بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

فاطمیه، 29 بهمن 96

محورهای سخنرانی

نظارت امام زمان عجل‌الله‌فرجه بر ما

عظمت صلوات

پاسخ به چند شبهه

من گمان می‌کنم، به جای اینکه بدی‌های دشمنان فاطمه را بیان کنیم، بیاییم فاطمه را معرفی کنیم که شخصیت ایشان چه شخصیتی است، و فاطمه را بشناسانیم. وقتی ایشان را معرفی کنیم، خود به خود منفور بودن عمر معلوم خواهد شد. تا مظلومی و قدرت و عظمت وجود ایشان را بیان نکنیم، بدی دشمنان ایشان معلوم نخواهد شد.

ما در شناخت اهل‌بیت علیهم‌السلام ضعف داریم، در دفاع از ایشان ضعف داریم، در درک معنای خانم و اولاد ایشان ضعف داریم؛ و صاحب‌نظران باید این ضعف را برطرف کنند، وگرنه مدیون نسل امروز خواهیم بود. باید باور کنیم که در فاطمه شناسی ضعف داریم.

اگر به زندگی حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که دعا کردن چقدر حائز اهمیت است.

ما به این جا آمده‌ایم که حضرت زهرا علیهاالسلام و اولاد ایشان، برای ما دعا کنند و آن‌ها صددرصد خواسته‌ی ما را اجابت و ما را دعا خواهند کرد.

نظارت امام زمان عجل‌الله‌فرجه بر ما

عبدالله ابان نقل می‌کند: مشکلی داشتم. خدمت امام رضا علیه‌السلام رسیدم. عرض کردم: یا بن رسول‌الله آمده‌ام از شما درخواست کنم که برای من و خانواده‌ی من دعا کنید. امام متغیر شدند و فرمودند: مگر تا به حال نکرده‌ام؟! امام فرمودند: و الله هر روز، نامه‌ی عملتان را نزد من می‌آورند و هر شب، نامه‌ی عملتان را نزد من می‌آورند. ما بر اعمال شما نظارت داریم.

شاید بگویید با نامه‌ی عملی که داریم، پس چگونه می‌خواهیم که ما را دعا کنند؟! آن نظارتی که ائمه به نامه‌ی عمل ما دارند، مانند نظارت پلیسی نیست که ببیند کجا خطا کرده‌اید همان‌جا شما را بگیرد و جریمه و زندان ببرد، نظارت ایشان به ما، مثل نظارت مادر و پدر به فرزندشان است، مثل نظارت معلم به شاگردش است، مثل نظارت پرستار نسبت به بیمارش است… . هر جا ببینند که خطر و خطا می‌کنیم، می‌آیند و ما را دستگیری می‌کنند، نظارت می‌کنند تا ما بتوانیم رشد کنیم!

اگر مریض، گردن‌کشی کند پرستار، او را بیرون نمی‌کند و فریاد نمی‌زند بلکه سرش را بلند می‌کند و قرص‌های او را می‌دهد!

دغدغه‌ی امام زمان عجل‌الله‌فرجه سلامتی ما است، سلامتی روح و روان و اخلاق ما است. به همین جهت است که خطا را می‌بینند اما برای ما دعا می‌کنند. به همین جهت است که خداوند فرموده است صبح و شب به اعمال ما نظارت کنند تا هر کجا که اشتباه رفتیم، پس دست ما را بگیرند و ما را از بدی‌ها عقب می‌کشند.

اگر ما را رها می‌کردند ما به بیراهه رفته بودیم و امروز مجلس‌نشین حضرت فاطمه علیهاالسلام نبودیم!

بعضی از اعمال، نامه‌ی عمل ما را نورانی می‌کند، مانند عمده‌ی اعمال اعم از واجب و مستحب، مانند نماز شب، نماز اول وقت، ذکر الله اکبر، صدقه، انفاق و امر به معروف؛ اما بعضی از اعمال در نامه‌ی عمل ما تولید نور می‌کند مانند: صلوات. صلوات تولید منبع نور است. اگر صلوات نباشد نماز ما نورانی نخواهد بود. روح انفاق هم، این است که کسی که به او کمک می‌کنی، برای خودت و پدر و مادرت صلوات بفرستد.

عباس عموی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، نزد ایشان آمدند. حضرت فرمودند: کاری با من دارید؟ گفت: سؤالی دارم: شما به دنیا آمده بودی. برای شما دنبال دایه بودند. حلیمه را پیدا کردند. حلیمه شب شما را شیر می‌داد، من رسیدم، دیدم که چشمتان به آسمان است، در حالی‌که چهل روزتان بود. دیدم که ماه با شما سخن می‌گوید در حالی‌که من کلام شما را نمی‌فهمیدم. همیشه در ذهن من سؤال بود که این چه عظمتی بود!

حضرت فرمودند: عمو جان! به یاد دارم که بند قنداق بدنم را اذیت کرده بود، به طوری که می‌خواستم گریه کنم. بغض راه گلویم را گرفت. ماه جمله‌ای به من گفت: تو رسول خدایی اگر اشک شما بر زمین بریزد، هیچ گیاهی روی زمین نخواهد رویید، گریه نکن!

(تازه معلوم می‌شود که چرا در کربلا کنار امام حسین علیه‌السلام که گریه می‌کردید، اشک‌هایتان را جمع می‌کردید! تازه فهمیدم که چرا حسین و حسن علیهماالسلام را روی زانو می‌نشاندید و آنچه بر سر آن‌ها می‌آوردند را به یاد می‌آوردید، گریه می‌کردید، اشک‌هایتان را پاک می‌کردید و روی محاسن خود می‌کشیدید! که روی زمین نیاید…)

عمو جان! به خدایی که جانم در دست اوست، من در رحم مادر صدای قلم را که بر لوح کشیده می‌شد، می‌شنیدم. به خدایی که جانم در قبضه‌ی قدرت اوست خداوند 124 هزار پیامبر را فرستاد، در حالی‌که نمی‌دانستند که پیغمبر هستند تا سن چهل سالگی، مگر عیسی بن مریم که در کودکی به نبوت رسید؛ اما من در رحم مادرم و در خلقت نوری می‌دانستم که پیغمبر هستم. عمو جان! زمانی که خدا من را آفرید، هفت‌کوه، در هفت آسمان آفرید. در میان این کوه‌ها، ملائکه‌ای آفرید که بیش از ذرات عالم هستند و به شماره نمی‌آیند تا روز قیامت؛ فقط می‌گویند سبحان‌الله و مشغول تسبیح هستند. ثواب این تسبیحات را خدا برای آن کسی قرار داده است که نام من را بشنود و از سر عشق و اعتقاد، یک مرتبه بر من صلوات بفرستد.

عظمت صلوات

در صلوات چیست که این مقدار عظمت دارد؟ در حروف آن چه عظمتی است؟ من فقط می‌دانم که بزرگان اسلام فرموده‌اند: سریع‌ترین، قوی‌ترین، محکم‌ترین و نورانی‌ترین راهی که انسان را به دارالقرب خدا می‌رساند و کمک می‌کند که انسان 18 وادی سلوک را طی کند، همین حروف صلوات است. برای رسیدن به قرب خداوند باید 18 منزل سلوک را طی کنید. تمامی انبیاء برای سلوکشان باید این 18 منزل را طی کنند. تمام اولیا و اوصیا باید این وادی‌ها را طی کنند. تمام ملائکه طی کردند و تمام شیعیان کامل برای اینکه به قرب خداوند برسند باید این 18 منزل را بروند:

1- منزل رحمت 2- منزل محرمیّت 3- منزل مغفرت 4- منزل قابلیت 5- منزل رفعت 6- منزل عزت 7- منزل اُنسیّت 8- منزل سِنخیّت 9- منزل طیران 10- منزل نورانیت 11- منزل مُعطریت 12- منزل استقامت 13- منزل سخاوت 14- منزل طهارت 15- منزل لطافت 16- منزل وُدّیت 17- منزل امنیت 18- منزل تَنبه

تمام این 18 منزل، رموزش در حروف صلوات بر پیغمبر است. به این موارد، سلوک صلواتی گفته می‌شود؛ و اصلاً غرض از صلوات، عصایی است که به دست بگیریم و این راه را برویم.

زیارت جامعه‌ی کبیره می‌خوانیم. در این زیارت مخاطب شما 12 امام هستند و در حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام باید این دعا را بخوانی. در این زیارت می‌خوانی: «جَعَلَ صَلواتَنَا عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طِیباً لِخلقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»

 «جعل صلواتنا علیکم» غرض من از صلوات‌هایی که بر شما می‌فرستم این است که «و ما خصنا به من ولایتکم» می‌خواهم که از مخصوصین ولایت شما باشم. «طیبا لخلقنا» می‌خواهم که ظاهرم نورانی باشد، پاکیزه باشد. «و طهارة لانفسنا» می‌خواهم که باطن ما طاهر باشد، از آلودگی‌ها پاک باشد. «و تزکیة لنا» می‌خواهم وسیله‌ی تزکیه برای ما باشد. «و کفارة لذنوبنا» من به شما صلوات می‌دهم و می‌خواهم که کفاره‌ی گناهان من باشد.

و این همان طی سلوک است…

مردان بزرگی همچون رجبعلی خیاط می‌فرمایند: عصای من در سلوک، صلوات بر پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده است و روزانه صلوات می‌فرستادم؛ اما در روزهای جمعه مقید بودم که 14 هزار صلوات بفرستم.

اگر شما نمی‌توانید تنهایی 14 هزار صلوات بفرستید، دسته جمعی این کار را انجام بدهید که برکت فراوان دارد.

سپس فرمودند: هرکجا که کارتان گره افتاد، (این‌ها گنج است، بسیار استفاده کنید) هر جا دستتان تنگ شد، هر جا دلتان برای امامتان تنگ شد، هر جا معنویت و هر جا مادیات خواستید، هر جا اولادتان گرفتار بود و هر جا آرزوی شرعی داشتید، در روز، دو رکعت نماز هدیه به حضرت زهرا علیهاالسلام کنید، به هر سوره که می‌خواهید. بعد از پایان نماز، سه دور تسبیح، صلوات با عجل فرجهم، هدیه به خانم بکنید. آقا فرمودند: به امتحانش می‌ارزد، اگر چه تجربه شده است.

مرحوم خانم مالک می‌فرمودند: به مردم بگویید که عادت کنید مداوم این نماز را بخوانید و از اتفاق‌های بد و حوادث تلخ و گرفتاری‌ها در زندگی‌تان پیشگیری کنید، در مقابل خیلی از بدی‌ها خودتان را واکسینه کنید.

روضه‌های امام حسین علیه‌السلام بسیار استثنا است زیرا در روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام که نشستی، عرش خداوند در کنار تو قرار می‌گیرد!

خداوند زمانی که می‌خواهد فاطمه را معرفی کند می‌فرماید: فاطمة الزهرا علیهاالسلام را از نور عظمت خودم خلق کردم. مِن نور ذاتی او را از نور ذات خودم آفریدم و فاطمه را خلق کردم از نور قدرت خودم. یعنی آن نور و آن عظمت و آن توانمندی و هر آنچه که در «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» وجود دارد، در دستان زهرا علیها‌السلام است. این فاطمه، پشت درب افتاده سات و از روی او رد می‌شوند، اما چیزی نمی‌گوید!

روضه‌ی حضرت فاطمه علیها‌السلام درک مسئله‌ی با عظمت ولایت و درک با عظمت امامت است. حضرت زهرا علیهاالسلام دفاع از حقانیتِ ولایتِ همسر و اولادش کرد.

وظیفه‌ی من و شما هم دفاع از امام زمان عجل‌الله‌فرجه است. دفاع از امام زمان، دفاع از ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام است. متوجه این قضیه باشید.

وظیفه‌ی ما جواب دادن به شبهه‌هایی است که توسط این شبهه‌ها جوان‌های ما به گمراهی کشیده می‌شوند.

پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: اگر همه‌ی علوم را بدانی، اما علوم دین خود را ندانی، در نزد من مانند اعراب بادیه‌نشین هستی!

امام باقر علیه‌السلام فرمودند: بنای اسلام بر پنج چیز است:1- نماز 2- زکات 3- حج 4- جهاد 5- ولایت؛ به آن اندازه که ما اهل‌بیت علیهم‌السلام بر ولایت تأکید کرده‌ایم، بر چیز دیگری این مقدار تأکید نکرده‌ایم.

اهمیت ولایت بر دیگر چیزها مانند اهمیت سر به بدن است. اگر تمامی اعضای بدن شما سالم باشند، اما سر نداشته باشید، آن قوت و نیرویی که در دست و پای شماست، کارایی نخواهد داشت.

اسلام نه به نماز و نه به جهاد و نه به حج استوار است، بلکه اسلام استوار به ولایت است.

پیغمبر صلوات‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: اگر هزار بارِ شتر طلا و نقره انفاق کنی و چنان نماز بخوانی و در رکوع و سجده بمانی که چشمان شما از حدقه بیرون بزند و اگر در قیام چنان بایستید که پاهای شما ورم کند و چنان روزه بگیرید که پوست شکمتان به پوست پشتتان بچسبد، اما ولایت را نشناخته باشید، خدا شما را با صورت به جهنم پرتاب می‌کند!

پاسخ به چند شبهه

1-می‌گویند که در آن زمان «باب» نبوده است که خانه‌های مدینه «درب» داشته باشد؟

شما پاسخ بده خدا در سوره نور می‌فرماید: از درب خانه‌ها وارد شوید، از دیوار مردم داخل نشوید. اگر خانه‌های مدینه درب نداشت، پس این آیه به چه مناسبت است؟! پس منظورش درب کجاست؟! می‌فرماید: اجازه بگیر و بعد برو داخل…

2-می‌گویند که در آن زمان اصلاً رسم نبود که خانم‌ها درب را باز کنند و پشت درب بروند…

پس چطور عزرائیل آمد جان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را بگیرد، پیغمبر فرمود: فاطمه جان! برو درب را باز کن. این موضوع در اسناد اهل سنت هم بیان شده است.

ام‌سلمه نقل می‌کند: پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نشسته بودند. درب زدند. فرمود: عایشه درب را باز کن. عایشه آمد، گفت: کسی نبود. بار دیگر درب را زدند. پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: عایشه درب را باز کن. عایشه آمد، گفت: کسی نبود. پس برای بار سوم درب را زدند. پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله چشمانش پر از اشک شد، پس به من گفت: درب را باز کن، دیدم حسن و حسین علیماالسلام پشت درب هستند و عایشه نمی‌خواست آن‌ها را راه بدهد.

3- آن وهابی به نام مسلمان می‌گوید: اگر یک‌بار، فقط یک‌بار، خدا نام علی را در قرآن آورده بود، من از او پیروی می‌کردم…

با قرآن جواب آن‌ها را بدهید، شما هم بگو من هم از شما سؤالی دارم، آیا اسم خداوند در قرآن آمده است یا نه؟ حدود 1290 مرتبه فقط نام «الله» آمده است. اسم خداوند با کلمه‌ی «رحمان»، 66 مرتبه آمده است. اسم خدا با کلمه‌ی «رحیم» حدود 104 مرتبه در قرآن آمده است. اسم خدا به «ودود» و به «کریم» و به «غفور» و «غفار» و «تواب» و به «ذالعفو» و «ذالرحمة» و «قابل التوب» و به «قهار» و به «کبیر» و «متعال» و به «مُهیمن» و به «سَلام» و «مؤمن» و «جبار»؛ حدود 1789 مرتبه در قرآن آمده است. الله و با ضمیر «اله» جمعاً 3250 مرتبه در قرآن آمده است. این همه اسم خدا در قرآن آمده است، پس خدا حق است! پس قرآن حق است در حالی‌که هزاران نفر حافظ قرآن داریم، هزاران نفر مفسر قرآن و هزاران قاری قرآن داریم. حالا شما جواب بده چرا مسلمان‌ها به حرف خدا گوش نمی‌کنند؟! اگر به اسم است، این همه اسم خداوند در قرآن برده شده است، پس چرا حرف خدا و قرآن را گوش نمی‌کنند؟ مگر قرآن نگفته است نماز؟ پس چرا این همه بی‌نماز داریم؟ مگر نگفته حجاب و عفت و روزه و زکات و صداقت؟! پس اگر به اسم است، چرا مسلمان‌ها گردن نمی‌گیرند!

خود قرآن می‌فرماید: «قلیلٌ مِن عِبادی الشَکُور» عده‌ی کمی از بندگان ما شکرگزار هستند.

اگر به اسم است، اسم پیامبر 4 مرتبه با نام «محمد» آمده است و یک مرتبه کلمه‌ی «احمد»، با ضمائر غایب اسم پیغمبر حدود 90 مرتبه در قرآن آمده است. با کلمه‌ی «نبی» حدود پنجاه و هشت بار در قرآن آمده است. حدود 313 مرتبه نام پیغمبر و القابش در قرآن آمده است. چرا همه‌ی مسلمان‌ها به همه‌ی حرف‌های او گوش نمی‌کنند. حالا اگر اسم علی می‌آمد گوش می‌کردند!

چرا مردم‌فریبی و جوان فریبی می‌کنند؟!

اسم علی نیامده است، اهل‌بیت که آمده است. در جلد اول کتاب ینابیع المودة که از کتاب‌های اهل سنت است، می‌نویسد که آیات 33 سوره‌ی احزاب درباره‌‌ی اهل‌بیت است. سوره‌ی فاطر آیه 32 در مورد اهل‌بیت است. سوره‌ی بقره آیه 207 درباره اهل‌بیت است و در همین سوره آیه 274 در مورد اهل‌بیت است. آیه 7 و 8 سوره‌ی انسان درباره اهل‌بیت است. او می‌گوید: اگر آیات قرآن که درباره‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام نازل شده است را بخواهیم جمع کنیم یک کتاب مستقل می‌شود!

از عایشه پرسیدند: می‌دانی اهل‌بیت کیان‌اند؟ خندید، گفت: خودم دیدم با چشمانم که پیغمبر یک چادر کشیده بود و حسن و حسین و علی و زهرا را نشانده بود و می‌گفت: و الله هؤلاء اهلُ ‌بیتی…

مگر اسم ابوبکر و عمر در قرآن آمده است؟ مگر اسم محمد بن عبدالوهاب آمده است؟ وانگهی همه‌ی مسلمانان به عظمت حضرت خدیجه علیهاالسلام واقف هستند، مگر اسم ایشان در قرآن آمده است؟ همه‌ی مسلمانان عظمت حمزه را می‌دانند، مگر نام ایشان در قرآن آمده است؟

مگر به اسم است که اگر در قرآن می‌آمد، آن زمان ما گردن می‌گذاشتیم!

مگر قرآن نمی‌فرماید که پیغمبر سخن نمی‌گوید الا به وحی؟ مگر پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در مورد حضرت زهرا علیهاالسلام نفرمود و در باب ایشان سفارش نفرمود؟ مگر نفرمود: زمانی که من گرفتار می‌شوم، فاطمه را شفیع نزد خدا قرار می‌دهم؟ این در مدارک اهل سنت هم نوشته شده است.

مگر خود اهل سنت ننوشته‌اند که پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله برای نماز شب به مسجد نمی‌رفت که در آنجا دربی از بهشت باز است؛ بلکه پشت درب خانم فاطمة‌الزهرا، نماز شب می‌خواندند و خانه‌ی زهرا را قبله می‌کردند.

مگر ننوشته‌اند که پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با زهرا علیهاالسلام برخورد کوچک‌تر با بزرگ‌تری داشتند؛ خودشان را کوچک‌تر و فاطمه را بزرگ‌تر. اولاد کوچک‌تر است و دست پدر و مادر را می‌بوسد، اما پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دست زهرا علیهاالسلام را می‌بوسید! کوچک‌تر در مقابل بزرگ‌تر می‌ایستد، زمانی که از درب داخل می‌شود؛ ولی این جا خودشان نوشته‌اند که هر دفعه که زهرا بیرون می‌رفتند و می‌آمدند، حضرت تمام‌قد می‌ایستادند! کوچک‌تر جایش را به بزرگ‌تر می‌دهد، اما پیغمبر جایش را به زهرا علیهاالسلام می‌داد!

مگر قرآن نفرمود که کلام پیغمبر وحی است و مگر نه اینکه پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: فاطمه جان! اگر تو گریه کنی عرش خداوند به لرزه درمی‌آید. ملائکه به لرزه می‌افتند.

پیغمبر فرمود: ای علی! فاطمه امانت من و خداست، رعایت من و خدا را در مورد فاطمه بکن که می‌دانم می‌کنی، یا علی! او بانوی بانوان عالم است، برتر از او نیامده و نخواهد آمد. او مریم کبرا است. من در مورد تو و زهرا هر چه از خدا خواستم، خدا به من داد. آنچه فاطمه به تو دستور می‌دهد، عمل کن (فاطمه چه دستوری داد؟ من را شبانه دفن کن، شبانه بشوی، شبانه کفن کن…). آنچه که فاطمه به تو می‌گوید من به او گفته‌ام و آنچه که من می‌گویم جبرئیل از طرف خدا به فاطمه گفته است…

و سه مرتبه فرمود: فاطمه تا تو راضی نشوی من راضی نمی‌شوم…

چه چیزی باعث اشک فاطمه بود؟ چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام این‌قدر گریه کردند؟ گمان نمی‌کنی که حضرت می‌خواستند یک علامت سؤال ایجاد کنند؟

ما در مقابل نسل آینده مسئول هستیم! و این وظیفه‌ی ما است.