هیچ پیامبری مانند پیامبر اسلام(ص) رنج ندید
توسل و صدقه در روزهای آخر ماه صفر
چرا در صلوات بر پیامبر(ص)، بر آلِ ایشان هم تأکید میشود؟
ما در مقابل خدا و رسول سه مسئولیت داریم
الحمدلله ربالعالمین الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه میداریم که امروز هم زنده هستیم و یکبار دیگر توفیق نشستن کنار سفرهی توسل اهلبیت عصمت و طهارت(ع) به ما روزی و قسمت شده است. هزار بار شکر و تسبیح گفتن بسیار کم است. هر شکری بکنیم شکر دیگری به دنبالش دارد. امام سجاد(ع) فرمودند: شما هرگز شکر شکر را نمیتوانید بهجا بیاورید. اگر شکر هر چیزی را بتوانید بهجا بیاورید شکر شکر را نمیتوانید. هر بار که بگویید الهی شکر، یک شکر دیگری بر او واجب میشود به جهت اینکه توفیق شکر کردن به شما دادند.
خداوند وعده کرده است که اگر کفران و ناشکری کنید من هم میافزایم بر بلاها و مشکلات شما و اگر در هر حالی شکر کردید من هم به نعمتهای شما میافزایم. شکر سلامتی کن بهسلامتی ات میافزایم، شکر نعمت کن بر نعمتت میافزایم، شکر خانواده کن بر خانوادهات میافزایم، شکر برای دین و ایمانت کن بر دین و ایمانت میافزایم، شکر برای آبرویت کن بر آبرویت اضافه میکنم. هر کس شکری کند آن نعمت را برای او اضافه میکنم. هر کس کفران کند خداوند تبارکوتعالی وعده فرموده آن نعمت حاضری را که دارد و آن را نمیبیند، آن نعمت حاضر را هم از او بگیرد.
الهی شکر از اول ماه محرم همراه شدیم و از سفرهی پربرکت اولاد فاطمهی زهرا(س) بهره بردیم و رسیدیم به سه، چهار روز آخر ماه صفر؛ که این روزها، روزهای شروع غربت اهلبیت عصمت و طهارت(ع) است. شروع مصیبتهای اهلبیت(ع) و آغاز گریههای صدیقهی طاهره فاطمهی زهرا(س) است و مقدمهی مصائب کربلا است. مصیبتهای آخر ماه صفر بالأخص دربارهی پیامبر اکرم(ص) آغاز مصیبتهای بعدی است، آغاز گرفتاریهای امیرالمؤمنین علی(ع)، آغاز شهادت امام حسن مجتبی(ع)، آغاز شهادت امام حسین(ع)، مقدمهی بریدن گلوی ششماهه با تیر سه شعبه است. همه و همه مقدمه و شروعش در اینیکی، دو روز اخیر اتفاق میافتد. پس ایام، ایام بسیار عجیب و بسیار حزنانگیزی است.
هیچ پیامبری مانند پیامبر اسلام(ص) رنج ندید
بنا بر روایت سه مصیبت به معصوم واردشده و سه شهادت. ما روایت داریم که هیچ معصومی با مرض و در رختخواب نمیمیرد؛ یا با شمشیر و یا با سم از دنیا رفتند. در میان چهارده معصومی که داریم امیرالمؤمنین علی(ع) با شمشیر آنهم شمشیر زهرآلود، امام حسین(ع) با شمشیر آنهم شمشیر زهرآلود، رسول اکرم(ص) با سم به مرور زمان وقتی از حجة الوداع برگشتند بیمار و بیمارتر شدند. این روزها پیامبر تکیده، پوستی بر استخوان کشیده شده بودند و تب و لرز بسیار شدید داشتند بهطوری که از حال میرفتند و به هوش میآمدند. دور بستر حضرت همسرانش بودند امیرالمؤمنین(ع) و صدیقهی طاهره(س) و حسنین(ع) بودند، سلمان و اباذر بودند و… دور بستر پیامبر(ص) اگر چه منافقین بودند اما یاران صدیق پیامبر(ص) هم بودند. امام حسن مجتبی(ع) به سم عجیبوغریبی مبتلا شدند که کبد و جگر مقدس امام را تکهتکه کرد. امعاء و احشاء درونی امام را پارهپاره کرد و از حلقوم مقدس امام خارج کرد. امام رضا(ع) با سم مهلکی به شهادت رسیدند سمی که مهلت به امام(ع) نداد و بدن و پوست امام را آزرده کرد و امام را ملتهب و امام را بیقرار کرد و ایشان را به سرعت به شهادت رساند.
حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: عظیمترین خلق از حیث بلا پیامبران هستند و هیچکس مانند انبیا رنج نکشیده است. بعد از انبیا، اولیا و اوصیا هستند، بعد از انبیا بلاکشترین مردم روزگار که سختترین امتحانات و آزمایشات را خداوند از آنها گرفته، اولیا و اوصیای انبیا(ع) هستند.
در ائمه(ع) بعد از پیامبر(ص) کسی مانند امیرالمؤمنین(ع) بلا کشیدند؟ کسی مانند اولیای دین و اوصیای پیامبر اکرم(ص) بلا و رنجکشیده است؟ بعد از اینان مؤمنانی که به ایشان اقتدا کردند و مسیر و راه اینان را رفتند و منش و سنت این عزیزان را انتخاب کردند. پیامبر(ص) میفرمایند هر چه ایمانشان قویتر و محکمتر باشد، بلایشان بیشتر است زیرا که شباهتشان به اوصیا و انبیا بیشتر است.
یک مرور بکنید زندگی عرفای بنام شیعه را که شباهتشان به زندگی امیرالمؤمنین علی(ع) بیشتر بود. ببینید چه تهمتها و سختیها و چه بلاهایی به تن و چه آزمایشها به اولاد و زندگیشان رسیده که شاید شنیدنش برای ما قابلتحمل نباشد. دربارهی زندگی آیتالله مجتهدی میخواندم که میفرمود: امام زمان(عج) برای جدشان خون گریه کنند آنوقت عاشق امام زمان(عج) خون گریه نکند؟! مینویسند اواخر عمرش روزی آنقدر گریه کرد که دیگر اشک نبود و از چشمهایش خون جاری شد. چه جور شیعهی امام حسین(ع) باشم که به عطش نمیرم؟ چند روز آخر در بیمارستان آب را برایش ممنوع کردند و در نهایت روز آخر گلویش را پاره کردند که میله بگذارند و با گلوی پاره و لب عطشان از دنیا رفت.
خدا رحمت کند خانم مالک(ره) را که میفرمود: من چه شیعهی حضرت صدیقهی طاهره(ع) باشم؟ خانم صورتشان کبود شد، بازویشان شکسته شد، بین درودیوار ماندند و جنینشان سقط شد و درب خانهشان را سوزاندند آنوقت من یک سیلی و یک تهمت در راه دینم نخورم و یکشب بیخوابی نکشم؟! آنوقت من چه شباهتی میتوانم داشته باشم به فاطمهی زهرا(س)؟ کسی که همنشینی با اهلبیت(ع) را میخواهد، باید بلا ببیند و صبور باشد و به مقام صابران برسد تا به همنشینی با اهلبیت(ع) که آنها از صابران هستند برسد. وقتی بلا و رنج نبیند نمیتواند به مقام تسلیم و راضیةً مرضیه برسد.
پیامبر(ص) میفرمایند: در میان 124هزار پیامبر که بلا و مصیبت دیدند هیچکدام به اندازهی من رنج و بلا ندیده است. نوح نهصد سال نبوت کرده و سنگ و کتک خورده اما پیامبر(ص) میفرمایند هیچکس به اندازهی من رنج نکشیده است. پیامبر(ص) 23 سال نبوت داشتند، قبل از آن زیاد رنج نکشیده بودند ایشان محمدامین مکه بودند و حرمتش میکردند. موسی و زکریا هم نبوت کردند و رنج و مصیبت دیدند اما با همهی این احوال، پیامبر(ص) میفرمایند هیچکس به اندازهی من، مصیبت و رنج ندیده است.
چگونه میشود بلاهای همهی انبیا قطرهای باشد در مقابل اقیانوس بلایی که پیامبر(ص) در طول 23 سال نبوت دیدند؟ درست است که ابوجهلها اذیتش کردند و تهمتها زدند، درست است که تبعید در شعب ابیطالب شدند و در طایف سنگبارانش کردند و بارها نقشهی قتل پیامبر(ص) را کشیدند و مجبور به هجرتش کردند، درست است که به جنگها وادارش کردند، اما این دست بلاها را همهی انبیا دیده بودند. طولانیتر هم دیده بودند و کشیده بودند. آنچه اینجا به نظر میآید بلایی است که ایشان بعد از از دنیا رفتنشان متحمل میشوند. مگر پیامبر(ص) نفرموده بودند: «حُسَيْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ» حسین روح بین دو پهلوی من است؟ من اینگونه تعبیر میکنم بنابراین تمام زخمهایی که بر پیکر امام حسین(ع) در روز عاشورا زدند، دانهدانهی آن بر پیکر پیامبر(ص) وارد شد. مگر بچههای امام حسین(ع) اولاد پیامبر(ص) نبودند؟ مگر مصیبت اولاد، مصیبت خود آدم نیست؟ من استنباطم این است که تیر سه شعبه به گلوی پیامبر(ص) زدند. بدن پیامبر(ص) را ارباً اربا کردند، سر پیامبر(ص) را بالای نیزه کردند، بدن پیامبر(ص) را زیر سم اسبان گذاشتند. من استنباطم این است که دست فاطمه(س) را بین در گذاشتند گویا دست پیامبر(ص) را بین در و دیوار گذاشتند. لگد به پهلوی زهرا(س) لگد به پهلوی پیامبر(ص) بود. کدام پیامبر(ص) را سراغ دارید که بعد از پیامبر، امت پیامبر به نام دین پیغمبر با اولاد ایشان چنین رفتارهای کرده باشند؟ کفار ممکن است کرده باشند اما به اسم مسلمان و مؤمن و به اسم حمایت از آن پیامبر کدام پیامبر را سراغ دارید که بعد از خودش این همه اذیت و آزار به نسلش کرده باشند؟ اینکه میفرمایند هیچکس بلایی که من کشیدم را نکشید و هیچکس امتحانی که من شدم نشد به این خاطر است.
ایوب پیامبر بلاکشیدهترین انبیا بود؛ بلا به اولاد و مالش وارد شد، به فقر افتاد، به بیماری افتاد. وقتی شیطان گفت: خدایا برای امتحان ایوب من را بر بدنش مسلط کن، ندا آمد باشد تو را بر بدن ایوب مسلط میکنم اما بر عقلش مسلطت نمیکنم. چون پیامبر تا زنده است باید عقلش پایدار باشد، به چشمهایش مسلطت نمیکنم چون چشمهایش را به درگاه رحمت من گشوده، به زبانش مسلط نمیکنم چون با زبانش ذکر من را گفته و من را صدا زده، تو را به سینهی او مسلط نمیکنم چون من را در این سینه دوست داشته و به من محبت ورزیده.
من میخواهم سؤالی کنم: چشمهای امام حسین(ع) به رحمت خدا نگاه نکرده بود که غرق خون از دنیا رفت؟ زبان امام حسین(ع) ذکر خدا نگفته بود که دو شقه از عطش و تشنگی شده بود؟ در سینهی امام حسین(ع) عشق الهی نبود که با تیر سه شعبهی مسموم شکافته شد؟ من میخواهم بگویم چشمهای فاطمه(س) به رحمت خدا نگاه نکرده بود که به ضرب سیلی متورم و کبود شده بود؟ سینهی فاطمه(س) محل عشق خدا نبود که به میخ در سوراخ و شکافته شد؟ کدام پیامبر(ص) این بلاهایی که پیامبر خاتم(ع) کشیده، کشیده است؟ تازه شروع بلاهاست تا حالا به جان خوشان بود از این به بعد اولاد پیامبر(ص) را نشانه گرفتند و تا ظهور امام زمان(عج) این آزار و اذیتها هست. آزار نوح(ع) و موسی(ع) و… تمام شد. آزار ایوب(ع) تمام شد، خدا مال و اولاد و سلامتی ایوب را به او برگرداند و امتحان و اذیتش تمام شد؛ اما آیا آزار و اذیت پیامبر(ص) تمام شده است؟ هنوز هم با غربت امام زمان(عج) ادامه دارد. در حالی که آنها پیامبر بودند و پیامبر ما خاتمالانبیاء و المرسلین و رحمة للعالمین بودند. با تمام انبیا تفاوت داشتند و رحمة للعالمین بودند.
سخن خود پیامبر(ص) است که فرمودند: تا زنده هستم بینتان وجودم برایتان رحمت است و خدا خیلی ملاحظهی شما را میکند چون من در بین شما هستم، وقتی بمیرم و بروم هم قبرم و هم صلوات بر من برایتان مایهی خیروبرکت و رحمت است. به زیارت قبرم بیایید رحمتهای بیشمار برایتان دارد، دستتان نمیرسد با شنیدن نام من و یاد من درود و صلوات بر من بفرستید. خداوند صلوات بر من را مایهی خیروبرکت فراوان برای شما قرار داده است. چه رحمتی از این بیشتر که امام رضا(ع) فرمودند: اگر هیچچیزی پیدا نکردی که گناهانت را بشویی، پناه به صلوات بر پیامبر(ص) ببر که شویندهی گناهانتان است. فرمودند: اگر هیچچیزی پیدا نکردید که درهای قفلشدهی زندگیتان را با آن باز کنید، پناه به صلوات ببرید. اگر هیچ دارویی برای دردهای بیدرمانتان پیدا نکردید، پناه به صلوات بر پیامبر اکرم(ص) ببرید.
توسل و صدقه در روزهای آخر ماه صفر
این روزهای آخر ماه صفر، روزهای توسل و صدقه دادن است. این روزهای آخر ماه صفر را روزانه هم صدقه برای صاحبالزمان(عج) و هم برای خانوادهتان کنار بگذارید که به سلامت خارج شویم انشاءالله. روزانه به توسلاتمان اضافه کنیم هر چقدر که میتوانیم. خواندن زیارت از راه دور پیامبر اکرم(ص) هر روز صبح، خواندن زیارتنامهی امام رضا(ع) هر روز ظهر با دعای استغفار بعد از زیارت، خواندن زیارتنامهی ائمهی بقیع هر روز. برای خود برنامه کنیم.
خدا استاد ما را رحمت کند میفرمودند: هرگاه بلایی آمد که جامعه را درگیر کرد، قحطی و سیل آمد، مرض آمد و … مؤمنین و مؤمنات چله بگیرند به خواندن دعای توسل دیگر. در دعای توسل دیگر، ما میگوییم که هرکدام از شما معصومین(ع) شفای کدام دردی هستید و کلید کدام درب بسته هستید پس آن درب را برای ما باز کنید و آن مشکل را برای ما حل کنید.
دیگر اینکه توسل بگیرید به صلوات هر چقدر که میتوانید. به جهت جمیع حوائج ابتدا وضو بگیرید و سپس سه مرتبه اینگونه صلوات بفرستید: «اللهمَّ صَلِّ عَلی محمد وَ آل مُحمد بِعَدد كلماتِكَ و اَلطافِكَ وَ بارِك عَلی مُحمدٍ وَ آل محمد وَ سَلّم عَلی مُحمدٍ وَ آل مُحمد بِعَدَدِ كُلِّ ذَرَّةٍ مِئَةَ اَلفَ اَلْف» و بعد صد مرتبه این ذکر را با صدق و صفای دل بگویید: «يا قَديمَ الاِحسان اَحسِن اِلَينا بِاِحسانِكَ القَديم» خدایا قسمت میدهم به آن احسان قدیمت؛ که احسان جزو وجود لاینفک خداوند تبارکوتعالی است.
یکی از نذرهای سریعالاجابة، نذر صلوات است؛ که به اشکال فراوان از بزرگان، دستور و آداب رسیده است. یکی از آن نذرها، صد صلوات به نیابت از امالعباس حضرت امالبنین(س) برای سلامتی امام زمان(عج) است که به تجربه رسیده و بسیار مجرب است. زبان ما که گنهکار است، چه زبانی بهتر از ام العباس که آن زمانی که میگوید آسمان و زمین و هر چه در آن است به فدای حسین(ع). این چه زبان گویایی است آن زبانی که شکر میگوید و میگوید الحمدلله که پسران من کشته شدند و بعد پسر فاطمهی زهرا(س)، که من روز قیامت چطور مقابل زهرا(س) میایستادم در حالی که من پسر داشتم و پسر او کشته شده بود؟ این صلوات را هدیه کن و ببین که امام زمان(عج) این صلوات را چند میخرند.
چرا در صلوات بر پیامبر(ص)، بر آلِ ایشان هم تأکید میشود؟
یک سؤال را خیلیها پرسیدند که چرا تأکید بر صلوات بر آل محمد(ص) شده است؟ ما در قرآن کریم سلام و درود بر انبیا داریم اما بر ذریهی انبیا و اولادشان نداریم. چرا ما شیعه معتقد هستیم که صلوات «اللهم صل علی محمد» ناتمام و ابتر است و مورد قبول نیست؟ و به جهت تکمیلش باید آل پیامبر(ص) را هم اضافه کنیم؟
به چند دلیل:
دلیل اول: اینکه بر دشمنان اسلام و مخالفان پیامبر(ص) ثابت کنیم که نسل پیامبر(ص) تا ابد ادامه دارد هر یکبار «اللهم صل علی محمد و آل محمد» خبر از ادامهی نسل پیامبر(ص) میدهد و خبر از انقضای نسل دشمن. نسل بنیامیه الآن کجا هستند؟ روز عاشورا در 500 گهوارهی طلا 500 بچه از نسل بنیامیه را دایهها میجنباندند. الآن کجا هستند؟ در حالی که از نسل پیامبر(ص) یک امام سجاد(ع) بیمار بودند. اکنون نسل چه کسی پابرجاست؟ صدها هزار سید از یکدانه دختر پیامبر(ص) دارند زندگی میکنند بعد از هزار و اندی سال. کجا هستند نسل بنیامیه و بنیعباس که آنهمه سادات را کشتند؟ در همین قصر بغداد منصور دوانقی لای آجرهای این قصر سید میخواباندند و وقتی قصر را خراب کردند استخوانهای بچههای سادات از خشت و آجرها بیشتر بود. بلند میگوییم «آل محمد» که بگوییم که هنوز هستند با اینکه دشمن همهی همتش را به کار برده بود که نسل سادات را از بین ببرد. آیا این معجزه نیست؟ این قدرت الهی نیست؟ پس چیست؟
دلیل دوم: چون هر نبی که آمد حتی مرسل که کتاب و شریعت آورد، با آمدن پیامبر بعدی، دینش نسخ شد و از بین رفت. امتش باید میگرویدند به پیامبر بعدی. با رفتن موسی(ع) یهودیت نسخ شد و باید به مسیحیت میگرویدند. با آمدن پیامبر خاتم، مسیحیت نسخ شد و باید به پیامبر خاتم میگرویدند. اگر از کتابهایشان نسخههایی مانده باشد علمای دینشان آنها را از دست مردم پنهان کردند تا به مطالب آن دست پیدا نکنند. تورات تبدیل میشود به انجیل و انجیل کنار میرود و قرآن جایش را میگیرد. چون آیین آنها مُلغی میشد، اگر ذریهی آنها باقی میماند آن آیین را ادامه میدادند. پس ذریهی آنها هم باقی نمانده است؛ اما دین اسلام چون دین آخر و دین جهانی است و بعد از آن کتابی نمیآید و پیامبری نمیآید، ذریهشان باید راه را ادامه بدهند تا روز آخر این جهان. بنابراین نامشان بعد از نام پیامبر(ص) باید بیاید؛ و ذکر نامشان در صلوات بر پیامبر(ص) که واجب شده یعنی اینکه اعلام کنیم همگان بدانید حافظان شرع محمدی و احکام قرآنی، ذریهی پیامبر اکرم(ص) هستند در کنار پیامبر(ص). تا قرآن و پیامبر(ص) هستند اینها هم هستند که باید حمایت کنند؛ بنابراین تأکید بر صلوات بر پیامبر و اولاد پیامبر(ص) دلیل دارد که من چند تا از دلایلش را پیدا کردم شاید شما دلایل بیشتر و قویتری پیدا کنید.
ما در مقابل خدا و رسول سه مسئولیت داریم
من یک بحثی را نصفهکاره گذاشتم و گفتم که خداوند انسان را مسئول آفریده است؛ انسان را در برابر خداوند مسئول آفریده است آنهم به سه موضوع:
«و بهترين نامها براى خداست؛ خدا را به آن [نامها] بخوانيد؛ و كسانى كه نامهاى او را تحريف مىكنند [و بر غير او مىنهند]، رها سازيد. آنها بهزودى جزاى اعمالى را كه انجام مىدادند، مىبينند.»
«اى کسانى که ایمان آورده اید!(در هیچ کارى) بر (حکم) خدا و پیامبر او پیشى نگیرید و از خداوند پروا کنید که خداوند شنوا و دانا است.»
ما سه مسئولیت در برابر خداوند داریم؛ اول اینکه او را بشناسیم (توحید). دوم اینکه او را بخوانیم و رابطهی کلامی با خداوند داشته باشیم، اسماء و صفاتش را بشناسم و از این اسما و صفاتش برخوردار و بهرهمند بشویم. سوم اینکه از خداوند و پیامبر(ص) هرگز جلو نیفتیم.
معنای اینکه از خداوند و پیامبر(ص) جلو نیفتیم چیست؟ یعنی یک مسلمان، یک مؤمن، یک خداشناس، یک اهل ذکر، یک انسانی که خودش را با خدا مرتبط کرده است هرگز از خودش در دینش سلیقه ابداع نمیکند. در مسائل و احکام و دستورات دینیاش روش ابداع نمیکند بلکه همیشه پشت دستورات خداوند و رسول او حرکت میکند. بدعتگذار در دین کافر است. خداوند برای مسلمان، احکام گذاشته است ولی من به روش و سلیقهی خودم رفتار کنم؛ این بدعت در دین است و من چنین حقی ندارم.
خداوند برای زن و مرد و حضورشان در جامعه قوانینی گذاشته است من ببینم و بگویم این قوانین و حدومرز برای 1400 سال قبل است و این حدومرز را شکستم و برای خودم روشی ابداع کردم. با اینکه اسمم مسلمان است اما از روش خودم پیروی کردم! این بدعتگذاری در دین است و بدعتگذار از دین خارج است.
خداوند فقط از ما چشم گفتن و اطاعت کردن را میخواهد. ابداع سلیقه یعنی گردن کشی. چگونه خداوند که قرآن را تا ابد فرستاده، نمیدانسته یک زمانی مردمی مثل ما میآیند که روزی سه مرتبه وضو میگیرند و دیگر وضو نیاز ندارند. علم غیب خداوند به اینجا نمیرسید که زمانی میرسد که مردم با هواپیما مسافتهای طولانی را یک ساعت میروند؟ علم خداوند به اینجا نمیرسید که زمانی میرسد که مردمی میآیند و میگویند ما دلمان پاک است هر جور که خواستیم میگردیم و رفتار میکنیم؟ اگر اینطور باشد که علم خداوند ناقص است و خدای ناقص که برای پرستش نیست.
آیا پیامبر را به نبوت قبول داریم؟ پیامبر(ص) دهها معجزه برای ابوجهل کرد اما ابوجهل گفت به نبوت قبولت ندارم. شقالقمر کن. کرد. بگو نصف ماه بیاید در آستینت. کرد. این کوه را جابهجا کن. کرد خبر از خانهی من بده. داد. هر چه او گفت، پیامبر(ص) معجزه کرد اما آخرش گفت من به تو ایمان نمیآورم. مسیحی میگوید من به مسیح ایماندارم. بودائی میگوید من به بودا ایماندارم و… من که معتقد به رسولالله(ص) هستم آیا نباید آن چه کنم که به من فرمودهاند؟ اگر باورشان دارم پس مسئول هستم. سه مسئولیت در مقابل پیامبر(ص) داریم:
«… و شما آنچه رسول حق دستور دهد (و منع یا عطا کند) بگیرید و هر چه نهی کند واگذارید و از خدا بترسید که عقاب خدا بسیار سخت است.»
رسول برای ما چه آورده است؟ رسول برای ما جز دین و اخلاق چه آورده است؟ رسول، اسلام و اخلاق را آورده است. شعار پیامبر(ص) چه بوده است؟ «لا اِلٰهَ اِلَّا اللهُ تُفلِحوا» به خدای یگانه ایمان بیاورید تا رستگار شوید. شعار دوم پیامبر(ص) چه بوده است؟ «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّه» متخلق بشوید به اخلاق الهی. اگر این را نمیفرمود دین ناقص بود.
دین را اگر بگیریم نماز و روزه، اگر بگیریم نماز شب، اگر بگیریم ذکر که اینها مربوط به خودمان است. نماز بخوانیم، درست بخوانیم میرویم بهشت و نخوانیم میرویم جهنم. اینها مربوط به بهشت و جهنم خودمان است. آن چیزی که در رابطه با خلق خدا و مردم و جامعه است «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّه» است؛ که اگر متخلق به اخلاق الهی نشدیم، صدمه به بندگان خدا و جامعه میزنیم. و الله آن عبادت هم مربوط به مردم جامعه است. نماز بخوان تا تو را از زشتی و منکرات بازبدارد تا در جامعه روش زشتی را بنا نکنی و با مردم بدی نکنی. آنچه پیامبر(ص) آورده است دریافت کنید و بگیرید؛ زیرا همه دستور خداوند تبارکوتعالی است و از خودش نیاورده است.
ما دو گونه اطاعت از پیامبر(ص) داریم:
یعنی وقتی پیامبر(ص) میگوید: مردم خدا اینگونه فرموده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ»[5] «این عمل که سخن بگویید و خلاف آن کنید بسیار سخت خدا را به خشم و غضب میآورد.» چرا حرفی را میزنید که به آن عمل نمیکنید؟ خدا به شما گفته حج کنید، نماز بخوانید، روزه بگیرید، خدا به شما گفته خوب باشید. آنجایی که پیامبر(ص) آیه میآورد و میفرماید: خداوند اینگونه دستور داده یعنی پیامبر(ص) واسطهی بین مردم و خداوند هست و وحی را دریافت میکند و انتقالش میدهد به این میگویند «اطاعت طریقیه»
این اطاعت یعنی چه؟ قرآن یک دستوری را بیان میکند و جزئیات آن دستور و احکام آن دستور را واگذار به پیامبر(ص) میکند. توضیح آن جزئیات و بیان آن احکام را «اطاعت موضوعیه» میگویند و بر ما واجب است که در اینجا از پیامبر(ص) اطاعت کنیم.
آیه آمد «اَقِمِ الصلوة» نماز بخوانید. مردم آمدند و پرسیدند یا رسولالله چگونه نماز بخوانیم؟ رسولالله(ص) فرمودند: من الآن وضو میگیرم و نماز میخوانم تا شما یاد بگیرید و نماز بخوانید همانگونه که من میخوانم. این پیروی و اطاعت را میگویند «اطاعت موضوعیه». آنجا که میگوید «وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» منظور این اطاعت است.
امروزه یک فکر انحرافی پیداشده که یا از روی غرض است و یا از روی نادانی و جهالت. دارند کتاب مینویسند و مقاله مینویسند و مقالاتشان را چاپ میکنند به این مضمون که اسم امیرالمؤمنین(ع) و ائمه در قرآن آمده اما اینها را بعد از پیامبر(ص) برداشتند و حذف کردند. افرادی که اهل مطالعه نیستند قبول میکنند و این خیلی خطرناک است. اینیک فکر انحرافی است که دارند القا میکنند تا آن را برسانند به آنجا که بگویند قرآن کتابی است که میشود در آن دست برد و از آیات آن برداشت. فکری است بسیار خطرناک؛ بنابراین میشود بگویند قرآن چه فرقی با تورات دارد؟ تورات را دست بردند پس قرآن را هم دست بردند. شاید برای یک عده جالب باشد و به انتهایش فکر نکنند.در حالی که خود خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[6] قرآن همین هست که در دست من و شماست و همین خواهد بود.
استناد میکنند به این روایت که وقتی امام زمان(عج) ظهور میکنند و قرآن واقعی را میآورند، مردم میگویند این قرآن آن قرآن نیست. خیر؛ امام زمان(عج) وقتی ظهور میکنند، احکام قرآن را استخراج میکند. مردم آنقدر با احکام قرآن بیگانه هستند که تعجب میکنند؛ که این در اختیار ما بود و ما نمیشناختیمش.
آمد نزد امام جعفر صادق(ع) و گفت: آقا جان چرا اسم امیرالمؤمنین علی(ع) در قرآن نیامده است؟ امام صادق(ع) فرمودند: قرآن کلیات است؛ کتاب اخلاق و کتاب تبیان؛ کلیات نماز، کلیات حج، کلیات صفا و مروه، کلیات زکات، کلیات روزه، کلیات تمام احکام را مطرح کرده و جزئیات همهی اینها را برای پیامبر(ص) گذاشته است.
خداوند تبارکوتعالی شأن پیامبر(ص) را در قرآن مجید دو شأن مطرح کرده است:
به همین جهت رسول اکرم(ص) ده تا آیه ده تا آیه میخواندند. مردم برایشان دلنشین بود و از ایشان میخواستند که بیشتر تلاوت کنند. حضرت میفرمودند همین ده آیه را بیاموزید و بفهمید و عمل کنید تا ده آیهی دیگر را برایتان بخوانم.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند: چگونه است که کلیات دربارهی حج و… قبول است اینجا هم فرمودند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ…»[7] این اوالامر چه کسانی هستند، کلیاتش آمده و جزئیاتش را پیامبر(ص) فرمودند دوازده نفر بعد از من هستند.
چه خوب بود این چند روز آخر ماه صفر را هر کس با خودش قرار میگذاشت که یک روایت از پیامبر(ص) را بخواند و یاد بگیرد و به آن عمل کند.
رسول اکرم(ص) فرمودند: مسلمان مؤمن شش ویژگی کلیدی دارد؛ اما از شش گروه خوبتر است و ای کاش این شش گروه بیشتر میداشتند.
«اَلْعَدْلُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاُمَراءِ اَحْسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِىالاَغْنياءِ اَحْسَنُ، اَلْوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْعُلَماءِ اَحْسَنُ، اَلصَّبْرُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْفُقَراءِاَحْسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ، اَلْحَياءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى النِّساءِ اَحْسَنُ»؛[8]
عدالت نيكو است اما از دولتمردان و مسئولین جامعه نيكوتر است (اگر من عدالت نداشته باشم لطمه را به خودم و افراد خانوادهام میزنم. اگر در خانه زن و شوهر و فرزندان حقوق همدیگر را رعایت نکنند به یک خانواده صدمه زدهاند و حقوق افراد خانواده را ضایع کردهاند و دودش به چشم خودشان رفته است. گاهی بیانضباطی در یک خانواده حقوق را رعایت نکردن هست و ظلم در حق یک نفر میشود. گاهی بیاحتیاطی در تربیت فرزند ظلم در حق فرزند و جامعه است. گاهی بیمحبتی ظلم است و بیعدالتی. گاهی پُرتوقعی ظلم و بیعدالتی است.) سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر؛ تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر؛ صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر است.
آمد خدمت مرحوم آیتالله خویی و گفت: آقا من مغازه دارم و جنس میخرم و به مشتری میگویم من این مقدار خریدم و این مقدار میفروشم میخواهی بخر نخواستی نخر؛ خریدار اگر دوست داشت و لازم داشت میخرد. آیا کار و لقمهی من حرام است؟ آقا میفرمایند: خیر. چون به خریدار میگویی قیمت این است و من این مقدار میفروشم. فروشنده خوشحال شد و تشکر کرد و عقب عقب رفت بیرون. در آستانهی در، آقا صدایش زد و گفت بیا داخل و به او گفت: حسین بن علی(ع) عطش داشت یا نه؟ گفت بله. آقا گفت: آیا بین دو نهر آب شمر عطشان شهیدش کرد یا نه؟ گفت: بله. آقا گفت: آیا میدانی اسم کار شمر چه بود؟ اسم کار شمر، بیانصافی بود. کار تو حرام نیست بیانصافی است. بیانصافی از آدم شمر میسازد. آنجا شمر آب را منع کرد و بیانصاف بود. فروشنده رنگ از رخسارش پرید نزدیک بود بمیرد.
رسول اکرم(ص) فرمودند: اگر کسی بر صورت همسر خود سیلی بزند، خداوند به مالک دوزخ دستور میدهد هفتاد سیلی آتشین بر صورت او بزند و هر کس دستش به موی زن نامحرم برسد روز قیامت آن دست را با میخ سوزان به دیوار جهنم نصب میکنند.
عدالت نيكو است و برای همه یک فضیلت است؛ اما از دولتمردان و مسئولین جامعه نيكوتر است. اگر مسئول جامعه عدالت نداشته باشد یک جامعه لطمه میخورد و دین و اعتقاد مردم لطمه میخورد. خود رسول اکرم(ص) به عنوان یک مسئول جامعه نگاهشان را تقسیم میکردند، همهی آدمها را یکسان دوست نداشتند؛ اما در جامعه نگاهشان را تقسیم میکردند. امیرالمؤمنین علی(ع) حاکم است. در بصره وقتی بیتالمال را تقسیم کردند و به همه 500 درهم دادند برای خودشان هم همان اندازه کنار گذاشتند اما یک نفر جا مانده بود به حضرت گفت من جا ماندم مگر شما آمار ندارید؟ امام فرمودند 500 درهم من برای تو تا عدالت اجرا شود. اگر تمام مسئولین در جامعه عدالت را رعایت کنند عدالت در جامعه فرهنگ میشود و حالت عمومی به خود میگیرد.
ذکر مصیبت
پیامبر(ص) رحمة للعالمین بودند و حساسیتهای خاصی داشتند. دیدند بچهها لانهی مورچه را در مدینه آتش میزنند. پیامبر(ص) ایستادند و گریه کردند، آتش را خاموش کردند و فرمودند: بچهها! لانهی مورچه را آتش زدید و آنها این طرف و آنطرف فرار میکنند!
پیامبر(ص) به اسیر خیلی حساسیت داشتند. بعد از فتح مکه تعدادی اسیر گرفته بودند و آنها را زیر درختی جمع کرده بودند. پیامبر(ص) خوابیده بودند و از خواب بلند شدند و اصحاب را صدا کردند و فرمودند: دستهایم خیلی درد میکند به گمانم دست اسیری را محکم بستهاید. اصحاب رفتند دیدند که عباس عموی پیامبر(ص) دستهایش را محکم بستهاند و دستهایش را باز کردند و درد دست پیامبر(ص) آرام شد. پیامبر(ص) به یتیم خیلی حساسیت داشتند.
یا رسولالله! دستهای عمویتان عباس که سن و سالی از او گذشته بود محکم بستهشده بود، شما از درد دست بیدار شدید، بمیرم برای دختر سه سالهای که چهل منزل دستهایش را با طناب بسته و به گردنش انداختند. بمیرم برای زنان داغدیده که سرهای بریدهی عزیزانشان را مقابلشان میدیدند و نمیتوانستند با دستهایشان به سینه بکوبند که آرام بشوند. من بمیرم برای دستهای بستهشدهی امام زینالعابدین(ع) که سالها بعد، اثر آن زخم به شکل پوست نازک بر گردن و مچ دستها و پاهای ایشان نشانه داشت. اینجاست که شما فرمودید هیچ پیامبری مانند من رنج و عذاب ندیده است؛ گویا دستوپاهای شما را بسته بودند و به سر و شانهی شما شلاق میزدند. من نمیتوانم بگویم که دستهای کسی را بسته باشند و به گردن انداخته باشند و با کعب سنان به سرش بزنند و سرش بشکند و خون سرازیر بشود و او نتواند خون را پاک کند و با این وضعیت باید بیابانگردی کند و در بیابان طی طریق اسارت کند.
[1] آیهی 180 سورهی اعراف
[2] آیه ی 1 سوره ی حجرات
[3] آیه ی 59 سوره ی نساء
[4] آیه ی 7 سوره ی حشر
[5] آیهی 3 سورهی صف
[6] آیه ی 9 سوره ی حجر
[7] آیه ی 59 سوره ی نسا
[8] نهج الفصاحه، ح 2006