یکی از خدمات به اهلبیت(ع)، ذکر مصیبت ایشان است
ادامهی بحث: دو مطلب مهم در رابطه با امام زمان(عج)
بحث قرآنی: گواهان بر اعمال انسان
ادامهی بحث: حدیث کساء، کتاب معرفت به وجود حضرت زهرا(س)
استغفار، جامعترین دعاها
هدیه به پیشگاه مقدس و منور حضرت صاحبالزمان(عج)، سلامتی و تعجیل در فرج شان، به مناسبت ایام عزاداری مادر بزرگوارشان و تسلیت به حضورشان، صلوات دوم را ختم بفرمایید.
هدیه به روح امام راحل، تمام شهدای اسلام، به خصوص سردار رشید اسلام شهید سلیمانی و یاران همراهش و شهدای انقلاب و جنگ، صلوات ختم کنید.
رفع همهی بلایا و گرفتاریها و شفای تمام مریضها، درمان تمام دردها، رونق تمام سفرهها، عاقبتبهخیری خود و فرزندانمان، در رأس همه، فرج امام زمان(عج)، به صورت نیلی حضرت فاطمهی زهرا(س)، صلوات ختم کنید.
اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین با سلام و درود فراوان به محضر مولانا و سیدنا صاحبالزمان(عج) و با سلام و درود به روح پرفتوح امام راحل ارواح طیب و طاهر جمیع شهدای اسلام، سلام و درود و دعای خیر و عرض ادب و عبادت و زیارت قبول محضر شما مستمعین بزرگوار، موفق و مؤید باشید انشا الله خداوند تبارک و تعالی، نام همهی ما را گوشهی دفتر عاشقان و محبان و شیفتگان و با فرج امام زمان(عج)، جز زائران مزار حضرت صدیقهی طاهره بنویسد و در دنیا و آخرت از این ثبتنام، ما را برخوردار بفرماید.
الحمدلله ربالعالمین، الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه میداریم که امسال هم زنده هستیم و لنگلنگان با ایام پربرکت فاطمیه معاشرت میکنیم.
خدا رو شکر که شما هر شب اشک و توسل خود را انجام میدهید و حدیث شریف کساء را هر شب قرائت میکنید، احساس میکنم که امسال، خواندن حدیث کساء توسط شما، با زمانهای دیگر متفاوت است زیرا با توجه بیشتر میخوانید و از نکاتی که در این حدیث شریف به جهت شناخت ائمهی اطهار(ع) آمده است، بهره میبرید.
ذکر مصیبت
خدمت به تمام اهلبیت(ع) و ذریه ی این بزرگواران، اگرچه اندک و بهاندازهی خردلی هم باشد، آنهایی که میدانیم سادات هستند و ژن ائمه (ع) در وجودشان هست، حتی اگر گنهکار باشند، چه پاداشی عظیمیدارد.
در کتاب أمالي شيخ صدوق از قول امام علی(ع) نقل میکند: هر کس به یکی از فرزندان من احسان کند، (به ساداتی احسان کند، دختر سیدی نیازمند جهیزیه است، پسر ساداتی نیازمند پول است و او احسان و محبت کند و نیاز آنان را برآورده کند) و او برایش جبران نکند (به روی خودش نیاورد و حتی از دعا هم دریغ کند) من به او پاداش خواهم داد و احسان او را جبران خواهم کرد. (اینجاست که انسان دوست دارد که به سادات خدمت کند و آنان جبران نکنند و قصدی برای جبران هم نداشته باشند.)
خوشا به حال کسیکه امیرالمؤمنین(ع) برای او جبران کند. تصور شما از جبران امام علی(ع) چقدر است؟ آیا فکر میکنید که ایشان یک به یک جبران میکند؟ مسلماً خیر اینگونه نیست. ایشان در شأن و موقعیت و کَرَم خود جبران میکند. حال سؤال من این است که این روزها شما این احسان و محبت را به فرزندان بلافصل امام علی(ع) انجام دهید، دلجویی از حضرت زینب کبری(س) و امام حسن و امام حسین(ع) و حضرت امکلثوم کنید که یتیم هستند و مادرشان را از دست دادهاند و از فرزندان یتیم حضرت زهرا(س) دلجویی کنید، پس جبران چقدر خواهد بود؟ مسلماً حضرت علی و حضرت فاطمه(س) و پیامبر اکرم(ص) جبران خواهد کرد.
علامه حلی در کشف الیقین و علامه نوری در کلمه طیبه حکایتی که در بغداد اتفاق افتاده نقل میکنند شخصی بنام عبدالله بن مبارک یک سال (در میان میرفت) به زیارت بیتالله حج میکرد و طواف میکرد و مدت پنج سال در این امر مشغول بود.
در زمان حکومت مأمون یکوقت بیرون رفت در بعضی از سالها که نوبت حج او بود پانصد مثقال طلا با خود براشت و متوجه بازار شد که تدارک سفر حج بنماید.
پس در خرابهای که بر سر راه او بود علویهای را دید که مرغ مرده را برداشته و پرهای او را میکند و آن را پاک میکند عبدالله بن مبارک به نزد او آمد و گفت: برای چه این مرغ مرده را پر میکنی مگر قرآن نخواندهای که خداوند تبارک و تعالی میفرماید:
انما حرم علیکم المیته و الدم و لحم الخنزیر.
گفت: مگر نمیدانی خوردن میته حرام است؟
زن علویه گفت: از حال من سؤال مکن و مرا به حال خود بگذار و از پی کار خود برو.
عبدالله گفت: از سخن او چیزی به خاطر من رسید جویای حال شدم تا اینکه گفت: ای عبدالله بدان که من زنی سیده و علویه هستم فرزندان یتیم دارم شوهرم از دنیا رفته این روز چهارم است که چیزی خوردنی به دست من و بچههایم نیامده است و چون کار به اضطرار رسید این مرغ میته بر ما حلال است و من به غیرازاین مرغ مرده چیزی به دست من نیامده اکنون میخواهم آن را پاککنم برای بچههایم ببرم.
عبدالله گفت: چون این حکایت را شنیدم از این علویه با خود گفتم وای بر تو ای عبدالله کدام عمل بهتر از رعایت این علویه و سادات خواهد بود پس آن علویه را گفتم دامنت را باز کن پانصد مثقال طلا که داشتم همه را در دامن علویه ریختم و آن سال مکه نرفتم و به منزل خود مراجعت کردم چون حجاج مراجعت کردند من به استقبال ایشان رفتم به هر کس از حجاج میرسیدم میگفتم خداوند حج ترا قبول فرماید دیدم او نیز به من همین دعا را مینماید.
و میگوید: ای عبدالله آیا خاطر داری که فلان محل با ما چنین و چنان گفتی و مردم بسیار به من همین را میگفتند من تعجب کردم که امسال به حج نرفتم.
شب در عالم رؤیا دیدم رسول خدا صلیالله علیه و آله را که فرمود ای عبدالله عجب مدار به درستی که چون تو به فریاد علویه و فرزندانش رسیدی من از خداوند متعال درخواست کردم که ملکی به صورت تو بفرستد برای تو حج بنماید حالا میخواهی حج بکن و میخواهی حج مکن.
یکی از خدمات به اهلبیت(ع)، ذکر مصیبت ایشان است برای اینکه فراموش نشود و در هزارتوی تاریخ گم نشود. اگر ایام فاطمیه نبود، نمیگذاشتند نشانی از مظلومیت حضرت زهرا(س) بماند، کما اینکه اکنون هم تلاش میکنند که نشانی از این مظلومیت باقی بماند. اگر مدیحهسراییها و روضهها نبود، اگر نویسندهها و علما نبودند و دراینباره قلم نمیزدند و مراسم نمیگرفتند، دشمن این قسمت از مصائب اهلبیت(ع) که به سرشان آوردهاند را دفن میکردند. زیرا برایشان در طول تاریخ از آنچه بر سر دردانهی حضرت رسول اکرم(ص) آوردهاند، ننگ باقی میماند.
امام علی(ع) وقتی حضرت زهرا(س) را دفن کردند، درب خانهشان را بستند و هیچکس رفتوآمد نمیکردند و فقط خودشان و فرزندانشان بودند. فضه نقل میکند که غذا را آماده میکردم و سفره را میانداختم و غذا را در سفره مینهادم، آنقدر پدر و طفلان در کنار سفره گریه میکردند که غذا خوردن را فراموش میکردند.
فضه نقل میکند که خود امام علی(ع) به زاری و گریه نشانههای حضرت زهرا(س) را جمع کرد، سجاده و رختخواب و لباس بیبی را با اشک و آه، جلوی چشمان کودکان یتیم جمع میکرد.
فضه نقل میکند، امام از خانه به حیاط میآمد و جلوی آن درب میایستاد و شروع به گریه میکرد به طوری که بچهها ایشان را آرام میکردند. چند روزی گذشت و عدهای مثل سلمان، اباذر، مقداد، درب زدند و وارد خانهی حضرت شدند، از امام خواهش و تمنا کردند که آقا از خانه بیرون برویم تا حال و هوای شما تغییر کند و عوض شود، امام به سختی آماده شدند و وقتی از اتاق بیرون آمدند آن علی که درب خیبر را از جا کَند و زانوان امام نلرزید، دو زانوی امام لرزید و نتوانست روی پاها بایستد و نزدیک درب، به زمین نشست.
یاران رنگشان پرید و شروع کردند به ناله کردن و گریه کردن، پس عرض کردند که آقا چه اتفاقی افتاد؟ آقا فرمودند: چرا از من میپرسید که چرا اینگونه میکنم، این درب، مقتل و قتلگاه فاطمه(س) است، من کنار قتلگاه فاطمه هستم. فاطمه را اینجا کشتند آن هم چه کُشتَنی! عبور ازاینجا برای من سخت است.
دلها برای وجود نازنین امام علی(ع) بسوزد که تمام سالها آن درب را دید و ناله زد و گریه کرد و اشک ریخت.
اعراب برای حالات گوناگون، لغات متفاوتی دارند، وقتی کسی را میزنند، لغت (ضَرَبَ) را بکار میبرند. لغتی دارند به نام (رَفَزَ) که بسیار دردناک و وحشتناک است یعنی لگدزدن به پهلو به طوری که طرف از پا دربیاید.
عمر ملعون خود نقل میکند که من چنان لگدی به پهلوی فاطمه زدم (لغت رَفَزَ را بکار میبرد) که نالهی فاطمه، عالم را گرفت. در برخی از کُتُب آمده است که صدای شکستن استخوانهای فاطمه را شنیدم. ملعون ابدی، این را به عنوان افتخار میگوید که چنان زدم که دل خودم برای فاطمه سوخت و میخواستم درب را رها کنم اما به یاد علی(ع) افتادم و به درب فشار دادم و گفتم بگذار فاطمه از دنیا برود و کار تمام شود و موضوع فاطمه تمام شود.
در هر مجلسی که چشمها ترَ میشود باید در مورد امام زمان(عج) بحث آغاز شود. حتی در خانههایتان که مجلس روضه برقرار میکنید به مبلغ بگویید که بعد از روضه حتماً یک حدیث از امام زمان(عج) نقل کند زیرا ایشان بسیار غریب هستند و روزبهروز هم غریبتر میشوند. بر ما گویندگان و مبلغات و مبلغین و تمام کسانی که در خانههایشان مجلس برقرار میکنید واجب است که بعد از روضه، مطلع بحث را امام زمان(عج)، قرار دهد.
امروزه این وظیفهی بسیار مهم ما است مخصوصاً در مجالس فاطمی و حسینی که اگر اینگونه نباشد ما وظیفهی خود را انجام ندادهایم و مجلس برکت لازم را ندارد.
ادامهی بحث: دو مطلب مهم در رابطه با امام زمان(عج)
روز گذشته عرض کردم که ما دو مطلب را در رابطه با امام زمان(عج) باید موردتوجه داشته باشیم. مطلب اول، محبت کردن به ایشان و مطلب دوم، دعا کردن برای ایشان است.
یکی از راههای خدمت به شخصیت ایشان، از ایشان گفتن و از ایشان شنیدن است به جهت اینکه معرفت ما نسبت به ایشان بالاتر رود. کاش معلمان و دبیران و اساتید، قبل از شروع هر درسی، سلامی کوتاه به امام زمان(عج) میدادند یا روایتی کوتاه از ایشان میگفتند که فرزندان یاد بگیرند.
ای کاش گوشهی تخته یکی از عبارات را بنویسند: یا فارِسَ الْحِجازِ اَدرِکنْی؛ یا اباصالح اَدْرِکْنی؛ یا اَباالقاسِمِ اَلمَهدِیِّ اَدرِکنِی. ماشین سوار هستید و به جایی میروید، یک روایت کوتاه یا یک سلام و یا یک ذکر کوتاه از نام ایشان به فرزندانتان بگویید؛ که این یکی از راههای نشان دادن محبت به وجود نازنین امام زمان(عج) است.
از اصبغ بن نباته نقلشده: از امیرالمؤمنین(ع) شنیدم که میفرمود: صاحب این امر، شرید (آواره)، طرید (رانده)، فرید (تک) و وحید (تنها) است.
از یکطرف گرفتاری مسلمین را میبیند، شاهد بر این گرفتاریها است و از طرف دیگر اعمال زشت ما را میبیند و با دیدن هر کدام از اینها، قلب مبارکشان آب میشود و متأثر و اندوهگین میشود.
امام صادق(ع) میفرماید: مضطر ترین انسانها بر روی کرهی زمین، فرزند ما مهدی(عج) است (هیچکس بهاندازهی امام زمان(عج) بر روی کرهی زمین مضطر نیست، زیرا گرفتاریهای مسلمین، حوادث، ناملایمات، گناهان شیعیان را میبیند و از خداوند استمداد و یاری میطلبد که زمین با این همه بدی آدمها، ساکنین خود را نبلعد).
بحث قرآنی: گواهان بر اعمال انسان
در قرآن مجید، خداوند تبارک و تعالی، هشت شاهد برای اعمال و رفتار ما میشمارد.
یکی از این گواهها، وجود خداوند تبارک و تعالی است که گواه بر اعمال و رفتار و نیّات و خواستههای ضمیر ما است.
شاهد دیگر، وجود نازنین پیامبر اکرم(ص) است، عجیب است که خداوند در قرآن میفرماید رسول من روز قیامت هر دستهای از مردم را با شاهدشان میآورم، قوم نوح را میآورم که نوح شاهد و ناظر بر رفتار آنان است، قوم ابراهیم را میآورم که حضرت ابراهیم(ع) خود شاهد و ناظر بر اعمال آنان است. قوم موسی که موسی(ع) شاهد آنان است، قوم عیسی که عیسی(ع) شاهد آنان است و تمام اقوام گذشته را میآورم با پیامبرانشان که شاهد بر اعمالشان بودند و تو را میآورم که شاهد بر امتهای اول تا آخر هستی.
تو شاهد بر قوم نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و اسماعیل و اسحاق و ایوب و صدو بیستوچهار هزار پیامبر، هستی و بر قوم خودت و بر شیعیان تمام ائمه(ع) شاهد و گواه هستی.
اینجا سؤال ایجاد میشود که پیامبر اکرم(ص) که در زمان امتهای گذشته، نبودهاند پس چگونه به عنوان گواه بر امتهای گذشته حاضر میشود؟
نور پیامبر اکرم(ص)، قبل از خلقت آدم، خلقشده است، نور امام علی(ع) و فاطمهی زهرا(س) قبل از خلقت آدم، خلقشده است.
غیر از حضرت عیسی(ع) که بلافاصله بعد از تولد، فرمود که من پیامبر خدا هستم، بقیهی پیامبران در دوران کودکی، پیامبر نبودهاند. حضرت موسی(ع) ابتدا نور را دید و به سراغ آتش رفت و سپس روحالقدس بر او نازل شد.
امام صادق(ع) میفرماید: آن روحالقدسی که بر آنان نازل میشود و میگوید که تو پیامبر هستی و علوم نبوت را بر آنان عرضه میدارد، مادر ما فاطمهی زهرا(س) است.
وای به حال ما که وجود نازنین حضرت زهرای مرضیه را تا این اندازه کم میشناسیم. مصائب حضرت زهرا(س) در سه ماه آخر عمر مبارک ایشان بوده است، ایشان هجده سال زندگی کردهاند و خلقت نوری داشتهاند.
این آیه که پیامبر(ص) شاهد بر تمام امتهای گذشته است، گواه خلقت نوری پیامبر اکرم(ص) است.
امام جعفر صادق(ع) بر منبر که برای چهار هزار نفر صحبت میکردند، با صدای بلند فرمودند: ای مردم! چرا این قدر جدم رسول اکرم(ص) را اذیت میکنید و رنج میدهید؟ عرض کردند: یابن رسولالله(ص)! ما در زمان شما هستیم و پیامبر(ص) در فلان سال از دنیا رفته است. فرمودند: خیر، هر گناهی که شما میکنید، قلب پیامبر(ص) را ذوب و آب میکند و او را رنج میدهد زیرا ایشان بر شما شاهد است.
شاهد سوم که در آیهی قرآن آمده است؛ خدا، پیامبر و مؤمنون هستند که شاهد و گواه بر اعمال ما هستند. حال، اگر خداوند میخواست اعمال من و شما را نزد مؤمنان نشان دهد که دیگر خداوند ستارالعیوب نبود! همهی مفسران میگویند «مؤمنون» یعنی ائمهی اطهار(ع) شاهد بر اعمال ما هستند. شما اگر ببینید که فرزندتان سیگار میکشد، چقدر رنج میبرید یا اگر ببینید که دامادتان کار خلافی میکند، چقدر غمگین میشوید؟ حال، امام زمان(عج) که اِشراف بر همهی مسلمین دارد و همهی گناهان ما را میبیند، چقدر رنج میبرد و غمگین میشود؟! ایشان بیمعرفتی ما را نسبت به خودش میبیند، متأسفانه امروزه انکار برخی جوانان شیعه را نسبت به خودش میبیند، آیا ایشان مضطر و ناراحت نمیشود؟!
امام زمان(عج) در توقیع شریفی که به اسحاق بن یعقوب مینویسند، بعد از حمد و ثنای خداوند متعال میفرمایند: و اما چگونگی بهره بردن مردم در زمان غیبت از من، همچون بهره بردن از خورشید است هنگامیکه در پسِ ابرها پنهان میشود.
اهل ذوق و معرفت از این سخن امام زمان(عج) نتیجه و برداشت کردهاند که امام زمان(عج) میخواهند بفرمایند که:
1. همچنان که مردم در روز ابری، انتظار بیرون آمدن خورشید از پشت ابرهای تیره را میکشند، در طول غیبت، شیعیان و محبان من همواره منتظر ظهور من هستند. حال، فکر کنیم که آیا ما اینگونه منتظر هستیم؟ آیا اگر چند روز هوا ابری شود، ما از طلوع خورشید ناامید میشویم؟ خیر، ما منتظر هستم و مطمئن هستیم که خورشید خواهد دمید. این سخن امام(ع) یعنی شیعیان من، همچنان که منتظر طلوع خورشید هستند، منتظر ظهور من هستند. خدا کند که ما اینگونه بشویم.
2. هر کس در زمان غیبت با این همه آثار و معجزات، آیات و روایات، نشانههای عقلی و نقلی، باز منکر وجود امام زمان(ع) باشد، مانند کسی است که منکر خورشید است.
3. هرچند که خورشید در پس پردهی ابر، مدتی پنهان شود، اما نور و انرژی خود را از جهانیان دریغ نمیکند و باز از پس پرده، انرژی و نور میدهد. امام زمان(ع) هرچند که در پس پردهی غیبت است اما همینکه در روی زمین هستند، زنده هستند و نفس میکشند، به زمین انرژی و توان و نور میدهند وگرنه زمین فرومیرفت و همهی اهلش را با خودش فرومیبرد.
یک نکته: حضرت صاحبالزمان(ع) از تکتک ما برای معرفیاش توقع دارد و باید تلاش کنیم که این توقع را هر کس به حدی که برایش مقدور است، برآورده کند. مرحوم ابنبابویه ساکن شهرری بود و دارای مکتب، شاگرد و خانواده. ایشان به مشهد برای زیارت امام رضا(ع) سفر کرد، در راه برگشت در شهر نیشابور مدتی اُتراق کرد که خستگی در کند و دوباره به راه بیفتد. دید که مردم نیشابور نسبت به امام زمان(ع) بیگانه هستند و شناخت ندارند. تصمیم گرفت که مدتی در این شهر بماند، مردم را جمع کند و برای آنها سخنرانی و امام(عج) را به آنها معرفی کند، سپس بازگردد. در مدتی که در آنجا بود، یکی از شیوخ بزرگ بلخ و بخارا که از دانشمندان مشهور بود، سفر میکرد و به نیشابور رسید. آنها باهم صحبت و گفتگو میکردند. شبی این دانشمند بلخی، به مرحوم ابنبابویه گفت: فلاسفهی بلخ بر اثر تبلیغاتی که میکنند، مرا نسبت به امام زمان(عج) به شک انداختهاند و من متحیر شدهام، شما مرا کمک کنید. ابنبابویه چند شبی وقت صرف کرد، آیات و روایات آورد، دلیل و بیّنهی عقلی و نقلی آورد و شک را از دل این مرد بیرون کرد. آن مرد گفت: چقدر خوب است که شما کتابی بنویسید تا ما با دشمنان، با این کتاب، احتجاج کنیم.
پس از مدتی، مرحوم ابنبابویه میگوید: من میخواستم بار و بنهام را از نیشابور جمع کنم زیرا دلتنگ خانواده، اقوام و شاگردانم شده و کسل حال شده بودم. شبی در عالم رؤیا دیدم که در مکه و در حال طواف هستم. در شوط هفتم بودم که دیدم حضرت صاحبالزمان(عج) کنار درب کعبه ایستادهاند، من حجرالاسود را لمس کردم، بوسیدم، جلو رفتم و خدمت صاحبالزمان(عج) سلام کردم. ایشان جواب سلام مرا دادند، سپس به من فرمودند: چرا در باب غیبت من، کتابی نمینویسی تا اندوهت زایل شود. گفتم: یابن رسولالله(ص)! من رسالههایی دربارهی غیبت شما تألیف کردهام. فرمودند: نه به آن طریق؛ اکنون امر میکنم که در باب غیبت، کتابی تألیف کنی و در آن کتاب، غیبت انبیا را بازگو کنی (که فقط من نیستم که دارای غیبت هستم، بلکه انبیا هم دارای غیبت بودهاند) آنگاه امام(عج) رفتند و من از خواب بیدار شدم. بسیار گریه کردم. چون صبح شد، تألیف کتاب را آغاز کردم.
اسم کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» است. این کتاب فارسی هم هست اما چرا این کتاب در خانههای ما در کنار مفاتیحالجنان نیست؟!
امام زمان(عج) از فرد عالِم توقعی دارد و از ما آدمهای عادی هم بیتوقع نیست، بلکه به حد خودمان از ما توقع دارند. چرا کشور ما که کشور اسلامی است و تنها کشور شیعه در دنیاست، اوضاعش اینگونه است؟ زیرا تا همهمان درست و راست، امین و عادل نباشیم، کارها درست نمیشود. باید اینگونه باشیم تا مورد لطف امام زمان(عج) قرار بگیریم و راهِ شناخت بیشتر ایشان برای ما باز شود.
حدیث کساء، کتاب معرفت به وجود حضرت زهرا(س)
این روزها مشغول خواندن حدیث کسا هستیم که کتاب معرفت به وجود فاطمهی زهرا(س) است. پیامبر(ص) به تکتک اعضا زیر حدیث کسا لقبی دادهاند؛ به امام حسن مجتبی(ع) «صَاحِبَ حَوْضِي»، به امام حسین(ع) «شافِعَ اُمَّتی»، به امیرالمؤمنین(ع) «صاحِبَ لِوائی» به فاطمهی زهرا(س) «بَضْعَتی»؛ جا دارد که همین القاب را بررسی کنیم.
پیامبر(ص) به امام حسن مجتبی(ع) لقب «صَاحِبَ حَوْضِي» دادهاند یعنی صاحب حوض کوثر. در روایات داریم که پیامبر(ص) صاحب حوض کوثر هستند و ایشان به امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند که تو به من در کنار حوض کوثر، در سیراب کردن شیعیان و محبان کمک میکنی. در حدیث کسا هم به امام حسن مجتبی(ع) میفرمایند، تو صاحب حوض کوثر هستی. حال، این حوض کوثر چیست؟ آیا حوض آب است؟ آیا شراباً طهورا است؟ آیا عسل مصفا است؟ چه حوضی است که پیامبر(ع) در کنارش ایستاده و علی(ع) هم ایستاده و گویا ریاست این حوض با امام حسن مجتبی(ع) است. یکطرف این حوض هم فاطمهی زهرا(س) حضور دارند.
مرحوم علامه طباطبایی تعبیری دارند؛ ایشان میفرمایند: این حوض کوثر، حوض آب نیست، بلکه محل و مکانی است که خداوند، تجلی کامل میکند به شیعیان و محبان امیرالمؤمنین(ع) و در آن نقطه، پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و فاطمهی زهرا(س)، پرده از وجودشان برداشته میشود و بر شیعیانشان جلوهی کامل میکنند و حقیقتِ فاطمه(س) و حقیقت امام حسن(ع) و حقیقت امام حسین(ع) و حقیقت علی(ع) و حقیقت پیامبر(ص) ظهور پیدا میکند؛ و آن عطشی که شیعیان در آنجا دارند، عطشِ معرفتِ کاملِ نبوی و علوی و فاطمی است. ریاستِ برطرف کردن این عطش، گویا با امام حسن مجتبی(ع) است که پیامبر(ص) به ایشان در حدیث کسا میفرماید «صَاحِبَ حَوْضِي».
ما در دههی اول فاطمیه قرار گذاشتیم که هر روز حدیث کسا را به نیابت از امام حسن عسکری(ع) و نرجس خاتون(س) و امام زمان(عج) بخوانیم وقتی به نیابت میخوانیم، به این معارف دست پیدا میکنیم. اگر به نیابت از خودمان میخواندیم، به این معارف دست پیدا نمیکردیم که کسب این معارف، برکت فراوانی به همراه دارد. حال اگر موانع اجابت دعا را هم برداریم، معرفت بیشتری به ما میدهند و بهرهی بیشتری میگیریم. ما دستوری داریم از اهلبیت(ع) که قبل از ذکر صلوات و قبل از شروع هر دعا و ذکر و قبل از قرائت قرآن و قبل از هر عبادتی، ابتدا استغفار کنید. در مورد استغفار لازم است توضیحاتی بدهیم.
استغفار، جامعترین دعاها
استغفار کردن، جامعترین دعاست. امام صادق(ع) فرمودند: جامعترین دعا این است که بنده، استغفار کند. رسول اکرم(ص) فرمودند: استغفار، بهترین دعا و بهترین عبادت به درگاه خداوند تبارک و تعالی است. کسی که ذکر استغفار میگوید، هم دعا میکند و هم بندگی خداوند، آن هم به شکلی بهتر. فرمودند: استغفار در انسان، تحرک تازه ایجاد میکند و تحول به وجود میآورد و نامهی اعمال انسان را سبک میکند و روحیهی انسان را باز میکند. امام صادق(ع) فرمودند: مَثَل استغفار، مَثَل تکاندن درخت در پاییز است. وقتی در پاییز، درخت را میتکانیم، همهی برگهایش بر زمین میریزد؛ استغفار به منزلهی تکان دادن درخت در پاییز است که گناهان شما را میریزاند و اثر گناه را پاک و شما را سبک میکند.
استغفار، بوی شما را تغییر میدهد. بوی گناه، آنقدر بد است که گنهکار را نزد عرشیان رسوا میکند. آنها این بو را استشمام میکنند و متوجه میشوند که آن بنده، گناه و معصیت کرده است. استغفار و طلب مغفرت از درگاه خداوند، روح و روان شما را معطر میکند و بوی بد گناه را از بین میبرد و جلوی مفتضح شدن شما نزد ملائکه را میگیرد. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: استغفار کنید، با استغفار، خودتان را معطر کنید تا بوی بد گناه، شما را مفتضح نکند.
رسول اکرم(ص) فرمودند: خوشا به حال بندهای که روز قیامت وقتی نامهی عملش را باز میکنند، کنار هر گناهی، استغفاری دارد.
و فرمودند: زیاد استغفار کنید که غم و اندوه شما را میبرد و در تنگناها برای شما راه، باز میکند.
رسول اکرم(ص) فرمودند: بسیار استغفار کنید که خداوند راه فرج و راه خروج از تنگیهای در زندگی را به شما مرحمت کند.
برای حضور در مجلس حدیث کسا و یا مجلس ذکر صلوات و مجلس دعا و همچنین شروع نماز، مهمترین کار، ابتدا استغفار است که خودِ استغفار هم توسل است؛ که فرمودند: «أفضَلُ التوسُّلِ الاستِغفارُ»؛ بالاترین و پرفضیلتترین توسل، استغفار است.
چرا دعا میخوانیم؟ برای اینکه درهای رزق مادی و معنوی به روی ما باز شود. فرمودند: «الِاسْتِغْفَارُ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ»؛ استغفار موجب میشود که رزقهای مادی و معنوی برای شما زیاد شود.
همهی ما این روزها دعا میکنیم که دفع بلا شود. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «ادْفَعُوا أبْوابَ الْبَلایا بِالاْسْتِغْفارِ»؛ توبه و استغفار کنید تا درهای بلا بسته شود.
ذکر مصیبت
گفتیم که امیرالمؤمنین(ع) زانوانش با دیدن درب سوخته، خم شد و فرمود: اینجا مقتل فاطمهی زهرا(س) است. بنده میخواهم بگویم که علی جان! زانوان شما جلوی درب سوخته، خم شد، شما آن علی بودید که درب خیبر را کندید، شما صاحب ذوالفقار هستید، زانوان شما هیچ وقت خم نشد، مگر دو بار؛ یک بار وقتی که خبر شهادت فاطمهی زهرا(س) را در مسجد به شما دادند، مدام زمین خوردید و بلند شدید تا به خانه رسیدید؛ و بار دیگر وقتی چشمتان به درب سوخته میافتاد، یادتان میآمد که آن ملعون چگونه به فاطمه(س) لگد میزد! اما من میخواهم بگویم، علی جان! زینبت کنار گودال قتلگاه چه طاقتی داشت!
به نظر بنده که این شبها مطالعه میکنم، حضرت زینب(س) کنار علقمه نیامدند. هنگام وداع هم کنار علقمه نیامدند. عباسِ بیدست را ندیدند. عباس رشیدی که کوتاه شده بود، پا و دستی برایش نمانده بود؛ تا روزی که وارد کوفه شدند، زینب(س) سر بلند کرد و سر عباسش را بر بالای نیزه دید، فرق شکافتهی او را بالای نیزه دید و به یاد فرق شکافتهی امیرالمؤمنین(ع) افتاد.
علی جان! شما نمیتوانستید درب نیم سوخته ببینید، اما دخترانت چهل منزل، سر بریده بالای نیزه دیدند، سر بریده در تشت طلا دیدند، چوب خیزران بر لب و دندان برادرشان دیدند، بازار شام دیدند، سنگ زدن بر پیشانیِ سر بریده دیدند، مجلس شراب دیدند…، یا امیرالمؤمنین(ع) خداوند چه قدرتی به زینبت داده بود؟!!