منظور از میل و اشتها چیست؟
میل و اشتهای ما برای راه یافتن به وجود صاحب الزمان(عج)
راهی که ما را به خدا و نهایت به خلیفهی خدا میرساند کدام است؟
ما میدانیم که بعضی از چیزها به بعضی از چیزهای دیگر شرافت دارد. حتی ساعات و ایام، روزها و شبها، حتی ماهها. ماه مبارک رمضان در میان ماههای دیگر قمری شریفترین ماههاست. روزهای ماه مبارک رمضان هر ساعتش بر ساعت دیگر شرافت و نورانیت خاص دارد. وقتی به وقت ظهر نزدیک میشود به اوج خودش میرسد. مجدد از بعدازظهر ساعات بر معنویتش اضافه میشود تا دم افطار. در 24 ساعت عالیترین، اوج معنویت و نورانیت در سحرگاهان است. آن ساعتی که نه صبح است و نه شب. در آن ساعت نه ملائکهی صبح حاضر هستند و نه ملائکهی شب تنها خداوند میماند با بندهی خودش. در آن ساعت اگر بنده هر کاری کند جز خودش و خدا هیچکس از آن خبردار نمیشود. در روز قیامت پرونده را باز میکنند و خداوند پاداش ثوابهایی را میدهد که ملائکه از آن خبر ندارد، ندا میآید: این پاداش برای کارهای خیری است که بنده در دل شب انجام داده است. این پاداش برای آن کسی است که در دل شب بلند میشود و صدقهای کنار میگذارد یا قرآنی میخواند و یا استغفاری میکند و یا اشکی میریزد. خوش به حال بندهای که در آن ساعت شب به قرائت قرآن و هدیهاش به امام زمان(عج) مشغول باشد.
قرائت قرآن مقدمات دارد. هنگامی که میخواهیم قرآن بخوانیم بلند میشویم، وضو میگیریم، دهانمان را میشوییم و نیت میکنیم و استغفار میکنیم، صلوات میفرستیم و سلام میدهیم و سپس شروع به قرائت قرآن میکنیم. وقتی میخواهیم به حضرت زهرای مرضیه(س) قرآن هدیه کنیم به ایشان سلام میدهیم و عرض ادب میکنیم و توسلی میگیریم و خواهش میکنیم که هدیهمان را قبول کنند. میخواهیم به امام زمان(عج) هدیه کنیم این کار مقدماتی دارد، ابتدا وضو و طهارت میگیریم، استغفار میکنیم و صدقه کنار میگذاریم و نیت صادقِ میکنیم سپس شروع به خواندن سورهای میکنیم. آن زمان رابطهی مستقیم بین بنده و خداوند برقرار میشود.
برای اینکه این سلوکهای معنوی ماه مبارک رمضان برای ما حاصل شود، تمامی علما ما را به یکچیز سفارش کردند و آن توسل و گریه بر امام حسین(ع) است. ما روزمان را هر روز با قرآن ناطق و قرآن صامت شروع میکنیم. برای فهم آنچه خواندیم و عمل به آن و درک آن و هماهنگی بین عمل و خواندن و درک کردن، قرآن صامت را میخوانیم و از قرآن ناطق مدد میگیریم.
اگر استمداد از جانب قرآن ناطق به ما نرسد ما نمیتوانیم از قرآن صامت بهره ببریم و استفاده کنیم. برای درک قرآن صامت، دستگیری قرآن ناطق لازم است. خود ائمه فرمودند اشک بر امام حسین(ع) کارساز است.
کسانی که طالب هستند خودشان را آنجایی قرار میدهند که امام حسین(ع) مستقیم به آنجا نگاه میکند. به طور مثال، بعضی اوقات شما میآیید و پشت من مینشینید. من بشر معمول هستم و فقط مقابلم را میبینم، اگر بخواهید در معرض نگاه من قرار بگیرید باید مقابل من بنشینید. امام معصوم(ع) این کار برایش معنا ندارد و اشراف کامل دارد؛ سمت چپ و سمت راست و پشت سر و پیش رو ندارد؛ اما همان جور که خداوند در یکساعتی به یک بندههایی به یک نقاطی نگاه رحمت و مخصوص دارد، ائمه هم بالأخص امام حسین(ع) هم به یک نقطهای نگاه مخصوص دارند. خودت را در معرض آن نگاه قرار بده.
اگر میخواهید، امیرالمؤمنین علی(ع) به شما نگاه مخصوص کند، آن چیزی که بیش از هر چیزی دل حضرت علی(ع) را شکست به آن پناه ببر. آن لحظه زمانی بود که همسرش را در بین در و دیوار دیدند. تمام رنجهایی که در طول عمر، ایشان کشیدند یک طرف و آن لحظه در طرف دیگر. در آن لحظه ایشان به صورت آن ملعون نگاه کردند و فرمودند: اگر مأمور به صبر نبودم آیا میگذاشتم تو به فاطمه لگد بزنی! آن ملعون نیز میدانست که حضرت مأمور به صبر است. اگر به آن لحظه اتصال پیدا کردید حضرت شما را نگاه خواهد کرد.
خدا رحمت کند مرحوم آیتالله مرعشی نجفی(ره) را، ایشان فرمودند: حوائجی داشتم، به فکر توسل به سیدالشهدا(ع) افتادم به کربلا رفتم تا به امام حسین(ع) متوسل شوم. یک شب در حرم سیدالشهدا(ع) با خودم فکر کردم که امام حسین(ع) در حیات ظاهریِ خودشان وقتی زنده بودند بیشتر به کجا نگاه میکردند. متوجه شدم که امام حسین(ع) در طول حیات ظاهریشان بیشترین نگاهشان به صورت فرزندشان علیاکبر(ع) بود. بنابراین بالای سر امام(ع) نماندم، به پایین پای امام حسین(ع) رفتم، کنار قبر حضرت علیاکبر(ع) نشستم و آنجا عرض حاجت کردم. ساعتی نشد که حاجت من برآورده شد زیرا متوجه شدم آنجا محل نگاه مستقیم امام حسین(ع) است.
ذکر مصیبت
حضرت علیاکبر(ع) چندین مقام دارند. یک مقام ایشان، واسطه بودن بین ما و بین امام حسین(ع) است. مرحوم آیتالله سیبویه(ره) فرمودند: حاجتی داشتم و خجالت میکشیدم مستقیم به امام حسین(ع) بگویم. کربلا رفتم، مشرف به حرم شدم اما خجالت کشیدم مشکلم را با امام حسین(ع) در میان بگذارم. با چشم گریان و دلشکسته به حضرت علیاکبر(ع) توسل گرفتم و خودم را چسباندم به ضریح مبارک حضرت علیاکبر(ع) سپس به حضرت علیاکبر(ع) عرض حاجت کردم فرمودم: آقاجان! شما بین من و پدر بزرگوارتان واسطه شوید و حاجت من را شما به پدرتان عرض بکنید. حاجتم را با حضرت علیاکبر(ع) مطرح کردم و توسلم را گرفتم و گریهام را کردم چند قدم پیشتر نرفته بودم که خبر رساندند که مشکلم حل شد.
حضرت علیاکبر(ع) صاحب کرامات بسیار زیادی هستند. بالاترین کرامت حضرت علیاکبر(ع) و مهمترین و خارقالعادهترین کرامت حضرت علیاکبر(ع) زیارت و رؤیت رسولالله(ص) در لحظهی آخر عمرشان در همین دنیا بود قبل از اینکه به شهادت برسند. بسیاری از شهدای کربلا در هنگام شهادت به امام حسین(ع) فرمودند: حسین جان! از دست مادرتان آب کوثر گرفتیم نگران ما نباشید؛ اما حضرت علیاکبر(ع) عرضه داشتند: پدر جان! اکنون جدم رسولالله(ص) اینجا بودند و جام آب به من نوشاندند و فرمودند، سلامشان را به شما برسانم و همچنین برای شما هم جام آبی آماده کردهاند شتاب کنید و به سمت ایشان بیایید.
مرحوم آیتالله کوهستانی میفرمودند: روز قیامت علیاکبر(ع) بسیاری از شیعیان را شفاعت میکند به طوری که نوبت به امام حسین(ع) نمیرسد. دایرهی شفاعت ایشان بسیار بزرگ و وسیع است.
به ما گفتهاند انسانی که به طور معمول داغ فرزند ببیند خداوند او را جهنم نمیبرد و در قیامت او را معطل نمیکند، زیرا که در دنیا دلش سوخته است و روی پل صراط او را معطل نمیکند، (حال اگر این جوان علی اکبر(ع) باشد داغش چه قدر سوزنده میشود) مرحوم دربندی میفرمودند: بعد از شهادت حضرت علیاکبر(ع) امام حسین(ع) دیگر نیاز نداشتند تیر بخورند، نیاز نداشتند گودال قتلگاه بروند، نیاز نداشتند شمشیر بکشند و سر از بدنشان جدا کنند. داغ علیاکبر(ع) ایشان را از بین برد.
یکی از علما میفرماید: امام حسین(ع) مقدّر بود تا عصر عاشورا بمانند و عاشورا را تمام بکنند و سرشان از بدن جدا شود و چهل منزل این سر بالای نیزه به اسارت برود و این حماسه اینگونه تمام شود. ایشان هنگام جان دادن علی اکبر(ع) جان دادند و خداوند دوباره ایشان را زنده کرد تا امام حسین(ع) مابقی راه را ادامه بدهند. امام(ع) هنگامی که صدای علیاکبر(ع) را شنیدند از اسب به زمین افتادند با سر زانو و پیشانی شکسته بر بدن علیاکبر(ع) حاضر شدند.
مقتل مینویسد: بدن علی اکبر(ع) به قدری تکهتکه بود، هنگامی که امام(ع) بدن مبارک را جمع کردند، 15 نفر از جوانان بنیهاشم باهم کمک کردند تا بدن را به خیمه برسانند. بدن مبارک ایشان بسیار متلاشی بود. من به اندازهی خردلی تردید ندارم که اگر کسی با اشک چشم به حضرت علیاکبر(ع) متوسل شود و به واسطهی ایشان امام حسین(ع) از او دستگیری خواهد کرد و امام حسین(ع) یاورش خواهد شد.
در روزهای گذشته بحثمان این بود که راه رسیدن به بارگاه مقدس صاحبالزمان(عج) باز است. باید به این باور برسیم، که راه یافتن به بارگاه و محضر صاحبالزمان(عج) باز است. لیکن ما باید به درک وجود نازنین صاحبالامر(عج) اشتها و میل پیدا کنیم. بزرگان برای خداشناسی و برای اثبات وجود خداوند ده دلیل اقامه کردند یکی از این دلایل دهگانه که بزرگان میگویند میل و اشتها است.
منظور از میل و اشتها چیست؟
ما دو گونه میل و اشتها داریم، یکی میل و اشتها کاذب که براثر بهانهگیری است. مانند بچهای که بهانه میگیرد و میگوید گرسنهام. به او آب و غذا میدهی، باز گریه میکند. میگوید غذا میخواهم اما میلش به چیز دیگر است. این اشتها کاذب است اما یک سری از امیال و اشتهاها صادق هستند. به طور مثال شما روزه هستید و می گویید گرسنهام این میل صادق است. من و شما تشنه میشویم و اگر آب به ما نرسد هلاک میشویم این میل حقیقی است. این میل را در ما نهادینه کردند. من و شما در زمستان احساس میکنیم که نیاز به گرما داریم این میل حقیقی است. من و شما در تابستان احساس میکنیم که به خنکی نیاز داریم این میل حقیقی است و در درون ماست.
یکی از امیالی که صادق است و غریزی است و جزء غرایز بشری ماست و اگر تفحص کنیم در وجود همهی ما وجود دارد میل بشر به معنویات است. این میل را خداوند به عنوان یک غریزه در وجود همهی بشر نهادینه کرده است به دین و مذهب افراد وابسته نیست. انسان غریزه و کشش درونی دارد که چیزی و یا کسی را پرستش کند. بزرگان در درسهای خداشناسی دلیل این کشش و میل را این گونه بیان میکنند: این میل و اشتها دلیلی است بر وجود خداوند؛ زیرا اگر خدا نبود این میل و اشتیاق هم نبود. خدا هست که ما میل به سوی او داریم. ما میل به یک پرستش شوندهای داریم که نباید مانند ما باشد، نباید ظالم و محتاج باشد، نباید شریک داشته باشد، نباید اول و آخر داشته باشد، نباید مرگ داشته باشد، نباید پاسخگو به کسی باشد. انسان میل و اشتیاق به یک پرستش شوندهی بینهایت دارد. این میل در وجود ما نهادینه شده است. نشانهاش این است که امیال معنوی و رسیدن به حقایق معنوی در ما بینهایت است. اگر در این مسیر بیافتیم تا به آن بینهایت نرسیم سیر نمیشویم. آن بینهایت چون نهایتی ندارد سیری ما هیچوقت نهایت ندارد، عطش ما هیچوقت خاموشی ندارد. گرسنگی ما به آن عالم معنا، هیچوقت خاموشی ندارد. همین میل را به باب امام زمان(عج) میآوریم که ایشان واسطهی بین ما با آن معنویت بینهایت است.
میل و اشتهای ما برای راه یافتن به وجود صاحب الزمان(عج)
میل و اشتهای من و شما برای راه یافتن به وجود صاحبالزمان(عج) واقعی است یا غیرواقعی؟
غیرواقعی آن زمانی است که به طور مثال در گرفتاری امام زمان(ع) را صدا بزنیم تا گرفتاری دیگر کاری به امام(ع) نداشته باشیم اگر دو سال هم طول بکشد در این مدت با امام(ع) کاری نداشته باشیم. نه در خوشی و نه در تفریح و نه در استراحت با صاحبالزمان(عج) کاری نداشته باشیم. این میل، میل کاذب است.
میل حقیقی نسبت به صاحبالزمان(ع) این است که من هر نفس یاد ایشان باشم و در هر موضوعی متوسل به ایشان باشم. جالب این نکته است که تمام دعاها که دربارهی امام زمان(عج) از ائمهی اطهار(ع) به ما رسیده همه و همه در راستای تحریک این میل است و اشتهای ما را نسبت به امام زمان(عج) برمیانگیزاند.
دعای ندبه را امام صادق(ع) میخواندند. «لَيْتَ شِعْرِي أَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوىٰ» آقاجان! ای کاش میدانستم کجا هستید.
(اگر قرار است ما ندانیم که آقا کجا هستند چرا این اشتهای ما را تحریک میکنند؟ اگر قرار است ما غذایی را نخوریم چرا دارویی را میدهند که میل و اشتهای ما را باز کنند؟ مگر میخواهند ما را مریض کنند؟)
امام صادق(ع) آستینها را بالا میزدند و صبح جمعه به پهنای صورت گریه میکردند. امام صادق(ع) دعای ندبه را به ما تعلیم دادند تا ما گریه کنیم و بگوییم آقاجان کاش میدانستیم کجا هستید؟
«عَزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَلا تُری» بر من سخت است مردم را ببینم اما تو را نبینم. در جای دیگر دعای ندبه میخوانیم: «ای خدای مقتدر لطف کن و به ظهور مهدی(ع) ما را از غم دل و سوز دل برهان و حرارت قلب ما را فرونشان»
وقتی ناله میزنیم: «أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْناءُ الْحُسَیْنِ» این آیات همه در جهت تحریک اشتهای ماست؛ مانند طبیب حاذقی که یک دارو میدهد تا به آنچه برایت منفعت دارد میل پیدا کنید.
خود امام زمان(عج)، زیارت «آل یاسین» را تعلیم دادند و فرمودند: اگر میخواهید به من وصل شوید «آل یاسین» را بخوانید. زیارت «آل یاسین» بندبندش تحریک این میل است. آقا میخواهند در این زیارت به ما بگویند شما میتوانید به من وصل شوید. «السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَ تَقْنُتُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ محمد وَ تَسْتَغْفِرُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِي السَّلامُ عَلَيْكَ فِي اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى وَ النَّهَارِ و …» یعنی شما میتوانید به من (امام زمان(ع))، در حین نماز که در حال عروج هستم اتصال پیدا کنید.
نماز امام زمان(عج) مانند نماز ما که روی زمین میخوانیم نیست. نماز مؤمن او را به معراج میبرد. نماز امام زمان(عج) ایشان را کجا میبرد؟ خود امام تعلیم میدهند که من را اینگونه صدا بزنید. سلام بر تو در وقت رکوعت، وقت سجودت، وقت حمدت، وقت قیامت و … .
«دعای افتتاح» که شبهای ماه مبارک رمضان میخوانید و ناله میزنید: خدایا! دشمنان زیاد هستند، و امام زمان(ع) غائب است، مشکلات زیاد است، به خودت شکایت آوردم. در تمام این دعاها به دنبال تقویت آن میل هستیم. اگر راه بسته بود و درک وجود آن حضرت در زمان غیبت ممکن نبود چرا اینقدر این میل را در ما تقویت میکنند؟! پس راه باز است.
زیباترین سؤال را شاگرد آیتالله قاضی(ره) از ایشان پرسید. آن شاگرد از ایشان سوال کرد: آیا میشود خدمت صاحبالزمان(ع) رسید؟
عارفانهترین جواب را ایشان دادند و فرمودند: بندهای که میتواند به خدمت خدا و لقا خدا برسد نمیتواند به خدمت بندهی خدا، امام زمان(عج) برسد؟! میشود به لقا خدا رسید و جمله، جمله خدا را خواند و خداوند نیز به ما پاسخ میدهد. هنگامی که در نماز سورهی «حمد» را میخوانیم، یک جمله ما میگوییم و یک جمله خدا به ما جواب میدهد. سورهی «حمد» گفتوگو بین خدا و بنده است. حال باید دقت کنیم که به بیراهه نرویم باید دقیقاً به همان راهی برویم که ما را به آن راه، راهنمایی کردند.
راهی که ما را به خدا و نهایت به خلیفهی خدا میرساند کدام است؟
آن راهی که ما را به امام زمان(ع) میرساند، یک راه معمولی نیست یک شاهراه است که هنگامی که در آن، افتادیم دیگر به مقصد میرسیم، دور زدن در آن راه وجود ندارد. این همان راهی است که خداوند به شیطان فرمود: تو برو «اَنتَ الرَّجیم» تو رانده شدی.
شیطان جواب داد: میروم اما سر راه مستقیم مینشینم و نمیگذارم کسی وارد این راه شود.
در زیارت جامعه میخوانیم: «أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ السَّبِيلُ الْأَعْظَمُ وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَ الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ وَ الْآيَةُ الْمَخْزُونَةُ وَ الْأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى»
در این فراز از زیارت نورانی جامعه کبیره ویژگیها و فضایلی بیان شده که انسان میتواند به وسیله آنها ولایت معصومین(ع) را بپذیرد و تسلیم آن بزرگواران شود. رسیدن به مقام معرفت و نورانیت ائمه(ع) است که انسان را در فهم معارف ولایت کمک میکند.
آن راهی که اگر وارد آن شویم در آن برگشتی نیست و ما را تا خدا و محضر خلیفهی خدا میرساند و شیطان سر آن به کمین نشسته که نگذارد خیلیها وارد آن شوند، ولایت علی بن ابیطالب(ع) و اولاد ایشان است. این ولایت و حقیقت ما را تا خداوند میرساند. این اجازه را خود خداند به فرد مؤمن داده است که نزد من بیا. مگر نفرمودند: «نماز معراج مؤمن» با نماز اوج میگیریم و راه برایمان باز میشود. این راهی که ما را تا خدا میرساند مگر میشود ما را به خلیفهی خدا نرساند!
در جلسهی دیروز گفتیم سراغ کسانی برویم که این راه را رفتند. میرزا جواد ملکی تبریزی چقدر زیبا دستور دادند که چهار چیز شما را به محضر امام زمان(عج) میرساند که سه تا را دیروز شمردیم: 1. خواندن سورهی «قل هو الله احد» ارزش این سوره در نزد خداوند تبارکوتعالی بسیار زیاد است.
همینقدر خدمتتان عرض کنم که امام صادق(ع) به مفضل فرمودند: ای مفضل! با دو چیز خودت را از همهی آفتها بیمه کن؛ اول؛ با «بسمالله الرحمن الرحیم»، خودت را از همهی شرور و آفتها و بلاها بیمه کن. دوم؛ به سورهی «قل هو الله احد»، خودت را از تمام بلاها نگهداری کن، و به این طریق بخوان و بدم ابتدا به سمت راست سپس به سمت چپ، سپس پیش رو و سپس پشت سر، سپس بالای سر و در آخر زیر پا.
اگر گرفتار ظالمی شدید حتی سلطان ظالم، سورهی «قل هو الله احد» را بخوانید و سپس به دست چپ ببندید و تا خارج نشدید باز نکنید.
مرحوم علامه میرزا مهدی اصفهانی(ره) دربارهی سلوک مهدویت میفرماید: این را بدانید، تنها راه انحصاری برای تقرب و نزدیک شدن به وجود مقدس امام زمان(عج) پناه بردن به قرآن کریم و تعالیم اهلبیت(ع) است. چه در مقام علم (که بروم حدیث بخوانم، تفسیر یاد بگیرم و …) و چه در مقام عمل.
امیرالمؤمنین علی(ع) به کمیل فرمودند: «يَا كُمَيْلُ لاَ تَأْخُذْ إِلاَّ عَنَّا تَكُنْ مِنَّا» ای کمیل! علوم و معارف و عملت را جز از ما از کس دیگری نگیر تا از ما شوی.
امام صادق(ع) میفرمایند: «إنَّ حَديثَنا يُحيِي القُلُوبَ» حدیث و سخن ما دلها را زنده میکند.
عالم بزرگوار، مرحوم میرزا مهدی اصفهانی(ره) مرجع هستند، ایشان میفرمایند: در مسجد سهله متوسل به امام زمان(عج) شدم یک توسل صد در صد با اخلاص داشتم. عرض کردم: آقاجان! من خودم را در اختیار شما گذاشتم و از این همه بحث و مدرسه به هیچ جا نرسیدم به دادم برسید.
بعد از مدتی توسل، شبی جمال نورانی حضرتش ظاهر شدند و به من اظهار لطف فراوان کردند و برای اینکه یک خط کش و یک میزان برای راهم داشته باشم و همیشه طبق آن میزان و خط کش حرکت کنم جملهای به من فرمودند: «طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لانکارنا» طلب حقایق معنوی و دین، طلب آن سبک و سیاقی که بنده را به معرفت و کمال میرساند اگر از راه غیر اهلبیت(ع) حاصل شد؛ مساوی با انکار ما اهلبیت(ع) است. تو را به آنجایی میبرد که منکر ما اهلبیت(ع) شوی.
ما در خیلی از جاهای زندگیمان از کسانی راهنمایی میگیریم که به غیر راه اهلبیت(ع) ما را راهنمایی میکنند. ما را به آنجایی میبردند که منکر حدیث میشویم و میگویم اینها برای زمان امام جعفر صادق(ع) است که میفرمودند: عیبها را بپوشانید اما اکنون میگویند عیبها را بگویید. این برای زمان امیرالمؤمنین علی(ع) است که ایشان فرمودند: اگر فردی نادان و جاهل است بهترین راه نجات و خاموش کردن او حلم است؛ اما امروزه میگویند مساوی آنچه او به تو میگوید تو هم به او بگو و این امر باعث ایجاد بسیاری گناه خواهد شد.
امام زمان(عج) میزان زیبایی را مطرح کردند که اگر به غیر طریق ما به دنبال حقایق و معارف رفتید؛ قطعا شما را به جایی میکشاند که منکر ما خواهید شد.
در ادامه این عالم بزرگوار میفرمایند: راه یافتن به وجود اهلبیت(ع) و درک وجود امام زمان(عج) اول؛ تمسک به قرآن و عترت، است و این دو، راه انحصاری وصول به سعادت است و لا غیر. ایشان تأکید دارند به انس شبانهروزی به قرآن و تنها راه نجات را چنگ زدن به قرآن و دامان اهلبیت(ع) میدانستند. (خداوند مرحومه خانم مالک(ره) را رحمت کند، ایشان در سالهای آخر عمرشان بدنشان نمیکشید بیش از یک جز قرآن بخوانند همان یک جز قرآن را در ساعات روز تقسیمبندی میکردند که در طول روز انس به قرآن بگیرند.)
دوم؛ عمل به دستورات قرآن و صاحبان ولایت. تعبد محض نسبت به قرآن و نسبت به اهلبیت(ع)؛ یعنی آنطور که آنها رفتار کردند رفتار کنیم. اگر عالمی طور دیگری رفتار میکند بکند. امام زمان(عج) به سبک و سیاق امیرالمؤمنین علی(ع) رفتار میکند، ما نیز به سبک ایشان رفتار کنیم.
سوم؛ توسل خاصه به ساحت مقدس امام زمان(عج). و باور قلبییمان این باشد که واسطهی تمامی فیوضات کلی و تمامی فیوضات جزئی و تمامی برکاتی که از آسمان نازل میشود، سبب این نزول وجود ایشان است. نزول همه نعمتها همهی فیضها و همهی عنایتها و توفیقات، ولیعصر امام زمان(عج) است. پس به ایشان متوسل باشید.
صلوات سبد گلی است که همه میپذیرند شاید قرآن و نماز بخوانیم قبول نکنند. شاید انفاقی کنم بگویند مالمان درست نیست. اما صلوات را از هر کس قبول میکنند. هر روز یک سبد صلوات هدیه کنیم به مادر صاحبالزمان(عج) و به ایشان بگوییم چشم ما به جبران و عنایت شماست.
سپس این بزرگوار (مرحوم میرزا مهدی اصفهانی(ره)) میفرمایند: برای سالک الهی ضروری است که تمام توجهش به سوی وجه الهی باشد. تمام اولیا متوجه امام زمان(ع) هستند زیرا ایشان وجه الهی هستند.
در ادامه میفرمایند: کمتر ریگی در مسجد سهله وجود دارد که اشک من در توسل به امام زمان(عج) بر آن نریخته باشد.
یکی از کسانی که امام زمان(عج) نسبت به ایشان سلام خاصه دارند و از خداوند میخواهند که روز قیامت با ایشان همسایه شوند، علیاکبر امام حسین(ع) است. (در زیارت ناحیهی مقدسه)
تمام مرسلین به پیامبر(ص) ختم شدند و پیامبر هم اوصیاءش به مهدی(عج) پس ایشان خاتمالاوصیا و المرسلین هستند. ایشان ناله میزنند: خدایا! من میخواهم در روز قیامت در جوار علیاکبر امام حسین(ع) باشم، پس مقام علی اکبر(ع) بسیار بالاست.
ذکر مصیبت
بعضی از صداها در عالم ماندگار است و هیچوقت فراموش نمیشود و هر وقت آن را به یاد بیاوری دلت میشکند.
یکی از آن صداها، صدای حضرت زهرا(س) بین درودیوار است. هنگامی که به ایشان سخت گذشت به سمت قبر پیامبر(ص) نگاه کردند و از سوز دل نالهای زدند: «پدر جان! ببینید با من چه میکنند!» آن ملعون میگوید دلم به حالش سوخت خواستم رهایش کنم اما یاد علی(ع) افتادم و یک لگد دیگر به او زدم که کار را تمام کنم. این صدای فاطمه(س) به گوش میرسد و فراموش نمیشود و هر جا بشنوی جگر را میسوزاند.
دوم؛ صدای حضرت سکینه(س)، در روز یازدهم محرم، کنار گودال قتلگاه هنگام وداع به بدن چاکچاک پدرشان نگاه کردند و با صدای بلند فریاد زدند: پدرجان! نگاه کنید دارند عمهام را میکشند از بس که ایشان را میزنند. زینب(س) میخواستند اهل بیت(ع) را از روی بدن امام حسین(ع) بلند کنند، خود را سپر آنها میکردند و به ایشان تازیانه اصابت میکرد.
سوم؛ صدای حضرت زینب(س) در آن لحظهای که کنار بدن علیاکبر(ع) به کمک امام حسین(ع) دویدند و فریاد زدند: «وای برادرم، وای پسر برادرم…»