با شرکت در مجالس اهلبیت(ع)، رحمت و مغفرت شامل حال ما میشود
دعایی که ائمه واسطهی اجابتش هستند
ذکر مصیبت امام موسی کاظم علیهالسلام
یکی از وظایف عمدهی ما، پرسوجو کردن درباره امام زمان(عج) است
معرفت به اهلبیت(ع) از طریق قرآن؛ و شروط دستیابی به آن
الحمدلله که با ایام فاطمیه همراه هستیم و در شأن حضرت زهرا سلاماللهعلیها آنقدری که در حد فهم و توانمان هست، مطلب میگوییم و در ارتباط با معرفتمان نسبت به امام زمان گفتگو میکنیم و تلاش میکنیم. قرآن هم فرموده است که برای انسان، چیزی جز تلاشش وجود ندارد. اگر خدا ببیند در یک مسیری تلاش میکنیم، راهمان را در آن مسیر باز میکند و امدادهای غیبیاش را شامل حال ما میکند.
الحمدلله با فاطمیه همراه هستیم و دلمان بریان است برای حضرت زهرا سلاماللهعلیها، و برای شش ماههای که از ایشان سقط شده، و برای پهلویی که از ایشان شکسته شده، و برای سینهای که با میخ در پاره شده، و برای بازویی که با شمشیر و تازیانه آسیب دیده، و برای بچههایی که در بستر مادر میگردند و ایشان را میبینند، و برای همسر جوان ایشان که زانوی غم به بغل گرفته است.
با شرکت در مجالس اهلبیت(ع)، رحمت و مغفرت شامل حال ما میشود
من خواهش میکنم به مطلب امروز دقت بیشتری داشته باشید و بیشتر از یکبار گوش کنید و در آن دقت کنید.
روایت بسیار مستندی از حضرت رسول اکرم(ص) نقل شده است: در مجالس اهلبیت من درهای آسمان باز میشود و ملائکه در آن مجلس جمع میشوند و برای کسانی که حاضر میشوند دعا میکنند. شما هم که در خانه تنها نشستهاید و به صحبتها گوش میدهید، در خانهی خود مجلس اهلبیت دارید. (من اگر جای شما بودم حتی سماورم را به نیت روضه روشن میکردم و بعد از مجلس برای خودم چای میریختم و چای روضه میخوردم و وقتی هم که خانواده آمدند به آنها چای روضه میدادم و میگفتم امروز در خانهی ما روضه برقرار بوده و من بودم و فرشتهها). حداقل خاصیت این مجالس این است که گناهان انسان بخشیده میشود. در مجلسی که ذکر اهلبیت میشود، رحمتها نازل میشود. باید کارهای دنیا را تعطیل کنید و در مجالس اهلبیت حاضر شوید (این ساعتی که روضه داری دیگر کارهای خانه را انجام نده بلکه کارهایت را تمام کن و با تمام وجود بنشین).
علما در تفسیر حدیث بالا فرمودهاند که هر چه انسان به دست میآورد، از امام حسین علیهالسلام میگیرد و همینطور از در خانهی حضرت زهرا سلاماللهعلیها و اهلبیت(ع). من اضافه میکنم که امروز کلید این درهای رحمت و آمرزش و بخشش و همهی حوائج را ائمه به دست حضرت صاحبالزمان عجلاللهتعالی فرجهالشریف سپردهاند. علما میفرمایند اگر کسی با اهلبیت ارتباط نداشته باشد و در مجالسشان شرکت نکند و اهل گریه بر مصائب اهلبیت نباشد، یقین بداند در نقطهای از زندگی دچار هلاکت میشود و عاقبت به خیر نمیشود. علمای بزرگ، زندگی را میخواستند برای اینکه در مجالس اهلبیت شرکت کنند و به ایشان خدمت کنند.
دعایی که ائمه واسطهی اجابتش هستند
خدا رحمت کند مرحوم خانم مالک را، شاید من دوازده سالم بود که همین توسلی که من به شما یاد دادم که شبها ببینید دلتان به کدام معصوم میشکند، به آن معصوم توسل بگیرید را ایشان به من یاد دادند. بعد از چند روز پرسیدند رابطهات با کدام معصوم قوی شده است؟ من گفتم با امام علیالنقی علیهالسلام. من در آن سنین بهرهها بردم از این توسل. گفتم من دلم به نام ایشان میشکند. خانم مالک چند مطلب و روضه از ایشان به من یاد دادند که برای خودم شبها بخوانم و اشک بریزم. پرسیدم من چه بخواهم؟ خانم مالک گفتند یک چیز بخواه: این که خدا عمرم را طولانی کند تا به اهلبیت خدمت کنم. شبها شما هم در توسلتان همین را بخواهید. بخواهید که آن امام که به ایشان متوسل هستید، کمکتان کنند تا بتوانید به هر وسیلهای که میتوانید به ائمه خدمت کنید. کسانی هستند که مبلّغ دین را اجیر میکنند و به او پولی میدهند که ماه به ماه برای امام زمان منبر برود و سخن بگوید و سعی میکنند از این طریق خدمت کنند اگر خودشان نمیتوانند صحبت کنند. این دعایی است که از ما قبول میکنند و به اجابت میرسانند.
یک نمونه شیخ حر عاملی است که در نوجوانی از دنیا رفت. گفت در آسمان امام زمان را دیدم و گریه کردم و گفتم آقا جان من دلم میخواست به فرهنگ شیعه خدمت کنم اما نکردم. امام فرمودند او را برگردانید. شیخ میفرماید وقتی من زنده شدم، پاها و چشمانم را بسته بودند و رویم را کشیده بودند و گریه و زاری میکردند. شیخ حر عاملی به فرهنگ شیعه بسیار خدمت کرد. یکی از خدماتش وسائلالشیعه است.
نمونهای دیگر آشیخ عبدالکریم حائری است که مؤسس حوزهی با عظمت قم است که پهلو به حوزهی علمیهی نجف میزند. ایشان در کربلا بود. شبی خواب دید که به او گفتند سه روز بیشتر زنده نیستی. از خواب بیدار شد و یادش رفت. سه روز بعد با دوستان در باغی بود و تب و لرز شدید گرفت. دکتر آوردند و دکتر گفت کار تمام است و او را رو به قبله خواباندند. وقتی در حال مردن بود، یاد آن خواب افتاد و گفت من را برگردانید رو به کربلا. ایشان میگوید گریه کردم و در دلم توسل گرفتم به امام حسین علیهالسلام و گفتم دستم خالی است. من خیلی دلم میخواست به اهلبیت خدمتی کنم و اثری از خودم به جا بگذارم اما هیچ کاری نکردم، آقا یک عمر دوباره برایم از خدا بگیر. روحم در آسمان بود و ملائکه میبردند که امام حسین علیهالسلام شفیع شدند و عمر طولانی برایم گرفتند و من را به دنیا برگرداندند. وقتی به دنیا برگشتم کفنم را آماده کرده بودند و رویم را کشیده بودند. عدهای فریاد زدند که مرده زنده شد. این بزرگوار تمام عمرش را وقف فرهنگ شیعه کرد. هر سال روز عاشورا با پای برهنه جلوی دستهی عزاداری سینه میزد و روضهی امام حسین علیهالسلام را خودش میخواند. اول هر کلاس روضهی امام حسین علیهالسلام میخواند. یک نمونه خدمتش حوزهی علمیهی قم است.
این، دعایی است که از ما قبول میکنند: این که به ما عمر بدهید که به اهلبیت خدمت کنیم. بتوانیم از اهلبیت دفاع کنیم، مخصوصاً امروز در مقابل وهابیت.
ذکر مصیبت امام موسی کاظم علیهالسلام
مهمانان ما در این دهه، امام علی النقی، امام جوادالائمه و امام رضا علیهمالسلام هستند به حدیث کسا. میخواهم امروز به روضه هم مهمانشان کنم. روضهی یک بابالحوائج. این روزها این بابالحوائج را بیشتر میتوانیم درک کنیم. ام حمیده که از همسران امام کاظم علیهالسلام بود نقل میکند که وقتی امام را میبردند به بغداد، ایشان امانتهایی به من دادند و فرمودند اینها را نگه دار و هر موقعی که دیدی یکی از فرزندان من آمد و اینها را از تو خواست، بدان که امام بعد از من، اوست و من هم به شهادت رسیدهام.
مثالی میزنم. در این ایام کرونا مدام به ما میگویند که در خانه بمانید. با اینکه گاهی برای کارهای واجب از خانه بیرون میرویم و مدام هم با تلفن با دیگران صحبت میکنیم و از آنها باخبر هستیم اما از لحاظ روحی بسیار خسته شدهایم. همین که در خانه باید بمانیم، خستهمان کرده است. حالا اگر بگویند یک هفته در این اتاق باید بمانی و گوشی را هم از شما بگیرند تصور کن چه حالی خواهی داشت. حالا روضهی امامی را میخوانم که ایشان را هفت سال در زندانی حبس کردند که نوشتهاند ایامش مثل شب تاریک ظلمانی بود. نه صبح معلوم بود نه ظهر نه شب. تاریک مطلق بود. از آن شبی که آقا را بردند، امام رضا علیهالسلام رختخوابشان را در مکانی میانداختند و میخوابیدند که اهلبیت موسیبنجعفر میدیدند و راحت میخوابیدند و نگران نبودند که خانواده سرپرست ندارد (بمیرم برای بچههای امام حسین علیهالسلام). شبی دیدند امام رضا علیهالسلام در جایشان نیستند، فردا هم نبودند. نگران شدند، دیدند یکی دو روز بعد امام برگشتند و در حال گریه کردن شدید هستند و آمدند نزد ام حمیده و فرمودند امانتهای پدرم را بدهید. ام حمیده به سر و صورتش زد و اعلام کرد که امام را شهید کردهاند و همهی خانواده ناله و گریه کردند.
یا امام رضا! خانوادهی شما سرپرستی مثل شما را داشتند و شما را میدیدند و بر اثر شنیدن خبر شهادت پدرشان، غش کردند. من بمیرم برای آن خانوادهای که دیدند عصر عاشورا اسب بیصاحب امام حسین علیهالسلام غرق به خون میآید، همه دویدند به طرف تل زینبیه و دیدند که شمر روی سینهی پدرشان نشسته و محاسن پدرشان را به دست گرفته و میخواهد سر ایشان را جدا کند. من بمیرم برای آن لحظهای که بچههای امام حسین علیهالسلام فهمیدند حضرت اباالفضل برنمیگردد. وقتی امام حسین علیهالسلام از علقمه برگشتند به حضرت زینب فرمودند به بچهها بگویید چادر اسارت سر کنند دیگر اباالفضل نداریم.
یا امام موسیبنجعفر! شما را به دختران گریانتان، به مقام حضرت معصومه قسم میدهیم شما امروز دستی به دعا برای ما بلند کنید و دعا کنید برای فرج امام زمان.
یکی از وظایف عمدهی ما، پرسوجو کردن درباره امام زمان(عج) است
اشکمان که درآمد، باید گفتوگو از امام زمان باشد. یکی از وظایف عمدهی ما پرسوجو کردن درباره امام زمان(عج) است. فکر نمیکنم هیچ کدام از ما، سؤال نسبت به ایشان در ذهنمان نباشد. ما باید نسبت به وجود حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف سؤال داشته باشیم. جالب این است که از زمان آمدن بشر روی زمین و وعدهی خدا به آمدن آن منجی نهایی در دوران همهی انبیا، کسانی که به دنبال منجی بودند دربارهی ایشان سؤال کردند. در دوران پیامبر اسلام بیشتر از هر دورانی آمدند و سؤال کردند که کیست آن منجی؟ کی میآید؟ چطور میشود و… امامی از ائمه نداریم مگر اینکه مردم زمانش، دربارهی منجی از ایشان سؤال کردند؛ نه مردم جاهل، بلکه مردم آگاه و صحابه.
ابوحمزهی ثمالی میگوید رفتم خدمت امام محمد باقر علیهالسلام و پرسیدم: ای فرزند رسول خدا! آیا همهی شما قائم به حق نیستید و قیام به حق نمیکنید؟ فرمودند: بله هستیم. عرض کردم: چرا مهدی علیهالسلام را قائم نامیدند درحالیکه همهی امامان قیامکننده به حق هستند؟ حضرت فرمودند: هنگامی که جد من حضرت سیدالشهدا(ع) شهید شدند، ملائکه به درگاه خدا ضجه زدند و نزد خداوند شکایت کردند که خدایا داری میبینی که سر خلیفهی به حقت را اینگونه جدا میکنند. خداوند امامی از فرزندان امام حسین علیهالسلام را به ملائکه نشان داد. دیدند همه نشستهاند با اینکه قیامکننده هستند اما آن آخری ایستاده و در حال نماز است. خداوند فرمود به واسطهی این ایستاده و این قائم، من از آنها انتقام خواهم گرفت. درحالیکه همهی ما ائمه قیامکننده به حق هستیم به این دلیل لقب قائم را به حضرت مهدی دادهاند که قیام میکند برای احقاق حق امام حسین علیهالسلام و دیگر ائمه.
امام باقر علیهالسلام نشسته بودند که مردی پیر آمد که چشمانش ضعیف بود و شانههای امام را وجب میکرد و صورت امام را میگشت. امام فرمودند دنبال چه میگردی؟ او گفت دنبال مهدی، میخواهم ببینم تو مهدی هستی؟ صورتت را میگردم زیرا که او خال دارد و شانههایت را وجب میکنم که ببینم عرض شانههایت آنقدر هست؟ امام فرمودند من امام هستم اما آن امام نیستم و برای او توضیح دادند.
راوی نقل میکند خدمت امام جوادالائمه(ع) رسیدم و عرض کردم: یابنرسولالله! به چه دلیلی امام زمان را قائم نامیدند؟ (توجه کنید که به هرکسی متفاوت جواب دادند به فراخور عقلش) فرمودند: زیرا بعد از اینکه یادش از میان میرود و اکثر مردمی که قائل به امامتش هستند از او برمیگردند، در آن زمان قیام خواهد کرد. سپس سؤال کرد: به چه دلیلی او را منتظَر (ما منتظِر هستیم و او منتظَر است) مینامند؟ فرمودند: چون برای حضرت مهدی غیبتی است که روزهایش زیاد است و مدتش بسیار طولانی. پس مخلصان از شیعیان، انتظار ظهورش را میکشند و شکّاکان او را منکر خواهند شد. این روایت در کتاب کمالالدین مرحوم ابنبابویه است.
اگر انسان به اخلاص رسیده باشد، عقیدهاش نسبت به امام زمان عجلاللهفرجه تغییر نمیکند، هرچقدر هم که این غیبت ادامه پیدا کند؛ و اصلاً این غیبت باعث میشود به حضور امام راه پیدا کند.
یکی از این بزرگواران مرحوم شیخ مفید بود. امشب همه یک حدیث کسا بخوانیم و او را به آن انگشت امام زمان(عج) که برایش نامه نوشتهاند قسم بدهیم که برایمان دعا کند. معمولاً رسم است که بزرگان وقتی نامه میدهند، اول اسم نویسندهی نامه را مینویسند که نامه از طرف فلان شخص به فلان شخص است. اول نویسنده بعد گیرنده را مینویسند. اما اگر گیرنده خیلی محترم باشد، اول نام گیرنده را مینویسند بعد نام نویسنده را. عجیب است در این نامه که امام زمان(عج) برای شیخ مفید نوشتهاند، ایشان اول نام شیخ مفید را نوشتهاند بعد نام خودشان را. این جریان در زمان غیبت کبری است نه غیبت صغری. امام مینویسند این نامه را مینویسم برای اخ سدید (یعنی برادر درسترفتارم) و ولی رشید (یعنی یاریدهندهی کامل: کسی که همهی مسائل را با حکمت تدبیر میکند بدون اینکه مشاوری داشته باشد) شیخ مفید. امام زمان او را برادر درسترفتار و درستکار خطاب میکنند. امام برای نواب اربعه در زمان غیبت صغری هم اینجور نامه ندادهاند که برای شیخ مفید نوشتهاند. متن نامه خطاب به ماست. میفرمایند هریک از شما باید به آنچه وی را به محبت ما نزدیک میکند عمل کند و از آنچه وی را به کراهت و غضب ما نزدیک میکند دوری کند (همهی ما میدانیم که چه چیزی ائمه را عصبانی میکند و باید از آن دوری کنیم) زیرا امر ظهور ما ناگهان اتفاق میافتد. در آن هنگام توبه فایدهای نخواهد داشت و پشیمانی از گناه کسی را از کیفر ما رهایی نخواهد داد. خدا هدایت را به شما الهام نماید و به رحمت خود وسایل توفیق را به آسانی برای شما فراهم کند. این نوشتهی ما به تو است ای برادر و دوستدار ما! و ای مخلص در محبت و دوستی ما! و ای یاریکنندهی باوفای ما! خداوند تو را تحت عنایت خود حفظ کند. این نامه را حفظ کن. خط ما و محتوای نامه را به کسی جز به کسانی که به آنها اطمینان داری نشان نده و آنها را از آن آگاه نکن.
معرفت به اهلبیت(ع) از طریق قرآن؛ و شروط دستیابی به آن
این روزها دفاع از حضرت زهرا سلاماللهعلیها و همهی ائمه، دفاع از امام زمان است. من همیشه گفتهام که شیعه باید توانایی داشته باشد که شناخت اهلبیت را از قرآن استخراج کند. مخصوصاً امروز که وهابیت هجوم تهمتهایشان به سمت حضرت زهرا سلاماللهعلیها است. ابنتیمیه ملعون نمیتواند انکار کند که به خانهی حضرت زهرا سلاماللهعلیها هجوم بردند، او میگوید هجوم بردند اما میخواستند ببینند که اگر فاطمه و علی از اموال بیتالمال در خانهشان پنهان کردهاند، بیاوردند و به فقرا بدهند! یعنی رسماً انگ دزدی میزنند به حضرت زهرا سلاماللهعلیها. انگ نفاق میزند! آنجا که میگوید وقتی خلیفه صلاح دانست که مالی را از کسی بگیرد که نیاز ندارد و او را به فقرا بدهد، آن آدم بلند شود اعتراض کند، این، مصداق آیات نفاق قرآن است! وقتی ابابکر فدک را گرفت و خواست به فقرا تقسیم کند و فاطمه اعتراض کرد، این مصداق نفاق اوست! یا آن یکی وهابی مینویسد چون فاطمه عصبانی شده بود، به مسجد که آمد خطبه بخواند عصبانیتش عقلش را پوشانده بود و او سخنان پرتوپلا میگفت! این هم انگ بیعقلی به حضرت زهرا سلاماللهعلیها میزند! در مجالسشان وهابیت این روزها اینها را میگویند که ریختند و آمدند به خانهی فاطمهی زهرا زیرا دشمنان خلیفه آنجا جمع میشدند و نقشهی جنگ میکشیدند و میخواستند بین مسلمانان نفاق ایجاد کنند. خانهی او خانهی نفاق بوده است و به همین دلیل به آن خانه هجوم بردند!
این نمیشود که ما عمری به حضرت زهرا سلاماللهعلیها گریه کنیم و نتوانیم جواب این تهمتها را بدهیم. باید آنقدر به قرآن آگاهی داشته باشیم که از قرآن، آیه استخراج کنیم و حتی از تفاسیر خود اهل سنت استفاده کنیم و جواب اینها را بدهیم. عمر را بخواهم اهلبیت به من بدهند که خرج این کارها کنم.
مرحوم علامه طباطبایی سید مفسرین میفرماید علمای اهل سنت، بسیاری از آیات قرآن را از نظر تطبیق و مصداق مربوط به حضرت زهرا سلاماللهعلیها میدانند:
اول: آیهی آمن الرسول در سورهی بقره:
شبی که پیامبر را به معراج برده بودند، خدا فرمود: «آمن الرسول بما انزل من ربه و المومنون کل آمن بالله و الملائکته…»؛ یعنی رسول، ایمان آورده است به آنچه خدا نازل کرده و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتابهای گذشته و فرستندهی آنها ایمان آوردند و گفتند ما میان هیچکدام فرق نمیگذاریم. خدایا شنیدیم، گردن نهادیم و از تو آمرزش میخواهیم.
در تفسیر کوفی از قول حتی راویان عالم سنّی آمده که رسول اکرم(ص) فرمودند: شبی که به معراج رفتم خداوند به من این آیه را فرمود و از من پرسید: آیا رسول به آنچه خداوند نازل کرده ایمان آورده است؟ و من گفتم هم من ایمان آوردم و هم مؤمنان. آنگاه خداوند فرمود: آری چنین است ای محمد! بر تو از امتت سلام باد. خودت چه کسی را بعد از خودت جانشین گذاشتی؟ من گفتم بهترین امت را. خداوند سؤال کرد: علی بن ابیطالب را؟ عرض کردم: آری. خدا فرمود: ای محمد! به زمین نگاه کردم تو را انتخاب کردم، برایت نامی از نامهای خودم مشتق کردم. هر جا نام من را ببرند، نام تو هم برده میشود. من محمود هستم و تو محمد. دوباره نگاه کردم، علی را برگزیدم. نامی از نامهایم برای او مشتق کردم، من اعلی هستم و او علی. ای محمد! نور تو و نور علی و نور فاطمه و نور حسن و حسین و ائمه از اولاد حسین را از نور خودم آفریدم و ولایت و دوستی شما را بر آسمانها و زمین عرضه کردم، پس کسی که ولایت شما را بپذیرد نزد من از مقربان است، هرکسی ولایت شما را انکار کند نزد من از کافران است. این آیه را تطبیق میدهند به فاطمهی زهرا و فرزندان ایشان و پیامبر و حضرت علی علیهمالسلام.
دوم: آیات سیوهشت و سیونه سوره عبس: «وجوه یومئذ مسفرة ضاحکة مستبشره»؛ در آن روز (روز قیامت که همه عبوس و ناراحتاند) چهرههایی درخشان و خندان هستند:
گروهی از مفسرین اهل سنت، مصداق این آیه را چهرهی علی بن ابیطالب(ع) و فاطمهی زهرا(س) میدانند. روایت است از انس بن مالک که گفت از پیامبر(ص) دربارهی سخن خدا در این آیه پرسیدم که منظور چه کسانی هستند؟ پیامبر(ص) فرمودند: ای انس! آن چهرهها، من و علی و فاطمه و حسن و حسین و حمزه و جعفر طیار هستیم که از قبرهایمان بیرون میشویم درحالیکه نور چهرهی ما در روز قیامت مانند آفتاب نیمروز است و صحنهی قیامت را روشنی میدهد. خندان هستیم به سبب اینکه خدا از ما خشنود است و شادمانیم به سبب ثوابی که خدا به ما وعده داده است.
ما اگر اهلبیت را بشناسیم، معرفت به اهلبیت مثل آب حیات است و به ما زندگی و زندهدلی و حیات معنوی میدهد. اگر این معرفت را به کسانی که ذرهای فطرت سالم داشته باشند ارائه دهیم، همه سر تسلیم فرود میآوردند. از خودشان کمک بگیریم برای معرفت خودشان.
درجات بهشت متفاوت است و همهی کسانی که به بهشت میروند جایگاه متفاوت دارند. مثل شب هنگام که به ستارهها در آسمان نگاه میکنید، همه را به هم نزدیک میبینید و همه نور میدهند اما فاصلهی آنها با هم به میلیونها سال نوری هم میرسد. هر سال، دوازده ماه دارد، هر ماه سی روز و هر شبانهروز بیستوچهار ساعت و هر روز هزاران ثانیه. نور در هر ثانیه، سیصدهزار کیلومتر طی میکند. پس ببینید چندین سال نوری، چقدر فاصله مکانی زیادی است. همین فاصلهی زیاد بین درجات بهشت هست؛ و این درجات بر اساس اعمال انسانهاست. همهی ستارهها را نورانی و نزدیک میبینیم اما در حقیقت فاصلهشان بسیار زیاد است. اهل بهشت هم همه در بهشت هستند و همه نورانی هستند اما فاصلههایشان بسیار زیاد است. این فاصله بر اساس دو چیز یعنی علم و ایمان است.
ایمان چیست؟ اعتقاد به قلب و اقرار به زبان و عمل به دستورات دین.
علم چیست؟ آن آگاهی و بصیرتی که باعث استحکام عقیدهی من شود. علم چنان بصیرتی است که باعث شود اگر همه، دستورات دین را ترک کنند من به دلیل اعتقادم شکی در دلم ایجاد نشود.
حال با چنین درجاتی، یک وقت، تمامی اهل بهشت با تمامی این فواصل عجیب، میبینند برقی زد و همه جا روشن شد و سپس ناپدید شد. همه به سجده میافتند و میگویند پروردگارا تو فرمودی در بهشت آفتاب و سایه نیست، اما الآن گویی خورشید تابید. ندا میآید: فاطمه لبخندی زد، نور از سفیدی دندان فاطمه بود. آن وقت به این فاطمه، منافق میگویند آن وهابیها!
ما وقتی اهلبیت را اینجور در قرآن پیدا میکنیم این میشود حیات معنویمان. وقتی علممان بالا رفت، بیانمان رونق پیدا میکند و منطقمان و استدلالمان قوی میشود و کمک میکنیم به معرفی اهلبیت(ع). خودشان فرمودند هر کسی در راه ما کمکی به ما بکند، فردای قیامت با ما خواهد بود در درجهی اعلیعلیین که ما قدم میگذاریم و منزل میکنیم، او هم قدم میگذارد و منزل میکند.
هنر آن است که اهلبیت را از قرآن و تفسیر مفسرین استخراج کنیم؛ اما این شرط دارد:
سعی کنیم حداقل در این ایام گناه نکنیم و مراقبت کنیم حرامی نکنیم و باعث معصیت کسی نشویم. کسی را عصبانی نکنیم که او اهانتی بکند. همسایههای حضرت زهرا سلاماللهعلیها میگفتند علی نگذار فاطمه گریه کند ما ناراحتیم. بعد از آن، حضرت زهرا سلاماللهعلیها به بیتالاحزان میرفتند؛ اما سرپا با پاهای ورم کرده میایستادند و شب تا صبح برای همین همسایهها دعا میکردند.
اگر تقوا داشتی، خدا میشود معلم قرآنت و به تو یاد میدهد کدام آیه تطبیقش با کدام ائمه است.
بعضی به ما پیام میدهند که چه جوری جواب خدا را میدهی؟ تو فاطمه را پیغمبر معرفی میکنی و میگویی ملک بر او نازل شده است. نه، من ایشان را پیغمبر معرفی نمیکنم اما ملک به ایشان نازل میشده، ایشان محدثه است. سه تا زن در قرآن داریم که به آنها ملک نازل میشده: حضرت مریم، ساره و مادر موسی. کسی میگوید این خانمها پیغمبر هستند که ملک به آنها نازل میشده؟ خیر. پس چطور وقتی میگوییم ملَک به حضرت زهرا سلاماللهعلیها نازل میشد، میگویند پیغمبرش کردی؟! اسم مریم سیوسه مرتبه در قرآن آمده درحالیکه اسم هیچ پیامبری اینقدر نیامده، که این هم دلیل دارد. اما کسی نمیگوید مریم پیغمبر است. یا راجع به مادر موسی خدا میفرماید به مادر موسی ما وحی کردیم. در جای دیگر میفرماید به همسر ابراهیم ملک فرستادیم.
نماز اول وقت، کلید رضای خداست. وقتی خدا راضی شد، کار تمام است و عقل کامل میشود و معرفت کامل میشود و راه شناخت به قرآن باز میشود.
این رابطه را باید محکم کنیم. ما هرچه داریم از خداست و آنچه داریم، خداوند به دست با کفایت امام زمان قرار داده است. نزول فیض ربانی به خانهی امام زمان علیهالسلام و به دست ایشان است.
یکی از راههای دعا برای امام زمان علیهالسلام بعد از تسبیحات حضرت زهرا سلاماللهعلیها است. امام باقر علیهالسلام فرمودند هرکسی تسبیح فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها را به جا بیاورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار میگیرد. آن تسبیح به زبان صدا است اما در میزان اعمال، هزار ثواب دارد و شیطان را دور میکند و خدای رحمان را راضی و خشنود میکند. خب ما هم میدانیم که بعد از رضایت خداوند، دعا مستجاب است. مخصوصاً آخر شب، تسبیحات حضرت زهرا سلاماللهعلیها را گفتن و دعا کردن و خوابیدن. به هر امامی که شما هر شب متوسل میشوید، آخر کارتان یک دور تسبیحات حضرت زهرا سلاماللهعلیها را بخوانید و برای امام زمان علیهالسلام دعا کنید و بخوابید.
ذکر مصیبت
اما روضهی آخر که خطابم به امام رضا علیهالسلام است که امام رئوف هستند و مطمئن باشید به خانههایمان سر میزنند.
یا علیبنموسیالرضا! اگر خواهران شما حضرت معصومه، حضرت امحبیبه و مابقی خواهران روی پل بغداد میآمدند به آن تختهای که موسیبنجعفر را رویش گذاشته بودند نگاه میکردند، صورت پدرشان را میشناختند و میفهمیدند که ایشان، پدرشان است. اما من بمیرم برای آن دختر سیزده سالهای که آمد دید عمهاش در گودال قتلگاه یک بدن پارهپاره را بغل گرفته که رگهای گردنش آویزان است. گفت: عمهجان! این بدن چه کسی است؟ عمه گفت: این بدن پدرت حسین است، این بدن عزیز مادرم فاطمهی زهرا است. حمیدبنمسلم میگوید دختر خودش را انداخت روی جنازهی پدر. پدر را بغل کرد و شروع کرد به نوازش کردن.
حال بگویید برای جدا کردن یک دختر سیزده ساله از بدن پدر، چند نفر لازم است؟ حمیدبنمسلم میگوید عدهای با تازیانه داخل گودال شدند تا این دختر را از پدر جدا کنند و من دیدم که عمهاش خودش را سپر بلای این دختر کرده بود و تازیانهها به حضرت زینب(س) میخورد.