بسم الله الرحمن الرحیم

 یا فاطمة الزهرا(س) أغیثینی

 به مناسبت میلاد امام حسین(ع)، بیست‌و‌هفتم اسفندماه سال99

 

محورهای سخنرانی

انواع توسل

ماه شعبان، ماه استغفار از کفران نعمت است

بیانات امام زمان(ع) در باب امام حسین(ع)

انواع توسل

 این ایام، ایام خوش اجابت دعاست. بحث امروز را این‌گونه آغاز می‌کنیم که ما کلاً سه نوع توسل داریم، و به سه مدل می‌توانیم توسلاتمان را آغاز کنیم، اول اینکه مستقیماً حاجتمان را از خداوند تبارک و تعالی بخواهیم و شروع کنیم با خداوند ارحم الراحمین صحبت کردن، بهترین طریق این گونه توسل این است که سجده‌ای با وضو بکنیم و هفت مرتبه”یا ارحم الراحمین” بگوییم، سپس شروع کنیم از خداوند حوائجمان را بخواهیم. اما در حالی که مستقیماً از خداوند حاجت تقاضا می‌کنم باید او را به اولیاءش قسم بدهیم: خدایا تو را قسم می‌دهم به ولی امر امام زمان(ع)، تو را قسم می‌دهم به محبوبه‌ات فاطمه‌ی زهرا(س)، خدایا تو را قسم می‌دهم به کنیزت زینب کبری(س)، در حین اینکه خدا را صدا می‌زنیم و ذکر او را می‌گوییم؛ “یا مجیب الدعوات”، “یا کاشف الکربات”، باید که حتما خداوند را به اولیاءش قسم دهیم. این روش را پیامبر(ص) به ما تعلیم داده است. ایشان فرموده‌اند: اول و آخر هر دعا صلوات بفرستید، به این معنا که درود می‌فرستیم به اولیای پروردگار و خداوند را به آنها قسم می‌دهیم و مستقیم خداوند را صدا نمی‌کنیم، مستقیم ورود کردن یعنی بی‌جواب ماندن. دوم؛ اینکه خداوند را حاجت دهنده بدانیم. هیچ قدرتی قادر نیست غیر از خداوند حاجت دهد، و ما از اولیای خداوند می‌خواهیم که حاجت ما را از درگاه خداوند بخواهند. فردی حاجتمند بود، نقل می‌کند: کربلا رفتم و در نقطه‌ی اجابت دعا ایستاده بودم و دعا می‌کردم و حاجت می‌خواستم سید بزرگواری کنارم ایستاده بود و فرمود: این‌گونه که دعا نمی‌کنند، روش دعا کردن تو غلط است. من گونه‌ی دیگر دعا کردم، باز ایشان فرمود: غلط است، عرض کردم آقاجان! در دعا کردن می‌توان نایب گرفت؟ ایشان فرمودند: بله می‌توان نایب گرفت، عرض کردم: می‌توانید شما برای من دعا کنید؟ ایشان فرمودند: بله می‌شود دستانشان را بالا آوردند حوائجی که در دل من بود ایشان به زبان آوردند و از خداوند خواستند، سپس فرمودند: این گونه باید حاجت بخواهی. نیابت در حاجت گرفتن تاثیر زیادی در برآورده شدن حوائج دارد. اینکه می‌گوییم، التماس دعا یعنی برای اجابت دعایمان نایب می‌گیریم، زیرا که دعا کردن از زبان غیر مستجاب‌تر است. حتی اگر می‌خواهیم دعا برای خودمان مستجاب شود برای غیر دعا کنیم. برای دردمندان دیگر دعا کنیم که خداوند دردمان را دوا کند. بهترین نایب ما در حاجت خواستن حضرت صاحب الزمان(ع) است. بهترین حوائج ما حوائج و تقاضاهایی است که بعد از زیارت آل یاسین می‌خوانیم. بهترین دعاهای ما دعاهایی است که از امام زمان(ع) آمده است، دعای “اللّٰهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِيقَ الطّاعَةِ…” که در ابتدای مفاتیح آمده است و به دنبال آن دعای کوچکی آمده است: ” اللّهُمَّ تٌفَضَّلْ عَلى فُقَراءِ،…” بهترین دعا دعاهایی است که نایب، امام زمان(ع) هستند و من تردید ندارم که اگر ما امام(ع) را به دست‌های بریده‌ی عموجانشان عباس(ع) قسم دهیم و ایشان را این گونه نایب بگیریم که برای ما دعا کنند، بی‌جواب نخواهیم ماند. ائمه(ع) ولایت تکوینی دارند. ولایت تکوینی به این معناست که امام زمان(ع) فرمودند: اگر شما از ما چیزی بخواهید ما آن را از خداوند می‌خواهیم و خداوند آن را خلق می‌کند زیرا که ما از خداوند خواستیم. به طور مثال عمر فردی تمام شده است از ائمه(ع) عمر دوباره می‌خواهد و ائمه(ع) به خاطر ولایت تکوینی که دارند عمر دوباره برای او از خداوند می‌خواهند و خداوند عمر دوباره برای او خلق می‌کند. این امر باعث می‌شود که ناامیدی برای شیعیان از بین برود.

نوع سوم توسل گرفتن؛ مستقیم از اولیای الهی خواستن است.

حال برای کسی که واسطه‌ی فیض بین ما و خداوند است باید خدمت کرد. اگر اهل بیت(ع) هستند باید با قرآن خواندن و صلوات هدیه دادن به آنها و زیارت کردن آنها به آنها خدمت کرد و اگر غیر از اهل بیت(ع) هستند از آنها در زندگیشان دستگیری کنیم. خداوند خانم مالک(ره) را رحمت کند، زمانی که با ایشان زندگی می‌کردم، هر آبی دست ایشان دادم برایم دعا کرد که خداوند به من همسر همراه دهد. این دعا را در جای جای زندگی‌ام دیدم.

تا نیمه‌ی شعبان به حضرت عباس(ع) متوسل شویم ایشان اولیای الهی هستند. در اصفهان مسجدی ساختند به نام مسجد “الهادی” برای تمام ادیان. روزی فردی یهودی آمد و پولی داد که روضه‌ی ابالفضل(ع) بخوانند، خادم مسجد به او گفت: شما یهودی‌ها در همه کار فتنه می‌کنید در روضه‌ی عباس(ع) نیز فتنه می‌کنید؟ او گریه کرد و عرض کرد: ما در روضه‌ی عباس(ع) فتنه نمی‌کنیم. این پول را به آقای امامی بدهید تا برای من روضه‌ی عباس(ع) بخواند خودم نیز در روضه شرکت می‌کنم. او در روضه شرکت کرد و بعد از آن به روضه‌خوان عرض کرد: دلیل اینکه روضه‌ی عباس(ع) نذر کردم، این بود که دیشب از اینجا رد می‌شدم، صدای شما را شنیدم که شما فرمودید: هر کس درب خانه‌ی عباس(ع) برود نا امید برنمی‌گردد اگر چه نصرانی و یا یهودی باشد. من فرزندی دارم که نرمی استخوان دارد و نمی‌تواند راه برود. شب به خانه رفتم گریه کردم و به عباس(ع) متوصل شدم. خوابیدم صبح بیدار شدم دیدم همسرم فریاد می‌زند و می‌گوید: بچه‌ایمان راه می‌رود در حالی که زمین‌گیر بود. بچه را بغل کردم و از او پرسیدم: چه اتفاقی افتاد؟ او گفت: آقایی آمد و فرمود: من ابالفضل(ع) هستم بلند شو و راه برو. پدرت به من متوصل شده است و برای من روضه نذر کرده است.

آیت الله گلپایگانی(ره) فرمودند: گرفتاری داشتم، با خود گفتم توسل عوامانه به ابالفضل(ع) بگیرم توسلی که همه می‌گیرند. چند نیمه شب از خواب بیدار شدم و خواندم: ای ماه بنی هاشم خورشید لقاء عباس(ع)، ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس(ع)، با محنت و درد و غم ما رو به تو آوردیم، دست من مسکین گیر از بهر خدا عباس(ع)، عباس(غ) علی سردار، ای میر علم بر دار، آن غم که تو می‌دانی از روی دلم بردار. ایشان فرمودند: شبی صد مرتبه این شعر را خواندم. سه الی چهار شب خواندم و بعد از آن غمی که روی دل من بود چنان برداشته شد که گویا وجود نداشت.

عباس(ع) نسبت به مادرشان بسیار حساس هستند، نذر ده یاسین کنید به این طریق که چهارشنبه چهار عدد بخوانید و پنجشنبه نیز چهار عدد بخوانید جمعه دو عدد بخوانید و به مادر بزرگوار ایشان حضرت ام البنین(س) هدیه کنید.

ماه شعبان، ماه استغفار از کفران نعمت است

ماه شعبان، ماه شست‌و شو است. تا نیمه‌ی شعبان که شب برات است باید از گناه پاکیزه شویم. پیامبر(ص) در این روزها مشغول پاک کردن امتشان از گناه هستند. این ماه ماهی است که پیامبر(ص) امتشان را از گناه شست‌وشو می‌دهند و نزد خداوند آنها را شفاعت می‌کنند، به شرطی که ما ایشان را در این راه کمک کنیم. ما به بلیه‌ی بزرگی گرفتار هستیم که معمولا از آن توبه نمی‌کنیم، و پیامبر(ص) سعی می‌کنند که ما را از آن گناه بشویند، آن گناه، کفران نعمت‌های الهی است. (اینکه مدام می‌گوییم نداریم و مشکلات داریم و درگیر هستیم، کفران نعمت است. صد چیز اگر نداریم هزار چیز داریم، چرا آن هزار چیز را نمی‌بینیم؟! ما کفران نعمت می‌کنیم و بعد از آن استغفار و توبه نمی‌کنیم. به طور مثال اگر فرزندمان بیمار است، در همین شهر خانه‌ای وجود دارد که چهار فرزند بیمار در آن هستند. اگر بیمار هستیم، بیمارانی وجود دارند که در حالی که بیمار هستند در خانه‌های دیگران کار می‌کنند) ماه شعبان، ماه باز کردن چشم است و استغفار از کفران نعمت‌هاست، لذا می‌بینیم در اعمال ماه شعبان ابتدا روزه وارد شده است سپس استغفار. عجیب اینجاست که استغفار دو بار وارد شده است. یکی، انسان روزانه هفتاد مرتبه بگوید: “اَستَغفِرُاللهَ وَ اَسئَلُهُ التَوبَهَ” خدایا استغفار می‌کنم و از تو طلب توبه می‌کنم، از تو می‌خواهم به من نگاه کنی. و دیگر اینکه هفتاد مرتبه بگوییم: “أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ، الْحَيُّ الْقَيُّومُ و اَتوبُ الیه” ای خدایی که جز تو خدایی نیست، مهربان و بخشنده، زنده و پاینده هستی و طلب مغفرت و توبه می‌کنم. این توبه، توبه‌ای از کفران نعمت‌هاست که در طول سال کردیم. هر کجا در حق خداوند کم گذاشتیم در تقوا یا در ادای واجبات کم گذاشتیم کفران نعمت کرده‌ایم. در این ماه پیامبر(ص)، امتش را با استغفار تطهیر می‌کنند. و باز در دعا و مناجات‌های ماه شعبان است که می‌فرماید: خدایا! گناهانی که از من در دنیا پوشاندی، اما من در آخرت به این پوشاندن نیازمندتر هستم. (زیرا که در این دنیا تو در مقابل اطرافیانم و خویشانم گناهانم را پوشاندی اما در قیامت نامه‌ی عمل من در مقابل صلحا و علما و اولیای خداوند باز می‌شود و شرمساری‌ام بیشتر است، و از دایره‌ی آنها طرد می‌شوم، من در قیامت به این پوشاندن نیازمندتر هستم.)

خداوند در این ماه، بعضی از انسان‌ها را به گونه‌ای از گناه پاک می‌کند که آیه‌ی مشهور سوره‌ی زمر شامل حالشان می‌شود: روز قیامت ملائکه، بهشتیان را هل می‌دهند تا آنها وارد بهشت شوند، زیرا در خارج از بهشت چیزی دیده‌اند که دیگر بهشت را نمی‌خواهند و آن جمال ابی عبدلله الحسین(ع) است و هم سخنی با ایشان را دیده‌اند، ملائکه اینان را کشان کشان به بهشت می‌برند.

فقط بگوییم: خدایا به داده‌هایت شکر که از کرم تو بوده است و به نداده‌هایت شکر که از حکمت تو بوده است. این شب‌ها صد مرتبه بگویید: “شکراًلله” و صد مرتبه بگویید: “الحمدلله”.

در ارتباط با معرفت ائمه(ع) بسیار حدیث و روایت داریم. این را نیز می‌دانیم که سه کس بر گردن ما حق دارند: یکی خداوند، دیگری پیامبر(ص) و دیگری ائمه‌ی اطهار(ع). حق ائمه(ع) بر ما این است که تلاش کنیم به معرفت آنها دست یابیم و بعد از دست یافتن به معرفت آنها اطاعت امرشان کنیم و مسئله اینجاست که شناخت اهل بیت(ع) بسیار مشکل است به گونه‌ای مشکل است که اگر آنها را شناختیم پیامبر(ص) را خواهیم شناخت، سپس خداوند را خواهیم شناخت و از آنها اطاعت خواهیم کرد.

شخصی خدمت امام حسین(ع) شرف‌یاب شد و عرض کرد: آقاجان! حدیثی بفرمایید که من شما را بهتر بشناسم؟ امام(ع) فرمودند: تو طاقت نداری که بشنوی و اگر هم طاقت بیاوری و بشنوی توان قبول کردنش را نداری. عرض کرد: فرزند رسول خدا(ص)! شما بفرمایید من انشاالله هم تحمل می‌کنم و هم می‌پذیرم. هنگامی که اصرار کرد، امام(ع) در گوش او زمزمه کرد، گفتار امام(ع) هنوز تمام نشده بود که موهای سر و صورت او سفید شد و به کلی حدیث را فراموش کرد و رفت و امام(ع) فرمودند: رحمت خداوند شامل حالش شد که فوراً حدیث را فراموش کرد.

در اینجا سوال پیش می‌آید که ما حدیث‌های فراوانی داریم که امامان را بشناسیم، پس این حدیث‌ها با روایت قبل متناقض است. از اینجا متوجه می‌شویم که شناخت این معرفت برای ما حدی دارد ما باید تلاش کنیم به آن حد برسیم اشکال ما این است که معرفت ما به آن حد نرسیده است. شیخ صدوق(ره) در کتاب امالی، عبدلله بن فضل روایت کرده است: نزد امام صادق(ع) بودم، مردی از اهل توس وارد شد، از آن حضرت(ع) سوال کرد: ای فرزند رسول خدا(ص)! کسی که قبر حسین(ع) را زیارت کند چه پاداشی خواهد داشت؟ امام (ع) فرمودند: کسی که به زیارت قبر حسین(ع) برود و او را بشناسد که امام “واجب الطاعه” می‌باشد (یعنی در این حد بداند ایشان امام معصوم است و اطاعت از او واجب است، یعنی خداوند بر تمام بندگانش و کائنات واجب کرده است که از او فرمان ببرند. این مسئله را متوجه شود و عمل کند، امام(ع) را شناخته ‌است)، خداوند چنین انسانی را گناهان گذشته و آینده‌اش را می‌آمرزد و شفاعت او را در روز قیامت برای هفتاد گنه‌کار که واجب است که به جهنم بروند قبول می‌کند. (درک حدیث مشکل است و فهم آن درایت می‌خواهد، زیرا که در آن از گناهان آینده نام برده است، یعنی اگر از زیارت آمدیم و گناه هم کردیم خداوند ما را می‌بخشد و شفاعت هم نیز می‌توانیم بکنیم! امام صادق(ع) فرمودند: یک حدیث را درایت کنید و بفهمید بهتر از آن است که هزار حدیث را بفهمید) منظور حدیث این است که کسی که امام حسین(ع) را زیارت کند و به حد این برسد که امام(ع) “واجب‌الطاعه” است و باید او را اطاعت کند خداوند در هر گناهی به او توفیق توبه و بازگشت می‌دهد. خداوند در بازگشت او را موفق به توبه‌ی حقیقی می‌کند. به طور مثال زائر حسین(ع) که به زیارت امام حسین(ع) می‌رود آیا هنگام بازگشت واجباتش را مانند گذشته انجام می‌دهد یا با دقت بیشتر واجباتش را انجام می‌دهد. او دیگر گناه و معصیتی نمی‌کند که غیر قابل بخشش باشد، و اینها همه بر اثر معرفتی است که امام را “واجب الطاعه” می‌داند. (کسی که زیارت می‌رود و مانند قبل عمل می‌کند و تغییری در او ایجاد نشده است امام زا واجب الطاعه نمی‌داند برای همین تغییری نمی‌کند شاید هم گناه بیشتری از قبل مرتکب شود.) بر اثر این معرفت خداوند عاقبت او را ختم به خیر می‌کند. و یکی از چیزهایی که ما در حرم ائمه(ع) کسب می‌کنیم رشد عقلی است، از عبادت‌های زیارت، تفکر کردن است. زیرا که مکان، مکان رشد عقل است. و کسی که دارای رشد عقل است مرتکب گناه نابخشودنی نمی‌شود.

امام صادق(ع) فرمودند: گویا می‌بینم تختی از نور نهاده‌اند،گنبدی از یاقوت سرخ که با جواهر زینت داده شده است، حیسن‌بن علی(ع) بر روی آن تخت نشسته است اطرافش نور هزار گنبد سبز است و گویا مؤمنین را می‌بینم که به زیارت آن حضرت می‌روند و به او سلام می‌کنند و خداوند تبارک و تعالی مستقیم به آن زوار می‌گوید: دوستان من هر چه می‌خواهید بخواهید. (خداوند زوار حسین(ع) را دوستان من خطاب می‌کند) مدتی طولانی اذیت و آزار دشمن دیدید و دشمنان اهل بیت(ع) شما را آزار دادند (شما را در این راه کشتند یا شما را ممنوع الزیارت کردند در این راه شما را آسیب‌ها رساندند) مدت زیادی شما را خوار و ذلیل شمردند و با شما رفاقت نکردند، برای مذهبی که داشتید. به شما ستم کردند به خاطر مذهب و اعتقادی که به اهل بیت(ع) داشتید. امروز هر چه می‌خواهید از حاجت‌های دنیا و آخرت من برای شما فراهم می‌کنم. سپس در مقابل آنها خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های بهشتی می‌گذارند و به آنها می‌گویند: بخورید این برای شما مقام ارزنده‌ای است. این اتفاق چه موقع رخ می‌دهد؟ مسلماً این حدیث برای عالم برزخ است. آن کسانی که از زوار حسین(ع) در عالم برزخ به بهشت رسیدند و به آن معرفت رسیدند و ستم‌ها دیدند و صبرها کردند خداوند آنها را در برزخ نوازش می‌کند. انها از غذاهای بهشت برزخ تناول می‌کنند و به آنها می‌گویند: برای حوائج دنیا دعا کنید، این دعا برای خودشان نیست بلکه برای وابستگانشان در دنیا است.

وظیفه‌ی شرعی ما خواندن احادیث، تفکر در احادیث، فهم در احادیث، پذیرفتن احادیث و نشر احادیث است. این یکی از بالاترین مجاهده‌ها است. و کسب این معرفت و آگاهی، جهاد علمی در راه خداوند است. این حدیث مشهور است که پیامبر(ص) فرمودند: “حُسَيْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ” یا ” َحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً” دوست دارم کسی را که حسین(ع) را دوست دارد. “حُسَیْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْاَسْبَاطِ” این حدیث به این معناست که حسین(ع) یکی از نوه‌های پیامبر(ص) است. در قاموس نقل می‌کنند: حسین(ع) از نظر بلندی مقام و مرتبه و دارا بودن اجر و ثواب و پاداش و عظمت کاری که از او صادر شده است، در واقعه‌ی کربلا برای پیامبر(ص) فقط در جایگاه نوه نیست بلکه برای ایشان حکم امت را دارد. (چرا حسین(ع) به تنهایی حکم یک امت را برای پیامبر(ص) دارد؟ مگر ائمه(ع) دیگر به وظیفه‌ی خود عمل نکردند.) مرحوم شیخ صدوق(ره) در کتاب عیون اخبار الرضا از قول امام رضا(ع) نقل می‌کنند: هنگامی که خداوند به ابراهیم(ع) دستور داد تا به جای فرزندش اسماعیل(ع)، آن قوچی که فرستاده بود را ذبح کند، ابراهیم(ع) آرزو کرد تا ای کاش می‌توانستم اسماعیل(ع) را با دست خودم ذبح کنم و به ذبح آن قوچ امر نمی‌شدم تا به قلبم آن ثواب و دردی وارد می‌شد که به قلب پدری که فرزند عزیزش را به دستش ذبح می‌کند وارد شود، با این عمل سزاوار پاداش صبرکنندگان و مصیبت‌زده‌ها می‌شد و درجات بالایی را طی می‌کرد. در این هنگام خداوند فرمود: ای ابراهیم(ع)! محبوب‌ترین آفرینندگان نزد تو کیست؟ او فرمود: نزد من محبوب‌تر از حبیب تو محمد مصطفی(ص) کسی نیست. او را بیشتر از خودم دوست دارم و فرزند او را بیشتر از فرزند خودم دوست دارم. کشته شدن فرزند او بر اثر کینه‌ی دشمنان قلب مرا بیشتر به درد می‌آورد تا اینکه فرزندم را به دست خودم ذبح کنم. سپس خداوند فرمود: یا ابراهیم(ع)! گروهی که خود را امت محمد(ص) می‌دانند به زودی حسین(ع) فرزند محمد(ص) را به ظلم و ستم می‌کشند سرش را جدا می‌کنند مانند سر بره‌ای که جدا می‌کنند و با این عمل سزاوار خشم و غضب من هستند. ابراهیم(ع) اندوهگین شد و دلش به درد آمد گریان شد. ندا آمد: ای ابراهیم(ع)! ناله و فریادت را برای حسین(ع) و مصیبتت را برای کشته‌شدن حسین(ع) چنان حساب کردم که او را فدیه قرار دادم برای پسرت. درجات بالای مصیبت‌زدگان را برای تو قرار دادم. خود امام حسین(ع) در عالم زر پذیرفتند که فدایی حضرت اسماعیل(ع) شوند زیرا ابراهیم(ع) دو پسر داشتند یکی اسماعیل(ع) و دیگری اسحاق(ع). اسحاق(ع) در صلبش پیامبران بنی اسرائیل بودند. در صلب حضرت اسماعیل(ع)، نور پیامبر مصطفی(ص)، علی مرتضی(ع)، فاطمه(س) و حسن مجتبی(ع) و فرزندان معصومش تا صاحب الزمان(عج) قرار گرفته بود. اگر در آن روز اسماعیل(ع) به عنوان قربانی سرش بریده می‌شد دیگر وجود پیامبر(ص) ملغا می‌شد. بنابراین تمام بخشش‌ها و نعمت‌های ظاهری پروردگار و برکات معنوی خداوند که به ما می‌رسد سر چشمه‌اش از امام حسین(ع) گرفته شده است. به همین جهت در تمام روزها زیارت امام حسین(ع) مستحب است زیرا حسین(ع) علت غایی است برای به وجود آمدن قیام خاتم الانبیاء(ص). برای همین پیامبر(ص) می‌فرمایند: در آن روز حسین(ع) فدیه بودن برای اسماعیل(ع) را پذیرفت که من به وجود بیایم تا امروز از من حسین(ع)، به وجود آید. اگر حسین(ع) این فدیه بودن را نمی‌پذیرفت دین اسلامی به وجود نمی‌آمد. اگر امروز وجود امام زمان(ع) هست از آن ذبح عظیم است.

بیانات امام زمان(ع) در باب امام حسین(ع)

ایشان امام حیسن(ع) را این گونه معرفی می‌کنند، حسین(ع) وفاکننده‌ی به عهد و پیمان، دوست‌دار اخلاق‌های نیکو، آشکارکننده‌ی بزرگواری‌ها، کوشش‌کننده در عبادت به هنگام تاریکی‌ها، دارنده‌ی روش‌های معتدل و استوار نه سخت‌گیرانه و نه لاابالی‌گرانه است. ایشان دارای اخلاق و بزرگ منشی و بخشندگی با پیشینه‌ی درخشان درای نژاد شریف و حسبی برتر ،درجاتی عالی و رفیع و افتخاراتی فراوان است. ایشان دارای سرشت‌های ستوده موهبت‌ها و بخشش‌های بسیار است. او بردبار و با صلابت و لطف و رحمت زیاد بود، او بخشنده‌ی دانا و توانا بود او پیشوایی شهید است، او بسیار ناله‌کننده و توبه‌کننده و محبوب و با هیبت بود. او برای رسول خدا(ص) و قرآن پشتیبان بود، برای امت بازوی توانا و یاور بود. اگر حسین(ع) ذبح عظیم نمی‌شد امت اسلام چه کسی را داشت؟ او در فرمانبرداری از دستورات الهی کوشا بود و نگهبان و نگهدارنده‌ی پیمان‌ها و تعهد عالم زر بود. او کناره‌گیر از راه مردمان فاسق و تبه‌کار بود او به کار برنده‌ی تمام کوشش خود برای رضای خداوند بود. رکوع و سجودش طولانی و به دنیا بی‌اعتنا و بی‌رغبت بود به گونه‌ای که در هر زمان می‌توانست دنیا را ترک کند. همواره به دنیا به دیده‌ی وحشت‌زدگان نگاه می‌کرد. (که مبادا دنیا ایشان را فریب دهد)

چهار نعمت را در شب عاشورا امام(ع) شکر می‌کنند، 1. شکر بر نعمت نبوت. خدایا! تو را شکر می‌کنم که پیامبری عالم و تعلیم دیده در مکتب الهی، پیامبری که نماینده‌ی خودت در روی زمین است، پیامبری که مردی مانند علی(ع) خود را بنده‌ی او می‌داند برای ما فرستادی و من پیرو این پیامبر هستم. 2. شکر بر نعمت قرآن. خدایا! از تو شاکرم که قرآن را فرستادی و ما را به قرآن تعلیم دادی و تربیت قرآنی به ما دادی و ما را با قرآن انس دادی. (امام حسین(ع) از مدینه تا مکه قرآن می‌خواندند، در مکه و از مکه تا کربلا قرآن خواندند، از کربلا سر بریده‌‌اشان تا کوفه تا شام و تا دفنش قرآن می‌خواند. ایشان به هنگام خروج از مدینه آیه‌ای را خواندند که موسی(ع) به هنگام بیرون رفتن از دیار فرعون می‌خواندند. هنگامی‌که علی اکبر(ع) به میدان می‌رفتند ایشان آیات شهادت را تلاوت می‌کردند ” وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ” و علی اکبر(ع) را با این آیات بدرقه می‌کردند. سر بریده‌ی ایشان در مقابل یزید ملعوناین  آیه را می‌خواند: “وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِم” گمان نکنند ظالمان فرصتی را که خداوند به آنها داده است خیرشان است بلکه خداوند به ظالم فرصت می‌دهد تا در ظلمشان غرق شوند.)

  1. شکر بر نعمت تفقه در دین. بصیرت در دین و دین‌شناسی و آگاهی به دین و فهم به دین نعمت بزرگی است. امام صادق(ع) می‌فرمایند: ما دوست داریم جوانان را در تفقه به دین مجبورشان کنید.
  2. شکر بر نعمت اعضای سالم داشتن تا بتوانم حق را از باطل تشخیص دهم.

سی سال پس از واقعه‌ی کربلا در رودخانه‌ای در شهر تستر سنگ‌ریزه‌ای پیدا کردند و به خط سرخ روی آن چیزی نوشته بود، آن را نزد حاکم شهر و جد علامه‌ی مجلسی(ره) بردند، ایشان صنعت‌گران ماهر را آوردند و این سنگ را گذاشتند تا بفهمند این خط قرمز که روی آن کنده شده چیست؟ همه به این اتفاق رسیدند که آن کندکاری نیست بلکه به طور طبیعی روی آن سنگ هک شده است. روی آن سنگ نوشته بود: “بسم الله الرحمن الرحیم لااله الا الله، محمداً رسول الله، علیاً ولی الله، قتل الامام شهید المظلوم الحسین بن علی بن ابیطالب(ع)” حسین(ع) مظلوم کشته شد و با خون مبارکش به قدرت پروردگار بر هر زمین و سنگ‌ریزه‌ای این آیه نوشته شده است. کسانی که به اهل بیت پیامبر(ص) ظلم و ستم کردند به زودی خواهند فهمید که چه کیفرهایی در انتظارشان است. حاکم دستور داد برای آن سنگ جایگاه نقره درست کردند در آن جایگاه سنگ را گذاشتند.

ذکر مصیبت

پیامبر(ص) نشسته بودند و آرام آرام با دستشان چیزی را می‌بافتند، از ایشان سوال کردند: یا رسول الله(ص)! چه چیزی می‌بافید؟ ایشان فرمودند: هنگامی‌که جبرئیل(ع) نزد من می‌‎آید و بال می‌زند، پرهای ریزش که مانند پشم است از بال‌هایش به زمین می‌ریزد و من آنها را جمع کردم تا برای حسین(ع) پیراهن ببافم. با این پرهای نرم برای ایشان لباس می‌بافم تا لباسش بدن نرمش را اذیت نکند. اکنون می‌گوییم: یا رسول الله(ص)! چگونه طاقت آوردید این بدن زیر سم اسبان بماند، هم از روی سینه و هم از پشت آن چنان بدن مبارک را خرد کنند تا استخوان‌ها مانند آرد داخل سنگ آسیاب شود… چگونه طاقت آوردید تا سر مبارکشان را آن زن یهودی در بازار شام با سنگ بزند و از بالای نیزه به زیر دست و پا بباندازد. چگونه مشاهده کردید تا به لبان مقدسشان چوب خیزران بزنند. روز تولد ایشان شما سه روز شیرینی دادید تا گرسنه‌گان سیر شوند این شما و این دست خالی ما.