بسم‌الله الرحمن الرحیم

 یا فاطمة الزهرا(س) أغیثینی

 بیست و هشتم رمضان 1442، 21 اردیبهشت 1400

 

 محورهای سخنرانی

در این شب‌های آخر ماه مبارک رمضان از خداوند چه بخواهیم؟

ترجمه‌ی بخشی از دعای صباح امیرالمومنین علی(ع)

چهار چیز وجود دارد که اگر در هر کس باشد ایمانش کامل است.

معنای «كُنْ فَيَكُونُ» در سوره‌ی یس

 

شب‌های آخر ماه مبارک رمضان شب‌های بسیار عجیبی است؛ شب‌های مخصوص و ویژه برای دعا کردن است. اگر یک ماه در خانه‌ی ما مهمانی بیاید، ما برایش تدارکاتی را آماده می‌کنیم.

 مهمان از صاحب‌خانه عذر تقصیر می‌خواهد و حلالیت می‌طلبد. این وظیفه‌ی ماست که نزد خدای تبارک‌وتعالی از اسائه‌ی ادبی که نسبت به ماه مبارک رمضان از ما سر زده، استغفار کنیم و طلب عفو کنیم. از طرف دیگر صاحب‌خانه مهمانش را دست پر روانه می‌کند.

در عالم معنا این شب‌های آخر ماه مبارک رمضان اوقات دعا و استغفار است. بالأخص امشب که دو رکعت نماز به ما سفارش کردند؛ در هر رکعت بعد از حمد 25 مرتبه سوره‌ی «قل هوالله احد» را بخوانید. این دو رکعت نماز در خیلی از شب‌ها وارد شده است. حتی اگر عادت کنید که این نماز را هر شب تا ماه مبارک رمضان بخوانید توفیق بزرگی نصیبتان شده است.

پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: کسی که موفق به خواندن این دو رکعت نماز شود، از آمرزیده شدگان خواهد بود (خدای تبارک‌وتعالی اگر تا امشب گناهی از نامه‌ی عملمان را نبخشیده ان‌شاءالله می‌بخشد و قلم عفو بر آن می‌کشد. نامه‌ی عمل ما را خداوند چنان پاک می‌کند که در هفت آسمان آن را نمایش می‌دهند. اگر خودش گناهی نداشته باشد خداوند گناه پدر و مادرش را می‌بخشد. پدر و مادرش گناهی نداشته باشند، خداوند گناه معلم و استادش را، گناه همسایگانش را می‌بخشد.

در این شب‌های آخر ماه مبارک رمضان از خدا چه بخواهیم؟

مطلب دومی که سفارش شده است دعا کردن است. در این شب‌های آخر تنها به دعای افتتاح اکتفا نکنید. معلوم کنید که در این ماه مبارک رمضان و در این شب‌های آخر شما از خداوند چه می‌خواهید، این که از خداوند چه می‌خواهیم مطلب مهمی است. یک ماه رمضان گذشت؛ جوشن و دعاهای دیگر خواندید، ذکرهای فراوان گفتید، قرآن تلاوت کردید، روزه گرفتید. حال از خداوند چه می‌خواهیم؟ ما خودمان عقلمان نمی‌رسد که بگوییم چه می‌خواهیم؟ یکی از عجیب‌ترین دعاهای مفاتیح، دعای صباح امیرالمؤمنین علی(ع) است که یک دعای توحیدی و معرفتی است. کلمات و جملاتش در حد شخصیت امیرالمؤمنین علی(ع) است. دعای توحیدی در اندازه‌ی توحید امیرالمؤمنین علی(ع) است. دو الی سه خط آخر دعا راز و نیاز امیرالمؤمنین علی(ع) با خداست.

ما نمی‌دانیم در این دو سه شب آخر ماه مبارک رمضان از خداوند چه بخواهیم و قرار است چه به ما بدهند؟ اگر تا کنون به ما نداده‌اند در این دو سه شب به ما می‌دهند. اکنون پایان مهمانی است و از رحمت خداوند به دور است که به ما ندهد. خداوند «سمیع الدعا» است مگر می‌شود بشنود و ندهد. «مجیب الدعوات» است اجابت‌کننده دعوات است مگر می‌شود دعوات را بشنود و اجابت نکند.

 ترجمه ی بخشی از دعای صباح امیرالمومنین علی(ع)

امیرالمؤمنین علی(ع) هنگامی که دعا را می‌خوانند و تمام می‌کردند به سجده می‌رفتند و می‌گفتند: «إِلٰهِى قَلْبِى مَحْجُوبٌ، وَنَفْسِى مَعْيُوبٌ، وَعَقْلِى مَغْلُوبٌ، وَهَوَائِى غَالِبٌ، وَطَاعَتِى قَلِيلٌ، وَمَعْصِيَتِى كَثِيرٌ، وَ لِسَانِى مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ، فَكَيْفَ حِيلَتِى يَا سَتَّارَ الْعُيُوبِ، وَيَا عَلَّامَ الْغُيُوبِ، وَيَا كَاشِفَ الْكُرُوبِ اغْفِرْ ذُنُوبِى كُلَّها بِحُرْمَةِ محمد وَآلِ محمد، يَا غَفَّارُ يَا غَفَّارُ يَا غَفَّارُ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»

خدای من، دلم در پرده‌های ظلمت پوشیده شده و جانم دچار کاستی گشته و عقلم شکست‌خورده هوای نفسم شده و هوای نفسم بر من چیره گشته و طاعتم اندک و نافرمانیم بسیار و زبانم اقرار کننده به گناهان است، چاره من چیست ای پرده‌پوش عیب‌ها؟ ای دانای نهان‌ها، ای برطرف‌کننده غم‌ها، همه گناهان مرا بیامرز، به احترام محمد و خاندان محمد، ای آمرزنده، ای آمرزنده، ای آمرزنده به مهربانی‌ات، ای مهربان‌ترین مهربانان.

قلب امیرالمؤمنین علی(ع) از عرش خداوند وسیع‌تر است اما ایشان می‌فرمایند: «إِلٰهِى قَلْبِى مَحْجُوبٌ» خدایا قلبم در حجاب است و پرده روی قلبم کشیده شده است. «وَنَفْسِى مَعْيُوبٌ» و نفسم پُر از عیب است. نگاه به نفسم که می‌کنم نفس سالمی ندارم. یا چشم نفسم کور است و یا زبان نفسم لال است و یا دست نفسم از کار افتاده است و یا پای نفسم شَل است. نفسم بیمار است. خود قرآن می‌فرماید تمام بیماری‌ها مرض هستند. امروزه دانشمندان می‌فرمایند: حسادت و بخل، بدخواهی و کینه ورزیدن و … تمام گناهان، این‌ها بیمار‌ی‌ها هستند. انسان بد وجود ندارد، انسان بیمار وجود دارد. انسان حسود، بیمار است.

خداوند در قرآن فرمودند: «فی قلوبِهُمُ المَرَض» حدیث در آن روز فرموده که همه‌ی این‌ها مرض است و دوای همه‌ی آن‌ها استغفار است.

«کُلِّ ذنوبِ دَاءٍ دَوَاءٌ وَ دَوَاءُ الذُّنُوبِ الِاسْتِغْفَارُ» تمام گناهان مرض هستند و دوا آن توبه است.

امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «وَنَفْسِى مَعْيُوبٌ، وَعَقْلِى مَغْلُوبٌ» وقتی قلب در حجاب رفت و وقتی نفس معیوب شد، عقل مغلوب این دو می‌شود و ضعیف می‌شود. عقل وقتی مغلوب نفس معیوب و قلب محجوب شد؛ امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «وَهَوَائِى غَالِبٌ» هوای نفس بر عقل و روح و فکر غالب می‌شود و دیگر نمی‌تواند جلوی هوای نفسش را بگیرد. عقل وقتی مغلوب شد هوای نفس غالب می‌شود.

هوای نفس وقتی غالب می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «وَطَاعَتِى قَلِيلٌ، وَمَعْصِيَتِى كَثِيرٌ» آدم در عبادت ضعیف می‌شود و گناهش زیاد می‌شود و دیگر از هیچ معصیتی نمی‌ترسد. دروغ و غیبت برایش مانند آب خوردن، راحت می‌شود. حاضر هست نوکری همه را بکند اما بندگی خدا را نکند اهانت به دین و خدا و ائمه‌ی اطهار(ع) روشنفکری می‌شود. اگر این اتفاق بیافتد برای امیرالمؤمنین علی(ع) این حالت رخ می‌دهد قطعا وضع برای ما بدتر خواهد شد ؟

حضرت به اینجا می‌رسند می‌گویند: «وَ لِسَانِى مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ» ای خدا من زبانم اقرار به این گناه دارد. ایشان امیرالمؤمنین علی(ع) هستند که می‌گویند آمدم به درگاهت و سر به سجده گذاشتم و با زبان خودم اقرار به گناهانم می‌کنم. «فَكَيْفَ حِيلَتِى يَا سَتَّارَ الْعُيُوبِ» خدایا بگو من چکار کنم؟ مغلوب شدم و زمین خوردم با هوای نفس زمین خوردم و اعتراف به ضعف و گناهانم می‌کنم. ای خدای ستارالعیوب که آبرویم را نبردی بگو چه کنم؟ «وَيَا عَلَّامَ الْغُيُوبِ» ای خدایی که از تمام غیب‌ها آگاه هستی و ظاهر و باطن من را می‌دانی و آبرویم را نبردی، «وَيَا كَاشِفَ الْكُرُوبِ» ای خدای برطرف کننده گرفتاری‌ها و غم‌ها و غصه‌ها «اغْفِرْ ذُنُوبِى كُلَّها» چه چاره دارم جز اینکه التماست کنم که تمام گناهان من را ببخشی. یک گناه هم سنگین است که من با آن تو را ملاقات کنم. با خجالت آن گناه چه کنم؟

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «اغْفِرْ ذُنُوبِى كُلَّها بِحُرْمَةِ محمد وَآلِ محمد يَا غَفَّارُ يَا غَفَّارُ يَا غَفَّارُ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.» آن روزی که تو خودت را در حال گناه کردن می‌بینی، و خداوند نیز تو را می‌بیند، به حرمت پسر غریب فاطمه الزهرا(س) که در بیابان‌ها خیمه زده است و منتظر ظهور است، به حرمت آن سر امام حسین(ع) که خدا می‌داند چند دفعه به نیزه کشیدند، مرا ببخش و از گناهانم بگذر. من به غیر از آن‌ها سرمایه‌ای ندارم.

این ناله‌ی امیرالمؤمنین علی(ع) است. بعضی‌ها نوشتند ساعتی که امیرالمؤمنین علی(ع) این دعا را می‌خواندند فاصله‌ی بین نماز شب تا نماز صبح بوده است و در سجده این‌گونه ناله می‌زدند.

جایتان خالی در مسجد نبی در سجده این دعا را می‌خواندم وقتی از سجده بلند شدم خانم عربی کنارم بود، از من پرسید: این آیات که می‌خواندید در کجای قرآن است؟ گفتم: این آیات قرآن نیست بلکه دعا است. گفت: در کجا این دعا را پیامبر(ص) فرمودند؟ گفتم: پیامبر(ص) این دعا را نفرمودند بلکه امیرالمؤمنین علی(ع) همسر فاطمه الزهرا(س) این دعا را فرموده‌اند. او نگاهی به من کرد و گفت: «علی بن ابیطالب از اصحاب پیامبر(ص)»! و از این کلمات تعجب کرده بود. وقتی می‌خواستم بلند شوم و بروم گفت: می‌شود دعا را برایم بخوانی تا بنویسم؟

این دعا سوغات شما از ماه مبارک رمضان باشد. خودت را عادت بده در سجده‌های بعد از نماز صبحت این دعا را بخوانی. در سلوک معنویت کار اصلی را قلب می‌کند و در انحراف هم اول قلب محجوب می‌شود، قلب محجوب شود نفس معیوب می‌شود، نفس معیوب شد عقل مغلوب می‌شود، عقل مغلوب شد هوای نفس غالب می‌شود و هوای نفس غالب شد طاعت قلیل می‌شود و طاعت قلیل شد معصیت کثیر می‌شود. کم آدمی پیدا می‌شود که به این‌ها اقرار کند و دنبال چاره باشد.

چهار چیز وجود دارد که در هر کس باشد ایمانش کامل است.

امام صادق(ع) فرمودند: پدرم امام محمدباقر(ع) فرمودند: چهار چیز هست که در هر کس باشد ایمانش کامل است اگر چه گناه هم بکند (این چهار تا در کسی باشد گناه نابخشودنی نمی‌کند) اول: صدق کلام و راست‌گویی. زبانی که یک ماه قرآن خوانده باشد و شب‌ها مناجات با خدا کرده باشد، راستی را شعار خود قرار داده است و به این باور رسیده است که دروغ موجب بی‌اعتمادی در دنیا و آخرت است و دروغ موجب اضطراب و نگرانی است زیرا همیشه دروغگو ترس این را دارد که دروغش آشکار شود. دروغ باعث روسیاهی در دنیا و آخرت است.

رسول اکرم(ص) فرمودند: اگر کسی بدون عذر شرعی دروغ بگوید هفتاد فرشته او را لعنت می‌کنند و از قلب او بوی تعفنی بلند می‌شود که تا عرش خدا می‌رسد.

امام محمدباقر(ع) فرمودند: راست‌گو باش که انسان به‌واسطه‌ی راست‌گویی به مرتبه‌ی صدیقان می‌رسد.

امام جعفر صادق(ع) فرمودند: کسی که زبان او به راست، گویا باشد عمل او پاکیزه خواهد بود و هر کس نیتش پاک باشد روزی او زیاد می‌شود و هر کس با اهل خانه‌ی خود نیکویی کند عمرش زیاد می‌شود.

ادامه‌ی حدیث: دوم: امانت‌داری؛ حالا این امانت هر چه باشد.

امام سجاد(ع) از قول امام حسن مجتبی(ع) نقل می‌کنند: آن ضاربی که با آن شمشیر پدرم علی(ع) را کشت اگر آن شمشیر را نزد من به امانت می‌گذاشت به او برمی‌گرداندم.

بدترین گناهی که مسلمان‌ها مرتکب شدند، خیانت در امانت بود. کدام امانت؟ دو امانتی را که پیامبر(ص) گذاشتند یکی قرآن که به آن عمل نکردیم و راهی که قرآن گفت را نرفتیم و بی‌راه رفتیم و دیگری اهل بیت(ع). پهلوی یکی را با لگد شکستند، فرق یکی را شکافتند، جگر یکی را پاره پار کردند و بدن یکی را تکه‌تکه کردند و سر یکی را بالای نیزه کردند و در کوچه و بازارها گرداندند و به زهر جفا بقیه را مسموم کردند.

ادامه‌ی حدیث؛ سومین خصلت از آن خصال چهارگانه خصلت حیا است که امروزه در جامعه وجود ندارد.

حیا چیست؟ به آن حالتی که مانع شود انسان امر قبیحی را انجام دهد، حیا می‌گویند. آن حالتی که موجب می‌شود انسان از برهنگی و نمایش بدن خودش پرهیز کند، از گفتن سخن ناروا پرهیز کند، از ترک عبادت خجالت بکشد و پرهیز کند، از مخالفت با احکام خدا پرهیز کند، به آن حالت حیا می‌گویند. انسان با حیا همه‌ی این‌ها را رعایت می‌کند. کسی را که شما می‌بینید کنترل زبان و بدن ندارد و دچار بیماری خود نمایش دادن شده است، کسی که بددهنی می‌کند و روزه‌ی ماه مبارک رمضان را علنی می‌خورد، بیمار است و بیماری او بی‌حیایی است. حیا مانع این اعمال می‌شود.

رسول اکرم(ص) فرمودند: ایمان سه قسمت دارد ثلث اول سخاوتمندی است و ثلث دوم تقوا و ثلث سوم حیا است. هرکدام از این سه ثلث نباشد ایمان کامل نیست و ناقص است؛ زیرا از سخاوتمندی است که حقوق مالی ادا می‌شود. انسان سخاوتمند، حقوق فردی و دینی‌اش را ادا می‌کند. با داشتن تقوا واجبات الهی برآورده می‌شود و با داشتن حیا ترک گناه کبیره حاصل می‌شود.

بزرگ‌ترین حیا را باید از خداوند داشته باشیم. خداوند «اظهر الجمیل و ستر القبیح» است یعنی خدایی که قشنگی‌ها را نشان می‌دهد و بدی‌ها را می‌پوشاند.

حدیث است که معصوم(ع) فرمودند: جمیع افراد و دانه‌دانه‌ی افراد مانند همین صورت دنیوی در عرش هم صورت مثالی دارند. مانند آینه همان‌طور که شما اینجا هستید در عرش شما را همین گونه نشان می‌دهند و شما در آن آینه منعکس می‌شوید. وقتی انسان روی زمین مشغول اطاعت و بندگی خدا می‌شود و عمل خیری انجام می‌دهد و دل کسی را شاد می‌کند و امام زمان(عج) را خشنود می‌کند این عمل در آن صورت عرشی، نقش می‌بندد به‌طوری که خدا به تمام ملائکه امر می‌کند نگاهش کنید که بنده‌ی من در حال انجام چه عملی است و همین که مشغول معصیت می‌شویم خداوند بر آن صورت عرشی پرده می‌کشد تا ملائکه مطلع از عصیان بنده نشوند. اینجا می‌گویند «ما اظهر الجمیل و ستر القبیح». حالا انصاف است در مقابل این خدا بی‌حیایی کنیم، انصاف است حرمت احکامش را بشکنیم و با خدا نافرمانی کنیم و سر جنگ داشته باشیم؟

ادامه‌ی حدیث؛ چهارمین خصلت «حُسن خلق» است که انسان را اولاً نزد خدا و سپس نزد بندگان خدا محبوب می‌گرداند.

 «حسن خلق» درواقع هنر و دانش مدارا کردن با مردم است و اینکه خود را در جهل جاهلان درگیر نکنیم. البته به دست آوردن این‌ها آسان نیست و شناخت و معرفت می‌خواهد، علم و آگاهی، استاد و راهنما، و ریاضت می‌خواهد، صبر و بردباری و انس با قرآن می‌خواهد و همچنین حرکت در معیت سیره‌ی نبوی و صاحب‌الزمان(عج) می‌خواهد، تن به سخن مربیان و استادان معنوی دادن می‌خواهد و از همه‌ی این‌ها مهم‌تر باور به روز قیامت را می‌خواهد. خمیرمایه‌ی همه‌ی این‌ها توسل است.

خداوند دو چیز را رد نمی‌کند یکی ذکر صلوات است. هر کس صلوات بفرستد قبول است؛ و دوم اشک بر مصائب اهل‌بیت(ع) است. یک قطره گریه دستت را می‌گیرد.

مرحوم آخوند تربتی، قبل از مرگش بعد از نماز صبح رو به‌ قبله خوابید و عبایش را روی چهره‌اش کشید. پسرشان مرحوم راشد می‌گفتند: کنارشان بودم ناگهان یک نوری مانند آفتاب تند به داخل آمد و رنگ پدرم که از مریضی زرد بود شفاف شد. این نور زیر عبای پدرم می‌چرخید، رنگ‌ها متنوع بود. گاهی زرد، گاهی سبز، گاهی سرخ و گاهی سفید. ناگهان پدرم زیر عبا تکانی خوردند و فرمودند: السلام علیک یا رسول‌الله(ص)، السلام علیک یا امیرالمؤمنین(ع)، و تا صاحب‌الزمان(عج) را سلام دادند. سپس شانه‌هایشان تکان خورد و شروع به گریه کردن، کردند و سلام به حضرت زینب(س) دادند و فرمودند: بی‌بی جان! خیلی برایتان گریه کردم و خیلی از چشم مردم برایتان اشک گرفتم می‌دانستم به من نظر می‌کنید اما نمی‌دانستم و باورم نمی‌شد به ملاقاتم بیایید و به بالای سرم بیایید و این‌همه به من لطف کنید و  برایم این گونه جبران کنید.

از همه‌ی این‌ها مهم‌تر توسل به حضرت صاحب‌الزمان(عج) است. این اشک را برای دعا کردن برای امام زمان(عج) سرمایه کنید. یکی از راه‌ها «زیارت آل یاسین» است؛ آل یاسین کتاب معرفت به حضرت صاحب‌الزمان(عج) است، کتاب امام شناسی است.

سلامی که در “آل یاسین” آمده است، به چه معناست؟

  1. سلام یعنی تحیت از جانب خداوند.
  2. سلام یعنی پیوند باهم و جمع شدن باهم. با این سلام می‌گوییم: آقاجان! می‌خواهیم به شما گره بخوریم و در معیت شما قرار بگیریم و با این سلام نهایت ادب را به شما نشان می‌دهیم و تمام معانی سلام را به شما می‌خواهیم تقدیم کنیم.
  3. سلام دادن به این معناست که مهدی فاطمه(س)! خدا تو را زنده بدارد و تو را در صحت و سلامت بدارد.
  4. سلام یکی از اسمای خداوند به معنای خیروبرکت و رحمت است پس مهدی فاطمه(س)! تمامی خیر و رحمت الهی را برایت آرزو می‌کنم.
  5. سلام چون اسم خداست یک نوع ذکر است، ذکر حافظ بدن است با این ذکر از خدا می‌خواهیم امام زمان(عج) را حفظ کند. “بجوامع السلام” یعنی اعلام می‌کنم که من امام زمان(عج) را دوست دارم، و می‌خواهم با شما در صلح و صفا باشم. و اینکه آقاجان! من با شما دشمنی ندارم. سلام به معنی فروتنی و تواضع من در مقابل امام زمان(عج) است. سلامِ من یعنی تسلیم من در مقابل امر شما. سلامِ من در طلب رحمت و رفعت از طرف شماست.

“بجوامع السلام” معنای زیباتری نیز دارد به این معنا که آقاجان! من نه تنها با زبانم به شما سلام می‌کنم بلکه تمام اعضا و جوارح‌ام را به گونه‌ای تربیت می‌کنم که کاری نکنند که دل شما بشکند. دستم حرکتی نکند که شما نپسندید و موجب نارضایتی شما شود. چشمم به سمتی نگاه نکند که موجب ناراحتی شما شود.

معنای «كُنْ فَيَكُونُ» در سوره‌ی یس

امر خداوند، فرج امام(ع) ناگهان محقق می‌شود. از عجیب‌ترین آیات قرآن آیه آخر سوره‌ی یس است: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» که ما مجبور هستیم با حرف و کلمات معنایش کنیم چون راه دیگری نداریم. خلاقیت و آفرینندگی خداوند تبارک‌وتعالی بین کاف و نون است؛ «كُنْ فَيَكُونُ» کاف گفته شد به نون نرسیده آن چیزی که خداوند اراده کرده است موجود می‌شود. خداوند به زبان نمی‌گوید کاف. وقتی خداوند تبارک‌وتعالی چیزی را اراده کرد «إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» خداوند می‌گوید «کُن» خداوند اراده می‌کند و اراده‌ی خداوند کاف است و به نون نرسیده موجود می‌شود.

در علم فیزیک جدید در زمینه‌ی کشف آغاز خلقت تحقیق کردند و به این نتیجه رسیدند که 15 میلیارد سال پیش در یک‌لحظه انفجار عظیمی رُخ داد و خلقت آغازشده است. برای آنکه آن لحظه را ترسیم کنند گفتند یک ثانیه را بر عدد 10 به توان 40 تقسیم کنیم. حاصل آن می‌شود عدد بسیار کوچکی از یک ثانیه این عدد لحظه‌ای است که آن انفجار رخ‌داد و خلقت ایجادشده است و این زمانی است که به صفر نزدیک‌تر است تا به عدد. امروز اهل فن به آن میکروثانیه می‌گویند که یک میلیاردم ثانیه است. شاید نتوانیم آن را تصور کنیم اما این لحظه ده هزار میلیارد بار از نانوثانیه کوچک‌تر است و در آن لحظه تمام خلقت به وجود آمده است.

دو دانشمند فیزیک شناس بلژیکی می‌خواستند بدانند آن زمان چیست. تحقیق کردند و فکر کردند و حساب کردند و بعد از مدتی جفتشان دیوانه شدند. تازه می‌خواستند آن ثانیه را تصور کنند که دیوانه شدند نه اینکه بفهمند که خالق آن ثانیه کیست. فیزیک شناسان یک حریم گذاشتند و گفتند به یک منطقه نباید وارد بشویم و اسم آن منطقه را گذاشتند دیوار سیاه یعنی هرگز به این منطقه فکر نکنیم. من و شما منتظر هستیم که سفیانی بیاید بعد امام زمان(عج) ظهور کنند. خداوند اراده کند «كُنْ فَيَكُونُ» می‌شود و در یک ثانیه همه‌چیز اتفاق می‌افتد.

شب‌های آخر ماه مبارک رمضان است. عید فطر روز شروع است و شب آن شب اجابت دعاست. اگر امشب یا شب عید فطر خداوند به شما بگوید یک دعای تو را حتماً مستجاب می‌کنم دعایتان چیست؟ ظهور امام زمان(عج) عالی است، عاقبت‌به‌خیری این هم خیلی خوب است، بهشت و مغفرت آن‌هم خیلی عالی و… .

بهشت دو راه دارد یک‌راهش از جهنم است و یک‌راه میانبر نیز دارد. مثال برایتان می‌زنم فرودگاه رفتید وارد صف می‌شوید و بازرسی می‌شوید و خیلی خسته می‌شوید یک‌راه مخصوص دارد که چمدان‌هایتان را هم می‌برند و پذیرایی هم می‌کنند و چمدانتان را هم باز نمی‌کنند. بهشت هم دو راه دارد که یک‌راه از جهنم است و یک‌راه خصوصی هم دارد که آنجا بازرسی نمی‌کنند و سختی به شما نمی‌دهند و مُعطل هم نمی‌شوید به طوری که وقتی وارد بهشت می‌شوید می‌گویید: به ما گفتند به اینجا رسیدن خیلی سخت است اما ما که سختی نکشیدیم. پس صراط و جهنم کجا بود؟

 این راه خصوصی، عشق و محبت به علی(ع) و فاطمه(س) و اولادشان است. اگر از طریق عشق به اولاد علی(ع) و فاطمه(س) حرکت کردید و زندگی‌اتان را وقفشان کردید و جوانیتان را صرفشان کردید و دوران پیری را در کنار سفره‌شان نشستید از آن راه خصوصی به بهشت می‌رسید و کسی جلوی شما را نمی‌گیرد زیرا که روی پیشانی‌اتان نوشته است: او محب فاطمه الزهرا(س) است.

بی‌بی جان! ما برای شما خیلی گریه کردیم. ما در دنیا جز خانم زینب(س) را سراغ نداریم که در یک روز داغ شش برادر را دید و جلوی چشمانش سر برادرش را از قفا جدا کردند. ما سراغ نداریم جز زینب(س) که جلوی چشمانش سر برادرش را بر نیزه کردند. ما سراغ نداریم جز زینب(س) که جلوی چشمانش چوب خیزران بر لب و دندان برادرش زدند. به آن لب‌ودندانی که خدا را صدا می‌زد و به آن لب‌ودندانی که گاهی از لبان پیامبر(ص) شیر می‌نوشید و گاهی از پستان فاطمه الزهرا(س) و به آن لب‌ودندانی که قرآن می‌خواند و یهود و نصارا می‌شنیدند و مسلمان می‌شدند و حالا زنازاده‌ی مثل یزید جلوی چشمان زن و فرزندش با چوب خاردار خیزران به لب و دندان او می‌زد و خواهر مظلومش شاهد بود، فرج امام زمانمان(ع) را نزدیک بگردان.

پیراهن یوسف را برای یعقوب آوردند و گفتند گرگ پاره‌پاره‌اش کرده یعقوب(ع) آن‌قدر گریه کرد که نابینا شد؛ اما حسین بن علی(ع) در کربلا دید که گرگان کوفه روی پسرش علی‌اکبر(ع) ریختند و بدنش را تکه‌تکه کردند و زینب(س) کنار برادرش می‌دید که چگونه برادرزاده‌اش اربا اربا می‌شود. یعقوب آن‌قدر گریه کرد که نابینا شد اما حضرت زینب(س) در شب شام غریبان فرمود: «الهی رضاً برضائک»