بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

بیست و یکم شعبان 1342، پانزدهم فروردین 1400

 

محورهای سخنرانی:

محور سلوک در ماه مبارک رمضان

ما چگونه این نام نویسی را در دفتر امام زمان(عج) انجام بدهیم؟

وظایف ما در زمان غیبت امام زمان(عج)

چگونه باید محبتمان را نشان بدهیم؟

فرمايش امیرالمؤمنین علي(ع) درباره توبه و استغفار

شناخت اتفاقات ظهور

دین‌داران واقعی چه کار باید بکنند؟

 

الحمدلله رب‌العالمین الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه می‌داریم که زنده هستیم و یک‌بار دیگر، گردهمایی‌های تک نفره در خانه‌هایمان داریم. جسم‌هایمان از هم دور، ولی دل‌هایمان کنار هم دیگر است و تلاش می‌کنیم ان‌شاءالله از سفره‌ی اهل‌بیت(ع) برای دنیا و آخرتمان بهره بگیریم و حتماً از طرف اهل‌بیت(ع) هم‌دستگیری می‌شویم و انرژی مثبت شامل حال ما می‌شود.

روزهای پایانی ماه شعبان را سپری می‌کنیم و کسانی که نتوانستند از آن بهره ببرند این روزهای پایانی ماه شعبان را شتاب کنند. ما یک دعا داریم؛ «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ»

«پروردگارا! اگر تاکنون در این ماه ما را نبخشیده‌ای، پس از تو می‌خواهیم که در باقیمانده این ماه ما را ببخشی و بیامرزی» تا من محروم از ماه شعبان نشوم. محروم از ماه شعبان یعنی محروم از ماه رجب و محروم از ماه رجب یعنی محروم از ماه رمضان این سه ماه مانند سه حلقه زنجیر وصل به هم هستند. کسی که از مواهب ماه رجب محروم بوده از مواهب ماه شعبان هم محروم خواهد بود و کسی که از مواهب ماه رجب بهره برده حتماً از ماه شعبان هم بهره برده است و به آداب و سلوک شعبانیه موفق بوده است. این آدم خود را موفق به دریافت مواهب ماه مبارک رمضان قرار داده است که محورش روزه و قرآن است.

محور سلوک در ماه مبارک رمضان

در ماه مبارک رمضان دو چیز محور سلوک ماست؛ یکی روزه‌ی واجب ماه مبارک رمضان است. سخت‌ترین عمل حفظ روزه‌ی ماه مبارک رمضان است و دیگری سلوک و حرکت همراه با قرآن. این دو چیز سلوک ماه مبارک رمضان است که ان‌شاءالله برای شب‌های قدر مقدمه بشوند.

برای اینکه همه‌ی این‌ها را حاصل کنیم در درجه‌ی اول باید بزرگی دست ما را بگیرد و دست ما به دامن کبریایی بزرگی برسد. من در مقدمه می‌خواهم با این جمله شروع کنم؛ خوشا به حال کسانی که بتوانند نامی در دفتر اهل‌بیت(ع) بنویسند حالا به هر شکلی که شده؛ به شکل دعا برای فرج، به شکل انتظار، به شکل خودسازی به شکل خدمات ارائه دادن به ذریه‌ی اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع)، به شکل محبت ورزیدن، به شکل گریه کردن و توسل گرفتن به هر شکلی، حالا کسی عالم است و صاحب قلم و علم است سفره‌اش وسیع‌تر و گسترده‌تر است و دستش قوی‌تر به دامن اهل‌بیت(ع) می‌رسد. یکی ضعیف‌تر است به یک صلوات و یا به یک جرعه آبی که می‌خوریم و می‌گویم سلام بر حسین و لعنت بر قاتلان ابی‌عبدالله(ع)، کسی به صلواتی که تولا است و توأم با تبرا.

مرحوم آقای بهلول آن همه مواهب علمی داشت که از 15 سالگی منبر می‌رفت تمام مراجعه آن دوران ایشان را تأیید علمی‌کرده بودند. ایشان با آن همه سلوک قرآنی و با آن همه کمال معرفتی یک جمله می‌گویند: «من هر آنچه دارم از تبرا و از بیزاری جستن از دشمنان اهل‌بیت(ع) دارم.»

 «الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم» این تولا است؛ اما ناقص است دنبال آن تبراست «وَالْعَنْ أعْداءَهُم منَ الاوّلینَ و الآخِرین منَ الجنِّ و الإنس الی یَوم الیَقُومِ الحِساب»

یکی با همین لعنی که می‌گوید و تبرای که می‌جوید. حضرت آیت‌الله موحد صاحب کتاب مکیال. این سید بزرگوار و مرد مخلص که کتاب‌های گوناگون و مختلف دارد. یک کتاب دارند به نام «ابواب الجنات فی آداب الجمعات» که کتاب بسیار ارزشمندی است. یکی از بزرگان از ایشان نقل می‌کند که ایشان در باغ بسیار قشنگی دیدم. پرسیدم این باغ از کیست؟ گفت برای من.

پرسیدم این باغ را چرا به شما دادند و چگونه به این درجه رسیدی که به این بهشت برزخی منتقل شدی؟

گفت به خاطر نوشتن کتاب «ابواب الجنات فی آداب الجمعات»

این کتاب یکی از کتاب‌های ایشان است. ایشان به دستور خود امام زمان(عج) کتاب دو جلدی مکیال را در باب امام زمان(عج) نوشتند. اسم کتاب را هم خود امام زمان(عج) انتخاب کردند.

با اینکه این همه کتاب نوشته بودند حضرت به خوابشان آمدند و گفتند: چرا کتابی درباره‌ی من نمی‌نویسی؟ گفتم آقاجان نوشتم.

حضرت فرمودند: کتابی مختص، درباره‌ی دعا کردن برای من بنویس و اسمش را بگذار «مکیال المکارم».

این سید بزرگوار را در زمان رضاشاه مسموم کردند و به شهادت رساندند. یکی از علمای نامی ما می‌گویند: من او را پس از مرگش، شبی در خواب دیدم که بر منبری نشسته و روی منبر یک جمله را تکرار می‌کند و می‌گوید: «یا حسین اگر می‌دانستم بچه‌هایم را در دنیا یکی‌یکی قربانی می‌کردم»

 گفتم: آقا مگر آنجا چه خبر است؟ گفتند همین که گفتم و توضیحی ندادند.

خوشا به حال آن کسانی که به هر شکلی که می‌توانند به اولادحضرت زهرای مرضیه(س) یاری می‌رسانند؛ می‌شنوند که فلان جا سید فقیری است، سید مریضی است، سید یتیمی است و … به عنوان انجام‌وظیفه و راه پیدا کردن به محضر فاطمه الزهرا(س) می‌دوند.

به امام صادق(ع) فرمودند گرفتاری در مسجد هست. امام دوان‌دوان، عرق‌ریزان می‌دویدند. اصحاب می‌پرسیدند چرا این گونه می‌دوید؟ حضرت فرمودند: سید نیازمندی در مسجد هست می‌ترسم کسی زودتر از من برسد و این مشکل را حل کند و من جا بمانم.

هر که نزد امام حسین(ع) می‌آمد و می‌خواست آقا مشکلش را حل کند. حضرت می‌گفتند: به شرطی این کار را می‌کنم و شرطم این است که هر وقت گرفتار بودی اول سراغ من بیایی و اگر من نتوانستم مشکلت را حل کنم سراغ شخص دیگر برو.

ائمه(ع) این کار را دوست دارند و ما می‌توانیم با این کارها نامی در دفتر اهل‌بیت(ع) بنویسیم.

نعمان بن بشیر نقل می‌کند: من در خدمت علی بن الحسین(ع) بودم وقتی از شام به مدینه می‌رفتیم و هر چه توانستم به آن‌ها احترام کردم. مردها را از بانوان دور می‌کردم تا بانوان راحت‌تر باشند. آب و آذوقه فراهم می‌کردم و نهایت کوچکی را از خودم نشان دادم. وقتی به مدینه رسیدیدم حضرت زین‌العابدین(ع) مقداری زر و زیور جهت تشکر برای من فرستادند. من گفتم: آقاجان هر چه کردم برای خدا بود و من منظور دنیوی نداشتم.

همان‌طور که نشسته بودیم حضرت یک سنگ را از زمین برداشتند و دعایی به سنگ خواندند و فرمودند: این سنگ در دست تو باشد به اذن خدا کمکت خواهد کرد. من سنگ را گرفتم و گفتم: آقا جان! من برای رضای خدا کردم و مقصود دنیوی نداشتم و توقع اجر و مزد ندارم.

امام فرمودند: ما اولاد فاطمه(س) هستیم و ما محبت کسی را بدون جبران نمی‌گذاریم این سنگ را بگیر.

من سنگ را گرفتم به خدا قسم این سنگ در شب‌های تاریک چراغم بود و به هر درِ بسته‌ای زدم در برایم باز شد به هر مشکلی زدم آن مشکل برایم حل شد.

ما اگر بتوانیم اسممان را در دفتر امام حسین(ع) با یک قطره اشک بنویسیم؛ امام حسین(ع) پسر امیرالمؤمنین(ع) هستند. علی(ع) وقتی آن فقیر افلیج را تیمار و شستشو می‌کرد و غذا به دهانش می‌گذاشت. وقتی از فقیر از ایشان می‌پرسید شما که هستید؟ حضرت می‌فرمودند: من هم فقیری مانند تو هستم و هرگز خودشان را معرفی نکردند.

برای این خانواده خیلی سخت است که برای یک قطره آب برای بچه شش‌ماهه‌اش التماس به دشمن بکند و این دفتر توسل به حضرت علی‌اصغر(ع) را برای جامعه‌ی بشریت باز کنند.

حالا اگر من و شما دلمان شکست و اشکی ریختیم و یکجایی گفتیم یا ابی‌عبدالله الحسین(ع) و اگر ما یکجایی گفتیم یا زینب کبرا(س) این اسم در دفترشان نوشته می‌شود و ما را بدون جواب نمی‌گذارند. یا در دنیا یا در هنگام مردن یا در خوشی‌ها و یا در غم‌هایمان، یا در برزخ و یا در قیامت این را حتماً برایمان جبران خواهند کرد. بالأخص اگر در این ایام با دعا برای صاحب‌الزمان(عج) ما ناممان را در دفتر صاحب‌الزمان(عج) بنویسیم.

ما چگونه این نام نویسی را در دفتر امام زمان(عج) انجام بدهیم؟

ما چگونه تلاش کنیم در این وانفسا به وظایفمان جامعه عمل بپوشانیم؟ این موفقیت حاصل نمی‌شود مگر با توسل و خواندن زیارت عاشورا، با خواندن حرزها و یا زیارت‌نامه‌ای، یا ختم صلواتی و یا زمزمه‌ی یک روضه‌ای؛ از روضه‌های که در طول تاریخ برای ما خواندند.

سید عبدالکریم پینه‌دوز که هر هفته خدمت امام زمان(عج) می‌رسید به رسول اکرم(ص) توسل گرفته بود و می‌گفت یا رسول‌الله(ص) می‌خواهم امام زمان(عج) را ببینم. راه کار می‌خواست که امام زمان(عج) را ببیند.

حضرت به او فرمودند: راهش این است که صبح و شب بر حسین من گریه کنی و یاد ایشان کنی.

ما مرثیه می‌خوانیم و رد می‌شویم که خواهری لب‌هایش را به رگ‌های بریده‌ی برادر گذشت. اصلاً نمی‌توانیم بفهمیم. انگشت برادرت لای دَر بماند می‌گویی به من نشان نده نمی‌توانم ببینم. محبت ما ناقص هست و محبت خواهر و برادری خانم زینب(س) و امام حسین(ع) کامل‌ترین محبت است. آن وقت این خواهر برود داخل گودال قتلگاه و لب‌ها را بر رگ‌های بریده امام حسین(ع) بگذارد.

خدا رحمت کند خانم مالک(ره) را می‌فرمودند: آن لحظه‌ای که زینب(س) به داخل گودال قتلگاه رفت، جایی سالم‌تر از رگ بریده پیدا نکرده بود که لب‌ها را آنجا بگذارد. بمیرم برای بدنت یا ابی‌عبدالله(س).

می‌خواهی در زمان غیبت کبرا انس با امام زمان(عج) بگیری، می‌خواهی مدد بگیری تا در سر دوراهی‌ها دستت را بگیرند؛ صبح و شام بر حسین فاطمه(س) اشکی بریز. به غروب آفتاب یاد سرِ بریده‌ی امام حسین(ع) بالای نیزه می‌کنیم و صبح که می‌خواهیم روزمان را آغاز کنیم یاد امام حسین(ع) در روز عاشورا می‌کنیم. به مرور زمان قلبت دل شکن می‌شود و این موضوع برایمان حاصل می‌شود.

وظایف ما در زمان غیبت امام زمان(عج)

از مهم‌ترین وظایف منتظران واقعی است در زمان غیبت، دعا برای فرج امام زمان(عج) است. منتظر واقعی هر لحظه انتظار محبوبش را می‌کشد؛ و منتظر علائم نمی‌ماند.

 پیامبر(ص) فرمودند: از عمر دنیا یک روز هم باقی‌مانده باشد آن یک روز را خدا آن‌قدر طولانی می‌کند تا مهدی ما ظهور کند.

منتظر واقعی هر لحظه انتظار محبوبش را می‌کشد و از خدا می‌خواهد که هر چه زودتر او را برساند؛ بنابراین دعای فراوان برای فرج آن حضرت، شاخصه‌ی اصلی منتظر واقعی است. عجیب اینکه خود حضرت در این مورد به شیعیانشان سفارش‌های فراوان کردند. شما مفاتیح را بازکنید؛ آن دعای «اَللّـهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفيقَ الطّاعَةِ، وَبُعْدَ الْمَعْصِيَةِ، وَصِدْقَ النِّيَّةِ و …» این دعا برای امام زمان(عج) است.

ماه مبارک رمضان می‌شود می‌خواهی دعای افتتاح را بخوانی که دستور امام زمان(عج) است که سفارش کردند منتظران حقیقی ما در ماه مبارک رمضان بعد از افطارشان شروع کنند به خواندن دعای افتتاح.

شما در این دعا چه می‌خواهید و چه جامعه‌ی آرمانی را می‌خواهید؟ منتظران ما در زمان غیبت اگر بخواهند با ما در ارتباط باشند این طور بگویند «سَلامٌ عَلَى آلِ يس السَّلامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَابَ اللَّهِ و …» این را بخوانند و به دنبالش دعای بعدش را هم بخوانند. تقاضای نوری که در اول آن دعا می‌کنیم.

خود حضرت به درگاه خداوند تبارک‌وتعالی این گونه دعا می‌کردند و محبتشان را به شیعیانشان نشان می‌دهند؛ «خدایا! خدایا کجاست کفایت تو بر بندگانت که همان یاری مستضعفان است.» (یاری مستضعفان جهان با فرج امام زمان(عج) است؛ یعنی خود آقا می‌گوید خدایا! خدایا کجاست آن کفایتت و یاری کننده‌ی مستضعفان را برسانی) «و کجاست، کجاست عنایت تو که سپرِ هدف قرار گرفتن بیداد گران روزگارِ زمانه است. خدایا این کفایتت و عنایتت را بر من ارزانی بگردان و من را از ستمگران رهایی ببخش که به من زیان رسیده است.» (چه زیانی؟ او که تکیه‌شان به خداست.) «و تو مهربان مهربانان هستی مولای من! من دچار سرگردانی در کارم قرار گرفتم. (دچار گرفتاری و آزارها شدم) و همه‌ی این‌ها با سوز دلم آشنا شده است و مورد آزار و اذیت هستم خدایا بر محبت و آلش درود بفرست و به شایستگی خود من را رهایی ببخش.»

رهایی از چه؟ رهایی از این غیبت. خدایا اذن فرج بده. خیال نکنید فرج که بشود امام زمان(عج) راحت می‌شوند. فرج، اول سختی‌های امام زمان(عج) است. فرج، گشایش و راحتی من و شما است.

چه چیزی موجب سوز دل امام زمان(عج) است؟ رنج‌ها و گرفتاری‌های ما موجب ناراحتی امام زمان(عج) است. مسلم، این ناله‌های امام زمان(عج) برای نجات انسان است. خود امام که خودبه‌خود غمی ندارند. وقتی امام این گونه دلسوزی‌شان و غم‌گساری‌شان را به ما نشان می‌دهند و طلب فرج می‌کنند متقابل ما هم باید محبتمان را نشان بدهیم.

چگونه باید محبتمان را نشان بدهیم؟

  1. در کتاب «منهج العارفین» آمده که مستحب است، هر مؤمن بعد از نماز صبح از جای خود بلند نشود تا 100 مرتبه بگوید: «الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم» این وظیفه‌ی یک مؤمن منتظر در زمان غیبت است. امروز انجام ندادم ترکِ وظیفه کردم نه ترک ثواب. ترک وظیفه گناه است و آثار سوء دارد. این آثار سوء در زندگی به ما برمی‌گردد.
  2. مرحوم شیخ بهایی بعد از نماز صبح محاسنشان را به دست راست می‌گرفتند و به حالت التماس و کف دست چپ را به سمت آسمان بالا می‌آورد و هفت مرتبه می‌گفت «یا رَبِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجِّل فَرَجَهُم مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» نه تنها خودشان می‌گفتند بلکه می‌فرمودند: این وظیفه‌ی هر انسان مؤمن است که بعد از نماز صبح حتماً این دعا را بخواند دنبال ثوابش نباشد به دنبال انجام ‌وظیفه باشد.

مرحوم علامه مجلسی در تعقیب نماز صبح دعاهای بسیار دارند اما تأکید بر این موضوع می‌کنند که بعد از نماز صبح انسان مؤمن قبل از آنکه با کسی صحبت کند 100 بار بگوید «یا رَبِّ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجِّل فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَعتِق رَقَبَتِی مِنَ النّار»

در کتاب «جمال صالحین» است که از امام صادق(ع) نقل کردند که فرمودند: از حقوق ما بر شیعیان این است که پس از هر نماز واجب چانه‌ی خود را بگیرد (حالت التماس و خواهش و تمنا) و سه مرتبه بگوید: «یا رَبَّ مُحَمَّدٍ عَجِّل فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ، یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِحفَظ غَیبَةَ مُحَمَّدٍ، یا رَبَّ مُحَمَّدٍ إِنتَقِم لِابنَةِ مُحَمَّدٍ»

 ما از دعا غافل هستیم مرحوم شیخ بهایی کتابی دارد به نام «مختصر المصباح» که در یک قسمتی از این کتاب وظیفه‌ی شب‌های جمعه را ذکر می‌کند و می‌نویسد و تأکید می‌کند که حتماً انسان مؤمن 100 مرتبه در شب جمعه بگوید: «الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم وَ اَهلِک عَدوِّهُم مِنَ الاوّلینَ و الآخِرین»

همه‌ی این بزرگواران فرمودند که این آداب از وظایف ما در زمان غیبت است نفرمودند جز ثواب است و جالب این جاست این دعای کوچک که باید ورد زبانت باشد «اَللّهُمَّ اَعِنَّا عَلی تَأدِیَةِ حُقوقِهِ اِلَیْه» خدایا به من کمک کن که من بتوانم حقوق اهل‌بیت(ع) را ادا کنم.

جبرئیل(ع) عرض کرد: یا رسول‌الله(ص)! هر بنده‌ای از بندگان خداوند این دعا را یک‌بار در عمر خود بخواند، خداوند قسم به عظمت و حرمت و جلال خود یاد کرده که برای او هفت چیز را سفارش کند:

۱. فقر و تنگدستی او را دفع کند.

۲. از سؤال نکیر و منکر در امانش بدارد.

۳. عبور او را از صراط سهل و آسان قرار دهد.

۴. او را از مرگ ناگهانی محافظت فرماید.

۵. او را از تنگی و سختی قبر حفاظت فرماید.

۶. او را از داخل شدن در آتش دوزخ حفظ فرماید.

۷. از خشم و غضب پادشاه ظالم در امان بدارد.

 

«بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الجَلیلُ الجَبار، لااِلهَ اِلاَّ اللهُ الواحِدُ القَهّارُ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الکَریمُ السَتّار، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الکَبیرُ المُتَعال لا اِلهَ الاَّ اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَه اِلهاً واحِداً رَبّاً و شاهِداً اَحَداً وَ صَمَداً وَ نَحنُ لَهُ مُسلِمونَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهً وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ اِلهَاً واحِداً رَبّاً وَ شاهِداً اَحَداً وَ صَمَداً وَ نَحنُ لَهُ عابِدُونَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهً وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ اِلهَاً واحِداً رَبّاً وَ شاهِداً اَحَداً وَ صَمَداً وَ نَحنُ لَهُ قانِتونَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ اِلهَاً واحِداً رَبّاً وَ شاهِداً اَحَداً وَ صَمَداً وَ نَحنُ لَهُ صابِرونَ لااِلهَ اِلاَّ اللهُ مُحَمَّدٌ رسول‌الله، اللّهُمَّ اِلَیکَ فَوَّضتُ اَمری وَ عَلَیکَ تَوَکَّلتُ یا اَرحَمَ الرّاحِمین، صَدَقَ اللهُ وَ صَدَقَ رسول‌الله الکَریمْ.»

وقتی این سؤال را می‌کنیم که چرا دعاهایمان مستجاب نمی‌شود برای این است که موانع استجابت دعا را برنمی‌داریم. دختر و خواهر من هر حرکتی که ما بخواهیم بکنیم در مسیرمان موانعی وجود دارد و باید موانع را برداریم تا از عمل نتیجه بگیریم.

آسان‌ترین کار در ماه مبارک رمضان بستن دهان از خوردن و نوشیدن است و مشکل‌ترین کار برداشت موانع قبولی روزه است. آسان‌ترین کار خواندن نمازهای حاجت است ائمه(ع) قسم خوردند که این نماز را بخوانی به حاجت می‌رسی به شرط اینکه موانع اجابتش را برداری. ماه شعبان ماه توبه است به ذکر استغفاری خدا توبه‌ات را قبول می‌کند به شرطی که موانع قبولی‌اش را برداری.

فرمايش امیرالمؤمنین علي(ع) درباره توبه و استغفار

كميل گويد: عرض كردم: يا امیرالمؤمنین(ع) بنده‌ای مرتكب گناه می‌شود و از آن استغفار می‌نماید، حد استغفار چيست؟ فرمود: اي پسر زياد، حد استغفار توبه است. عرض كردم: همين؟ فرمود: نه عرض كردم: پس چگونه است؟

امام فرمودند: هرگاه بنده مرتكب گناه شد بگويد: استغفرالله و بجنباند. عرض كردم: منظور از جنباندن چيست؟ فرمود: منظور حركت دادن دو لب و زبان است به شرط آنکه حقيقت دنبالش باشد.

عرض كردم: حقيقت چيست؟ امام فرمودند: دل او پاک باشد و در باطن تصمیم بگیرد به گناهي كه از آن استغفار نموده باز نگردد. كميل عرض كرد: اگر چنين روشي در پيش گرفتم از استغفار کنندگان خواهم بود؟

حضرت فرمودند: نه كميل.

کمیل عرض كرد: پس اين چگونه است؟

حضرت فرمودند: براي آنکه تو هنوز به ريشه استغفار نرسیده‌ای. كميل عرض كرد: پس ريشه استغفار چيست؟

حضرت فرمودند: انجام دادن توبه از گناهی که از آن استغفار کردی و ترک گناه این اولین درجه‌ی توبه‌کنندگان است. استغفار شش مرحله دارد: نخست، پشيماني بر آنچه گذشت؛ دوم، تصميم هميشگي بر عدم بازگشت به آن گناه؛ سوم، اينكه حقوق مردم را كه بين تو و آنان است ادا كني؛ چهارم، اينكه حق‌الله را در هر واجبي به‌جای آوري؛ (ادای حق واجب با ادای حق نماز فرق دارد وقتی پرهیز از گناه می‌کنم حق نماز را ادا کردم. حق نماز این است که لباسم پاک باشد، حق نماز این است که یک دکمه غصبی در لباسم نباشد، حق نماز این است که بعد از نماز غیبت نکنم.) پنجم، آنکه گوشتي را كه از ناروا و حرام بر پيكرت روييده، آب كني تا پوستت به استخوانت بچسبد و ميان پوست و استخوان گوشت تازه برويد. ششم، جسم خود را رنج طاعت بچشاني، همچنان که بر او لذت گناه را چشانده بودي. در این صورت تو، به حقیقت توبه دست یافتی.

برای دعا و روزه‌ی ماه رمضان هم همین‌طور است و تا موانع را برنداریم به مقصود و نتیجه‌ی مطلوب نمی‌رسیم.

شناخت اتفاقات ظهور

یکی دیگر از وظایف مهم ما در زمان غیبت امام زمان(عج) شناخت اتفاقات ظهور است. عوامل سیاسی و اجتماعی و روزگاری که در آن زندگی می‌کند را بشناسیم. شناخت روزگاری که در آن زندگی می‌کنیم؛ هم خودش آشنا شود و هم دیگران را به این موارد آشنا کند. وقتی این موارد را می‌خوانی با خودت می‌گویی فردا روز ظهور امام زمان(عج) است آن‌قدر نزدیک هستیم.

از رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) و دانه‌دانه‌ی ائمه‌ی اطهار(ع) تا خود امام زمان(عج) به ما آگاهی دادند از زمانه‌ی نزدیک ظهور و شناخت زمانه‌ی ظهور.

رسول اکرم(ص) فرمودند: می‌بینید بر فراز منبر، مردم را به نیکی و پرهیزکاری دعوت می‌کنند ولی گوینده به آنچه می‌گوید عمل نمی‌کند.

روح بلند امام خمینی(ره) شاد فرمودند: کاری نکنید که مردم فکر کنند لای این جلد قرآن، قرآن دیگری هست.

این مطلب را ما امروز آشکارا می‌بینیم که بر منبرها امربه‌معروف و نهی از منکر می‌شود به‌طور جدی هم می‌شود؛ اما مردم وقتی به عمل ما نگاه می‌کنند چیز دیگری می‌بینند. خدا رحمت کند مرحوم خانم مالک(ره) را اطرافیان می‌گفتند خانم می‌خواهید مشهد بروید ما را هم خبر کنید. می‌فرمودند: نه از خودم می‌ترسم که در سفر چیزی از من ببینید از دینتان برگردید.

این حرف پیامبر(ص) برای هزار و اندی سال قبل بوده اما گویا برای این زمانه است.

«آشکارا به خدا کفر ورزیده می‌شود و بر خلاف آیات قرآن رفتار می‌شود نمازها به آخر وقت تأخیر می‌افتد مسکرات رایج می‌گردد و به پدر و مادر دشنام داده می‌شود. (ما امروز این‌ها را علناً می‌بینیم) و هنگامی که دل‌ها قساوت می‌گیرد و دیده‌ها خشک می‌شود. (ترس اگر باشد آدم پرهیزگار می‌شود، سوز اگر داشته باشد چشم اشک‌بار و مهربان می‌شود.) و تلاوت قرآن بر زبان‌ها سخت می‌شود.»

مرحوم آیت‌الله میانجی، نصفه‌شب شد نماز شبش را شروع کرد. قرآن خواند و به این آیه رسید که جهنم فریاد می‌کند «هَل مِن مَزید» تا اذان صبح بلندبلند گریه کرد. همسرش گفت: آقا می‌میرید چرا این‌قدر گریه می‌کنید؟ گفت احساس می‌کنم جهنم من را می‌خواهد و این ترس از عذاب نمی‌گذارد آرامش بگیرم.

از علمای بزرگوار عالم ربانی، درس می‌گفت شب بلند شد و مدرسه را شروع کرد به گشتن و قدم زدن دید همه‌ی طلبه‌ها خوابیدند. صبح به طلاب گفت من دیگر درس نمی‌دهم درس من تعطیل. طلاب پرسیدند آقا چرا؟ فرمود: دیشب گشتم هیچ حجره صدای گریه و سوز قرآن نمی‌آمد چه فایده درس بخوانی و سوز و اشک نداشته باشی، تلاوت قرآن در دل شب نداشته باشید.

آن یکی بلند می‌شد و درب حجره‌ی طلاب را می‌زد و برای نماز شب بلندشان می گرد و می‌گفت بلند شوید وقت تهجد است و بعضی از طلاب زرنگی می‌کردند و چراغ را روشن می‌کردند و در رختخواب بلند می‌گفتند «غیر المغضوب و الضالین» یعنی ما بیداریم و آقا رد می‌شدند و می‌رفتند. بعد از یک مدتی دستشان را خواند و می‌ایستاد و می‌گفت بلند شوید و بیرون بیایید تا ببینمتان که بلند شدید.

ادامه حدیث: «و می‌بینی که گوش دادن به قرآن برای مردم بسیار سنگین است و گوش دادن به صداهای باطل آسان و فرح‌بخش است.»

چرا تلاوت قرآن به زبان‌ها و گوش‌ها سخت می‌شود؟ زیرا قرآن آن‌ها را به چیزی که دوست ندارند امر می‌کند. قرآن مرد را امر می‌کند به غیرت که ندارند و نمی‌خواهند داشته باشند. قرآن زن را به حیا و عفت امر می‌کند و نمی‌خواهند داشته باشند.

 این کلام امیرالمؤمنین علی(ع) درباره‌ی زمان ظهور امام زمان(عج) عجیب‌وغریب است: چون مُد پرستان به سوی مُد گرایش پیدا کنند در آن زمان باور داران و مؤمنان در اقلیت باشند و هشداردهندگان از بین بروند. (کسی دیگر امربه‌معروف و نهی از منکر نمی‌کنند، جرئت نمی‌کند این کار را بکند. مُد پرست برای اینکه عقب نماند به جان خودش هم رحم نمی‌کند و به حرام هم‌ دست می‌زند. مد پرست وقتی گرایش به مُد پیدا کرد برای نشان دادن آن هر کاری می‌کند.)

امام جعفر صادق(ع) فرمودند: می‌بینید که پیروان ادیان تحقیر می‌شوند و هر کس دین‌داری را دوست داشته باشد به همین جرم مورد تحقیر قرار می‌گیرد.

دین‌داران واقعی چه کار باید بکنند؟

  1. پناه به قرآن ببرند.
  2. قلب را از قساوت دور کنند.
  3. باید به رضای خدا عمل کرد.
  4. برای فرج امام زمان(عج) مدام باید دعا کرد.
  5. تلاش کنیم در چنین جوی استحاله نشویم و از خودمان مراقبت کنیم
  6. به دیگران به خصوص جوانانمان آگهی منطقی و درست از دین بدهیم
  7. فراوان دعا کنیم.

زنون مصری نقل می‌کند روزی حضرت یعقوب به درگاه خدا مناجات می‌کرد و چنین می‌گفت: «یا قَدیمَ الاِحسان یا دائم المعروف یا کَثیرَ الخَیر» خطاب آمد: ای یعقوب! به عزتم سوگند اگر یوسفت مرده بود به این دعا برایت زنده می‌کردم.

امام صادق(ع) فرمودند: وقتی بلایی می‌آید اگر دعا نکنید بلا فراگیر می‌شود و به تمام خانه‌ها وارد می‌شود و تمام دل‌هایتان را به درد می‌آورد. دعا کنید و مراقب باشید.

یا صاحب‌الزمان(عج) جریان اهل‌بیت(ع) جریان عجیب‌وغریبی است. یکی از عجایب آن آب است. امام زمان(عج) وقتی پنج‌ساله بودند و عمویشان می‌رود و ایشان را لو می‌دهد که من برادرزاده‌ای دارم که پنج‌ساله است و آنچه می‌ترسیدید سرتان آمده است. ریختند به خانه‌ی امام حسن عسگری(ع) و همه‌جا را گشتند. امام زمان(عج) به داخل سرداب رفتند و سربازها هم به دنبالشان رفتند دیدند کودک ماه‌پاره روی آب نشسته. سرباز اول رفت ایشان را بگیرد غرق شد. دومی و سومی هم رفتند و غرق شدند و امام از دیدگان غایب شدند و غیبت صغرا آغاز شد. شما در میان آب غیبت صغرایتان آغاز شد امام هفتم در سیاه‌چالی نمور و نمناک هفت سال زندانی کشید. آب شما را پنهان کرد، آب امام هفتم(ع) را اذیت کرد؛ و آب سوزاند دل حسین بن علی(ع)، آب قلب ابوالفضل(ع) را در کربلا سوزاند به‌طوری که دل هیچ کس در عالم سوزانده نشده است به‌طوری که وقتی مشک سوراخ شد ایستاد. مشکی نداشت که برگردد و آبش کند دستی ندارند که با آن مشک را آب کند و رویی ندارد که به خیمه برگردد.

آب چه کرد به دل حسین(ع) که امام با یک دست قنداق شش ماهه را گرفت و با دست دیگر آبرویش را و فرمودند: بر من منت بگذارید و بچه‌ام را سیراب کنید.

 آب با دل امام حسین(ع) در گودال قتلگاه چه کرد که وقتی غرق در خون بود و به سمت راست و چپ می‌غلتید و می‌گفت: «العطش، انا العطشان»

 آب با دل امام سجاد(ع) چه کرد که تا وقتی زنده بودند وقتی آب را می‌دید گریه می‌کرد. بمیرم برای قلبت یا امام حسین(ع) همه‌ی عوامل عطش جمع شد؛ هوای گرم تابستان، داغی زمین، بدن خون‌ریز، تیر سمی که بدن را مسموم کرده بود، خون‌ریزی فراوان و تقلای زیاد، همه‌ی این‌ها عطش‌آور است. جوری شد که امام سجاد(ع) فرمودند اگر گوشه‌ی لب پدرم را می‌گرفتیم تمام لب پدرم بالا و پایین کنده می‌شد.

 سلام و درود ما به روان اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) خدایا به‌حق حسین(ع)، اولاد حسین(ع)، جد حسین(ع)، پدر حسین(ع)، مادر حسین(ع)، برادر حسین(ع)، خواهر حسین(ع)، زائران حسین(ع) ما را دست‌خالی از این سفره بلند نکن.