چند دستور برای پاک کردن اثر گناهان از نامهی عمل
معنای «امر» در روایت و احادیث
راهکارهای مرحوم رجبعلی خیاط(ره) برای معرفت به امام زمان(عج)
انس با قرآن مجید و راه یافتن به حضور صاحب الزمان(عج)
امشب ماه مبارک رمضان به نیمه میرسد و از نظر زمانی امشب بسیار مهم است، به طوریکه خداوند تبارکوتعالی سبط اکبر امام حسن مجتبی(ع) را به خاندان نبوت هدیه میدهد و در این ظرف زمانی ایشان قدم به عالم خاکی و مادی میگذارند. خود این موضوع جای تفکر و تأمل دارد و جای برداشتهای معنوی بسیار دارد. دعا میکنم که خداوند آنچه وعده داده است به روزهداران ماه مبارک رمضان و شبزندهداران خوب ماه مبارک رمضان مرحمت بفرماید.
شاید مهمترین آداب امشب این باشد که ما برای رفع، تاریکیهای معصیتها و گناهانمان از نامهی عمل و ضمیرمان تلاش کنیم؛ تا صبح که بیدار میشویم نامهی جدید داشته باشیم.
چند دستور برای پاک کردن اثر گناهان از نامهی عمل
برای پاک کردن اثر گناهان در نامهی عمل چند دستور به ما دادهاند که مجموع آن برای رونق و اقبال باطنی ما بسیار خوب است.
امام رضا(ع) فرمودند: هرگاه وسیلهای نداشتید که گناهانتان را از نامهی عملتان پاک کنید پناه به صلوات ببرید.
فرمودند: هنگامی که به هم میرسید و با هم مصافحه میکنید و با هم دست میدهید، در این هنگام بگویید: «الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم» در این لحظه خداوند تمام گناهان شما را از نامهی عمل شما پاک میکند مانند برگ درختان پاییزی.
یکی از علما نقل میکند که در یک مجلسی که همه علمای عالی مقام حضور داشتند نشسته بودم. عالمی کنار من سر سفره نشسته بود. لقمه را در دست گرفت و پیچید و در دهان گذاشت و جوید هنوز آن را نبلعیده بود که سکته کرد و از دنیا رفت.
گفتن «بسمالله الرحمن الرحیم الحمدالله ربالعالمین» پیش از خوردن غذا گناهان را میآمرزد، یعنی ما به این معرفت برسیم که میدانیم این لقمه از کجا آمده و به کجا خواهد رفت.
این مسأله فقط مختص ثروتمندان نیست همه میتوانند این کار را انجام دهند. فرمودند: به صائم افطاری دهید حتی به جرعهای آب، یا به نصف خرما. یعنی میتوان به این میزان اندک در افطاری دادن به صائم شرکت کرد.
خدایا ببخش گناه بزرگ من را (باز اینجا بحث معرفت است)؛ خدایا من هیچ گناه کوچکی به درگاهت ندارم، همهی گناهانم بزرگ است همین که جسارت کردم و در مقابل چشمان تو معصیتی کردم بزرگ است. خدایا من هیچ گناه صغیرهای ندارم همهی گناهان من کبیره است. همانا گناه بزرگ را جز خدای عظیم هیچ کس نمیتواند ببخشد.
پیامبر(ص) با آن عظمتشان برای آمرزش گناهان ما به پیشگاه خداوند دعا میکنند. پیامبر(ص) نمیتواند گناهان ما را ببخشد. امام زمان(عج) باعظمتشان برای آمرزش گناهان ما دعا میکنند. نمیتوانند گناهان ما را ببخشند. فرشتگان و ملائکه برای بخشش گناهان ما دعا میکنند قادر نیستند گناه ما را ببخشند بخشندهی گناه فقط خود خداوند است. چون گنهکار، گناه خدا را میکند. فقط خدا میتواند ببخشد.
نفس کشیدن فرد بیمار ثواب تسبیح دارد مانند روزهی ماه مبارک رمضان میماند. ناله کردن او ثواب فرستادن صلوات دارد. پهلوبهپهلو شدن او توأم با درد و تب ثواب جهاد فی سبیل الله دارد. هر عمل خوبی که فرد بیمار در زمان سلامتیاش انجام میداده، مانند خواندن زیارت عاشورا، نماز شب و …، و اکنون نمیتواند انجام دهد، خداوند به فرشتگان میفرماید: در نامهی عملش بنویسید. و زمانی که خوب میشود به او خطاب میشود: عمل از سر بگیر که خداوند گذشتهات را بخشیده است. اگر بمیرد انشاءالله آمرزیده میشود. خداوند عیادتکنندگان او را میآمرزد. هر که برای فرد بیمار هدیهای ببرد، خداوند ثواب آن عمل را کفارهی گناهان او قرار میدهد. هر که به فرد بیمار خبرهای ناراحتکننده ندهد خداوند ناراحتی قیامتش را از او دور میکند. هر چه بیمار صالحتر باشد ثوابهایش بیشتر است، اگر عالم باشد مقامش بالاتر است، اگر او سید باشد مقامش بالاتر است. هر چه دارای مقامات علمی و معنوی بالاتر و زیادتری باشد ثوابهای که شمردیم درجهاش بالاتر است.
ذکر مصیبت
بحث بیمار است، بیماری را میشناسم که تب شدیدی داشت؛ در بیابان و در خیمه در حالی که قطرهای آب نبود بدن در تب میسوخت. این بیمار کربلا قادر به حرکت نبود. میگویند به بیمار خبرهای ترسناک ندهید. هر لحظه به ایشان خبرهای دردناک میدادند؛ برادر جوانتان علیاکبر(ع) شهید شد، عموهایتان کشته شدند، عموی بزرگوارتان ابوالفضل(ع) کشته شد، پسرعموهایتان کشته شدند، برادر کوچکتان کشته شد و درنهایت سر پدر را بالای نیزه دید و داغش تکمیل شد. به جای اینکه عیادت کنندگانشان برایشان هدیه بیاورند، خیمهاشان را غارت کردند و فرش زیر پایشان را کشیدند و ایشان را به روی خاک انداختند و خیمهاشان را آتش زدند. برایشان غل جامع آوردند و بر گردن و دستان مبارکشان بستند و پاهایشان را به زیر شتر بستند و به جای اینکه ایشان را تسلا بدهند و دلشان را آرام کنند تمام اهلبیتشان را در مقابل چشمانشان اسیر کردند. دست تمام اهلبیتشان را از همسر باردارشان تا عمهی باعظمتشان را بستند و در مقابل چشمانشان اسیر کردند. به جای اینکه ایشان را به مکان مناسبی ببرند از قتلگاه عبورشان دادند تا بدن بیسر و پارهپاره پدرشان را ببیند که خاک کربلا کفن پدر بزرگوارشان شده بود تا نظاره کنند که خواهران و عمههایشان را از روی پیکر پدر چگونه با تازیانه بلند میکنند.
این روزها بحث ما در رابطه با این بود که چگونه به وجود نازنین امام زمان(عج) راه پیدا کنیم و این راه پیدا کردن کوشش و وظیفهی شرعی ما است. یک امر مستحبی نیست. بحث را کشاندیم به زیارت آل یاسین.
معنای «امر» در روایت و احادیث
خود امام زمان(عج) دو جمله گلایهآمیز نسبت به من و شما دارند.
علی بن مهزیار نقل میکند: هنگامیکه خدمت امام زمان(عج) مشرف شدم؛ از ایشان پرسیدم: آقاجان! این آیهی «…أَتاها أَمْرُنا لَيْلاً أَوْ نَهاراً…» به چه معناست؟
حضرت فرمودند: «نحنُ امرنا و جنوده» ما ائمه «امر» خداوند و لشگریان خداوند هستیم.
امام محمدباقر(ع) فرمودند: کسی که در انتظار امر ما (امام زمان) باشد زیانی به او نخواهد رسید و این شخص مانند کسی است که در میان خیمهی امام زمان(عج) در میان لشگریان آن حضرت مرده باشد. (حال آن شخص چه ثوابی خواهد برد؟ به کدام درجه خواهد رسید؟ مانند حمزه سیدالشهدا(ع) در رکاب پیامبر(ص) عمار یاسر در رکاب امیرالمؤمنین(ع) خواهد شد.)
امام حسن عسگری(ع) میفرمایند: امامت، امری از امرهای خداوند است و سِری از اسرار خداوند تبارکوتعالی است. حضرت در این عبارت میفرمایند: چرا در امر امامت، تفکر و تعقل نمیکنید؟ چرا از برهان عقل خود در شناخت امام زمان(عج) استفاده نمیکنید؟
امام زمان(عج) با جملهی گلایهآمیز میفرمایند: چرا تعقل نمیکنید و چرا از اولیا امر نمیپذیرید. هم تفکر و تعقل نمیکنید و هم از آنکسانی که راهنمای شما هستند و در این زمینه شما را راهنمایی میکنند امر نمیپذیرید. آیا میخواهید در جهل مرکب بمانید؟
روایت است که عالمان شیعیان ما، مرزبانان دین و ایمان هستند. اینکه بین ما و علمای دینمان جدایی انداختند و اکنون هم در حال این کار هستند، برای این است که مرزبان دین نداشته باشیم؛ مانند مملکتی که مرزبان ندارد و دشمن میتواند از هر طرف راحت داخل شود. عالمانی مانند مرحوم فلسفی از 14 سالگی در صحن امام رضا(ع) قلم به دست گرفتند و تا 100 سالگی این قلم را زمین نگذاشتند و قلم زدند؛ مانند علامه حلی مانند مرحوم امام، مانند علمایی که اکنون داریم اما آنها را نمیشناسیم.
ادامهی حدیث؛ آگاه باشید هر کس برای چنین امری بهپاخیزد و عالم شود و مرزبانی دینش را بکند فضیلتش هزار بار بالاتر است از فضیلت کسی که با تمام دشمنان اسلام از روم و ترک و … با شمشیر میجنگد.
امروز اگر مادری مطالعه کند، اطلاعات کسب کند تا جوانش را نسبت به امام زمان(عج) آگاهی بدهد و یا مادری که فرزندش به سن تکلیف رسیده او را نزد عالم ببرد و با عالم آشنا کند، با این کار دین فرزندش را توسط آن عالم مرزبانی میکند. چرا که عالم بلا و فتنه را از دین دور میکند اما جهاد مجاهدان بلا و فتنه را از بدنها دور میکند.
در جهاد نمیگذارند دشمن بیاید و ما را بکشد؛ اما علمای دین از دین ما محافظت میکنند. ما در جنگ تحمیلی غریب به 200 هزار نفر برای دفاع از مرزهای خاکی شهید دادیم. چقدر جانباز دادیم که چهل سال اسیر رختخواب هستند؟
سؤال من این است که ما چه میزان سرباز داریم که برای حفظ مرزهای دین ما در این جنگ فرهنگی که سختتر و خسارتبارتر هم است و آرام و آرام و مورچهوار داخل میشود، زمینهساز ظهور امام زمان(عج) باشند؟
ما امروزه باید با تمام علممان و با تمام فرهنگمان مقابل حزب شیطان بایستیم. هجوم فرهنگی دشمن مانند جنگ نیست که سروصدا داشته باشد حرکت آرام و بیصدا است. به شکل کانالهای مبتذل ماهواره است که نتیجهی آن فساد جامعه را به دنبال دارد.
امام هادی(ع) فرمودند: اگر نبودند علمایی که بعد از غیبت مهدی(عج) مردم را راهنمایی کنند و با حجتها و برهانهای الهی از دین او دفاع کنند بندههای ضعیف خدا را از دام ابلیس و شیطان نجات دهند، احدی باقی نمیماند مگر اینکه همه از دین خدا خارج میشدند.
راهکارهای مرحوم رجبعلی خیاط(ره) برای معرفت به امام زمان(عج)
مرحوم رجبعلی خیاط(ره) سه راهکار میدهد برای اینکه به معرفت و حضور امام زمان(عج) از نظر معنوی راه پیدا کنیم ایشان تأکید میکنند:
قرآن، روح روزه است، ماه رمضان، ماه نزول قرآن است. در ماه مبارک رمضان اگر قرآن خوانده نشود روزهی ما مانند کالبد بیروح است. قرآن قلب ماه مبارک رمضان است. قلب اگر نتپد خون را به رگها نرساند چه اتفاقی میافتد؟ قلب باید بتپد و رگهای ماه رمضان به جوش بیاید تا ما بتوانیم از ماه مبارک رمضان تأثیر بگیریم.
از عظمت انس با قرآن میتوان به این روایت اشاره کرد که یکی از اصحاب نقل میکند: پیامبر(ص) بیمار بودند و تب داشتند. من به عیادت ایشان رفتم و جویای حالشان شدم. هنوز آثار بیماری و تب شب گذشته هویدا بود. از ایشان پرسیدم: یا رسولالله(ص)! حالتان چطور است؟ پیامبر(ص) فرمودند: این بیماری مانع آن نشد که شب گذشته من سی سوره نخوانم.
پرسیدم: یا رسولالله(ص)! اینهمه تلاش و کوشش در راه عبادت برای چیست؟
فرمودند: آیا بندهی شاکر خدا نباشم؟! قرآن را خواندم به جهت شکر گذاری. عبادتش میکنم به جهت شکر گذاری.
امیرالمؤمنین علی(ع) امام ماست؛ ایشان انس بسیاری با قرآن داشتند، به طوری که وقتی لبهی تیز شمشیر به سر مقدسشان اصابت کرد و مغز را شکافت ایشان یک مشت خاک را برداشتد و روی شکاف گذاشتند و آیهای از قرآن خواندند و فرمودند: «ما شما را از خاک آفریدیم به خاک برمیگردانیم و دوباره شما را از دل خاک بیرون میآوریم.»
ماه مبارک رمضان در حال اتمام است؛ روایت است که در تلاوت هر آیه از قرآن مجید در روزهای عادی ده ثواب نهفته است و ده میوهی بهشتی برای قرائتکننده به ارمغان میآورد؛ اما در ماه مبارک رمضان ضریب به هزار است. هر حرفی از آیات قرآن که تلاوت میشود مخصوصاً بعضی از آیات؛ مثلاً هر حرفی از آیتالکرسی که تلاوت شود ثوابش هزار است و ثواب خواندن آیتالکرسی در جمعههای ماه مبارک رمضان بسیار بیشتر و در شبهای قدر سی هزار برابر است. در ماه مبارک رمضان قرائت هر آیه از قرآن هزار ثواب و هزار میوهی بهشتی دارد و در شبهای قدر سی هزار برابر.
به ما فرمودند: قرآن همان حکم شجرهی طوبی را دارد (درختی که ریشه در خانهی پیامبر(ص) را دارد و هر کس شاخهای از آن را بگیرد، او را بلند میکند و بالا میبرد و به پیامبر(ص) و ائمهی اطهار(ع) وصل میکند) همان معنویت شجرهی طوبی را دارد. ریشهاش در قلب و خانهی پیامبر اکرم(ص) است هنگامی که انسان خودش را در محضر نورش قرار میدهد ظرفیتی پیدا میکند که هزاران هزار میوههای معنوی در وجودش جا میگیرد.
امام رضا(ع) فرمودند: در ماه مبارک رمضان کارهای نیک پذیرفته است، گناهان در ماه مبارک رمضان آمرزیده است و هر کس در این ماه یک آیه از کتاب خدا را تلاوت کند یک ختم قرآن کرده است، هر کس در این ماه به روی برادران و خواهران دینی خودش بخندد و او را خوشحال کند در روز قیامت خدا را دیدار خواهد کرد در حالی که خدا به او میخندد و به بهشت مژدهاش میدهد. کسی که در این ماه به مؤمنی کمک کند و دستش را بگیرد خداوند او را در عبور از صراط کمک میکند (در آن روزی که همهی گامها میلرزد) و کسی که خشمش را در این ماه نگه دارد خداوند خشم خودش را در روز قیامت از این آدم دور نگه میدارد؛ و کسی که درمانده و غمدیدهای را نجات دهد خداوند در روز قیامت او را از هراس بزرگ آن روز دور نگاه میدارد؛ و کسی که مظلومی را بر دشمنش یاری دهد خداوند او را در روز قیامت در مقابل دشمنانش یاری میدهد و از عذابهای قیامت نجاتش میدهد.
انس با قرآن مجید و راه یافتن به حضور صاحب الزمان(عج)
یکی از چیزهای که ما را به حضور آقا امام زمان(عج) راه میدهد انس با قرآن مجید است. این روزها بحث ما زیارت «آل یاسین» است. زیارت «آل یاسین» ختمش بسیار مجرب است.
شخصی نقل میکند: تاجر بودم، ورشکست شدم و آبرویم در خطر بود و طلبکارها دنبالم بودند. شب و روز متوسل به اهلبیت(ع) بودم. شبی در عالم رؤیا آقای بزرگواری را دیدم که به من فرمودند: چرا به مجلس زیارت «آل یاسین» نمیروی و بعد با دستشان به کوچهای اشاره کردند. از خواب بیدار شدم اسم کوچه را نمیدانستم تا آنجا را پیدا کنم. یک روز که در ماشین نشسته بودم همان کوچه را که در خواب دیده بودم دیدم. از ماشین پیاده شدم و از مغازهدار پرسیدم: در این کوچه روضهای برپاست؟ مغازهدار گفت: بله فلان پلاک در شبهای جمعه مجلس زیارت «آل یاسین» دارد. من همان شب جمعه به آن خانه رفتم و در آن مجلس دلم شکست و نالهها زدم. از فردای آن شب نشانههای گشایش در کارم پیدا شد و من هرگز زیارت «آل یاسین» را ترک نکردم.
شهید هاشمی نژاد استادی داشتند به نام شیخ فریدالدین کاشانی که در جوانی به شهادت رسیدند، ایشان نقل میکردند: در زمستان استادم در ایوان ایستاده بودند و زیر سقف آسمان «آل یاسین» را میخواندند و من هم منقل را باد میزدم تا زغال برای کرسی آماده کنم. دیدم استادم لرزیدند نگاهشان کردم دیدم نگاهشان به آسمان مانده و لبهایشان تکان میخورد. نگاه کردم دیدم بزرگواری بین زمین و آسمان است و لباس راهراه مانند لباس لُرها پوشیده، استادم با ایشان سخن میگفتند و ایشان جواب میدادند اما من چیزی نمیشنیدم. ترسیدم، سرم را پایین انداختم دوباره نگاه کردم دیدم هنوز مکالمهیشان ادامه دارد. بار سوم که نگاه کردم، دیدم ماجرا تمامشده و استادم به خودشان آمدند. استاد داخل رفتند و نشستند وقتیکه آرام شدند، گفتم: آقاجان! من چنین دیدم. استادم فرمودند: واقعاً دیدی؟ گفتم: بله دیدم. ایشان فرمودند: نزد من بیا تا چشمانت را ببوسم او مولایمان بود که هر وقت «آل یاسین» میخوانم تجلی میکنند. از ایشان سؤال میکنم و ایشان جواب میدهند.
ذکر مصیبت
شب، شب امام حسن مجتبی(ع) است. شب توسل به وجود نازنین ایشان است. امام حسن مجتبی(ع) بسیار مظلوم بودند. دشمن اگر تلاش داشت امام حسین(ع) را به شهادت برساند تلاش داشت امام حسن(ع) را تحقیر کند. به همین جهت در جمعی که نشسته بودند امیرالمؤمنین علی(ع) را دشنام میدادند تا امام حسن مجتبی(ع) را تحقیر کنند. عبدالملک مروان ملعون برای والی مدینه نامه نوشت: پسر امام حسن مجتبی(ع) را بگیر و در ملأعام در مقابل چشمان همه بخوابان و تازیانه بزن. او میخواست با این کار اولاد امام حسن مجتبی(ع) را تحقیر کند. ایشان را گرفتند و آوردند. این سید بزرگوار را جلوی درب مسجد نگه داشتند تا نماز جمعهشان تمام شود و در مقابل چشم نمازگزاران روز جمعه و در مقابل مسجد نبی نوهی پیامبر(ص) را زمین خوابانند و شلاق زدند. خبر به امام سجاد(ع) رسید. آقا عبا کشان آمدند و پسرعمویشان را بغل کردند و فرمودند دعای فرج بخوان تا نجاتت بدهند.
«لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ الْعَظِيمُ الْحَلِيمُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مُوجِبَاتِ رَحْمَتِكَ وَ عَزَائِمَ مَغْفِرَتِكَ وَ الْغَنِيمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ وَ السَّلاَمَةَ مِنْ كُلِّ إِثْمٍ اللَّهُمَّ لاَ تَدَعْ لِي ذَنْباً إِلاَّ غَفَرْتَهُ وَ لاَ هَمّاً إِلاَّ فَرَّجْتَهُ وَ لاَ سُقْماً إِلاَّ شَفَيْتَهُ وَ لاَ عَيْباً إِلاَّ سَتَرْتَهُ وَ لاَ رِزْقاً إِلاَّ بَسَطْتَهُ وَ لاَ خَوْفاً إِلاَّ آمَنْتَهُ وَ لاَ سُوءاًإِلاَّ صَرَفْتَهُ وَ لاَ حَاجَةً هِيَ لَكَ رِضًا وَ لِيَ فِيهَا صَلاَحٌ إِلاَّ قَضَيْتَهَا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ»
«نيست خدايى جز آن خداى يكتاى بزرگ بردبار، نيست خدايى جز آن يكتا خدای پروردگار عرش بزرگوار، ستايش مخصوص پروردگار عالم است بار خدايا از تو درخواست میکنم آنچه موجب رحمت و آمرزش است و بهره از هر كار نيك و سلامتى از هر گناه، بار خدايا هيچ گناهى بر من مگذار جز آنكه عفو كنى و غصهای بر دلم مگذار جز آنكه بدل به نشاط كنى و هيچ مرضى جز آنكه شفا عطا كنى و هيچ عيبى جز آنكه بپوشانى و هر رزق را بر من فراوان گردان و از هر گونه ترس و بيم امنوامان بخش و هر بدى را از من برگردان و هر حاجتى را كه رضاى تو و صلاح من است همه را برآورده گردان. اى خداى ارحمالراحمین دعايم را اى پروردگار عالم به كرامت اجابت فرما.»
ایشان شروع کردن به خواندن این دعا. در این حال حاکم بیرون آمد و چشمش به ایشان افتاد ناگهان از این کار منصرف شد و دستور داد تا ایشان را نزنند. او به مروان نوشت: من خجالت کشیدم که در مقابل قبر پیامبر(ص) او را شلاق بزنم و آن را به صلاح دولت تو ندیم.
حال میگوییم: یا امام زینالعابدین(ع)! شما به پسر امام حسن مجتبی(ع) رحم کردید چرا کسی به شما رحم نکرد مگر شما پسر امام حسین(ع) نبودید؟ چرا شما را با آن تن تبدار سوار شتر برهنه کردند؟ بازوهایتان را با زنجیر به هم بستند پاهایتان را به زیر شکم شتر بستند. تن تبدار و دل داغدار بود، گردن به غل، دستها و پاها به زنجیر بسته و پاها به زیر شکم شتر به زنجیر کشیده شده بود و با این حال ایشان را تازیانه میزدند. گاهی مینویسند بر اثر شلاق و تازیانه وجودشان تا زیر شکم شتر خم میشد. آیا شما پسر حسین(ع) نبودید؟ شما فرمودید: هنگامی که من را وارد مجلس یزید ملعون کردند بر گردنم زنجیر بود و ادامهی زنجیر به بازوهای عمه جانم زینب(س) بستهشده بود.