دوستی و رفاقت با اهلبیت(ع)
چرا اینقدر به دوست داشتن اهلبیت(ع) تأکید میکنند؟
برکت ماه شعبان به چیست؟
مهمترین تکلیف من و شما معرفت و شناخت به امام زمان(عج) است
شباهت امام زمان(عج) به نور و آب
علیین و مقام حضرت اباالفضل(ع)
در ماه شعبان چه چیزهایی باید کسب کنیم؟
چه کنم صلوات خدا و ملائکه را بگیرم؟
راههای کسب رحمت الهی
راههای کسب مغفرت
شب پنجشنبهی اول ماه شعبان است و نورانیت ویژهی خاص خودش را دارد. روز خوش اجابت دعاست و به امروز کلیمیها، مسیحیان، یهودیان و خارجانِ از دین و اهل سنت؛ همه امید به گرفتن حاجت دارند ما که شیعه هستیم جای خود دارد. امروز روز قمر بنیهاشم عباس(ع) است و ایام نورانیت و نورافشانی یَل امالبنین(س) است. الحمدلله ربالعالمین الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه میداریم که زنده هستیم و یک بار دیگر با ماه خوب شعبان معاشر هستیم و کمکم میرسیم به شب برات و شب نیمه شعبان، شبی که عمرها دوباره نوشته میشود، باشد که خداوند تبارکوتعالی عمر با توفیقاتِ معنوی و همراه با سلامتی برای ما منظور بفرماید.
دوستی و رفاقت با اهلبیت(ع)
بحث امروز را با چند حدیث دربارهی دوستی و رفاقت با اهلبیت(ع) شروع میکنم. ماه شعبان، ماه پیامبر(ص) است و ماه پیامبر(ص) جدا از ماه اهلبیت(ع) نیست. این ماه، ماه متخلّق شدن به اخلاق پیامبر(ص) است، ماه پاک شدن و شستوشو داده شدن به دست رسول اکرم(ص) و همچنین اهلبیت عصمت و طهارت(ع) است، ماه رفاقت با اهلبیت عصمت و طهارت(ع) است.
امام رضا(ع) فرمودند: هر کس ما را و دوستان ما را به خاطر خداوند دوست بدارد؛ نه برای دست یافتن به اهداف دنیوی، یا اینکه ما به آنها کرامت کنیم، (به مشهد بطلبیم و یا نطلبیم، حوائجشان را بدهیم و یا ندهیم) اینها ما را به خاطر خداوند دوست دارند و از دوستیهایشان کاسته نمیشود و گله نمیکنند؛ و دشمن ما را نیز دشمن میدانند نه به خاطر کینهی شخصی که در بین آنها وجود دارد. (طبق فرمایش امام رضا: دل اگر بخواهد کینهای در آن باشد باید کینهی دشمنان ما باشد.) این دسته از آدمها اگر در قیامت با گناهانی به اندازهی ریگهای ریگستان و کف دریاها بیایند، مورد آمرزش قرار خواهند گرفت.
این حدیث دو حرف و نکته دارد که باید در آن، درایت شود:
حرف اول؛ اهمیت تولّی و تبرّی است.
مطلب دیگر اینکه به ما فرمودند: محبان و شیعیان اهلبیت(ع) اگر گناه کنند که میکنند در همین دنیا مکافات میبینند، فقر و مریضی و جدایی میبینند و درد میکشند و اگر پاک نشدند، سخت میمیرند و اگر پاک نشدند شب اول قبر سخت دارند و اگر پاک نشدند در برزخ سختی میکشند و اگر پاک نشدند امیرالمؤمنین(ع) رویشان را برگردانند و فرمودند: دیگر شیعهی ما نیستند شیعهی ما با گناه به قیامت وارد نمیشود.
اما مسئلهی سوم؛ چرا اینقدر به دوست داشتن اهلبیت(ع) تأکید میکنند؟
چرا اینقدر به دوست داشتن اهلبیت(ع) تأکید میکنند؟
برای امام حسین(ع) چه فرقی میکند که من ایشان را دوست داشته باشم؟ ایشان امام حسینِ(ع) خدا هستند. برای خانم زینب کبرا(س) چه فرقی میکند که ما ایشان را دوست داشته باشیم ایشان حضرت زینبِ(س) خدا هستند. برای امام زمان(عج) چه فرقی میکند که من ایشان را دوست داشته باشم یا نداشته باشم؟ چرا آنقدر تأکید میکنند اهلبیت(ع) را دوست داشته باشیم و یا دوستانشان را دوست داشته باشیم؟ زیرا دوستی و محبت، سنخیت و همرنگی و هم اخلاقی میآورد.
چگونه میشود محب امام رضا(ع) به اندازهی ریگهای بیابان گناه کند؟ محبت امام رضا(ع) سنخیت با امام رضا(ع) میآورد. محبت امام جواد(ع) مگر میشود خساست بیاورد؟ امام جواد(ع) بخشنده هستند آیا میشود محب ایشان خسیس باشد؟ محبش با جوادالائمه(ع) سنخیت پیدا میکند. محب حضرت زهرا(س) سنخیت با حضرت زهرا(س) پیدا میکند. چگونه میشود به اندازهی ریگهای بیابان و کف دریا گناه کند؟ اگر قدت به دوستی با فاطمة الزهرا(س) نمیرسد برو و دوستان ایشان را دوست داشته باش. سلمان، دوست فاطمة الزهرا(س) است با جناب سلمان سنخیت پیدا کنیم. برو فضهی خادمه و یا اُم ایمن را دوست داشته باش که آنها دوست فاطمة الزهرا(س) هستند. اسماء بنت عمیس دوست فاطمة الزهرا(س) است. زنان بسیاری در همهی عصرها و دوران دوست فاطمة الزهرا(س) بودند برو با آنها دوستی کن و با آنها سنخیت پیدا کن. دوستی، همخُلقی میآورد و به همین علت ما را بسیار به این دوستی سفارش کردهاند. این تأکید بر دوستی، جواز معصیت نیست این دوستی نمیگذارد که گناه کنیم.
شما از اینجا تا قم بخواهی بروی با چه کسی میروی؟ با دوستت میروی چون هم سلیقهات است، در غذا خوردن و خوابیدن و حرم رفتن هم سلیقهات است. آیا با کسی میروی که او بخواهد بخوابد و تو بخواهی به حرم بروی؟ آیا با این آدم راحت هستی؟ دوست با دوست سنخیت پیدا میکند. به همین جهت میفرمایند: به خاطر خداوند با دوستان ما دوستی کن.
بر خداوند حق است و واجب کرده که دوست ما را همنشین پیامبران(ص) و صدیقین و شهدا و صالحین قرار بدهد و چه نیکو رفیقانی هستند. (در همین دنیا دوستان ما را سر سفرهی آنها قرار میدهد. هر کس اهلبیت(ع) را دوست بدارد خداوند او را هم سنخ و همنشین با صدیقین و همنشین با شهدا و پیامبران قرار میدهد.) و آن وقت در قیامت با آنها محشورشان میکند.
مگر نشنیدید که هر کس هر چیز و هر کس را در دنیا دوست بدارد روز قیامت با آن محشور میشود؟ خدا من و شما را دوستدار شهدا قرار داد، ما در قیامت با شهدا محشور میشویم. ما را هم سنخ با انبیا و صدیقین قرار داد، روز قیامت با آنها محشور هستیم.
از رسول اکرم(ص) پرسیدند: یا رسولالله! نمیدانم خدا من را دوست دارد یا نه؟ فرمودند: به دلت نگاه کن آیا دوستان خدا را دوست داری؟ خدا دوستت دارد. همان قدر که دوستانِ خدا را دوست داری، خدا هم تو را دوست دارد.
همین الآن نگاه به دلت کن که چقدر قمر بنیهاشم(ع) را دوست داری؟ خدا همانقدر دوستت دارد. نگاه کن ببین بندگان صالح خدا را چقدر دوست داری؟ خداوند هم همانقدر دوستت دارد. این یک ملاک است.
راوی نقل میکند روزی پیامبر(ص) خندان و شادان به سوی ما آمدند و چنان خوشحال بودند و میخندیدند که ما تا به حال پیامبر(ص) را اینگونه ندیده بودیم. عبدالرحمن عوف عرض کرد: یا رسولالله(ص) سبب خنده و شادی شما چیست؟ حضرت فرمودند: بشارتی از سوی پروردگارم رسیده و فرمودند: هنگامی که خداوند اراده کرد فاطمه(س) را به همسری علی(ع) درآورد، به فرشتهای فرمان داد درخت طوبی را بجنباند. او درخت را جنباند پس ورقهای مکتوبی منتشر شد و خداوند به فرشتگان دستور داد که آنها را جمع کنند و پیش خود نگه دارند. چون روز قیامت شود آن فرشتگان در میان خلایق بگردند و هر یک از دوست داران مخلص ما اهلبیت(ع) را ببینند. یکی از آن نوشتهها را به او میدهند که در آن نوشته شده: «این اماننامهای است از آتش دوزخ از سوی برادرم علی(ع) و پسرعمویم و دخترم برای رهایی مردان و زنان امتم که خالصانه آنها و اولاد آنها را دوست داشتند.»
الآن حرف بزن و بگو: یا رسولالله! تمام عمرم را دویدم، گفتند جلسه حدیث کسای فاطمه(س) است دویدم، گفتند روضهی امام حسین(ع) است دویدم، گفتند فاطمیه است دویدم.
من دیشب حدیث را نوشتم یادم افتاد یک روزی سربالایی زورآباد را بالا میرفتم تا خانهی شهیدی، برای شهادتش سخنرانی کنم. زمستان بود بیش از پنج مرتبه سُر خوردم و آمدم کف خیابان و دوباره بالا رفتم. شهید فقیری که یک اتاق 9 متری داشتند. دیشب گفتم یا رسولالله(ص) همه را اگر باطل میدانید این یکی را قبول کنید.
همهی شما همینطور هستید؛ زبان روزه دویدید تا به توسل مسجد محل برسید، دویدید به سمت حسینیهی دم خانهتان تا به روضه و توسل برسید. آن فرشته میگردد و پیدایتان میکند و این اماننامه را میدهد و میگوید شما خالصانه علی(ع) و اولادشان را دوست داشتید.
برکت ماه شعبان به چیست؟
ماه شعبان، ماه تقویت این دوستی است. یک عدهای ماه پر برکت شعبان را ماه اعیاد خاص میدانند و میگویند پر برکت است به علت مولودهای این ماه که صد البته همینطور هم است؛ اما برکت ماه شعبان این است که شهر رسولالله(ص) است.
شما صلوات شعبانیه میخوانید، نمیدانم آیا به جملاتش توجه میکنید یا نه؟ آن جمله که میگویید: «خدایا در این ماه، ما هیچ بهانهای برای اصلاح نشدن نداریم چون ماه پیامبر رحمة للعالمین است.»
پیامبر(ص) با جام آب، غسل میدهند و میشویند و هیچ بهانهای نداریم که آمرزیده نشویم. در این ماه در هر شرایطی که باشیم، پیامبر(ص) و خاندانش ما را میپذیرند که پاکمان کنند و هر چه بخواهیم به ما میدهند. این ماه، ماه نامحدود کَرمِ اهلبیت(ع) است.
یک جمله از مناجات شعبانیه را میخوانیم که مردی مانند امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، باب علم پیامبر اکرم(ص)، در این دعا و مناجات میگوید: «خدایا در این ماه برای من هم درسِ وسیعتر باز کن.» من و شما هر روز میخوانیم که خدایا به آبروی پیامبر(ص) در این ماه دری وسیعتر برای ما باز کن. دری که از تمام شعبِ خیرش بتوانیم داخل شویم دری برای ورود به ماه مبارک رمضان برایمان باز کن.
ماه، ماه پیامبر اکرم(ص) است و برکتش برای این است. این پیامبرِ رحمة للعالمین بتپرستها را سلمان کرد، بتپرستها را اباذر کرد، بتپرستها را سمیه کرد، بتپرستها را عمار یاسر کرد، این رحمة للعالمین با محبتشان انسانها را این جور ساختند. من و شما که اهل «لا اله الا الله» هستیم هیچ بهانهای برای اصلاح نشدن در این ماه نداریم و این ماه دارد به سرعت میگذرد.
بحث امروزمان را به سه بخش تقسیم میکنم؛ اول بحثی دربارهی امروز و دوم دربارهی عباس قمربنیهاشم(ع) و دیگر دربارهی وجود صاحبالزمان(عج).
داستان آن مرد روضهخوان گلپایگانی را برایتان تعریف کرده بودم که در ایام محرم همسرش گفت در گلپایگان کسی دعوتت نمیکند برو اصفهان. مرد به اصفهان رفت و دههی اول و دوم محرم گذشت کسی دعوتش نکرد. خواست برگردد و دستخالی آمد در ایستگاه نشست. سیدی آمد کنار دستش و به او گفت روضه میخوانی؟ مرد گفت: بله
سید او را با خود برد تا رسید به حسینیهای که در حسینیه همه سید بودند. مرد سید به او گفت اینجا بمان و ده شب فقط روضهی عمویم اباالفضل(ع) را بخوان، از چشم بریدهی ایشان، از دستهای بریدهشان، از مشک پاره شده، از زمین خوردنشان را از اسب بخوان و … فقط از عمویم بخوان.
مرد میگوید من این کار را کردم. من روضه میخواندم و این مرد سید دو دستی سینه میزد و بقیه هم سینه میزدند و من مجلسی این چنین ندیده بودم. روز آخر صندوقی به من داد و گفت جهاز برای دخترهایت گذاشتم و پول هم به شما میدهم تا با آبرو برگردی و شرمندهی زن و بچهات نشوی. حالا برو و هیچ وقت سراغ اینجا را نگیر.
من نمیدانم امام زمان(عج) چه علاقهای به قمر بنیهاشم دارند. همه میدانید که حضرت فرمودند: من روز عرفات در عرفه به چادرهایی قدم میگذارم که روضهی عمو جانم اباالفضل(ع) خوانده شود و مینشینم و با آنها سینه میزنم. قربانتان بروم یا قمر بنیهاشم(ع)!
دست راستشان را اول زدند، دست به پوست آویزان شد و حضرت نمیتوانستند خوب حرکت کنند. حضرت دست را لای پایشان گذاشتند و دست را کندند و آن را به دور انداختند تا مزاحم حرکتشان نباشد بلکه بتوانند آب را به خیمه برسانند. روز حضرت اباالفضل(ع) باید از امام زمان(عج) گفت.
مهمترین تکلیف من و شما معرفت و شناخت به امام زمان(عج) است
مهمترین تکلیف من و شما معرفت و شناخت به امام زمان(عج) است. امام زمان(عج) امام واجب الطاعة هستند. شما اگر حاجت و کار داری حضرت خضر را صدا کن و یک بار بگو «یا حضرت خضر» قرآن و صلوت برایشان بفرست. روایت داریم خضر میشنود و حاضر میشود. در ازدحام مکه گیر کردی بگو «یا حضرت خضر» راه را برایت باز میکند. صدایشان کن در هر شرایطی حاضر میشوند. ایشان رفیقی از رفیقان امام زمان(عج) هستند. ایشان تنهایی امام زمان(عج) را کَم میکنند، با ایشان مینشینند و به درد دل ایشان گوش میکنند و غم دل امام زمان(عج) را گوش میکنند. شما هر وقت صدایشان کنی جوابتان را میدهد. آن وقت خود امام زمان(عج) را صدا کنی جوابتان را نمیدهد؟! عمل و رفتارت را نمیبیند؟ عملکرد و ثواب و گناهت را نمیبیند؟
معرفت به انقلاب امام زمان(عج) پیدا کردن
ما یک زیارت داریم به نام زیارت «آل یاسین» در معرفی امام زمان(عج) و یک دعا پشت زیارت داریم که اگر کسی میخواهد امام زمان(عج) را بشناسد آن دعا را باید کلمه، کلمه با ترجمه بخواند و خصال امام زمان(عج) را بشناسد.
«الْوَلِيّ النَّاصِحُ» خیرخواه به جهت جهان بشریت
«سَفِينَةَ النَّجَاةِ» کشتی نجات برای افرادی که در حال غرق شدن هستند.
«عَلَمِ الْهُدَىٰ» پرچم برافراشته برای کسانی که راهشان را گم کردند.
«وَ نُورِ أَبْصارِ الْوَرَىٰ» نور چشم تمام مردم دنیا، تو باعث بینایی تمام مردم دنیا هستی.
«وَ مُجَلِّي الْعَمَى» نابینایی و نا آگاهیها را تو از بین میبری. بینا کنندهی چشمهای دلها هستی.
وقتی این دعا را تا آخر میخوانی و خصال را یکییکی میشُماری و کنار یکدیگر میگذاری به یک نتیجه میرسی. آن نتیجه این است که میفهمم و معرفت پیدا میکنم که انقلاب حضرت صاحبالزمان(عج) یک انقلاب فرهنگی است؛ نه یک انقلاب جنگی. نشاندهندهی راه، نجات دهندهی غرقشدگان، علم الهدی، نور چشم دلها، بالا برندهی فکرها، زیاد کنندهی عقلها، صاحب بزرگترین انقلاب فرهنگی جهان که فرهنگ خدا را بر تمام جهان نهادینه میکند و نه با جنگ و خونریزی با یک انقلاب فرهنگی و این خیلی دانستنش مهم است؛ مانند خود پیامبر(ص)؛ مگر پیامبر(ص) جنگیدند؟ با پیامبر(ص) جنگ کردند پیامبر(ص) دفاع کردند. جالب است بدانید که پیامبر(ص) یک نفر را در هیچ جنگی نکشتند. ایشان رحمة للعالمین هستند نیامدهاند که بکشند آمدهاند که هدایت کنند. بدنشان پُر از زخم میشد و یک نفر را نمیکشتند، وسط دشمن احاطه میشدند و یک نفر را نمیکشتند چون رحمة للعالمین هستند و انقلابشان انقلاب فرهنگی بود.
شباهت امام زمان(عج) به نور و آب
ما حدیث داریم که امام زمان(عج) را به دو چیز تشبیه میکنند:
اول: به نور آفتاب عالم تاب که با انرژی خودش، عالم را نگه میدارد و گرما و زندگی میدهد و با روشنایی خودش عالم را از ظلمات خارج میکند.
دوم: به «ماء معین»
«قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتيکُمْ بِماءٍ مَعينٍ»[1]؛ «بگو: به من خبر دهید، اگر آب شما (در چشمهها و چاهها و رودها) در زمین فرونشیند، کیست که برای شما آبی روان و گوارا بیاورد؟!»
امام را به چشمهی جوشان که مدام آب از آن میجوشد تشبیه کرده است. دو کانون زندگی؛ خورشید و آب که زندگی مدیون این دو چیز است؛ یعنی امام زمان(عج)، کانون هدایت و حیات و محبت هستند، کانون پرورش و تربیت هستند. حضرت مهدی(عج) چنین موقعیتی دارند. نیامدهاند که مردم را بکشند بلکه آب هستند، آمدهاند که زندگی بدهند. خورشید هستند و به مردم نورانیت میدهند؛ آنهم در بدترین زمانها یعنی وقتی مردم به تاریکی و ظلمات برگشتند.
سخن از امیرالمؤمنین علی(ع) است که فرمودند: زمانی بر مردم فرا میرسد که مقرب و عزیز نباشد جز سخنچین (سخنچین نزد خداوند بدترین مردم است فرهنگ مردم چنان تغییر میکند که بدترین مردم نزد آنها مقربترین مردم میشود. دوست داریم برایمان اطلاعات بیاورند و آبروی مردم را نزد ما ببرند! بدترین پیش خدا میشود و بهترین نزد مردم!) روشنفکر و امروزی شمرده نمیشود به جز فاجر (اهل پیشرفتش میدانند) و تحقیر نگردند جز افراد با انصاف (اگر یک شخص انصاف داشته باشد مسخرهاش میکنند). در آن زمان دستگیری از مستمندان زیان به شمار میآید، صلهرحم را لطف و بزرگواری محسوب میکنند، عیادت بیمار را وسیلهی برتری بر مردم میشمارند و آن را ثواب نمیدانند، به تمام وظایفی که باید انجام دهند به وسیلهی آن وظایف فخرفروشی میکنند و در این زمانه مهدی(عج) میآید و انقلاب فرهنگی انجام میدهد.
معرفت به امام زمان(عج) از وظایفمان است. اگر امروز به تولد حضرت اباالفضل العباس(ع) نشستیم، افتخار حضرت اباالفضل(ع) به معرفت امام زمان است، به علی (ع) شناسی و امام حسین(ع) شناسی است.
حضرت بقیةالله(عج): «السَّلامُ عَلَی أبى الفَضلِ العَبّاسِ بنِ أمیرِ المُؤمِنینَ، المُواسى أخاهُ بِنَفسِهِ الْآخِذِ لِغَدِهِ مِنْ أَمْسِهِ الْفَادِی لَهُ الْوَاقِی السَّاعِی إِلَیْهِ بِمَائِهِ الْمَقْطُوعَةِ یَدَاهُ»؛ «سلام بر اباالفضل عباس، پسر امیر مؤمنان(ع) کسی که: جان خود را نثار برادرش کرد، تمام دنیای خود را وسیلهی آخرت قرار داد، فدای برادرش شد، نگهبان بود و سعی بسیار کرد تا آب را به لبتشنگان برساند، دو دستش در جهاد فی سبیل اللّه قطع شد»
علیین و مقام حضرت اباالفضل(ع)
در فرازی دیگر امام صادق(ع) میفرمایند: «أَشْهَدُ أَنَّکَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْکُلْ وَ أَنَّکَ مَضَیْتَ عَلَى بَصِیرَةٍ مِنْ أَمْرِکَ مُقْتَدِیا بِالصَّالِحِینَ وَ مُتَّبِعا لِلنَّبِیِّینَ»؛ «شهادت مىدهم که سرسوزنی تو سستى نورزیدى و باز نایستادى و بر آگاهى از کارت و در حال پیروى از صالحان و پیروى از پیامبران از دنیا رفتى.»
«وَ رَفَعَ ذِکْرَکَ فِی عِلِّیِّینَ»؛ یعنی «خدا ذکر تو را در ملأ اعلی بالا برد»
در دنیا ذکر حضرت اباالفضل(ع) چقدر بلند است؟ در برزخ چقدر بلند است؟ در هفت آسمان ذکر حضرت اباالفضل(ع) چقدر بلند است؟ خدا میداند اما اینها گنجایش ذکر اباالفضل(ع) را ندارند، خداوند ذکر اباالفضل(ع) را در «علیین» بزرگ کرده است و آنجا نامشان را میبرد.
علیین کجاست؟ جایگاه چه کسانی است؟ چه کسانی آنجا جمع میشوند؟ چرا این را فقط در باب حضرت اباالفضل(ع) فرمودند که ذکر تو در اعلیعلیین بالا برده میشود؟
این مطلب از امام صادق(ع) است و ایشان به ابوحمزه ثمالی بیان کردند و این زیارت را یاد دادند. برای اینکه این موضوع را بفهمیم، اول باید بفهمیم که رفعت ذکر چیست؟ و دوم اینکه باید ببینیم که عالم علیین چه عالمی است؟
باید سراغ قرآن برویم. قرآن یک نفر را میگوید که ذکرت در علیین بلند است. یکی را قرآن میگوید و یکی را امام صادق(ع). قرآن به چه کسی میگوید؟
«أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ* وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ* الَّذي أَنْقَضَ ظَهْرَکَ* وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ»[2]ما ذکر تو را رفعت دادیم. این را به پیامبر اکرم(ص) میفرماید. نهایت ذکر تو همهی آسمانها را میپیماید.
آنجا چه جور جایی است که ذکر تو بالا میرود؟
«كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ* وَ ما أَدْراکَ ما عِلِّيُّونَ»[3]؛ «نه؛ چنین است، در حقیقت، کتاب نیکان در «علیین» است.* و تو چه میدانی که علّیّین چیست!»
علیین جایگاهی است که کتاب ابرار و نامهی عمل خوبان در آن مکان ملکوتی قرار میدهند و خوبان را به آنجا میبرند و میگویند بنشینید و این نامهی عمل را تماشا کنید. عالم «علیین» عالم مُلک نیست بلکه عالمی است از جهان باطن و از عالم ملکوت. در آن نقطه، در آن جهان که جهان ملکوت است، جهان باطن است، نیکان و مقربان جایگاه میگیرند و کتاب اعمال ابرار و نیکان را به آنجا می برند و نامشان را میخوانند و نامهشان را باز میکنند. ابرار نامهشان این است؛ تا مقربان تماشا کنند و ببینند. در آن مکان و جایگاه که مقربان جمع میشوند و نامهی ابرار را میبرند، خدا اسم اباالفضل(ع) را بالا میبرد، خدا نامهی اباالفضل(ع) را باز میکند. «علیین» در فرهنگ عرب یعنی مراتب بلند و عالی، همراه جلال و جبروت.
یک مثل میزنم؛ یک نخستوزیر مقامش بلند است اما جلال و شکوه ندارد، یک فرمانده کل قوا مقامش بلند است اما جلال و شکوه هم دارد. هرگاه یک انسان جلال و شکوه داشت و مقام بلند داشت خدا او را به علییون میبرد. درک این مراتب عالی به بیان نمیآید چون خود خداوند فرمود: «كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ* وَ ما أَدْراکَ ما عِلِّيُّونَ* کِتابٌ مَرْقُومٌ* يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ»
در آن جایگاه کتاب را باز میکنند، مقربان تماشا میکنند و اولیا و مقربان و انبیا تبرک میجویند. زبان عاجز است چون خدا میفرمایند: «تو نمیدانی علیین چیست.» آنجا همه میآیند تماشا کنند تا ببینند که ابرار در نامهی اعمالشان چه دارند. نمیگوید در آن مکان ذکر اباالفضل(ع) میگوییم و نامهی عمل اباالفضل(ع) را میآوریم؛ نه خدا آنجا مقام تو را بالاتر قرار میدهد. بالاترش چیست؟ دیگر ما نمیفهمیم.
آیا به جبرئیل میگوید این نامه را باز کن؟ نامهی اباالفضل(ع) را باز کن بگذار رسولالله(ص) ببیند که در مکتبش چه کسی تربیت شده است. بگذار علی(ع) ببیند چه پسری دارد، بگذار امام حسین(ع) ببیند چه برادری دارد، بگذار موسی(ع) ببیند که در مکتب رسولالله(ص) چه تربیت شده است. بگذار عیسی و ابراهیم(ع) بینند. یا خود خدا باز میکند و نشان میدهد که همهی ساکنان که اهل عزت هستند عزت اباالفضل(ع) را ببینند؛ اهل مقام هستند، مقام حضرت اباالفضل(ع) را ببینند.
چرا در دنیا این مقام را نشان نمیدهد؟ چون دنیا کوچک است و دنیا لیاقت ندارد که مقام حضرت اباالفضل(ع) نشان داده شود باید صبر کنند «يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ»[4] آنجا که پردهها کنار میرود آنجا رفعت مقام اباالفضل(ع) وقتی دیده شد، همه غبطه میخورند. حتی حمزه سیدالشهدا و عمویشان جعفر طیار به مقامشان غبطه میخورند.
بال ملائکه از نور امیرالمؤمنین علی(ع) است. از نور علی(ع) خداوند دو بال به اباالفضل(ع) داد، مدام بالا و پایین میرود و در صعود و نزول است. تو را جان مادرتان امالبنین یک روز در خانهی ما هم نزول کن.
اولین پنجشنبهی ماه شعبان است. امروز بهشت را زینت میکنند. امروز دو رکعت نماز دارد و در هر رکعت 100 مرتبه سورهی توحید دارد. بعد از دو رکعت و سلام نماز، 100 مرتبه صلوات بفرستید. امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: هر کس این دو رکعت نماز را بخواند هر حاجتی دارد خداوند برایش برآورده میکند چه حاجت دنیوی و چه حاجت اخروی. اگر امروز را روزه بگیرد خداوند بدنش را به آتش جهنم حرام میکند. آسمانها را زینت میکنند و فرشتگان ندا میکنند: خدایا روزهداران این ماه را بیامرز، خدایا دعای دعاکنندگان این ماه را مستجاب کن.
در ماه شعبان چه چیزهایی باید کسب کنیم؟
در ماه شعبان سه چیز را باید کسب کنیم که اگر کسب نکنیم باختهایم. سه چیزی که به همدیگر مربوط هستند که اگر این سه چیز را کسب نکنیم و به دست نیاوریم باختهایم و از دست دادهایم.
کلید این سه تا دست پیامبر اکرم(ص) است.
«أُولئِکَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»[5]؛ «آنها هستند که بر آنها درودها و رحمتی از جانب پروردگارشان میرسد و آنها هستند که رهیافتهاند.»
اینجا مفسرین در تفسیر آیه نوشتهاند: صلوات خداوند به بنده یعنی خداوند به سمت بنده انعطاف نشان میدهد و به سمت بنده برمیگردد و نگاهش میکند و وقتی نگاهش کرد، رحمت خدا شامل حالش میشود.
صلوات ملائکه یعنی اینکه ملائکه به بنده برمیگردند و انعطاف نشان میدهند و رحمت را از خداوند میگیرند و به این بنده میرسانند.
دقت کنید، رحمت خدا یعنی هدایت بشر. خدا ما را رحمت میکند یعنی اینکه خدا ما را میآمرزد. مقدمهی این رحمت که خدا ما را هدایت کند به قرآن و پیامبر(ص) و ائمه و به سمت خودش و به سمت بهشت، مقدمهاش صلوات است. اول خدا بر ما صلوات میفرستد سپس رحمتش را شامل حال ما میکند و هدایت شامل ما میشود و سپس خداوند مغفرتش را شامل حال ما میکند.
پس صلوات شد مقدمهی رحمت؛ و رحمت شد نگاه خداوند به ما که باعث هدایت ما میشود.
اما مغفرت: مغفرت به معنای ستر و پوشاندن چیزی است. چه جور ستری؟ اگر چیزی پوشانده شود اما روزی من را نسبت به آن عیب مواخذه کنند، ستر صورت نگرفته است. ستر و مغفرت عبارت از آن است که خدا ببخشد و اثر گناه را بردارد و دیگر هرگز راجع به آن گناه ما را مواخذه نکند و بقایای آن را در ما باقی نگذارد. این، مغفرت کامل است. چنان چشم بپوشد که دیگر ما را هیچ وقت مواخذه نکند نه در دنیا و نه در آخرت.
این سه تا کلیدش دست پیامبر اکرم(ص) است و پیامبر اکرم(ص) رحمة للعالمین هستند و این ماه، ماه ایشان است.
چه کنم صلوات خدا و ملائکه را بگیرم؟
چه کنم صلوات خدا و ملائکه را بگیرم و خدا به من رو کند و رحمتش شامل حالم شود؟
چرا این ماه، ماه صلوات است؟
امام صادق(ع) فرمودند: کسی که بر پیامبر(ص) صلوات بفرستد، خدا و فرشتگان بر او 100 صلوات میفرستند یعنی خدا به او 100 بار نگاه میکند و 100 باب رحمت به رویش باز میکند. او 100 تا صلوات بفرستد، خدا و فرشتگان 1000 تا میفرستند. او 1000 تا بفرستد، خدا فرشتگان 10000 تا میفرستند و بعد فرمودند: نشنیدید که خداوند فرموده است: «هُوَ الَّذي يُصَلّي عَلَيكُم وَمَلائِكَتُهُ لِيُخرِجَكُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ ۚ وَكانَ بِالمُؤمِنينَ رَحيمًا»[6] ؛ «اوست کسی که با فرشتگانش به شما درود میفرستد تا شما را از تاریکیها به سوی نور ببرد و او نسبت به اهل ایمان، مهربان است.»
امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: بهواسطهی صلوات، به رحمت الهی میرسید پس بر پیامبرتان و آلش بسیار صلوات بفرستید.
«وَبَشِّرِ الصَّابرِینَ الَّذینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»[7] ؛ «بشارت بر صابرین و کسانی که وقتی مشکل و مصیبتی بر آنها وارد میشود میگویند ما از خدا هستیم و به سوی خدا برمیگردیم» ایشان همان کسانی هستند که درودها و رحمت خدا شامل حالشان میشود و هدایتشونده هستند. خدا به اهل صبر، صلوات میفرستد و رحمت الهی شامل حالشان است و ملائکه این رحمت را برایشان میآورند.
رسول اکرم(ص) فرمودند: خدا و ملائکه صلوات میفرستند به اهل استغفار و کسانی که اهل سحرخیزی هستند.
چرا در این ماه در روز بیش از 70 بار استغفار داریم؟ چون ماه رحمت است.
رسول اکرم(ص) فرمودند: سحر بلند شوید حتی به اندازهی نوشیدن جرعهای آب.
راههای کسب رحمت الهی
کسانی که به خدا ایمان آوردند و به او تمسک جستند و پیروی از قرآن و پیامبر(ص) کردند و تبعیت از ایشان کردند، خدا به زودی آنها را در رحمت و سایهی خود وارد میکند و به راه راست خود هدایت میکند.
ایمانِ زبانی نه، بلکه ایمان عملی. ایمان به خدا و تمسک به قرآن و پیامبر(ص) موجب رحمت خداوند بر ما میشود.
هر کس علی(ع) را دوست داشته باشد، خدا حکمت را در قلبش محکم میکند و این حکمت قلبی را خداوند بر زبانش جاری میکند و حکیمانه حرف میزند و هدایت میکند؛ و خدا برای او دری از رحمت میگشاید.
«وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ ۚ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ ۖ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ»[8]؛ «و سرنوشت ما را هم در این دنیا و هم در عالم آخرت نیکویی و ثواب مقدر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم. خدا فرمود: عذابم را به هر که خواهم رسانم و رحمت من همهی موجودات را فرا گرفته و البته آن را برای آنان که راه تقوا پیش گیرند و زکات میدهند و به آیات ما میگروند لازم خواهم کرد.»
رسول اکرم(ص) فرمودند: برای هر کس خدا باب دعا باز کرده است، خدا به وسیلهی این دعا برای او درب رحمت باز میکند.
دربارهی این رحمت الهی یک آیه در سورهی شوری داریم:
«وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ ۚ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ»[9]؛ «اگر خدا میخواست همهی مردم را یک امت قرار میداد ولی او هر کس را بخواهد در رحمتش وارد میکند و ستمگران هیچ دوست و یاوری ندارند.»
جالب اینجاست که امام صادق(ع) میفرمایند: منظور از این رحمت، ولایت علی بن ابیطالب(ع) است. (خداوند اگر میخواست میتوانست محبت علی (ع) را بر تمام قلبها وارد کند اما همهی دلها لیاقت این رحمت را ندارد.)
راههای کسب مغفرت
«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»[10]؛ «بگو (ای پیغمبر): اگر خدا را دوست میدارید مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد و خدا آمرزنده و مهربان است.»
ای کسانی که میگویند ما خدا را دوست داریم، منِ پیامبر را اطاعت کنید در آن صورت خدا شما را دوست خواهد داشت و خدا گناهانتان را میپوشاند.
«إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ»[11]؛ «مگر آنان که دارای ملکه صبر و عمل صالحاند که بر آنها آمرزش حق و اجری بزرگ است.»
«أَ فَلا يَتُوبُونَ إِلَي اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ»[12]؛ «پس چرا آنها به سوی خدا باز نمیگردند و از او آمرزش نمیطلبند؟ در حالی که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.»
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ»[13]؛ «خدا به آنان که ایمان آورده و کار شایسته کردند وعدهی آمرزش و اجر عظیم فرموده است.»
«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا»[14]
«همانا مردان و زنان تسلیم فرمان خدا و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان اطاعت پیشه و مردان و زنان راستی پیشه و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان خاشع و مردان و زنان بذل کننده در راه خدا و مردان و زنان اهل روزه و مردان و زنان حفظکنندهی خود از انحراف جنسی و مردان و زنانی که بسیار یاد خدا میکنند، خدا برای آنان آمرزش و اجری بزرگ آماده کرده است.»
ماه شعبان است، روی این مسائل کار کنید و آنها را به دست بیاورید؛ اما یک راه نزدیکتر هم وجود دارد. شب زیارت کربلا است.
شریعهی فرات پایین بود و دشمن بالا بود و با عمود و میلههای آهنی بر سر اباالفضل(ع) میزدند. این سؤال دارد من را میکشد که وقتی اسرا را آوردند و سرها را جلوی آنها گذاشتند آیا هیچکدام از آنها حضرت اباالفضل(ع) را شناختند؟ آیا با آن سروصورتی که حضرت اباالفضل(ع) پیدا کرده بود کسی ایشان را شناخت؟ تیر سه شعبه بر چشم بخورد و از پشت سر بیرون بیاید میدانید با صورت چه میکند؟ آیا سر عمویشان را شناختند؟ چقدر نگاه کردنند بین سرها تا ببینند سر عمو جانشان کدام است. شاید آن راوی راست گفته که سری را به گردان اسبی آویزان کرده بودند که با همهی زخمها مانند ماه شب چهارده نور میداد.
یک راه میانبر سراغ دارم که هر سهراه را کسب کنیم هم صلوات خدا و ملائکه را بگیریم و هم رحمت و هم مغفرت خدا را کسب کنیم. آن راه میانبر چیست؟
زیارت قبر امام حسین(ع). در زیارت عاشورا میخوانیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی مَقَامِی هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ»؛ «خدایا! در این مقام که مصیبت شهادت امام بر جانم نشسته، مرا جزو کسانی قرار ده که از طرف تو صلوات و رحمت و مغفرت دریافت کردهاند.»
با زیارت عاشورا این سه تا را در لحظه به تو میدهند.
امشب ذکر میگوییم و آسانترین راه توسل به قمر بنیهاشم(ع) این توسل است: 133 مرتبه صلوات و 133 مرتبه یا عباس یا عباس و 133 مرتبه صلوات.
[1] آیهی 30 سورهی ملک
[2] آیات 1 الی 4 سورهی انشراح
[3] آیهی 18و 19 سورهی مطففین
[4] آیهی 9 سورهی طارق
[5] آیهی 157 سورهی بقره
[6] آیهی 43 سورهی احزاب
[7] آیهی 156 سورهی بقره
[8] آیهی 156 سوره اعراف
[9] آیهی 42 سورهی شوری
[10] آیهی 31 سورهی آلعمران
[11] آیهی 11 سوره هود
[12] آیهی 74 سورهی مائده
[13] آیهی 9 سورهی مائده
[14] آیهی 35 سورهی احزاب