علائم روزهدار
معرفت به وجود امام زمان(عج)؛ سه امضای ایشان در ماه رمضان
برخی از آداب عبادی شب قدر
فضایل امیرالمؤمنین(ع) در چهارده حدیث از پیامبر اکرم(ص)
امشب، شب ضربت خوردن رأس مطهر مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(ع) است؛ اما تیزی شمشیر ابن ملجم به کدام نقطه از سر ایشان اصابت کرد؟ کودک، وقتی به دنیا میآید، دست را که بر سرش میگذاری، قسمتی روی سرش وجود دارد که نرم است؛ به این نرمی که نزدیک پیشانی است، ملاج میگویند. شمشیر ابن ملجم ملعون وقتی بالا آمد و پایین رفت، نوک شمشیر به ملاج اصابت کرد، معلون شمشیر را کشید تا پشت سر و شکافت. آنچنان عمیق ضربه زد که تا مغز سر را پاره کرد… .
بحث امروز را با یک مقدمه و حدیث آغاز میکنیم. شب نوزدهم ماه مبارک رمضا ن است و باید تا امروز، روزه اثر کرده باشد. اثر روزه این است که علائم ایمان را در روزهگیر هویدا و آشکار میکند؛ یعنی روزهگیر در اعمال و رفتار خودش میبیند که اثرات روزه پیدا است. روزهگیر باید حداقل پنج مسئله را در خودش ببیند و اگر تا امروز ندیده، باید توبه، استغفار و استمدادطلبی کند تا اثرات را در خود نمایان کند.
علائم روزهدار:
ذکر مصیبت
یکی از راههای کسب همهی این موارد که در بالا برشمردیم، توسل است. امشب، توسل متعلق به امیرالمؤمنین(ع) است. حضرت، حقوق بیشمار بر گردن جامعهی بشریت و بر گردن ما شیعیان دارند. ایشان از تمام لذتها گذشتند و تمام دنیا را در زندگیشان ترک کردند. تمام عمر، نان سبوسدار، آن هم خشک، آن هم جو، آن هم نه سیر، بلکه چند لقمه خوردند. تمام عمر، طعم آب خنک نچشیدند. تمام عمر، لباسی جز پشم شتر نپوشیدند، آن هم وصلهدار، آنقدر وصله به وصلهاش زده بودند که میفرمود: خجالت میکشم که بگویم وصلهای دیگر روی این وصله بزنید. ایشان تمام عمر با تنگدستی به سر برد. امشب، شب آشکار شدن مظلومیت امیرالمؤمنین(ع) است. نه تنها شب عزاداری و اشک بر ایشان است، بلکه شب دفاع، شب شناخت، شب معرفی، شب انس و شب توسل هم به خود ایشان و هم به فرزند برومندشان امام زمان(عج) است. اگر میخواهیم حقی از امیرالمؤمنین(ع) ادا کنیم، باید بپردازیم به معرفت امام زمان(عج) و از وجود نازنین ایشان پیروی کنیم.
روزی امیرالمؤمنین(ع) به منزل آمد و فاطمهی زهرا(س) را پریشان دید. از ایشان سؤال کرد: چرا پریشان هستید؟ فاطمه(س) فرمودند: دیشب نه حسن(ع)، نه حسین(ع)، نه زینب(س) و نه کلثوم(س) هیچ کدام تا صبح نخوابیدند و از شدت گرسنگی تا صبح گریه کردند. حضرت، ردا را روی دوش خود انداخت و بیرون رفت. هرجای شهر رفت که کاری فراهم کند و نانی تهیه کند، نتوانست. بیرون شهر آمد، دید گلهداری نشسته است. جلو رفت و پرسید: کمک نمیخواهی؟ شبان گفت: ای مرد عرب، گوسفندانم بسیار تشنه هستند و من آنها را بر سر چاه آوردهام تا آنها را سیراب کنم اما چاه خشک است و آبی ندارد. من خرمای خاصی دارم که هر یک دانهاش، یک نفر را سیر میکند، هر کس به گوسفندان من دلوی آب دهد، به هر دلوی، خرمایی میدهم. حضرت طناب را بر دلو بست. مرد گفت: اینجا آب نیست! حضرت دلو را انداختند و از آن چاه خشک، آب کشیدند. گوسفندان را آب دادند و سیراب کردند. مرد شبان گفت: تمام خرماهایم برای شما. حضرت قبول نکردند و فرمودند: طبق معامله به هر دلوی، خرمایی بده. حضرت خرماها را گرفتند و راه افتادند به طرف مدینه. دیدند کاروانی از یهود میآید. همگی تشنه بودند و چشمانشان به گودی نشسته بود، زبانهایشان به کام چسبیده و جگرهایشان از عطش، تفتیده بود. حضرت آنها را آب داد و سیراب کرد. آنها پرسیدند: ای مرد! تو کیستی که در این بیابان به ما آب دادی، تو عراقی هستی یا حجازی، «اَیُّهَا السّاقی أنْتَ عِراقی أمْ حِجازی؟» فرمود: «أنَا عَلیٌ بَعْلُ فاطمةَ الزهرا»، من علی هستم، همسر فاطمهی زهرا، «وَ السَّاقی فِي الْآخِرَةِ وَ الدُّنیا»، و تشنگان آخرت و دنیا را آب میدهم، «إبْنِ عَمِّ صاحِبِ المقامِ المَحمود وَ الحَوضِ المَورُود»، من پسر عم صاحب مقام محمود و حوض مورود هستم، «وَ النّاهی عَنِ الکُفرِ وَ الجُهُود»، و من نهی کننده از کفر و جهود هستم. یهودیان گفتند: با این آبی که دادی، قلب ما را روشن کردید، به ما شهادتین یاد بده. امیرالمؤمنین(ع) آنها را نزد پیامبر(ص) آورد، رسول اکرم(ص) وقتی آنها را دید، لبهایش را بر ملاج امیرالمؤمنین(ع) (همان جایی که شمشیر ابن ملجم ملعون آن را شکافت) قرار داد و شروع به بوسیدن و نوازش نمود و آنها را مسلمان کرد.
حال بنده میگویم، یا اباالحسن! در کربلا کجا بودید! آن لحظهای که علی اکبر(ع) آمد با جگر تفتید، زره به تن رو به پدر کرد و عرض کرد: «يَا أَبَتِ الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِي وَ ثِقْلُ الْحَدِيدِ»، پدر جان، عطش من را از پای در آورده، سنگینی این آهن مرا از پا در آورده است. آنقدر سخت بود که حسین(ع) برای پسرش دعای مرگ کرد و فرمود: برو که به زودی از دست جدت آب بنوشی؛ برو و شهید شو. یا علی جان! کجا بودید آن وقتی که حسینت شش ماههاش را روی دست گرفت و منت دشمن را کشید برای قاشقی از آب و فرمود: بر سر من منت بگذارید و شیرخوارهام را سیراب کنید. یا علی جان! تو ساقی دنیا و آخرت هستی؛ تشنگان آب و ایمان و معرفت را سیراب کردی و می کنی. یا علی جان! شما در کربلا بودی اما کاری نکردید و دیدید که حسینتان تشنه کشته شد زیرا حسین تشنه لبت و فرزندانش را ذخیرهی شفاعت گناهکاران شیعیانت در روز قیامت قرار دادهای. یا امیرالمؤمنین(ع)! ما نمیتوانیم حق شما را ادا کنیم، جز اینکه معرفتی به وجود امام زمان(عج) پیدا کنیم.
معرفت به وجود امام زمان(عج)؛ سه امضای ایشان در ماه رمضان
ما در ماه رمضان به سه امضا از امام زمان(عج) نیاز داریم؛ امضای اول در شب اول ماه رمضان بود که اذن روزه بدهند و اذن حضور در ماه مبارک رمضان. حتی آنهایی که نتوانستند بر اثر بیماری روزه بگیرند، اگر امام زمان(عج) شب اول ماه رمضان امضا نمیکردند، آنها نمیتوانستند وارد این ماه شوند و از مواهب حضور در این ماه بهرهمند شوند. امضای دوم در شبهای قدر است. از ایشان درخواست کنیم که همین امشب امضایشان را بزنند، نه برای قبولی اعمال، بلکه برای ادامهی حیات با سیر و سلوک به سوی خداوند تبارک و تعالی؛ باید امشب این امضا را از ایشان بگیریم. امضای سوم شب عید فطر است که پروندهها به ایشان تحویل داده میشود و ایشان نگاه میکنند که امضا کنند. امام زمان(عج) به همه سر زده است؛ امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: صاحب این امر (امام زمان(عج)) در میان ایشان (در میان شیعیان) رفت و آمد میکند، در بازارهایشان راه میرود (به کسب و کارهایشان نگاه میکند)، بر فرشهایشان گام میگذارد (در خانههایشان قدم میگذارد) در حالی که او را نمیشناسند؛ و این تا زمانی است که خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به ایشان بشناساند. (مردم ایشان را نمیشناسند و ایشان هم اجازه ندارد خودش را به دیگران بشناساند اما ناشناس به خانههایشان قدم میگذارد و در بازارهایشان رفت و آمد میکند.)
شخصی نزد شیخ رجبعلی خیاط آمد و گفت: به من آیهی 80 سورهی بنیاسرائیل را داده بودید که چهل شب بخوانم و امام زمان(عج) را ببینم، خواندم اما ندیدم! گفت: ایشان را دیدی. پرسید: کجا دیدم؟ گفت: در فلان مسجد؛ فلان شب نماز مغربت را به جماعت خواندی، آقایی جلوی تو بود، برگشت و به تو نگاه کرد و گفت: چرا انگشتر را فلان انگشت دستت انداختهای؟ مکروه است؛ و تو هم شانههایت را بالا انداختی و گفتی «کُلُّ مَکروه جایِز» یعنی به شما مربوط نیست! او مولایت امام زمان(عج) بود؛ ای بینوا او را دیدی اما ادب نداشتی!
مردانی مانند سید ابن طاووس با امام زمان(عج) انس گرفتند و به چنان مقامی رسیدند که میگفتند و گفتهشان را همهی بزرگان تصدیق کردند که حتی تُن صدا و لحجهی امام زمان(عج) را میشناسیم.
بزرگمردانی مانند سید بحرالعلوم، صوت قرآن امام زمان(عج) را هر کجا که میشنید، میشناخت. در سرداب مقدس امام زمان(عج) قرآن میخواند و سید لذت میبرد و گریه میکرد و با صدای بلند میگفت: چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن!
شاید بگویید اینها که به خدمت امام زمان(عج) رسیدند، همگی عالِم، دانشمند و متقی بودند اما حاج محمدعلی فشندی که عالم و دانشمند نبود، به درجهای دست یافت که صدای پای امام زمان(عج) را میشناخت. سید عبدالکریم پینهدوز، عالم و دانشمند نبود اما هر هفته امام زمان(عج) به ملاقات او میآمد و او را سِیر میداد در مدینه، مکه، نجف، کربلا، سامرا، مشهد، قم و حرم حضرت عبدالعظیم حسنی. روزی او را سِیر داد و سپس بر سر قبر آیةالله مفسر آورد، صدایش کرد و مفسر از قبر بیرون آمد و عرض ادب کرد بعد از سالها مُردن! آیةالله مفسر عرض کرد: سلام مرا به شیخ مرتضی زاهد برسانید و بگویید چرا بر سر قبر من نمیآید، گلهمند هستم. امام زمان(عج) فرمودند: گله نکن، او بیمار است و من به نیابت از او میآیم.
با وجود همهی این تشرفات، مرحوم آیةالله بهجت فرمودند: لازم نیست که انسان به خدمت حضرت ولی عصر(عج) برسد، بلکه خواندن دو رکعت نماز و توسل به ائمهی اطهار(ع) برای ما از تشرف بهتر است. (این سخن ما را بس است و کفایت میکند.) زیرا هر کجا باشیم او ما را میبیند و هر کجا حرفی بزنیم، او صدای ما را میشنود (آیا این برای ما کافی نیست که ایشان ما را میبیند و میشنود.) امشب این دو رکعت نماز توسل را بخوان و به هر کدام از ائمه که خواستی متوسل شو و روضهی امیرالمؤمنین(ع) را بخوان، گریه کن و هدیه کن به آن امام معصوم(ع).
برخی از آداب عبادی شب قدر
یکی از راههای راه یافتن به وجود امام زمان(عج)، زیارت عاشورا و اُنس با زیارت عاشورا است. هیچ شب و روز مقدسی نداریم که زیارت عاشورا در آن وارد نشده باشد. امشب غسل دارد. قبل از احیا و قبل از قرآن سر گرفتن صد مرتبه «أَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ». صد مرتبه «اللّهمَّ العَن قَتلَة اَميرَالمُومِنين». مرحوم شیخ مفید(ره) میگوید در شبهای احیا فراوان صلوات بفرستید با «عجل فرجهم». امشب سجدهای طولانی با دعا دارد. سجده و ناله کن «یا مَنْ لَهُ الدُّنیا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَیْسَ لَهُ الدُّنیا وَ الآخرَةُ»، ای صاحب دنیا و آخرت، رحم کن به من که نه دنیا و نه آخرت دارم. امشب سجدهای طولانی با ذکر یونسیه دارد. امشب دعا برای امام زمان(عج) دارد. امشب صد رکعت نماز یعنی پنجاه نماز دو رکعتی دارد که در هر رکعت یک حمد و ده مرتبه توحید دارد. دو رکعت نماز در هر رکعت یک مرتبه حمد و هفت مرتبه توحید و سپس هفتاد مرتبه استغفار دارد. از آداب امشب دادن صدقه، حلالیت طلبیدن و دادن رد مظلمه است. خواندن جوشن کبیر و قرآن سر گرفتن. استاد ما مرحوم خانم مالک(ره) میفرمود: امشب110 مرتبه این ذکر را بگویید «یا قاهِرَ العَدُوّ یا واِلیَ الوَلِیَّ یا مَظهَرَ العَجائِبِ یا مُرتَضی عَلِیّ». ایشان میفرمودند: قبل از افطار نادعلی بخوانید اگر توانستید 110 مرتبه؛ و اوج عبادات امشب زیارت عاشورای امام حسین(ع) است و زیارت کربلا.
همهی اینها اعمالی است که ما بلد هستیم و انجام میدهیم اما آنچه ما را به مقصد میرساند، معرفت و شناخت است. اگر به امیرالمؤمنین(ع) معرفت حاصل نکنیم، نمیتوانیم به یازده امام بعد از ایشان معرفت حاصل کنیم و در نتیجه نمیتوانیم به امام زمان(عج) معرفت حاصل کنیم. به همین خاطر ما را سوق دادهاند به سمت درک معرفت حضرت علی(ع)، به حدی که ممکن است.
در باب معرفت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)
امام صادق(ع) از قول پیامبر اکرم(ص) فرمودند: خداوند برای برادرم علی(ع)، آنقدر فضایل بیان کرده و آنقدر فضایل قرار داده که کسی جز خود خداوند نمیتواند آنها را بازگو کند و هر کس فضیلتی از فضایل امیرالمؤمنین(ع) را بیان کند، بگوید و به آن اعتراف نماید، خداوند گناهان گذشته و آیندهاش را بیامرزد، هرچند به اندازه ی جن و انس گناه کرده باشد؛ و هر که فضیلتی از فضایل علی(ع) را بنویسد، تا آن نوشته باقی است، فرشتگان برای او طلب آمرزش میکنند (خوشا به حال جناب آقای فلسفی که صد هزار فضیلت امیرالمؤمنین(ع) را جمع فرموده. خوشا به حال کسانی که در چاپ کتاب ایشان کمک کردند) و هر کس به یکی از فضایل ایشان گوش کند، به وسیلهی آن، خداوند گناهان گوش او را پاک میکند و هرکس به یکی از فضایل ایشان نگاه گند، خداوند آن را کفارهی گناه چشمانش قرار میدهد.
در باب فضایل امیرالمؤمنین(ع) از چند جهت باید بحث شود: اول؛ دربارهی جلوگیری از نشر فضایل امیرالمؤمنین علی(ع). دوم؛ فضایل ایشان در احادیث و روایاتی که از قول پیامبر(ص) بیان شده و مورد سوم؛ فضایل ایشان در قرآن مجید.
اول؛ آن روز که پیامبر(ص) را دفن میکردند و هنوز صدای کلنگ دفن پیامبر(ص) میآمد، عمر ابن خطاب ملعون، در کوچه ها شمشیر خود را از نیام کشیده بود و فریاد میزد: اگر یک نفر بگوید «قالَ رَسول الله»، زبانش را قطع میکنم. «حَسْبُنَا كِتَابُ الله»، ما قرآن داریم و قرآن ما را کافی است. چرا آن ملعون این سخن را گفت؟ زیرا او میترسید مردم فضایلی را که از پیامبر(ص) دربارهی علی(ع) شنیدهاند، برای یکدیگر بیان کنند! پیامبر(ص) دفن نشده بودند که شروع کردند به جلوگیری از نشر فضایل امیرالمؤمنین(ع) و بیان احادیث. در دورهی بنیامیه علیهالهاویه، بنیامیه دستور داد از نقل و نشر فضایل امام علی(ع) جلوگیری شود. به قول مورخین، معاویه به کارگزاران خود نوشته بود که هرکس چیزی در فضیلت علی و خاندان علی نقل کند، هیچ حرمتی ندارد و جان، ناموس و مالش حلال است! همچنین دستور داد اگر کسی روایتی از ایشان نقل کند، حرمتی برای جان، مال و ناموسش نیست. روایت کردهاند که ممنوع کرد اگر کسی به نیکی از علی یاد کند یا نام یکی از فرزندانش را علی بگذارد، جان و مال و ناموسش حلال است. تا زمان معاویه، بیان احادیث ممنوع بود. بعد از او رسم شد سبّ امیرالمؤمنین و فحش دادن به ایشان آن هم بر منبرها! آن هم در خطبههای نماز جمعه؛ بعد از نماز جمعه به جای ذکر تسبیحات فاطمهی زهرا(س)، علی(ع) را لعن میکردند. آنقدر این کار را ادامه داد و میگفت دست از این کار بر نمیدارم تا فضیلتی از فضایل علی در یاد کسی نماند. این کار را شصت سال ادامه داد تا دوران عمر ابن عبدالعزیز. نقل میکنند: اگر یک نفر، فضیلتی از حضرت علی(ع) میگفت، او را شکنجه میکردند و میکشتند، مانند میثم تمار، عَمرو بن حَمِق خُزاعی، رُشَید هَجَری، حجر بن عدی، کمیل ابن زیاد. بسیاری از یاران علی(ع) را شکنجه کردند، زبانشان را بریدند، دست و پاهایشان را بریدند، به درختها آویزان کردند، به جهت اینکه آنها فضایل امیرالمؤمنین(ع) را میگفتند. به همهی اینها هم اکتفا نکردند، بلکه شروع به جعل حدیث علیه امیرالمؤمنین(ع) کردند. پول داد، اعلام کرد و به کارگزارانش نوشت: به دوستداران عثمان و آن دو خلیفه، خود را نزدیک کنید، مال فراوان بدهید تا علیه علی حدیث جعل کنند و به نفع آنها، حدیث خلق کنند و به نفع آنها احادیث را برگردانند. اما با همهی این احوال، عالَم را فضایل علی(ع) فرا گرفته است و فضیلتی از معاویه دیده نمیشود. حتی امروزه و در رسانههای سنی و وهابی راه معادیه ادامه دارد و فضیلتی از علی(ع) و یاران ایشان گفته نمیشود اما با همهی این احوال، عالم را فضایل علی(ع) پر کرده و خبری از فضایل جعلی آنها نیست؛ این نیست مگر از جانب خداوند تبارک و تعالی.
دوم؛ فضایل امیرالمؤمنین(ع) در احادیث پیامبر اکرم(ص).
فضایل امیرالمؤمنین(ع) در چهارده حدیث از پیامبر اکرم(ص):
ذکر مصیبت
یک روایت طولانی داریم؛ یهودیها بر سر مسئلهای با فردی به مشکل برخورد کردند و اختلاف پیش آمد. او را بردند و در چاهی عمیق انداختند. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) شاهد بودند، گمان کردند که آن مرد غریبه کشته شد، این دو بزرگوار آمدند و به پدرشان خبر دادند، امیرالمؤمنین(ع) دامنکشان آمدند کنار چاه، دو رکعت نماز خواندند، دستهای مشکلگشایشان را به سمت آسمان بالا آوردند، غلغلهای برپا شد، گویی آسمان و زمین تکان خورد، آدمهایی که جمع شده بودند به تماشا، به لرزه افتادند؛ حضرت، اشارهای به چاه کردند و چاه، آن مرد را صحیح و سالم بیرون گذاشت. همه تعجب کردند. پرسیدند: ای مرد چه شد؟ گفت: از همه جا قطع امید کرده بودم و آمادهی مرگ بودم، جانم به حلقومم رسیده بود، ناگهان دیدم دستی از دهانهی چاه بیرون آمد و من را کشید و در اینجا گذاشت. مرد، نگاهی به همه کرد، سپس به حضرت اشاره کرد و گفت: دست این آقا بود. صدای تکبیر بلند شد. جمعی از یهودیها ایمان آوردند و مسلمان شدند. بقیه، درود و سلام بر امیرالمؤمنین(ع) فرستادند. بنده میخواهم بگویم، یا علی جان! یک مرد گرفتار را از ته چاه بیرون آوردی اما روز عاشورا حسینت تنها، گرفتار صد و بیست هزار کافر بود! هر کدام زخمی بر بدن ایشان میزدند، زخم روی زخم؛ یا امیرالمؤمنین(ع)! چرا ایشان را از دست دشمن نجات ندادید! مولا جان، بدن امام حسین(ع) آماج تیرها بود، تیرها در بدن ایشان فرو رفته بود، حتی بعد از اینکه سرشان را از بدن جدا کردند، هنوز بر بدن ایشان تیر میزدند تا وقتی بدن تکان میخورد، تیر میزدند. یا علی جان، این تیرها را چه کسی از بدن امام حسین(ع) بیرون کشید! آیا زینب(س) بیرون کشید، وقتی آمد و بدن برادر را در آغوش گرفت یا جبرئیل(ع) بیرون کشید یا مادرش فاطمه(س)! یا اینکه روی همین بدنی که نوک تیرها بر پشتش فرو رفته بود و انتهای تیرها بیرون زده بود، با همین حالت بر بدن مطهرش اسب تازاندند؟!! یا علی جان، امشب بر شما گریه کنیم که یک ضربت خوردید یا بر حسینت که صدوبیست هزار نفر به او ضربه زدند! بر شما گریه کنیم که یک ضربت خوردید یا بر اباالفضل شما که تیرهای بیشمار خورد! الهی بِعَلیٍ بِعَلیٍ بِعَلیٍ…