بسم الله الرحمن الرحیم

 یا فاطمة الزهرا(س) أغیثینی

 دوم محرم 1443، بیستم مرداد 1400

 

 محور های سخنرانی

مسیر رسیدن به توحید کامل، وجود مقدس امام حسین(ع)

راه‌ یافتن معنا در معاشرت با امام حسین(ع)

اثرات اشک بر امام حسین(ع)

دو زیارت نامه‌ی مهم و پربرکت

 

امروز روز ورود کاروان به کربلا می‌باشد و برای اولین بار، ترس و هراس را احساس کرده‌اند، به روح بلند کاروان کربلا و حضرت زینب کبری(س) صلوات ختم کنید.

عرض تسلیت به ساحت مقدس امام زمان(عج) و تعجیل در فرج ایشان صلوات ختم کنید.

هدیه به روح امام راحل و همه ی علمای اسلام که زحمت کشیدند و قلم زدند تا فرهنگ امام حسین(ع) زنده بماند و هدیه به روح تمامی شهدای اسلام از صدر اسلام تا مدافعین حرم که خون دادند تا اسلام پابرجا بماند، انشاالله این روزها در ملکوت اعلی در جوار امام حسین(ع) مهمان صدیقه ی طاهره، روضه خوان و گریان و سینه زن باشند و از لقمه ها و طعام های بهشتی متنعّم باشند صلوات ختم کنید.

هدیه به روح تمامی اموات از پدران و مادران و اموات سببی و نسبی صلوات ختم کنید.

برآمدن حوائج و رفع گرفتاری ها و شفای همه ی مریضان و دوای همه ی درهای لاعلاج، به روح بلند بانوان اسیر در دشت کربلا، صلوات ختم کنید.

فرموده اند در شب اول ماه محرم، حضرت صدیقه ی طاهره(س) پیراهن خونین امام حسین(ع) را از عرش می گیرد و به آسمان اول می آورد و به سمت زمین تکان می دهد و قطرات خون آن به زمین جاری می شود و به دل ها وخانه ها و مکان ها چکیده می شود و حزن و اندوه حسینی را به زمین به ارمغان می آورد و مردم برمی خیزند و رخت عزا به تن می کنند و پرچم های سیاه نصب میکنند و دیگ نذری برپا می دارند و عزاداری می کنند و دسته و علم به دست می گیرند و  هر کسی به اندازه ی دریافتش از این مطلب، سوز و گداز باطنی و ظاهری اش را آشکار می کند.

در سالهای گذشته گفته شد که عاشورا معنای دهم ندارد بلکه به معنای معاشرت است و معاشرت به معنای نشست و برخاست کردن و هم کلام و هم سفره شدن و هم لقمه و هم مکان و همراه شدن، است و ده روز قرار است با امام حسین(ع) و کربلاییان ایشان معاشرت کنیم واز آنان دریافت کنیم.

انبیاء و اولیاء و ائمه ی اطهار(ع) هیچ چیزی را در دنیا ذخیره نکردند مگر دنیا در نظر این بزرگواران ارزشی دارد که بخواهند چیزی را ذخیره کنند. خود این بزرگواران از این دنیا استفاده ای نکردند که بخواهند ذخیره کنند تا باقی از آن استفاده کنند.

وقتی دنیا در نظر امام علی(ع) به اندازه ی آب دهن بز مرده ارزش ندارد آیا این وجود مقدس چیزی از آن را ذخیره می کند؟!

معنای این کلام اینست که آنچه که این بزرگواران داشتند صفات الهی شان بوده است که ذخیره نکردند و در اختیار محبانشان قرار دادند. کرم و لطف و بخشش و لطافت روحی و علم و دانش و غیرت و عفت و عصمت وحجاب و اعتقادات صحیح شان را ذخیره نکردند و در معاشرت با محبانشان، در اختیار محبانشان قرار دادند.

ما در این معاشرت از این صفات حسینی مانند مایه های رشد و سرمایه های معنوی برداشت می کنیم که امام حسین(ع) اوج این سرمایه های معنوی را دارد و ذخیره نمی کند و در اختیار استفاده ی محبانش قرار می دهد.

حال این دهه، فرصت بسیار مغتنمی است که از این ذخایر استفاده کنیم.

امروز به سراغ باب الحوائج دیگر کربلا، وجود نازنین عباس(ع) می رویم. وقتی کاروان به کربلا رسید، امام از نام مکان سؤال کردند، هر کس نامی را به زبان آورد. شخصی گفت: کربلا!

مرحوم خانم مالک می فرمودند که امام حسین(ع) در عالم معنا شمشیرشان را بلند کردند و به وسط کربلا زدند و آن را نصف کردند، بخشی شد کرب و بخشی شد بلا. بلا را خود در روز عاشورا، به دوش کشید که احدی در عالم این بلاها را ندیده است و حزن و کرب آن را برای محبان و شیعیان خود نهاد.

چه کسی طاقت دارد که برادری مانند عباس(ع) را از دست بدهد، در طول تاریخ بسیاری داغ برادر دیده اند اما برادری مانند عباس!

شاید بتوان گفت که امام سجاد(ع) و امام محمد باقر(ع) و سایر ائمه (ع) اگر در موقعیت امام حسین(ع) بودند نیز مانند ایشان عمل می کردند اما هیچ کدام برادری مانند حضرت عباس(ع) را از دست ندادند.

چه کسی می تواند خواهری مانند زینب کبری(س) را با آن حالت زار در گودال قتلگاه مشاهده کند که پایکوب آن ملعون است.

اما سه نفر پابه پای امام حسین(ع) در کربلا هم بلا کشیدند و هم کرب و حزن آن را دیده اند. ابتدا برادر بزرگوارش عباس(ع) که سه برادررشید خود را به میدان فرستاد و هر کدام ماه پاره از سلاله ی امام علی(ع) و شیرپاک خورده ی حضرت ام البنین(س) و پرورش یافته در دامان ولایت امام حسن و امام حسین(ع) و زینب کبری(س).

حضرت عباس(ع) به آنان فرمود که به میدان بروید و رشادت و پایمردی در راه امام زمان تان کنید تا من رشادت شما و داغ شما را ببینم زیرا حسین(ع) می خواهد داغ برادر ببیند آیا من داغ برادر نبینم؟

حضرت عباس(ع) تمام این بلاها و کرب ها را تا عصر عاشورا تحمل کرد اما دیگر سینه اش تحمل نکرد و عرض کرد که یابن امیرالمومنین، سیدنا و مولانا!  بلاها را کشیده ام اما کرب سینه ام را تنگ کرده است غریبی و بی کسی شما را نمی توانم ببینم، اذن بدهید تا به میدان بروم.

گاهی با خود فکر می کنم که آیا اگر حضرت عباس(س) زنده بودند می توانستند شهادت حضرت علی اصغر(ع) را ببینند؟! ایشان که صبر حسینی ندارد و چه غوغایی برپا می شد آیا احدی در آن صحرای پر بلا زنده می ماند؟ زمین به چه حالی می افتاد. گویا امام حسین(ع) ایشان را فرستاد تا این تکه از معرکه را شاهد نباشد و این اتفاق سهم امام حسین(ع) وزینب کبری(س) باشد تا این بلا را بکشند.

دیگری وجود مبارک و مطهر حضرت زینب کبری(س) است که پا به پای امام حسین(ع) هم بلا را کشیدند و هم کرب آن را تحمل کردند.

برخی از مقاتل می نویسند که وقتی امام حسین(ع)، حضرت علی اصغر(ع) را از میدان آورد به داخل خیمه بردند و صدا زدند: یا زینب کبری(س)! یا رباب! یا ام الکثوم بیایید و وداع کنید.

مرحوم خانم مالک می فرمودند که حضرت زینب کبری(س) دو مرتبه، جایی را بوسیدند که کسی نبوسید. ایشان وقتی آن حلقوم بریده ی حضرت علی اصغر(ع) را دید خم شد و لب ها را بر آن حلقوم نهاد که مادرش نبیند و دیگری هم لب به حلقوم بریده ی امام حسین(ع) نهاد.

یا رسول الله! شما از روی پوست و گوشت، گلوی امام حسین(ع) را بوسیده ای اما این خانم لب بر روی رگ های بریده نهاده است و بعد برخواست و مهیای اسارت شد.

فرض کنید پدر یا مادر یا فرزند کسی را کشته اند و او دفن شده است وبعد از بیست روز، پلیس می گوید که باید نبش قبر کنیم ببینید که چه غلغله ای برپا می شود!

عده ای می گویند که این کار را نکنید و عده ای می گویند که انجام بدهید، خواهر می گوید که آیا می خواهید قبر برادرم را بشکافید! بسیار سخت است.

وقتی کاروان از شام برگشت تازه مصائب شروع شد زیرا امام سجاد(ع) در جلوی چشمان این مادران وخواهران و دختران، یکی یکی قبور را می شکافد و سرها را متعلق به بدن ها می کند و کنار گلوگاه ها می گذارد.

می دانید که این چه مصیبتی است که حتی از مصیبت بریدن سرهای مطهر شهدا در شب شام غریبان سخت تر و عظیم تر است که جلوی چشمان مبارک حضرت زینب کبری(س) قبر مطهر امام حسین(ع) را باز کنند و سر را کنار بدن چاک چاک ایشان ملحق کنند. کنار علقمه بیایند و قبر کوچک حضرت عباس(ع) را باز کنند. ایشان را ارباً اربا نکرده اند اما ایشان را چگونه به شهادت رسانده اند و تکه تکه کرده اند که قبر ایشان به اندازه ی یک کودک است، دست های ایشان را که بریده اند گویا پاهای مبارک ایشان را هم بریده اند و سر را هم بریده اند و اندام را هم گویا بریده اند. وقتی مقاتل را می خوانید گویا دراین طول اسارت خیلی از رأس مطهر حضرت عباس(ع) سخنی نمی گویند گویا دختران و کودکان رأس مطهر عباس(ع) را تشخیص نمی دهند با اینکه ماه بنی هاشم بود.

امام سجاد(ع) جلوی چشمان مطهر خواهران و دختران قبر عمو جانش را باز کرده و کنار آن پاهای بریده شده و دستان قلم شده، آن رأس متلاشی را به گردن وصل می کند.

این مصیبت بسیار عظیم است!

خدایا به آن چشمان گریان حضرت زینب کبری(س) در آن لحظه ای که به آن بدن پاره پاره نظر می کرد، فرج امام زمان(عج) برا برسان.

 

اوج بلای کربلا، افتادن امام حسین(ع) درگودال قتلگاه بود که سهم حضرت زینب(س) بود و نگاه کردن به هنگامه ی جدا کردن رأس مطهر امام حسین(ع) بود که سهم حضرت زینب کبری(س) بود. با دیدن هر کدام از این صحنه ها و صبوری که حضرت زینب(س) کردند رحمت واسعه ی الهی شامل حالشان شد و این رحمت است که اگر کسی قطره ای اشک بر این بزرگواران بریزد گناهانش آمرزیده می شود و دلی برایشان بسوزد و آهی از سینه بیرون بدهد، از شفاعت شان برخوردار می شود.

مسیر رسیدن به توحید کامل، وجود مقدس امام حسین(ع)

همه ی ما می دانیم که گرفتار دنیا هستیم و تا به توحید کامل و عرفان کامل نرسیم از این گرفتاری نجات پیدا نمی کنیم.

تمام موحدین عالم که به درستی به توحید رسیده اند و تمام عرفایی که به درستی به مقام شناخت خداوند متعال رسیده اند دروازه ی ورودی شان حرم و وجود مقدس حضرت عباس(ع) و توسل به ایشان بوده است.

تمام سالکان الهی گفته اند راه سیر و سلوک، آغازش از کربلا است. نقل کرد که در ایام محرم خدمت مرحوم آقای نجابت برای سیر و سلوک رسیدم. ایشان فرمودند  که به زیرزمین برویم وبه من فرمودند که هیزم روی اجاق بگذار و دیگ را روی اجاق بگذار و داخل آن را آب بیز و هیزم ها را روشن کن و غذا را آماده کن. من تمام این کارها را انجام دادم و غذا آماده شد و مردم غذا را خوردند و نماز خواندند و رفتند. آقا به من فرمودند که این قدم اول سیر و سلوک است زیرا شروع سیر و سلوک از کربلا و همین استکان شستن برای مجالس امام حسین(ع) است.

به مرحوم خانم مالک می گفتند که شما مدرسه که نرفته اید وسواد ندارید چگونه چهار ساعت تفسیر قرآن را از حفظ می گویید که علما به شما اجازه ی تفسیر گفتن را می دهند و علما از شما اجازه ی نقل روایت هایی که می گویید را می گیرند! ایشان می گفتند که از پای سماور امام حسین(ع) !

قدم اول سیرو سلوک از کربلا و مجالس امام حسین(ع)  و مسائلی که ربط به وجود مقدس امام حسین(ع) دارد آغاز می شود. رسیدن به آن فنا در خداوند متعال و بقای بعد از فنا هم، از کربلا است و دروازه ی این راه، وجود مقدس  سید الاولیاء حضرت عباس(ع) است.

مرحوم آقا سید هاشم حداد، که همه ی سالکان الهی بعد از ایشان، ایشان را پیر و مراد خود می دانند، این انسان فانی فی الله و انشاالله دست یافته به بقای الهی، می گوید که به حرم امام حسین(ع) رفتم و زیارتی کردم، که همان زیارت خداوند متعال در عرش است و از آنجا به حرم حضرت عباس(ع) رفتم و از حرم خارج شدم ناگهان مشاهده کردم که تمام اجزای بدنم را ریز ریز کردند و پاشیدند و از هم متفرق کردند و چیزی از من باقی نماند سپس جمع کردند و تبدیل به خودم کردند و آنچه می خواستم برایم اتفاق افتاد. من را از خودم گرفتند و سپس آنچه که می خواستم برایم افتاد.

پس شروع از کربلا است اما دروازه و نگهبان، وجود مقدس حضرت عباس(ع) است.

راه یافتن معنا در معاشرت با امام حسین(ع)

چه کنیم که این معاشرت ما  با امام حسین(ع) حال و معنایی داشته باشد؟!

بعد از انجام واجبات، روزانه عرض ادب و سلام به وجود مقدس امام حسین(ع) و سپس اشک فراوان برای ایشان است.

حضرت صاحب الزمان(عج) عرضه می دارد که یا جدا! اگر روزگار مرا تأخیر انداخت و نتوانستم در کربلا به یاری تو بشتابم و با دشمنانت بجنگم، صبح و شام بر تو گریه می کنم و آنچنان گریه می کنم که بجای اشک از چشمانم خون جاری شود.

شما از این مطلب چه چیزی برداشت می کنید؟

کسی ممکن است بگوید که امام زمان(عج) این صحنه ها را که ما می شنویم ایشان می بیند، ایشان هر روز اسارت عمه جانشان، شهادت جدشان، شهادت عموی بزرگوارشان، را می بینند. اینان نکات اولیه است . با کمی دقت می توان دریافت که وجود مقدس امام زمان(عج) نمی فرماید که من در ماه محرم بر شما اینگونه گریه می کنم بلکه کل یوم عاشورا و کل یوم کربلا است پس کسیکه می خواهد در معیت صاحب الزمان(عج) باشد هر روز عمرش صباح و مسا باید بر امام حسین(ع) گریه کند.

آیا امام فرمودند که من فقط دهه ی عاشورا برای شما اینگونه گریه می کنم یا تا اربعین بر شما اینگونه گریه می کنم؟!

ایشان می فرمایند که چون من نتوانستم آنجا در رکاب شما باشم پس بجای آن، صبح و شب بر شما اشک می ریزم .

نکته ی دوم اینکه به یقین در فرهنگ و اعتقاد امام زمان(عج)، اشک ریختن بر امام حسین(ع)، در هر زمان و حتی صدها و هزاران سال بعد، همراهی کردن ایشان در روز عاشورا در کربلای معلی است.

توجه نکنید به چند جاهلی که می گویند که اشک بر امام حسین(ع) چه نتیجه ای دارد بلکه دقت کن که امام زمانت چه می کند.

ایشان می گوید که اگر نتوانستم با دشمنانت بجنگم و در رکاب شما مانند عمویم عباس و علی اکبر(ع) جانفشانی کنم و سپس به شهادت برسم، در عوض برای شما صبح و شب گریه می کنم پس این گریه از نظر تأثیر و اجر و معنویت و رشد و تعالی همپای جنگ در کربلا در رکاب امام حسین(ع) و شهادت است.

آن کسیکه به این اشک، چرا می گوید لیاقت این جنگ و شهادت در رکاب امام حسین(ع) را ندارد. این خود کافی است که اهمیت گریه بر امام حسین(ع) را نشان دهد.

اثرات اشک بر امام حسین(ع)

حال اشک ما دو اثر دارد، یکی اینکه در عوض اینکه همراه حضرت زینب کبری(س) نبودیم، در خیمه ی حضرت رباب آن لحظه ای که علی اصغرش به شهادت رسید نبودیم، عوض اینکه در کربلا نبودیم که کمک حال این بزرگواران باشیم،  حال بر مصائب ایشان گریه می کنیم. و اثر دوم اینست که با امام زمان مان همراهی می کنیم.

وظیفه ی دیگر ما دراین ایام در مجالس امام حسین(ع)، دعا کردن است که بهترین موقعیت دعا است.

امام علی(ع) فرمودند که اشک چشم ها و خشوع قلب ها از رحمت الهی است. ( خدا در آن لحظه به تو نگاه کرده و این حالت برایت پیش آمده است).هر زمان آن را یافتید دعا کردن را غنیمت بشمارید.

در حرم حضرت عباس(ع)، مداحی می کردند، پیرمردی از کاروان ایرانی ها، نوه ی فلج آورده بود، و در دامن مداح نهاد و چیزی در گوش او زمزمه کرد. مداح کودک را روی دست گرفت و گرفت: اباالفضل! از تبریز آمده و به تو پناه آورده اند و نگاهی به او بینداز و او را ناامید نکن، بعد ازسه یا چهار جمله، کودک سالم شد و تقلا کرد که از دستان مداح پایین بیاید و دوان دوان به سمت پدر بزرگش رفت.

اباالفضل همان باب الحوائج است و تغییر نکرده است بلکه این ما هستیم که عوض شده ایم و هرچه ناله می زنیم اوضاع بدتر از دیروز است. نمی دانیم به خاطر لقمه های ناپاک یا لج بازی ها یا دشمنی کردن ها و زیرآب زنی ها است.

مجالس امام حسین(ع) بهترین مکان برای دعا کردن است زیرا هم قلب خاشع می شود و هم اشک جاری می شود و هم درهای رحمت الهی باز می شود.

اما خود دعا نیز باید عظیم باشد دعایی از امام کاظم (ع)  به ما رسیده است  که یک بند آن اینگونه است: ” اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَاناً لَا يَرْتَدُّ وَ نَعِيماً لَا يَنْفَدُ وَ مُرَافَقَةَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي أَعْلَى جَنَّةِ الْخُلْدِ اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ الْعَفَافَ وَ التُّقَى وَ الْعَمَلَ بِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى وَ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ وَ النَّظَرَ إِلَى وَجْهِكَ الکَریم.”[1]

پروردگارا! از تو ایمان ثابتی می خواهم که باز نگردد ونعمتی می خواهم که پایان نپذیرد و همسایگی پیامبر واهل بیتش را در برترین جایگاه های ابدی بهشت از تو می خواهم. پروردگارا! از تو عفاف و تقوا و عملی را می خواهم که تو می پسندی و تو را خوشنود می کند و رضای به قضای خودت را می خواهم و نگاه به روی بزرگوار و کریم تو را می خواهم.

دعای ارزشمند حضرت صدیقه ی کبری(س):

” اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ كَلِمَةَ الْإِخْلَاصِ وَ خَشْيَتَكَ فِي الرِّضَا وَ الْغَضَبِ وَ الْقَصْدَ فِي الْغِنَى وَ الْفَقْرِ وَ أَسْأَلُكَ نَعِيماً لَا يَنْفَدُ وَ أَسْأَلُكَ قُرَّةَ عَيْنٍ لَا تَنْقَطِعُ وَ أَسْأَلُكَ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ وَ أَسْأَلُكَ بَرْدَ الْعَيْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ وَ أَسْأَلُكَ النَّظَرَ إِلَى وَجْهِكَ وَ الشَّوْقَ إِلَى لِقَائِكَ” [2] 

بار خدايا، از تو كلمه اخلاص و ترس از خودت چه در حال رضا و خوشنودى و چه در حال غضب و خشم را خواستارم و همچنين ميانه روى و اعتدال در تهيدستى و بى‏‌نيازيم را و نيز نعمت جاويدان و روشنى چشم هميشگى و پايدار و پيوسته را خواهانم چنان كه خوشنودى نسبت به قضاى تو را مى‏‌طلبم. پروردگارا! زندگى خوش بعد از مرگ و ديدار جمال و چهره‌‏ات و شوق وصال و لقاى تو را خواستارم.

دو زیارت نامه ی مهم و پربرکت

مسأله ی مهم دیگر بحث زیارت است.

زیارت الاولیاء الهی و ائمه ی اطهار(ع) از برکات سلوکی است و یکی از برکات الهی اینست که انسان موفق به انجام یک عمل معنوی و سلوکی بصورت روزانه باشد. بطوریکه برای او بصورت یک ملکه دربیاید و برایش استمرار داشته باشد. بعنوان مثال حتی 100 مرتبه صلوات بصورت روزانه ختم کند و این ختم را بطوری استمرار دهد که حتی در خواب هم این ذکر را بگوید.

گاهی شب ها از اتاق مرحوم خانم مالک صدای ” الله جل جلاله ربّی” می آمد که من متوجه می شدم که آن مرحومه در حالت خواب، از این پهلو به آن پهلو چرخیده است. اینگونه این ذکر ملکه ی ذهن و نفس و جان ایشان شده بود.

 یکی از اعمالی که روزانه در مسیر سلوک و معنویت و کسب نورانیّت بسیار می تواند به ما کمک کند، قرائت زیارت امین الله و زیارت امام حسین(ع) است.

فرموده اند که زیارت امین الله به سه قسمت تقسیم می شود و سه محور دارد:

  • ارتباط با ولی الله و امام زمان(عج) و عرض ادب به پیشگاه ولی خداوند متعال
  • دستورالعمل های سلوکی در قالب دعا و در بندهای کوتاه کوتاه
  • مناجات های عاشقانه با خداوند متعال که مطالب ظریف و ناب توحیدی را در بر دارد.

به این معنی که ما را با ولی خداوند آشنا می کند و ما را با دعا به قرب خداوند می رساند و با توحید الهی نزدیک می کند. و این زیارت با وجود اینکه بسیار کوتاه است می توان برای آن حداقل چهل بند در نظر گرفت و برای هر بند بصورت مستقل کتاب دعا و ائمه شناسی و مناجات های عارفانه وعاشقانه ی ظریف توحیدی به نگارش در آورد.

حال چرا باید این دو زیارت امین الله و زیارت امام حسین(ع) در کنار همدیگر باشند؟

گفته اند که استمرار در خواندن این دو زیارت در کنار یکدیگر باعث می شود که انسان حالت معنوی خوبی را با مقربین الهی بویژه با امیرالمؤمنین و امام حسین(ع) پیدا کند.

امام محمد باقر(ع) فرمودند: اگر هر کدام از شیعیان ما زیارت امین الله را در کنار بارگاه امیرالمؤمنین یا در کنار مزار دیگر ائمه ( زیرا زیارت غیر مطلقه است ) بخواند، نامه ی عملش بصورت نور بالا می رود و به مهر و تأیید رسول الله می رسد و نامه ی عملش بر این حالت نگه داری می شود تا اینکه آن را به دست حضرت حجت(عج) می سپارند و ایشان با روی گشاده و کرامت با آن شخص برخورد می کند.

دو گونه زیارت وجود دارد: مطلقه و غیرمطلقه. زیارت مطلقه مانند زیارت امام حسین(ع) در روز عرفه یا مانند زیارت امام حسین(ع) در روز عید قربان، یا زیارت هایی که مکان آنها معلوم است مانند زیارت در بالای سرمطهر، به این معنا که در زیارت مطلقه، مکان و زمان زیارت مشخص شده است اما زیارت های غیر مطلقه زیارت هایی هستند که آزادی در آن وجود دارد که در هر زمان و هر مکان خوانده شوند مانند زیارت امین الله که در رابطه با امیرالمؤمنین(ع) است اما شما می توانید آن را در حرم امام رضا(ع) یا هر ائمه ی دیگری نیز بخوانید و بجای کلمه ی ” امیرالمؤمنین” در زیارت که رسیدید کلمه ی ” علی بن موسی الرضا ” را بکار ببرید.

حال آن زیارت امام حسین(ع) که می توانیم روزانه بخوانیم همان زیارت مطلقه ی دوم امام حسین(ع) است زیرا در مفاتیح زیارت مطلقه برای امام حسین(ع) زیاد است. این زیارت کوتاه است و یازده بند دارد بطوریکه می توان به راحتی آن را روزانه قرائت کرد و نورانیّت بسیار ویژه و خاصی دارد که قید و بند ویژه ای ندارد و همه روز در هر مکانی می توانید بخوانید.

این زیات با این فراز آغاز می شود: ” السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک یا حجة الله فی ارضه و شاهده علی خلقه” ؛سلام بر شما این حجت خدا ای اباعبدالله و شاهد خداوند متعال بر روی زمین. حسینی که چشمان خداوند بر روی زمین هستی ( عین الله ).

شخصی به نزد امام هادی(ع) آمد وعرض کرد: ما گاهی اوقات حرف های خود را با خداوند متعال می گوییم زیرا خداوند در همه جا حضور دارد اما با شما چگونه سخن بگوییم زیرا شما گاهی سامرا، نجف، مدینه و درمکان های مختلف هستید و ما گاهی عراق، ایران و در جاهای گوناگون هستیم. حضرت فرمودند: هرگاه با ما کاری داشتید کافیست که لبهای خود را تکان دهید و در همان هنگام پاسخ خود را دریافت کنید زیرا ما آنقدرشاهد بر شما و نزدیک شما هستیم که حرکت لب های شما را می بینیم و پاسخ شما را می دهیم.

یکی از علمای بسیار مقدس شیراز در زمان صدام ملعون کربلا نرفته بود زیرا راه کربلا بسته بود، پس چله ی زیارت عاشورا با تمام آداب آن گرفت، اربعین موفق به رفتن به کربلا شد ( گویا حالت مکاشفه ای به ایشان دست داده بود) و روز اربعین در حرم امام حسین(ع) بود. ایشان نقل کردند که دیدم گویا هیچکس در حرم امام حسین(ع) نیست و فقط یک نفربه تنهایی درحالیکه بسیار اشک می ریخت زیارت نامه می خواند، بعد از اینکه زیارت ایشان تمام شد به نزد ایشان رفتم و ایشان را در آغوش کشیدم و عرض کردم: آقا جان! چقدر حرم جدت حسین(ع) خلوت است و شما چقدر تنها هستید. ایشان فرمودند: ما همیشه تنها و غریب هستیم و کسی را نداریم. به من الهام شد که دری برایت باز شده است پس دامن ایشان را بگیر و بپرس. پس پرسیدم که آقا به چه دلیل این ضریح مطهر شش گوشه است؟ ایشان فرمودند: این شش گوشه بودن به دلیل جهات سِته است. گفتم: من این مطلب را متوجه نشدم آن را ساده تر بگویید، جهات سته به چه معنا است؟ ایشان فرمودند: به معنی شش طرف است، بالا، پایین، چپ، راست، پشت سر و پیش رو و نشانگر اینست که ما ( امام زمان (عج) ) و آقا امام حسین(ع) از هر جهت محیط برعالم هستیم.

{ به هر جهت که نگاه کنید امام حسین(ع) را می بینید. پس این شش گوشه بودن علامتی است به جهات سته، که ائمه(ع)  محیط بر عالم هستند و آنقدر نزدیک هستند که لب تو راهم میخوانند.}

من به ایشان گفتم که آقا جان! پس می گویند که قبر مطهر علی اکبر(ع) در پایین پای امام حسین(ع) است؟ ایشان  فرمودند: این پایین پا منظور پایین پای رُتبی است نه پایین پای جسمی و جسدی. گفتم: آقا جان من این موضوع را متوجه نمی شوم و برایم موضوع را بشکافید. ایشان فرمودند: یعنی از نظر رتبه و درجه و مقام ومعنویت، حضرت علی اکبر(ع) پایین تر از امام حسین(ع) است نه اینکه بدن مطهر ایشان در پایین امام حسین(ع) است. باز گویا خوب درک نکردم ولازم بود به عینه مشاهده کنم. ایشان اشاره کردند به سمت قبر مطهر امام حسین(ع) و قبر باز شد و فرمودند بیا نزدیک و داخل آن را ببین. من وقتی داخل قبر مطهر را نگاه کردم یک بدن صحیح و سالم ندیدم بلکه قبر مطهر مملو بود از تکه تکه های انسان ها از دست ها و پاهای قطع شده و بدن های پاره پاره شده و ارباً اربا شده.

امام حسین(ع) قاسم را با آن بدن، خود به خیمه ها آورد اما برای بدن مطهر علی اکبر(ع) صدا کردند که جوانان بنی هاشم بیایید و هر کدام یک تکه از بدن علی اکبر(ع) را بردارید و به خیمه ها ببرید.

در مسأله ی کربلا وعاشورای امام حسین(ع)، سه بدن ارباً اربا و ریز ریز شده اند، یکی بدن نازنین علی اکبر(ع) که با دشنه مفاصل را از هم جدا کرده اند گویا آن ملعونین ضربات را به جاهایی می زدند که محل قطع شدن مفاصل است. یکی بدن نازنین امام حسین(ع) است که با اسب روی آن تاخته اند تصور کنید که در مسابقات اسب دوانی وقتی اسب ها با هم مسابقه می دهند زمین سفت و چمن تکه تکه کنده می شود و به اطراف پرتاب می شود، حال زمین سفت کجا و بدن نازنین حسین بن علی کجا.  و سومین بدن، جناب مسلم بن عقیل(ع) است. امام صادق(ع) فرمودند: اگر می خواهی بدانی که مؤمن هستید یا نه ببین می توانی برای جناب مسلم و یتیمان ایشان اشک بریزید.

و البته توسل به ایشان بدون جواب نمی داند، امروز تقسم کنید و ختم قرآن کنید و به روح مطهر و منور ایشان هدیه کنید.

وقتی جناب مسلم را به دار آویختند و از بام دارالخلافه به زمین پرتاب کردند سپس بدن مطهر را به اسب بستند و در کوچه های کوفه آنقدر به زمین کشیدند که می نویسند در تمام شهر کوفه ذرات بدن جناب مسلم از هم پاشیده شد.

جناب مسلم! نمی دانیم که چقدر از بدن شما را جمع کردند و چگونه بدن نازنین شما را دفن کردند.

یا حسین یا حسین یا حسین.

 

 

 

 

 

 

[1] . مصباح المتهجد

[2] . کتاب زندگانی حضرت زهرا سلام الله علیها ص ۱۰۶۱