بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

نهم صفر 1439- 7 آبان 1396

محورهای سخنرانی

گریه بر حضرت زینب علیهاالسلام سفارش امام زمان عجل‌الله‌فرجه است

عظمت قلبی و روحی حضرت زینب علیهاالسلام

یکی از انواع توسل، نشستن در مجلس امام حسین علیه‌السلام است

بزم عشق در روضه‌ها

 

گریه بر حضرت زینب علیهاالسلام سفارش امام زمان عجل‌الله‌فرجه است

بعید است که اُسرا توانسته باشند در اربعین اول، به کربلا رفته باشند.

این روزها، خاطرات کربلا بر دوش حضرت زینب علیهاالسلام بیش از هر کس دیگر اثر گذاشته است، غم و حزن، رنج و تألم و گرفتاری خاطر او بیشتر است، صدماتی که بر بدن حضرت زینب علیهاالسلام وارد شده زیادتر و بیشتر است.

در میان علمای اسلام، فردی از سادات بودند، سنش از نوجوانی گذشته بود و به سن جوانی رسیده بود. شبی برای زیارت به حرم علی علیه‌السلام رفته بودند. در آنجا کاروانی از ایران رسیده بود. ایرانی‌ها آنجا عزاداری و سینه‌زنی کردند و سپس در گوشه‌ی حرم، به تلاوت قرآن مشغول شدند. این مرد سید عرب، زمانی که آن‌ها را دید، رو به حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام کرد و گفت: یا جداه! زبان من عربی است، قرآن به جد من نازل شده است و من اولاد شما هستیم، واحسراتا! عجم‌ها به این صوت زیبا تلاوت کتاب جد من را می‌کنند، اما من نمی‌توانم قرآن بخوانم! من قرآن بلد نیستم. با تو علی جان! عهد می‌بندم بروم سراغ علوم دینی. از روز بعد نصف روز سقایی می‌کرد و خرج خود را درمی‌آورد. بعدازظهر رفت در یک حوزه علمیه ثبت‌نام کرد، درس خواند تا جایی که در درس خارج فقه میرزای شیرازی شرکت می‌کرد و از دست ایشان به درجه‌ی اجتهاد رسید.

بعد از آن، با خودش خلوت کرد: بی‌سواد بودم باسواد و فقیه شده‌ام، اجتهاد گرفته‌ام، آیا آدم هم شده‌ام؟! خانه‌ی خرابه‌ای را انتخاب کرد و در آن دو سه ماه خودش را زیر و رو کرد، قبل و بعد و رفتارهایش را زیر و رو کرد. یکی از این شب‌ها مکاشفه‌ای دست داد. امام زمان عجل‌الله‌فرجه جلوی ایشان آمدند و خودشان را معرفی کردند. امام پرسیدند: چرا این‌جا نشسته‌ای و چه می‌کنی؟ درحالی‌که آقا پلک‌هایشان ورم کرده بود و ابروهای به هم گره خورده و صورت متورم شده داشتند و دکمه‌ی لباسشان باز بود و سینه‌شان مانند یک خورشید پر تلألؤ و قرمز بود. حالت پریشانی داشتند.

گفت: من محکم به سینه زدم، گفتم: یابن‌رسول‌الله! من عمری است که دوست دارم شما را ملاقات کنم، چرا این مقدار گریه کرده‌اید؟ این چه حالی است که شما دارید؟

حضرت فرمودند: من از آسمان برمی‌گردم، مگر نمی‌دانی سالگرد رحلت عمه جانم زینب است؟ هر سال، در سالگرد عمه جانم زینب، فرشتگان در آسمان اول جمع می‌شوند، روضه‌ی عمه جانم را می‌خوانند. روضه‌ی آن لحظه‌ای که عمه جانم وارد قتلگاه شدند و آن ملعون را روی سینه برادر بزرگوارش دیدند. ملائکه می‌گویند و ضجه و ناله می‌زنند. روضه‌ی آن لحظه‌ای را می‌خوانند که دست‌های او را به طناب اسارت بستند و بازوهایش را به پشت بستند و به حالت اسارت او را بردند. روضه‌ی آن لحظه‌ای که آن‌ها به کوفه وارد شدند و عمه جانم خطبه می‌خواندند، سر حسین را مقابلش گرفتند، تا او را ساکت کنند! و حضرت زینب سر به چوبه محمل کوبیدند… آن‌قدر فرشته‌ها گریه می‌کنند، من می‌روم ساکتشان می‌کنم. من برای عمه‌ام عزاداری کرده‌ام و به سینه‌ام زده‌ام، سلام من را به شیعیانم برسانید، بگویید برای عمه‌ام خیلی گریه کنند زیرا درد دل عمه‌ام خیلی سنگین بوده است، پریشانی عمه‌ام خیلی سنگین بوده است، برای عمه‌ام خیلی اشک بریزند و گریه کنند… .

قبل از اینکه شما به مجلس بیایید، سفره‌ی ابی‌عبدالله علیه‌السلام انداخته شده است و هر روز بزرگی به این جلسات نگاه ویژه‌ای دارند و عنایت به آن مجلس می‌کنند.

سر سفره‌ی امام حسین علیه‌السلام سه لقمه گذاشته شده است:

اول لقمه‌ی اشک: این اشک‌ها به کجا وصل است؟ به دل زینب علیها‌السلام یا به دل سکینه علیها‌السلام یا به گودال قتلگاه وصل است؛ که تا نام حسین علیه‌السلام می‌آید، می‌توانید اشک بریزید و اشک‌هایتان تمام نمی‌شود. هر روز چندین بار می‌توانید در مجلس بنشینید و بر حسین علیه‌السلام گریه کنید.

عظمت قلبی و روحی حضرت زینب علیهاالسلام

حضرت زینب علیها‌السلام دو بُعد وجودی دارند: یکی آن‌که ما می‌شناسیم، با آن مصائب و اسارتی که رفته‌اند؛ و یکی هم بُعد عظمت قلبی و روحی حضرت زینب علیهاالسلام است. تمامی مقاتل بدون استثنا نوشته‌اند که به محض اینکه سر امام حسین علیه‌السلام را جدا کردند، اولین کاری که سپاه عمر سعد کردند حمله به خیمه‌ها بوده است، آن‌هم افرادی که همه از اراذل و اوباش بودند و منتظر بودند که خیام حسین علیه‌السلام را غارت کنند، درحالی‌که امام حسین علیه‌السلام مرد ثروتمندی بودند و خانم‌ها لباس‌ها و زینت‌های فراوان داشتند. مثلاً زهیر بن قین که به سمت حسین علیه‌السلام آمد، بیش از میلیون سکه‌ی طلا در بار شترها همراه داشتند. زمانی که اجازه‌ی حمله به خیمه‌ها داده شد و به خیام حمله کردند غوغایی بر پا کردند. درحالی‌که خیمه‌ها شکل نعل بودند، خیمه‌ها را آتش زدند و بچه‌ها فقط می‌توانستند به یک طرف فرار کنند. در همان ابتدا تعدادی از بچه‌ها زیر سم اسب‌ها ماندند!

خانم زینب کبری سلام‌الله‌علیها باید بچه‌ها را سامان می‌دادند. یک زینب است و بانوان کربلا؛ که یا مادر شهید بودند یا خواهر شهید و یا خاله و یا عمه‌ی شهید بودند. از همه بیشتر حضرت زینب کبری علیهاالسلام داغ اولاد و برادرها و فرزند برادرها و… را دیده بودند.

از طرف دیگر باید بیمار کربلا را پرستاری و مراقبت می‌کردند. از طرف دیگر در روایت آمده است: حضرت فاطمة الزهرا علیهاالسلام هنگامی‌که از گودال قتلگاه آمد، شب شام غریبان گفتند: خدایا! دلم می‌خواهد کنار اسرای کربلا باشم. خدا اجازه داد. فاطمه علیهاالسلام تماشا می‌کرد. بچه‌ها را اسیر کردند، فاطمه علیهاالسلام نگاه می‌کرد. عروس‌های ایشان و نوه‌های ایشان را اسیر کردند، فاطمه علیهاالسلام نگاه می‌کرد. زمانی که می‌خواستند سکینه علیهاالسلام را اسیر کنند نمی‌دانم که سکینه چه گفت و چه کردند با او؛ که فاطمه علیهاالسلام هم صبرش سر آمد و می‌خواست که نفرین کند؛ که خانم زینب علیهاالسلام گفتند: مادر جان! صبر کن، وعده چیز دیگری است، فراموش کردی امت جد و شفاعت آن‌ها را؟!

اما این زینب، با این قلب قوی و بلندای روح، با این تجلی علی علیه‌السلام، روز عاشورا تا شام غریب، دو مرتبه پناه به عمر سعد برد. عمر سعد قاتل حسین علیه‌السلام است! یک دفعه آن زمانی که دید شمر روی سینه‌ی حسین علیه‌السلام نشسته است! دفعه‌ی بعدی، شب شام غریبان، وقتی اراذل به خیمه‌ها ریختند، نمی‌دانم چه کار کردند که ناگهان عمر سعد آمد، وقتی اوضاع را دید دلش شکست، داد زد بیرون بروید. زینب علیها‌السلام جلو آمد و گفت: عمر سعد از تو خواهشی دارم، بگو که معجرها را برگردانند… اینان آل امیرالمؤمنین هستند…

هر جا روضه باشد اولین لقمه، لقمه‌ی گریه است. زمانی که حال گریه داشتی و گریه کردی حضرت زهرا علیهاالسلام سینی پذیرایی را جلوی شما گرفته است؛ که در این سینی هم دنیا و هم آخرت است و هر چه بخواهی… .

یکی از انواع توسل، نشستن در مجلس امام حسین علیه‌السلام است

لقمه‌ی دوم: توسل است. یکی از انواع توسل، نشستن در مجلس امام حسین علیه‌السلام است، حالا این روضه در هر مکانی برقرار شود، این قدم گذاشتن به مجلس حسین علیه‌السلام یعنی توسل.

امام باقر علیه‌السلام فرمودند: خدا رحمت کند آن کسی که با دیگری بنشیند، دو نفری و نه بیشتر، با هم درباره‌ی امر و فرهنگ ما گفتگو کنند، از سنت اهل بیت و سجایای ایشان بگویند، خدا آن‌ها را رحمت کند؛ و آن هنگام که گفت‌وگو و صحبت می‌کنند خدا فرشته‌ای را مأمور می‌کند. اگر دو نفر باشند، خدا فرشته‌ای را مأمور می‌کند که برای آن دو استغفار کند. هیچ دو نفری کنار هم نمی‌نشینند و از اهل بیت علیهم‌السلام نمی‌گویند، مگر اینکه خداوند این دو نفر را به فرشتگان آسمان نشان می‌دهد و به خاطر آن‌ها به فرشتگان مباهات می‌کند.

انسان در دنیا به عزیزترین چیزی که دارد مفاخره می‌کند، خداوند عزیزتر از آن دو نفری که درباره‌ی اهل بیت علیهم‌السلام گفتگو می‌کنند ندارد!

اگر از شما بپرسند، چرا این همه روضه می‌روید؛ درحالی‌که می‌توانید در خانه بنشیند و کتاب بخوانید و مطالعه داشته باشید و در خانه برای خودتان روضه بگذارید و گریه کنید، چرا این همه خودتان را خسته می‌کنید و به جلسات می‌روید، شما باید در مورد تشکیل جماعت و تشکیل مجلس، آیاتی که قرآن دارد را بلد باشید و پاسخ بگوید.

ما انواع اجتماع و جمع داریم:

– اجتماع طبیعی: ما در یک جمع زندگی می‌کنیم و در این جمع رفت و آمد می‌کنیم.

– اجتماع عادی: همه جمع می‌شوند و هر کس دنبال کار خودش می‌رود و این جمع، تشکیل می‌شود.

– اجتماع عاطفی: تولدها، دعوت‌ها، عروسی‌ها، و مهمانی‌ها جمع عاطفی و محبتی است.

– جمع اخوتی: جمع خواهر و برادری، جمع می‌شویم و ختم می‌رویم.

– یک جمع متفاوت‌تر از همه‌ این اجتماعات است؛ و آن، جمع خدایی است. جمعیتی هستند که برای رضای خدا جمع می‌شوند.

در تشکیل اجتماعات، مهم این است که هدف این اجتماع چه باشد و حاصل جمعِ آن جمع، چه خواهد بود؟

زمانی که در منزل خودت روضه گوش دادی و گریه کردی، حاصل گریه‌ی یک نفر را بردی؛ اما زمانی که در جمع نشستی و همه با هم بر حسین علیه‌السلام گریه کردید، حاصل جمع را برده‌اید، به اندازه‌ی همه‌ی افراد حاضر در آن جلسه بهره‌مند می‌شوید. بهره‌ی آن مجلس را خدا فقط می‌داند.

در جمع‌های معنوی، قرآن می‌فرماید: اجتماع معنوی هرگز به بن‌بست نمی‌رسد. اولین وعده‌ای که خدا به آن‌ها  می‌دهد، این است که هیچ‌گاه در زندگی به بن‌بست نمی‌رسند، در همه‌ی امور راه خروج را برایشان باز می‌کند.

در سوره سبأ آیه‌ی 26 خدا می‌فرماید:«قُلْ یجْمَعُ بَینَنا رَبُّنا ثُمَّ یفْتَحُ بَینَنا به الحقّ وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلیمُ»؛ بگو اگر خدا دل‌ها را با هم جمع کند، به حق و برای حق به خاطر حق و به‌وسیله‌ی حق دل‌ها و زبان و چشم اینان را به هم گره بزند و با هم جمع بزند. شما که این جا نشسته‌ای، برای حق آمده‌ای و حق، حسین علیه‌السلام است. برای دفاع از حق آمده‌ای، دفاع از اباعبدالله علیه‌السلام. زبانت می‌گوید حسین، همه با هم می‌گوییم؛ پس زبان همه‌ی ما با هم گره خورده است، خدا ما را با هم جمع کرده است و یکی شده‌ایم.

«هو» یعنی او، یعنی ذات خدا. زمانی که این جلسات تشکیل شد و دل‌ها به هم گره خورد، خدا با صفات خود تجلی نمی‌کند؛ بلکه با ذات خودش به آن جمع تجلی می‌کند؛ درحالی‌که خدا می‌داند درد تو چیست، می‌داند چه می‌خواهی و خدا در امور برایت گشایش می‌کند. «فتاح» درها را برایت باز می‌کند. دربی را که خدا باز کند، دیگر بسته نمی‌شود، آن درب ابداً بسته نمی‌شود.

جمع معنوی با جمع‌های دیگر تفاوت دیگری هم دارد. جمع‌های دیگر زمانی تمام می‌شود؛ اما در جمع معنوی، پایانش یعنی آغاز؛ در ما چیزی شروع می‌شود، قدمی به جلو شروع می‌شود، معرفتی شروع می‌شود، عبادتی شروع می‌شود و  تمام‌شدنی نیست.

در جمع معنوی هیچ کس از دیگری چشم‌داشتی ندارد. هر طور که بخواهند پذیرایی صورت می‌گیرد. این جا اگر جان بخواهند، جان می‌دهیم و اگر مال بخواهند، مال می‌دهیم؛ و چشم‌داشتی نداریم. می‌آییم که از اشک چشممان به امام حسین علیه‌السلام تقدیم کنیم.

در مجلس معنوی بار ما را کسی برنمی‌دارد، بلکه می‌آییم که باری برداریم. در جامعه گناه و فساد است. این کفه‌ی گناهان، کفه‌ی این جامعه را کج می‌کند. اگر در کفه‌ی دیگر، «عاشورا» و «یا حسین» و «التماس به امام زمان عجل‌الله‌فرجه» و «گریه» و «صدا کردن‌ها» نباشد توازن برقرار نمی‌شود. شما آمده‌اید که بار جامعه را به دوش بکشید. برای همین می‌گویند در این جلسات فرج را بخواهید، زیرا آمده‌ایم که بار عالم را به دوش بکشیم.

قسم می‌خورم که زمانی که از درب مجلس امام حسین علیه‌السلام وارد می‌شوید، خدا آن‌قدر به شما می‌دهد که اگر آن را برای مرده و زنده‌تان نفرستید، سرازیر خواهد شد؛ باید این رحمت‌ها و موهبت‌ها را خرج خانواده و جامعه کنید وگرنه زیادی می‌کند و ناخوش می‌شوید.

کسانی که از چهار دیواری خانه بیرون می‌آیند تا رو به خدا کنند، با جهاد یا زیارت و یا شرکت در جمع‌های معنوی، خدا می‌فرماید که آن‌قدر به شما می‌دهم که تنها خودم می‌دانم چه قدر است. خدا صبر نمی‌کند تا تو کارت را تمام بکنی و سپس به تو بدهد؛ نه، تو قدم اول را بگذاری، خدا به تو خواهد داد.

وجود رسول خدا صلوات‌الله‌علیه‌وآله به چه علت است؟ وجودشان برای چیست؟ مقرب‌تر از پیغمبر صلوات‌الله‌علیه‌وآله و ائمه علیهم‌السلام نزد خدا نداریم؛ با وجود این، آن‌ها از نماز و عبادت‌ها و بندگی یک لحظه غافل نبودند، با اینکه مقرب‌ترین بودند! با اینکه که عزیزترین بودند، به اسارت رفتند با وجود این‌که اگر سرشان را بالا می‌کردند، زمین اهلش را می‌بلعید! زیرا آن‌قدر جلال و جبروت داشتند که می‌ترسیدند مردم آن‌ها را بندگی کنند، برای اینکه مردم آن‌ها را به خدایی نگیرند، تن به این همه بلا دادند.

با این شهادت‌ها و رنج‌هایی که کشیدند، به ما اکسیر اعظم دادند. اکسیر یعنی کیمیا. مقداری از این اکسیر را به توسل بزن، بلافاصله جواب می‌گیری. مقداری را به گریه و عبادت بزن که طلا بشود و خدا قبول کند. مقداری را به مس اعمالت بزن تا طلا بشود تا بتوانیم به بالاترین درجات بهشتی دست پیدا کنیم.

بزم عشق در روضه‌ها

امام حسین علیه‌السلام با عاشورا دو بزم راه انداخت:

1- بزم رزم و جنگ و خون و قتل و غارت و ….

2- بزم عشق؛ که در روضه‌های ایشان است. به خودش عاشقت می‌کند تا از طریق خودش به خدا عاشقت کند. به مادرش عاشقت می‌کند تا از طریق مادرش عاشق خدایت کند.

در حدیث است که فردای قیامت، وقتی آدم‌ها وارد می‌شوند، خدا به اسمی تجلی می‌کند و بنده نمی‌شناسد؛ پس به انواع گوناگون اسماءش تجلی می‌کند تا یکی را بشناسد. بنده می‌گوید: خدای من ستار العیوب بود، او خدای من است، به من روزی می‌داد. به هر اسمی تجلی می‌کند تا بنده یکی را بشناسد؛ اما آن‌هایی که در بزم حسین علیه‌السلام، خدا را شناختند با اکسیر حسین، دلشان عاشق خدا شد به محض ورد به محشر به هر اسمی خدا تجلی کند، خدا را می‌شناسند. زیرا در مکتب حسین علیه‌السلام عاشقانه به خدا رسیدند.

خدا می‌فرماید: این مجلس‌ها را تشکیل بدهید، من قلب‌هایتان را به هم گره می‌زنم. «هو الفتاح العلیم»، من الی الابد درب برایت باز می‌کنم و هیچ‌گاه این درب را نمی‌بندم.

یکی از راه‌های توسل، نزدیکی به قرآن است. یکی از دلایلی که اتصال ما به اهل بیت علیهم‌السلام کم شده است، به جهت این است که به قرآن آشنا نیستیم.

به چه حقی عقاید بچه‌ها باید به شک انداخته شود؟! معلمان بینش اسلامی مسئولیت دارید. کار وهابیت در پشت پرده ایجاد تردید و شک است.

امام حسین علیه‌السلام هفت مرتبه در طول مسیر از مدینه به کربلا ما را به قرآن دعوت کردند…