عظمت شب نیمهی شعبان
شب نیمهی شعبان، شب محاسبه
حسابرسی دربارهی سه چیز
فضایل شب نیمهی شعبان
دین جز محبت و حب چیز دیگری نیست
الحمدلله ربالعالمین الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه میداریم که زنده هستیم و یک بار دیگر لنگانلنگان با ماه شعبان معاشرت کردیم و به شب نیمهی شعبان رسیدیم. شبی که اختصاص به امت پیامبر اکرم(ص) دارد. امشب، شب ماست؛ حتی شب پیامبر(ص) و ائمهی اطهار(ع) هم نیست. با اینکه شب تولد امام زمان(عج) است اما شب امت پیامبر اکرم(ص) و شب شیعیان مولیالموحدین علی(ع) است. به قول ما این گوی و این میدان، این شما و این شب برات و شب برآمدن حوائج، این شما و شب دعا و ذکر، این شما و شب مناجات و توبه. خدا امشب همهی خدایی خودش را خرج بندگانش میکند تا ببینید آیا بندگانش عُرضه دارند همهی بندگیشان را امشب خرج خداوند تبارکوتعالی بکنند یا نکنند؟
امروز سخنرانی غریبانه برای من خیلی سخت است. من سالهای سال به سخنرانیهای پُر جمعیت مهدیه عادت داشتم؛ حالا جلسات یکیدوسال است که به خاطر این بیماری، ورشکسته برگزار میشود. دیشب من هم مثل شما، توسل آخر شب داشتم و در توسل چهارده معصوم آخر شبم با خودم کلنجار رفتم که آیا امروز توسل و اشکی بگیرم یا نگیرم؟ اما وجداناً دیدم دلم نمیآید؛ چون مجلس متعلق به امام زمان(عج) است. ما باید امام زمان(عج) را به حضور در مجلسمان دعوت کنیم. بدون این دعوت، ممکن نیست جلسه رونق بگیرد. مجلس برای امام حسین(ع) است باید امام حسین(ع) را دعوت کنیم، مجلس برای حضرت زهرای مرضیه(س) است باید ایشان را دعوت کنیم. امروز مجلس متعلق به صاحبالزمان(عج) است باید از ایشان وعده بگیریم و ایشان قدم در مجلس بگذارند، مجلس را متبرک کنند و اجازه بفرمایند ما در شأن و شوکت ایشان روایت و حدیث بگوییم؛ و تا این اجازه را نگیریم، هر چه بگوییم فضول کلام است و آن تأثیر را نمیگذارد. با خودم گفتم این دعوت را چگونه بکنم؟ آیا متوسل به حضرت صدیقهی طاهره(س) بشوم و یا متوسل به امیرالمؤمنین علی(ع)؟
خدا رحمت کند خانم مالک(ره) را. در این شبهای خاص مانند شبهای قدر قَسمشان یک چیز بود و روضهشان هم، همان بود. این شبها میگفتند: «کَم گوی و گزیده گوی چون دُر» آن دلی که بخواهد میشکند. همیشه روضه و توسلشان در این شبها که هرگز نگفتم این بود که «خدایا تو را به عمامهی غرق به خون امیرالمؤمنین علی(ع) قسم میدهم». من بچه بودم و نمیفهمیدم. سؤال کردم عمامهی غرق به خون امیرالمؤمنین(ع) یعنی چه؟ خانم نگاهم کرد و گفت چه جوری بگویم شمشیری که پوست و گوشت و استخوانِ جمجمه را بشکند و مغز پیدا شود، عمامهای که سر حضرت بوده به چه روزی درآمده و چگونه غرق به خون شده است؟
با خودم گفتم به امام حسین(ع) متوسل بشوم؛ چون شب زیارتی امام حسین(ع) است. مردم خودشان را پیاده و سواره به کربلا میرسانند. با خودم گفتم متوسل به کسی بشوم که امیرالمؤمنین علی(ع) با عمامهی غرق به خونشان عاشق روضهاش هستند، فاطمه الزهرا(س) با دست متورمشان عاشق روضهاش هستند، امام حسن مجتبی(س) با جگر پارهپارهشان عاشق روضهاش هستند، امام حسین(ع) با آن رگهای آویزان دور گردنشان عاشق روضهاش هستند، زینب کبرا(س) با دستهای بستهشان عاشق روضهاش هستند و خود امام زمان(عج) هم عاشق روضهاش هستند و میفرمایند: اسم او را بیاورید تا من به مجالستان قدم بگذارم. او کسی نیست جز قمر بنیهاشم ابوالفضل عباس(ع). یک جمله هم بیشتر نمیخواهم روضه بخوانم؛ اگر دلتان شکست سرمایه را برای امشب حاصل کردید و مطمئنم که امشبتان دارای رونق خواهد شد.
یک چیزهایی را آدم میتواند بفهمد. وقتی میگویند دشمن، تیر سه شعبه به قلب نازنین امام حسین(ع) زد، آدم این را میتواند در ذهنش بفهمد، وقتی میگویند لگد به پهلو زدند، آدم این را میتواند بفهمد و در ذهنش میتواند شبیهسازی کند؛ اما وقتی میگویند تیر سه شعبه و گلوی نازک بچهی ششماهه، انگشت به دهان و متحیر میمانی و هر جوری بخواهی برای خودت حلاجی کنی حل نمیشود. چطور میشود شیطان تصمیم بگیرد که با یک بچه ششماهه چنین کاری بکند؟ از این لطیفتر: هیچ کس میتواند تصور کند تیر سه شعبه و چشم؟!
چشم، ظریفترین عضو بدن است. مژه داخل چشم میرود آدم دیوانه میشود تا آن را دربیاورد، گردوغبار میآید دستت را حائل بر چشم میکنی تا داخل چشمت نشود چون نمیتوانی تحمل کنی. تیر سه شعبه و چشم؟! وقتی آقا رسید بالای سر برادر و برادر را غرق در خون دید که بالا و پایین میرود، آنهم نه از درد چون هیچ وقت ابوالفضل(ع) پیش امام حسین(ع) درازکش نبود، میخواست بلند شود در مقابل امام حسین(ع) اما نمیتوانست. دست و پا نداشت که بر زمین حائل کند و بلند شود. امام حسین(ع) سر برادر را بغل گرفت و تیر سه شعبه را در چشم برادر دید.
روایت داریم که امام حسین(ع) تیر را بیرون کشید. درد کدام برادر بیشتر بود آن کس که تیر خورده بود و یا آن کس که تیر را بیرون میکشید؟ امام تیر را بیرون کشید مسلم بدانید امام حسین(ع) تیر را از پشت، بیرون کشید چون از جلو ممکن نبود چون تیر جمجمه را هم شکافته بود؛ همان کاری که ساعتی بعد با قلب و سینهی خود کرد و تیر را از پشت کشید بیرون چون از جلو ممکن نبود.
به فدای سر مبارکت یااباالفضل(ع)، به فدای صورتت، به فدای جمال دل آرایت ماه بنیهاشم، میوهی دل حیدر. مهدی فاطمه(س) عاشق توست. ایشان را قسم میدهیم به شما و شما را قسم میدهیم به امام زمان(عج) که با آن بیدستی دست ما را بگیرید و امشب پیش خداوند تبارکوتعالی شفاعتمان بکنید که بدون اذن و شفاعت شما هیچ کاری ممکن نخواهد بود. هیچ نفسی از نفسهای ما ثمر نخواهد داشت اگر عنایت و مرحمت شما نباشد.
عظمت شب نیمهی شعبان
امشب، کارمان خیلی زیاد است. شب نیمهی شعبان، قبل از آن که تولد امام زمان(عج) باشد، ماه و شب عظیمی بوده است. آداب امشب و ماه شعبان مخصوص به تولد امام زمان(عج) نیست مربوط به خود ماه شعبان و شرافت و عظمت این ماه است. امشب شب ترسناکی است چون به قول روایات، تمام عمرها امشب دفترش بسته میشود و دوباره گشوده میشود و خدا عمر انسانها را شب نیمهی شعبان مینویسد. شاید برای بعضیها 5 ساعت بنویسند و فردا رفته باشند، یا یک ماه بنویسند. سال به سال در شب نیمهی شعبان خداوند تبارکوتعالی عمرها را مینویسد.
علاوه بر دستوراتی که علمای ما، بزرگان ما و ائمهی ما فرمودند که امشب باید انجام بدهیم من مقدمهای را میخواهم عرض کنم که بعد از آن مقدمه وارد مباحث امشب میشویم.
شب نیمهی شعبان، شب محاسبه
امشب هر مؤمن و مؤمنهای و هر کسی که بخواهد رابطهای با ملکوت پیدا کند، ساعتی از شب را باید ساعت محاسبه برای خودش قرار بدهد و حسابرسی سرانگشتی از خودش کند. شما این را میدانید که مقربان درگاه خدای تبارکوتعالی کسانی هستند که روز قیامت نامهی عملشان دست راستشان است. روز قیامت به فرمایش قرآن «یوم الفرار» است و همه در حال فرار از یکدیگر هستند؛ معلم از شاگرد، پدر و مادر از فرزندان و همسایه از همسایه، زن و شوهر از یکدیگر؛ ولی این گروه وسط صحرای محشر در آن وانفسای قیامت فریاد میزنند «آی مردم جمع شوید و کتاب من را بخوانید» و رو سفید هستند.
چگونه چنین چیزی ممکن است؟ چگونه میتوانند نامهی عملشان را نشان بدهند؟ آنها میگویند من کسی هستم که در دنیا به حساب خودم رسیدم قبل از اینکه اینجا به حسابم رسیدگی شود. ناپاکیها را از نامهی عملم پاک کردم و جای آنها سفیدی گذاشتم به همین خاطر الآن خوشبخت هستم.
حسابرسی دربارهی سه چیز
ما نسبت به سه چیز امشب باید رو سفید شویم وگرنه کلاهمان پسِ معرکه است. باید حسابرسی کنیم اگر کم کاری کردیم توبه و استغفار کنیم.
امام صادق(ع) فرمودند: همانا خداوند سه چیز را محترم شمرده و هیچ چیزی به احترام و حرمت این سه چیز نمیرسد.
اول؛ کتاب خدا که نور و حکمت خداوند تبارکوتعالی است. (خداوند قرآن را جوری محترم شمرده که هیچ کتابی را مانند قرآن محترم نشمرده است. حرمت قرآن به تلاوت قرآن؛ و حرمت تلاوت قرآن به فهمیدن قرآن است؛ و حرمت فهمیدن مطلب، به عمل کردن است. به اینکه من دربارهی جهاد فی سبیل الله به اموال و انفس بخوانم و رد شوم و نه با مالم و جانم وارد مجاهده نشوم، اینکه من آیات نماز و حجاب و خمس و … را بخوانم و از کنارش رد شوم و عمل نکنم این حرمت شکنی است.)
دوم؛ کعبه. خداوند تبارکوتعالی کعبه را برای تمام مردم مؤمنین و مؤمنات، مسلمین و مسلمات قبله قرار داده است. (تمامی مردم در ظهور امام زمان(عج) مسلم هستند و همه به سمت قبله هستند؛ و خداوند از هیچ بندهای بیتوجهی به کعبه را نمیپذیرد. آن آدمی که واجب الحج است و پشت گوش میاندازد خدا از او نمیپذیرد. آن آدمی که حرمت کعبه را حفظ نمیکند چه آن کسی که راهش را میبندد و مردم را از عمل واجبشان منع میکند و کعبه را ملک شخصی خودش میداند و چه آن کسی که زباناً بیحرمتی میکند و چه آن کسی که عملاً بیحرمتی میکند، خداوند از هیچ کسی بیتوجهی به کعبه را نمیپذیرد.)
سوم؛ عترت پیامبر(ص) که رسول اکرم(ص) فرمودند: دوست داشتن من و اهلبیت من در هفت موردِ سخت، که همراه با ترس و بیم عجیب است به شما سود میدهد: 1. هنگام مرگ 2. در گور 3. هنگام زنده شدن 4. هنگام دریافت نامهی عمل 5. هنگام حساب 6. هنگام صراط 7. کنار میزان
امشب سرمایهی من و شما در راه خداوند تبارکوتعالی چیست؟ چه سرمایهای را من و شما امشب به درگاه خداوند تبارکوتعالی آوردیم؟ آیا سرمایهای جز محبت نسبت به اهلبیت پیامبر(ص) داریم؟
سخن برای رسول اکرم(ص) است و عیدی خدمتتان عرض میکنم که حضرت فرمودند: کسی که خداوند عشق اهلبیت(ع) را روزی او کند، بیتردید به خیر دنیا و آخرت دست یافته است. نباید شک کند او یقیناً اهل بهشت است؛ این محبت نهایت کار او را به رستگاری میرساند. محبت اهلبیت(ع) بیست نتیجه دارد، ده تا در دنیا و ده تا در آخرت.
«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[1] «الا» یکجور فریاد و توجه دادن است؛ آی مردم! توجه کنید که در ذکر و یاد خدا، اطمینان قلبها نهفته است. میخواهی دلت آرام بگیرد و از نگرانی و دلشوره رهایی یابی باید ذکر خدا داشته باشی. جالب اینجاست در تفسیر این آیه پیامبر اکرم(ص) فرمودند: این آیه در رابطه با کسی است که خدا و رسولش را دوست بدارد و اهلبیتم را صادقانه، نه به دروغ دوست داشته باشد و نیز مؤمنان را پیش رو و پشت سرشان دوست داشته باشد. این آدمهایی که به ذکر خدا قلبشان آرام میشود، دوستان خدا و رسول، دوستان صادق اهلبیت(ع)، دوستان مؤمنین و مؤمنات چه در حضورشان و چه پشت سرشان همانا با یاد خدا یکدیگر را دوست میدارند.
اصلاً این دوست داشتنِ یاد خداست که قلب آدم را آرام میکند. تا به حال 60 و اندی هزار نفر در اثر بیماری کرونا در کشور داغ دیدهاند. فردا روزی که این بیماری تمام شد پای درد و دلشان مینشینیم ببینید که این داغها برای آنهایی که اعتقاد به اهلبیت(ع) و خدا و پیامبر(ص) داشتند راحتتر بود یا آنهایی که اعتقاد نداشتند؟ بعدها ببینید که افسردگی برای کدام دسته است؟ مشکلات روحی و روانی برای کدام دسته است؟ برای آنهایی که بریده از خدا و اهلبیت(ع) بودند یا برای آنهایی که وصل به اینها هستند؟
با هیچ چیز نمیشود این محبت را مقایسه کرد.
صحابهی امام جعفر صادق(ع) که از محبان بود خدمت امام آمد و گفت: محبت و دوستی من به شما و شناختی که خداوند دربارهی شما و حق شما به من داده برایم از همهی دنیا و هر چه که در دنیاست محبوبتر است.
امام صادق(ع) ناراحت شدند و خشم در صورت امام هویدا شد و با حالت خشمگینی فرمودند: عجب مقایسهی نادرستی کردی. دنیا چیست؟ اصلاً همهی آنچه در دنیا وجود دارد چیست؟ آیا دنیا چیزی جز سیر کردن شکم است؟ یا پوشاندن عورت و لباسی که بپوشیم؟ در حالی که تو به سبب محبت ما به زندگی جاوید بهشت خواهی رسید. آیا این محبت را با دنیا مقایسه میکنی؟
اینکه شما در تلویزیون میبینید که طرف آنقدر اختلاس کرده و بُرده؛ اینها آدم نیستند؛ اینها چاه «ویل» جهنم هستند. در جهنم یک چاه «ویل» است که هر چه خداوند جهنمی در آن میریزد میگوید: «هَل مِن مَزید؟» اضافه کن. آدمهایی که در دنیا سیر نمیشوند، از آدمیت خارج هستند و تبدیل به چاه «ویل» جهنم شدهاند که سیر نمیشوند، با یک خانه و مغازه سیر نمیشوند، با یک حساب بانکی سیر نمیشود.
خداوند قرآن را محترم شمرده است. امشب حساب کنم که آیا من حرمت کتاب خدا را نگه داشتم یا نداشتم؟ در طول سال گذشته، من حرمت کتاب خدا را نگه داشتم یا نگه نداشتم؟
خداوند در قرآن فرموده خردمندان کسانی هستند که سخن ما را میشنوند و قرآن را میخوانند و احسنش را انتخاب میکنند و از احسنش تبعیت میکنند. کجای قرآن، احسن نیست؟ کتابهای گوناگون را میخوانند و به قرآن که میرسند مقایسه میکنند و بهترینش را انتخاب میکنند و به آن بهترین، جامعهی عمل میپوشانند. من امشب مقایسه کنم در طول سال چند بار قرآن ختم کردم رعایت حق قرآن را چقدر کردم و حرمتش را چقدر نگه داشتم؟
حرمت قرآن را حفظ کردن از حقوق واجب خداوند تبارکوتعالی است. من امشب حساب کنم که آیا حقوق خداوند تبارکوتعالی را دادم؟ آیا حقوق واجب خداوند تبارکوتعالی را ادا کردم یا نکردم؟ آنهایی که ادا کردند در مقابل کسانی که ادا نکردند چقدر هستند؟ آنهایی که خداوند در قرآن کریم بهشت را به آنها وعده کرده است من نسبت به آن آدمها چقدر نزدیک هستم.
اینها چه کسانی هستند؟ آیا دستههای مختلف هستند؟ نه؛ همهی اینها را خداوند تبارکوتعالی به یک دسته وعده کرده است و آن را به اهل تقوا و متقین وعده کرده است. متقین به کسانی میگویند که گناه و معصیت نمیکنند و ترس از خداوند تبارکوتعالی دارند. تمام وعدههای قشنگ و معنوی زیبای قرآن برای این دسته است.
امشب حساب کنم این عمری که خداوند به من داد و در این یک سال اخیر و در این مرضی که مانند برگ خزان مردم را به خاک بُرد، خدا به من فرصت داد، کرونا گرفتم سالم شدم یعنی خداوند به «رب ارجعونیِ» من جواب داد و یکبار دیگر من را به دنیا برگرداند، ببینم که من چند تا گناه کردم. آنهایی که یادم میآید امشب، شب حسابرسی است این حساب را برسم بعد وارد آداب و فضایل شب نیمهی شعبان شویم.
فضایل شب نیمهی شعبان
عرض کردم که شعبان و شب نیمهی شعبان خود به خود، دارای فضیلت است. نیمهی شعبان دارای فضیلت است که در ظرف وجودش خداوند، مهدی موعود(عج) را متولد کرده است.
در اقبال سید بن طاووس روایت داریم که رسول اکرم(ص) فرمودند: در شب نیمهی شعبان خوابیده بودم که جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد! خوابیدی؟ در این شب میخوابی؟! گفتم: ای جبرئیل امشب چه شبی است؟ گفت: شب نیمهی شعبان، برخیز.
من بلند شدم و سپس من را به سمت قبرستان بقیع بُرد. سپس گفت: سرت را بلند کن، زیرا این شبی است که درهای آسمان در آن باز میشود: درهای «رحمت»، درِ «رضوان»، در «مغفرت» در «فضل» در «توبه» در «نعمت» در «جود» و در «احسان» امشب در آسمان گشوده میگردد؛ و خداوند به عدد موها و پشمهای چهارپایان مردم را از آتش جهنم آزاد میکند، زمان مرگ را در آن ثبت کرده و به مدت یک سال روزیها را تقسیم میکند. (روزیهای معنوی هم روزی هستند، زیارت عتبات روزی است، خواندن عاشورا روزی است، نماز شب روزی است، انجام واجبات روزی است و…) و هر چه را که در تمام سال اتفاق میافتد فرو میفرستد. (اگر سیل و طوفان بخواهد بیاید، اگر رفع بلا و گرفتاری بخواهد شود، اگر تنگنا بخواهد شود و… همه را برای سال آینده، امشب نازل میکند.) ای محمد! کسی که این شب را با گفتن «اللهاکبر»، «سبحانالله» و «لا اله الا الله» و «الحمدلله» و دعا و نماز و قرآن خواندن و انجام اعمال مستحب و استغفار کردن به درگاه خداوند زنده نگه دارد، بهشت منزل و استراحتگاه او خواهد بود و گناهان گذشته و آیندهاش بخشیده میشود.
پس این شب را زنده بدار به شب زنده داری و نزدیکی به خدا، با عمل در این شب به امتت دستور بده؛ زیرا شب شریفی است. ای محمد! من در حالی نزدت آمدم که تمام فرشتهها در آسمان در پیشگاه خداوند صف کشیده بودند عدهای در حال قیام بودند، عدهای تسبیح میکنند، عدهای در رکوع، عدهای در سجود و گروهی ذکر میگویند. ای محمد خدای متعال در این شب بر بندگانش اشراف و توجه خاص دارد و مؤمنین و مؤمناتی که در این شب، به شبخیزی بپردازند یا نشستهاند و به تسبیح مشغول هستند یا در حال رکوع و سجود هستند یا به گونهی دیگر با خداوند مشغول راز و نیاز هستند خداوند آنها را میآمرزد و قلم عفو بر گناهانشان میکشد امشب شبی است که کسی دعا نمیکند مگر اینکه مستجاب میشود، کسی چیزی نمیخواهد مگر اینکه به او داده میشود، کسی درخواست مغفرت و بخشش نمیکند، مگر اینکه بخشیده میشود، کسی توبه نمیکند مگر اینکه توبهاش پذیرفته میشود. پس ای محمد! هر کس از خیر این شب محروم شود، از خیر بزرگی محروم شده است.
عبادات امشب حول نماز است. نمازهای امشب حول سورهی «قل هو الله احد» است. گمان نکنم هیچ ماهی مانند امشب نمازهای سنگین داشته باشد. صد رکعت نماز ،50 نماز دو رکعتی در هر رکعت حمد یکبار و سورهی «قل هو الله احد» 10 مرتبه که میشود 1000 مرتبه سورهی «قل هو الله احد». فضیلت این نماز فوقالعاده است اما اگر این نماز را بخوانیم دیگر توان انجام اعمال دیگر را نداریم. تخفیف دادند و چهار رکعت نماز کردند که در هر رکعت 250 مرتبه سورهی «قل هو الله احد» دارد. باز هم این نماز را تقلیل دادند برای کسانی که توان ندارند نماز سبکتر گفتند با 400 مرتبه سورهی «قل هو الله احد».
من این مطلب را که میگویم از استادم دیدم و در هیچ کتابی نخواندم ایشان مثل امروزی که چهاردهم ماه شعبان بود تسبیح دست میگرفت و وضو میگرفت و 1000 مرتبه سورهی «قل هو الله احد» را میخواند چون نمیتوانست آن نماز را بخواند. میفرمود: همانطور که شب قدر ماه رمضان محور، خواندن 1000 مرتبه سورهی «قدر» است در شب قدر نیمهی شعبان محور بر 1000 مرتبه سورهی «قل هو الله احد» است. حالا کسانی که میتوانند آن نماز را بخوانند و بقیهی اعمال را انجام بدهند که خوش به حالشان اگر بخوانند و دیگر اعمال را انجام بدهند نماز سبکتری بخوانند و 1000 مرتبه سورهی «قل هو الله احد» را بخوانند و ثواب 1000 مرتبه سورهی «قل هو الله احد» را ببرند.
در برخی روایات آمده است که شب قدر ماه مبارک رمضان اختصاص به رسول اکرم(ص) دارد و شب نیمهی شعبان که به قولی شب قدر است مخصوص امت پیامبر اکرم(ص) است. آنچه پیامبر(ص) تلاش میکنند که در شب قدر ماه رمضان حاصل کنند من و شما امشب باید تلاش کنیم و آن را حاصل کنیم.
همه این را میدانیم که دیر یا زود زندگیمان تمام میشود و دفتر اعمال ما بسته میشود. نفس وقتی قطع شد ما دیگر توان اقبال و توجه و عبادت خدا را نداریم. رابطهی عبادی ما با خداوند قطع میشود. همهی ما این را به خوبی میدانیم. حالا میخواهم حرفی بزنم. اگر یک پادشاهی و یا یک بزرگی ما را به حضور خودش بطلبد و خلعتها و اموال فراوان به ما بدهد بعد به ما وعده کند که سند خانه و اموال و باغها و فرمانداری ولایتهای کوچک را به ما بدهد، من و شما برای گرفتن چنین پاداشی چه کوششی میکنیم؟ پادشاه جایی تو را دعوت کرده و چنین وعدههایی به تو داده است چطوری تا آنجا میروی؟ چقدر کوشش و تلاش میکنی تا خودت را برسانی؟ همهی اینهایی که این پادشاه میخواهد به تو بدهد مال دنیای فانی است. قرار است بگذاریم و برویم. امشب پادشاهی به نام خدای تبارکوتعالی من و تو را به بیداری و احیا دعوت کرده است. خلعتهای پاینده و زندگی جاودانه، اندوختههای پاینده در جوار انسانهایی مانند پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین علی (ع) در جوار مقام قرب خودش وعده داده است، چگونه من و شما امشب با جسممان و جانمان به درگاه خدا رو کنیم؟ آن پادشاه وعدههایش فانی است اما خداوند وعدههایش حقیقی است.
اگر من و شما باور کنیم به واسطهی گناهانی که کردیم قلبمان بیمار شده و سختدل شدیم و بر اثر گناهان در زندانی انفرادی به نام زندان نفس زندانی شدیم، امشب شب دوا و درمان است، خدا قلبهای بیمار را درمان میکند. امشب، شب آزادی از سلول انفرادی نفس است، چقدر باید برایش کوشش کنیم؟ آیا جا دارد که یکنفس را بخواهیم هدر بدهیم؟ امشب شب گرفتن فرصتهای دوباره است. مگر ماه مبارک رمضان خداوند مقدرات عالم را تقدیر نمیکند؟ پس امشب چه خبر است؟ امشب مینویسد و تا ماه مبارک رمضان فرصت تجدیدنظر است و در شبهای قدر ماه مبارک رمضان که مقدر شد، دیگر تجدیدنظر نمیشود. شاید امشب وعدهها را میدهد و شب قدر ماه مبارک رمضان حتمی میکند. شاید امشب خداوند در لوح محفوظ مشخص میکند و در شب ماه مبارک رمضان مهر اصلی را میزند. محور امشب نماز است و سورهی «قل هو الله احد» و سورهی «یس».
امشب سورهی «یس» را سه مرتبه به نیت سلامتی امام زمان(عج) و سلامتی خانواده و برای رزق و روزی بخوانید.
آسانترین نماز امشب چهار رکعت است دو رکعت نماز دو رکعتی در هر رکعت یک بار حمد و 100 مرتبه «قل هو الله احد».
آسانترین عمل امشب سجده است که آخر اعمال است. آسانترین عمل امشب 100 مرتبه «سبحانالله» 100 «لا اله الا الله» و 100 مرتبه «اللهاکبر» و 100 مرتبه «الحمدلله» است. در تمام طول شب توسل به صاحبالزمان(عج) داشته باشید که امشب متعلق به ایشان است.
دین جز محبت و حب چیز دیگری نیست
من بحث امام زمان(عج) را با این مطلب باز میکنم که فرمودند: دین جز محبت و حب چیزی هست؟
این گفتهی امام معصوم است و بسیار ارزشمند و وزین است اگر به کُنه و حقیقتش پی ببریم. فلسفهی ارسال 124 هزار پیامبر(ص) معرفی دین و استحکام و اجرای دین است و دین جز محبت چیزی نیست.
محبت به چه کسی؟ محبت به خدا و به هر کسی که خداوند تبارکوتعالی دوستش دارد. به هر کسی که خداوند به او کرامتها کرده است.
معصومین این را بست دادند که دین چیزی نیست جز محبت به دوستان خداوند و بغض و دشمنی با دشمنان خداوند تبارکوتعالی. چقدر؟ آنقدر که محبت به خدا و رسول خدا(ص) و اهلبیت(ع) و اوصیا و اولیا و خوبان دل ما را پُر کند و جایی برای محبت غیر نباشد. این بغض و کینهی دشمنان خدا آنقدر دل من و شما را پُر کند که جایی برای بغض و کینهی دشمنان غیر خدا نباشد.
الآن در زمان ما محبوبترین و عزیزترین مخلوق و بندهی خدا کیست؟ وقتی او را پیدا کردی یکسره باید به او دل بسپاری و تمام وجودت را باید تسلیم او بکنی و تمام قلبت را باید پُر از محبت او بکنی. این محبوب و عزیز خدا جز حضرت صاحبالزمان (عج) مسلماً هیچ کس دیگر نیست. آن کسی که محبتش باید قلب ما را پر کند، مهدی(عج) است. آن کسی که وجود ما باید تسلیم او بشود مهدی(عج) است. آن کسی که جهان به وجود و هستی او ادامه پیدا میکند، آن بزرگواری که خداوند تبارکوتعالی او را بزرگ شمارد و به او عنایتها کرده و همگان را به خاطر او خلق کرده است مهدی(عج) است. به خاطر وجود ایشان، خداوند زمین و آسمان را آفرید و به خاطر او خداوند همهی نعمتها را به بشریت بلکه به کائنات مرحمت فرمودند.
سؤال: چگونه من میتوانم از هزاران محبت امام زمان(عج) یکی را جبران کنم؟ و چگونه جبران کنم؟
عالیترین راه جبران، محبت کردن و شناساندن و از ایشان گفتن است و جوانها و مردم را به سمتشان دعوت کردن است. از هزاران محبتی که به ما دارند اگر یکی را بخواهیم جبران کنیم چهکار باید بکنیم؟
دعایی که برای ما میکنند یک ذره از آن دعا را بخواهیم جبران بکنیم چگونه باید جبران کنیم که اگر دعای ایشان نباشد و اگر نگاه و توجه ایشان نباشد ما نمیتوانیم در این روزگار به سلامت گذر کنیم.
امام رضا(ع) فرمودند: حضرت مهدی(عج) برای اهل تقوا، آن کسانی که از حقوق مالی مانند خمس و زکات و حق امام که بر ذمه دارند به مستحقان میپردازند ضمانت فرمودند که از فتنهی باطل کنندهی دین، از فتنههای آمیخته با دروغ که سبب گمراهی میشوند در امان بمانند و آنها را از محنتهای تاریک روزگار که در آن محنتها راهها گم میشود و راه خروج از تاریکیها را پیدا نخواهند کرد کمک و یاری میکند.
سپس میفرمایند: خداوند این دنیا را به صورت عاریه به شما داده است. (عاریه چیزی است که نزد هم میگذاریم به شرط آنکه برگردانیم) به هر حال از دستت میگیرد و چون حقوق مالیات را پرداخت نکردی در قیامت هم موجب عذابت میشوند.
امیرالمؤمنین علی(ع) وقتی آمدند به مدائن و ایوان مدائن را دیدند شعری گفتند به این مضمون:
چه بسیار واگذار کنندهای از باغها و چشمهزارها و مقامهای ارجمند و کرامتها که در نعمتها خوش بودند و گذاشتند و رفتند. حضرت سرشان را تکان دادند و ادامه دادند: آنها را ارث دادند به گروه دیگر در حالی که دیروز خودشان ارث برنده بودند و امروز ارث گذارنده شدهاند. بعد میفرمایند: مبادا با کفران نعمت، دنیا را به خودتان تنگ و تاریک کنید (کفران نعمت این است که من دنیا را عاریه نبینم و حقوق امام زمانم را پرداخت نکنم.) حقوق امام زمان(عج) را پرداخت نکردن یعنی وفای به عهد امام زمان(عج) نکردن، وفای به عهد امام زمان(عج) نکردن موجب دل سختی میشود. اگر وفای به عهد میکردیم او را میدیدیم و میشناختیم و آنقدر از دیدن او محروم نمیشدیم. این وفای به عهد التزام عملی به دستورات قرآن و استقامت در مسیر حرکت اسلام و همدلی و اتحاد و همبستگی و دلسوزی و ثبات قدم نسبت به هم و احساس مسئولیت کردن و حقوق واجب را ادا کردن است.
عالم به وجود امام زمان(عج) میگردد. از هزاران حق صاحبالزمان(عج) امشب حساب کنیم و یک دانه از هزارش را عمل کنیم. احترام به نامشان، احترام به اولادشان از این حقوق است.
آن زن کشاورز شیرازی که همهی دکترها از درمانش عاجز شدند، غدهای در سرش داشت که باعث سردرد شدیدی میشد که بیهوشش میکرد. در روستا در حیاط نشسته بود که یک سید نورانی وارد حیاط شد. زن روستایی تا سید را دید گفت آقا من سرم درد میکند دکترها از خوب شدن من مأیوس شدند شما از جدتان بخواهید خدا من را شفا بدهد هر چقدر هم پول بخواهی به شما میدهم. حضرت تبسمی کردند و فرمودند احتیاج به پول نیست من آمدم که شفایت بدهم و به تو بگویم هر جا درمانده شدی بگو یا «صاحبالزمان». زن فریاد زد یا صاحبالزمان و بیهوش شد وقتی به هوش آمد نه غدهای بود و نه سردردی داشت.
صاحب کتاب کلمة المهدی میگوید در عراق زندانی بودم و زیر شکنجههای عجیبوغریب، با امام زمان(عج) عهد بستم آقا نجاتم بده، کتابی دربارهی شما و اسمهای شما مینویسم. آقایم وسایل آزادی من را فراهم کرد و آزاد شدم. بعد از مدتی یک مرد غریبه سراغم آمد و گفت امام زمان(عج) سلامت میرساند و میگوید الوعده وفا مگر عهد نبستی کتاب بنویسی؟
شروع کردم به نوشتن و کمی تعلل کردم. غریبهی دیگری آمد و فرمود: امام زمانت میگوید به عهدت وفا کن. کتاب را نوشتم تمام کردم و در عالم رؤیا سید باوقار و نورانی را دیدم که آمد جلو و دستم را بوسید و فرمود از جانب آقایت آمدم که تشکر کنم از وفای به عهدی که کردی.
عرض آخر: با ابوالفضل عباس(ع) شروع کردیم و با ایشان هم تمام کنیم. روضهام یک سؤال باشد. اگر یک آدم همهی عمرش یک آرزوی بزرگ داشته باشد؛ از بچگی تا بزرگی آرزویش یک چیز باشد، در بیماری و سلامتی در جنگ و صلح و خوابوبیداری یک آرزو داشته باشد، در نماز و دعایش یک آرزو داشته باشد، وقتی به آن آرزو برسد چقدر خوشحال میشود؟
آیا در میان شما کسی هست که آرزوی دیدن امام زمان(عج) را نداشته باشد؟ اگر کربلا بروی و یک سید بزرگوار کنار دستت بایستد و به تو زیارت قبولی بگوید و خودش را معرفی کند و بگوید من صاحبت هستم که عمری آرزوی دیدن من را داشتی، چقدر خوشحال میشوی؟ اصلاً اگر امشب آقایت را در خواب ببینی آن خواب چقدر تو را سرخوش میکند؟ همهی عمر مینشینی و تعریف میکنی و لذت میبری. حالا آقای ما ابوالفضل(ع) یک آرزو داشت. در دوران بچگی دنبال امام حسن و امام حسین(ع) را میگرفت تا ببیند که آنها نیمهشب کجا میروند. میدید که روی تل خاکی مینشینند و مادر، مادر میکنند. او هم شبها میرفت و سرش را آنجا میگذاشت و گریه میکرد. آرزو داشت یک روز فاطمة الزهرا(س) به او بگوید پسرم.
آن لحظهای که از اسب به زمین افتاد، بدنش آماج تیرها شد. اصلاً شهادت حضرت ابوالفضل(ع) را نمیشود توصیف کرد. مرحوم خانم مالک(ره) میفرمود هیچ تیری از جلو به ابوالفضل(ع) نخورد او در حال فرار بود که آب را به خیمه برساند و تمام نوکهای تیرها از جلو بیرون زده بود و با این وضعیت وقتی از اسب به زمین افتادند بانو رسید و سرش را بغل گرفت و فرمود: پسرم! و خون را از چهرهاش پاک کرد. حضرت خوشحال شد. خوشحال شد که به آرزویش رسیده و همین که امام حسین(ع) سرش را به دامن گرفت، اولین حرفش این بود و گفت برادرم! مادرم فاطمه(س) به من گفت پسرم.
یااباالفضل! شما به آرزویتان رسیدید و متوجه شدید که چقدر شیرین است. قسمتان میدهم به فاطمه(س) به آن چادر خاکیاش، امشب دستتان را بالا بیاورید و از خدا بخواهید که ما را هم به آرزویمان برساند. امشب تو را جان مادرتان فاطمه(س) به آن لحظهای که گفت پسرم، دست ما را هم بگیر و راه را برای تقرب به نزد خداوند برای ما باز بگردان.
[1] آیهی 28 سورهی رعد