دعا کردن
آداب روزانه ماه رمضان
چند برنامه برای ماه رمضان
در این ماه خود را به قرآن عرضه بداریم
ماه رمضان از جهاتی متفاوت با ماههای دیگر است، ماه رمضان ده امتیاز دارد که هیچ ماه دیگری ندارد. یکی از امتیازاتش این است که ماه رمضان، ماه اجابت دعاست. ماه رجب را ماه اجابت دعا نمیگویند، سه روز ایامالبیض را، ایام اجابت دعا میگویند و نه همهی شبها و روزهای آن ماه را. دو الی سه روز ماه شعبان ایام اجابت دعا است نه همهی شب و روزهای آن. اما ماه رمضان از روز اول، تمام لحظهها و تمام ساعتهایش محل اجابت دعاست.
در ماه رمضان ما ده کار مهم داریم، نباید ماه رمضان از ما بگذرد مگر ما این ده کار مهم را انجام داده باشیم و به این ده موضوع رسیده باشیم وگرنه بیسعادت هستیم. اول از همه نماز خواندن و دوم روزه گرفتن است که واجب هستند. از جهاتی روزه از نماز مهمتر است، شما اگر حائض باشید نمازتان قضا ندارد اما روزه را باید قضا کنی. شما اگر مدتی نماز نخوانی بعد میتوانی قضای آن را بخوانی و همراه با آن استغفار کنی، اما اگر روزه نگیری باید هم قضا کنی و هم کفاره بدهی و هم استغفار کنی. مهمترین کار ما در ماه رمضان، دعا کردن به درگاه خداوند است. اگر به هزار نفر انفاق کنی باز دعا کردن از این کار مهمتر است، اگر شبی سیصد بار استغفار و سه هزار بار صلوات بفرستم، باز دعا کردن از این کار مهمتر است، اگر چه صلوات خودش دعاست، اگر شبی هزار رکعت نماز بخوانم باز دعا کردن مهمتر است.
سومین تکلیف ما در ماه مبارک رمضان، خواستن از خداوند و دعا کردن به درگاه اوست. دعا کردن به درگاه خداوند معنای زیادی دارد یکی از آنها، انقطاع است یعنی از همه بریدن و فقط از او خواستن است. انقطاع، بالاترین درجهی سلوک است، یعنی با همهی داشتههای ظاهری باز از خداوند میخواهم؛ که این تواضع و خضوع و خشوع است. آیهای نداریم در باب اینکه ارزش شما به روزههایتان است اما آیه داریم که ارزش شما به دعاهایی است که میکنید. اگر در دعاهایت، دنیا میخواهی، ارزشت به همان اندازه است؛ اگر بهشت میخواهی و یا اگر خودِ خدا را میخواهی، ارزشت به همان اندازه است. خداوند میفرماید: با همهی عبادتهایت در نزد من، ارزشت نزد من، به اندازهی دعایی است که میکنی و خواستهای است که از من طلب میکنی.
خداوند بدترین القاب را به شیطان داده است. شیطان، رانده از درگاه خداوند شده است، زیرا تکبر ورزید؛ به جهت این تکبر، رانده شد. رانده شد، تا به اسفل السافلین رسید و لقب “رجیم” را گرفت؛ و گناه تمام گنهکاران عالم به گردن او افتاد، هرکس، هر گناهی انجام میدهد قسمتی از آن، به گردن اوست. پس منشأ رانده شدن شیطان، یک گناه بود و آن تکبر ورزیدن است. از طرفی دیگر خداوند در قرآن مجید میفرماید: کسانی که به درگاه من دعا نمیکنند؛ استکبار میورزند از عبادت من! یعنی مرتکب گناه اولیهی شیطان شدهاند.
شیطان گفت: سابقهی من در عبادت بیشتر از انسان است (به عبادتش تکبر کرد)، من از آتشم و انسان از خاک است (به جنسیتش تکبر کرد)، من بر منبر مینشینم و برای ملائکه خطبه میخوانم (به دانشش تکبر کرد).
آن کس هم که دعا نمیکند به سلامتی، به مال، به اولاد، به توانمندیش و… تکبر میکند. هنگامی که خداوند به شیطان فرمود: برو! شیطان طلب بخشش نکرد و قهر کرد. کسی جز شیطان از درگاه خداوند قهر نکرد، وگرنه هم شیطان و هم آدم به زمین آمدند اما آدم، طلب بخشش کرد، برگشت داده شد، و شیطان قهر کرد. کسی که دعا کرده اما خداوند حاجتش را نداده است حال به هر دلیلی، سپس قهر میکند و دست به درگاه خداوند بالا نمیکند، در اینجا شریک کار شیطان است.
کسی که از خدا قهر میکند، درِ رحمت را به روی خود میبندد، و لحظه به لحظه کار را برای خودش دشوارتر و سختتر میکند. پس باید دعا کرد نه به جهت اجابت، بلکه باید دعا کرد به جهت عبادت؛ باید دعا کرد به جهت تواضع؛ باید دعا کرد به جهت بندگی. همانگونه که روزه؛ علامت بندگی است، دعا کردن هم؛ علامت بندگی است. هیچ دعایی نیست که به آسمان برود و اجابت نشده برگردد، اجابت میشود حال یا اکنون میدهند یا سال دیگر یا در قیامت میدهند.
آن دعایی که اجابت نمیشود، زمینگیر است و اصلاً بالا نمیرود، به جهت اینکه دعایمان را زمینگیر نکنیم فرمودند: دو بالِ صلوات به آن بدهید. یعنی ابتدا و انتهای دعا صلوات بفرستیم. امام صادق(ع) فرمودند: خدا مهربانتر از آن است که اول و آخر چیزی را قبول کند اما وسط آن را قبول نکند.
ماه رمضان آداب خاص خودش را دارد. ما نیز مانند هر سال، هر روزمان را با توسل آغاز میکنیم،
دستور اول برای ماه رمضان این است که نیت کنیم؛ این کار را در سحر انجام دادیم و گفتیم که ماه رمضان را قربة الی الله روزه میگیریم.
اما دستور دوم این است که ما ثواب هر روزمان را مانند سالهای پیش به بزرگواری هدیه کنیم به جهت اینکه عمل و کردار و رفتارمان در کنار نام ایشان قرار بگیرد و به برکت نام ایشان، خداوند از ما بپذیرد. امسال نیت این باشد که قرآن این ماهمان را هدیه کنیم به روح بلند صدیقهی طاهره فاطمهی زهرا(س)؛ که ثواب این هدیه برای اموات، برای پدر و مادر، برای خودمان، برای زندهها و مردهها کفایت امر میکند.
نامِ “فاطمه” از “فاطر” میآید یعنی گشایش. هر عملی که به ایشان هدیه کنم دیگر خِللی در آن عمل نخواهد بود، حدیث داریم که معنویات را هدیه کنید به ائمه(ع). از پیامبر(ص) پرسیدند: یابن رسول الله! ما چه چیزی به شما هدیه کنیم که دل شما شاد شود؟ فرمودند: هر چیزی از مادیات که دلتان میخواهد به ما هدیه کنید را به شیعیانمان هدیه دهید، ما با شادی آنها شاد میشویم. سپس فرمودند: شما میتوانید ثواب معنویاتتان را به ما هدیه کنید.
فردی نزد امام صادق(ع) آمد و گفت: آقا جان! معنویات ما کجا و معنویات شما کجا! حضرت فرمودند: مگر شما آنها را به درگاه خداوند عرضه نمیدارید؟! خداوند بزرگتر است یا ما؟! آیا ما از خداوند بزرگتر هستیم؟!
دستور سوم: چه در مجالس شرکت کنید و چه نه، این کار را حتما انجام دهید: ابتدا و انتهای روز را، صبح و شب، حتما به امام حسین(ع) توسل بگیرید. راهی برای تقرب به امام زمان(عج) از این راه نزدیکتر وجود ندارد!
کام بعضی از شما اکنون خشک است، حدیث میگوید: روز عاشورا از لبهای حسین(ع) تا زمانی که جان داشتند، خون جاری بود، هنگام عصر دیگر خونی نبود که جاری باشد. نیت کن این ماه رمضان را شصت مرتبه بر حسین(ع) گریه کنی. یک جا در روز عاشورا دل خود امام حسین(ع) سوخته است، در جایی دیگر دل پیامبر(ص) بسیار سوخته است، در جایی دل زینب(س) سوخته است. در جایی قلب امام زمان(عج) بسیار سوخته است و میسوزد تا زمانی که ظهور کنند، و آنجایی است که دستِ عمه جانشان را به طناب اسارت بستند! هرگز اشکشان بر این موضوع خشک نمیشود.
چون جلسهی امروز را با نام حضرت فاطمه(س) شروع کردیم، میخواهم روضهای بخوانم که الی یوم القیامت دل فاطمه(س) را سوزانده است؛ خدا رحمت کند مرحوم خانم مالک را، ایشان میگفتند: وقتی معصوم(ع) حرکتی را شروع میکند دیگر نمیتواند توقف کند، باید ادامه دهد.
امام حسین(ع) سوار بر اسب شدند که بروند به میدان رزم، دیدند که ذوالجناح ایستاده است، آقا گردن او را نوازش کردند و فرمودند: برو ذوالجناح! من وداع کردم دیگر نمیتوانم به خیمه برگردم. اما اسب حرکت نمیکرد، آقا به پایین نگاه کردند که چه چیز مانع از رفتن اوست، دیدند حضرت سکینه(س) دستهای اسب را در بغل گرفته است و محکم آن را نگاه داشته است، امام (ع) فرمودند: سکینه جان! چه میکنی؟! کنار بیا و اسب را رها کن، من وداع کردم، باید بروم. ایشان به امام(ع) فرمودند: لطفا پیاده شوید، امام(ع) پیاده شدند، سکینه(س) گفتند: بنشینید، امام(ع) نشستند. امام(ع) فرمودند: دخترم چه چیزی میخواهی؟ ایشان فرمودند: مرا بغل کنید. امام(ع) ایشان را بغل کردند، امام(ع) گفتند: بگذار تا بروم. ایشان فرمودند: پدر جان! دستی بر سرم بکشید از آن دستهایی که بر سر فرزندان جناب مسلم کشیدید، هنگامیکه خبر شهادت پدرشان آمد! فرمودید: اینها یتیماند، من باید یتیمنوازی کنم، اکنون من هم یتیم هستم اما کسی نیست که دستی بر سر من بکشد، خودتان یتیمنوازی کنید. امام(ع) فرمودند: سکینه جان! قلبم را آتش نزن، دشمن صدای گریهی ما را میشنود و شاد میشود، من نمیخواهم دشمن شاد شوم، صبر کن زیرا تو گریههای زیادی پیش رو داری!
این روضه دل فاطمه(س) را میسوزاند و اشک ایشان را جاری میکند.
دستور چهارم از همین امروز، بعد از نمازهای واجب یک سجده کنید، در سجده این دعای زیبا را بخوانید(سجدهی بعد از نماز واجب، محل اجابت دعاست):
” اللَّهُمَّ اَخرِج حُبَّ الدُّنیا فی قُلُوبِنا و زِد قُلُوبَنَا مَحَبّةَ أمِیرِالمُؤمِنین”؛ خدایا محبت دنیا را از دلهای ما خارج کن.( این دنیاگرایی، گاهی باعث میشود انسان تمام ارزشهای هستیاش را در آن بگذارد که امام حسین(ع) فرمودند: وای به حال کسانی که دینشان را به خاطر دنیای دیگران خراب میکنند.) در عوض آن، در دلهای ما محبت علی(ع) را اضافه کن.
تا کجا این محبت را خداوند اضافه کند؟ تا جایی که تبدیل به عشق شود. عشق، حرارت و آتش است این عشق آنقدر داغ شود که داغیِ آتش جهنم به این آتش غلبه نکند. جهنم، محبان علی(ع) را نمیسوزاند زیرا آنها آتشی دارند که بر آتش دوزخ غلبه میکند. حدیث داریم که همه از جهنم میگذرند اما محبان علی(ع)، علی گویان از آنجا عبور میکنند و آتشی حس نمیکنند.
دستور پنجم، ذکر: در ماه رمضان هر چیزی، ذکر است. اما گاهی بعضی اذکار زبانِ حال است. یعنی من حالی دارم اکنون باید ذکری یا اسمی یا سورهای را بخوانم که زبانِ حال من است.
زبان حال ما در روز اول ماه مبارک رمضان( سی روز این ماه نیز میتوانی بگویی) سی مرتبه :
“بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ و تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العَلیِ العَظیم”
“بسم الله الرحمن الرحیم” میگوییم چون آغاز و شروع است،
“الحمدلله رب العالمین” میگوییم چون وارد محوطهای شدهایم که توفیق زیاد لازم دارد و این توفیق را به ما داده است. حمدش میکنیم که زنده و سالم هستیم. حمدش میکنم که روزهدار و موفقیم.
و “تبارک الله احسن الخالقین” میگوییم زیرا که خداوند آنچنان دلی ساخته است که خودش با تمام عظمتش در آن، جای گرفته است. هر چیز دیگر از اعضای بدن ما فانی میشود اما دل ما که خداوند در آن قرار میگیرد در اثر هیچ چیز حتی مردن، فقر، شیطان و امتحان خراب نمیشود. چه وسعتی این دل دارد که خداوند فرموده: زمین و آسمان، وسعت و گنجایش محبت مرا ندارند اما دل مؤمن این وسعت را دارد.
“لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم” میگوییم که به این معنی است: خدایا! به این مهم رسیدم که هیچ قوت و انرژی و توانی به پای قدرت تو نمیرسد!
که خداوند فرموده: اگر زمین و آسمان را به هم بچسبانند و نخواهند که تو، به چیزی برسی؛ اگر من بخواهم، تو را میرسانم.
یک اثر این ذکر:
پیامبر(ص) فرمودند: اگر این ذکر را به اخلاص بر زبان آوری و بگویی، قدرت فهم کلام خدا را پیدا میکنی.
گفتن این ذکر اگر عادت شود و ملکهی جانت شود بسیار مفید است.
اما امسال میخواهیم در ماه مبارک رمضان که ماه نزول قرآن است از قرآن بگوییم. چند برنامه را باید در ماه رمضان برای خود تکلیف کنیم:
1) تمام تلاش خود را کنیم که این یک ماه را به غفلت سپری نکنیم.
در طی یازده ماه، بسیاری از ساعات را غافل بودیم، بیاییم سعی کنیم که ایام این ماه، روزها و شبهایش را از بیتوجهی و غفلت پرهیز کنیم زیرا غافلان در این ماه، از اِنعام(هدایا) و رحمت گستردهی الهی محروم هستند.
به هر نماز و به هر آیه که در ساعات این ماه تلاوت میکنیم، هدیهای متفاوت دریافت میکنیم.
برای اینکه غفلت نکنیم، خانم مالک (ره) میفرمودند: هر روز به خودت تلقین کن و بگو “شاید این ماه رمضان، آخرین ماه رمضان برای من باشد.”
2) تمام تلاش خود را کنم که در این ماه رمضان، گذشتهی خود را جبران کنم؛ و کم کاریهای خود را جبران کنم.
مثلاً اینکه: باید روزی حداقل پنجاه آیه از قرآن را میخواندم و نخواندم پس جبران کنم و بیش از یک جزء بخوانم. باید در طول سال سحرخیزی میکردم و نکردم پس در سحرهای این ماه، عبادت کنم. باید صلهرحم انجام میدادم و ندادم، پس به افطاری دادن در این ماه، جبران کنم و…
باید فرصتها را استفاده میکردم اما تسویف و امروز و فردا کردم و انجام ندادم پس در این ماه جبران کنم و روزه را بهانهای برای تنبلیِ بیشتر نکنم. بترسم از اینکه فرمودند: اگر ماه رمضان بگذرد و خداوند از کسی نگذرد، او از رحمت خداوند به دور است.
3) شناختن ماه رمضان که از همه مهمتر است. این ماه، ده خصوصیت ویژه دارد که باید آن را شناخت. فردا بحث خواهیم کرد.
اما یک خصوصیت آن این است که ماه نزول قرآن است. ماه رمضان برای ما شیعیان معنای ویژهای دارد و آن اینکه، جمعی که تشکیل میشود برای مقابله با قرآن، تا وقتی آن جمع برقرار است، به طور مداوم و متصل، ملائکهی رحمت در حال نزول و رفت و آمد هستند. رحمت و آمرزش و مغفرت خداوند نازل میشود؛ و دعاها و استغفار را بالا برده و اجابت و آمرزش را پایین میآورند.
اما یک نکته: جلساتی که ما در این ماه تشکیل میدهیم کلاس صوت، قرائت و تجوید قرآن نیست بلکه کلاس مقابله با قرآن است یعنی نشستن رو در روی قرآن و مقایسه کردنِ خود با قرآن.
خواندن قرآن به تنهایی مهم نیست؛ چه بسا کسانی که یک بار هم قرآن را نخواندند اما عامل به قرآن بودند و به بهشت رسیدند؛ و چه بسا کسانی که حافظ قرآن بودند اما به جهنم رسیدند زیرا عامل به قرآن نبودند.
بنابراین هنگام تلاوت قرآن در این ماه، باید احوالات خود را با آیات قرآن مقایسه کنیم.
مثلاً هنگام قرائت سورهی حجرات، خود را با آیات این سوره مقایسه کنیم:
در این سوره خداوند به طور مستقیم فرموده: در محضر بزرگان ادب نگه دارید. از این آیه برداشت میشود که باید رعایت ادب در مقابل معلمان دین و اخلاق و مراجع و علما و …تا ائمه(ع) و قرآن که سخن خداوند است را کرد. خود را مقایسه کن آیا رعایت ادب در مقابل اینها میکنی؟
باز در این سوره خداوند مستقیم میفرماید: «وَلَا يَغْتَبْ»؛ غیبت نکنید. خودمان را مقایسه کنیم با این آیه!
در این سوره خداوند مستقیم میفرماید: «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»؛ گمان بد نبرید که گناه است. دقت کنید که “گمان” آن چیزی است که به زبان آورده نمیشود و فقط در فکر است؛ خداوند میفرماید: همین مقدار هم گناه است! دقت کنید که این گمان هنوز به زبان آورده نشده؛ به گوش کسی رسانده نشده؛ با اشاره به کسی رسانده نشده؛ و فقط در فکر ماست! که می فرماید آن نیز گناه است!
باز در این سوره میفرماید: بُهتان نزنید. گناهِ بهتان زدن از قتل نفس بیشتر است زیرا کسی که کشته میشود، میتوان دیهاش را پرداخت کرد و مدت زمانِ حبساش را کشید و پاک شد اما خداوند در سورهی بقره میفرماید: به کسی که تهمت میزنی، او را کشتهای و از قتل نفس، گناهش بیشتر است چون با دیه نمیتوانی آن را پاک کنی!
خود را باید در مقابل این آیات قرار داد و مقایسه کرد.
یا در قرآن بارها در مورد حجاب گفته شده، باید خود را در مقابل این آیات مقایسه کرد که آیا حجابی که دارم، برجستگیهای بدن من را به گونهای حفظ کرده که قابل تشخیص نباشد؟!
پس در این ماه، باید خود را بسنجیم که اوامر و نواهی قرآن را محترم شمردهایم یا خیر؟!
در آیات قرآن سخن آمده که همهی شما مسافر هستید. اما دو گونه مسافر داریم یکی آنکه در دنیا سفر میکند که باید ره توشهاش را با خود همراه کند. مسافر دیگر، مسافر آخرت است که باید ره توشهاش را از قبل بفرستد و نمیتواند با خود همراه کند. در سورهی صف خداوند فرموده: ای ایمان داران! به خودتان خوب نگاه کنید که چه چیزی از پیش فرستادهاید.
آیا چیزی از پیش فرستادهام که آبرویم را نزد خداوند بخرد؟! آیا نمازی فرستادهام که از پل صراط عبورم دهد؛ آیا روزهای فرستادهام که سپر آتش جهنم برایم باشد؟!
خداوند در قرآن فرموده: در مقابل شبهه، بایست و تفکر کن و توقف کن تا به یقین برسی، آنگاه حرکت کن. ما باید خود را با این آیه مقایسه کنیم. این روزها به چه جرأتی هر چه که در فضای مجازی ارسال میشود را میپذیریم و برای دیگران هم ارسال میکنیم؟!
خوف و رجا هر دو در قرآن آمده است اما مانند دو کفهی یک ترازو هستند که نباید یکی از دیگری سنگینتر باشد که اگر خوف، بیشتر باشد، ناامیدی میآورد اما اگر رجا بیشتر باشد، غرور و سستی میآورد.
حدیثی از پیامبر(ص) داریم که پیشنهاد میکنم آن را برنامهی امسالتان برای ماه رمضان قرار دهید:
پیامبر(ص) فرمودند: چهار چیز است که خداوند به گردن همدیگر از هر زن و مردی واجب کرده است (انجام ندهی گویا واجبی را ترک کردهای)
1- دوست داشتن هر توبه کنندهای. بر ما واجب است که هر توبه کنندهای را قلباً دوست بداریم.
زیرا خداوند آنها را دوست دارد: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ». حتی اگر بدانی که به طور موقت توبه کرده زیرا حدیث قدسی است که خداوند فرموده: گاهی میبینم که بندهام استغفار میکند اما من میدانم که دروغ میگوید با این حال به ملائکهام میگویم “به عزتم قسم که او را بخشیدم.”
پیامبر(ص) وقتی میدیدند که کافری به نزد ایشان میآید، عبایی که با آن نماز میخواندند را پهن میکردند تا او بر آن بنشیند. در این زمینه احادیث فراوانی داریم.
2- مهرورزی به ناتوان، حتی به کودکان. ترحم به دیگران.
3- یاری دادن به نیکوکار. اینکه کسی این روزها نیکوکاری نمیکند یکی از دلایلش این است که مردم با او همکاری نمیکنند و به او یاری نمیرسانند.
4- طلب آمرزش برای گنهکار. این روزها، روزهخواران را که میبینی به جای نفرین دادن، برایشان دعا کنید که “خدایا! قلبهایشان را منقلب کن.”
یکی از عرفا از جایی عبور میکرد، جوانانی کنار دریا نشسته بودند و مشروب میخوردند و میخندیدند. همراهِ عارف به او گفت: به این لاابالیها چیزی بگویید، عارف دستش را بلند کرد و فرمود: امیدوارم خداوند، عیش شما را به عیش بهشت متصل کند. همراه، تعجب کرد و گفت: آیا برای آنها دعای خیر میکنید؟! عارف فرمود: اگر عیش آنها بخواهد تبدیل به عیشِ بهشتی شود، ابتدا باید هدایت و اصلاح شوند؛ من چرا برای هدایت آنها دعا نکنم و برای مرگ آنها دعا کنم؟!
ما موظف هستیم برای گنهکار دعا کنیم.
فردی با پدرش به سفر رفت، پدر در راه مرد. پسر او را شست و کفن کرد اما نمیدانست چگونه بر او نماز میت بخواند، جستجو کرد و چوپانی را پیدا کرد، از او پرسید: کسی را میشناسی که برای پدرم نماز میت بخواند؟ او گفت: من میخوانم. کنار جنازه آمد و چیزی خواند و به کناری رفت. پسر تعجب کرد و گفت: من نماز میت بلد نیستم اما همین قدر میدانم که تکبیر و آداب دارد! چوپان گفت: من همین مقدار بلد بودم و رفت! پسر به ناچار پدر را دفن کرد و بسیار ناراحت شد. به خواب رفت در خواب، پدر را دید که در باغی، خرامان راه میرود، از او سؤال کرد: پدر جان! از کدام عمل به اینجا رسیدهاید؟! پدر گفت: از نماز میت آن چوپان. گفت: او که نماز نخواند، فقط جملاتی گفت! پدر گفت: همان جملات، مرا به اینجا رساند! پسر بیدار شد و به سراغ چوپان رفت و از او پرسید: بر پدرم چه خواندی؟ گفت: من بالای سر او گفتم: “يَا مَنْ يُسَمَّى بِالْغَفُورِ الرَّحِيمِ”؛ ای کسی که اسمت غفور و رحیم است، این غریبه اگر امشب مهمان من که چوپان هستم، میشد، یک گوسفند برایش قربانی میکردم و از او پذیرایی میکردم؛ او امشب مهمان توست، تو چگونه از او پذیرایی خواهی کرد؟! «یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ». همین را گفتم!
گاهی اوقات یک دعا از یک سینه، با اخلاص، چهها که نمیکند!!!