بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا(س) أغیثینی

محورهای سخنرانی

ادامه بحث؛ یکی از خصوصیات ماه رمضان دعا کردن است

سخن امام خمینی (ره) در باب غفلت از یاد خداوند

چهار حمدی که پیامبر اکرم (ص) به خواندن آن توصیه کردند

دیروز گفتیم به جهت اینکه نواقص اعمال عبادی ما برطرف شود، آن را هدیه به بزرگواری می‌کنیم. اعمال امروز و ثواب مجلس‌نشینی‌مان را به پیامبر اکرم(ص) هدیه خواهیم کرد. این هدیه دادن؛ ربط ما را با اهل‌بیت(ع) قوی می‌کند.

مرحوم میرزا نائینی که از علمای بسیار بزرگوار ما بودند، با شاگردانشان پیاده از نجف به کربلا رفتند. فصل بهار بود و هوا بارانی شد، باران بسیاری بارید و میرزا سرما خورد. وقتی به کربلا رسیدند، ذات الرّیه کرد و احوالش بسیار خراب شد. در حجره او را خواباندند. هر کسی کاری می‌کرد یکی به دنبال دکتر رفت، دیگری دعای عدیله می‌خواند و یکی هم برای توسل به حرم امام حسین علیه‌السلام رفت؛ ضریح را گرفت و دعای بسیار کرد، بسیار ناله کرد که میرزا حالش خوب شود، سه ساعت گذشت؛ بازگشت تا از احوال میرزا جویا شود، دید میرزا نشسته و تب ندارد. میرزا اشاره کرد که جلو برود، میرزا گفتند: من مُردم و طعم مرگ را چشیدم، ملائکه آمدند و عزرائیل هم آمد و من تو را هم دیدم که ضریح امام حسین علیه‌السلام را گرفته بودی و می‌خواستی امام شفیع شوند که من برگردم. میرزا ادامه داد: ملکی از آسمان آمد و آنچه از اول عمر تا اکنون داشتم، همه را گرفت؛ صرف و نحوی که بلد بودم؛ منبرها، کرسی درس، مال و ثروت و … همه را گرفت، تمام ماحصل عمرم را گرفت و من فقیر شدم؛ فقط دو چیز را نتوانست از من بگیرد؛ یکی قرآنی که خوانده بودم و آن علمی که از قرآن کسب کرده بودم و دیگری محبت اهل‌بیت (ع). من هنگام مرگ گدا شدم و فقط همین دو برایم ماند!

با قرآن؛ در زندگی انس بگیریم و به آیاتش عمل کنیم، مخصوصا آیات عبادی و اخلاقی آن که دیروز گفتیم پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگر اخلاقت را در ماه رمضان حَسَن کنی، جواز عبور از صراط را گرفته‌ای. حال اگر قرآن خواندنمان را به امام حسین علیه‌السلام هدیه کنیم؛ چقدر به داد ما می‌رسد؟!

ادامه بحث؛ یکی از خصوصیات ماه رمضان دعا کردن است

گفتیم که یکی از خصوصیات ماه رمضان این است که ماه دعا است و ماه خواستن و ماه اجابت از سوی خداوند است.

ما نباید فقط زمانی که مشکلی یا نیازی داریم، دعا کنیم. دعا در زندگی ما باید به عنوان یک عبادت بسیار بلند مرتبه جای گیرد.

زراره از امام صادق(ع) در اهمیت دعا نقل می‌کند و می‌گوید خدمت امام صادق(ع) رسیدیم، مردی سوال کرد: یابن رسول الله! اگر یک نفر شب تا صبح نماز بخواند بدون وقفه، او کارش با فضیلت‌تر است یا شخصی که شب تا صبح به درگاه الهی دعا کند؟ امام بلافاصله فرمودند: کار شخصی که نشسته و دعا می‌کند؛ بافضیلت‌تر است. شخصی که از خدا تقاضا می‌کند، افضل‌ است از شخصی که نماز می‌خواند چرا که این کار، اثر سازندگی‌اش بیشتر است.

دعا به درگاه خدا؛ انقطاع از دیگران است،

دعا به درگاه خدا؛ توکل به خداوند است،

دعا به درگاه خدا؛ اعتماد به خداوند است،

دعا به درگاه خدا؛ تفویض امور به خداوند است، اما نماز یک عبادت پر ثواب است. اثر سازندگی دعا بیشتر است.

از طرفی دیگر فضیلت خود نماز هم؛ به قنوت نماز است. نور نماز به قنوتش است. در قنوت نماز ما دعا می‌خوانیم؛ «اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ» دعا برای امام زمان است. خداوند رحمت کند جناب آقای بهاالدینی را، ایشان در تمام  قنوت نمازهایشان، دعای «اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ» را می‌خواندند. روزی شخصی نامه نوشت؛ شما دعای دیگری بلد نیستید، ایشان گفتند: من دعاهای متفاوتی می‌خواندم، امام زمان(عج) برایم پیغام دادند که در قنوت نمازهایتان برای من دعا کنید و من این دعا را می‌خوانم.

امام حسین(ع) به حضرت زینب(س) فرمودند: در قنوت نماز شبت برای من دعا کن. نماز شب کدام است؟! یازده رکعت نماز شب نیست؛ هشت رکعت آن نافله است و دو رکعت شفع است و یک رکعت وتر، نماز شب است. در این یک رکعت هم بیشتر قنوت است تا قرائت سوره. در حقیقت امام حسین(ع) فرمودند: وقتی دست خود را بلند می‌کنی برای من دعا کن.

پس دعا فقط ابراز نیاز کردن، نیست. یک وسیله تربیتی است که از نماز بالاتر است.

در کتاب عدة الداعی راوی از امام محمد باقر(ع) سوال کرد: یابن رسول الله! آیا تلاوت قرآن برتر است یا دعا و نیایش؟ امام فرمودند: دعا و نیایش.

نه اینکه روزها قرآن نخوانی، خیر به این معنا نیست؛ یعنی قبل از قرآن خواندن، دعای آغاز قرآن را بخوان و قرآن تلاوت کن و بعد دعای بعد از قرآن را بخوان. اما زمانی هست که مثلا شما به قم رفته‌ای، زیارت کرده‌ای و ده دقیقه بیشتر وقت نداری، حال سوره یس بخوانی بهتر است یا دعای توسل؟ دعای توسل بهتر است. نیمه شب است برای عبادت بلند شدی، وقت کمی داری، سوره یس بخوانی و یا یک رکعت نماز وتر بخوانی؟ یک رکعت نماز وتر را بخوان و در قنوتش دعا کن.

حال این افضل بودن برای چیست؟ چون دعا، هم تقاضا است و هم ذکر و یاد خداوند است.

ابوحمزه ثمالی از امام محمد باقر(ع) نقل می‌کند: در تورات اصلی آمده است که حضرت موسی از خداوند سؤال کرد: خدایا! آیا نزدیکی که من با تو نجوا کنم یا دوری که من ندا کنم؟ خداوند فرمود: یا موسی! من هم‌نشین کسی هستم که مرا یاد کند.

(دعا؛ یاد خداوند است. ذکر؛ یاد خداوند است.

در دعا؛

قدرت خداوند را یاد می‌کنیم؛ متواضع می‌شویم،

عذاب خداوند را یاد می‌کنیم؛ تواب می‌شویم،

نعمت خداوند را یاد می‌کنیم؛ شاکر می‌شویم،

عفو خداوند را یاد می‌کنیم؛ استغفار می‌کنم،

عظمت خداوند را یاد می‌کنیم؛ تسلیم می‌شوم،

غنای خداوند را یاد می‌کنم؛ فقر خود را به یاد می‌آورم،

حیّ بودن خداوند را یاد می‌کنم؛ مرگ را به یاد می‌آورم،

محاسب بودنش را یاد می‌کنم؛ نامه عمل خود را بررسی می‌کنم.)

حضرت موسی سؤال کرد: خدایا در آن روزی که هیچ پناهی وجود ندارد جز پناه تو، در آن روز چه کسانی را پناه می‌دهی؟ ندا آمد: من در آن روز خودم پناه کسانی هستم که در دنیا یادم می‌کنند.

(کسی که وقت گناه مرا یاد کرد؛ گناه را ترک کرد، وقت دعا مرا یاد کرد؛ عبادتش را خالص کرد، وقت غفلت، مرا یاد کرد؛ و به سمت من رجوع کرد.)

موسی! من در آن روز دوستی می‌کنم با کسانی که در دنیا به خاطر من با یکدیگر دوستی می‌کنند.

(در حدیث دیگری است که وقتی خداوند بنده‌ای را دوست داشته باشد؛ محبتش را به دل دوستانش می‌اندازد. محبتش را به دل امام زمان می‌اندازد که امام در این سحرها که دعا می‌کند برای او ویژه دعا کند.)

اینان (یاد کنندگان، ذاکران، هوشیاران و کسانی که به خاطر خداوند به یکدیگر محبت می‌کنند) وقتی مردم گناه می‌کنند؛ و من بنا دارم بر مردم بلا نازل کنم؛ به خاطر اینها، بلا را از مردم دور می‌کنم.

سخن امام خمینی (ره) در باب غفلت از یاد خداوند

مرحوم امام خمینی (ره) فرمودند: غفلت از حق و این‌که انسان یادش برود خدا را یاد کند، کدورت قلب را زیاد می‌کند و قلب قسی می‌شود و نتیجه این می‌شود که هوی نفس بر قلب انسان چیره می‌شود. این آدم دیگر از پسِ قلبش برنمی‌آید. وقتی انسان غفلت کرد و قلب کدر شد و نفس قسی شد؛ آن‌وقت مفاسد اخلاقی این آدم زیاد می‌شود.

آن‌گاه مرحوم امام فرمودند: ذکر خدا و یاد خدا، دل را صفا می‌دهد و دل وقتی مصفا شد؛ صیقلی و براق می‌شود. وقتی دل صیقلی شد؛ محل جلوه‌ی خدا می‌شود. خدا خوانی، این آدم را به خدابینی می‌رساند.

یاد خدا بر اثر مداومت، تکرار ذکر خدا بر اثر مداومت و دعا خواندن، دل را صیقلی می‌کند آنگاه وقتی نگاه می‌کنی جلوه‌ی محبوب را در این دل می‌بینی. آن‌وقت عالم برایت می‌شود محضر خدا و روحت مصفا می‌شود و از قید اسارت نفس خارج می‌شوی و فضائل اخلاقی‌ات زیاد می‌شود؛ و به این جهت ذکر و یاد خدا مهم است و ترک آن قلب را می‌کشد و داشتنش آن‌چنان انسان را نورانی می‌کند که خدا را در قلبش می‌بیند؛ و وقتی من ببینم که خدا، مرا می‌بیند سعی می‌کنم که خودم را مبرّا از عیوب کنم پس فضائل اخلاقی من زیاد می‌شود.

امام خمینی (ره) فرمودند: حقیقت ذکر و اسم خدا؛ و باطنش این است که به‌مرور زمان، قلب شما به شکل آن ذکر درمی‌آید.

یک سال است که 66 بار صبح به صبح می‌گویم “یا الله” با این ذکر قلبت به شکل “الله” درمی‌آید و “الله” حاکم می‌شود بر قلبت. حکایت لطیفی است که: آن زمان که مجنون برای حجامت رفت، هر جا را تیغ می‌خواست بزند، مجنون می‌گفت: نزن! می‌خورد به لیلی! پرسید: لیلی کجا است؟ مجنون گفت: در تمام رگ‌های من لیلی جاری است.

 ذکر خدا مداومتش موجب می‌شود که این جریان دائمی خدا را در خودت ببینی؛ و وقتی “الله” شد حاکم قلب شما، “الله” حکم می‌دهد به چشمت، حکم می‌دهد به تمام اعضای بدنت، حکم می‌دهد به‌ظاهر و باطنت، بنابراین عضوی از اعضای بدن شما دیگر غیر خدایی نمی‌ماند و این، اهمیت ذکر و دعا است.

امام فرمودند: الآن محجوبیم؛ حجاب افتاده و نمی‌بینیم، فردا که حجاب‌ها می‌روند کنار در قیامت، نتیجه‌ی بزرگ یاد خدا مکشوف می‌شود؛ و آن عده‌ای که در دنیا غافل بودند خودشان را محروم می‌بینند از لطایف و نتایج و نعمت‌ها و پاداش‌ها و جنت‌هایی که قابل وصف نیست؛ و چون می‌بینند که دیگر محل جبران هم ندارند، حسرتی می‌خورند که قیامت برایشان تبدیل به “یوم الحسرة” می‌شود. حسرت بزرگ را کسی می‌خورد که در دنیا کمتر یاد خدا کرده است.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: از میان همه‌ی اسماء الهی، بعد از “لااله‌الاالله”، اولی‌ تر “الحمدلله رب‌العالمین” است.

امام صادق علیه‌السلام شیئی را گم‌ کرده بودند، فرمودند اگر پیدایش کنم خدا را چنان حمد می‌کنم که از آن بالاتر نباشد. ساعتی بعد، شیء پیدا شد، همه جمع شدند ببینند که آقا چه می‌گویند که یاد بگیرند؛ امام فرمودند: الحمدلله رب‌العالمین.

چهار حمدی که پیامبر اکرم (ص) به خواندن آن توصیه کردند:

رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند: هر وقت غمگین و ناراحت می‌شوم و دشواری پیش می‌آید، جبرئیل نازل ‌شده و می‌فرمود: یا رسول‌الله! خداوند بر تو سلام رسانده و فرمودند: آیه‌ی 34 سوره‌ی فاطر را بخوان:

«قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکُورٌ»

 «می‌گویند: تمام ستایش‌ها، ویژه‌ی خداست که اندوه را از ما برطرف کرد، بی‌تردید پروردگارمان بسیار آمرزنده و عطاکننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.»

امروز من به شما چهار حمدی را که رسول اکرم (ص) به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمودند، می گویم؛ ایشان فرمودند: علی جان! می‌ترسم که امتم صبح به صبح این چهار حمد را نگویند و از دریافت نِعَمِ الهی محروم شوند. در جای دیگر حدیث داریم که وقتی خدا را این‌گونه حمد نکردی، وفور نعمت می‌دهد و در دسترست هست اما نمی‌توانی از آن استفاده کنی.

  1. اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَرَّفنى نَفْسَهُ وَ لَمْ یتْرُکنى عَمْیانَ الْقَلْبِ.

 ستایش خدایى را سزاست که خود را به من شناساند و نگذاشت من کوردل بمانم.

(کل دنیا، فرشی است که خداوند بافته و زیر پای بندگانش انداخته و می‌خواهد بگوید که زیر پایت را نگاه کنی، من را می‌بینی. کافر کوردل است؛ برای این‌که این فرش را دست خدا نمی‌بیند، قدرت خدا را نمی‌بیند.)

  1. اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى جَعَلَنى مِنْ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ.

ستایش خدایى را سزاست که مرا از امت محمد صلی‌الله علیه و آله قرار داد.

(پیامبری که درشتی و خودخواهی ندارد و خُلقش عظیم است، قرآنش عظیم است از امت پیامبری نیستم که در حقم نفرین کند، از امت پیامبری نیستم که روز قیامت بگوید مرا دریاب و امتش را رها کند، امت پیامبری هستم که تا نفس آخر گفت: امتم.)

  1. اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى جَعَلَ رِزْقى فى یدَیهِ وَ لَمْ یَجْعَلْ رِزْقى فِى اَیدى النّاسِ.

ستایش خدایى را سزا است که روزى مرا در اختیار خود قرار داد و روزیم را در اختیار مردم قرار نداد.

(از لحظه‌ای که آفریدی، روزی تمام مخلوقات را به دست خودت گرفتی)

در برخی از کتاب‌های آسمانی است که به پیامبر زمان گفت: به عالِم دانشمند بگو: علمت تو را به عُجب و غرور نیندازد؛ اگر گمان می‌کنی علم کامل داری، بگو چه روزی و چه ساعتی و کجا می‌میری؟ به ثروتمندان که به ثروتشان مغرور هستند بگو: اگر می‌توانی یک روز، تمام مخلوقات مرا روزی بده. به آن‌کسی که به قدرتش و زور بازویش متکبر و مغرور است بگو: اگر می‌توانی بر شهواتت غلبه کن؛ به کسی که به هوش و زیرکی خود مغرور است بگو: اگر خیلی زیرکی پس چرا خانه‌ی باقی‌ات را خراب می‌کنی و خانه‌ی فانی‌ات را آباد؟

خداوند نهنگ‌هایی را در دریا دارد که گوشت‌خوار هستند و این گوشت‌ها میان دندانشان می‌ماند و ایجاد درد می‌کند؛ این نهنگ‌ها به ساحل می‌آیند و دهانشان را باز می‌کنند تا پرنده‌های کوچکِ نوک‌تیز را که خدا آفریده، میان دهان نهنگ بروند و از گوشت‌های مانده در میان دندان نهنگ، تغذیه کنند؛ تا وقتی پرنده در دهان نهنگ است، نهنگ دهانش را نمی‌بندد با این‌که گوشت‌خوار است.

  1. اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى سَتَرَ ذُنُوبى وَ عُیوبى فَلَمْ یفْضَحْنى بَینَ الناس.

ستایش خدایى را سزاست که گناهان و عیب‌هایم را پوشاند و در میان خلایق رسوایم نکرد.

خواندن این حمد به آدم روحیه می‌دهد و اعتماد به‌نفس و امید می‌دهد. انسان به امید زنده است امید از اتکا به قدرت لایزال حاصل می‌شود. کسی که به خدا اعتماد داشته باشد هیچ‌گاه از درگاه خدا ناامید نمی‌شود.

نقل کرد: برادری داشتم هیجده،نوزده‌ساله که مصروع بود، روزی در کنار رودخانه غش کرده بود و در آب افتاده بود؛ برادرم مرده بود و جنازه اش زیر پل گیرکرده بود و آب را بند آورده بود؛ کشاورزها جمع شدند و با بیل و کلنگ زیر پل زدند تا جنازه‌ی برادرم بیرون آمد، ساعت‌ها از مرگش گذشته بود. من می‌دانستم که آقای نخودکی برای ریاضت به ده ما آمده است، سراغ ایشان رفتم و ماجرا را تعریف کردم و از ایشان خواستم که برای شفای برادرم، دعایی بخوانند. مردم مرا مسخره کردند که دیوانه شده‌ای؟! ساعتها از مرگ برادرت می گذرد!

آقا آمدند بالای سر برادرم و پارچه را از روی بدن برادرم برداشتند و با انگشت مبارک خود یک اشاره به سر و پیشانی او کردند و دعایی خواندند، سپس برادرم عطسه‌ای کرده وزنده شد. من رو به مردم گفتم: ای مردم! نَفَس آقا ‌حقّ است اما امید من به خدا هم بود که برادرم را زنده کرد!