بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، 1 اسفند 96

محورهای سخنرانی

در باب دعا و ملک های موکلشان

قوی‌ترین و پرانرژی‌ترین ملک، کدام است؟

مردم بعد از پیامبر (ص) سه دسته شدند

من چگونه فاطمه علیهاالسلام را بشناسم؟

دو چیز در قرآن محل آرامش است: 1. یاد و ذکر خدا 2. فاطمه سلام‌الله‌علیها

 

نشستن در روضه‌ی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، نشستن در خانه‌ی خانم است و پذیراییِ خانه‌ی فاطمة الزهرا علیهاالسلام اول به دعا است.

از سخت‌ترین لحظات هر انسان روز قیامت است که همه‌ی انبیا گفتند: «رَبِّ نَفسی»؛ خدایا خودم.

راوی می‌گوید: در روز قیامت فاطمه علیهاالسلام وارد می‌شوند درحالی‌که یک پیراهن غرق به خون بر دست ورم‌کرده‌شان است و بر سمت راست عرش خداوند می‌ایستند و پیراهن را باز می‌کنند و روی سرشان می‌گذارند و یک صیحه می‌زنند و می‌گویند خدایا می‌خواهم حسینم را ببینم. خداوند اجازه می‌دهند و امام حسین علیه‌السلام درحالی‌که سرشان را به دست گرفته‌اند وارد محشر می‌شوند. حضرت زهرا علیهاالسلام یک صیحه می‌زنند که ارکان عرش به لرزه می‌افتد.

جبرئیل می‌آید و می‌گوید: حق سلامت می‌رساند و می‌گویند فاطمه هر چه می‌خواهی نامحدود بخواه؛ که در آن حال فاطمه علیهاالسلام لب باز می‌کنند و می‌گویند: «رَبِّ شیعَتی»؛ خدایا شیعیانم.

حال شما امشب برای این زهرا چه آورده‌ای؟

در باب دعا و ملک های موکلشان

اسماء بنت عمیس می‌گوید: حضرت زهرا علیهاالسلام را در بستر خواباندم و از بیرون نگاه می‌کرد.م دیدم لب‌های مقدسشان تکان می‌خورد. رفتم جلو که ببینم آیا ایشان چیزی می‌خواهند، دیدم که ایشان مناجات می‌کنند. گوشم را بردم نزدیک شنیدم که می‌خواندند:

«إلهی وَ سَیِّدی، أسْئَلُکَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فی مُفارِقَتی أنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتی، وَ شیعَةِ ذُرّیتَی»؛ خداوندا! به حقّ اولیا و مقرّبانی که آن‌ها را برگزیده‌ای و به گریه‌ی فرزندانم پس از مرگ و جدایی من با ایشان، از تو می‌خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ذریه‌ام را ببخشی.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آمدند دیدند که رنگ صورت فاطمه علیهاالسلام پریده و دست‌های ایشان ترک‌خورده و دسته‌ی آسیاب خونی است. پیامبر نشستند و فرمودند: فاطمه جان بنشین. می‌خواهی به تو مددی بدهم که در تمام سختی‌های زندگی به تو امدادرسانی کند؟ فاطمه علیهاالسلام فرمودند: بله یا رسول‌الله!

حضرت فرمودند این دعا را صبح، ظهر و شب بخوان:

«اَللَّهُمَّ رَبّ السَّمَوَاتِ السَّبْع وَ رَبَّ الاْءَرَضِینَ السَّبْع، وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ، رَبَّنَا وَ رَبّ کلِّ شَیءٍ، فَالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوَی، مُنْزِلِ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الْفُرْقَانِ، اَعُوذُ بِک مِنْ کلِّ شَیءٍ اَنْتَ آخِذٌ بِنَاصیَتِها، اَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَیسَ قَبْلَک شَیءٌ، وَ اَنْتَ الْآخِرُ فَلَیسَ بَعْدَک شَیءٌ، وَ اَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَیسَ فَوْقَک شَیءٌ، وَ اَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَیسَ دُونَک شَیءٌ، اِقْضِ عَنَّا الدَّینَ وَ اَغْنِنَا مِنَ الْفَقْرِ»

فاطمه جان! به جان پدرت که جانش در قبضه‌ی قدرت اوست، نیست مؤمنی که در هر مشکلی چنگ به دامان این دعا بزند، مگر خدا عنایتش کند.

دعا یک چاشنی می‌خواهد؛ و چاشنی‌اش صلوات است. هر دعایی که از دهان ما خارج می‌شود مَلک موکل دارد؛ که این ملک‌ها باهم متفاوت هستند. 

تفاوت این ملائک به چیست؟

  1. به مکان: ملائکی که در مسجد دعا را شارژ می‌کنند تا به درجه‌ی اجابت برسد، با ملائک مهدیه و حسینیه فرق می‌کند. ملائکی که در کعبه دعا می‌کنیم با ملائک حرم امام حسین علیه‌السلام فرق می‌کنند.
  2. به زمان: شب قدر فرق می‌کند، سحر فرق می‌کند و…
  3. به اخلاص و نیت دعاکننده: هرکدام ملائک خاص دارند.

بعضی از این ملائک، قوی‌تر هستند و بعضی ضعیف‌تر هستند.

1)    ملائک دعای اولاد برای والدین ملائکی قوی هستند که این دعا را به اجابت می‌رسانند.

2)  ملائک دعای والدین برای اولاد ملائکی قوی هستند. پدر و مادر اگر مؤمن هم نباشند و یا حتی در جهنمِ برزخی باشند، اگر برای اولادشان که در دنیاست دعا کنند دعایشان برآورده می‌شود اگرچه خودشان در عذاب باشند؛ به همین جهت است که گفته‌اند کارت اگر خیلی گیر دارد برو سر قبر مادرت و قرآن بخوان و از مادرت بخواه برایت دعا کند.

3)  دعای کسی که به ما مسئله‌ی دین یاد می‌دهد، اخلاق یاد می‌دهد و ما را با مسائل دینی‌مان آشنا می‌کند. اگر دعایش برای خودش مستجاب نشود دعایش برای ما مستجاب است حتی اگر اهل عمل نباشد.

قوی‌ترین و پرانرژی‌ترین ملک، کدام است؟

قوی‌ترین و پرانرژی‌ترین ملک، کدام است که دعای ما را شارژ می‌کند که الآن ببرد بالا و برای اجابتش کمک کند؟

این ملک به زمان و مکان کار ندارد، به آن چیزی که تو برایش دعا می‌کنی نگاه می‌کند. مهم نیست که زیر گنبد امام حسین علیه‌السلام باشی مهم این است که آنجا برای چه و که دعا می‌کنی. مهم نیست که به پرده‌ی کعبه آویزان باشی، مهم این است آنجا که آویزان هستی برای چه کسی دعا می‌کنی.

قوی‌ترین ملک که روی بال و دست‌هایش یک دسته‌کلید هست که به هر دری که بیندازد آن در را باز می‌کند، ملکِ موکّلِ «الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» است.

حاج آقای دولابی می‌فرمودند: گاهی وقت‌ها نور، آن‌قدر قوی است که چشم آدم را اذیت می‌کند و ضعیف می‌کند و سرمه می‌کشی جهت تقویت چشم. گاهی وقت‌ها نور باطن، حب فاطمه علیهاالسلام، حب امام زمان عجل‌الله‌فرجه، عشق به خدا، نور ایمان و… در باطنت آن‌قدر قوی است که نمی‌گذارد جلوه‌های خدا را ببینی. باید چشم باطنت را سرمه کنی و سرمه‌ی چشم باطن، صلوات بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

آیت‌الله بهجت فرمودند: انبیای گذشته امت‌هایشان را جمع می‌کردند و به آن‌ها می‌گفتند که می‌خواهیم به شما یک دعا یاد بدهیم که هر جا دردمند و مضطرب شدید آن را بخوانید که برای شما فرج شود. اما قید می‌کردند که به هرکس نباید بگویید زیرا اسراری از اسرار خداوند است. د آن هنگام، صلوات بر پیامبر و آلش را یاد می‌دادند.

مرحوم آیت‌الله اراکی فرمودند: روز قیامت برای پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله وسیله می‌گذارند. وسیله یک منبر است که ایشان بالا نشسته‌اند کنار عرش و انبیا، اولیا، اوصیا و شهدا دور این منبر پله‌پله نشسته‌اند و نزدیک‌ترین کسان به پیامبر در آن وسیله، کسانی هستند که هر روز بعد از پنج وعده نماز بر پیامبر و آلش ده مرتبه صلوات بفرستند. این صلوات کمک می‌کند که در مقام وسیله نزد رسول‌الله باشند.

ما باید ادب نشستن در مجالس اهل بیت علیهم‌السلام را یاد بگیریم

یکی از بزرگان می‌گوید که یک‌شب رفته بودم روضه. مراسم طول کشید و من زیر لب غر زدم که چرا تمام نمی‌کنند ما خسته شدیم. روضه تمام شد خواستند غذا بدهند. جمعیت زیاد بود و تا نوبت من شد دیر شد. باز من با خودم غر زدم. غذا را گرفتم رفتم و دیدم غذا مورد پسند من نیست و دوباره با خودم غر زدم.

فردا خواهرم زنگ زد که برادر دیشب کجا بودی؟ گفتم روضه. پرسید در روضه چه‌کار می‌کردی؟ من همین الآن خواب دیدم روضه هستی و حضرت زهرا علیهاالسلام قد خمیده سینی چای را می‌گردانند. به تو که رسیدند، سینی چای را جلوی تو نگرفتند. من گفتم خانم برادرم آمده‌اند و روضه را دوست دارند. خانم فرمودند: برادرت آبروی حسینم را برد انقدر غر زد.

اشک بر فاطمة الزهرا پس‌انداز دنیا و آخرتمان است؛ اما کنار این گریه‌ها لقمه‌های معنوی است.

فاطمیه یک روز و یک ماه و یک سال نیست. فاطمیه یک تاریخ است؛ تاریخ حاکمیت امام معصوم بر جامعه‌ی اسلامی. فاطمیه غدیر است، فاطمیه عاشورا است، فاطمیه فرج امام زمان عجل‌الله‌فرجه و محیا کردن زمینه‌ی برای فرج ایشان است. پایان ندارد. فاطمیه نشان‌دهنده‌ی آن روزی است که مسیر تاریخ اسلام را از سعادت به شقاوت، از عدالت به ظلم، از دانستن به ندانستن و از مردم‌سالاری و خدا سالاری به خودکامگی عوض کردند.

مردم بعد از پیامبر (ص) سه دسته شدند:

1- دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام که 40 الی 300 نفر بودند.

2- عاشقان اهل‌بیت بودند مانند سلمان و ابوذر و ام ایمن و فضه و…

چرا وقتی دست امام علی علیه‌السلام را بسته بودند، این دوستان و عاشقان کاری نکردند؟ دست سلمان که باز بود. آن‌ها بودند و به پهنای صورت اشک می‌ریختند اما چرا کاری نمی‌کردند؟ این‌ها گوششان به دهان علی علیه‌السلام بود که فرمان بدهد اما علی هیچ نگفت. چرا؟ چون نمی‌خواستند این چند تا شیعه را هم از دست بدهند.

3- گروه آخر بی‌تفاوت‌ها بودند. مدینه در آن زمان حدود 40 هزار نفر جمعیت داشت. بی‌تفاوتیِ این تعداد، زمینه داد که 40 نفر تاریخ اسلام و مسیر اسلام را عوض کنند.

برای این گروه مهم نبود که چه کسی بر آن‌ها حکومت کند و به امام علی علیه‌السلام گفتند: علی بس است انقدر جنگیدیم و کشته دادیم، بگذار دیگر زندگی‌مان را بکنیم. برایشان مهم نبود. وگرنه همه‌ی آن‌ها دیدند که بین در و دیوار صدای فاطمه علیها‌السلام درآمد. امام علی علیه‌السلام بیرون آمدند در حالی که رگ پیشانی‌شان بیرون زده بود. حضرت زهرا علیها‌السلام را در آن حالت دیدند. او را از زیردست و پا بیرون کشیدند.عبایشان را انداختند روی ایشان و صدا کردند فضه بیا محسنم را کشتند. سپس یقه‌ی دومی را گرفتند و او را به زمین زدند و زانویشان را بر گردن او گذاشتند و فرمودند: پسر خطاب کارت به آنجا رسیده است که درب خانه‌ی زهرا را می‌شکنی؟ آمدند علی علیه‌السلام را کنار کشیدند و قسمش دادند به جان پیامبر که رهایش کن. حضرت علی علیه‌السلام یک جمله فرمودند: که اگر پیامبر من را به صبر امر نکرده بودند الآن می‌دانستم چه کنم. آنگاه گفتند طناب بیاورید که علی مأمور به صبر است. مقصر اصلی این قضیه بی‌تفاوت‌ها بودند.

من و شما که اینجا نشسته‌ایم از چه گروهی هستیم؟

آن‌کسانی که در زمان غیبت، فاطمیه می‌آید و می‌رود و حرکتی برای تهذیب نفس خود نمی‌کنند از بی‌تفاوت‌ها هستند. کسانی که برایشان مهم نیست چه کسی حاکم بر آن‌ها باشد از بی‌تفاوت‌ها هستند. کسانی که شب می‌آید و می‌گذرد و دعایی برای امام زمانشان نمی‌کنند، از بی‌تفاوت‌ها هستند. کسانی که غرق دنیا هستند و یاد حضرت مهدی عجل‌الله‌فرجه را نمی‌کنند از بی‌تفاوت‌ها هستند. کسانی که چرخ زندگی‌شان را نمی‌چرخانند به سمت کلام فاطمی، اسلام و تشیع فاطمی از بی‌تفاوت‌ها هستند. کسانی که فاطمه نمی‌شناسند و نمی‌خواهند بشناسند از بی‌تفاوت‌ها هستند.

من چگونه فاطمه علیهاالسلام را بشناسم؟

از امام رضا علیه‌السلام پرسید: آیا انسان در معرفت به خدا، قرآن و امامش دخیل است؟ فرمودند: نه؛ معرفت را خداوند ارائه می‌دهد به دل‌ها؛ و تو نمی‌توانی خدا را داخل دلت کنی. (خداوند حضرت زهرا علیهاالسلام را داخل دلت می‌کند، خداوند معرفت امام زمان عجل‌الله‌فرجه را در دلت می‌کند) شما فقط یک کار می‌توانی بکنی؛ اینکه وقتی معرفت به تو ارائه داده شد، وقتی فهمیدی و یا می‌فهمی و قبول می‌کنی بگویی سمعاً و طاعة.

یا اصلاً نمی‌فهمی و برایت هم مهم نیست که بفهمی و یا می‌فهمی ولی خودت را به نفهمیدن می‌زنی.

معرفت ارائه دادنی است؛ با کتاب و نوشته نه؛ بلکه با دیدن. «رَبِّ اَرِنِی» خدایا می‌خواهم ببینمت. خداوند، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را 12 هزار مرتبه برد به آسمان تا آیاتش را به او نشان بدهد. رکن اول معرفت، دیدن است و ارائه است. وقتی ارائه داد باید ببینی. رکن دیدن، فهمیدن است و باید بفهمی. رکن فهمیدن، سؤال کردن است باید بپرسی. تا سؤال نکنی و نپرسی هیچ‌چیز به تو نمی‌دهند. از چه کسی باید بپرسم؟

قرآن می‌گوید: «فَسئَلُوا اَهلَ الذِکر» اهل ذکر هم مشخص هستند آدم‌های فهیم و با سواد علوم و معارف دینی اهل ذکر هستند.

در نشناختن فاطمه علیهاالسلام، قرآن و دین و همچنین در گمراهی و جهالتمان نه علما مسئول هستند و نه سیاستمداران مسئول هستند بلکه خودم مسئول هستم که نمی‌پرسم.

سؤال هم رکن دارد؛ بپرس با شوق که فکر تولید کنی.

ما بارها این آیه را خوانده‌ایم «وَ جَعَلَ اللَّیلَ سَکناً» که خداوند می‌فرمایند: ما شب را مایه‌ی سکونت قراردادیم. شب در قرآن، فاطمه است. یعنی ما فاطمه علیهاالسلام را محل سکون و آرامش قراردادیم.

دو چیز در قرآن محل آرامش است: 1. یاد و ذکر خدا 2. فاطمه سلام‌الله‌علیها

فاطمه سلام‌الله‌علیها آرامش دل چه کسی است؟

ما یک عالم داریم (هر چه غیر از خداوند را عالم می‌گویند) و یک قلب عالم داریم که عالم با تمام عظمتش یک قلب دارد. قلب عالم، علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. وقتی قلب عالم یعنی علی علیه‌السلام مضطرب بشود، عرش و فرش و کرسی می‌لرزد. روز قیامت وقتی آتش زبانه می‌کشد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فریاد می‌زنند که ای جبرئیل! فاطمه را پیدا کن. سکون آتش جهنم به زهرای مرضیه است.

چرا نمی‌پرسیم این آیه‌ی «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیلَةٍ مُبَارَکةٍ …» با «إِنَّا أَعْطَینَاک الْکوْثَرَ» چه ارتباطی دارد؟ چرا نمی‌پرسیم که در «وَالضُّحَی * وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَی» آن تاریکی و ظلمت شب که مانند پرده می‌افتد تا کسی چیزی نبیند این چیست؟

مفسر می‌گوید: فاطمه علیها السلام است؛ و تا زندگی هست، فاطمه علیهاالسلام وجودش را مانند پرده به روی شیعیانش می‌اندازد تا آبرویشان نرود.

چرا نمی‌پرسیم «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقیانِ بَیْنَهُما بَرزَخٌ لایَبْغیانِ» یعنی چه؟ دو تا دریا پیامبر و علی هستند و وسطشان یک حائل و برزخ است و هیچ‌چیزی در هستی بقا ندارد مگر با این برزخ. بقای عالم به نبوت نیست به علی نیست؛ بلکه به حلقه‌ی اتصال بین علی و پیامبر است.

کیست این زهرا که این‌طور بین درودیوار مچاله‌اش کردند؟

چرا نمی‌پرسی سوره‌ی انسان چه می‌گوید؟ نبودی خلقت کردم، به تو شکل دادم و عقل دادم که برسی به تکامل و نهایت تکامل در سوره‌ی انسان می‌گوید که برسی به اخلاق فاطمه.

به کدام اخلاق زهرا سلام‌الله علیها باید برسی؟

«وَ یطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یتیماً وَ أَسیراً» یعنی ترجیح دیگران به خودت. آن هم با یک منطق «اِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ…»

اصحاب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دنبال مزد هستند. فقط اصحاب امام حسین علیه‌السلام آن شب گفتند ما مزد نمی‌خواهیم و می‌خواهیم بذل کنیم. این فاطمه است که تو را می‌رساند به‌جایی که بذل کنی؛ و کامل نمی‌شوی مگر به اخلاق زهرا سلام‌الله علیها.

چرا نمی‌پرسی «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ» ما نازل کردیم در شب قدر، چه چیزی را نازل کردیم در دامن فاطمه سلام‌الله علیها؟

عالم وجود را به فاطمه به وجود آوردیم و در دامن فاطمه اگر نبود، کتاب نبود وحی نبود، پیامبری نبود، امامی نبود، زمینی نبود، بهشتی نبود، دوزخی نبود، ماهی نبود، خورشیدی نبود، گسترشی نبود، آرامشی نبود، اولی نبود، ایجادی نبود، آخری نبود، خلقی ممکن می‌شد، قیامتی نبود همه‌ی این‌ها نازل‌شده‌ی در دامن صدیقه‌ی طاهره علیهاالسلام است.