بسم الله الرحمن الرحیم

 یا فاطمة الزهرا(س) أغیثینی

 چهاردهم صفر 1443، سی‌ام شهریور سال 1400

 

 محورهای سخنرانی

ثواب زیارت امام حسین(ع) و آداب زیارت امام حسین(ع) از زبان مبارک امام صادق(ع)

نتایج خواندن زیارت‌نامه‌ها؛ معنا و مفهوم «السلام علیک»

زمان و مکان اعتراف به گناه و نتایج آن

 

هنگامی که دو مومن همدیگر را می‌بینند و با هم مصافحه می‌کنند خداوند بین دو شصت آنها صد در رحمت را باز می‌کند، اگر بخواهیم در این یک سال و نیم بشماریم خداوند می‌داند که چه خیر و برکاتی را از دست داده‌ایم. هنگامی که بلا بلای جمعی شد دعا باید دعای جمعی شود. و توبه باید توبه‌ی جمعی باشد همه باید با هم اظهار ندامت کنند و استغفار کنند و ما متاسفانه این مساله را در جامعه نمی‌بیینم. ما روز به روز در جامعه شاهد اوضاع و احوال مذهبی و معنوی خراب‌تری هستیم، نه در ایران بلکه در کل دنیا. در نقاط دیگر دنیا کتابی مانند قرآن ندارند و اهل بیت(ع) را ندارند و اعتقادی ندارند و منتظر امام زمان(ع) نیستند اما ما به این مسائل معتقد هستیم، چرا روز به روز احوالمان خراب‌تر می‌شود؟! اوضاع اقتصادی مانند بهانه‌ای برای بی‌دینی و بی‌ایمانی و زیر پا گذاشتن قوانین دینی و اجتماعی شده است. دیگر نمی‌توان در جامعه امر به معروف و نهی از منکر کرد زیرا با بهانه‌ی وضع اقتصادی مانع این کار می‌شوند.

حدیث قدسی است که خداوند می‌فرماید: شما گناه تازه کردید من بلای تازه می‌فرستم. یک زمان‌هایی زمان‌های عبرت است. ماه محرم و صفر و ماه رمضان ماه‌های عبرت هستند، و چیزهایی موجب عبرت‌اند. مرگ موجب عبرت است، شنیدن خبر مرگ و دیدن جنازه‌ و تشییع جنازه مایه‌ی عبرت است به طوری که پیامبر(ص) فرمودند: اگر کسی خبر فوت کسی را شنید و جنازه‌ای را دید و کنار قبری رفت و خانواده‌ی عزاداری را دید و در احوالش تغییری ایجاد نشد، این انسان مانند انسانی است که مرده‌ اما در بین زنده‌ها زندگی می‌کند. و اگر مرگ نتوانست کسی را بیدار کند چیز دیگری نمی‌تواند او را بیدار کند. وقتی کسی از دنیا می‌رود معمولا اطرافیان سه جمله می‌گویند؛ بعضی می‌گویند: بیچاره فوت کرد، عده‌ای اگر دوستش داشته باشند می‌گویند: حیف که او از دنیا رفت، حالا اگر فرد فوت شده عالمی باشد عده‌ای می‌گویند: جایش خالی است و کسی نمی‌تواند جای او را بگیرد. به فرمایش امام زمان(ع) به سرعت خودتان را از این ورطه‌های هلاکت نجات دهید.

ذکر مصیبت

ایام، ایام زیارت است و دهه‌ی مخصوص زیارت است. عده‌ای از اقصی نقاط دنیا راه افتاده‌اند تا برای زیارت امام حسین(ع) به سمت کربلا بروند. عده‌ای پیاده و عده‌ای با دلشان می‌روند و عده‌ای با اشک چشم و عده‌ای با روحشان می‌روند. من گمان نمی‌کنم شیعه‌ی دلسوخته‌ی بامعرفتی باشد و ایام اربعین خودش را کربلا نرساند. یکی با پا و یکی با قلبش و یکی با اشکش و یکی با آه و سوزش خودش را به کربلا می‌رساند. یکی با روضه‌های مکرر خودش را به کربلا می‌رساند.

چهل و چند سال است که تحقیق می‌کنم و مطالبی جمع کرده‌ام اما هنوز متوجه نشدم که احوال عصر عاشورایِ(آن لحظات آخر) حضرت زینب(س) عجیب‌تر بود یا احوال مادر بزرگوارشان که از بین در و دیوار خودشان را نجات دادند و به کوچه دویدند تا علی(ع) را نجات دهند. آیا می‌توان تصور کرد که از احوال عصر عاشورای زینب(س) خراب‌تر و سخت‌تر و مشکل‌تر احوالی هست؟ ایشان دستشان را حمایل پیشانی کرده بودند تا گودال قتله‌گاه را ببینند. آنچه در آنجا می‌دیدند برق خنجر و فریاد لجاره‌گانِ دور گودال بود، که مانند گرگان گرسنه زوزه می‌کشیدند، و حسین(ع) که در آن گودال غرق به خون خودشان بود و کسی نبود تا ایشان را کمک کند. زینب(س) به سمت گودال قتله‌گاه سرازیر شدند، صدا می‌زند حسین(ع)، دست‌وپا می‌زدند حسین(ع). (این روضه که زینب(س) به سمت گودال می‌دویدند، روضه‌ی مورد نظر امام زمان(ع) است. اگر روضه‌خوانی با خلوص و صاحب نفس این روضه را بخواند، امام(ع) بر روی خاک می‌نشینند و برای عمه جانشان اشک می‌ریزند. و این روضه دل همه‌ی شیعیان را بریان کرده است). من می‌خواهم بگویم: بی‌بی جان! شما از تل زینبیه به سینه و سر زنان به سمت امام حسین(ع) می‌دویدید، و فریاد “واحسینا” می‌کشیدید؛ من نمی‌دانم حال شما بدتر بود یا حال مادرتان هنگامی که از زیر آن در کنده شده خودشان را نشان دادند و از فضه پرسیدند: فضه! مولایت علی(ع) کجاست؟ و فضه پاسخ داد: علی(ع) را بردند. فاطمه(س) بلند شدند و به سمت کوچه دویدند، در حالی که فریاد “یاابالحسن(ع)” می‌کشیدند. در آن زمان نیز لجاره‌گان دور علی(ع) را گرفته بودند. زینب(س) جان! شما به سینه‌اتان می‌زدید، اما از سینه‌اتان خون نمی‌چکید و سینه‌اتان سالم بود؛ شما به سرتان می‌زدید، اما بازوانتان نشکسته بود و سالم بود؛ شما اشک می‌ریختید اما چشمانتان آسیب ندیده بود زیرا تا زمانی که برادرتان زنده بود کسی جرأت نمی‌کرد شما را بزند و به سمت شما دست بلند کند. اما دلها برای فاطمه(س) بسوزد که در مقابل چشمان همسرش ایشان را کتک زدند. ایشان می‌دویدند و از سینه‌اشان خون می‌چکید. ایشان طناب دور علی(ع) را می‌کشیدند درحالی که بازوانشان شکسته بود و از چشمانشان اشک می‌آمد.

سلیمان بن قیس نقل می‌کند؛ که از جناب سلمان(ره) پرسیدم: شما در آن روز در خانه‌ی فاطمه(س) بودید، آیا به درستی با لگد در را شکستند و وارد خانه شدند؟ ایشان فرمودند: آری، ولله، قسم به جلالت خداوند، آن قدر لگد زدند که در شکست و فاطمه(س) هنگامی که دیدند نامحرم وارد خانه‌شان می‌شود در پشت در پناه گرفتند، و آنها هنگامی که متوجه شدند فاطمه(س) در پشت در پناه گرفته است چند نفره به در فشار آوردند به طوری که فاطمه(س) فریاد زدند نه فریاد معمولی، فاطمه(س) بین در و دیوار فریاد مرگ می‌کشیدند گویا ایشان در حال جان دادن بودند. زینب(س) جان! شما دیدید که برادرتان در خون خودشان دست‌وپا می‌زند، اما مادرتان در پشت در بین خون سقط شده‌ی طفل شش ماهه‌اشان دست‌وپا می‌زدند. آیا اوضاع شما وخیم‌تر بود یا مادرتان؟ از درک ما عاجز است که کدام سخت‌تر بوده است.

ثواب زیارت امام حسین(ع) و آداب زیارت امام حسین(ع) از زبان مبارک امام صادق(ع)

ایام، ایام زیارت امام حسین(ع) است. اگر با روحتان و قلبتان به سمت کربلا حرکت کنید زودتر از آن کسانی که با پای پیاده حرکت می‌کنند به کربلا می‌رسید. هیچ زیارتی به اندازه‌ی زیارت امام حسین(ع) آداب ندارد.

راوی نقل می‌کند؛ خدمت امام جعفر صادق(ع) بودیم، (همیشه چند نفر که دور هم جمع می‌شدیم یکی از مباحث امام حسین(ع) بود. یا روضه‌خوانی برای ایشان بود و یا به زیارت ایشان رفتن و یا خرج کردن برای ایشان مطرح بود)، من در باب زیارت امام حسین(ع) سوال کردم، و اینکه زائری به کربلا برود و در کنار مزار امام حسین(ع) نماز بخواند، (از کارهای بسیار سفارش شده است، مرحوم خانم مالک(ره) می‌فرمودند: حرم امام حسین(ع) رفتید، هر روز نماز چهارده معصوم را بخوانید، و آن را در بین شبانه روز تقسیم کنید) ثواب آن چه میزان است؟ حضرت فرمودند: اگر کسی در کنار مزار مطهر ابی عبدلله(ع) دو رکعت نماز بخواند هر چیزی که از خداوند بخواهد، خداوند به او عطا می‌کند و خداوند حاجت او را روا می‌کند. عرض کردم: چه اجر و ثوابی است برای کسی که در آب فرات غسل کند سپس به زیارت برود؟ ایشان فرمودند: هنگامی که با اراده‌ی زیارت و نیت زیارتِ آن حضرت در فرات غسل کند تمام گناهانش ریخته می‌شود و پاک می‌گردد، مانند طفلی که از مادر متولد شده است. (مرحوم خانم مالک می‌فرمودند: من ظرفی برمی‌داشتم و کنار فرات می‌رفتم و آن را آب می‌کردم و به خانه‌ای که بودم می‌آوردم و در آن خانه با آب فرات غسل می‌کردم سپس به حرم امام حسین(ع) برای زیارت می‌رفتم.) عرض کردم: چه اجر و ثوابی است برای کسی که خودش به هر جهتی نمی‌تواند به زیارت امام حسین(ع) برود، ولیکن فرد دیگری را مجهز می‌کند و هزینه‌ی سفر دیگری را می‌دهد و او را نیابتاً به سفر می‌فرستد؟ حضرت فرمودند: در مقابل هر درهمی که خرج کند خداوند متعال به قدر کوه احد از حسنات به او خواهد داد و چند برابر هزینه‌ای که متحمل شده است برای او باقی می‌گذارد و نیز بلاهایی که بر او نازل شده است و قرار است امتحانات سختی بشود و برای او نوشته شده است، خداوند آنها را برمی‌گرداند و همچنین مال و دارایی او را حفظ می‌کند. مخصوصا اگر فردی را به زیارت بفرستید و در طول سفر به او بگویید که بگوید: “اللهم عجل لولیک الفرج” و او را به نیت دعا برای امام زمان(ع) و فرج ایشان بفرستید.

در روایت دیگری داریم که راوی نقل می‌کند؛ امام جعفر صادق(ع) به من فرمودند: آیا به زیارت قبر اباعبدلله الحسین(ع) می‌روید؟ من عرض کردم: بله. فرمودند: آیا با خود سفره‌ها برداشته و می‌برید؟(غذا و آذوقه) عرض کردم: بله. فرمودند: قطعی است که اگر به زیارت قبور پدران و مادران خودتان بروید چنین کاری نمی‌کنید. (بر سر مزار پدر و مادرتان غذا نمی‌خورید) عرض کردم: آقاجان! پس چه چیزی بخوریم؟ حضرت فرمودند: فقط نان و شیر. (بزرگانی مانند ملا آقاجان زنجانی(ره) شهر به شهر و ده به ده کار می‌کردند و مزدشان را مقداری نان تهیه می‌کردند تا شهر بعدی.) عرض کردم: یابن رسول الله(ص)! فدایتان شوم گروهی به زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) می‌روند و سفره‌هایشان را به انواع اطعمه و غذاهای مطبوع و خوشبو و معطر پر می‌کنند. حضرت فرمودند: قطعی و حتمی است که اگر آنها به زیارت قبور پدرانشان بروند چنین نمی‌کنند.

مردم وظیفه دارند برای امام حسین(ع) هزینه کنند، اما کاش همان خانه‌ها و روستاییان غذا بپزند و نه ایستگاه به ایستگاه انواع کباب‌ها و غذاهای داغ باشد. گوشت خوردن در کربلا مکروه است، زائری که به کربلا می‌رود گوشت خوردن برایش مکروه است و باید حداقل استفاده را بکند. حال عده‌ای وظیفه دارند که تمام پذیرایی‌ها را بکنند آیا ما هم وظیفه داریم از همه‌ی آنها استفاده کنیم؟ وظیفه‌ی ما را امام جعفر صادق(ع) معلوم کرده است که غذای ساده بخوریم. (این حدیث امام(ع) نوعی هشدار است به این معنا که بعضی از ما زیارت مزار امام حسین(ع) را کمتر از زیارت قبور والدینمان حساب می‌کنیم و برای آن احترام کمتر قائل هستیم) هنگامی که شکممان پر شود حواسمان پرت می‌شود، و نفس بر ما غلبه می‌کند و آن نتیجه‌ای که از زیارت باید حاصل شود، نمی‌شود.

نتایج خواندن زیارت‌نامه‌ها؛ معنا و مفهوم «السلام علیک»

اکثر زیارت‌نامه‌های امام حسین(ع) و بلکه ائمه‌ی اطهار(ع) حول چند محور می‌گردد. یعنی ما باید چند نتیجه را از آن بگیریم. اگر کربلا می‌رویم و زیارت اربعین می‌خوانیم و یا زیارت عاشورا می‌خوانیم باید چند نتیجه را از آن بگیریم. 

  1. باید احساس نزدیکی و تقرب و نوعی ابراز ارادت به آن کسی که زیارت نامه‌اش را می‌خوانم، پیدا کنیم. این ابراز ارادت و عشق و علاقه با “السلام علیک” شروع می‌شود. به طور مثال می‌خواهیم به حضرت زینب(س) ابراز علاقه کنیم، می‌گوییم: “السلام علی قلب زینبِ(س) صبور” و بهتر از به عدد ابجد حضرت زینب(س) این سلام را بدهیم. اتصال عظیم‌تر به ایشان (با گفتن این ذکر) وجود ندارد.

انسان هنگامی که به محضر خداوند می‌رود و می‌خواهد عبادت خداوند را به جای آورد، با گفتن حمد، ثنا و ذکر و سجده کردن، نماز خواندن، قرآن خواندن، مناجات و دعا خواندن و با خاکساری تمام صورت را به زمین مالیدن، این کار را انجام می‌دهد و با این کارها به پیشگاه خداوند تبارک وتعالی ابراز علاقه می‌کند. با جملاتی مانند “الهی ربی من لی غیرک”، “پروردگار من! من غیر از تو کسی را ندارم” به پیشگاه خداوند ابراز علاقه می‌کنیم. ” یا مَنْ لَهُ الدُّنیا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَیْسَ لَهُ الدُّنیا وَ الآخرَةُ”، “ای صاحب دنیا و آخرت، رحم کن به من که نه دنیا را دارم و نه آخرت را” با کمی سوز دل اگر این دعا را بگوییم خداوند تا عرش ما را بالا می‌کشد.

اما وقتی می‌خواهیم در مقابل معصومین قرار بگیریم و نسبت به امامان ابراز ارادت کنیم، با سلام شروع می‌کنیم و سپس به ایشان ابراز علاقه می‌کنیم و سپس فضائل ایشان را بیان می‌کنیم. (در غالب همان زیارت‌نامه‌ها) گفتن این فضائل لذت مضاعف است. تکرار این صفات نیکو در جان و دل زائر می‌نشیند و جای می‌گیرد، چنان‌که شکر شربت را شیرین می‌کند، تکرار این صفات تلخی‌های وجود ما را شیرین می‌کند. چند بار در زیارت عاشورا به امام حسین(ع) سلام می‌دهید، به همان تعداد به تلخی وجودتان شکر می‌زنید و آن را به شیرینی تبدیل می‌کنید. این موضوع اصل زیارت است و یکی از بهره‌های مهم زیارت است. حال اگر زیارت‌نامه را در خانه می‌خوانید یا در پیاده‌روی اربعین فرقی ندارد، باید با گفتن فضائل امام حسین(ع) تلخی‌های وجود را شیرین کرد. این مسئله یکی از بهره‌های مهم زیارت است.

  1. سلام دادن در حکم تشرف به محضر امام معصوم(ع) است. زیرا ما سلام‌های ائمه(ع) را با “السلام علیک” سلام بر تو که نزدیک من هستی و مقابل هم هستیم و من مشرف به حضور شما شده‌ام، شروع می‌کنیم. ما نمی‌گوییم”السلام علیکم” سلام بر شما بلکه به جای “علیکم” از “علیک” استفاده می‌کنیم، سلام بر تو آقایی که من مقابلت نشسته‌ام. این سخن مستقیم، دوری راه بر آن تاثیری ندارد. هنگامی که می‌گوییم:”السلام علیک” یعنی به خودمان می‌قبولانیم که بُعد مسافت و دوریِ‌ راه و حیات و ممات هیچ تاثیری در تشرف ما به حضور تو امام(ع) را ندارد. چه امام زنده باشد چه از دنیا رفته باشد، چه دور باشد و چه نزدیک باشد من هر جا که هستم هنگامی که می‌گویم: “السلام علیک” مشرف به حضور شما شده‌ام. این تشرف، تشرف باطنی و قلبی است. این اعتقاد فقط برای شیعیان است و شیعه معتقد است که هر لحظه که بخواهد می‌تواند به محضر ائمه(ع) سفر روحانی و باطنی داشته باشد. ما هرگاه که بخواهیم می‌توانیم با شما سخن بگوییم و گفت‌وگو کنیم و در این گفت‌وگو اعتقادات خودمان را بیان می‌کنیم. به یقین می‌گویم که امام مانند معلم حاذق اعتقادات غلط ما را تصحیح می‌کند و این سلام مکرر به محضر امام(ع) تاثیر ویژه‌ای دارد.

در زمان طاغوت و در زمان آیت الله میلانی(ره)، پسر جوانی خدمت آقا رسیدند و عرض کردند: آقاجان! من عازم سفر خارج از کشور هستم و برای ادامه‌ی تحصیل می‌روم. و تا کنون روزه و نماز قضایی نداشته‌ام و اهل قرآن هستم اما می‌ترسم زیرا به دیار کفر می‌روم و با آنها هم‌نفس و هم‌نشین می‌شوم، می‌ترسم نتوانم خودم را حفظ کنم. به من دستورالعملی بدهید که من بتوانم طی سال‌های تحصیلم خودم را حفظ کنم و مومن برگردم. آقا فکری کردند سپس سرشان را بالا آوردند و فرمودند: به تو دستوری می‌دهم که اگر آن را انجام دهی از تمام وسوسه‌های شیطان به دور خواهی ماند، هر شب قبل از خواب سلامی به پیشگاه امام زمانت(ع) عرضه کن. ” السلام علیک یا صاحب الزمان(ع)” جوان نقل می‌کند؛ که آن دستور را گرفتم و رفتم و همین سلام شبانه مایه‌ی نجاتم شد و کم‌کم حس کردم وقتی به ایشان سلام می‌دهم ایشان در مقابلم ایستاده‌اند و پاسخشان را می‌شنوم و آن قدر پیش رفتم که هنگامی که سلام را می‌دادم مانند ابر بهاری گریه می‌کردم. و کم‌کم رسیدم به جایی که هر شب به عشق امام زمان(ع) و فراق ایشان با گریه به بستر می‌رفتم. به مرحله‌ای رسیدم که همیشه و همه‌جا خودم را در برابر حضرت احساس می‌کردم. نور ایشان را در دلم احساس می‌کردم. و از تمام بلاهایی که در آن دیار کفر ممکن بود دچارش شوم نجات پیدا می‌کردم.

این حس تشرف کلید زیارت‌هاست و باید این گونه به زیارت رفت و زیارت‌نامه خواند. البته این کار بسیار دشوار است و نباید در مراحل اول به خودمان سخت بگیریم و باید آرام آرام این کار را کرد تا سلام ما ژرف پیدا کند.

مرد کشاورزی بود که در مشهد گندم درو می‌کرد، از او پرسیدند: نمی‌خواهی به زیارت امام رضا(ع) بروی؟ او پاسخ داد: شما رفتید و جواب سلامتان را گرفتید؟ آنها پاسخ دادند: ما فقط سلام دادیم. آن پیرمرد در بیابان شروع کرد به سلام دادن به امام رضا(ع) “السلام علیک یا علی‌بن موسی الرضا(ع)” پاسخ سلام آن پیرمرد در بیابان پیچید: “و علیکم السلام فلانی ابن فلانی” این نمونه‌ها زیاد است که نمونه‌ی تشرف است. با تمرین و ریاضت و ممارست به این مرحله می‌رسیم.

  1. یکی دیگر از آثار زیارت که در تمام زیارت‌های ائمه(ع) کم‌وبیش دیده می‌شود و وارد است اعتراف به گناه است. ” جِئْتُ مُقِرّاً بِالذُّنُوبِ” خدمت شما آمده‌ام تا به گناهانم اعتراف کنم.

در برخی کتب نوشته‌اند: دستتان را روی قبر ائمه(ع) بگذارید، (در آینده در باب خیال در حرم‌های اهل بیت(ع) سخن خواهیم گفت، نه توهم بلکه خیال. و تصور کردن و خود را به جایی رساندن که صورتمان یا دستمان را روی مزار ائمه(ع) تصور کنیم. این خیال معنوی را باید پرورش داد. این حالت با توهم فرق دارد. مومن سالک باید خیال معنوی داشته باشد.) و بگویید: یابن رسول الله(ص)! من با تمام بار گناهی که به دوش می‌کشم آمده‌ام تا به محضر شما به گناهانم اقرار کنم.

این عمل به این جهت است که زائر در مقابل مزور و معصوم و حجت خداوند و امام باید خودش را خلع سلاح کند و بگویید: من چیزی ندارم جز بار گناه و خودم می‌دانم که روسیاه هستم و چه اشتباهاتی دارم.

زمان و مکان اعتراف به گناه و نتایج آن

در آموزه‌های دینی ما به ما یاد دادند که ما دو جا فقط می‌توانیم به گناه اقرار کنیم. در همه جا نباید اقرار به گناه کرد. اگر جوانی گناه می‌کند باید بین خودش و خدا آن را حل کند و حتی اگر پیش مشاور هم می‌روید نباید گناه خودتان را بگویید و باید بگویید کسی این کار را انجام داده است. اما در دو جا می‌توانیم اقرار به گناه کنیم؛ یکی در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی، و در خلوت خودمان و خداوند حال یا در نماز شب یا در خلوت؛ با اینکه خداوند می‌داند اما بیان می‌کنیم تا بگوییم ما هم می‌دانیم که اشتباه کردیم. و دیگری در پیشگاه حجت خداوند یعنی امام(ع). محضر حجت خداوند مانند محضر خداوند است.

یکی از بزرگان نقل می‌کرد؛ که به عمره مشرف بودم. و در مدینه‌ی منوره بودم و در بین کتب به دنبال ذکری می‌گشتم تا مدام بگویم و لذت ببرم. ناگهان متوجه شدم که من در حرم پیامبر(ص) عجب حال و هوای خوشی دارم. گویا در بهشت هستم. سبک و راحت بودم ناگهان متوجه شدم که من ناخودآگاه جمله‌ای را تکرار می‌کنم گویا کسی این جمله را به من تعلیم داده است و من متوجه نبودم. آن جمله این بود که “تا نزد حجت خداوند هستی نزد خداوند هستی”. محضر پیامبر(ص) محضر خداوند است، محضر امام زمان(ع) محضر خداوند است. حال اقرار به گناهان در پیشگاه خداوند و اهل بیت(ع) برای تصحیح حرکت تکاملی انسان بسیار موثر است. اگر می‌خواهیم سیر تکاملی داشته باشیم باید عیب‌هایمان را پیدا کنیم و باید به آنها اقرار کنیم. باید نزد کسی اقرار کنیم که دوا و درمان دست اوست و می‌تواند ما را درمان کند. از سوی دیگر بدترین رذیله‌ی انسان که خودبینی و عُجب است و این کار آن رذایل را از انسان دور می‌کند. خودبزرگ بینی که از بدترین رذائل است با اقرار به گناه نزد خداوند و حجت خداوند از بین می‌رود. و انسانی که نزد خداوند و حجت خداوند اقرار به گناه می‌کند وضعیت خراب خودش را درک می‌کند و در صدد اصلاح خودش برمی‌آید. به طور مثال می‌گوییم: خدایا! تو و من می‌دانیم که من حسود هستم، پس این حسادت بیماری من است و خرابی در وجود من است. اعتراف به این رذایل در پیشگاه خداوند و حجت خداوند ما را متوجه این می‌کند که ما این مشکل را داریم و باید خودمان را اصلاح کنیم. یکی از تاثیرات اقرار به گناه در نزد خداوند و حجتش این است که ما مدام متوجه می‌شویم که وضعیت خیلی خوبی نداریم.

علی(ع) فرمودند: همانا مومن روز را شب نمی‌کند و شب را به صبح نمی‌رساند مگر اینکه به خودش بدگمان است و همواره خودش را سرزنش می‌کند و همواره تلاش می‌کند که بهتر شود. هیچگاه در بدی‌ها به خودش حق نمی‌دهد. مدام در پی این است که خودش را اصلاح کند نه دیگران را. ما دستورات بسیاری داریم که به ما سفارش شده قبل از هر نماز استغفار کنید.

سِر هفتاد مرتبه استغفار در نافله‌ی شب و سیصد مرتبه العفو در نماز وتر شب چیست؟ برای این است که با تکرار این جملات رأفت و مهربانی ارحم الراحمین را به جوش بیاوریم و لطف و محبت اهل بیت(ع) را کاسب شویم. و با تکرار اینها فاصله‌ی بین نور مطلق که اهل بیت(ع) هستند و ظلمات که خودمان هستیم را کمتر کنیم. سِر آن این است که نفس سرکش آدمی رام شود و آدمی جایگاه واقعی خودش را بفهمد و از خودشیفتگی به کمال‌شیفتگی برسد.

این مسائل اگر رعایت شود زائر در معیت امام زمان(ع) به زیارت می‌رود. زائر در طول راه خودش را وقف دوستان امام زمان(ع) می‌کند و بیزاری از دشمنان امام زمان(ع) می‌جوید.

رسول اکرم(ع) فرمودند: خداوند در “سدرة المنتهی” که جز من پای کسی به آنجا نرسیده بود، فرمود: کسی که در زمان غیبت مهدی(عج) او را بشناسد و به دوستانش محبت کند و از دشمنانش بیزاری بجوید، روز قیامت او را رفیق تو پیغمبر(ص) می‌کنم.

زیارت اربعینِ ما معرفی و جلب رضایت امام زمان(ع) است و بیزاری از دشمنان امام زمان(ع) است.

ذکر مصیبت

خداوند نگاه‌های مختلفی دارد، گاهی عده‌ای را به گونه‌ای می‌نگرد که کسی را این گونه ندیده است، عده‌ای را تماشا می‌کند و در آخر به آنها مقامی می‌دهد. به طور مثال در جنگ احد خداوند به تماشای علی(ع) نشست و علی(ع) نود زخم کاری برداشتند که هیچ کس امیدی به زنده ماندن ایشان نداشت. سپس به ملائکه نداد داد؛ شما نیز به تماشا علی(ع) بیایید. علی(ع) متوسط القامت بودند و در بدنشان نود زخم خوردند و تیرها در بین استخوان گیر کرده بود و نمی‌شد آن را بیرون کشید. همه پیامبر(ص) را تنها گذاشته بودند و فرار کرده بودند. خداوند و ملائکه که خوب علی(ع) را تماشا کردند آنگاه خداوند به ایشان لقب دادند؛ ” لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار” جوانمردی جز علی(ع) وجود ندارد و شمشیری جز ذوالفقارِ علی(ع) وجود ندارد.

حال می‌گوییم: خدایا! آیا هنگامی که زینب(س) روی تل زینبیه تنها مانده بود از این نگاه‌ها به ایشان انداختید؟ و به ملائکه‌اتان فرمودید که به تماشای زینب(س) بیایند؟ آیا آن هنگام که پای برهنه از تل زینبیه به سمت قتلگاه می‌دویدند و از آنجا به سمت خیمه‌گاه می‌دویدند و سپس به قتلگاه می‌آمدند، به ایشان نگاه کردید و خوب ایشان را تماشا کردید؟ خدایا! چه جمله‌ای در وصف ایشان در آن مصیبت عظیم گفتید؟

در یکی از خانه‌های مشهد روضه برقرار بود. در شب اول ماه محرم روضه‌خوان نیامد و جوانی زیبا با عمامه‌ی مشکی در حالی که شال عزا بر دوش انداخته بود، وارد مجلس شد و فرمود: حال که روضه‌خوانتان نیامده است من برایتان روضه بخوانم؟ اهل خانه گفتند: بله. آن جوان سید شروع کرد به روضه خواندن؛ از حرم تا قتلگه زینب(س) صدا می‌زد حسین(ع)، ناله‌ها می‌زد حسین(ع)، زینب(س) صدا می‌زد حسین(ع)، با خواندن این جملات مردم فریاد می‌کشیدند و ناله‌ها می‌کردند و اشک‌ها می‌ریختند. به مدت پنج شب این جوان آمد و در هر پنج شب همین روضه را خواند. بعد از این پنج شب هر چه در پی ایشان گشتند ایشان را پیدا نکردند. بعدها معلوم شد که او مهدی فاطمه(س) بود که آمده بود تا برای عمه جانشان روضه بخواند. ایشان فرمودند: این روضه برای عمه‌ام جگر مرا بریان می‌کند.

امام سجاد(ع) شبی هزار رکعت نماز می‌خواندند، اما شب شام غریبان از سوز نماز شب عمه‌جانشان زینب(س)، بلند بلند گریه می‌کردند. از ایشان پرسیدند: عمه جان! چرا نشسته نماز می‌خوانید؟ حضرت پاسخ داد: پسر برادرم! چند بار ایستادم اما زانوانم خم شد و به زمین افتادم.

در روایت می‌خوانیم که فاطمه(س) کنار پل صراط می‌ایستند و فاطمه بنت اسد(س) قنداقه‌ی علی اصغر(ع) را می‌آورند، در هیچ کتابی ننوشته‌اند که در محشر زینب(س) کجا ایستاده است… استنباط من این است که خداوند زینب(س) را نزد خودش می‌برد و ایشان را به کسی نشان نخواهد داد زیرا که ایشان عزیز خداوند است.

یا حسین(ع) یاحسین(ع) یاحسین(ع)