشمان ما بیرون میآید، تجلی «رحمت واسعهی خداوند» است؛ و به همین جهت قدرت دارد که آتش جهنم را خاموش کند.
آن خدایی که آتش را برای خلیل سرد و گلستان میکند مگر برای او سخت است که آتش جهنم را با قطره اشکی خاموش کند؟!
این شکها را کسانی دارند که جاهل هستند و فهم و درک کافی ندارند.
ادامهی توضیحات در باب زیارت عاشورا
امروز تأکید زیادی بر خواندن زیارت عاشورا داریم. سه زیارت در رابطه با امام حسین(ع) است که تأکید زیادی بر خواندن آن شده است: زیارت عاشورا، زیارت وارث و زیارت اربعین.
زیارت عاشورا و اربعین خصوصیتی دارد. در این دو زیارت، هیچ چیزی از دنیا طلب نمیکنیم و حاجت دنیایی از امام حسین(ع) نمیخواهیم.
زیارت عاشورا پنج اصل دارد: اصل اول این است که این زیارت با سلام آغاز میشود و با سلام نیز ختم میشود.
و چهار الحاقیه دارد:
درخواست لعن از خداوند برای تمام دشمنان حضرت محمد(ص) از اولین تا آخرین؛ که یک تبرّی عمیق است.
لعن زائر بر تمام کسانی که از ابتدا بر محمد و آل محمد(ص)، ظلم کردهاند.
سلام بر یاران امام حسین(ع) که فنای در امام حسین(ع) شدند.
و آن سجدهی آخر که اصلاً عصارهی اخلاق قرآن، در آن سجدهی آخر وجود دارد.
اینها پنج اصل و حلقهی زیارت عاشورا هستند. سند این زیارت به امام صادق(ع) و امام محمد باقر(ع) و به قولی به امام علی(ع) و حضرت رسول اکرم(ص) برمیگردد و بهعنوان حدیث قدسی مطرح شده است.
هدف ما از خواندن زیارت عاشورا چیست؟
چرا زیارت عاشورا میخوانیم و به خواندن آن تأکید شده است؟ زیرا قصد «عاشورایی شدن» داریم نه قصد ثواب بردن. اما ما همیشه قصد ثواب بردن و نیت اجر و پاداش کردهایم. ما به دیدن هر کسی که میرویم، نیت ما نشان میدهد که به چه دلیل میرویم. در هر زیارتی هم باید نیت را جستجو کنیم.
در زیارت عاشورا قصد و نیت ما این است که «عاشورایی» شویم و اگر به امام حسین(ع) بهعنوان خالق و رهبر حادثهی کربلا، سلام میدهیم یک هدف داریم و آن این است که میخواهیم در زمرهی یاران ایشان قرار بگیریم و شدیداً خواستار معاشرت و مصاحبت با امام حسین(ع) هستیم. کسی که میخواهد با توسل به زیارت عاشورا، عاشورایی شود باید بداند که طریق عاشورایی شدن و الفبای آن، این است که هیچ تقاضایی غیر از این نداشته باشد که عاشورایی شود و کسب معرفت کند و به معرفت برسد؛ و برای رسیدن به معرفت عاشورا و عاشوراییان از هر آنچه دارد، بذل کند و بگذرد.
ما بذل در راه دین را از عاشورا میآموزیم. ما گذشت در راه دین را از عاشورا میآموزیم. کسی که میخواهد به این مقام برسد، باید خودش را از تمام تعلقات دنیا آزاد کند و باید دنیا برای او از اهمیت بیفتد. دنیا باید برای او از هدف بودن و انگیزه بودن بیفتد. نباید انگیزه و هدف او دنیا باشد. به همین خاطر ما در زیارت عاشورا از دنیا سخن نمیگوییم و قصد دنیایی نداریم، فقط میخواهیم عاشورایی شویم و آداب عاشورایی شدن را بیاموزیم.
اینکه میگویند چلهی عاشورا بگیرید به این خاطر است که بعد از چهل روز، حکمتِ عاشورا در قلبمان بجوشد.
توضیحاتی در باب زیارت وارث؛ امام حسین(ع) وارث انبیای الهی
زیارت دوم، زیارت وارث است.
حسین(ع) وارث آدم(ع) است و با ثبات قدم بینظیرش در روز عاشورا (هیچ کس مانند حسین(ع) نبوده است. ایشان هر کس را که در روز عاشورا از دست میدادند خوشحال میشدند زیرا که میدیدند یک نفر را به خدا رساندهاند. فقط در کنار علقمه رنگشان پرید…) به جد اعلایشان حضرت آدم صفوة الله(ع) که مسجود ملائکه شد اما متزلزل شد و فریب شیطان را خورد و از میوهی ممنوعه خورد و از بهشت رانده شد، آبروی مجدد بخشید. امام حسین(ع) به حضرت آدم(ع) که فریب شیطان را خورد، آبرو بخشید.
حسین(ع) وارث نوح(ع) است. ایشان وارث صبر حضرت نوح(ع) است. نوح(ع) نهصد و پنجاه سال صبورانه تبلیغ اسلام کرد. بعد از نهصد و پنجاه سال که کشتی را ساخت، حداکثر هشتاد یا حداقل هفده نفر در کشتی بودند. امام حسین(ع) کشتی نساختند بلکه خودشان کشتی نجات ولایت شدند و مردم را از منجلاب ذلالت در دنیا نجات دادند. نوح(ع) به پسرش فرمود: بیا با ما سوار بر کشتی شو تا از هلاکت نجات پیدا کنی؛ اما حسین(ع) عین نجات است بیآنکه کشتی بسازد. حتی در گودال قتلگاه فریاد میزدند: «کونوا مَعَنا»؛ بیایید با ما تا رستگار شوید. در کشتی نجاتِ وجودِ منِ حسین(ع) برای تمام بشریت جا هست.
امام حسین(ع) وارث موسی(ع) است. وارث حق دارد چیزی که به او ارث میرسد را هزینه کند و هر مقدار که میخواهد برای آیندگانش ذخیره کند. حسین(ع) وارث عصا و ید بیضاء حضرت موسی(ع) است، عصایی که موسی(ع) به هر نقطه که میزد آنجا شکافته میشد و زمین آنچه روی آن بود را میبلعید. وقتی موسی(ع) ید بیضاء را از زیر بغلش درمیآورد، مانند خورشید میدرخشید و دشمنان عقب میکشیدند. امام حسین(ع) تلظّی علیاصغر(ع) را دیدند اما عصای موسی(ع) را به زمین نزدند، پابرهنه دویدنهای خواهرشان را دیدند اما عصای موسی(ع) را به زمین نزدند، با صورت از اسبشان به زمین افتادند اما ید بیضاء خودشان را نشان ندادند تا زمین شکاف بردارد و آدمها را ببلعد و همه را ناامید کند. ایشان عصا و ید بیضاء را در روز عاشورا خرج نکردند بلکه آنها را برای پسرشان مهدی(عج) نگه داشتند. با خودشان گفتند: روزی پسرم خواهد آمد و در تقابل با فراعنهی زمان به اینها نیاز دارد. روزی پسرم میآید و در ظلمات دنیا به اینها نیاز دارد.
ما در روایت میخوانیم که هنگامی که سُفیانی با تمام لشگرش به امام زمان(ع) حمله میکند، بین مدینه و مکه زمین میشکافد و همه را میبلعد.
امام حسین(ع) در سختترین لحظاتی که داشتند از این میراث استفاده نکردند. مصائب امام حسین(ع) قابل گفتن نیست. تصور کنید پسر پیامبر(ص) در خاک میغلتند در حالی که بدنشان آماج تیرهاست و اسبشان تیرها را از بدنشان درمیآورد و ایشان در خاک و خون خودشان میغلتند تا خود را به گودال برسانند تا کمتر سنگ بخورند. اگر لحظهای عصا را به زمین میزدند یا ید بیضاء را درمیآوردند، دیگر دشمنی باقی نمیماند، ایشان حق داشتند از این ارثیه استفاده کنند اما آن را نگه داشتند برای آیندگان.
امام حسین(ع)، وارث عیسی(ع) است. عیسی(ع) که روح مسیحایی داشت و بیمار عقلی، جسمی، روحی و همه و همه را درمان میکرد. امام حسین(ع) این نفس را از عیسی(ع) به ارث گرفتند. با این نفس و با این دمیدن، دین را از احتضار درآوردند، احکام دین را از مبدل شدن خارج کردند و حیات دوباره دادند. اگر امروزه اسلام سربلند است و در کل عالم با وجود بیماری کرونا مردم بیرون میآیند و بر سر و سینه زنان، نام حسین(ع) را صدا میزنند، اثر نفس امام حسین(ع) است. در هر جای دنیا، حسین(ع) پخش شد.
خانم مالک(ره) میفرمودند: باد آمد و آن خاک آغشته به خون را که بر بدن امام حسین(ع) نشسته بود به عالم پخش کرد و آن را فراگیر کرد. آن ملعون دستور داد به گونهای بر بدن مبارک امام اسب بتازانند که بدنی معلوم نباشد! آنها بر پشت بدن نیز اسب تازاندند!
امام حسین(ع) وارث حضرت محمد(ص) است. حضرت محمد(ص) قرآن را به جهان هدیه دادند و حسین(ع) آیات خداوند و همان قرآن است در غالب انسان. اسلام دین خداوند برای رسیدن به کمال و نجات است و حسین(ع) کمالی است که با او بودن، عین نجات است. پیامبر(ص) شریعت را آوردند و پاسداری از آن را برای امام حسین(ع) به ارث گذاشتند.
امام حسین(ع) وارث حضرت امیرالمؤمنین(ع) است، کسی که تمام عمر مبارکشان را در جنگ با کفار و جاهلان گذراندند و عاقبت به تیغ جهل به شهادت رسیدند. حسین(ع) ثاراللّهی را از پدرشان به ارث بردهاند. حسین(ع) کشتهی نفاق و جهالت است. اگر امام علی(ع) امامت را آوردند ولی مردم قدر آن را ندانستند، امام حسین(ع) با کار خودشان امامت را معنا کردند. حسین(ع) امامت را به جهان فهماندند.
امام حسین(ع) این همه ارث را برای چه به کربلا آورده بودند؟ ایشان این میراث را به کربلا آوردند تا عاشورا را خلق کنند. ایشان این میراث را آورده بودند تا بندگان خداوند را از تحیر و سرگشتگی و جهالت ناشی از گم کردنِ راهِ رستگاری، نجات دهند. امام حسین(ع) این کار را کردند تا تمام بندگانِ خداوند را به آگاهی و رستگاری برسانند. امام حسین(ع) همه چیز را دادند و خودشان به دلها نشستند. خداوند حب دنیا را از حسین(ع) گرفت و حب حسین(ع) را به دل همهی مردم انداخت.
امام حسین(ع) وارث ابراهیم خلیل الله(ع) است. «خلیل» به معنای دوست است. «صدّیق» نیز معنای دوست را دارد. معمولاً برای دوست، صدیق به کار میبرند و خلیل به کار نمیبرند. چرا از میان همهی انبیا، ابراهیم(ع) خلیل است؟ ما میتوانیم در زندگی دوستان زیادی داشته باشیم و با آنها معاشرت داشته باشیم و در مواقع ضروری از آنها کمک بخواهیم و به آنها کمک بکنیم، اینها همه صدیق هستند. اما خلیل فرقش در اینجاست که هرگز از هیچ کس تقاضایی ندارد. هنگامی که ابراهیم(ع) را در منجنیق گذاشتند تا او را در آتش بیندازند، مقربترین ملک که جبرئیل است آمد و به او ندا داد: ابراهیم(ع) از خداوند کمک بخواه. ابراهیم(ع) فرمود: خداوند حال مرا میبیند اگر بخواهد برای من کاری میکند. در این لحظه ندا آمد: «وَ اتَّخَذَ الله ابراهیمَ خَلیلاً»؛ ابراهیم(ع) خلیل خداوند شد. امام حسین(ع) جز از خداوند، از کسی چیزی نخواستند. ملائکه در روز عاشورا آمدند، امام(ع) فرمودند: چیزی نمیخواهم. اَجنه آمدند، باز ایشان فرمودند: چیزی نمیخواهم. حاملان عرش آمدند، ایشان فرمودند: چیزی نمیخواهم. به ایشان گفتند از خداوند چیزی بخواه. ایشان فرمودند: خود خدا مرا نگاه میکند اگر لازم باشد برای من کاری میکند اگر لازم نباشد نمیکند. در این لحظات هیچ گونه ترس و تزلزلی از ایشان ثبت نشد.
گاهی اوقات در کنار ارثی که اموات برای ما میگذارند، دیونی هم برای ما میگذارند. حضرت ابراهیم(ع) برای امام حسین(ع) ارثی گذاشت، ایشان خلیل اللّهیِ خود را برای امام(ع) گذاشت. دِینی هم برای ایشان گذاشت. هنگامی که ابراهیم(ع) پیر شده بود، از خداوند فرزندی خواست. ندا آمد: به تو فرزندی حلیم و صبور میدهم. هاجر(س) پسری به دنیا آورد. ابراهیم(ع) مادر و پسر را در کنار کعبه گذاشت و رفت. چهارده سال بعد آمد. ابراهیم(ع) هنگامی آمد که پسرش او را نمیشناخت. ابراهیم(ع) آمد تا به او بگوید خواب دیدهام که خداوند به من فرمود تا تو را در راهش قربانی کنم. اسماعیل(ع) هیچ تعلیمی از پدر ندیده بود و هیچ خاطرهای از پدر نداشت فقط میدانست که پدرش پیامبر خداست. اسماعیل(ع) گفت: پدر جان! در این کار عجله کنید تا از توفیق خداوند عقب نمانیم. حضرت اسماعیل(ع) دستوری از جانب خداوند برای ذبح شدن نداشت و فقط پدر این خواب را دیده بود. پدر هم به پسر دستوری برای ذبح شدن نداد، فقط فرمود: من چنین خوابی دیدهام. پسر برای این کار عجله داشت و به پدر گفت: رؤیای شما رؤیای صادقه است. حضرت اسماعیل(ع) میتوانست بگوید «نه» یا فرار کند و یا حتی بگوید: من شما را نمیشناسم. اما با تمام میل و رغبت پدر را جلو انداخت و خودش پشت سرش به حرکت افتاد. اسماعیل(ع) عاشقانه میرفت تا جانش را به فرمان خداوند در راه خداوند بدهد. هنگامی که اسماعیل(ع) خواست سرش را بدهد به پدر گفت: انشاءالله مرا از صابران میبینی. (خداوند به ابراهیم(ع) فرموده بود من به تو پسری صابر میدهم) الحق که حسین(ع) وارث ابراهیم(ع) است آن گونه که عاشقانه در روز عاشورا جان داد.
هنگامی که سر اسماعیل بریده نشد، ندا آمد: «وَ نادَیناهُ أن یا اِبراهیم قَد صَدَّقتَ الرُؤیا و إنا کَذلِکَ نَجزی المُحسنین»؛ ای ابراهیم! به خاطر اینکه صداقت داشتی و سخن ما را قبول کردی، ما تو را از محسنین قرار دادیم. همین را از تو قبول کردیم. «إِن هذا لَهُوَ البَلاءُ المُبین»؛ بلای بسیار بزرگی را تو در پیش خواهی داشت. خداوند هنگامی که به چیزی اراده کند، ارادهاش را نصفهکاره رها نمیکند. به همین خاطر قوچی فرستاد تا کار تمام شود. به او گفت سر این قوچ را ببر، این قوچ به جای اسماعیل(ع). اگر ابراهیم(ع) هزاران هزاران قوچ را میکشت «به جای» کشتن اسماعیل(ع) نمیشد. اسماعیلی که از نسلش رسول الله(ع) خواهد آمد. این قوچ فدایی موقتی است و باید منتظر آن امتحان بزرگ میبود.
ابراهیم(ع) این دِین را بر ذِمهی خودش میدید. خداوند عظیم است و ذبحش نیز عظیم است. قوچ نمیتواند ذبح عظیم باشد. ابراهیم(ع) این دِین را به پسر بعدی سپرد و این دِین آمد تا رسید به پیامبر(ص) تا ایشان دِین ابراهیم(ع) را ادا کنند. پیامبر(ص) این دِین را به علی(ع) سپردند.
در سورهی کوثر میگوییم: کوثر، فاطمه(س) است در صورتی که این گونه نیست تمام فرزندان علی(ع) و فاطمه(س) همه کوثر هستند. در سورهی کوثر داریم: ما به تو کوثر دادیم. «فَصَّلِ لِرَبِّکَ وَ انحَر»؛ نماز بخوان و شکر ما را به جا آور و یکی از اینها را نحر کن تا دین ابراهیم را بدهی. یکی از این یازده فرزند باید کشته شود تا دینی که بر ابراهیم(ع) بوده، ادا شود. همهی فرزندان فاطمه(س) شهیدند اما هیچ کدام مذبوح نیستند. از بین یازده اولادشان حسین(ع) انتخاب شد تا مذبوح شود.
زنده سر از بدن امام حسین(ع) جدا کردند زیرا اگر ایشان را میکشتند و سپس سر مبارکشان را میبریدند، به مردهی سر بریده، «ذبیح» نمیگویند. باید زنده سر بریده میشدند. مذبوح باید زنده کشته شود. سر مذبوح باید با خنجر یا کارد از بدنش جدا شود.
حضرت فاطمه(س) اینها را میدانستند اما گویا خداوند به ایشان نفرموده بود که چگونه سر پسرشان را میبرند زیرا که حضرت زینب(س) فریاد زدند: «مهلاً مهلاً یابن زهرا!» بایست تا من زیر گلویت را ببوسم… در حالی که دشمن از پشت گردن، سر مبارک امام حسین(ع) را برید.
امام حسین(ع) فدای قرآن شدند و ذبح شدند تا به بشریت، پیامبر(ص)، قرآن و اسلام بدهند. ایشان ذبح شدند تا به اهل ایمان، علی(ع) و فاطمه(س) را بدهند. ایشان ذبح شدند تا به وارثان زمین، منجی بشریت امام زمان(عج) را بدهند. همهی اینها را دادند تا عاشورا خلق کنند و خداوند در عوض اینها، ایشان را حبیب دلها کرد. از چشمها غائب کرد و در دلها جای داد.
امام حسین(ع) مانند حضرت فاطمه(س) شهید شدند. پهلوی ایشان را سوراخ کردند مثل میخی که به پهلوی مادرشان وارد شد. پشتشان را شکستند مانند ستون فقرات فاطمه(س) که خرد شد. به ایشان لگد زدند مانند مادرشان فاطمه(س) که بین در و دیوار به ایشان لگد زدند. سینهی ایشان را زیر سم اسبها خرد کردند مانند مادرشان فاطمه(س) که زیر در افتادند و پنجاه نفر از رویشان رد شدند.
هنگامی امام حسین(ع) ذبح شدند که در یک شبانه روز، تمام عبادتهای روحی و بدنی را انجام داده بودند و هیچ بدنی خستهتر از ایشان در دنیا نبوده و نیست و نخواهد بود.
پیامبر(ص) هنگامی که از دنیا میرفتند صحیفهای دوازده صفحهای آوردند و فرمودند: علی(ع) صفحهی اول را باز کنند و به هر چیزی که در آن نوشته است عمل کنند، امام حسن(ع) دومی را و هنگامی که امام حسین(ع) صفحهی سوم را باز کردند در آن نوشته شده بود حسین(ع) خود را به خداوند بفروشد.
آنچه ممکن بود خداوند به جمیع خلایق بدهد، در یک روز به امام حسین(ع) داد.
یکی از عبادتهای بدنیِ امام حسین(ع):
در شب عاشورا ایشان به برادرشان فرمودند: برادر جان! اگر توانستید کمی آب بیاورید من سهمم را نمیخورم میخواهم با آن غسل کنم. طهارت باطنی را هنگامی انجام دادند که وضو گرفتند با آن خونی که از قلب مبارکشان جاری شد و به سر و صورت مالیدند. سپس غسل ترتیبی کردند با خونهایی که از اعضای بدنشان میچکید. عاقبت در گودال قتلگاه غسل ارتماسی کردند و در خون خودشان غرق شدند. در لحظهی آخر سر به زمین گذاشتند و با خاک گرم کربلا تیمم کردند.
ایشان از صبح روز عاشورا ذکر «لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» میگفتند. بعد از اینکه سر مبارکشان بالای نیزه رفت، با صدای بلند سورهی کهف خواندند. لحظهای لبشان را از ذکر گفتن فرونبستند.
ایشان لب تشنه و گرسنه بودند (نزدیک به یک هفته چیزی نخوردند) مانند فرد روزهدار. ایشان تمام عبادتها که فکر میکنیم را در یک روز انجام دادند.
امام حسین(ع) دانه دانه شهدا را آوردند و در خیمه جای دادند اما طفل شیرخواره را دفن کردند به پنج دلیل:
ایشان طفلشان را دفن کردند و هنگامی که این کار را کردند، ذرهای دلشان آرام گرفت.
او را دفن کردند تا دشمن سر از بدن این بچه نَبُرد.
او را دفن کردند تا سه روز در زیر آفتاب نماند.
او را دفن کردند تا بدنش پامال سم اسبها نشود.
او را دفن کردند تا بدن ایشان با آن گلوی پاره را کسی نبیند.
پس امام در آن روز تشییع جنازه هم کردند.
تمام زکات مال و بدن را در شب عاشورا دادند. اموالشان و لباسهایشان را بخشیدند. تمام امتیازات جهاد را به جان خریدند و دشمن هیچ چیز را در حقش رعایت نکرد. خودِ دشمنان نوشته بودند که در جنگها زن و بچهها نباید کشته شوند اما خدا میداند در شام غریبان زیر سم اسبها چه قدر زن و بچه کشته شده است! خودشان نوشته بودند که طفل شیرخوار نباید کشته شود اما روی دستش طفلش را کشتند. آنها همه جانبه به حسین(ع) حمله کردند. خودشان نوشته بودند اگر سر کافر را بریدید از آن محل نباید جایی ببَرید اما امشب سر حسین(ع) را در دستمالی پیچیدند و به کوفه بردند. خودشان نوشته بودند اگر کافری از بزرگان قبیله کشته شود، نباید لباسش را بکنید و ذرهاش را نباید ببرید اما حسین(ع) را غارت کردند. خودشان نوشته بودند اگر کافر را کشتید نباید او را مُثله کنید اما انگشت حسین(ع) را بریدند و او را زیر سم اسبها له کردند. خودشان نوشته بودند اگر با کفار جنگیدید و زنها و بچهها را اسیر کردید نباید به بازار برده فروشان ببرید اما اهلبیت حسین(ع) را بردند.
نماز عرفانی امام حسین(ع) در روز عاشورا
امام حسین(ع) امروز با بدن خسته چهار رکعت نماز خواندند. تکبیرة الاحرامش آن هنگامی بود که از زین اسب به زمین افتادند. قیامش آن هنگامی بود که به پا ایستادند و به شمشیرشان تکیه دادند که اهلبیتشان ببینند که ایشان ایستاده است و هنوز زمین نخورده است. رکوعشان آن هنگامی بود که خم راه میرفتند گاهی میافتادند گاهی بلند میشدند و قنوتشان آن دعای عجیب: «اللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعَالِي الْمَكَانِ عَظِيمُ الْجَبَرُوتِ شَدِيدُ الْمِحَالِ غَنِيٌّ عَنِ الْخَلاَئِقِ عَرِيضُ الْكِبْرِيَاءِ، قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِيبُ الرَّحْمَةِ صَادِقُ الْوَعْدِ سَابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَءِ، قَرِيبٌ إِذَا دُعِيتَ مُحِيطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تَابَ إِلَيْكَ، قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ إِذَا ذُكِرْتَ، أَدْعُوكَ مُحْتَاجاً وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فَقِيراً وَ أَفْزَعُ إِلَيْكَ خَائِفاً وَ أَبْكِي إِلَيْكَ مَكْرُوباً، وَ أَسْتَعِينُ بِكَ ضَعِيفاً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ كَافِياً، احْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا (بِالْحَقِّ) فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا، وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَ وَلَدُ (وُلْدُ) حَبِيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الَّذِي اصْطَفَيْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْيِكَ، فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
ترجمه: اى خداى بلند مقام با جلال و جبروت، محكم تدبير، بینیاز از خلق كه ملك كبريايى او پهناور و قدرتت به هر چيز شامل و رحمتت به همه نزديك، وعدهات صدق و حقيقت، نعمتت فراوان، امتحانت نيكو، هر كس تو را بخواند به او نزديك خواهى بود و هر كه به درگاهت توبه كند میپذیری، هر چه بخواهى توانى كرد، هر چه طلبى بيابى، به شكرگزاران پاداش میدهی و هر كه به ياد تو باشد از او ياد میکنی. من اى خدا با فقر و احتياج تو را میخوانم و از بینوایی به درگاهت با شوق میآیم و با خوف و هراس به درگاهت مینالم و از رنج و آلام عالم میگریم و از تو بر ضعف و ناتوانيم مدد میطلبم و براى كفايت امورم بر تو توكل میکنم. پس خدايا تو ميان ما و قوم ما به حق حكم فرما كه اين قوم ما را مغرور ساخته و با ما خدعه كردند و ما را ترك گفته و يارى نكردند و به مكر و فريب ما را شهيد كردند در صورتى كه ما عترت پيغمبر تو بوديم و فرزندان حبيب تو محمد بن عبدالله كه تو او را به رسالت برگزيدى و بر وحى خود امين قرار دادى. اى خدا پس در امور ما گشايش و آسايش عطا فرما به حق رحمت بىپايانت اى مهربانترین مهربانان عالم.
سجودشان هنگامی بود که پیشانی مبارکشان را روی خاک گذاشتند. تشهد و سلامشان هنگامی بود که روح از بدنشان خارج شد و بلند شدن دوبارهشان از سجده هنگامی بود که دوباره سر مبارکشان را بالای نیزهها گذاشتند.
ذبح عظیم، حسین(ع) دین همهی انبیاء را ادا کرد…