چه کنیم که دچار غفلت نشویم
مختصری در باب ذکر گفتن
ادامه بحث؛ چند برنامه برای ماه رمضان
ده امتیاز مخصوص ماه رمضان
سعی کنید در طول ماه رمضان، اعمال خود را به یکی از ائمهی بزرگوار هدیه کنید، زیرا ما هر چه قدر هم که تلاش کنیم قطعاً نواقصی در عملکردهایمان وجود خواهد داشت، و آنگونه که بایسته و شایستهی درگاه ربّانی است عمل را کامل انجام نمیدهیم، بزرگترین نقصی که تمام اعمال ما دارند، عدم حضور قلب است.
در طول روز که روزهدار هستیم، چند ساعتی را به غفلت از یاد خداوند متعال سپری میکنیم و آن حضور دائمی را احساس نمیکنیم و غفلت یکی از گناهانی است که انسان را از خداوند دور میکند. انسان در نماز سعی میکند که تمام آداب و شرایط ظاهری آن را به درستی به جا آورد، اما از شروع تا انتهای نماز، لحظاتی از آن را در حضور سپری نمیکند و غافل است و این بزرگترین اشکال و ایراد در نماز است.
رسول اکرم(ص) فرمودند: ای کسانیکه در نماز از یاد خداوند غافل هستید، آیا نمیترسید از اینکه بین نماز، خداوند صورت شما را از صورت انسان، برگرداند.
روز قیامت به عدهای، لباس کثیف و پارهای میدهند و به او میگویند این لباس تو است، او با تعجب میگوید: من اینگونه لباسی نداشتهام! اما منادی ندا میکند که: این نمازهای بدون حضور قلب تو است.
حال برای اینکه این غفلت در من بهوجود نیاید، باید چه کرد؟
1) باید به دنبال تهذیب نفس بود، که بزرگترین عبادات است، و آن؛ ترک گناه و معصیت است.
پیامبر(ص) فرمودند: از خانهای که درآن گوشت وجود دارد بپرهیزید زیرا خداوند بیت اللحم را دوست ندارد. خداوند خانهای که در آن غیبت شود را دوست ندارد زیرا به محض اینکه در آن خانه، غیبت شود، گویی گوشت انسانی در آن جویده میشود. غیبت مانند بیماری خوره میماند، (در یک نقطه ایجاد میشود و کمکم شروع به پیشرفت در پوست اعضای بدن میکند، و بعد وارد درون میشود، چنان وارد بافتهای عصبی بدن میشود که دیگر پوست ترمیم نمیشود.
غیبت نیز همانگونه است، ابتدا مانند این است که گوشت مرده خورده میشود، بعد کمکم وارد درونت میشود وبافتهای عقیده و ایمان را از بین میبرد و انسان دچار حبط عمل میشود.)
در نهایت کسی که بیماری خوره دارد از جامعه طرد میشود، و انسانی که غیبت میکند نیز کمکم از اجتماع طرد میشود.
پس خداوند متعال وقتی چنین خانهای را دوست ندارد، اعمال نیکی را که در آن خانه انجام میشود را نیز نمیپذیرد.
یکی از بزرگان نقل کرد: من طلبه بودم، از نور به تهران آمدم، اما قصدکردم که به دنبال علم کیمیا بروم و همه چیز را طلا کنم و با آن فقرا را سیر کنم. بررسیهای زیادی کردم تا اینکه استادی را یافتم و قرار شد هفتهای دو روز به خدمت او بروم و علم کیمیا را بیاموزم. چند وقت رفتم و تعالیم و ریاضتهای سختی هم انجام دادم اما نتیجه نگرفتم، قصد کردم به مشهد بروم، در راه به سبزوار رسیدم و خدمت ملا هادی سبزواری رسیدم. تا کنون همدیگر را ندیده بودیم، همه خدمت ایشان نشسته بودند، بعد از مدتی که جمع قصد بیرون رفتن کرد، آقا به من فرمودند: تو بنشین!
آقا صبر کردند تا همه بروند بعد رو به من کردند و گفتند: جوان! کیمیا به درد تو نمیخورد، وقتت را برای به دست آوردن آن صرف نکن، آن وقت را صرف پاکیزگی نفست کن، زیرا نفس پاک، همان کیمیا است که به هر چیزی که برخورد کند، طلا میکند. مولای ما صاحب الزمان فرموده است: بر شما باد که مراقب نفسهایتان باشید.
2) اعمالتان را به بزرگی هدیه کنید. اگر شما شیء عتیقه داشته باشید، و بخواهید آن را هدیه بدهید، قطعا به بزرگی هدیه میدهید تا درکنار نام آن بزرگ، این شیء شما ماندگار بماند.
شما اعمالتان را به این بزرگواران هدیه میکنید تا این اعمالتان بماند، هدیه قرآن ماه رمضان به وجود مقدس حضرت صدیقهی طاهره(س) باعث میشود که این شیء گرانبهای شما باقی بماند. زیرا قدر فاطمه(س) در نزد خداوند متعال بسیار بزرگ است و ایشان مأمور هستند تا هدیه پذیر باشند اگرچه هدیه اشکال نیز داشته باشد.
تمام اعمال مثبت و خیر خود را به یکی از ائمه(ع) هدیه کنید زیرا این احترام و ادب به وجود مقدس این بزرگواران است.
یکی از سادات نقل کرد که در مشهد شیخی بود که روضههایی خوب میخواند، یک شب روضهی حضرت زهرا(س) خواند و همه بسیار گریه کردند، من نیز منقلب شده و بسیار گریستم، شب به خانه که رفتم، در خواب وجود مقدس حضرت زهرا(س) را دیدم که ایشان به ستون وسط مسجد تکیه زدهاند و بسیار گریه میکند جلو رفتم و دست و پای مادرم را بوسیدم و گفتم: مادر جان اینگونه گریه نکنید من از اشکهای شما میمیرم.
خانم فرمودند: به این شیخ بگو که من با تو چه کرده بودم که دیشب اینگونه دل مرا شکستی؟! این گریههای من از دست اوست. گفتم: بیبی جان مگر او چه گفت؟
خانم فرمودند: به شیخ بگو: من به تو چه بدی کرده بودم که قاتل مرا صدیّق خطاب کردی؟! آیا قاتل من راستگو میشود؟ تو دل من را شکستی.
اعمال امروز ما هدیه است به وجود مقدس حضرت عباس(ع) است.
راوی نقل میکند خدمت یکی از بزرگان اصفهان بودم، او مریض بود و گوشهی حیاط خوابیده بود، ناگهان یکی از زنان ارامنه جلفا، وارد خانه شد، و گفت: حاجی بلند شو، عبا و عمامهات را به سر بگذار زیرا پسرم در حال جان دادن است و تو روضه بخوان تا خداوند او را به برکت روضهی عباس(ع) شفا بدهد. من تعجب کردم.
حاجی به زن گفت: من مریض هستم و نمیتوانم به خانهی تو بیایم. زن گفت: تو در همین دالان خانهات بنشین، و روضهی عباس(ع) را بخوان و من گریه کنم، تا بچهام شفا بیاید.
حاجی شروع کرد به روضه خواندن و سینه زنی کردن، بعد از پایان روضه، زن خوشحال بلند شد و گفت: مطمئن هستم که عباس(ع) ناامیدم نمیکند و بچهام شفایش را گرفته است.
بعد حاجی گفت: این ارامنه هر اتفاقی که در زندگیشان میافتد، من باید بروم و برایشان روضهی عباس(ع) بخوانم زیرا یقین دارند که دست خالی بر نمیگردند.
ذکر گفتن آداب خاص خودش را دارد. میگویند اگر وارد مسجد شدی و دیدی که مردم تسبیح به دست دارند و مشغول ذکر گفتن هستند، سلام نکن زیرا مجبور میشوند که ذکرشان را قطع کنند و جواب تو را بدهد.
امیرالمومنین(ع) وارد مسجد شدند، و یکی ذکر میگفت. امام همه را یکییکی به نام صدا زدند و به آنان سلام دادند اما به آن کسی که تسبیح به دست داشت سلام نکردند وقتی علت را جویا شدند، امام فرمودند: زیرا او در حال گفتن ذکر است. زیرا اگر کسی ذکر کس دیگری را قطع کند، دچار تاریکی قلب میشود.
یکی از بزرگان از قول پدرشان نقل میکند: که خانم بنده در حال زایمان بودند، خبر رسید که یا بچه سالم میماند و یا مادر بچه. من سراسیمه به سمت بیمارستان حرکت کردم آنقدر که حتی منتظر آمدن ماشین هم نشدم، در راه به مغازهی کفاشی، حاج آقا جواد رسیدم، یکی از علما آنجا نشسته بود و مرا صدا زد با وجود آنکه عجله داشتم اما به احترام آن عالم به داخل رفتم و نشستم، از من علت ناراحتی را جویا شد و من ماجرا را نقل کردم. او گفت: ناراحت نباش و در داخل کاغذی ذکری نوشته و به من دادند و گفتند: این را باز نکن و به نزد همسرت برو، و این کاغذ را نزد او قرار بده و بچهات را مورد خطاب قرار بده و بگو: آرام و سنگین و باوقار و سالم به دنیا بیا و اذیت نکن.
من همین کار را کردم و همین جملات را تکرار کردم، بچه به راحتی دنیا آمد، با خود گفتم که به سراغ کاغذ بروم و ببینم چه ذکری در آن نوشته شده است، کاغذ را گشودم و نوشته بود: بسم الله الرحمن الرحیم. اما بسم الله با مسمّا نوشته بود. و این بسم الله معمولی نیست بلکه این ذکری است که به دست آن عالم نوشته شدهاست.
مرحوم خانم مالک(ره) روز آخر ماه رمضان وقتی قرآن ختم میشد میفرمودند: چه کسانی قرآن خواندند و چه کسانی قرآن را خوردند.
این دعا گنجی است بسیار بیبدیل، که از زمان حضرت سلیمان(ع) به ایشان داده شدهاست، و تمام انبیاء و اولیاء و اوصیاء، آن را به شاگران تراز اولشان تعلیم دادهاند. رفع همّ و غم و درد و بلا و وسواس و افسردگی میکند و باعث تنویر قلب، تقویت ایمان، انس با خداوند و گشایش تمام درهای بسته است و فشرده و عصارهی تمام اسلام است. و عصارهی تمام معرفت و کمال و ادب است و بهتر است سه مرتبه در روز و سه مرتبه در شب خوانده شود.
سلیمان(ع) کلید بیتالمقدس را در جیب خود داشت، وقتی خواست که در آن را باز کند و در آن عبادت کند، متوجه شد کلید ندارد، متحیّر ماند. پیرمردی آمد و علت را جویا شد. وقتی سلیمان(ع) علت را گفت، پیرمرد گفت: میخواهی به تو کلیدی بدهم که تمام درهای بسته را باز کند.
بخوان: اللَّهُمَّ بِنُورِكَ اهْتَدَيْتُ وَ بِفَضْلِكَ اسْتَغْنَيْتُ وَ بِکَ أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَيْتُ، ذُنوبی بَینَ یَدَیکَ اَستَغفِرُکَ و اَتوبُ اِلَیکَ یا حَنّانُ یا مَنّان.
خداوندا من این را میدانم که با نور تو هدایت شدم، (خداوند در قرآن به پیامبر(ص) میفرماید که تو میشنوانی اما هدایتکننده من هستم. و البته هدایت با یقضه آغاز میشود و یقضه نور است، نوری که یک لحظه میزند. خداوند نوری به تو زدهاست و دلت را نشانه گرفتهاست، حتی ممکن است جنینی در رحم مادرت بوده باشی، و در دنیا وقتی به سن تکلیف رسیدی مومن شدی و اهل هدایت شدی. خداوند حق معلمی در هدایت ما دارد.)
و به فضل تو من ثروتمند هستم و فقیر نیستم (ما اصولاً فقیر نداریم، خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت: فقیر هستم. آقا فرمودند: خیر فقیر نیستی. او مجدد گفت: من میدانم که فقیر هستم زیرا هیچ چیز ندارم. امام فرمودند: نور هدایت اهلبیت را در دلت میبینم پس تو فقیر نیستی. بعد آقا فرمودند: کمی از محبتی که به مادرمان زهرا(س) داری به من بده من تو را از دنیا غنی میکنم. مرد گفت: نمیدهم. زیرا فضل خداوند، محبت حسن و حسین(ع) است.)
و به حول و قوت تو روز را شب میکنم و شب را روز میکنم. همهی گناهانم در دستان تو است (تمام گناهانی که آهسته هم انجام دادم و شنوایی تو را به سخره گرفتم.)
استغفار و برگشتم و توبهام نیز به سمت تو است (مرحوم خانم مالک(ره) میفرمودند: خدایا ما کبوتر جلد تو هستیم، صبح میپریم و همه جا سر میزنیم، اما شب که میشود به خانهی تو برمیگردیم. خدایا دوازده ماه پریدم و به همه جا سرک کشیدم اما با آمدن ماه رمضان به سمت تو آمدم و به سمت همان خالق خودم آمدم. اما کبوتر همانگونه که سبکبال میرود، شب هنگام نیز باید سبکبال برگردد اما من بعد از یازده ماه، سنگین به نزد تو آمدهام، وقتی بر میگردم مانند بهمنی که از کوهها حرکت میکند و هر لحظه سنگین و سنگینتر میشود و اگر روی به چیزی برخورد کند نابود میکند. اما تو خودت گفتی که این ماه، ماه آمرزش و بخشش است)
ای خدای مهربان این خدای منت گذار که منت میگذاری و میپذیری و میبخشی.
این دعا را در همیشهی زندگیت بخوان.
یکی از عمده وظایف ما در این ماه این است؛ اولین مرحله این است که از غفلت دوری کنیم، در فرهنگ دینی ما آدمی که غافل از یاد خداست، اما زنده است، راه میرود، حرف میزند، در فرهنگ اسلام مرده حساب میشود، اما آن آدمی که به یاد خداست، و به یاد خدا عمری زندگی کرده، بعد از سالها میمیرد، در حالیکه زیر دست غسال است، زنده حساب میشود، غفلت بلایی وحشتناک است.
یکی از بزرگان شاگردان امام رضا (ع) بود، زمانی که عید نوروز میشد، از غفلت مردم به وحشت میافتاد، ناخوش میشد و حسابی لاغر میشد، از غفلت مردم این جور به وحشت میافتاد، حالا چی شده که ما از غفلت خودمان نمیترسیم! و سپس داد میزد: ای وای، ای وای از غفلت.
زمانی که انسان خودش، نیازهایش و ناتوانیاش را فراموش کرد، مقدمه فراموشی از یاد خداوند است، زمانی که انسان از خودش غفلت کرد، مقدمه غفلت از خداست.
به سراغ بحث امروز میرویم، گفته شد، یکی از وظایف ما شناخت ماه رمضان است، با حدیث زیبایی که حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه فرمودهاند.
پیغمبر در معرفی ماه رمضان خیلی تلاش و کوشش داشتند، با خطبههای طولانی؛ یک حدیث، حدیث عجیبی است، میفرماید: یاایها الناس! با اینکه مسلمانها روزه میگیرند در این جا فرموده است: یا ایهاالناس، با اینکه میشد بفرمایند: یا ایها الذین آمنوا، و یا بگوید: یا ایها المسلمون؛ ولی فرموده: ای همه مردم! استنباطی دارم و آن این است که دایره رحمت خداوند در این ماه آنقدر زیاد است که فراگیر جهان هستی است، این را باور کن، حواستان را جمع کنید که همانا ماه خداوند رو کرده است به شما؛ این امتیاز اول ماه رمضان است، که در میان یازده ماه گذشته، این ماه، ماه خداست، چرا این ماه، ماه خداست؟ مگر خدا در ماههای دیگر نمیآمرزد؟ مگر خدا در ماههای دیگر دعاها را اجابت نمیکند؟ مگر در ماههای دیگر شفا نمیدهد؟ مگر در ماههای دیگر روزی نازل نمیکند؟ چرا، در ماههای دیگر هم اینگونه است، در ماههای دیگر خدا خدایی میکند؛ پس چرا در میان ماهها، ماه رمضان ماه خداست؟ حتما یک تناسبی بین این ماه و خداوند است، اگر این تناسب را پیدا کنی ماه رمضانت حقیقی میشود، مجازی نیست.
در این ماه آن تجلی که خدا به بندگانش دارد، تجلی مخصوصی است، در این ماه خدا اگر تجلی کند بر بندگانش با اسم رب است، تجلی کامل و نهایی او بر بندگانش با اسم رب است، رب یعنی تربیت کننده و مربی، به همین جهت گفتهاند ماه رمضان یک مدرسه است، یک مدرسهی یک ماهه است؛ ادبستان است، قرار است در این یک ماه، ما کتاب خدا را از اول تا آخر تمام کنیم، کتابی که از آسمان است، و قانون تربیت است، ماه رمضان؛ مدرسه، کتاب تربیت و اصول تربیت خود قرآن، معلم تربیت؛ خداوند است، ناظم نظم دهنده و دعوت کننده و کلاس تشکیل دهنده، رسول خدا است و امتحان گیرندهی روز عید، امام زمان عجل الله فرجه است، بحث ما با خداوند، بحث معلم و شاگرد است، معلم نگران شاگردش است، خدا نگران تو است، غصه میخورد از اینکه به سمت بدی و به سمت جهنم میروی، این حرف بزرگی است که تو شاگردی و خدا معلم، بله درست است زیرا ماه رمضان، ماه ترک است، ترک یعنی تقوا، و خدا در قرآن میفرماید: واتقوا الله و یعلمکم الله؛ شما تقوا پیشه کنید، من خودم معلم شما میشوم. تقوا یعنی چی؟ یعنی ترک؛ مقدمه ترک حرام، ترک حلال است، آب حلال را نخور در چند ساعت، تا بتوانی شراب نخوری، لقمه حلال را نخور، تا بتوانی از حرام چشم بپوشانی، از همسر حلال خودت چشم بپوشی تا به نامحرم نزدیک نشوی.
در جمعه آخر ماه شعبان، پیامبر بسیار خطبه در شان ماه رمضان خواندند، و کارهایی که باید در این ماه انجام شود، حضرت علی علیهالسلام فرمودند: چه کار کنیم که در این ماه به خدا نزدیکِ نزدیک شویم،که از آن نزدیکتر نباشد؟
فرمودند: ترک معصیت، ترک معصیت نباشد عبادت دیگر فایده ندارد.
امتیاز اول: این ماه، ماه خدا است از میان تمام ماه ها.
امتیاز دوم: ماه برکت و رحمت است، برکت معنوی، در سالهای پیش گفتم که حضرت زهرا علیها السلام مبارکه هستند، اوج مبارکه بودن ایشان را بخواهیم بگویم این است که تسبیحات حضرت زهرا از هزار رکعت نماز امام جعفر صادق علیهالسلام بالاتر است، در هر رکعت سوره توحید میخوانی، هر سه تا سوره توحید که میخوانی، انگار ختم قرآن کردهای، حالا هزار رکعت نماز چند تا قل هو الله دارد؟ آن وقت اگر این نماز را امام جعفر صادق علیهالسلام بخواند، چقدر ثواب دارد! این تسبیحات خانم افضل است از این همه قل هو الله و ختم قرآن که امام صادق علیهالسلام بکند؛ حالا ماه رمضان ماه برکت است، فرمود: زیر لب و کسی هم نشنود، در دلت یک بسم الله الرحمان الرحیم بگویی، در ماه رمضان ثواب یک ختم قرآن را میبری. در ماه رمضان هر کلمه از خواندن قرآن ثواب یک ختم قرآن دارد، حالا کسی که در ماه رمضان یک ختم قرآن بکند، انگار6666مرتبه ختم قرآن کرده است. حالا کسانی که دو ختم قرآن میکنند! این از برکات ماه رمضان است. رحمت واسعهاش، که یا ایها الناس گفته شد از برکات ماه رمضان است.
امتیاز سوم: ماه آمرزش گناه، ماه مغفرت است.
ماهی است که زیاد در آن استغفار وارد نشده است، برعکس ماه شعبان و رجب که در دعاهای وارده بسیار استغفار دارد، چرا؟! زیرا خدا به ملائکه میگوید: همین که سحر بلند شد، یعنی آمدم، او بلند شد یعنی آمدم، منم توفیق روزه به او دادم، یعنی تو را بخشیدم.
امتیاز چهارم: لحظاتش، شب و روزش، ساعاتش بهترین ایام و روزها است. بهترین است در نزد خداوند، ماه رمضان نزد خداوند افضل ماهها است، نه نزد مردم بلکه نزد خداوند! درک این موضوع کنید. روزهایش افضل ایام و شبهایش افضل شبها است.
شبهای ماه رمضان وقت عبادت و سجده است و نه لهو و لعب.
امتیاز پنجم: رمضان ماهی است که شما دعوت شدهاید، به مهمانی خداوند، چرا دعوت شدم؟ میخواهد چیکار کند؟ دعوتت کرده به این مهمانی، تا احترامت کند و تو را عزیز و گرامی بشمارد. خدا میگوید: تو روی زمین من را بندگی کردی، من دعوتت در ملکوت کردم. خدا خواسته تا تو را تکریم کند، احترامت بگذارد و شخصیت بهت بدهد و همنشین در جوار اولیا و ملائکه کند.
روزهدار غیر خدا را ترک میکند و میشود متقی، و نزد خداوند، انَّ اکرمکم اَتقاکم. متقی مورد تکریم است.
امتیاز ششم: چون محترم شدی، چون خدا تو را عزیز شمرد نَفَسهایت تسبیح میشود و خوابت هم عبادت میشود، زیرا در محضر خدایی، نفس کشیدن در محضر خداوند عبادت است.
زمانی که به دیدن عالمی میروید، در آخر کار به او میگویی در محضر شما بودن عبادت است، در محضر اهلبیت علیهم السلام بودن، درحرم آنها بودن عبادت است، حالا خدا تو را دعوت میکند و احترامت میکند و میگوید در محضر من نفس بکش، و این عبادت است، و سپس میفرماید: دعای شما در این ماه مستجاب است.
امتیاز هفتم: درهای بهشت باز است و دربهای جهنم بسته است.
امتیاز هشتم: تمام دربهای رحمت الهی باز است.
امتیاز نهم: ماه سرنوشت و ماه تقدیر است، ماه روزی، ماه روزی و معنویات. امام صادق علیهالسلام فرمودند: در این ماه زحمت بکشید و اضافه کاری کنید، زحمت بکشید، زیرا در این ماه روزی ها تقسیم میشود.
اجلها معین میشود، تاخیر بیندازید، عمرها روزی میشود، روزی بیشتر بگیرید.
امتیاز دهم: ماه تقاضا است، بخواهید، سوال کنید، از خدای خودتان با نیتهای صادق، و قلبهای پاکیزه، بخواهید: که شما را موفق کند به اینکه برای او روزه بگیرید، روزه او را بگیرید، نه روزه خودت را، و تلاوت کتاب خداوند.
این جا فرمود: تلاوت، تلاوت سه مرحله دارد: خواندن، فهمیدن، عمل کردن، جمع اینها میشود تلاوت.
پیامبر اکرم دو نصیحت فرمودند؛
یکی) در این ماه زبانهایتان را حفظ کنید، آی که سکوت خوب است، فرمودند: مومن زبانش پشت قلبش، اما منافق حرف میزند و پشیمان میشود، و زبانش جلوی قلبش است.
و نصیحت دوم) ببندید چشمهایتان را از چیزهایی که خدا دیدن آن را حرام کرده است.
حریم مردم را نگه داریم.
یا ایها الناس! همه مردم! هر کس خوشگل و زیبا و پاک کند خلقش را، و یا هر کس یک حسنه اخلاقی در خودش بوجود بیاورد، این اخلاق حَسَن ماه رمضان، جواز عبور از پل صراط میشود، بداخلاقی نکنید.
در این ماه رفتار و کردارتان را درست کنید این برای شما جواز عبور از صراط میشود.