ورود به ماه محرمالحرام با توسل به بابالحوائج علیاصغر(ع)
فضایل ماه محرمالحرام
الطاف خداوند برای کسانی که در برابر مصائب دنیا تعادلشان را حفظ می کنند چیست؟
عاشورا نمایانگر ظرفیت امام حسین(ع) است.
در ماه محرم چه کنیم؟
امروز حتماً نماز اول ماهتان را که خواندید، حتماً و حتماً صدقهی اول ماه کنار بگذارید. اگر 50 هزار تومان صدقه کنار میگذارید، 45 هزار تومان برای سلامتی امام زمان(عج) و 5 هزار تومان برای سلامتی خانواده و خودتان کنار بگذارید. حرمت امام زمان(عج) را در صدقه دادن حفظ کنید و برای ایشان بسیار بیشتر و برای خانوادهی خود کمتر کنار بگذارید. آنچه برای ایشان صدقه میدهید خیروبرکتش به خانوادهی خودتان برمیگردد.
ورود به ماه محرمالحرام با توسل به بابالحوائج علیاصغر(ع)
بحث امروز ما مقدمهی ورود به ماه محرمالحرام است. اینکه یک برنامهی منسجمی امسال برای ماه محرم داشته باشیم. مثل همیشه توسل میگیریم و اشکی میریزیم. دفتر امسال ماه محرم را با سر انگشت چه بزرگی باز میکنیم؟ یک سال، ما با نامِ نامی ابوالفضل العباس(ع) شروع کردیم. یک سال با نامِ نامی زینب کبرا(س)، یک سال با نامِ نامی فاطمه الزهرا(س)، یک سال با نامِ نامی حضرت علیاکبر(ع). محرم امسال را اگر خدا بخواهد میخواهیم با سر انگشتان مشکلگشای فرزند رباب(س) بابالحوائج کربلا که دل از امام حسین(ع) برد و اختیار از کف امام حسین(ع) ربود و باعث شد در بین آن همهی شهدای دارای مقام، خداوند در این مصیبت به امام حسین(ع) مستقیم دلداری دهد و مستقیم به حسین بن علی(ع) تسلیت گفت. آن بابالحوائج ششماههای که تا وقتی بود و صدای گریهاش از عطش به گوش میآمد امام حسین(ع) سرپا بود و امام حسین(ع) احساس میکرد که هنوز لشگری دارد. وقتی بدن او را به خیمهها آورد گوشهی دامنش را گرفت و رو به آسمان تکان داد و فرمود: خدایا دیگر چیزی ندارم. من استنباطم این است گویا همهچیز امام حسین(ع) در روز عاشورا علیاصغر(ع) بود. امروز هم این را میگویم اگر کسی بخواهد یک تابلو بکشد و غربت و تنهایی امام حسین(ع) و مصائب و ظلمی که به امام حسین(ع) شد و عطش امام حسین(ع) و تمام گرفتاریهای امام حسین(ع) در روز عاشورا ترسیم کند باید امام حسین(ع) را ایستاده بکشد در حالی که قنداقهی علیاصغر(ع) در دستانش است. در این تابلو، تمام عظمت و غربت و تنهایی اباعبدالله(ع) تجسم و ترسیم میشود و مقابل دیدهی همهی مردم قرار میگیرد.
سالهای قبل به شما عزیزان گفتم علما و مراجع هر وقت گرفتار میشدند طلبهای را دعوت میکردند تا روضهی علیاصغر(ع) را بخواند. نیاز نیست روضهها خیلی وسیع باشد. امام جعفر صادق(ع) فرمودند: اگر اوضاع جوری شد که نتوانستید برای ما کاری کنید در خانههایتان تنها بنشینید و بر غربت ما اشک بریزید و بر دشمنان ما لعن کنید.
روضه همین دوتاست تولی و تبرا؛ نشان دادن محبت اهلبیت(ع) و بیزاری جستن از دشمنان اهلبیت(ع).
دوتا شهید در کربلا داریم که شهید استثنایی هستند. اکثریت شهدا بعد از شهادتشان سرهایشان از بدن جدا شد؛ حتی مینویسند قمر بنیهاشم(ع) سر مطهرشان بعد از شهادت جدا شد. ابیعبدالله(ع) سرشان در حالی که زنده بودند از بدن مطهرشان جدا شد ایشان را کنار میگذاریم. دو شهید دیگر هستند که سرشان در هنگام شهادت نه از گردن جدا بود و نه به گردن وصل بود. یکی حضرت قاسم(ع)؛ امام حسین(ع) به حضرت قاسم(ع) فرموده بودند: تو با مصیبتی به شهادت میرسی. بعضی از بزرگان نوشتند که به خاطر نیزهای بود که بر پشت مبارکش فرو کرده بودند و از سینه بیرون آمد و این جوان سیزده، چهاردهساله با صورت به زمین خورد. ارباب مقاتل مینویسد: بیش از 200 نفر شمشیر کشیده، احاطهاش کرده بودند و مثل روباهان زوزه میکشیدند تا سرش را از بدن جدا کنند و همدیگر را هُل میدادند و او زیر دستوپا مانده بود. آن ملعون وقتی کادر را کشید و شروع کرد سر مبارک را بریدن که امام حسین(ع)رسیدند. هنگامی که ابیعبدالله(ع) رسید همه گریختند و سر نیمه کار ماند و نه از بدن جدا شده بود و نه به بدن وصل بود. از این گوش تا آن گوش بریده شده بود و از پس گردن به بدن وصل بود. ابیعبدالله(ع) مانده بود که چگونه بدن را به خیمه ببرد و این وضع را مادرش و عمهها و خواهرانش ببینند. یکی از خواهرانش همسر امام سجاد(ع) بود که در کربلا حضور داشتند. پس گردن را گذاشت روی شانهی خودش و پشت سر به سمت خیمه و این جوان را به خیمه برد و روی سینهی علیاکبر(ع) گذاشت و دلش نیامد بدن را زمین بگذارد تا شام غریبان که سر را از بدن جدا کردند.
شهید استثنایی دوم جناب علیاصغر(ع) است؛ وقتی تیر سه شعبه آمد از این گوش تا آن گوش را برید اما سر از پس گردن آویزان بود نه جدا شد و نه وصل بود. امام حسین(ع) بدن چاکچاک حضرت ابوالفضل(ع) را دیدند و تیر از چشم ایشان بیرون کشیدند، بدن اربا اربا علیاکبر(ع) را دیدند و بدن یاران و صحابهشان را دیدند ولی نتوانست نگاه به بدن علیاصغر(ع) بکنند. وقتی دیدند چه اتفاقی افتاده رویشان را برگرداندند و از تعجب این مسئله اشک امام حسین(ع) خشک شد و فقط آه میکشید. حسین جان! من یک سؤال دارم؛ آقاجان! سر نیمه بریدهشدهی حضرت قاسم(ع) را بر شانه گذاشتید و به خیمه بردید، علیاصغرتان را چگونه بردید؟ آیا روی دستتان گذاشتید؟ آیا به سینه چسباندید و عبا رویشان کشیدید؟ گویا این حلقوم و سر را جز خدا و ملائکه و ارواح پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه الزهرا(س) و امام حسن مجتبی(ع) و خود امام حسین(ع) فقط حضرت زینب(س) دیده باشد. چون خانم رباب(س) به خیمه رفتند و پرده را انداختند و دانستند که نباید جلو بیایند که نه امام حسین(ع) خجالت بکشد و نه شاید خودش تاب تحمل داشته باشد. عجیب اینجاست که هر دو شهید مادرانشان شاهد شهادتشان بودند.
ما دفتر امسالمان را با نام نامی ششماههی امام حسین(ع) حضرت علیاصغر(ع) شروع کردیم امروز 100 بار بگو «اللهم صلِ علی الرباب(س)» و به دنبالش دعا کنید و حاجت بخواهید. این عروس دردانهی زهرای مرضیه(س) خیلی بافضیلت است.
فضایل ماه محرمالحرام
اما بحث محرم امسال را با مقدمهی فضایل ماه محرم شروع میکنیم که اصلاً این ماه خودبهخود دارای چه فضایلی است و وظایف سلوکی ما در این ماه چیست. همینقدر کافی است که ماه محرم یکی از ماههای حرام است که خداوند مستقیماً در قرآن کریم دستور داده که چهار ماه، ماه حرام است؛ در این چهار ماه به یکدیگر ظلم و ستم نکنید. در هیچ ماهی نباید ظلم و ستم کرد اما در این چهار ماه تأکید بیشتر شده زیرا گناه در این چهار ماه بیشتر است و ثواب در این چهار ماه اجر و مزد زیادتر و بیشتر دارد.
ابن عباس نقل میکند: خداوند ستم را در همهی ماهها حرام دانسته و سپس از میان دوازده ماه چهار ماه را خداوند انتخاب کرده و سفارش کرده در میان ماهها، ماههای حرام دارای احترام و حریم هستند. چهار ماه، ماه حرام است که دارای حریم و احترام ویژه و مخصوص هستند و خداوند دستور داده که حرمت این چهار ماه را بزرگ شمارید و بدانید عمل صالح در این ماهها بزرگتر و عظیمتر است و اجر و مزد زیادتری دارد و گناه و معصیت مکافات بیشتری دارد. شاید بشود گفت غیبت در این ماه 70 بار بیشتر از ماههای دیگر گناه دارد. هر ظلم و ستمی و هر ناحقی و معصیتی عذاب و گناه بیشتری دارد.
حدیث دیگر داریم؛ خدا از میان خلق خود برگزیدگانی را انتخاب کرده و از میان ملائکه، ملائکهی مقرب را برگزیده و از میان مردم برگزیدگانی دارد که انبیا(ع) هستند و از میان سخنان ذکر خود را برگزیده (اگر صبح و شب حرف بزنیم آن قسمتی از حرفهای ما، حالا نماز است، امر معروف و نهی منکر است، تبلیغ دین است، سخن محبتآمیز به خانواده و دوستانمان، دعا کردن و …اینها همه ذکر خداست) از میان زمین مساجد را انتخاب کرده و از میان ماهها ماه رمضان و ماههای حرام را انتخاب کرده است از میان روزها روز جمعه را و از میان شبها شبهای قدر را انتخاب کرده، پس آنچه را که الله بزرگ شمرده و احترام برای آن قائل شده شما هم بزرگ بشمارید و احترام برایش قائل شوید این به عقل و فهم شما نزدیکتر است.
باز فرمودند: برتری مکانها و زمانها بر دو نوع است یکی برتری دینی (کعبه و مکه، برتری دینی به تمام زمینها دارد. کربلا برتری دینی بر تمام زمینها دارد. ماه رمضان برتری دینی دارد) و یکی هم برتری دنیوی.
برتری دینی به این برمیگردد که چه چیزی را خدا بزرگ شمرده است. هر مکان و زمانی را که خداوند بزرگ شمرده در آن مکان و زمان اجر عملکنندگان را مضاعف میدهد و بر بندگانش بخشش بیشتر نموده، آن مکان و آن زمان، برتری دینی دارد؛ مانند عبادتهای شب جمعه که ثوابش مضاعف است. مثل عبادتهای روز جمعه که ثوابش مضاعف است، مثل روزهی ماه مبارک رمضان که روزهی هیچ وقتی به ثواب روزهی ماه مبارک رمضان نمیرسد. همینطور روزهی روز عاشورا (روزه عاشورا که ما روزه نداریم منظور کم خوری و کم نوشی و امساک از شکم پری است) اینها یک فرصتهای طلایی و استثنایی هستند و از بزرگترین بخششهای خداوند نسبت به بندگانش است؛ که به بندهاش عمر و سلامتی بدهد و او را وارد این ایام و مکانها بکند. (به شما عمر بدهد که کربلا بروید و آنجا عبادت کنید و ثواب مضاعف بگیرید چون مکان، برتری دینی دارد. به شما توفیق بدهد که نماز جماعت بروید، به شما عمر بدهد که ماه رمضان بیاید و شما سالم باشید و بتوانید روزه بگیرید. به شما عمر بدهد که محرم زنده باشید و اول محرمی به نیت امام حسین(ع) لباس سیاه بر تن کنید و در مجالس امام حسین(ع) بنشینید. اینها همه از بزرگترین نِعَم و بخششهای خداوند است.)
ماه محرم، ماه صبر و ماه مصیبت برای اهلبیت(ع)، ماه فراگیری صبر از مکتب اهلبیت(ع)، ماه حفظ تعادل در مقابل مصیبتها و مکتب اهلبیت(ع)، است. خداوند در قرآن کریم فرموده است: «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»
«کسانی که چون بلا و آسیبی به آنان رسد گویند: ما مملوک خداییم و یقیناً به سوی او بازمیگردیم.» هر کس بدون استثنا مصیبتی به او رسید عکسالعمل او چه در بیان و چه در رفتار این باشد که بگوید؛ ما همه از خدا هستیم و به سوی خدا برمیگردیم و بتوانند تعادل خود را در مقابل مصیبت حفظ کند و به خدا کفر نورزد و حتی نگوید چرا؟ قطعاً نزد خداوند اجر و مزد بیشتری خواهد داشت که نه تنها خودش بلکه اطرافیانش هم از آن جوایز برخوردار میشوند. نتیجهی حفظ این تعادل این است که ایمانش حفظ میشود. (قبلاً در کلاسها به شما گفتم که خداشناس نمیشویم تا وقتی که اتفاقی برایمان افتاد نگوییم: خدایا چرا الآن؟ به طور مثال اکنون زود بود که مادرم به رحمت خدا برود؟ مگر من و شما اختیار داریم که بگوییم زود است!
الطاف خداوند برای کسانی که در برابر مصائب دنیا تعادلشان را حفظ میکنند چیست؟
خداوند میفرماید؛ پاداش من به اینگونه انسانها این است که بر آنها صلوات میفرستم. این صلوات هم معنای درود دارد و هم معنای صلوات. منِ خدا توسط ملائکه به آنها صلوات میدهم؛ «سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ»، «… صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم وَرَحمَةٌ…»، «سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ» مخصوص دروازهی بهشت نیست که آنهایی که از پل صراط عبور کردند و به دروازه ی بهشت رسیدند فرشتگان میگویند: «سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ»، بلکه برای همین دنیا هم هست. خدای مهربان با تمام مهربانیاش به شما سلام میفرستد. این آیه برای کسانی است که تعادلشان را در مصائب از دست نمیدهند. میدانند از کجا آمدند و میدانند به کجا برمیگردند.
بزرگان ما فرمودند: کسانی که خداوند تبارکوتعالی به آنها درود و سلام میفرستد این سلام خداوند شامل حال آنها میشود سپس بعد از سلام و درود خداوند به آنها، از خطا و گناه مصون میمانند و سرمایه میشود تا خداوند آنها را از خطا و گناه کردن حفظشان کند.
دومین لطف خداوند نسبت به این دسته بندگان صبور و بردبار و متعادل رحمتی خاص و ویژه است. رحمت خداوند گوناگون است و اندازههای مختلف دارد. رحمتی که خداوند به این دسته از انسانها میفرستد جنسش با همهی رحمتها متفاوت است. کسانی که خودشان را در معرض این رحمت الهی قرار میدهند و این رحمت الهی برایشان جریان پیدا میکند قطعاً در زندگیشان سعادتمند و عاقبت بخیر خواهند شد. این موضوع بسیار مهم است. چه کسی است که نخواهد عاقبت بخیر شود؟ انسانهایی بودند که با خداوند سر جنگ داشتند و دچار سوء عاقبت شدند.
ما امروزه انسانهای بسیاری را میبینیم. ظاهر انسانها را میبینیم و باطن آنها را نمیبینیم. بدترین سوء عاقبت این است که انسان جدا از خداوند و اهلبیت(ع) از دنیا برود. مال و اولاد ما با ما به آن دنیا نمیآیند. اگر علامه هم باشیم، در نماز و تلقینمان نمیگویند: علامه فلانی، بلکه میگویند: فلانی فرزند فلانی. اگر دکتر هم باشیم در داخل قبر همان اسممان هستیم.
حُسن عاقبت یعنی با محبت و ولایت اهلبیت(ع) و ایمان به خداوند تبارکوتعالی از دنیا رفتن.
سومین پاداشی که خدا به آن دسته از بندگان صبور و متعادل میدهد، هدایت است. همه طالب هدایت هستیم. چقدر تلاش میکنیم در مسیر مستقیم هدایت حرکت کنیم و چهبسا دچار گمراهی و کجروییها میشویم. گرفتار آدمهای ناباب میشویم؛ خداوند در قرآن کریم وعدهی قطعی داده که اگر در برابر بلاها صبر پیشه کنید، خداوند شما را هدایت خواهد کرد و این وعدهی قطعی خداوند تبارکوتعالی است.
عاشورا نمایانگر ظرفیت امام حسین(ع) است
عاشورا نمایانگر ظرفیت امام حسین(ع) است. محرم نشانگر ظرفیت حضرت زینب کبرا(س) و امام سجاد(ع) است. خداوند بهاندازهی وسعت ظرفیتشان امتحان و آزمایششان کرده است و بهاندازهی آزمایشش، رحمت بر امام حسین(ع) نازل کرده است. این رحمت به قدری وسیع است که شامل خاکِ زیر پای زوارش شده است. زائری که به سمت کربلا میرود خاک زیر پایش کور را شفا میدهد. خداوند فقط خداییاش را به امام حسین(ع) نداده است، بهجز خدایی خودش که «لیسَ کَمِثلِهِ شیء» (هیچ کس مانند خدا نیست) تمام قدرتش را به امام حسین(ع) داده است. چون امام حسین(ع) هر چه که داشت را داد حتی ششماههاش را، حتی پیراهن تنش را، تا انگشتر دستش را، هر چه داشت در راه خدا داد. حتی میخواهم بگویم آن بوریایی را که امام سجاد(ع) بدن امام(ع) را روی آن گذاشت و دفن کرد، اگر بدن سالم بود آن را هم نمیپیچید. اما چون بدن سالم نبود تکههای بدن را روی آن چید و دفن کرد وگرنه امام حسین(ع) آن را هم نمیخواست. امام(ع) چیزی به عنوان کفن نمیخواست. شهید که کفن نمیخواهد خون تنش کفنش است. شهدایی که در مرزها دفن کردند مگر غسل و کفن کردند؟ خونشان غسلشان و لباس تنشان هم کفنشان بود. حالا امام حسین(ع) لباسش را به غارت بردند و عریان بودند. اگر بدن تکهتکه نبود و سالم بود آن را هم استفاده نمیکردند.
ازجملهی الطاف و رحمتهای خداوند بر سیدالشهدا که ارباب صبر هستند این است که بهواسطهی صبر ایشان در ماه محرم خداوند سفرههای خاص برای عزاداران ابیعبدالله(ع) میگستراند. اکنون مجلس نداریم اما هر کجا که به نام امام حسین(ع) است خودتان را در آن بیندازید. اگر امروز در روضهی امام حسین(ع) نشستید بدانید که امام حسین(ع) میخواهد به شما چیزی بدهد. خداوند سفرهای پهن کرده و روز اول شما را دعوت کرده است. بر سر آن بنشینید و دست دراز کنید و از آن بردارید. بهواسطهی آن صبر عظیم، خداوند سفرهی رحمتی برای عزاداران امام حسین(ع) باز میکند. هر چه عزادار داغش بیشتر و حزن و اندوهش بیشتر و اشکش بیشتر باشد راه رشد و تعالیاش بیشتر و هموارتر است. آن لقمهی خاص لقمهی رشد و تعالی است. چیزی که خداوند در نظر گرفته رشد و تعالی است؛ و این امر بهواسطهی همان رحمتی است که بهواسطهی صبر امام حسین(ع) در کربلا، ابیعبدالله(ع) حاصل کرده است. به جرئت این را میگویم رشدی که در محرم عزاداران ابیعبدالله(ع) میتوانند کسب کنند و بندگان خدا را در برمیگیرد در هیچ زمان و هیچ ماه دیگری به این مقدار رخ نمیدهد. به همین جهت ماه محرم از همهی ماههای دیگر بالاتر است. ماه رجب هم ما حرام است اما رشد و تعالیاش مانند ماه محرم نیست. ذیالحجه و ذیالقعده هم ماه حرام هستند اما رشد و تعالیشان بهاندازهی ماه محرم نیست.
در ماه محرم چه کنیم؟
ادامهی حدیث امام محمدباقر(ع): شیعیان ما با یکدیگر دوستی میکنند و دشمنی نمیکنند. (در بهشت جایگاهی وجود دارد برای کسانی که در دنیا فقط برای خداوند با یکدیگر دوستی کردند و به همدیگر محبت کردند.) و برای زنده کردن امر ما و اهلبیت(ع)؛ دور هم مینشینند و مجلس میگیرند و به سخنان ما گوش میکنند.
امام موسی کاظم(ع) فرمودند: اگر میخواهید عاقبت بخیر شوید بهترین اعمال را داشته باشید. یکی از بهترین اعمال این است که حق خداوند را بزرگ بشماریم. به این صورت که نعمتهای خداوند را در معصیت صرف نکنیم و حلم و بردباری خداوند ما را فریب ندهد. هر کسی را دیدیم که از دوستی با اهلبیت(ع) دَم میزند او را احترام کنیم و برایش ارزش قائل باشیم، مهم نباشد که او راست میگوید یا دروغ میگوید. ما پاداش احترام گذاشتن به او را خواهیم گرفت.
مرحوم آیتالله بروجردی(ره) وصیت کردند: ثلث مالشان را برای روضههای اهلبیت(ع) بدهند، تا مردم جمع شوند و در باب مناقب اهل بیت(ع) گفتگو کنند.
این ماه، ماه عرض ادب به پیشگاه امام حسین(ع) است. امام جعفر صادق(ع) فرمودند: هنگامی که یاد جدم امام حسین(ع) میافتید این سلام را بدهید و بگویید: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رسولالله لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَ عَلَيْكَ وَ مَنْ بَلَغَهُ ذَلِكَ فَرَضِيَ بِهِ إِنَّا إِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ بَرِيءٌ»
«درود بر تو اى ابا عبداللّه(ع)، درود بر تو اى پسر رسول خدا(ص)، خدا لعنت كند كسى که تو را كشت و لعنت كند كسى را كه دشمنانت را بر عليه تو كمك كرد و خداوند لعنت کند كسى را كه وقتى خبر قتل تو به او رسيد راضى گشت، من به سوى خدا از آنها بیزاری مىجويم.»
یکی دیگر از مسائل اشک ریختن است. اشک بر امام حسین(ع) محک ایمان قلبی است که آیا قلب ما مؤمن هست یا نه؟ خود امام حسین(ع) فرمودند: نزد مؤمنی یاد نمیشوم مگر اشکش جاری شود. ایشان در وداع آخر به امام سجاد(ع) فرمودند: سلام من را به شیعیانم برسان و به آنها بگو: پدرم غریبانه از دنیا رفت پس بر او ناله کنید که شهید از دنیا رفت پس بر او اشک بریزید.
هنگامی که اهل بیت(ع) آمدند و به دروازههای کربلا رسیدند، سربازان کوفی را دیدند که نیزه به دست به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند. امام(ع) نزدیک شدند، و دیدند اسبهای سربازان کوفی تشنه هستند. همراه امام(ع) آب فراوان بود. امام(ع) فرمودند: مشکها را پیاده کنید و تشتها را بگذارید، تا مرکبهایشان آب بخورند و خودشان هم سیراب شوند. آنها سیراب شدند و سروصورت را شستند. یک نفر از آنها به نام علی بن طرحان عقبمانده بود، وقتی رسید خسته و مرکبش تشنه بود. امام(ع) به او فرمودند: بیا جلو (در حالی که تشت را مقابل مرکبش گذاشتند) فرمودند: بگذار مرکبت سر صبر آب بخورد و تا سرش را از تشت بلند نکرده تشت را بر ندار تا خودش سرش بیرون آورد. آن سرباز نیز آب خورد و سیراب شد. حال در عصر عاشورا سیصد نفر از کوفه آمده بودند که خورجینهایشان پُر از سنگ بود اگر سنگهایشان گرد بود لبش را میشکستند و تیز میکردند تا اگر به جایی بخورد آنجا را بشکافد. یکی از اینها ملعون علی بن طرحان بود که امام(ع) او و مرکبش را اینطور سیراب کرده بود. نقل میکنند: امام(ع) خودشان سر مشک را گرفتند تا او آب بخورد. اما آن ملعون یکی از این سنگها را بر پیشانی امام حسین(ع) زد. پیشانی شکافت و خون بر محاسن امام(ع) جاری شد، در این حال امام(ع) پیراهنشان را بالا آوردند تا خون محاسن را پاک کنند در این هنگام حرملهی ملعون بیکار نماند و تیر سه شعبه بر قلب نازنین پسر فاطمه(س) اصابت کرد.