راه پیدا کردن، به وجود امام زمان(عج)
چهار دستور جناب میرزا جواد ملکی تبریزی برای سلوک مهدوی داشتن.
جنبهی جسمانی و معنوی انسان
چرا روزه دارویی برای درمانهای روحی است؟
نتیجهی روزه چیست؟
ماه مبارک رمضان، ماه دعاست و هیچ دعایی بدون توسل پذیرفته نمیشود. راه قبولی دعا به درگاه خداوند تبارک و تعالی از درِ خانهی اهلبیت عصمت و طهارت(ع) میگذرد و لا غیر. هر اجابت دعایی از درب خانهی اهلبیت(ع) میگذرد؛ یا باید به پیامبر اکرم(ص) و یا به یکی از اولاد پیامبر(ص) توسل بگیریم و نَمِ اشکی بریزیم و دعایی بکنیم تا دعایمان به درگاه خداوند تبارک و تعالی پذیرفته شود. هیچ معرفتی بدون توسل به دامن اهلبیت(ع) برای ما حاصل نمیشود. ما نمیتوانیم بدون توسل به اهلبیت(ع) به معارف قرآن، نور قرآن و هدایت قرآن دست پیدا کنیم. و همچنین نمیتوانیم به کمال و معنویت قرآن، به جلال و جبروت قرآن دست پیدا کنیم.
ما نمیتوانیم بدون توسل به دامن اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به کُنه و کمال هیچ عبادتی دست پیدا کنیم. نه نماز ما، نه روزهی ما، نه حج ما، نه خمس ما، نه زکات ما و نه امر ما و نه نهی ما و …، هیچ کدام به درگاه خداوند به کمال خودش نمیرسد مگر با توسل به اهلبیت عصمت و طهارت(ع).
ماه مبارک رمضان است، دیروز به امام حسین(ع) متوسل شدیم و امروز میخواهیم به بزرگواری متوسل شویم که بزرگان میفرمایند امضای ایشان موردقبول خداوند تبارکوتعالی، موردقبول پیامبر(ص)، موردقبول امیرالمؤمنین علی(ع) و موردقبول ائمهی معصوم(ع) است. اگر ایشان امضا کردند به عزتشان قسم، خداوند نه نمیگویند. اگر امضا کرد؛ پیامبر(ص)، ائمهی اطهار(ع) هیچکدام به این امضا، نه نمیگویند و به این امضا تأییدیه میگذارند.
ذکر مصیبت
من امروز میخواهم ذکر مصیبتم را به یک مادر جوان اختصاص بدهم که چهار فرزند کوچک داشت و خودش بیمار بود. نه بیماری که تب داشته باشد. بیماری که ستون فقرات خُرد شده و دست و بازو ورم کرده بود، سینه مجروح و خونین، صورت کبود و ورم کرده بود. مادری که سه ماه و اندی است بیمار است و هنگامی که فرزندانش میخواستند او را ببوسند، کف پای او را میبوسیدند زیرا هرنقطه از بدن ایشان دردناک بود. ایشان روز آخر وقتی حس کردند که وقت رفتن است به چهار فرزندشان نگاه کردند و امیرالمؤمنین علی(ع) را صدا کردند و فرمودند: علی جان! مقداری آرد فراهم کن تا با هم خمیر درست کنیم میخواهم طبقی نان بپزم.
(چرا بیبی میخواستند نان بپزند؟ زیرا ایشان احساس میکردند خانه، خانهی عزاداری شود، بچههایشان گرسنه میمانند. برای همین یک طبق نان آماده کردند تا فرزندان، نان برای خوردن داشته باشند.) به سختی به کمک امیرالمؤمنین(ع) نان را آماده کردند. حال با خود میگوییم: فاطمه جان! فرزندانتان پدری مانند امیرالمؤمنین علی(ع) را داشتند، کنیزانی مانند فضه، مانند اسما، مانند ام ایمن داشتند. آنها نمیگذاشتند فرزندان احساس گرسنگی کنند. آنها هنگامیکه سفرهی غذا را پهن میکردند، امیرالمؤمنین علی(ع) با اشک غذا میخوردند تا بچهها غذا بخورند. با همهی اینها که پدری مانند علی(ع) بود و کنیزان بودند باز شما نگران بودید و نان پختید که فرزندان گرسنه نمانند. اما دلها بسوزد برای حسین(ع) با اطفال گرسنه و تشنه در روز عاشورا که چند روز غذا نخورده بودند و معلوم نبود که چند روز بعد هم غذا به آنها داده شود یا نه. ابیعبدالله(ع) یکچیز را از شما یاد گرفته بودند، ایشان دیده بودند که شما نان پختید و کنار گذاشتید. شب شام غریبان زینب(س) در حالی که چوب نیمسوخته به دست داشت و دور یتیمها میگشت، دیدند از دور سیاهی پیدا شد. ایشان صدا زدند: کیستی؟ همانجا بمان اینجا مُشتی یتیم و مجروح و مُشتی زن و بچه گرفتار هستند.
صدا جواب داد: تو خواهر حسین(ع) هستی؟ ایشان فرمودند: بله. صدا گفت: اذن بده جلو بیایم. جلو آمد و طبقی از نان را زمین گذاشت و گفت: چند روز قبل امام حسین(ع) به خیمهی من آمدند و پولی به من دادند و فرمودند: ای زن بادیهنشین! مقداری نان بپز و در این شب به خیمهی خواهرم برو و به ایشان بده که اطفالم گرسنه هستند.
اکنون خدا را قسم میدهم به آن نگرانی امام حسین(ع) که خداوند را وکیل خود قرار دادند تا قلبشان آرام بگیرد خداوند همهی نگرانیها را از امت پیامبر(ص) و از شیعیان ابیعبدالله(ع) دور بگرداند.
اولین وظیفهی ما بعد از اشک ریختن دعا کردن برای فرج امام زمان(عج) است. بحث را از اینجا شروع میکنیم که در ماه مبارک رمضان در کنار قرائت قرآن باید سلوک مهدوی هم داشته باشیم.
راه پیدا کردن به وجود امام زمان(عج)
بزرگان ما و روایات گوناگون همه بر این عقیدهاند که راه پیدا کردن به وجود مهدی(عج) امکان پذیر است. اگر این کار امکان پذیر نبود تکلیف ما معلوم بود. در آن زمان هر کس گوشهای مینشست تا آقا ظهور کنند؛ اما همهی بزرگان فرمودهاند: با تلاش و تقلا کردن راه به وجود امام(ع) پیدا میشود، با نشان دادن اشتیاق از خودمان (حال این اشتیاق ممکن است روزانه، در عملکردت و در خودسازی خودمان باشد) راه به وجود امام زمان(عج) پیدا خواهد شد.
تمام کسانی که راه را پیدا کردند و به آن وجود گرامی رسیدند بُخل نکردند و ما را راهنمایی کردند و به ما آدرس دادند و نشانههای لازم را به ما دادند تا ما جاماندگان هم اگر بخواهیم راه را پیدا کنیم.
یکی از این بزرگان عارف سالک، میرزا جواد ملکی تبریزی(ره) بودند که سرچشمهی نور و معرفت بودند. بزرگواری که هرساله ماه شعبان شروع میکرد به روزه گرفتن تا پایان ماه مبارک رمضان. ایشان در قنوتهای نماز شبهایشان سوزوگدازهای عجیبوغریب داشتند و درنهایت در تکبیر الحرام نماز مغرب (دستها دَم گوششان) جان به جان آفرین تسلیم کرد.
قبر مطهر ایشان در قبرستان شیخان قم است. مرحوم امام خمینی(ره) با گوشهی عبایشان قبر ایشان را پاک میکردند و بعد میبوسیدند و بعد بر چشمشان میگذاشتند و میفرمودند: قربان خاک قبرتان شوم که از آن نیز نور بر میخیزد.
حضرت آیتالله حاج سید جعفر شاهرودی میفرماید: شبی در شاهرود خواب دیدم که در صحرایی حضرت صاحبالزمان(عج) با جماعتی به نماز جماعت ایستاده بودند. جلو رفتم که جمال حضرت را زیارت کنم و دستشان را ببوسم. چون نزدیک شدم شیخ بزرگواری را دیدم که متصل به امام زمان(عج) ایستاده بود و آثار جمال و وقار و بزرگواری از وجناتش پیدا بود. از خواب بیدار شدم و شروع کردم به دنیال آن شیخ گشتن. از شاهرود به مشهد رفتم، حوزهها را گشتم اما ایشان را نیافتم، به تهران آمدم اما باز ایشان را نیافتم. به حوزهای در قم رفتم و در یکی از حجرههای مدرسهی فیضیه ایشان را دیدم که در حال درس دادن بودند. ایستادم تا درسشان تمام شود. از شخصی پرسیدم: ایشان چه کسی هستند؟ او گفت: میرزا جواد ملکی تبریزی. وقتی جلو رفتم، بزرگوار من را نگاه کردند گویا جریان را میدانستند و سپس شروع کردن با من سخن گفتن.
چهار دستور جناب میرزا جواد ملکی تبریزی برای سلوک مهدوی داشتن
این بزرگوار برای راه یافتن به وجود امام زمان(عج) به ما چهار دستور میدهند. کسانی که میخواهند سلوک مهدوی داشته باشند به چهار مطلب باید توجه داشته باشند:
اول، اینکه بعد از سلام هر نماز واجب سه مرتبه سورهی «قل هو الله احد» را به حضرت صاحبالزمان(عج) هدیه کنند.
شخصی در اصفهان شاگرد نانوایی بود، نقل میکند: مدت طولانی بود که غذایم نان خالی بود. کارم تمام میشد صاحبکارم یک نان به من میداد. یک روز به گلستان شهدا رفتم و بر مزار آیتالله ابرقویی یک سورهی «حمد» خواندم. ایشان شب به خوابم آمدند و فرمودند: حمدت به من رسید. میدانم مشکلت چیست نان داری اما خورشت نداری. گفتم: آقا! من که چیزی نگفتم. فرمود: لازم نبود بگویی حمدت به من رسید و من از دردت باخبرم از فردا خورشت هم به تو میرسد. از فردای آن روز نانوا به من هم پول داد و هم نان.
به نظر ما شاید «حمد» کوچک باشد. «حمد» نردبان معراج خداوند است. خداوند وقتی «حمد» را معرفی میکند، «حمد» را در یک کفه و قرآن عظیم را در کفهی دیگر میگذارد.
دوم؛ خواندن دعای معرفت. امام جعفر صادق(ع) به زراره فرمودند: برای آن جوان (حضرت مهدی(عج)) قبل از آنکه قیام کند غیبتی است، او منتظر است، او کسی است که در ولادتش شک به وجود میآید، او منتظر است و خداوند در این دوران انتظار، شیعیان او را امتحان میکند. در آن زمان شک و تردید به سوی اهل باطل روی میآورد. ای زراره! تو اگر آن زمان را درک کردی این دعا را بخوان که این دعا معروف به دعای معرفت است.
«اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ، لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ دينى»
خدایا خود را به من بشناسان، زیرا اگر خود را به من نشناسانی فرستادهات را نشناختهام، خدایا فرستادهات را به من بشناسان، زیرا اگر فرستادهات را به من نشناسانی حجّتت را نشناختهام، خدایا حجّتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه میشوم.
این سه معرفت، مانند سه حلقهی زنجیر به هم متصل هستند. این دعای شریف به دعای معرفت معروف است. اهل معرفت توصیه کردند که پس از هر نماز واجب این دعا را بخوانید. (خداوند خانم مالک(ره) را رحمت کند ایشان به ما میگفتند: اگر توفیق شد نماز شب خواندید در قنوت نماز شبتان این دعا را بخوانید. من میشنیدم که ایشان در قنوت بسیاری از نمازهایشان این دعای معرفت را میخواندند.)
سوم؛ مداومت بر «دعای عهد» که این دعا به دعای نور معروف است.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند: هر کس چهل صبح، خدا را با این دعا بخواند از انصار مهدی(عج) ما خواهد بود و اگر قبل از ظهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبرش زنده بیرون خواهد آورد (قدرت این دعا به قدری است که فردی که این دعا را میخواند به دنیا رجعت میکند و خدا او را زنده از قبرش بیرون خواهد آورد تا در رکاب امام زمانش(عج) خدمت کند.) و در برابر هر کلمه از این «دعای عهد» خداوند هزار حسنه برایش مینویسد، و هزار گناه را از او محو میکند.
صاحب کتاب مکیال مینویسد: یکی از بهترین دعاها در زمان غیبت امام زمان(عج) «دعای عهد» است.
صاحب مکیال، به صورت مستند آورده است که دعا کردن برای امام زمان(عج) در دوران غیبت، برای دعا کننده 102 فایده دارد. «دعای عهد» در برآینده عهد و پیمان جدید روزانه با امام زمان(عج) و تقاضای ملاقات با ایشان است.
همانطور که گفتم اگر قرار است مسبحات را بخوانیم تا به وجود امام زمان(عج) راه پیدا کنیم باید به محتویاتش عمل کنیم. اگر بنا باشد «دعای عهد»، برای ما موجب شود که ما 102 فایده ببریم، و در ازای هر کلمه هزار حسنه نصیب ما شود، و هر کلمه هزار گناه را از ما بزداید و رجعت کنیم و در رکاب امام زمان(عج) باشیم و خدمتگزار ایشان باشیم؛ با دقت کردن در معارفش و عمل کردن به آن معارف، حاصل میشود.
در این دعا آرزوی ما چیست؟ و آن مدینهی فاضله چیست و ساکنان آن مدینهی فاضله چه کسانی هستند و کارگزارانش چه خصلتهایی دارند و چه شیوههایی برای زندگیشان دارند؟ تنها خواندن آن دعا کافی نیست بلکه دقت به محتوای آن مهم است.
جنبهی جسمانی و معنوی انسان
ماه مبارک رمضان است و هر ساله باید تلاش کنیم که به معرفتمان اضافه کنیم و به تکالیف شرعیمان عمل کنیم. همهی شما میدانید که انسان دارای دو جنبه است. جنبهی جسمانی و جنبهی معنوی و روحی. انسان موظف است که هر دو جنبه را مراقبت کند. انسان باید وسایل رشد هر دو جنبه را فراهم کند. انسان باید به هر دو جنبه معرفت پیدا کند. جنبهی جسمانی ما را چه چیز ضعیف میکند و از پا درمیآورد و یا تقویت میکند؟ چه کسی میتواند به من کمک کند تا من از جسم و روحم به نحو احسن استفاده کنم و بهره ببرم؟
برای اینکه بُعد روحانی و معنوییمان را رشد بدهیم و به کمال برسانیم و تقویت کنیم، راهکار لازم را باید پیدا و اجرا کنیم. راه کار لازم برای رشد بُعد معنوی و بُعد روحانی ما یکچیز بیشتر نیست؛ و آن تقوای الهی و پرهیزکاری است. اگر انسان بخواهد خود را پرورش بدهد و بزرگ کند و به طهارت و کمال مطلوب برسد باید هوای نفسش را مهار کند و موانع رشد خود را از مسیر بردارد، باید پرهیزکار باشد، باید متقی باشد.
یکی از وسایل رشد بعد روحانی و از آثار این تقوا، روزهی ماه مبارک رمضان است. ماه مبارک رمضان ماه رحمت است. چرا خداوند در ماه رحمت بندگانش را گرسنگی میدهد؟
از آنجا که خداوند نسبت به بندگان خودش نهایت رأفت و محبت را دارد و از آنجا که میداند بندگانش به انواع بیماریها مبتلا هست، مانند یک طبیبی حاذق داروی مناسب را برایشان تجویز کرده است. روزه برای بُعد جسمانی را، اطبا باید بحث کنند که با بدن انسان چه میکند. یکی از بدترین مرضها و گرفتاریها امراض روحی است. امراض روحی ما را لاغر نمیکند، به ما سردرد نمیدهد، به ما دلدرد نمیدهد. وقتی روحمان بیمار میشود، وقتی شهوات و هوای نفس بر ما غالب میشود ما را به بیماری فراق از آن محبوب اصلی، یعنی خدای تبارکوتعالی دچار میکند؛ و جز معصومین(ع) همه به این مرض گرفتار هستیم. حتی اولیا الهی از این بُعد ناله میکنند. جسم که مریض میشود در یک جای بدن اثرش را نشان میدهد؛ اما بیماریهای معنوی اینطور نیست. بخل، برای ما دندان درد نمیآورد. ما را از قرب الهی دور میکند. حسادت، ما را از قرب الهی دور میکند و ما را به مرض فراق مبتلا میکند.
چرا روزه دارویی برای درمانهای روحی است؟
خدای مهربان برای اینکه این درد ما را درمان کند و ما را به آن مقام قرب برساند و رفع مرض برایمان بکند به ما روزه را واجب کرده است. روزه، دارویی است برای درمانهای روحی تا انسان را به آن قرب معنوی برساند. زیرا:
دقیقا در همان حالی که امام حسین(ع) در ظهر عاشورا بودند، حالت گرسنگی و تشنگی و عطش و در حال سجده. اصلاً ماه رمضان گویا سلوک حسینی است. سلوک معنوی بدون سلوک حسینی حاصل نمیشود. بسیاری از مؤمنین در سجده گریه میکنند اما نه با پیشانی شکسته، نه با عطشی که چشمها همهی عالم را دود ببیند، نه با گرسنگی سه روزه و نه با داغ روی داغ.
دم اذان که تشنه و گرسنه هستید سجدهای کنید و سلامی به امام حسین(ع) دهید و یاد کربلا کنید و سپس برای افطار مهیا شوید که در آن هنگام گرسنگی و تشنگی و سجده اشک با هم همراه شود.
گرسنگی و تشنگی موجب قرب است. چنانچه خداوند به موسی(ع) فرمود: ای موسی! آیا عمل خالصی برای من انجام دادی؟ عرض کرد پروردگارا نماز خواندم و برای تو روزه گرفتم، تکبیر و تهلیل و تسبیح گفتم. خطاب رسید: موسی نمازت موجب گذشتنت از پل صراط است، روزهات سِپر در مقابل آتش جهنم است، تکبیر و تهلیل و تسبیحات موجب درجه گرفتنت در بهشت میشود. ای موسی! چه عملی را خالص برای من انجام دادی؟
موسی(ع) گریه کرد و فرمود: خدایا نمیدانم؟ خیال میکردم اینها برای شماست.
خداوند فرمود: نه اینها همه برای خودت است. موسی(ع) فرمود: خدایا من را راهنمایی کن به آن عمل که خالص برای تو باشد. ندا آمد: آیا گرسنهای را سیر کردی؟ یا تشنهای را سیراب کردی و یا برهنهای را پوشاندی یا عالمی را اکرام نمودی یا مظلومی را یاری نمودی؟ این اعمال خالص برای من هستند. این حدیث نشان میدهد که گرسنه و تشنه نزد خداوند چه قربی دارد که از نماز و روزهی موسی(ع) نزد خدا خالصتر است.
بیماریهای نفسانی ما را از خداوند دور میکند، به همین علت، خداوند که طیب حاذقی است عالیترین دارو و درمان را تجویز کردند و فرمودند: روزه بگیرید؛ روزه سبب تقرب شما نسبت به من است.
امام صادق(ع) فرمودند: روزه بر هیچ امتی جز امت پیامبر(ص) واجب نبوده است، و روزه بر انبیا پیشینیان واجب بوده است. (خداوند این امت را آنقدر دوست داشته که عبادتی که بر انبیا قبل واجب بوده بر این امت واجب کرده است.)
عبادتی که خداوند بر انبیا پیشین واجب کرده آن را بر امت پیامبر(ص) واجب کرده است، به دلیل عظمت امت پیامبر(ص)، بر این امت نیز روزه را واجب کرده است.
نتیجهی روزه چیست؟
نتیجهی روزه را قرآن میفرماید: «لعلکم تتقون» براثر روزه رستگار میشوید. دعاهایی که روزانه در ماه مبارک رمضان میخوانیم تقاضای رستگاری است.
امام زینالعابدین(ع) در دعای چهل و چهارم صحیفهی سجادیه عرضه میدارند: خدایا! به وسیلهی روزهی این ماه یاریمان بده تا اندامهای خود را از معاصی دور نگهداریم و آنها را به کارهایی واداریم که خشنودی تو را به دست میآورد. تا با گوشهایمان سخنان بیهوده نشنویم و با چشمان خود به دیدن چیزهای لهو نشتابیم، تا دستانمان را به سوی حرام نگشاییم. (اینها همه تقاضای تقوا است) و با پاهایمان به سوی آنچه نهی شدهایم نرویم، تا شکمهایمان را جز آنچه تو حلال کردهای جای ندهیم؛ و زبانهایمان را جز به آنچه تو خبر دادهای و بیان نمودی گویا نشود. خدایا ما را کمک کن که زبانمان را به سوی تقوای الهی ببریم که جز آنچه تو دستور و خبر دادی گویا نشود. رنج نکشیم جز برای آنچه که ما را به پاداش تو نزدیک میکند. (چقدر این بدن را زحمت انداختیم و فرسوده کردیم. یک ماه تلاش و کوشش و فعالیتمان در آن راستایی باشد که ما را به پاداش خدا نزدیک میکند هر کس به قدر و توان خودش) و به جا نیاوریم چیزی را مگر اینکه ما را از کیفر تو نگه میدارد. (معصیتی را مرتکب نشویم)
امام صادق(ع) در حدیثی دیگر میفرمایند: در ماه مبارک رمضان نوع حرف زدنتان با غیر ماه رمضان فرق داشته باشد. (کلاممان با ادبتر، کاملتر با آدابتر و کمتر و شمرده و منطقیتر باشد.) اگر نمیتوانید به سکوت بگذرانید و اگر نمیتوانید به تکبیر و تهلیل و تسبیح بگذرانید.
روزه ما را به سمت تقوا میبرد، انسان متقی، چشمِ دلش به گرسنگی و تشنگی روز قیامت باز میشود. در این حال وقتی روح صیقلی شد و مراقبت کردیم چشم دل، حواس دلمان به دو چیز در صحرای محشر گشوده نمیشود: 1. گرسنگی و 2. تشنگی.
در ادامه امام(ع) فرمودند: براثر عطش روز قیامت کاسهی چشمها به سقف سر میرود آنقدر عطش غلبه میکند که بعضی میگویند کاش «زقوم» به ما بدهند بخوریم بلکه خنک شویم.
غذای روز قیامت رحمت خداوند است. وقتی کسی مورد رحمت خداوند قرار نگرفت گرسنه است.
نوشیدنی روز قیامت مغفرت الهی و نگاه رحمت خداوند تبارکوتعالی است. این یادآوری از گرسنگی و از تشنگی روز قیامت موجب توبه از گناهان و بازگشت به سمت خداوند میشود. گناهکاری که توبه حقیقی کند انگار آن گناه را انجام نداده و چنین انسانی مستحق فیض و رحمت و احسان الهی میشود.
اگر در دنیا کار نکنیم و شتاب نکنیم و ناقص بمانیم، در برزخ ما را مجبور به تکامل میکنند، رسیدن به تکامل در برزخ بسیار سختتر از دنیا است. قیامت هم جای تکامل نیست. به هر صورت وارد شدیم همانطور میمانیم. اینجا در دنیا گرسنگی و تشنگی میکشیم تا تقوا حاصل شود. تقوا که حاصل شد چشم دل هنگام روزه، به تشنگی و گرسنگی قیامت باز میشود. میترسیم و از گناهمان توبه میکنیم و خداوند ما را پاک میکند، چنین انسانی مستحق فیض و رحمت و احسان خداوند میشود.
هنگامی که گرسنه و تشنه میشویم حال فقرا را درک میکنیم و به درک «اِرحَم تَرحَم» میرسیم. کنار سفرهی افطار به فکر کسانی باشیم که مانند ما سفرهی افطار ندارند و روزهدار هستند. هنگامی که ما به فقرا رحم کردیم خداوند نیز به ما رحم میکند
رحم خداوند این گونه است که دست ما را میگیرد و ما را به مقام قرب خودش نزدیک میکند.
خداوند روزهی ماه مبارک را واجب کرده است زیرا روزهی ماه مبارک رمضان تنها عبادتی است که ما را متصف به صفات الهی میکند.
ما نمیخوریم خدا هم نمیخورد. ما نمینوشیم خدا هم نمیآشامد. ما در روز ماه مبارک رمضان آمیزش جنسی نداریم خداوند هم زوجی ندارد. ما رحم میکنیم خدا هم رحم میکند.
قرب به خداوند فرع است. اصل اتصاف به صفات خداوند است. تا متصف به صفات الهی نشویم قرب به او مقدور نخواهد شد و خدا در قرآنش راه این تقرب را روزهی ماه مبارک رمضان و حاصل شدن تقوا در سایهی روزهی ماه مبارک رمضان بیان کرده است.
روزهدار تا وقتی افطار نکرده دعایش پذیرفته است. خداوند دعای چهار گروه را رد نمیکند: یکی؛ روزهدار تا وقتی افطار نکرده است.
دوم؛ مریض تا وقتی خوب نشده است.
سوم؛ حاجی تا وقتی مراجعت نکرده است.
چهارم؛ جهادگر تا زمانی که برگردد خدای تبارکوتعالی دعای او را قبول میکند.
در حدیث داریم همهی انسانها به بهشت مشتاق هستند ولی بهشت مشتاق به چهار گروه است: قاری قرآن، ذاکر رحمان، صائم رمضان، سیرکنندهی گرسنگان.
ذکر مصیبت
فاطمه جان با شما شروع کردیم و با شما هم تمام میکنیم. امیرالمؤمنین علی(ع) نگذاشتند فرزندانتان یک روز گرسنه بمانند با اشک بر سر سفرهی غذا مینشستند و لقمه میگرفتند تا بچهها غذا بخورند؛ اما دلها بسوزد برای کودکانی که سفره برایشان نینداختند بلکه سر سفرههای پهن شدهی رنگین بردنشان در حالی که گرسنه و خسته بودند. در یکطرف انواع طعامها و نوشیدنیها و در طرف دیگر در طشت، سر عزیزانشان. اینها ایستاده و آنها میخورند. امام سجاد(ع) فرمودند: هنگامی که عبیدالله ملعون لقمه میگرفت دست و چشم بچههای گرسنهی ما به دست او بود تا لقمه را میپیچید و به دهان میبرد؛ اما نهایتاً یک شب از صدای نالهی دختر سه سالهی گرسنه در خرابهی شام، طبقی آوردند. آن دختر سه ساله فرمود: عمه جان! غذا نمیخواهم من پدرم را میخواهم. وقتی روپوش را برداشتند سر مبارک پدر را به آغوش گرفت و ناله زد.
سر صدا زد: «ای دخترم! بیا من منتظرت هستم.» در این هنگام دختر ساکت شد. دختر یکطرف افتاد و سر در طرف دیگر.
بیت الاحزان مرا امشب صفا دادی، پدر
با وصال خویش قلبم را شفا دادی، پدر
من در آغوش تو هر شب داشتم جا مرحبا
خویش را امشب به دامانم تو جا دادی، پدر
همره خود بر مرا تا اهل عالم بنگرند
دخترت را نیز در راه خدا دادی، پدر