بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا(س) أغیثینی

28 بهمن 1396- فاطمیه

در روایت‌ها می‌خوانیم که این روزها پلک‌های امام حسین علیه‌السلام بر اثر گریه ورم کرده و باز نمی‌شده است؛ و همچنین در روایت‌ها می‌خوانیم که این روزها که ایام بیماری خانم است، حسین علیه‌السلام بر سر قبر جدشان بسیار گریه می‌کردند تا حدی که سر قبر پیغمبر(ص) خوابشان می‌برده است و حضرت علی ‌علیه‌السلام ایشان را به دوش کشیده و به خانه می‌آوردند. حسین(ع) بر سر قبر پیامبر(ص)، شفای مادرشان را می‌خواستند اما مادرشان می‌فرمودند: “اللهم عجل وفاتی سریعا”؛ خدایا، سریع‌تر وفات من را برسان… و بعد از شهادت حضرت زهرا علیها‌السلام هیچ کدام از بچه‌ها به اندازه‌ی حسین علیه‌السلام ،بی‌تابی و گریه نکرده است، یکی از سختی‌های امیرالمومنین علیه‌السلام بعد از شهادت حضرت زهرا علیها‌السلام، آرام کردن امام حسین علیه‌السلام بوده است…

در احادیث و روایات داریم که نمی‌شود نام ائمه(ع) را صدا بزنید و ایشان جواب شما را ندهند، بدانید که حتماً بهره‌ای خواهید برد.

اما در میان چهارده معصوم، یک معصوم بار عام است، امام حسین علیه السلام بِلا شرط هستند، زمانی که مراسم به ایشان اختصاص دارد، مؤمن و غیر مؤمن شرکت می‌کنند، امام(ع) همه نوع آدمی را بار عام می‌دهند، حتی لاابالی‌ها می‌توانند بر ایشان گریه کنند و می‌توانند که سرسفره‌ی ایشان بنشینند؛ و این نشستن آنها، حتی اگر موجب بیداری آنها نشود، بار گناهان آنها را کمتر می‌کند، مقداری از عذاب برزخ و قیامت آنها را کم می‌کند (تنها دو نفر بر امام حسین علیه السلام گریه نکردند، یکی شمر و دیگری حرمله!).

درباره‌ی مابقی ائمه، برای اینکه بتوانید در مجالسی که به نام آنها تشکیل می‌شود، شرکت کنید، باید خودشان اجازه بدهند و هر کسی را راه نمی‌دهند، در ایام عزاداری حضرت زهرا علیهاالسلام، خانم، به هر کسی اجازه نمی‌دهند که در مجالسی که به نام ایشان است شرکت کنند،  باید دلی را بپسندند تا آن دل بتواند برای خانم و مصیبت ایشان بسوزد، باید چشمی را قابل بدانند تا آن چشم، بتواند برای خانم گریه کند، باید دست و سینه‌ای را بپسندند تا بتوانند برای خانم به سینه خود بزنند، روضه حضرت زهرا علیهاالسلام یک انتخابات است، اگر می‌خواهید اجازه بدهند که شما هم بتوانید به خانم بگویید مادر، باید در مجالس ایشان بلند به مصیبت خانم گریه کنید.

وقتی دعوت شدید، در درجه اول باید دعا کنید، خود خانم اهل دعا بودند، اینقدر به دعا می‌ایستادند که پاهای مبارک ایشان ورم می‌کرده است، فکر کنید که این دعا کردن چه مقدار اهمیت دارد!

در جلد دوم کتاب مکیال‌المکارم از قول امام زمان‌عجل‌الله‌فرجه می‌فرمایند: من شما مؤمنین و مؤمنات را سفارش می‌کنم به یاد‌آوری جدم حسین(ع)، وقتی یادآور شدید مصیبت جدم حسین(ع) را، آنگاه برای تعجیل در فرج من دعا کنید زیرا آن لحظه، خداوند هیچ دعایی را بدون اجابت نمی‌گذارد، خداوند آن لحظه عنایت ویژه و خاص می‌کند.

شرط اجابت دعا چیست؟

1- لقمه باید پاکیزه باشد، دعای انسانی که ستم می‌کند، ظلم می‌کند و یا لقمه حرام می‌خورد، قبول نخواهد شد. ستم موجب نفرین می‌شود و نفرین مانع اجابت دعا خواهد بود.

2- گریه کردن

امام معصوم علیه‌السلام فرمودند: آن مقدار روضه حسین علیه‌السلام را بخوانید که صدای گریه‌ی ‌زنان بلند شود… و خدا می‌داند که مادرم زهرا(س)، اشک برای حسین علیه‌السلام را چقدر دوست می‌دارد؛ بیش از این اشک و ناله‌ها که شما می‌ریزید، ملائکه در بین شما هستند و اشک می‌ریزند و ناله می‌کنند.

فاطمه علیها السلام تنها و غریب بودند…

اسلام روزهای سختی را به خودش دیده است، از جمله سه وداع در تاریخ اسلام بوده است که بسیار سخت بوده است زیرا وداع کودک‌ها از بزرگترها بوده است…خدا نکند بچه‌ی کوچکی یتیم شود…

1-وداع امام حسن و امام حسین علیه‌السلام با پیغمبر صلوات الله‌علیه، لحظات رحلت پیامبر(ص)؛ در حالی که ایشان تب داشتند و دخترشان گریان بود، با صدای ضعیفی فرمودند: دو میوه‌ی دلم را بگوید بیایند، امام حسن و حسین علیهم‌السلام آمدند و خودشان را روی سینه پیغمبر(ص) انداختند، بسیار گریه کردند، پیغمبر(ص) آنها را در آغوش گرفت، عرش خداوند از گریه‌ی آنها به لرزه در آمد، فاطمه علیها‌السلام جلو آمدند، فرمودند: پدر جان! چرا گریه می‌کنید؟ پیغمبر صلوات الله علیه فرمودند: به خاطر ستمی که بعد از من به فرزندان تو می‌کنند؛ اولین ستم آنها این بود که در روز سوم شهادت پیغمبر(ص)، بچه‌ها دلشان برای مسجد و منبر پیامبر(ص) تنگ شده بود، حسین(ع) دوان دوان بالای منبر رفتند، آن دومی ملعون دست او را گرفت و گفت: دیگر جدّ نداری، اینجا دیگر جای تو نیست، پس حسین(ع) گریان به خانه بازگشتند.

2- زمانی که فاطمه(س) از دنیا رفت، حضرت علی علیه السلام خانم را غسل دادند، حضرت فرمودند: بچه‌های من را به خانه امّ سلمه ببرید، تا غسل مادرشان را نبینند، حضرت، خانم را غسل دادند و بند کفن را محکم کردند، خواستند که صورت او را بپوشانند، ندا آمد، بگذار بچه‌هایش وداع کنند و برای بار آخر صورت مادرشان را ببینند، پس بچه‌ها را آوردند، سه ماه بود که بچه‌ها، مادر را بغل نکرده بودند، پس بسیار گریه کردند، امام علیه‌السلام فرمودند: به والله، ناگهان بند کفن پاره شد، و زهرا(س) بچه‌هایش را بغل کرد…

3-وداع دردناکِ روز یازدهم محرم، آن دختر کوچک آمد در گودال قتلگاه، نگاهی کرد، پس پدرش را بی سر و بی‌پیراهن دید، دست‌هایش را دور بدن پدر حلقه کرد، سر را گذاشت روی سینه حضرت، چنان ناله‌ای زد که دست‌های حسین علیه‌السلام بلند شد و بچه را بغل کرد و به سینه خود چسباند، امام سجاد علیه‌السلام می‌فرمایند، شتران و اسبان هم در آن هنگام گریه می‌کردند…

کار سومی که باید در مجلس اهل بیت علیهم‌السلام کنیم، توسل است. توسل به ذکر، اسم، زیارت نامه‌ی ایشان… عالی‌ترین توسل، توسل به صلوات است.

عظمت صلوات

پیغمبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: شبی که من را به معراج بردند، ملائکه احترام و تکریم بسیار کردند، در آسمان چهارم فرشته‌ای نشسته بود، بسیار با هیبت، در مقابل او لوحی بود که نور آن همه جا را گرفته بود، به من التفاتی نکرد، پس جبرئیل بال زد و او متوجه من شد، جلو آمد و عذر‌خواهی کرد و سلام داد، حضرت می‌فرمایند، من پرسیدم که این لوح که در مقابل تو است، چیست که این مقدار نورانی است؟ گفت: سه جمله در آن نوشته شده است: لا اله الا الله، محمدٌ رسول الله، علیاً ولیَ الله. نور از آنها چنان ساطع است که من متوجه شما نبودم، من مشغول این سه جمله هستم، من مَلکی هستم که به به‌اذن خدا دو رکعت نماز خواندم که بیست هزار سال طول کشیده است، پنج هزار سال در قیام و پنج هزار سال در رکوع و پنج هزار سال سجده و پنج هزار سال در تشهد بودم، ثواب این نماز را هدیه می‌کنم به شما که شما من را ببخشید! حضرت فرمودند: من را به این نماز تو، احتیاجی نیست، من خاتم‌الانبیاء هستم، مَلک گفت: یا رسول الله! تمام ثواب این نماز را به امت شما واگذار می‌کنم؛ این نماز را هدیه می‌کنم به هر کسی که تو را دوست دارد و پیرو شما است، حضرت فرمودند: امت من هم از ثواب این نماز تو بی‌نیاز هستند، مَلک گفت: چرا یا رسول الله! فرمودند: زیرا گنه‌کارِ امتِ من (توجه کنید: نه کسی که اهل ثواب و اهل تقوا و اهل عبادت است!!!) که غرق در گناه است، اگر یک صلوات بر من بفرستد، ثوابش از ثواب این نماز تو برتر است.

حالا اگر این صلوات را در نماز و بعد از نمازها و در زیارت‌ها بفرستیم چه خواهد شد؟! این مطلب بسیار دقیق است…

حالا اگر در کنار این صلوات، نام حضرت فاطمه(س) را بگذاریم، چه خواهد شد؟

زیرا پیغمبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: سه روز (در جایی هم آمده است سه بار) بر دختر من زهرا(س) صلوات دهید، هر جای بهشت باشم، با من محشور خواهید بود.

حال، اگر این صلوات را هدیه به صاحب الزمان کنیم، چه خواهد شد؛ و اگر کنار این صلوات برای امام زمان عجل الله فرجه دعا کنیم و بگوییم”و عَجِّل فَرَجَهُم” چه خواهد شد؟! همین قدر می‌دانم که بسیار ارزشمند است تا حدی که علامه امینی فرمودند: اگر در کنار صلوات بگویی “و عَجِّل فَرَجَهُم”، تو را در ثواب کتاب الغدیر سهیم می‌کنم.

حال، اگر این صلوات را با دعا ادغام کنیم و بگوییم «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَهُم، اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج و العافیَةَ والنَّصر…»؛ این جمله، دعا برای امام زمان است، در این جا برای امام زمان دعا می‌کنیم سپس در ادامه دعا، سهم خودت را هم طلب می‌کنیم و می‌گوییم:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَهُم، اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج و العافیَةَ والنَّصر، وَ اجعَلنا مِن اولیاء القائِم وَ اَعوانِهِ…»، من را قرار بده از دوستان امام زمان عجل الله فرجه و از کسانی که کمک او هستند. یعنی من را از کسانی قرار بده که زمانی که امام خودشان غایب هستند، کارها را به من واگذار کنند. یعنی آقا شما را مأمور کند که گره‌ی گرفتاری را باز کنید، شما را مأمور کند که آبروی کسی را بخرید.

«…وَ اَنصارِه…» من را از یاران او قرار بده؛

«…قَبلَ ظُهُورِهِ وَ بعدَ ظُهُورِه»؛ اینکه بعد از ظهور حضرت، در زمانی که حضرت را دیده باشم، ذوالفقار ایشان را دیده باشم، کمک ایشان کنم، هنر نیست بلکه مهم این است که در این زمان یعنی قبل از ظهور، چنان خودم را تربیت کنم که در زمره اعوان و یاران ایشان باشم. مهم این است که در این زمان که آقا غریب هستند از زمره یاران ایشان و مورد پسند ایشان باشم؛ و چه بسا کسانی که خود را از زمره یاران حضرت بدانند اما زمانی که آقا ظهور کردند، آقا بگوید: خیر، شما جزء یاران من نبوده‌اید.

«…آمین رب العالمین».

بنابراین نیت کنید که در قنوت نمازهایت مخصوصا در قنوت نماز مغرب این دعا را بخوانید، به طور مدام:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَهُم، اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج و العافیَةَ والنَّصر، وَ اجعَلنا مِن اولیاء القائِم وَ اَعوانِهِ وَ اَنصارِه قَبلَ ظُهُورِهِ وَ بعدَ ظُهُورِه آمین رب العالمین».

اگر می‌خواهید از زمره یاران و اعوان حضرت باشید، لازمه‌اش، زحمت و مشقت است.

یکی از علمای بسیار معروف هستند، آنقدر که مردانی مانند شیخ رجبعلی خیاط  از ایشان مطالب زیادی یاد گرفتند، این عالم بزرگوار که صاحب کشف و شهود هم بود، گویا با خضر پیغمبر ملاقاتی داشته است و از ایشان در رابطه با دوران آخرالزمان پرسیده است؛ ایشان به خضر(ع) گفته بودند: در آخرالزمان، گناهان و معصیت و زشتی و بدی زیاد است؛ و مردم گناهانی می‌کنند که در تاریخ بشریت، سابقه نداشته است، حضرت خضر فرمودند: من از عیسی بن مریم علیه‌السلام، صاحب انجیل؛ و از موسی بن عمران صاحب تورات؛ از این دو پیغمبر صاحب کتاب و شریعت پرسیدم، اگر خدا شما را مخیر می‌کرد بین نبوت در آن زمان؛ و یا زندگی در دوران غیبت مهدی(عج) کدام را انتخاب می‌کردید؟ حضرت موسی علیه‌السلام بلافاصله فرمودند: من زندگی در زمان غیبت مهدی(ع) را انتخاب می‌کردم، با همه گناهانی که انجام می‌شود! عیسی بن مریم نیز فرمودند: من زندگی در زمان غیبت مهدی(ع) را انتخاب می‌کردم!

آن عالم فرمود: پس خضر پیغمبر این را به من گفتند و غایب شدند. من به مدت 48 ساعت، غذا نخوردم و گریه و التماس کردم به امام زمان(ع) که چرا آن پیغمبران، زندگی در این دوران را به نبوت و شریعت ترجیح دادند؟! گفت: نتیجه گرفتم که در زمان غیبت امام زمان عج الله فرجه، آدم‌های زیادی بالقوه آمادگی سربازی امام زمان عجل‌الله‌فرجه را دارند، آدم‌های هستند که خدا، موقعیتی برای آنها قرار داده است که خودشان را برای سربازی امام زمان عج الله فرجه آماده کنند.

موسی(ع) ترجیح می‌دهد سرباز امام زمان باشد تا پیامبر مرسل! دوران غیبت و آخرالزمان، بهترین فرصت است که آدم‌ها از این فرصت استفاده کنند و لباس سربازی برای امام زمان عج الله فرجه را بر تن کنند (این حرف بسیار مهمی است)

ما خاصیت و میل را داریم اما باید آن را بروز دهیم.

از اصحاف کهف، دو سه نفر همراه امام زمان عج الله فرجه می‌آیند، چند نفر از اصحاب بدر؛ و شهدای کربلا می‌آیند، مابقی کسانی هستند که در زمان غیبت، از طول غیب استفاده کردند و در این جامعه هرج  و مرج، خودشان را سرباز امام زمان عج الله‌فرجه تربیت کردند، آن انرژی بالقوه خود را استفاده کردند.

چگونه می‌توان خود را در آخرالزمان، برای سربازی امام زمان(ع) تربیت کرد؟

با تربیت اخلاق؛ در مسلمانی ما، اخلاق ما ایراد دارد.

تربیت اخلاق نیازمند:

1-اراده:

شیخ رجبعلی خیاط و همه بزرگان بیایند و به من درس دهند اما تا من خودم نخواهم، تربیتِ من، ممکن نخواهد بود؛ تا من اراده نکنم ممکن نخواهد بود که تربیت شوم.

ارداه کنیم که بی‌حجابی و بی‌بندوباری نکنیم، اراده کنیم که ستم و ظلم نکنیم؛ در دو مورد لازم است که اراده داشته باشیم:

1)   در خوردن.

 نباید همّ و غم ما شکم باشد زیرا حریص‌ترین نقاط بدن ما یکی چشم است که هر چه ببیند می‌خواهد و هوس می‌کند، پس خدا در قرآن فرمود: «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا»[1]؛ چشم خود ببندید. و دیگری شکم؛ هر چه به شکم دهی، سیری ناپذیر است؛ و هر چه ببیند، می‌خواهد. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: آدم‌هایی که دچار حرص شکمی هستند، از چشمِ خدا می‌افتند.

چرا باید ما اولین کشور دور ریز غذا در دنیا باشیم؟!

2)   در کنترل زبان.

آیه می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ»[2]. اگر آدمی یکبار دروغی را شایعه کرد و شما شنیدی، از آن به بعد، او هر چه که حرف زد، باور نکنید مگر اینکه بدانید توبه کرده است.

مردی نزد رسول اکرم صلوات الله آمد، عرض کرد: یا رسول الله! چیزی به من بیاموز که بتوانم عاقبت به خیر شوم، حضرت فرمودند: بگو پروردگارم، “الله” است و به این گفته، استقامت کن.

(هر چه که خدا فرموده است را انجام بده و پای آن استقامت داشته باش، محکم باش) گفت: یا رسول الله! مخوف‌ترین چیزی که آدمیزاد (نه فقط مسلمان‌ها) از آن بترسند چیست؟ حضرت زبان مبارک را از دهان مبارک بیرون آوردند و با انگشت اشاره کردند، این!!!

این زبان وقتی قرار می‌گیرد در دهان عمر خطاب، اهانت به فاطمه(س) می‌کند…

حالا اگر این زبان در دهان علامه امینی قرار بگیرد…

ایشان در مکه بودند، علمایی از همه نقاط جهان آمدند، حدود هفتاد، هشتاد نفر عالِم در حج بودند، قرار گذاشتند یک شب مهمانی بدهند، علامه امینی را به عنوان عالم شیعه دعوت کنند و همه آنها با احادیث، علامه را خوار کنند. همه آنها حافظ صدها حدیث بودند! پس آقا، دعوت آنها را قبول کردند، آقا فرمودند: دیدم که در آن مجلس، هشتاد عالم سنی و من تنها شیعه بودم، بعد از شام گفتند که مجلس را متبرک کنیم؛ همه ما حافظ حدیث هستیم، هر کدام یک حدیث بگوییم، نوبت به علامه رسید، گفت: من یک حدیث می‌گویم اما شرط دارم، شرط آن این است که همه‌ی شما اهل سنت، بعد از گفتن حدیث به من بگویید که سند حدیث صحیح است یا خیر؟

پس من “بسم الله الرحمن الرحیم” گفتم؛ و سپس گفتم، علمای ما شیعه از رسول خدا(ص) روایت کرده‌اند و همچنین علمای اهل سنت، همه از طریق شما روایت کرده‌اند از رسول خدا(ص) که فرموده: مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة وَ أَوْ مِيتَةً كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ؛ اگر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است و یا به مرگ کفر و نفاق مرده است! مسلمان نمرده است. همه گفتند که سند این روایت صحیح است، علامه فرمودند: حالا من یک سؤال از شما دارم: بگویید که امامِ حضرت فاطمه(س) چه کسی بوده است؟!

آنها به یکدیگر نگاه کردند و آرام از مجلس خارج شدند!

اگر بگویند که فاطمه(س)، امام زمان خود را نشناخت، پس نمی‌توانند بگویند که نعوذبالله! او به مرگ جاهلیت مرده است!!! و اگر بگویند که امام او، ابوبکر بوده است که حدیث در “بخاری” آمده است که فاطمه(س)، ابابکر را نفرین کرد، مگر می‌شود کسی امام زمانش را نفرین کند؟! فاطمه(س) از او غضبناک بود، مگر می‌شود کسی از امام زمانش غضبناک باشد؟!

بنابراین قوی‌ترین برهان امامت علی علیه السلام، فاطمه الزهرا علیها‌السلام هستند.

ادامه حدیث: آن مرد که نزد رسول خدا(ص) آمده بودند، گفت: دیدم که رسول خدا(ص) گریه می‌کند، پرسیدم به چه جهت می‌ترسید و گریه می‌کنید؟ فرمود: خدا من را به راهی فرستاده است که تیزتر از شمشیر است که اگر پایم را کج بگذارم، هلاک خواهم شد؛ گریه می‌کنم زیرا کسانی می‌گویند “لا اله الا الله” اما استقامت ندارند. گریه می‌کنم به مسلمانی که اخلاق اسلامی ندارد، رفتار اسلامی ندارد.

در فاطمیه باید منش حضرت زهرا علیها‌السلام را یاد بگیریم، باید منطق ایشان را یاد بگیریم.

ما باید جواب شبهه‌هایی را که مطرح می‌کنند، با قرآن و حدیث بدهیم، آیا یک مادر نباید بتواند شبهه‌های ذهن فرزند خود را پاسخ‌گو باشد؟!

شبهه مطرح می‌کنند که در عرب ها، مرسوم نبوده است زمانی که مرد در خانه باشد، زن‌ها درب را باز کنند! شما باید بتوانی پاسخ دهی که پیغمبر(ص) نشسته بود؛ درب زدند، پیغمبر(ص) فرمود: اُم سلمه، برو درب را باز کن! و در جایی دیگر فرمودند: اُم ایمن، درب را باز کن، مگه خود عایشه نگفت: غذای پیغمبر(ص) را مقابل او گذاشتم، پیغمبر(ص) فرمود: خدایا، بهترین خلق خودت را بفرست تا با من غذا بخورد؛ درب زدند، من رفتم درب را باز کردم، دیدم علی است، درب را هل دادم و بستم، منتظر شدم که پدرم (ابابکر) بیاید!

ما چه مدل مسلمانی هستیم که بچه‌هایمان مدرک تحصیلی دارند اما نمی‌توانند از دین خودشان دفاع کنند؟!

[1] -نور/30

[2] -حجرات/6