بسم‌الله الرحمن الرحیم

 یا فاطمة الزهرا(س) أغیثینی

 نوزدهم رمضان 1442- 12 اردیبهشت 1400

 

محورهای سخنرانی

 رضای خداوند با چه چیز به دست می‌آید؟

عالی‌ترین توسل به وجود حضرت صاحب زمان(عج) چیست؟

دعای جوشن کبیر و معنای الغوث

تربیت شدگان امام زمان(عج) چه خصوصیاتی دارند؟

تلاطم و انقلاب درونی امیرالمؤمنین(ع) و تأثیر آن بر هستی

 

در این روزها صدقه برای امام زمان(عج) زیاد بدهید زیرا تحمل مظلومیت علی بن ابیطالب(ع) برای ایشان بسیار سنگین است. بدن ایشان دچار الم و درد می‌شود. برای امام زمان(عج) بسیار دعا کنید و برای سلامتی ایشان صدقه بدهید، صلوات برای سلامتی ایشان ختم کنید. سوره‌ی «توحید» بخوانید، سوره‌ی «اذا جاء نصرالله» بخوانید، سوره قدر بخوانید و بالأخص از خواندن 5 مرتبه «آیت‌الکرسی» غافل نشوید. «آیت‌الکرسی» یکی از حرزهای بسیار قوی است که اگر 5 مرتبه خوانده شود خاصیت حرز پیدا می‌کند؛ به این معنا که دیوار محکمی می‌شود تا ما را احاطه ‌کند تا از بلایا و آفت‌ها، سختی‌ها و رنج‌ها در امان باشیم. «آیت‌الکرسی» را بخوانید و خدا را به اسم اعظمش در آیت‌الکرسی، به نورانیت آیت‌الکرسی، به حروف آیت‌الکرسی، به کلمات آیت‌الکرسی، به جملات آیت‌الکرسی، به موکلین آیت‌الکرسی، به فرشتگانی که نازلش کردند و به قلب مقدسی که دریافتش کرد قسم بدهید. و امام زمان(عج) را با «آیت‌الکرسی» در حرز قرار بدهید. این وظیفه‌ی ماست؛ علاوه بر ثواب و معنویت و نورانیت و علاوه بر اینکه امام زمان(عج) در عوض این کار برای ما دعا می‌کنند و همچنین ما را در حرز قرار می‌دهند خدا می‌داند ما چه ثوابی خواهیم برد.

خدا را قسم می‌دهیم به امروز و به ناله‌های امیرالمؤمنین علی(ع) تا اسم ما را در دفتر روزه‌داران خوب روزهای ماه مبارک رمضان و شب‌زنده‌داران خوب شب‌های ماه مبارک رمضان در دفترش ثبت و ضبط بفرماید و امروز به همه‌ی ما نامه‌ی سفید عمل بدهد؛ یعنی دیشب قلم عفوشان را بر تمام جرائم و گناهان ما کشیده باشد.

اگر می‌خواهیم روزه‌مان روزه‌ی خوب و روزه‌ی خاص الخاص باشد، باید ابزار روزه‌داری را کنارش بچینیم. روزه ‌یک غذاست اما دورچین دارد. شما با بهترین برنج غذا می‌پزید و با زعفران تزیینش می‌کنید دورچین برایش می‌چینید و تلاش می‌کنید که با آن تزیین غذایتان خوشایندتر و مقبول‌تر باشد. مقدمات نماز که انجام می‌دهیم دورچین نماز است، تعقیبات نمازمان دورچین نماز است. شما نماز می‌خوانید و در ادامه دعا و ذکر و تعقیبات دارید. چهار رکعت نماز واجب است؛ بقیه دورچین نماز است که نماز را مورد قبول درگاه خداوند قرار می‌دهد. ما نمی‌خواهیم روزه‌ی عوام بگیریم و فقط گرسنگی و تشنگی بکشیم. باید سعی کنیم روزه‌ی خاص الخاص بگیریم، روزه‌ی درجه‌یک و بی‌بدیل بگیریم. روزه‌ی درجه‌ی یک دورچینش آن اعمالی است که انجام می‌دهیم تا رضای خداوند را به دست بیاوریم.

رضای خداوند با چه چیز به دست می‌آید؟

ائمه‌ی معصوم(ع) فرمودند: رضای خداوند تبارک‌وتعالی به 5 چیز حاصل می‌شود:

  1. صله‌رحم، چه مرده و چه زنده. صله‌ی رحمی که در آن رضای خدا باشد. صله‌رحم با مردگان، یادشان کردن است، خیرات کردن و نجات دادنشان است. حدیث است که شهید فی سبیل الله در میدان جنگ اول تیری که به او می‌خورد و خونی که به زمین ریخته می‌شود تمام گناهانش را خداوند به جز حق‌الناس می‌بخشد. (نگاهی تند به صورت کسی انداختن حق‌الناس دارد. ترساندن انسانی حق‌الناس دارد چه برسد به دل شکستنش! چه برسد به آزار رساندنش!) کسی که در رابطه با صله‌رحم قدم برمی‌دارد در مسیر جلب رضایت خداوند قدم برمی‌دارد.
  2. نیکی به والدین. خداوند مرحوم خانم مالک(ره) را رحمت کند. ایشان همیشه بعد از بردن نام مادرشان می‌گفتند: مادرم که خدایش بیامرزد، پدرم که خدایش رحمت کند. نیکی به پدر و مادر هنگامی که زنده هستند
  3. صدقه‌ی پنهانی. که دستی می‌دهد و دست دیگر از آن خبر ندارد.
  4. دعای از روی اخلاص.
  5. نماز شب به‌جا آوردن.

این پنج کار موجبات رضایت خداوند و تقرب به خداوند تبارک‌وتعالی می‌شود. روزه‌ی ماه مبارک رمضان بدون نماز شب زیبا نیست، بدون دعا و صدقه‌ی پنهان، بدون صله‌رحم زیبا نیست، زینت ندارد. این‌ها نباید مقطعی باشد، باید تداوم داشته باشد.

پنج چیز موجب غضب خداوند می‌شود و خداوند اگر کسی را مورد غضب قرار داد دیر از او می‌گذرد. غضب با عذاب فرق می‌کند. غضب یعنی رو برگرداندن.

  1. قطع رحم به هر دلیل.
  2. عاق کردن والدین به خصوص والدین فوت شده. عاق والدین زنده آسان‌تر است. زیرا اگر دست‌وپایشان را ببوسید و احترامشان کنید آنها از شما می‌گذرند؛ اما بعضی از پدر و مادرها به خاطر بدی‌ها و گناهانشان در عالم برزخ گرفتار هستند در آنجا شما را عاق می‌کنند و نمی‌گذرند زیرا که گرفتار هستند.
  3. بخل، از دادن حقوق الهی، حق الهی بر گردنمان است، حق سائل محروم، حق زکات و انفاق، حق خمس و … برگردنمان است.
  4. نماز را به آخر وقت انداختن.
  5. حاجت دیگران را برآورده نکردن. اگر برآورده کردن حاجت دیگری در توانمان نیست، وظیفه‌یمان این است که به اشخاصی که می‌شناسیم بگوییم و از آبرویمان استفاده کنیم. اگر این کار را هم نتوانستیم انجام دهیم باید دعا کنیم که خداوند مشکلش را حل کند.

این  5 عمل موجب غضب خداوند می‌شود.

انجام اعمالی که رضایت خداوند را به دنبال دارد و دوری از اعمالی که غضب خداوند را به دنبال دارد حاصل نمی‌شود مگر اینکه ائمه‌ی اطهار(ع) دست ما را بگیرند و کمکمان بکنند.

خدا خوارج را لعنت کند؛ خوارج 18 هزار نفر بودند که از امیرالمؤمنین علی(ع) خروج کردند. امیرالمؤمنین علی(ع) با آن‌ها مماشات و صحبت کردند، پند دادند، آنها به 12 هزار نفر کاهش یافتند. امیرالمؤمنین علی(ع) باز آنها را نصیحت کردند، خون‌دل خوردند، آنها به 8 هزار نفر کاهش یافتند، باز امیرالمؤمنین علی(ع) تلاش کردند، راهنمایی کردند آنها به چهار هزار، بعضی‌ها می‌نویسند دو هزار و خورده‌ای کاهش یافتند. از این تعداد چهار الی پنج نفر خشک‌مغز گفتند باید علی(ع) را بکشیم، و معاویه و عمر و عاص را نیز بکشیم.

این 5 شب حدیث کسا بخوانید که در آن نکته‌هایی از صدیقه‌ی طاهره(س) وجود دارد. نکته‌ای که جلسه‌ی قبل گفتیم این بود که رسول‌الله(ص) با یک دستشان چادر فاطمه(س) را گرفتند و دست دیگرشان را بالا آوردند و دعا کردند. روح بلند استاد ما مرحوم خانم مالک(ره) شاد. همه این را شنیدید که وقتی فاطمه الزهرا(س) به مسجد رفتند، فرمودند: از مسجد خارج نمی‌شوم تا علی(ع) نیایند؛ علی(ع) را از مسجد خارج کردند و ایشان دست حسنین را گرفتند و به خانه آمدند، در این هنگام مشاهده کردند، امیرالمؤمنین علی(ع) زانو غم بغل کردند و سرشان را بر زانو گذاشتنه‌اند و گوشه‌ی خانه کز کرده‌اند. فاطمه(س) نگاهی به ایشان کردند و فرمودند: یاعلی(ع)! مگر چه شده زانوی غم بغل گرفتید؟ مگر چه اتفاقی افتاده است؟ (زبان حال فاطمه(س) این بود که هیچ اتفاقی نیافتاده است. در را سوزاندند فدای سرتان، مرا زدند فدای سرتان، چرا زانوی غم بغل گرفتید، چیزی نشده! بلند شوید که همسرتان به خانه آمده است.)

جایی نه نوشته‌اند و نه نقل کرده‌اند که حضرت زهرا(س) بعد از سقط طفل شش ماهه‌اشان بین درودیوار سراغی از آن طفل گرفته باشند. ایشان هیچگاه از علی(ع) سراغ طفلشان را نگرفتند، هیچ گاه به روی امیرالمؤمنین(ع) نیاورد که آیا دفنش کردید؟

ذکر مصیبت

اجداد ابن ملجم از کسانی بودند که ناقه‌ی صالح را کشتند. امیرالمؤمنین علی(ع) هم می‌دانستند او قاتلش خواهد بود، محبت‌ها به او کردند و بارها تلویحاً به او گفته بودند؛ اما او متوجه نشده بود. گران‌ترین مهریه، مهریه‌ی قطام ملعون بود. مهریه‌اش هزار سکه و یک کنیز و سر علی بن ابیطالب(ع) بود. ابن ملجم این مهریه را قبول کرد. او نزد قطام آمد و مهمان او شد، قطام خوش‌مزه‌ترین غذاها را پخت و شب را با این ملعون هم‌بستر شد. و سحر از او خواست تا مهریه‌اش را ادا کند.

سحر حضرت به مسجد رفتند. اذان را گفتند و از منبر پایین آمدندتا نماز صبح یا نافله‌ی صبح را بخوانند؛ که در میان نماز فرقشان شکافته شد و همه این صحنه را دیدند. تمام پسران حضرت به سمت مسجد دویدند، اما عباس(ع) کنار درب خانه ایستاده بودند تا مانع از رفتن دختران و زنان به مسجد و کوچه شوند. ایشان ماندند تا مراقب خواهرهایشان باشند. پسران امیرالمؤمنین علی(ع)، ایشان را به خانه آوردند. حضرت را در یک شَمد گذاشتند و چهارگوشه‌ی آن را گرفتند، حضرت غرق در خون بودند. نزدیک خانه که رسیدند امام(ع) فرمودند: زیر بغلم را بگیرید می‌خواهم با پاهای خودم وارد خانه شوم. هنگامی که حضرت زینب(س) پدر را این گونه دیدند ناله‌ای سر دادند. علی(ع) نگاهی به ابالفضل(ع) انداختند و فرمودند: پسرم! نگذار صدای خواهرت را نامحرم بشنود، نگذار خواهرت ناله بزند و همسایه‌ها و نامحرم‌ها صدای او را بشنوند.

حال با خود می‌گوییم: یا ابالفضل(ع)! شما در روز عاشورا چه کشیدید و چند بار صدای ضجه‌های زنان و دختران را شنیدید؟!

اولین بار؛ صبح عاشورا بود هنگامی که امام حسین(ع) در حال سخنرانی کردن بودند، عباس(ع) سمت چپ و علی‌اکبر(ع) سمت راست ایشان ایستاده بودند و زنان و دختران ضجه می‌زدند و ناله می‌کردند و صدایشان در صحرای کربلا پخش شده بود.

دومین بار؛ وقت میدان رفتن علی‌اکبر(ع) بود. هنگامی که قرار شد ایشان به میدان بروند زنان و دختران دور ایشان جمع شدند و ناله می‌زدند: «ارحم غربتنا» به غریبی ما رحم کن، کجا می‌روید؟

سومین بار؛ هنگامی بود که ابی‌عبدالله(ع) با کمر خمیده از علقمه به سمت خیمه‌ها آمدند. اهل خیام وقتی از دور ایشان را دیدند صدای واویلایشان در بیابان کربلا پیچید.

چهارمین بار؛ هنگامی بود که علی‌اصغر(ع) را برای گرفتن آب به میدان بردند.

 پنجمین بار؛ شب شام غریبان بود. هنگامی که خیمه‌ها می‌سوخت، و کودکان میان آتش و دود می‌دویدند و بین سم اسب‌ها  فریاد می‌کشیدند. تعدادی از کودکان کسی را از پشت دیدند که زره امام حسین(ع) را به تن دارد به سمتشان می‌دود، متوجه شدند پدرشان نیست بلکه زره پدرشان را غارت کرده است. در این هنگام باز صدای ضجه و ناله‌ی کودکان بلند شد. حال می‌گوییم: یا امیرالمؤمنین(ع)! عباس(ع) در آن هنگام کجا بودند تا نگذارند صدای گریه‌ی خواهرانشان به گوش کسی برسد؟

آن هنگام که اشکی جاری شد وقت دعا کردن برای امام زمان(ع) است.

ظهور ماه مبارک رمضان به تمام معنویت در شب‌های قدر است. شب‌های قدر اصولش به دعا کردن و به استغفار و توبه کردن است، به تلاش برای جبران گناهان گذشته است، به رسیدگی کردن به امور دیگران است، به صله‌رحم و رسیدگی به امور اموات است، این مجموع کارهای ما در شب‌های قدر است. و درنهایت آن قرآن سر گرفتن است.

عالی‌ترین توسل به وجود حضرت صاحب زمان(عج) چیست؟

از همه‌ی این‌ دعاها مهم‌تر، توسل به حضرت صاحب‌الزمان(عج) است. اعلاترین توسل به وجود حضرت صاحب زمان(عج) معرفت به ایشان پیدا کردن است. از محروم علامه طباطبایی پرسیدند: آقا بالاترین عمل شما در شب‌های قدر چیست؟ ایشان فرمودند: مطالعه کردن است.

 همه‌ی موجودات حیران هستند که چرا مردی مانند امیرالمؤمنین علی(ع) که آزارش به مورچه‌ای نمی‌رسید باید کشته می‌شد و انسانی مانند معاویه باید می‌ماند. مهم‌ترین دلیلش نداشتن معرفت به وجود امیرالمؤمنین علی(ع) است. مهم‌ترین دلیلش، خشک‌مغزی یک عده بود که گمان می‌کردند آنچه در ذهن آن‌هاست همان درست است و لجاجت، کفر و عناد، بی‌معرفتی و خشک‌مغزی و نفهمیدن مسائل است و روی کفر مقاومت کردن و حق را نپذیرفتن است.

 ابن ملجم ملعون این آیه را می‌خواند: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ …»

همانا، خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده، آن‌ها در راه خدا جهاد می‌کنند، (او فکر می‌کرد جانش را با خدا معامله کرده است و به جنگ با حضرت علی(ع) رفته است، همان‌طور که در کربلا روی شمشیرهایشان نوشته بودند فی سبیل الله می‌کشیم. شعار می‌دادند که می‌زنیم علی(ع) را اگر زنده ماند دوباره می‌زنیم تازنده هستیم نمی‌گذاریم علی(ع) زنده بماند.)

دعای جوشن کبیر و معنای الغوث

دیشب دعای جوش که ظهور تمام انوار ماه مبارک رمضان است را خواندیم. دعای جوشن همه در معرفت خداوند است و جالب این نکته است که ترجیع‌بند این دعای معرفتی که هزار اسم و صفت خداوند را معرفی می‌کند و اسم اعظم خداوند در بین این‌هاست، معرفت به امام زمان(عج) است. هر آیه که می‌خوانیم پایانش می‌گوییم «سُبْحانَكَ يَا لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ».

 منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس، ما را از آتش برهان ای پروردگار. به این معنا که ما به‌جایی رسیده‌ایم که خدا و الهه‌ای و معبودی جز تو نداریم و تو از هر آلودگی پاک هستی. خدایا از بد حوادث روزگار از سختی‌های عذاب از شکنجه‌ای که زائده‌ی کارهای زشت من است چه در دنیا و چه هنگام مردن و چه عالم برزخ و چه روز قیامت به تو پناه آوردم و از تو امان می‌طلبم و از همه‌ی این‌ها خدایا پناهم بده؛ زیرا می‌دانم تو در خدایی خودت وقتی در جایگاه مهربانی‌ات قرار می‌گیری «ارحم‌الراحمین» هستی و هیچ کس مانند تو مهربان نیست. اما وقتی در آن مقام قهر و غضب و مقام انتقام و عقوبت قرار می‌گیری از همه سخت‌گیرتر هستی. تو ارحم‌الراحمینی که شدید العقاب هستی، «ارحم‌الراحمینی» که شدید العذاب هستی ستار عیوبی که پرده می‌اندازی اما روز قیامت تُبلی سرائر هستی و همه را کنار می‌زنی. در آن موضع آن هستی و در این موضع این هستی.

صوفیه «غوث» را برای خودشان به چپاول کردن معنا می‌کنند. فرقه‌های دیگر هم همین‌طور. اما اهل معرفت از علمای شیعه اعتقاد دارند که «غوث» مهدی صاحب‌الزمان(عج) است. همان‌طور که ایشان مُدَبر عالم است، و انسان مَدَنیه هستند. همان‌طور که ایشان فارقلیط هستند که حضرت عیسی(ع) در انجیل می‌فرمایند : ما پیامبران برای شما تنزیل آوردیم و کتاب آوردیم اما تأویل با فارقلیط در آخر زمان خواهد بود.

دانشمندان ما گفتند که هیچ کس زبان قرآن را آن‌طور که خداوند فرموده و بر قلب پیامبر(ص) نازل‌شده و به آن حقیقت و نورانیت نمی‌داند و نمی‌خواند و نمی‌تواند تأویل بکند مگر مهدی صاحب‌الزمان(عج).

 معصوم (ع) فرمودند: زمان ‌همچنان می‌گردد تا در پایان به همان نقطه‌ی آغازین خودش بپیوندد. درست مطابق با این حقیقت که خاتم اولیا مهدی (عج) که در حقیقت خاتم ولایت و نبوت و رسالت، و همه‌چیز است. در قرآن و شرع و اسلام همه‌چیز را به همان ابتدا برمی‌گردانند و همه‌ی این‌ها به دستور خداوند و وابسته به قدرت خداوند است. به محوریت خداوند و به دست حضرت صاحب‌الزمان(عج) است. نظام هستی به پا نمی‌ماند، ستون هستی پایدار نمی‌ماند مگر به وجود مهدی(عج).

ای خورشید که همه‌ی ابرها و تاریکی‌ها را برمی‌داری و به هنگام بخشیدن مانند باران‌ها تند و پربرکت هستی. ای چشم ناظر الهی، ‌ای چشم بینای پیامبر(ص)، ای که در میان ما مردم، غایب و مغفول هستی، ای آقای ما! ای مهدی(ع) بزرگوار! ای فریادرس! «الغوث الغوث خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ» من را از آتش نجات بده. (و این آتش منظور دوری از خداوند است)

در دعای کمیل امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «به آتشت صبر کنم به دوری‌ات چه کنم؟!» دوری از خداوند عذاب بسیار بزرگی است. حدیث است که عذاب جهنم به پای سختی این عذاب نمی‌رسد؛ هنگامی که در روز قیامت به ما می‌گویند: برو از من دور شو این کلمه هزاران برابر از جهنم دردناک‌تر است.

خواجه عبدالله انصاری(ره) می‌فرماید: «خدایا چو آتش فراق داشتی به آتش جهنم چکار داشتی» وقتی آتش فراقت می‌سوزاند و خاکستر می‌کند آتش جهنم برای چیست؟

در حدیث آمده است که چگونه دوری از دوستان خدا و اولیای خدا مانند دور ماندن از خداوند است. حضرت می‌فرمایند: دوری از دوستان خدا از این جهت که دوست و وابسته به خدا هستند و ما را به یاد خدا می‌اندازند و به خدا وصل می‌کنند و با خدا آشنا می‌کنند و به خدا پیوند می‌زنند، دوری از این‌ها مانند دوری از خداست. زیرا دوست داشتن عده‌ای مانند دوست داشتن خداوند است. دوست داشتن امام حسین(ع)؛ آیا با دوست داشتن خداوند تفاوت دارد؟ حال اگر کسی که شما را به امام حسین(ع) وصل می‌کند آیا دوست داشتنش با دوست داشتن امام حسین(ع) تفاوت دارد و با دوست داشتن خداوند تبارک‌وتعالی متفاوت است؟

هر کس هر چیزی را که دوست داشته باشد از آن اثر می‌گیرد. از اولیا خدا دور بودن باعث می‌شود ما دیگر نتوانیم از آن‌ها اثر بگیریم. من چندین بار مرحوم آقای فلسفی را دیدم و ادب‌ها از ایشان آموختم که در زندگی‌ام نیاموخته بودم.

اگر قرار است که امام زمان(عج) ما را از آتش دوری خداوند نجات بدهند پس چرا می‌گوییم: «الغوث الغوث خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ» ، “یارب” در اینجا به چه معناست؟

در قرآن داریم: «رب السموات و رب الارضين» خداوند یکی بعد از دیگری کتاب و فرشته و پیامبر(ص) می‌فرستد، و رب آسمان‌ها و زمین است، اما آن ربی که در زمین به تربیت بنده‌ی خدا می‌پردازد، وجود نازنین امام زمان(عج) در هر عصر است، امام هر عصر رب و مربی زمین هست.

تربیت شدگان امام زمان(عج) چه خصوصیاتی دارند؟

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: اصحاب مهدی(عج) شب‌زنده‌داران شب‌ها و شیران روزها هستند. ( آنان همه‌ی شب‌ را نمی‌خوابند. زمزمه‌ی نماز شب و مناجاتشان مانند زمزمه‌ی زنبورهای عسل فضا را نورانی می‌کند. از شب تا صبح مشغول قیام و سجود هستند.) و بامدادان، بر مرکب علم و جهاد و بر مرکب خدمت و سازندگی و رسیدگی به امور دیگران سوار هستند و حرکت می‌کنند. آنان با قرآن شبانه قلب خود را صیقل می‌دهند مانند انسانی که با سنگ شمشیرش را صیقل می‌دهد؛ و جام‌های حکمت و معرفت را سر می‌کشند و از خداوند کمک می‌خواهند که آن‌ها را نسبت به انجام وظیفه و نسبت به امام زمانشان کمک کند؛ و در این راه از ملامت و سرزنش هیچ سرزنش کننده‌ای هراس و ترس به خود راه نمی‌دهند.

نقل می‌کنند که شخصی به نام مشهدی احمد، چوپان بود و در صحرا گوسفندهای مردم را نگه‌داری می‌کرد و شب‌ها هم مقابل آغل می‌خوابید. شب عاشورا بود و متأسف بود که امشب هم باید کنار آغل بخوابد و نتواند کاری کند.‌ گریه می‌کرد ناگهان دید سیدی می‌آید به او فرمود: مشهدی احمد! اینجا چکار می‌کنی؟ او گفت: گوسفندها را مواظبت می‌کنم. آن آقا فرمود: به حسینیه برو مردم در آنجا جمع شدند و می‌خواهند نخل جدم امام حسین(ع) را بلند کنند زیر نخل جای دست تو خالی است برو دستت را بر نخل بگیر. مشهدی احمد گفت: آقاجان! من مسئول گوسفندهای مردم هستم. سید فرمود: گوسفندان را به من بسپار و برو برای جدم حسین(ع) عذاداریت را بکن و برگرد. او گفت: اگر با من دعوا کنند و بگویند، گوسفندهایمان را به چه کسی سپردی من چه بگویم؟ ایشان فرمودند: به آنها بگو به مهدی بن الحسن(عج).

تلاطم و انقلاب درونی امیرالمؤمنین(ع) و تأثیر آن بر هستی

شب نوزدهم، در وجود امیرالمؤمنین علی(ع) انقلابی حاصل‌شده بود که هیچ وقت این انقلاب حاصل نشده بود. یک تلاطم درونی و انقلاب عجیب. انقلاب آن حضرت در سعه‌ی نفس و عظمت و ظرفیت و استعداد آن حضرت بود. ظرفیت حضرت علی(ع) به قدر ظرفیت تمام موجودات هستی است به جز خداوند. ظرفیت مولی‌الموحدین علی(ع) به اندازه‌ی ظرفیت کل هستی است؛ زیرا امام قلب عالم است و بر همه‌ی موجودات افاضه‌ی وجود دارد. همان‌طور که قلبتان می‌زند تا چشمتان ببیند، گوشتان بشنود، موهایتان رشد ‌کند، پوستتان باطراوت باشد. نفس کشیدن و حرف زدن از هستیِ قلبتان است، امیرالمؤمنین علی(ع) نیز قلب عالم هستی هستند و کائنات به تبش قلب ایشان می‌تپد؛ افاضه‌ی وجود مقدس امیرالمؤمنین علی(ع) به‌وسیله‌ی پروردگارِ علی(ع) به او داده ‌شده است. رحلت علی(ع) تمام موجودات عرضی و سماوی را تکان داد زیرا در وجود علی(ع) تکانی صورت گرفته بود. مرغابی‌ها می‌دویدند تا دامنشان را بگیرند، کلون در آستینشان را می‌گرفت، در باز و بسته می‌شد، همه‌ چیز مانع حرکتشان می‌شد و در همه ‌چیز انقلاب و حرکت ایجادشده بود. از آن انقلابی که در وجود ایشان رخ داده بود در سِر هر موجودی ای انقلاب مشهود بود.

هنگام رحلت امام(ع) آسمان تکان خورد و ملائک صیحه کشیدند، دریا شکاف برداشت و بادها به حرکت درآمدند، درهای کوفه به هم می‌خورد و ریگ‌ها حرکت می‌کردند، اجنه و اموات فریاد می‌زدند، جهنم شعله می‌کشید و بهشت خودش را جمع می‌کرد و ملائک سر در گریبان بردند و عرش خدا به لرزه درآمد. همه و همه‌ی این‌ها از آن انقلابی بود که به هنگام رحلت در درون علی(ع) ایجادشده بود.

طاق محراب از انقلاب درون علی(ع) شکافت نه از شمشیر ابن ملجم. سیمای علی(ع) نور می‌داد و درخشش خاصی داشت. حکایت از ظهور همه‌ی موجودات می‌کرد. باطن تمام هستی شکل علی(ع) است. در بهشت همه‌ی مردها شکل علی(ع) هستند و همه‌ی زن‌های بهشتی شکل فاطمه‌ی زهرا(س) هستند. به قلب علی(ع) قلب تمام موجودات می‌تپد. سعه‌ی صدر امیرالمؤمنین علی(ع) هستی را لبریز کرده است؛ سعه‌ی صدر امیرالمؤمنین علی(ع) از آسمان‌ها از زمین از تمام قلوب بنی‌آدم، قلوب جن و انس و ملک بیشتر است.

از پیامبر(ص) پرسیدند: یا رسول الله(ص)! چقدر مَلَک‌ داریم؟ حضرت مشتی خاک را برداشتند و فرمودند ذرات خاک را می‌توانید بشمارید؟ گفتند: نه آقاجان، قابل‌شمارش نیست. حضرت فرمودند: ملائکه تعدادشان از ذرات خاک عالم بیشتر است.

سعه‌ی صدر امیرالمؤمنین علی(ع) از سعه‌ی صدر تمام این ملائک بیشتر و زیادتر است؛ زیرا امام دارای جمیع مقامات ملک و ملکوت است و دارای مقام ولایت کرسیه الهیه است، اجازه‌ی تصرف در عالم امکان دارد و هنگامی که آن امام در انقلاب است چنین حرکتی لرزه به عالم وجود خواهد انداخت. حال متوجه می‌شویم که چرا مرغابی‌ها به دنبالش می‌دویدند، آنها به اندازه‌ی وسعت وجودی خودشان انقلاب کرده بودند.

می‌خوانیم: «وَسِعَ کُرسِیُّهُ السَّمواتِ وَ الأرْضِ» (آیت‌الکرسی نشان دهنده‌ی وسعت تخت حکومت الهی است) وسعت تخت حکومت پروردگار از وسعت آسمان و زمین با همه‌ی عظمتش بیشتر است؛ و این وسعت تخت حکومت خداوند که از آسمان و زمین بزرگ‌تر است نسبت به وسعت عرش ناچیز است و عرش وسعتش بیشتر است؛ و خدا در عرش جا نمی‌گیرد و در دل مؤمن جا می‌گیرد و آن دل مؤمنی که خدا در آن جا می‌گیرد دل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) است که میوه‌ی خلقت و عصاره‌ی همه‌ی وجود هستی است. حالا علی(ع) می‌خواهد رحلت کند آن‌ هم رحلت مطلقه به سوی آن حبیب.

خداوند می‌خواهد از یگانه وزیر و خلیفه‌اش روی زمین، از افتخار بنی‌آدم پذیرایی کند. حوریه‌ها و فرشتگان آسمانی و مرغان آسمان و ماهیان دریا و جنبدگان زمین همه در غوغا و انقلابی هستند. سنگ‌ها به‌جای اشک خون گریه می‌کنند. اگر کسی از این انقلاب علی(ع) تاثیر نگرفته باشد از سنگ سخت‌تر است. سنگ انقلاب پیدا کرد و خون گریه می‌کرد. تمام انبیا، تمام اولیا تمام مرسلین همه دست‌به‌سینه انتظار می‌کشند. هنگامی که روح مطهرشان در آن عالم وارد می‌شود کسی جرأت سؤال از فرق شکافته را ندارد. آن کلون در به ‌اندازه‌ی خودش از انقلاب علی(ع) تاثیر گرفت.

ذکر مصیبت

علی(ع) مشاهده کردند که هیاهویی بر پاست از امام حسن(ع) پرسیدند:پسرم! چه شده؟ ایشان فرمودند: ابن ملجم را گرفتند و او را می‌آوردند، یتیمان جمع شده‌اند و برای شما شیر آورده‌اند و هرکدام می‌گویند شیر من را به امام(ع) بدهید. امام(ع) فرمودند: دیگی بگذارید و شیر همه را داخل آن بریزید و از آن شیر کاسه‌ای به من بدهید و به آنها بگویید که من از شیر همه خوردم. ایشان دو جرعه شیر نوشیدند و فرمودند: از همین شیر برای ابن ملجم ببرید. هنگامی که امام حسن(ع) برای آن ملعون کاسه‌ای شیر بردند و کاسه را به دستش دادند، فرمودند: این همان شیری است که اکنون پدرم نوشیدند.

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: حسن جان! پاهایش را به زنجیر نبندید غل به گردنش نیندازید و دست‌هایش را نبندید و در غذا و آبش تأخیر نکنید او را نترسانید او اسیر است و با اسیر انصاف کنید.

حال ما می‌گوییم: علی جان! نوه‌یتان امام سجاد(ع) در حالی که تب داشتند و بیمار بودند به گردنشان و به دور پاهایشان غل و زنجیر انداختند، فوران خون از گردن و پاهایشان به اطراف می‌پاشید. بعدها خودشان گفتند: آن غل و زنجیر و آن شلاق برای من دردناک بود اما اینکه می‌دیدم عمه‌هایم بدون چادر در بین نامحرمان در شهر چرخیده می‌شوند برایم دردناک‌تر بود.