چند توسل مجرب به امام جواد علیه السلام
مهدویت در سخن امام جواد علیه السلام
در باب فضایل امام جوادالأئمه علیه السلام
بنده چون امروز روز عید میباشد، قصد ندارم که ذکرمصیبت بگویم اما از طرفی حدیث داریم که بعد از جریان سقیفه و اینکه موجب خانه نشینی امیرالمؤمنین(ع) شدند و موجبات تخریب و آتش زدن خانهی فاطمهی زهرا(س) را فراهم کردند و هجوم به خانهی ایشان و ضربوشتم و سقط جنین ایشان را باعث شدند و به دنبال آن مسئلهی کربلا را به وجود آوردند، فرمودند: دیگر شیعه عید ندارد تا ظهور امام زمان(ع). امروز که روز میلاد امام جوادالائمه(ع) است، در خصوصیات ایشان میخوانیم که وقتی نام مادرشان فاطمهی زهرا(س) نزد ایشان برده میشد، ایشان همانند گندم برشته شده، از شدت اندوه، بلند میشدند و بر زمین میافتادند. وقتی به ایشان عرض میکردند آرام بگیرید، میفرمودند: چگونه سینه و پهلوی مادر مرا شکستند و فرزند بیگناه مادرم را سقط کردند! چگونه بازوی مادرم بر اثر کتک، متورم شد! امام جواد(ع) علاقهی عجیبی به حضرت فاطمه(س) داشتند. در روایت داریم که امام رضا(ع) به امام جواد(ع) فرمودند: آیا میدانی چرا تو برای امامت انتخاب شدهای؟ زیرا تو عشق فراوانی به مادرمان فاطمهی زهرا(س) داری. نمیشد که ایشان روزی یاد فاطمهی زهرا(س) نکنند. هنگامی که ما این حالت ایشان را در نظر میگیریم و ذهنمان به مسئلهی فاطمهی زهرا(س) کشیده میشود، ناخودآگاه اشک در چشممان جمع میشود و دلمان شکسته میشود. در توسلات هر شبتان که به ائمه(ع) متوسل میشوید، اگر روضهی هر کدام از ائمه(ع) را که بلد نبودید، روضهی مادرشان فاطمهی زهرا(س) را بخوانید. اگر روضهی امام جواد(ع) را بلد نبودید، بگویید: ای پسرِ بانویی که بین در و دیوار با میخ در به دیوار کاشته شدند… ؛ هر شب به هر ائمهی بزرگواری که متوسل هستید، به مادرشان هم متوسل شوید. روایت داریم هر مؤمنی در هنگام جان دادن، فاطمهی زهرا(س) بر بالای سرش حاضر میشود. حال تصور کنید که مادری جان دادنِ یازده نفر از بهترین اولادش را مشاهده کرده است! این موضوع بسیار دردناک است. عطش امام جواد(ع) را در اتاقی در بسته دیده و تحمل کرده و فرزندش با لب تشنه در دامن مادر جان داده است. شهادت حسین(ع) در کربلا، شهادت امام حسن مجتبی(ع) را دیده است. (اگر من و شما هم لیاقت داشته باشیم، لحظات آخر جان دادن، ایشان را میبینیم که اگر نبینیم، مگر میشود سکرات و جان دادن را به راحتی طی کرد.)
چند توسل مجرب به امام جواد علیه السلام
امام جواد(ع) از پُر توسلترین ائمه(ع) هستند و توسلات متنوعی از ایشان به ما رسیده است. سعی کنید در مستحبات، تنوع داشته باشید و از توسلات مختلف به ائمه(ع) بهره ببرید. توسل به امام جواد(ع) بسیار سریع الاثر است. یکی از توسلات مجرب و سریع الاجابة اینگونه است. دو رکعت نماز، در رکعت اول سورهی حمد و سورهی مبارکهی قدر را میخوانیم و در رکعت دوم حمد و سورهی کوثر را میخوانیم، و در قنوت نماز سه مرتبه آیهی مبارکهی «أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَکْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَليلاً ما تَذَکَّرُونَ» را میخوانیم و بعد از سلام، سجده میرویم و با تضرع ۹ مرتبه میگوییم «یا جوادالائمه(ع) ادرکنی» و سپس حاجت خود را میخواهیم.
میتوان این نماز را مدتی در هنگام سحر به همراه نماز مستحبی نافلهی صبح و یا به جای نافلهی صبح خواند. این نماز بسیار سریع الاثر است و اگر 9 روز ادامه دهید، حتماً جواب خواهید گرفت.
سنیها هم به ایشان لقب باب المراد دادهاند و شیعه و سنی در هنگام گرفتاری به ایشان متوسل میشوند.
مرحوم آقای نخودکی ذکر بسیار زیبایی را فرمودهاند، این ذکر به مدت یک هفته است امام میتوان آن را هفتهها تکرار کرد. ایشان فرمودند: از روز چهارشنبه شروع کنید به این صورت که روز چهارشنبه صد مرتبه «یا أباصالِحَ المَهدی أدرِکنی»، روز پنج شنبه صد مرتبه «یا فاطمة الزهرا أدرکنی»، روز جمعه صد مرتبه «یا جواد الأئمه أدرکنی»، روز شنبه صد مرتبه «أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَکْشِفُ السُّوء»، روز یکشنبه صد مرتبه صلوات، روز دوشنبه صد مرتبه «یا أبا الفضل العباس أدرکنی» روز سه شنبه صد مرتبه «أستَغفِرُاللهَ ربّی وَ أتوبُ إلیه»، روز چهار شنبه صد مرتبه «یا زَینَ العابدین أدرکنی». این اذکار فضیلت بسیار زیادی دارند.
ما برای توسل به ائمهی اطهار(ع) و همچنین جوادالأئمه(ع) اذکار عمومی داریم مانند صلوات که میتوانیم با آن به همهی اهل بیت(ع) و ارواح علما، صلحا، شهدا و بزرگان متوسل شویم. خانم مالک(ره) در معرفی امام جواد(ع) هرگز نمیفرمودند: امام جواد(ع)، بلکه میفرمودند: «محمد ابن علی ابن موسی(ع)» و میفرمودند: هدیهی صلوات بر امام جواد(ع) به مجموع ابجد اسم خود ایشان که «محمد» است و به ابجد اسم پدرشان که «علی» است و به ابجد جدشان که «موسی» است، بسیار کارگشا است، یعنی ابجد این سه نام را با هم جمع کنید و به همان تعداد بر امام جواد(ع) در روز چهارشنبه صلوات هدیه کنید. به طور مثال نذر کنید ده یا چهارده یا چهل چهارشنبه این تعداد صلوات را بفرستید. نوع دیگر توسل به ایشان اینگونه است که بگویید: «یا جوادالأئمه أدرکنی أللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» به تعداد ابجد اسم ایشان یعنی «محمد».
یکی از راههای توسل به خداوند و اهل بیت(ع) به وسیلهی نماز و دعا است. مثلاً این دعا که از امام جواد(ع) نقل شده و در تعقیبات نماز صبح آمده و ایشان به خواندن آن بسیار تأکید داشتهاند: «حَسْبِی مَنْ هُوَ حَسْبِی، حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ»، سپس حوائج خود را از خداوند تبارک و تعالی تقاضا کنید.
مرحوم آیةالله کشمیری(ره) از طریق آقای زاکزاکی به نیجریه دعوت شده بودند. به شهر زاریا رفتند که در شب شهادت امام جواد(ع) در حسینیهی آنجا سخنرانی کنند. ایشان در آن شب در سخنرانی خود باب توسلی به امام جواد(ع) را باز کردند، فرمودند: هرگاه حاجتی داشتید و خواستید به ایشان متوسل شوید ابتدا غسل کنید و سپس سورهی یس را بخوانید و صد صلوات به نیت خشنودی قلب امام جواد(ع) به ایشان هدیه کنید و آنگاه حاجت خود را تقاضا کنید و مطمئن باشید که آن حاجت اگر به صلاح شما باشد، به شما داده خواهد شد. ما هم امروز یا روز چهارشنبه برای رفع گرفتاریهای اجتماعی و بلاهای آخرالزمان و بیماری کرونا و حوائج دیگر این توسل را انجام دهیم.
مهدویت در سخن امام جواد علیه السلام
فاصلهی امام جواد(ع) با میلاد امام زمان(ع) حدود شصت سال است. میدانید که امام رضا(ع) تا سن بالا بچهدار نشدند و این زمزمه پیش آمد که ایشان مریض است و این زمزمه که چون ایشان مریض است، عقیم هستند و فرزنددار نمیشوند، پس ایشان نمیتواند امام باشد و این زمزمه را ایجاد کردند که چون علی ابن موسی(ع) نمیتواند امام باشد، پس امامت به موسی ابن جعفر(ع) ختم میشود. بنیعباس شروع کردند به تبلیغ و جعل حدیث که مهدی موعود(ع) از بنیعباس است چون بنی فاطمه قطع شده است. وقتی خداوند امام جواد(ع) را در سن بالا به امام رضا(ع) مرحمت فرمودند، شایعه کردند که او اولاد علی ابن موسی(ع) نیست و فرزند فرد دیگری است که او را نزد امام(ع) آوردهاند. کار به آنجا رسید که نَسَب شناس آوردند و در حالی که امام جواد(ع) در نزد آنها راه میرفت و آنها مچ پایش را نگاه میکردند، به امام رضا(ع) هم که در باغ در حالی که بیل بر روی دوش داشت و کار میکردند و راه میرفتند، نگاه میکردند و سرانجام تأیید کردند که امام جواد(ع)، اولاد امام رضا(ع) است.
میلاد امام جواد(ع) یک میلاد استثنائی است که عقیده ی شیعهی دوازده امامی را تثبیت کرده است. اینکه میگویند هر کس امام رضا(ع) را به امامت قبول داشته باشد، بهشت بر او واجب است، زیرا کسی که امام رضا(ع) را باور داشته باشد، امام جواد(ع) را باور دارد در نتیجه تا امام زمان(عج) را باور دارد و عقایدش در باب امامت کامل است. و کسی که امام رضا(ع) را باور نداشته باشد، شیعهی هفت امامی باقی میمامند و اثنی عشری نیست و تشیع او ناقص است.
امام جواد(ع) دربارهی حضرت مهدی(عج) فراوان سخن گفتهاند. یکی از راههای معرفت به امام زمان(عج) و اینکه چگونه یار ایشان شویم و اینکه در دوران غیبت کبری چه اتفاقاتی پیش میآید، مراجعه کردن به احادیث و روایات امام جواد(ع) است. دیدگاهها، روایات و پیامهای ایشان در باب مهدویت، میلاد امام زمان(ع)، غیبت صغری، غیبت کبری، آثار ظهور امام زمان(عج)، وضعیت مردم در زمان غیبت امام زمان(عج) و چه کسانی اهل هلاکت و چه کسانی اهل نجات هستند، همه در سخنان ایشان آمده است.
روح بلند مردانی چون شیخ کلینی(ره) صاحب کتاب اصول کافی شاد که خدمات بزرگی به ما کردند در جمع آوری احادیث. ایشان در کتاب خود آوردهاند که امام جواد(ع) فرمودند: همانا برای مهدی(ع) غیبتی است که روزهای آن زیاد و مدت آن، طولانی میشود. (دلیل اینکه ائمه(ع) بر مدت طولانی غیبت ایشان تأکید فراوانی کردهاند این است که ما برای مدت طولانی غیبت، خود را آماده کنیم و برنامهی زندگی، عبادات، روحیه و اعتقاداتمان را برای روزهای طولانی و سخت، تنظیم کنیم.) پس مخلصان انتظارش را میکشند (آنقدر غیبت طولانی است که فقط مخلصان بر اعتقادشان باقی میمانند. پس باید تلاش کنیم که اخلاص در عمل و رفتار و گفتار و طاعات و عقیده پیدا کنیم.) و افراد شکاک او را انکار میکنند (کسی که در باب امام زمان(عج) شک دارد و به دنبال برطرف کردن شک خود نمیرود، نمیپرسد و مطالعه نمیکند، به تدریج اعتقاد خود را از دست میدهد و ایشان را انکار میکند.) و منکران، اعتقاد به او را مسخره میکنند و کسانی که زمان برای ظهور، مشخص میکنند، آنها دورغ میگویند. (زیرا ظهور امام زمان(ع) قیامت صغری است و بحث زمان قیامت فقط نزد خداوند تبارک و تعالی است، «إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ» ساعت ظهور و ساعت قیامت نزد خداوند است) و عجله کنندگان در عصر غیبت، هلاک میشوند (منظور، ما نیستیم که برای ظهور دعا میکنیم، بلکه منظور، کسانی هستند که با بیصبری میپرسند چرا ظهور رخ نمیدهد؟! چرا دعاها به اجابت نمیرسد؟!) و تسلیمشدگان در برابر قضای الهی در عصر غیبت، نجات پیدا میکنند (برای ظهور دعا میکنند اما تسلیم هستند و میگویند هر وقت خداوند صلاح بداند، ظهور رخ میدهد.)
در این روایت کوچک، امام جواد(ع) مردم را به شش گروه تقسیم فرمودهاند؛ دو گروه اهل نجات هستند: یکی مخلصان و دیگری تسلیم شوندگان به امر الهی. اینها ار فتنهها و بلاهای آخرالزمان نجات پیدا میکنند. چهار گروه اهل هلاکت هستند؛ شکاکان، منکران، تعیینکنندگانِ وقت و عجلهکنندگان.
در باب فضایل امام جوادالأئمه علیه السلام
مادر ایشان بانویی پاکدامن و دارای فضایل فراوانی بودند به طوری که مینویسند، ایشان جمیع کمالات اخلاقی و معنوی را پیدا کرده بودند. پدر ایشان معصوم بود و تکویناً جمیع خوبیها را داشتند اما مادر ایشان که معصوم نبود بلکه خود، خوبیها را کسب کرده بود. اینکه بطن ایشان لیاقت پیدا کرده که صدف گوهر وجود امام جواد(ع) را پرورش دهد، و سینهاش لیاقت پیدا کرد که به دهان امام جواد(ع) شیر پاک بریزد، برای این خاطر بود که ایشان، خودش، معرفت و فضایل و کمالات را کسب کرده بود.
امام جواد(ع) از ائمهی پُر القاب هستند. تقی، جواد، مرضی، متوکل، متقی، زکی، مرتضی، قانع، عالم ربانی، رضیّ، مختار، صادق، صابر، فاضل و باب المراد از مشهورترین القاب ایشان است و ایشان القاب بیشتری نیز داشتهاند. هر کدام از این القاب یک ویژگی از اخلاقیات روحی و برجستگیهای معنوی امام(ع)، رفتارها و فضایل و کمالات نفسانی امام جواد(ع) را به ما معرفی میکند و او را از دیگران ممتاز میکند.
امام جواد(ع) حدود بیست و شش سال زندگی کردهاند. اما علوم بسیاری از ایشان صادر شده، جلسات بحث و مناظرات فراوان با علمای بزرگ آن زمان را داشتهاند و ایشان فائق میشدند، اما آنها میگفتند: ایشان کودک است و نمیتواند امام باشد، در نتیجه مأمون عباسی مجلس تشکیل میداد و از بزرگان کارگشتهی علم مانند یحییبناکثم که قاضیالقضات بغداد بود، دعوت میکرد و از امام(ع) سؤال میپرسیدند. در مجلسی خودِ مأمون به همراه قاضیالقضات و علما نشسته بودند، قاضیالقضات یک سؤال از امام جواد(ع) پرسید و ایشان چنان به آن سؤال و شبهههای آن پاسخ دادند که قاضیالقضات سرش را پایین انداخت و از خجالت عرق میریخت. هر چه او سؤال میکرد، امام(ع) پاسخ میداد سپس مأمون برای اینکه قاضیالقضات را نجات دهد، به امام(ع) عرض کرد حال تو سؤال بپرس تا قاضیالقضات جواب دهد. امام(ع) هر چه سؤال کرد، او نتوانست پاسخ دهد. در نتیجه این عقیده باطل شد که او کودک است و نمیتواند امام باشد. او چگونه کودک است در حالی که در تمام مناظرات علمی بر همهی علمای زمان خودش چه سنی و چه یهودی و چه نصارا و از هر فرقهای فائق میآید. این ویژگی علمی که از ایشان صادر شده است، دلیل بر این شد که امامت ایشان در سن نُه سالگی تثبیت شود.
از فضایل دیگر ایشان صبر و بردباری ایشان است که در مقابل مصائب و مصیبتها و مشکلات روزگار بردبار بودند و هرگز دیده یا شنیده نشد که ایشان در مقابل مصیبتهای روزگار برآشفته یا مضطرب شوند. همانگونه که از القاب شریف ایشان متوکل است، ایشان با توکل بر خداوند تبارک و تعالی و تکیه بر صبر و تحمل در مقابل مصیبتها و مشکلات استوار بودند. ایشان در مقابل مسایل شخصی اینگونه بودند اما در مقابل حدود اسلام و خط قرمزهای قرآن و عقیدهی شیعی به دفاع بر میخواستند، موضع میگرفتند برآشفته میشدند. امام صبر و تحمل فراوانی در مقابل همسر خود داشتند همانند امام حسن مجتبی(ع). که همسر امام حسن(ع) ایشان را مسموم کردند و فرار کرد، اما همسر امام جواد(ع) ایشان را مسموم کرد، در حالی که امام(ع) از شدت درد ناله میزدند آن ملعون به رقاصان و کنیزکان دستور داد که بزنید و برقصید و بخوانید که من صدای نالهی او را نشنوم! ایشان در مقابل ستمهایی که حاکمان به شخص ایشان میکردند صبور و بردبار بودند. در مقابل مصیبت شهادت امام رضا(ع) صبور و بردبار بودند. ایشان صبر بر مصایب را یکی از بهترین صفات نیک برای شیعیان میدانستند.
از فضایل دیگر آن حضرت شجاعت در گفتار بود. از خصلتهای والای ایشان صراحت لهجه در گفتار حق طلبانه بود. مأمون عباسی با تمامِ شکوه و جلال شاهانه از جایی عبور میکرد، کودکان مشغول بازی بودند و همه فرار کردند اما مأمون دید که کودکی ایستاده است. از او سؤال کرد: چرا تو فرار نکردی؟ کودک پاسخ داد: من گناهی مرتکب نشدم که بترسم و فرار کنم؛ راه هم برای خلیفه تنگ نیست که من کنار بروم و راه را باز کنم، شما از هر طرفی که بخواهید میتوانید عبور کنید. مأمون تعجب کرد که این کودک چه کسی است که منطق قوی و صراحت لهجه دارد؟! پرسید: تو کیستی؟ ایشان با صدای بلند فرمود: من محمد ابن علی ابن موسی ابن جعفر ابن محمد ابن علی ابن الحسین ابن علی ابن ابیطالب(ع) هستم. من از سلالهی پاک این خانواده هستم، مأمون پرسید: از علوم و دانش چه میزان مطلع هستی؟ امام(ع) فرمودند: از گزارشهای آسمان از من بپرس تا به تو بگویم. مأمون خداحافظی کرد و رفت. مأمون باز شکاری داشت، دور شد و باز را رها کرد تا شکار کند. باز در اوج آسمان رفت و از دید مأمون گم شد. هنگامی که باز برگشت و آمد ماهی کوچکی روی منقارش بود که زنده بود. مأمون تعجب کرد که ماهی در آسمان چه میکند، به سوی کودکان برگشت، کودکان فرار کردند باز آن کودک ماند، مأمون آن سؤالها را تکرار کرد، امام(ع) همانها را جواب دادند. مأمون پرسید: محمد! در دست من چیست؟ امام(ع) فرمودند: پدرم از پدرانش و آنان از رسول خداوند(ص) و ایشان از جبرائیل(ع) و جبرائیل(ع) از جانب پروردگار عالمیان نقل کردهاند: خداوند متعال دریاهایی آفریده است که بخار آب از آن دریاها بلند میشود و ماهیان ریز دریا را همراه خود به آسمان میبرد و ابرهای متراکم را تشکیل میدهد و پادشاهان بازهای شکاری خود را به پرواز درمیآورند، آن بازهای شکاری ماهیان ریز را شکار میکنند و نزد پادشاهان میآورند و پادشاهان آنها را به کف دست گرفته تلاش میکنند تا سلالهی نبوت و جانشین پیامبر(ص) را امتحان کنند. مأمون از این اخبار آسمانی امام(ع) تعجب کرد و به ظاهر ایشان را تحسین کرد اما در باطن بغض و حسادت این آقا را به دل گرفت همانگونه که هر معجزهای از ائمه(ع) دیدند حسادت آنها را به دل گرفتند.
از فضائل دیگر ایشان نیکوکاری فراوان بود. خدمت به مردم و رفع نیازهای مردم در متن زندگی ائمه(ع) در جریان بود اما امام جواد(ع) در این عرصه پیشتاز بودند.
ایشان فرمودند: انسان با داشتن سه خصلت پسندیده میتواند به رضوان و خشنودی خداوند برسد (فراتر از بهشت). 1. زیاد طلب آمرزش کردن. 2. نرم خویی و مدارا با مردم، (حتی اگر صدمه بخوریم.ائمه(ع) نیز از این کار صدمه خوردند. اما اگر بنا باشد هر کس هر کار بدی کند ما نیز در مقابل او همان کار را بکنیم پس فرق ما با او چیست؟! پس سکوت و صبر در کجا معنا پیدا میکند؟! مخصوصا مدارا با خانواده حال چه رحم باشند چه غیر رحم باشند. این کار انسان را تربیت میکند.) 3. صدقه دادن به نیازمند.
خدمت به مردم جامعه از دیدگاه امام جواد(ع) ثواب نیست بلکه این کار باعث نزول رحمت الهی بر خدمت کننده میشود. اگر فردی بتواند هر نوع خدمتی بکند اما در این عرصه کوتاهی کند یا سهل انگاری کند ممکن است نعمتهای الهی را از دست بدهد و از نظر رحمت الهی دور شود و خداوند دیگر به او نظر رحمت نکند. (مگر بعضی از ما چه مقدار مال و ثروت در زندگی نیاز داریم که خداوند به برخی از ما فراوان داده است، خداوند توان و استعداد و انرژی به دست آوردنش را و توفیق به دست آوردنش را به ما داده است، اگر ما دیگران را در آن سهیم کنیم رحمت الهی بر ما نازل میشود، اگر سهیم نکنیم از نظر رحمت الهی دور میشویم و داشتههای ما وبال بر گردن ما میشود و باعث گرفتاری ما در دنیا و آخرت میشود)، به همین جهت امام جواد(ع) فرمودند: نعمت خداوند بر کسی فرآوان نمیشود مگر اینکه نیاز مردم به وی بیشتر میشود. (یعنی هر چه خداوند نعمت را بر ما بیشتر کند خودش مردم نیازمند را بیشر به سراغ ما میفرستد) هر کس که در رفع این نیازمندیها نکوشد و سختیهای آن را تحمل نکند (این کار مبارزه با شیطان و نفس و پاسخ به یاوهگویان را میخواهد، در کل گذشتن از مال بسیار سخت است به طوری که خداوند در قرآن میفرماید: “جاهَدوا في سَبيلِ اللَّهِ بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم” جهاد در راه خدا، اول با مال که سختتر است سپس با جان.) نعمت الهی را در معرض زوال قرار داده است. (خداوند این نعمت را از او به طرق گوناگون میگیرد)
امام(ع) میفرمایند: اعمال نیک و آثار خدمت به دیگران برای نیکوکاران که آن خیر را انجام میدهند تأثیر بیشتر دارد و این نیکوکار به کار خیر بیشتر نیاز دارد تا آن فرد محتاج، زیرا که انسانهای خَیِر پاداششان پاداش اخروی است و افتخار نام نیک که برای آنها میماند و همهی اینها در پروندهی اعمالشان ثبت میشود. هر کس که به خدمتگذاری و نیکرفتاری با مردم و اهل درد بپردازد ابتدا به خودش خیر و نیکی رسانده است، پس او تشکر و قدردانی را در عملی که برای خود انجام داده است از دیگران نباید توقع داشته باشد.
محمدبنمیمون نابینا بود و حج به جا میآورد، امام رضا(ع) نیز در حج بودند. او بعد از انجام عمل به اطرافیانش فرمود: مرا نزد علیبنموسی الرضا(ع) ببرید. او را نزد امام(ع) آوردند و او به امام(ع) اظهار علاقه کرد و سپس عرض کرد: آقاجان! عازم مدینه هستم، میخواهم نزد فرزندتان جواد(ع) بروم. دستخطی به من بدهید تا هنگامی که آن را میبرم تا نشان دهم مرا بپذیرند. امام(ع) دست خط را به او دادند. ایشان به مدینه آمدند و درب خانهی امام رضا(ع) رفتند و نامه را نشان دادند و اذن حضور گرفتند. امام جواد(ع) بسیار به او محبت کردند و از ایشان پذیرایی کردند و نامه را گشودند و خواندند و فرمودند: محمدبنمیمون چشمانت در چه وضعی است؟ او عرض کرد: آقا جان! نمیبینم و نابینا شدم .حضرت بلند شدند و آمدند ودستان کوچکشان را به چشمان محمدبنمیمون کشیدند فرمودند: اکنون میبینی؟ من جواد هستم. محمدبنمیمون نقل میکند: دست و پاهای امام(ع) را بوسیدم و از خانهی ایشان بیرون آمدم در حالی که همه جا را میدیدم و هرگز دچار نابینایی یا تاری نشدم.
ذکر مصیبت
حال ما میگوییم: یا جوادالائمه(ع)! شما را مانند اجدادتان شهید کردند و بدنتان را بر بالای بام گذاشتند اما شما را عریان نکردند، هنگامی که بدن مبارک شما را از بالا به پایین انداختند شیعیانتان آمدند و بدن خرد شدهی شما رابلند کردند و دفن کردند و تشییع کردند. اما دلها بسوزد برای حسین(ع) که شهید شد و ایشان را عریان کردند. نه تنها امام حسین(ع) شهید عریان بدن بود بلکه تمام شهدا را شب شام غریبان عریان کردند. به علم امامت امام زین العابدین(ع) بدنها راشناختند. آقا جان! بدن علی اکبر(ع) را چگونه شناختید ایشان سر نداشتند و بدنشان نیز ارباً اربا بود چگونه شما آن بدن ارباً اربا را از خیمهگاه تا قتلهگاه بردید و دفن کردید؟ یا امام سجاد(ع)! با دیدن آن بدنها چه کشیدید… .