بسم‌الله الرحمن الرحیم

 یا فاطمة الزهرا(س) أغیثینی

 سوم محرم 1443، 21 مرداد 1400

 

محورهای سخنرانی

حضرت رقیه صاحب سرّ امام حسین علیه‌السلام بودند

شب جمعه؛ شب مخصوص زیارت امام حسین علیه‌السلام

دلیل تاکید فراوان به زیارت امام حسین علیه‌السلام

زیارت امام حسین علیه‌السلام غذای روح زائر می‌باشد

زیارت امام حسین علیه‌السلام باعث تحول و اصلاح می‌شود

 

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

برقلب نازنین رسول الله صلواتی بر محمد و آل محمد هدیه بفرمایید؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

هدیه به پیشگاه نازنین اباعبدالله الحسین علیه‌السلام صلواتی هدیه بفرمایید؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

عرض تسلیت و تعجیل فرج امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف صلواتی هدیه بفرمایید؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

هدیه به روح امام راحل و جمیع علما و شهدای اسلام و هدیه به روح تمامی آنهایی که با جان و قلم و مالشان از خط خونین امام حسین علیه‌السلام تا به امروز دفاع کردند تا انشاالله در آینده این خط ادامه خواهد داشت صلواتی هدیه بفرمایید؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

هدیه به روح همه اموات صلواتی هدیه بفرمایید؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

برآمدن حوائج و رفع گرفتاری‌ها و شفای همه مریض‌ها و ریشه‌کن شدن این بیماری بر قلب نازنین زینب کبری صلواتی هدیه بفرمایید؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود فراوان به محضر مولانا و سیدنا صاحب الزمان و با سلام و درود به روح امام راحل، ارواح جمیع شهدای اسلام، سلام و درود و صلوات و دعای خیر و عرض ادب و عبادت قبول محضر شما همه مادران و خواهران و دختران بزرگوارانم.

الحمدلله رب العالمین؛ الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه می‌داریم که زنده هستیم و مهمان سفره‌ی با برکت خامس آل عبا، اباعبدالله الحسین علیه‌السلام هستیم. دعوت شدیم که گریه کنیم و عرض ادب کنیم و به خاندان عصمت و طهارت به اندازه‌ی خودمان تأسی کنیم.

خدا را شاکر هستیم که سالم هستیم و آماده هستیم برای شنیدن مناقب اهل بیت و احادیث اخلاقی که مایه رشد معنویت ما می‌باشد که در سایه کربلای امام حسین علیه‌السلام هر چه بیشتر برای ما فراهم خواهد شد.

اولین شب جمعه ماه محرم است و شب جمعه شب زیارت امام حسین است. به امام صادق عرض کردند اگر قبر امام حسین را باز کنند بدن نازنین امام حسین داخل قبر است همانطور که امام سجاد امام را به خاک سپردند؟ امام صادق فرمودند: چقدر سوالات عجیب می‌پرسید هر کدام از ما معصومین به محض اینکه از دنیا می‌رویم و بدنمان به خانه قبر منتقل می‌شود، از آنجا به ملکوت اعلی منتقل می‌شود. جدم حسین علیه‌السلام به محض اینکه از دنیا رفتند و بدنشان سه روز بعد در کربلا دفن شد بدن ایشان را فوق عرش نزد خداوند بردند و حسین بن علی علیه‌السلام مافوق عرش در محضر خداوند روزی‌خوار هستند.

این مطلب به عنوان مقدمه روضه امروزم قرار می‌دهم و می‌گویم درباره زیارت شب‌های جمعه کربلا بسیار مطلب داریم که انبیا و اولیا و ائمه و صلحا و شهدا و صدقین و مومنین و مومنات از عالم ارواح به زیارت می‌آیند که هیچ دشمنی نمی‌تواند به این روایات خدشه‌ای وارد کند. از شیعه و سنی در کتابها در فضائل شب‌های جمعه امام حسین وارد شده و اینکه کسانی که زیارت امام حسین رفته‌اند و از دنیا رفته‌اند و کسانی که به زیارت نرفته‌اند و آرزوی زیارت داشته‌اند و از دنیا رفته‌اند در شب‌های جمعه از عالم ارواح به سمت کربلا می‌روند و زیارت و عرض ادب می‌کنند و به خانه قبرشان برمی‌گردند. خدا رحمت کند خانم مالک را می‌فرمودند: شاید یکی از دلایلی که می‌گویند صبح جمعه به زیارت اهل قبور بروید این باشد که از کربلا آمده‌اند؛ شما هم فاتحه‌ای برای اموات خود می‌خوانید و هم به زیارت زائر اباعبدالله رفته‌اید.

در این بار بسیار روایت داریم که می‌شود گفت شب‌های جمعه خود امام حسین علیه‌السلام هم از مافوق عرش به کربلا می‌آیند. کسانی که می‌خواهند نزد امام حسین خود امام حسین را زیارت کنند برنامه‌ای داشته باشند که انشالله بعد از این بیماری شب جمعه‌ای کربلا باشند و از این فضائلی که مطرح شده استفاده کنند.

گویی از تمام زمین و عالم؛ کاروان به سمت کربلا می‌رود. ازکوفه به سرپرستی مسلم بن عقیل کاروان می‌رود. از نجف کاروان می‌رود. از عالم ارواح؛ از تمام قبرستان‌های دنیا، کاروان‌ها به سمت کربلا می‌روند. از آسمان‌ها کاروان‌ها به سمت کربلا می‌روند و نوبت به نوبت اذن می‌گیرند و در آخر نوبت به ملائکه می‌رسد که وارد شوند. امشب از شام هم کاروان می‌آید شاید به سرپرستی زینب کبری سلام الله علیها. سکینه و رقیه دختران امام حسین علیه‌السلام به کربلا می‌آیند.

حال چطور می‌نشینند و چه کسی روضه می‌خواند و چگونه اشک می‌ریزند و فریاد امام حسین سر می‌دهند؟

خوش به سعادت کسانی که در جوار امام حسین علیه‌السلام دفن شده‌اند. می‌شود رسول الله به کربلا بیاید و کنار مرقد شهدای کربلا نرود.

حضرت رقیه صاحب سرّ امام حسین علیه‌السلام بودند

امروز روضه حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها را می‌خوانند. من نمی‌دانم آنطور که به اسارت به شام رفت همان‌گونه به زیارت پدر می‌آید و یا آنطور که شهیده شد و عمه جانش با چادر خاکی او را به خاک سپرد با آن هیبت می‌آید و یا به هیبتی دیگر به زیارت پدر می‌آید.

وقتی وارد حرم می‌شود من نمی‌دانم آیا مقابل حضرت زهرا می‌نشیند و پاهای پر آبله‌اش را نشان می‌دهد و یا روی زانوی پدر می‌نشیند و درد دل دخترانه با پدر می‌کند شاید بتوان گفت این دختر اولین تازیانه خورده بعد از امام حسین بوده است. چون می‌گویند: در شب شام غریب؛ گروهی به گودال قتلگاه رفته بودند؛ من نمی‌دانم چرا گروهی از یزیدیان از جمله عمر سعد به قتلگاه آمده بودند. مرحوم آقای فلسفی می‌گویند چیزی که دیگر برای غارت نمانده بود.

به یزید گفتند دختر کوچک حسین روی سینه حسین است و حسین او را سخت بغل کرده است و به سینه چسبانده است. خواستیم دختر را بلند کنیم هرچه کشیدیم نشد. پدرش آنقدر او را به سینه چسبانده که نتوانستیم دختر را جدا کنیم. چه کار باید بکنیم؟ ملعون عمر سعد گفت: بروید و با تازیانه دختر را از پدر جدا کنید.

استنباط من این است که اولین کسی که بعد از امام حسین تازیانه خورد حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها بود و امام دستهایش را رها کرد که دخترش را نزنند.

حضرت رقیه صاحب سرّ امام حسین است. می‌نویسند از مکه تا کربلا در کجاوه عمه جانش می‌نشست و طرف دیگر امام حسین بودند و در گوش زینب و رقیه نجوا می‌کرد.

مرحوم آقای فلسفی می‌نویسد: این طور نیست که آن شب سر را به خرابه آورده باشند و از دیدن پدر قالب تهی کرده باشد. صبر کرد تمامی افراد پدر را زیارت کردند و بغل کردند و ناله کردند و ضجه زدند؛ در آخر وقتی سر پدر را گرفت پدر را بوسید و امام حسین لب‌های مقدسش را به گوش حضرت رقیه گذاشت و سرّی از اسرار بیان کرد و رقیه با شنیدن آن سر جان به جان آفرین تسلیم کرد. این مطلب در شناخت مقام این بانو برای ما کافی است.

من می‌خواهم بگویم رقیه جان اگر امشب روی زانوهای پدر نشستی هر چه می‌خواهی بگویی بگو، هر گله‌ای می‌خواهی بکنی بکن، اما دو چیز را نگو؛ یکی صورت کبودت را بپوشان که پدرت حسین نبیند، دیگری از لگدی که به پهلویت زدند و باعث شدند دست به دیوار بگیری و راه بروی؛ این را هم مطرح نکن. امشب اگر خواستی جلوی پدر راه بروی دست به کمر راه نرو. چون پدر بزرگوارت با دیدن صورت نیلی مادرش حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بسیار قلبش به درد آمده است. امشب با دیدن مادرش که خمیده به زیارت قبر پسرش می‌آید بسیار ناراحت می‌شود. این دو مساله را از پدر مخفی بدار.

شب جمعه؛ شب مخصوص زیارت امام حسین علیه‌السلام

در این سال‌ها که مطالعه کرده‌ام من ندیده‌ام که معصومی سفارش به زیارت قبر امام حسین نکرده باشد. پیامبر در زمان حیاتش سفارش به زیارت امام حسین علیه‌السلام کرده است. خود امام حسین هم سفارش کرده‌اند.

از امام محمد باقر و امام صادق بسیار حدیث در این زمینه به دست ما رسیده است که از خودشان یا از معصومین ما قبل خودشان نقل کرده‌اند؛ محبان، گنهکاران و … را سفارش کرده‌اند به زیارت امام حسین علیه‌السلام. آنقدر وعده داده‌اند که آز و طمع و شوق و ذوق انسان به اوج می‌رسد.

ابابصیر از امام محمد باقر نقل می‌کند: کسی که دوست دارد مسکن و مأوایش بهشت باشد نباید زیارت مظلوم را ترک کند. (وقتی می‌گوییم مظلوم در ذهنمان امام علی علیه‌السلام می‌آید.) ابابصیر می‌گوید: مظلوم کیست؟ امام می‌فرمایند: حسین بن علی صاحب کربلا مظلوم است. کسی که از روی شوق و ذوق و محبت به رسول الله و به امام علی علیه‌السلام و محبت به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به زیارت امام حسین علیه‌السلام برود خداوند متعال او را بر سر سفره‌های بهشتی می‌نشاند و او را با ذوات مقدس معصومین هم غذا می‌کند در حالی که مردم دیگر در حساب هستند.

یک دلیل مظلومیت امام این است که بدنش را بعد از شهادت عریان و مثله کردند.

امام حسین علیه‌السلام بسیار مرتب و تمییز بودند. کسی ایشان را نمی‌دید مگر اینکه موهایشان شانه شده و روغن زده و لباسش معطر به عطر و کفش‌هایش بسیار تمییز بود. اما با امام چه کردند که روز یازدهم هنگام وداع خانواده؛ محاسن امام پر از گرد و خاک بود و موهایشان غرق در خاک و خون بود، پاهایشان و بدنشان برهنه بود.

راوی می‌گوید خدمت امام صادق علیه‌السلام رسیدم عرض کردم هر زمان من نزد خویشاوندانم و یا فرزندانم از اجر و ثوابی که در رابطه با زیارت قبر امام حسین علیه‌السلام است و از شما شنیده‌ام و به آنها خبر می‌دهم مرا تکذیب می‌کنند. می‌گویند تو اینها را به امام نسبت می‌دهی و تو دروغ می‌گویی، امام این سخنان را نگفته است (همانند فرهنگی که الان در میان ما است و سخنی از منبری می‌شنویم می‌گوییم منبری دروغ می‌گوید) حضرت فرمودند: مردم را رها کن بگذار هر جا می‌خواهند بروند بروند؛ هر چه می‌خواهند بگویند بگویند؛ چرا جدل می‌کنی. به خدا قسم خداوند به زائران امام حسین مباهات می‌کند و افتخار می‌نماید و مسافر و زائر قبر امام حسین را فرشتگان مقرب و حاملان عرش الهی رهبری می‌کنند و خداوند به فرشتگان می‌فرماید آیا زوار قبر حسین بن علی را می‌بینید که از روی شوق و محبت به آن حضرت و علاقه به حضرت زهرا سلام الله علیها به زیارت آمده‌اند. به عزت و جلال و عظمت خود قسم کرامت خویش را بر اینان واجب کرده‌ام. (گویا اصلا توفیق این زیارت به خاطر کرامتی است که خداوند به شما از قبل واجب کرده است) ایشان را حتما به بهشتی که برای دوستانم و انبیا و رسل و فرستادگانم آماده کرده‌ام داخل می‌کنم. ای فرشتگان من ایشان زوار قبر حسین؛ حبیب محمد رسول من بوده است و محمد حبیب من است. کسی که من را دوست داشته باشد حبیب من را هم دوست دارد. کسی که حبیب من را دوست داشته باشد دوستدار حبیب من را هم دوست دارد (پس ائمه را هم دوست دارد). کسی که نسبت به حبیب من بغض ورزد من نیز به او بغض می‌ورزم و اشد مجازاتم را بر او واجب می‌کنم و آتش دوزخم را برای او آماده کرده‌ام. جهنم را مسکن و مأوای او قرار می‌دهم و وی را چنان عذابی می‌کنم که احدی را آنطور عذاب نکرده باشم.

امام حسین فرمودند: من از مافوق عرش از جوار حق تعالی به زمین به چند جهت نگاه می‌کنم؛ یکی به چهار جهت به راهی که به قبرم ختم می‌شود به زواری که از خانه‌اش بیرون می‌آید تا زمانی که برگردد من حسین بن علی از جوار حق تعالی مستقیم به او نگاه می‌کنم.

سلیمان بن اعمش نقل می‌کند در کوفه همسایه‌ای داشتم که با او رفت و آمد می‌کردم. شب جمعه‌ای با او در ارتباط با زیارت امام حسین صحبت کردم و نظرش را پرسیدم. همسایه‌ام گفت بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی نتیجه‌اش آتش دوزخ است. سلیمان می‌گوید با حالت ناراحتی از او جدا شدم و با خود گفتم سحر مجدد سراغش می‌روم و نصیحتش می‌کنم. سحر درب خانه‌اش رفتم. همسرش گفت: منزل نیست و به کربلا رفته است. نیمه شب بلند شد و گفت به کربلا می‌روم. سلیمان می‌گوید من هم به حرم رفتم دیدم در حالت سجده است و گریه و استغفار می‌کند و امام حسین را قسم می‌دهد که او را ببخشد. منتظر ماندم تا از سجده بلند شد. گفتم چه شده است. گفت دیشب در عالم رویا مرد بزرگواری را دیدم که سوار بر هودجی از نور بود، دورش را عده‌ای به عنوان نگهبان گرفته بودند و با تشریفات خاصی او را به سرعت می‌بردند. پرسیدم او کیست؟ گفتند: رسول الله. گفتم آن دیگری کیست؟ گفتند: امام علی علیه‌السلام. دیگری در هودج کیست؟ گفتند: خدیجه الکبری. دیگری در هودج کیست؟ گفتند: فاطمه الزهرا. به سمت حضرت زهرا رفتم دیدم برگه‌هایی از آسمان از این هودج به زمین می‌ریزد و روی آنها نوشته است اَمانُ مِن النّار لِزوّارِ الحسین فی کل لَیلَة الْجمعه؛ اینها امان نامه است از آتش جهنم برای زوار امام حسین علیه‌السلام در کل شبهای جمعه. دستم را دراز کردم که یکی بگیرم حضرت زهرا فرمودند تو که زیارت حسین را بدعت می‌دانی از این کاغذها بدست نخواهی آورد مگر با عقیده‌ای درست به فضل کرامت پسرم حسین به زیارتش مشرف شوی. از خواب بیدار شدم و به سمت کربلا حرکت کردم. سلیمان به خدا قسم از کربلا جدا نمی‌شوم تا وقتی اینجا بمیرم.

ممکن است عده‌ای بگویند این خواب است و خواب حجت نیست. مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان حکایت تشرف حاج علی بغدادی را به محضر امام زمان علیه‌السلام نقل می‌کند. وقتی شناخت که امام زمان است سوالاتی کرد از جمله همین مطلب که سوال کرد آیا حکایت سلیمان اعمش درست است؟ آیا اگر کسی شب جمعه به زیارت کربلای معلا مشرف بشود برات از آتش دوزخ به او می‌دهند. صاحب الزمان گریه کردند و اشک ریختند و فرمودند: والله امان من النار لزوار الحسین فی کل لیلة الجمعه.

دلیل تاکید فراوان به زیارت امام حسین علیه‌السلام

حداقل 5 دلیل دارد که امروز دو دلیل را مطرح می‌کنیم:

  • غذای روح زائر است.

 

انسان در زندگی نیازهای متنوعی دارد. این تنوع به دلیل خلقت انسان است چون از دو بعد خلق شده است؛ جسم و روح. پس نیازهای روحانی دارد که نیازهای معنوی به آن می‌گویند و نیازهای جسمانی دارد که به آن نیازهای مادی می‌گویند. همانطور که انسان باید تلاش کند تا نیازهای جسمی خود را برطرف کند، بعد روحانی را نیز باید تلاش کند تا نیازهایش را برطرف کند.

اگر نیازهای معنوی برطرف نشود روح انسان بیمار و موکدر و خسته می‌شود. روح هم نیاز به رسیدگی دارد و باید نیازهایش را برطرف کنیم. یکی از راه‌های تامین روح و غذای روح؛ زیارت کردن زنده یا از دنیا رفته اولیاء الهی است.

هدف اول زائر اینکه به روحش غذا برساند. قصد زائر این است که فیوضاتی بدست آورد که این فیوضات غذای روحی او می‌باشد.

این کسب غذا دو جنبه دارد. یک جنبه‌اش از طرف زائر است. کسب لیاقت کردن را زائر باید فراهم کند و برای رسیدن به آن تلاش کند. جنبه دیگر بزرگی مزور است که از قبل محقق شده است؛ یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله. به زیارت آبرومند می‌رویم کسی که نزد خداوند وجاهت دارد.

رکن اول زیارت که لیاقت است من باید کسب کنم و با سنخیت پیدا کردن با ائمه اطهار علیهم‌السلام باید به آن برسم. هر چه این سنخیت را بیشتر ایجاد کنیم غذای روح من قوی‌تر است. این سنخیت با حضور قلب در محضر امام معصوم ایجاد می‌شود. وقتی می‌خواهم به حضورشان یا به حرمشان وارد بشوم حضور قلب داشته باشم. روایت است از جمله چیزهایی که در رفع کدورتهای روحی بسیار موثر است؛ و نشاط معنوی انسان را برمی‌انگیزد و روح انسان را جلا می‌دهد؛ همنشینی و انس با کسانی است که از روحی آرام و روانی سالم برخوردار هستند. هر چه روح همنشین انسان قوی‌تر و سالمتر باشد انسان تاثیر بیشتری از همنشین خود می‌گیرد.

یکی از بزرگترین نعمتهای خداوند در بهشت در قرآن اینگونه بیان شده است: «عَلی‌ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ. مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ»؛[1] بر روی تختهای بهم چسبیده نشسته‌اند و تکیه زده‌اند و روبه‌روی هم با یکدیگر گفتگو می‌کنند. شما وقتی به حرم امام حسین وارد می‌شوید و زیارت نامه می‌خوانید انس می‌گیرید و احساس آرامش می‌کنید.

حال کربلا نمی‌توانیم برویم در همین جا می‌توانیم زیارت نامه بخوانیم. نشستن بر سر سفره اباعبدالله لذت روحی دارد و کسب غذای روح کسب معنویت است.

  • باعث تحول و اصلاح می‌شود.

مهمترین وظیفه و رسالت انسان در حیات مادی بندگی خداوند است. از طرف دیگر سخت‌ترین دشمن انسان تلاش می‌کند انسان را از این بندگی دور نگه دارد و او را از یاد خداوند غافل کند. اساس تحول و تربیت روحانی انسان ذکر الله است. در مقابل شیطان قسم خورده است که انسان را از ذکر خدا باز دارد و دچار غفلت کند. زیارت معصوم ذکر خداوند است. دیدن اولیای الهی ذکر خداوند است. بسیار شنیده‌ایم که به زیارت کسانی بروید که نگاه به صورتشان شما را به یاد خداوند می‌اندازد.

صدا کردن اسم ائمه اطهار ذکر الله است. وقتی می‌گویم السلام علیک یا اباعبدالله ذکر می‌گوییم.

در زیارت امیرالمومنین می‌خوانیم السَّلَامُ عَلَی مِیزَانِ الْأَعْمَالِ وَ مُقَلِّبِ الْأَحْوَالِ؛ ترازوی سنجش اعمال و دگرگون کننده احوال. زائر برای اینکه بهره کامل از زیارت خودش ببرد نیازمند حضور قلب است و این حضور قلب هنگام زیارت محضر ائمه یا در حرم برای انسان حاصل می‌شود.

بسیاری از علما گفته‌اند قبل از اینکه کربلا بروی سه روز روزه بگیرید و بعد از خانه خارج شوید.

خدا استاد ما را رحمت کند کسی از ایشان چله عاشورا خواستند و ایشان فرمودند علمای قدیم می‌گویند اگر می‌خواهید چله عاشورا بخوانید ابتدا سه روز روزه بگیرید که با این سه روز روزه گرفتن مقداری از قلبت را پالایش کرده باشید.

امام حسین‌شناس‌ها در معرفی امام می‌گویند نام مقدس امام حسین علیه‌السلام به عنوان سمبل فنای فی الله مطرح شده است. نمونه‌ای که فانی در خدا است و بعد از آن به بقا رسیده است. پس کدام سالکی بدون زیارت امام حسین سلوکش می‌تواند سامان بگیرد.

امام حسین شناس‌ها حماسه عاشورا برای هر انسانی جهاد اکبر است. دهه اول محرم هر زن و مردی وارد جهاد اکبر می‌شوند. جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس، جهادی که هر روز و هر لجظه انسان با آن روبه رو است.

با اینکه انسان می‌داند راه کدام است و باطل کدام است گویا غافل است که هر روز شمر و یزید ظاهری را لعنت می‌کند اما در باطل آنها را پرورش می‌دهد. آز، حرص، دروغ، حق‌کشی، حرام‌خواری و … مانند سگ و خوک هستند. کسی که حریص به دنیا است خوک درون خود دارد. کسی که آز به دنیا دارد سگ پرورش می‌دهد. انسانها می‌دانند سگ نجس است اما پرورش می‌دهند. انسانها می‌دانند خوک نجس است اما پرورشش می‌دهند و بزرگش می‌کنند و سرش را می‌برند و می‌خورند. انسانها می‌دانند که دارای چه صفات زشتی هستند و صفتهای زشت درون آنها کار شمر و یزید را می‌کنند اما در درون خود آنها را پرورش می‌دهند و از سوی دیگر دینشان را که حسین بن علی است تشنه سر می‌برند.

حسین‌شناس‌ها اعتقاد دارند دلی که آرزوی لقا خدا را دارد در مسیر سلوک حرکت می‌کند اما یاور ندارد و کند است آن دل در هر سینه است مانند امام حسین علیه‌السلام است و فراق و دوری از خداوند تبارک و تعالی یزید است.

دل هجران کشیده و محزون از دوری خدا حسین است و فراق و دوری از خداوند یزید می‌باشد. کار یزید این است که راه را می‌بندد. یزید راه را به دل بسته است. یزید دل را محاصره کرده است. یزید فراق است، فراق دل را شهید می‌کند اما ثمره این شهادت ظاهری حیات جاویدان است که در عالم غیب رخ می‌دهد.

حسین‌شناس‌ها می‌گویند ما باید باور کینم که لازمه حیات طیبه شهادت است. تا دل چون حسین در بیابان کربلا شهید نشود و از مادیات دنیا دست نکشد وصال و بقای راستی و تقرب به حق را پیدا نخواهد کرد. دل وقتی شهید می‌شود که مانند امام حسین عریان شود و استخوان‌هایش تکه‌تکه شود. این شهادت معادل حیات جاوید است.

«وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ»؛[2] کسانی که به شهادت دل می‌رسند یا به شهادت دل و تن می‌رسند؛ فکر نکنید که می‌میرند نزد خداوند روزی‌خوار هستند.

اگر بخواهند کسانی که از طریق دل در کربلا شهید شده‌اند را بشمرند 72 نفر می‌شوند. آنها یک نیم روز جنگیدند و شهید شدند. اما دلها بسوزد برای حضرت زینب که نفس به نفس شهید شدند. امام سجاد می‌فرمایند: خجالت می‌کشیدم از صورتهای خواهرانم و خجالت می‌کشیدم به صورت بچه‌ها نگاه کنم. اگر گوشه‌ای از پوست صورتشان مرا می‌گرفتند تمام پوست صورت برمی‌آمد.

من یه سوال دارم دختر بچه سه ساله‌ات درون روضه روی پایت نشسته است یک نفر رد بشود و بخواهد به شوخی موی سر بچه را از روی علاقه مقداری بکشد آیا شما می‌گذارید و به او اجازه می‌دهید؟!

اگر بکشد شما چه برخوردی با او دارید؟! آن وقت می‌گویند چرا لعن می‌کنیم.

امام سجاد می‌فرمایند: هر کدام از بچه‌ها می‌افتادند و می خواستند بلندشان کنند از جلوی موی سرشان آنها را می‌گرفتند و می‌کشیدند و بالا می‌آوردند تا روی ناقه بنشانند.

اگر حضرت زینب بعد از سه سال هنوز آثار تازیانه بر بدنش بود فدای بدن دختر اباعبدالله.

خدا رحمت کند استادم را می‌فرمودند: هر گاه حوائج سخت داشتید هیچ گاه به حضرت زینب متوسل نشوید. اگر حاجت فوری دارید به حضرت زینب متوسل نشوید چراکه صبر حضرت زینب بسیار زیاد است. برای حوائج فوری به سه ساله امام حسین علیه‌السلام متوسل شوید.

شب شام غریبان طاقت نیاورد خود را به گودال قتلگاه رساند. چه شبها نمی‌خوابید و کنار نیزه‌ای می‌آمد که سر امام حسین بر روی آن بود. در خرابه شام نیز طاقت نیاورد.

فضه می‌گوید به حضرت زینب عرض داشتم: پسرانت به میدان می‌روند از آنها خداحافظی نمی‌کنید؟ حضرت فرمودند: نه. گفتم: اجازه می‌خواهند. حضرت فرمودند: به آنها بگو بروند و از امامشان اجازه بگیرند. فضه می‌گوید ساعتی شد و آمدم و گفتم جنازه هر دو را می‌آورند به پیشواز نمی‌روید؟ حضرت فرمودند: پرده را بینداز برادرم مرا نبیند و وقتی به کربلا برگشتند سراغ قبر پسران خود را نگرفت.

اما حضرت رقیه صبر عمه‌اش را ندارد. خیلی‌ها در حرمش حاجت گرفته‌اند. گفت بچه فلجی داشتم هرجا بردم نشد. به حرم حضرت رقیه آمدم صدا زدم و التماس کردم و درد دل کردم. همه دیدند بعد از درد دل کردن چیزی از درون کیسه‌اش بیرون آورد. گهواره‌ی کوچکی بود صدا زد بی‌بی جان شنیده‌ام به شیرخوار برادرت خیلی علاقمند بودی. یک گهواره برای یادبود برادرت آورده‌ام. بچه‌ام را شفا بده. گوشی موبایلش زنگ می‌خورد جواب نمی‌داد. یکی از همراهانش جواب داد. همراه مرد فریاد کشید و گفت از خانه تماس گرفته‌اند و می‌گویند بیا بچه سرپا شده است به خانه بیا تا درب را برایت باز ‌کند.

حضرت رقیه شما که به این زودی بچه فلج را سرپا می‌کنید خودتان دست به دیوار راه می‌روید و به شما می‌گویند بی‌بی.

امشب برای توسل 100 صلوات به مادر حضرت رقیه (مادری که به دنیایش آورد و فوت کرد و مادری که بزرگش کرد حضرت رباب سلام الله علیها) هدیه کنیم.

[1] سوره واقعه/ آیه 15-16

[2] سوره آل عمران/ آیه 169