ادامهی بحث چرا گاهی جواب توسلاتمان را به سرعت نمیگیریم؟
امام حسین علیهالسلام تجلی تام و تمام صفت یا مقلب القلوب و الابصار خدا
اشک، اثر گناه را از بین میبرد
گاهی توسل به محبت است و آرامش، فایدهی محبت است
چگونه محبت اهل بیت علیهمالسلام، آرامش ایجاد میکند؟
یکی از راههای توسل، صدا کردن نام اهل بیت علیهمالسلام است
یکی از راههای توسل به اهل بیت علیهمالسلام صلوات به وجود پیامبر صلیاللهعلیهوآله است
از توسلات عالی، قرآن است
امسال ماه محرم و اوایل ماه صفر بحثی در این باب مطرح کردیم که چرا در گذشته توسلات به دامن اهلبیت علیهمالسلام و توسل به ذکر و قرآن زودتر و سریعتر جواب داده میشد و در این روزگار، آنطور که باید و شایستهی اهلبیت علیهمالسلام است که به زودی به توسلات جواب میدهند، ما به جواب نمیرسیم؟ و این، گاهی باعث میشود که در ذهن متوسلین شک و سؤال ایجاد شود. یکی از خواهران هم نامهای در این باب نوشتهاند که سراسر گله است که اگر روضه و مجلس همان روضه و مجلس است بارها و بارها برای کمترین و بزرگترین کارهایم توسل گرفتهام و هیچ جوابی از این توسل به من داده نشده است؟
اولاً که اصلاً باورکردنی نیست که توسل و دعا به انسان جواب ندهد. جواب حتماً داده میشود اما ممکن است به دلخواه شما نباشد. آنچه شما برای خود مشخص کردهاید و گفتهاید من در این چهارچوب این چیز را میخواهم، داده نشده است.
در لطایف عرفانی قصهای داریم که مولوی به شعر، داستان مردی را بیان میکند که تمام شب تابستان خدا خدا میکرد و به مناجات و ذکر و سجده مشغول بود و شیطان از دست او خسته شده بود و به هر طریقی که شیطان خواست او را گمراه کند، نتوانست؛ تا اینکه شبی شیطان صدایی تولید کرد که به گوش مرد رسید که چقدر میگویی «یارب» و «یا الله»، 70 سال است صدا زدهای، یکبار از آسمان جواب آمد: لبیک؟ مکه رفتی و گفتی خدا خدا، جوابی رسید؟ مرد قدری فکر کرد و پاسخ داد: خیر. شیطان گفت: پس رها کن، چند سال است که صدا میزنی و جواب نمیگیری. مرد سر از سجده برداشت و گفت راست میگویی؛ و از عبادت دست برداشت و گفت حال که جواب نمیدهی چه صدا کردنی است؟ بس است دیگر. رفت و خوابید.
وقت تهجد هر شب در عالم رؤیا منادی ندا کرد که صدایت را نمیشنویم چرا به خواب رفتهای؟ گله از ما داری که جواب نمیدهیم؟ بدان که همان الله تو، لبیک ما است، اگر لبیک نمیگفتیم، دیگر نمیتوانستی بگویی. در حقیقت ما تو را صدا میکنیم و تو جواب میدهی.
وقتی خودت میگویی این همه چله گرفتهام، چه کسی توفیق این را به تو داده است؟!
روزهای قبل هم این را مطح کردیم که «یا ایها الذین امنوا اتقو الله و ابتغوا الیه الوسیلة»؛ اول تقوا پیشه کن. چرا معطلت میکنم؟ برو تقوای خودت را بررسی کن.
روزه گرفتن و حجاب داشتن و نماز خواندن که تقوا نیست، تقوا یعنی ترک معصیت. نماز بخوانم و بعد غیبت کنم که این نماز درست نیست. نماز وقتی نماز است که بین من و منکر فاصله بیندازد.
مرحوم علامه قاضی مدتی با باجناق خود زندگی میکرد. روزی مادرش گفت: زن تو از خواهرزنت زیباتر است. گفت: مادر این حرف را نزن، من تا به حال خواهرزنم را ندیدهام. از خدا خواستهام وقتی نامحرمی وارد میشود پلکم خودبهخود هم آید.
پس اگر جواب نمیگیریم باید اعمال خود را بررسی کنیم که آیا تقوای لازم را داریم؟!
امام حسین علیهالسلام تجلی همهی اسمای خداوند است؛ اما کدام صفت خدا در وجود حسین بن علی تجلی تام و تمام دارد؟ صفت «یا مقلب القلوب و الابصار»؛ خدایی که در یک آن، دلها را زیر و رو میکنی، تجلیاش در امام حسین علیهالسلام است. در تمام عالم بگرد آیا عیسویه داریم؟ موسویه داریم؟ ابراهیمیه داریم و …؟ خیر اما در کوههای آلپ حسینیه داریم. امام حسین علیهالسلام باید در آنجا باشد، دلها را برگرداند و دلمرده را زنده کند. کار حسین علیهالسلام این است که قلبها را برگرداند، میدانی چرا؟ به جهت اینکه آنچنان شهید شد که وقتی وداع کرد و به میدان رفت و به مقتل رفت تا وقتی خواهرش آمد، دید حسین علیهالسلام بدنش چنان دگرگون شده است که فریاد زد آیا تو حسین من هستی؟! چگونه میشود یک دختر پدرش را نشناسد؟ روز یازدهم وقتی حضرت سکینه علیهاالسلام آمد، دید عمهاش سر روی یک بدن بیسر گذاشته است، صدا زد عمه این بدن کیست؟ نگویی بدن پدرم است که بدن پدرم اینگونه نبود… .
در عالم ظاهر ما کارهایمان را انجام دادهام و به روضه آمدهایم و اما اگر به این باور برسیم که ما دعوت میشویم و در عالم ملکوت برای نشستن در مجلس امام حسین علیهالسلام، صدا زده شدهایم؛ و اگر به این باور رسیدیم که وقتی توسل میگیریم ائمه ما را نگاه میکنند، کارمان در دنیا و آخرت تکمیل است. آنچه ما را اذیت میکند این است که ما میشنویم اما تا باور قلب، فاصله است.
سفره انداختهاند و سه لقمه بر سر این سفره گذاشتهاند.
اولین لقمه اشک است. روضه بدون اشک روضه نمیشود. اشک هم برای این است که سینهها شسته و پاک شوند.
یک نفر از ما نمیتواند بگوید که من گناهی نکردهام و یا گناه کبیره نکردهام؛ درحالیکه ناامیدی، دروغ، غیبت و… گناه کبیره است. یکی از چیزهایی که به ما کمک میکند که اثرات این گناهان از بین برود، اشک است.
امام محمد باقر علیهالسلام فرمودند: قلب شما یک تابلوی سفید است. هر یک گناه شما، یک نقطهی سیاه در این صفحهی سفید است. وقتی توبه میکنید دست ملک نقطه سیاه را پاک میکند اما تاری و کدورت بر این صفحه باقی میماند و این پاک نمیشود مگر با گریه بر حسین بن علی علیهالسلام.
مرحوم کربلایی احمد تهرانی عابد و عارف بزرگی بودند. گفت وقتی به کربلا رفتم، نالیدم و گفتم: ای خدا! کاش میشد در اینجا عرش تو را ببینم، میگویند کربلا عرش تو است. ندا از ملکوت آمد زیر پایت را نگاه کن آن خاک امام حسین که زیر پای تو است، عرش خداوند است، تو الآن روی عرش ایستادهای.
این بزرگوار میگوید: گناه مثَلش به آب جوشی میماند که روی دست بریزد، بعد از مدتی با رسیدگی خوب میشود اما اثر سوختگی میماند. هر گناه یک تکه از روح ما را میسوزاند. توبه درمانش میکند، اشک ندامت درمان میکند اما جایش میماند. دست را جراحی پلاستیک میکنی تا اثر سوختگی از بین برود، جراحی پلاستیک یعنی یک تکه از قسمت سالم پوست را برمیدارند. ایشان میگویند: شب ماه رمضان خداوند گناهت را میآمرزد، اما جایش مانده است. اشک بر امام حسین علیهالسلام که میآید، فرشتهها برمیدارند و این اشک، جراحی پلاستیک روحت میشود و اثر آن از بین میرود.
امام حسین علیهالسلام برای حُر کاری کرد. در روز عاشورا وقتی پیشانی حر شکست، امام با دستمالش سر حر را بست. درحالیکه برای هیچ کدام از دیگر شهدای روز عاشورا زخمشان را نبست.
شاه صفوی وقتی این جریان را شنید، گفت: من دستمال را میخواهم و لازم دارم. قبر حر را شکافتند و دستمال را باز کردند، خون آمد، دستمال دیگری بستند، باز همخون آمد. چندین دستمال بستند اما باز هم خون آمد تا اینکه مجبور شدند دوباره همان دستمال را ببندند.
بزرگوار سه یا شش ساله بود که چشمدرد گرفت. پنج، شش سال درد داشت و در آخر نابینا شد. 14، 15 سالش شد و از نه سالگی دو چشمش نابینا بود. خانهی داییاش روضه بود و هوا گرم بود و شربت میدادند. گفت: دایی جان میشود امروز من شربت بدهم؟ دایی گفت: نه تو نمیبینی و ممکن است بریزی. گفت: یک بینا کنار من بگذارید من حاجت دارم. دایی یک نفر را گذاشت کنارش. از صبح شربت ریخت و هر کس خورد، گفت سلام بر حسین، او میگفت: چشمهای من را هم دعا کنید.
روضهخوانها یکییکی روضه خواندند. سر ظهر آخرین روضهخوان، توسل گرفت به دامن حضرت زینب کبری علیهاالسلام. وقتی به وداع زینب و حسین علیهماالسلام رسید، این جوان به سینه زد و داد زد: یا حضرت زینب؛ و همانجا افتاد و از هوش رفت. وقتی به هوش آمد هر دو چشمش میدید. گفتند چه شد؟ گفت: وقتی صدا کردم، دیدم خانمی دم در است و میگوید: من که همینجا هستم چرا فریاد میزنی؟ گفت: چه میخواهی؟ گفتم: چشمهایم. اشارهای به سمت چشمان کردند و گفتند: برادرم حسین شفای چشمانت را از خدا گرفت.
لقمهی بعدی که در سفرهی امام حسین علیهالسلام قرار دارد، لقمهی توسل است. گاهی توسل به خواندن دعای توسل یا زیارت عاشورا و یا حدیث کسا و یا زیارت آلیس و… است و گاهی حال خود ما توسل است و محبتی که در دلمان از وجود نازنین امام حسین علیهالسلام است، آن محبت، توسل است.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: به هر کس که علاقهمند هستید، این دوست داشتن را به او اطلاع دهید.
شما وقتی در مجلس، نام امام حسین علیهالسلام را صدا میزنید یعنی ایشان را دوست دارید و به ایشان علاقهمند هستید.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: کسی که خداوند عشق اهل بیت من را به او روزی کرده است، بیتردید خیر دنیا و آخرت را به او روزی کرده است. چنین آدمی باید شک نکند که انشاءالله اهل بهشت است زیرا محبت اهل بیت من بیست فایده در دنیا و بیست فایده در آخرت دارد. یکی از این فواید، آرامش و طمأنینه است.
خیرِ دنیا، پول یا شهرت یا دوستی با بزرگان یا تکیهگاه داشتن نیست بلکه خیر دنیا این است که من در جایی قرار بگیرم که تحت نظر ائمه علیهمالسلام باشم.
نقل کرد: چهل و نه سال بود که در خانهی ما روضه برقرار بود. روزی پسربچهای در روضه شرکت کرد اما بسیار شلوغ کرد و هر چه تلاش کردم نتوانستم او را آرام کنم. در حیاط او را صدا زدم و کشیدهای به او زدم و گفتم که حق نداری فردا در روضه شرکت کنی.
پسربچه ساکت شد؛ اما شب در عالم رؤیا دیدم که در منزل روضه برقرار است و امام حسین علیهالسلام نفر اول آمدند و در جلوی در نشستند. هرکس که وارد روضه میشود، آقا خوشآمد میگویند اما به من اصلاً نگاه نمیکنند. جلوی ایشان رفتم و گفتم: آقا جان! امسال سال پنجاهم است که در منزل ما روضه برقرار میشود، من شما را دوست دارم شما به تمام این جمعیت نگاه کردید اما به من نگاه نکردید؛ اما امام اصلاً توجهی به من نمیکردند. آقا صورت خود را از من برگردانده بودند و من مشاهده کردم که گونهی آقا قرمز است. ایشان فرمودند: دیروز تو آن پسربچه را نزدی بلکه مرا زدی! تو به صورت او زدی و دردش را من کشیدم.
حال ما کجا برویم که به اندازهی نگاه مستقیم امام حسین علیهالسلام، قیمت داشته باشد؟ و چه خیری از این بالاتر است که این نگاه به ما باشد و شفیع ما در دنیا و آخرت باشد.
از روز اول محرم که ما به وجود نازنین امام حسین علیهالسلام اشک میریزیم، سینهی ما وسیعتر، روحیهی ما قویتر و غمها و غصهها کمتر میشوند و انسان انبساط قلبی و آرامش روحی میگیرد.
هنگامی که آیهی 28 سورهی رعد نازل شد: «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ به ذکر اللَّهِ أَلا به ذکر اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: این آیه دربارهی کسی نازل شده است که خداوند و رسولش را دوست داشته باشد. اهلبیت مرا صادقانه دوست داشته باشد (به زبان، این علاقه را ابراز کند و در عمل نیز این علاقهمندی را نشان دهد) و مؤمنین و مؤمنات را پیش رو و پشت سر دوست داشته باشد.
دوستی خداوند و پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهالسلام و مؤمنین و مؤمنات، یاد خداوند است و توسل است و باعث آرامش قلب است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: وقتی این آیه نازل شد، رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله رو به جمعیت کردند و فرمودند: میدانید این آیه در مورد چه کسانی نازل شده است؟
گفتند: خداوند و رسولش بهتر میدانند.
بعد رو به امام علی علیهالسلام کردند و فرمودند: علی جان! شما میدانید این آیه در مورد چه کسانی نازل شده است؟
امام فرمودند: خدا و رسولش بهتر میدانند.
ایشان فرمودند: در مورد کسی که مرا به نبوت تصدیق کند و عترت تو را دوست داشته باشد و کارهای دنیا و آخرتش را به دست شما واگذار کند، تسلیم امر شما باشد و امورات خود را به شما واگذار کند.
انس بن مالک سنیمذهب نقل میکند: وقتی این آیه نازل شد، به پیامبر صلیاللهعلیهوآله عرض کردم منظور چه کسانی هستند؟ ایشان فرمودند: ما اهلبیت هستیم که آرامش دل میدهیم و شیعیان ما.
چگونه میشود که محبت اهل بیت علیهمالسلام آرامش خاطر بدهد و پریشانیها را از انسان دور کند؟
وقتی انسان، خداوند را دوست دارد، سعی میکند که عبادت خداوند را بهجا آورد. وقتی انسان پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت مطهر ایشان را دوست داشت، سعی میکند که اطاعتشان کند. وقتی مؤمنین و مؤمنات را دوست داشت، سعی میکند از جلوی رو و پشت سر به آنان صدمه نزند و به این باور میرسد که وقتی مؤمن حضور ندارد خدایش به جایش وجود دارد و انتقام او را میگیرد و اگر آبروی او را نشانه بگیرد، خداوند آبروی او را نشانه میگیرد و انسان از آن موقعی که مؤمنین و مؤمنات نیستند میترسد.
در حدیث قدسی آمده است که خداوند آن لحظه، وکیل مؤمنی است که در جمع حضور ندارد و دیگری در حال لطمه زدن به آبروی او است؛ و آن انسان با من درافتاده است. پیامبر! به آنان بگو که چه کسی با خداوند درافتاده است و پیروز میدان شده است؟!
کسی که خداوند را بندگی کرد و رسول و اهلبیتش را اطاعت کرد و به مؤمنین و مؤمنات آسیبی وارد نکرد، شب که میخواهد بخوابد وجدانش راحت است و روز راحت زندگی میکند. این، همان «تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب» است.
جهت خواب راحت شب آیةالکرسی را بیست و یک مرتبه تا «لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ» بخوانید.
کسانیکه نمیتوانند اربعین به کربلا مشرف شوند، میتوانند به زیارت امام رضا علیهالسلام بروند. ایشان تنها امامی هستند که اگر انسان بین زیارت کربلا و زیارت مشهد مقدس، مخیّر شود باید به زیارت امام رضا علیهالسلام برود. وقتی پروندهی دوازده امام را خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله قرار دادند، ایشان یکییکی نامها را خواندند و وقتی به نام امام رضا علیهالسلام رسیدند، به سجده رفتند و شروع کردند به شکر کردن و بعد بلند شدند و فرمودند این هشتمین امام، قوس و پناه امت من است.
از خانه نیت کنید که با امام رضا علیهالسلام کار دارم. غسل و وضو بگیرید و به حرمش مشرف شوید. آرامآرام بدون اینکه کسی را اذیت کنید به بالای سر بروید، سر پا ایستاده، دست به سینه زده و سه مرتبه بگویید: «السلام علیک یا بن فاطمة الزهرا»؛ و بعد همان بالای سر بایستید و روضهی علی اصغر علیهالسلام را خودتان بخوانید؛ آن لحظهای که تیر سه شعبه آمد و گلوی علی اصغر علیهالسلام را درید، بعد گریه کنید و بعد یک بار بگویید: آقا! تو را به پریشانی امام حسین علیهالسلام قسم میدهم.
میدانی کجا امام حسین علیهالسلام پریشان شدند؟ آنجا که قندانه را خونین به دست گرفتند، پریشان شدند که آیا به خیمه بیایم یا نیایم؟ مادرش را صدا بزنم یا صدا نزنم؟ آیا او را دفن کنم یا نکنم؟ به زینب بدهم یا به کلثوم بدهم یا خودم دفن کنم؟ خدایا چه کنم؟
صلوات ذکر بیانتها است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله مدام و مرتب و بسیار زیاد صلوات بفرستید زیرا در ثواب، صلوات هموزن تسبیح و تهلیل و تکبیر است. وزن تسبیح بسیار زیاد است زیرا وقتی شما تسبیح میگویید تار و پودهای لباسهای شما هم تسبیح میگویند و ذرهای در عالم نمیماند مگر اینکه سبحان الله میگوید و ثواب آن به شما میرسد.
امام علی علیهالسلام وقتی پیکر مطهر پیامبر صلیاللهعلیهوآله را دفن کردند خطبهای خواندند: ای مردم! پیامبر از میان ما رفتند و برای ما شهادتین (گواهی به وحدانیت خداوند و گواهی به رسالت خودش) را در میان ما قرار داده است اما کسانی که میخواهند در زندگی و حیات و برزخ و ممات از باب رحمت خداوند وارد شوند، دست از دامان صلوات بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله برندارند؛ زیرا خداوند و فرشتگان همراه مؤمنین به پیامبر صلوات میفرستند؛ و امر کرده است که شما صلوات بفرستید و اموراتتان را تسلیم بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله کنید.
شما روزی پنج وعده صدای الله اکبر اذان را که میشنوید، بر شما نماز خوان واجب میشود؛ اما هر بار که نام پیامبر صلیاللهعلیهوآله را بشنوید، صلوات بر شما واجب میشود. اگر «عجل فرجهم» را به انتهای صلوات اضافه کنید، علما پانصد اثر برای آن استخراج کردهاند. قریب به صد اثر آن را از آیات قرآن استخراج کردهاند.
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: هر کس بر من یک صلوات بفرستد خداوند درهای عافیت را برای او باز میکند.
برای هر مشکلی، چهل روز، روزی شصت مرتبه بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» و به روح مطهر حضرت حمزه سیدالشهدا عموی پیامبر صلیاللهعلیهوآله هدیه کنید.
از ختومات دیگر، ختم پنج هزار صلوات است.
خدمت یکی از بزرگان رفت و گفت: همسر همسایهی من مریض است درحالیکه جوان است و کودکان کم سن و سال دارد، او را به بیمارستان بردهاند و تومور دارد و قرار است فردا او را عمل کنند. طبیب به همسرش گفته است که عمل ممکن است بیفایده باشد. حال شما دستوری برای شفای او بدهید.
آن بزرگ گفت: امشب همه جمع شوید، با وضو در خانهی بیمار بنشینید و به نیت شفای او قربة الی الله پنج هزار صلوات ختم کنید.
همسایهها چنین کردند و دکترها گفتند که عکس جدید گرفتهایم و اثری از تومور در وجود او دیده نمیشود.
شاید یکی از دلایلی که جواب نمیگیریم این باشد که فاصلهمان با قرآن زیاد شده است، شاید قرآنشناسیمان کم شده است.
وقتی نگاهتان به گنبد امام حسین علیهالسلام میافتد، هفت قدم برمیدارید و در هر قدم میگویید: «لبیک یا داعی الله». این جمله را فقط برای امام حسین علیهالسلام میگویید. شما در دو نقطه این جمله را میگویید:
1- یک نقطه آن زمانی است که چشمهایتان به دیوارهای مکه میافتد درحالیکه مُحرِم هستید و لبیکها را در طول راه گفتهاید اما وقتی چشمتان به دیوارهای مکه میافتد، آرامآرام در دل میگویید: «لبیک یا داعی الله»
2- نقطهی دیگر در کربلا وقتی نگاهتان به گنبد مطهر امام حسین علیهالسلام میافتد این جمله را هفت مرتبه تکرار میکنید؛ زیرا یکی از افتخارات امام حسین علیهالسلام این است که ایشان در طول راه تا روز عاشورا هفت مرتبه مردم را دعوت به قرآن کردهاند.
زیارت ناحیهی مقدسه از زبان امام زمان عجلاللهفرجه است و عنایت به جوانی شده است. ابعاد آن، چنان است که مورد قبول تمام علما است که معتقد هستند فقط امام زمان عجلاللهفرجه میتواند اینگونه جملات را به زبان بیاورد. ایشان در زیارت ناحیهی مقدسه خطاب به جد بزرگوارشان میگویند: «کُنْتَ لِلرَّسُولِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَلَداً وَ لِلْقُرْءانِ سَنَداً مُنْقِذاً وَ لِلاُمَّةِ عَضُداً وَ فِی الطّاعَةِ مُجْتَهِداً حافِظاً لِلْعَهْدِ وَ الْمیثاقِ»
من گواهی میدهم که تو برای پیامبر که درود خدا بر او و آل او باد، فرزند؛ و برای قرآن، پشتوانهی نجاتدهنده؛ و برای امّتِ اسلام، بازوی توانا؛ و در طاعتِ حق کوشا بودی؛ تو حافظِ عهد و پیمانِ الهی بودی.
ایشان با جان دادن و قرائت قرآن در شب عاشورا، با اسیر دادن، هجرت کردن، مجاهده، سکوت کردن، زنده نگهداشتن ابدی قرآن، پشتوانهای برای قرآن بوده است.
حسین جان! اگر شما نبودید از دست امت جدت هیچ کاری برنمیآمد زیرا شما مانند بازو برای امت هستی.
حسین جان! شما در بندگی خداوند بسیار تلاشگر هستی.
حسین جان! گواهی میدهم شما برای اینکه عهد و پیمانت را برای خداوند محکم کنی به کربلا رفتی.
عالم بزرگوار میگوید: اگر به من اجازه بدهند که بر سر درِ حرم امام حسین علیهالسلام چیزی بنویسم، من مینویسم: «السلام علیک یا مُحْیِ القرآن»؛ سلام بر تو این زنده کنندهی قرآن.
توریستی انگلیسی به کربلا رفت، همه جا را مشاهده کرد و بعد خدمت علمای کربلا رفت و گفت: من همه جا تحقیق کردهام، اسلامشناس و تاریخشناس هستم و تمام زوایای وجودی حسین بن علی علیهماالسلام را بررسی کردهام، سؤالی دارم: به چه دلیل دور قبر ایشان نوشتهاید: «السلام علیک یا اباعبدالله»؟ باید به جای آن مینوشتید: «السلام علیک یا مُحْیِ القرآن و مُجُدِّدَ الاِسلام» سلام بر توای زنده کنندهی قرآن و تجدید حیات دهنده به اسلام.
آقای فلسفی صد و بیست منزل را نام بردهاند که سر مطهر امام حسین علیهالسلام در آنها قرآن تلاوت کرده است. از خلقت نوری تا به دنیا آمدن و بریده شدن و بالای نیزه رفتن سر مطهر امام علیهالسلام، ایشان صد و بیست منزل طی کرده است. در صد و بیست منزل از حسین علیهالسلام آیات قرآن شنیده شده است. پنجاه و اندی از آن، فقط از سر بریدهی ایشان بوده است.