برنامه شبهای جمعه
ادامه بحث دعا
کلمه رب در قرآن
امشب، اولین شب جمعه ماه مبارک رمضان است. معمولا شبهای جمعه عادی، هزار درب رحمت بیش از شبهای دیگر باز میشود. در ماههای دیگر، شب جمعه ملکی از آسمان به آسمان اول میآید و از بعدازظهر پنجشنبه تا صبح جمعه صدا میزند: آیا دردمندی است که دوا بخواهد؟ گناهکاری هست که آمرزش بخواهد؟ فقیری هست که غنا بخواهد؟ حاجتمندی است که حاجت بخواهد؟ … امشب، شب آمرزش و رحمت و دَهِش و انس با خداوند است. در ماههای دیگر این اتفاق، در شب جمعه است اما در ماه رمضان هر شب این اتفاق میافتند و ملک هر شب صدا میزند که گنهکاری هست که آمرزش بخواهد و … .
فرمودند: بیسعادتترین آدمها، کسانی هستند که شبهای ماه رمضان از آنها بگذرد و چیزی از خداوند نخواهند و بیسعادتتر از آنها، کسانی هستند که شب جمعه ماه رمضان از آنها بگذرد و چیزی از خداوند نخواهند.
شب جمعه ماه رمضان به اندازه تمام شبهای دیگر که خداوند رحمت کرده، امشب اضافه رحمت میکند.
برنامه شبهای جمعه ویژه است. امام جعفر صادق(ع) فرمودند: شیعیان ما روز پنجشنبه خودشان را خسته نمیکنند و کار سنگین نمیکنند، چون در دل شب جمعه با خداوند وعده دیدار دارند.
اگر بدن خسته باشد، بدن خواب میطلبد و حال مناجات را از دست میدهد.
امام صادق(ع) فرمودند که پیامبر(ص) فرمودند: اُف بر آن آدم از امت من که شب جمعه را تدارک نبیند و برنامهایی نداشته باشد که روز جمعه بر معارف دینیاش اضافه شود.
این حدیث به این معنا نیست که حتما به جلسه بروید، چرا که در روزهای جمعه که خانواده هستند ممکن است برای آنها ایجاد مزاحمت شود، شما میتوانید در همان خانهتان یک کتاب مکیال المکارم تهیه کنید و بعد از نماز صبح چند حدیث از کتاب بخوانید یا سخنرانیها و برنامههای مذهبی رادیو یا تلویزیون را دنبال کنید.
1ـ صدقه دادن: صدقه از صدق میآید یعنی دوستی، صداقت و محبت. صدقه لزوماً دفع بلا نیست، میتواند هدیه باشد که محبت مرا نشان میدهد. چرا میگویند بهترین صدقه آن چیزی است که مرد به زنش هدیه دهد؛ چرا که علامت دوستیاش است؛ پدر و مادر به اولادشان دهند، چون صدقه، لزوماً دفع بلا نیست. در قدیم رسم بود همسایهها هر چیزی که درست میکردند به همسایههای دیگر هم میدادند؛ که این هم صدقه محسوب میشد. اگر کسی چیزی درست میکرد؛ کمی هم برای همسایه میبرد. همسایه از همسایه فقط ارث نمیبرد، مابقی حقوق خواهر و برادری را دارد.
حضرت یوسف 40 سال از پدر دور بود، بعد هم بنیامین را مدتی نزد خود نگه داشت. حضرت یعقوب گریه کرد که 40 سال یوسف نیامد، حال نوبت بنیامین است؟! خداوند فرمود: یعقوب ناله نکن، حتی اگر بچههایت را میرانده بودم، زنده میکردم و به تو برمیگرداندم، آنها زندهاند و نزد تو برمیگردند اما یادت است که در فلان زمان، بچههایت را جمع کرده بودی، گوسفندی کشتی و کباب کردی؛ همسایهی کناری تو روزه بود و گرسنه، و چیزی برای او ندادی!
حال، عالیترین صدقه که میتوانم بدهم به آن کسی است که فقیرترین باشد. فقیرترینها چه کسانی هستند؟ آنها که دستشان از دنیا کوتاه است و از دنیا رفتهاند. چرا آنها فقیرترینها هستند؟ در حدیث است کسی که در دنیا نماز شب نخواند، هنگامیکه بمیرد در عالم برزخ گدا و نیازمند است.
2ـ شب جمعه، شب بهار صلوات است، صلواتهای مکرر. تا فردا عصر بیشترین ذکرتان صلوات باشد.
جانباز و موجی جنگ بود و وقتی موجی میشد؛ با همه درگیر میشد، میشکست و میزد؛ با پلیس درگیر میشد و … . پدر و مادرش نزد عالمی رفتند و گفتند: آقا توسلی برای ما نیست؟ آقا فرمودند: 72 هزار صلوات نذر حضرت علی اکبر امام حسین(ع) کنید، یا در یک مجلس انجام دهید؛ یا با هم تقسیم کنید. با هم تقسیم کردند و هنوز ده هزار صلوات مانده بود که هنگام عصر درب خانه را زدند و دختر بچهای که چادر عربی به سر داشت، کاسهای که گوشت درون آن بود به پسر داد و گفت: این را بخور تا خوب شوی. آن را خورد و بهتر از قبل شد. مادر کاسه را به درب خانه همسایهها برد تا صاحبش را پیدا کند اما همه گفتند که برای ما نبوده، نزد عالم رفت و ماجرا را بازگو کرد، آقا فرمود: جستجو نکن، شاید خواهر کوچک حضرت علی اکبر(ع) برایت آورده است.
3ـ زیارت کربلا.
اینکه ما ثواب اعمالمان را هدیه کنیم به معصوم، تکلیف ما در زمان غیبت است. شیعه در زمان غیبت امام زمان(عج)، تکالیفی دارد که هشتاد و نهمین تکلیف؛ هدیه کردن معنویات به ائمه اطهار(ع) است.
خدمت امام حسن عسکری(ع) در سامرا رسید( قبر پدر بزرگوارشان هم سامرا است و خانه امام حسن عسکری(ع) سرداب بوده است. از سرداب تا قبر امام هادی(ع) شاید صد قدم باشد) گفت آقا من سامرا بر سر قبر امام هادی(ع) رفتم و ایشان را زیارت کردم و ثواب زیارت را هدیه کردم به شما. امام(ع) فرمودند: خداوند عوض این هدیه، ثواب و اجر عظیم برای تو ثبت کرده است.
یکی از بزرگان، مرحوم آقای مظلوم، بسیار اهل زیارت بود. در قم زندگی میکرد. به حرم حضرت معصومه(س) رفت و بعد از خواندن زیارتنامه، شش رکعت نماز خواند، دو رکعت نماز هدیه به امام حسین(ع) و دو رکعت هدیه به امام رضا(ع) و دو رکعت هدیه به حضرت عباس(ع). (از این به بعد هر جا زیارت رفتی این شش رکعت نماز را بخوان.) میگوید: همین که دو رکعت نماز هدیه به حضرت عباس(ع) را سلام دادم، سیدی آمد و کنارم نشست و گفت آقای مظلوم قبول باشد، مشهد میروید؟ گفتم: خیلی دلتنگم اما پول ندارم و آقا باید بطلبد. او هم لبخندی زد. به پیشنهادش فکر کردم، دیدم درب حرم مسافرکشها داد میزنند تهران! به یکی گفتم میخواهم بروم حرم حضرت عبدالعظیم(ع) اما پولم کم است، گفت: تو را میبرم. رفتم، عباداتم را انجام دادم و در حال خواندن دعای ندبه بودم که آقایی آمد و گفت: آقای مظلوم، میخواهی مشهد زیارت بروی؟ گفتم: دیروز هم یک نفر پیشنهاد داد، اما پول ندارم. پولی داد، گفتم: من گدا نیستم، گفت: حواله است. پول زیادی بود. پس به یکی از دوستانم گفتم: مشهد برویم مهمانِ من. مشهد رفتیم، برای زیارت از هم جدا شدیم، بعد از زیارتم با خود گفتم: یا امام رضا، اگر طلبیدید، جوابی دهید. گفتم: السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا، جواب نیامد، سه بار گفتم، جواب نیامد. محزون بیرون آمدم به آقایی برخورد کردم، گفت: چرا ناراحت هستی؟ گفتم: دلم میخواست امام رضا(ع) جواب بدهند، اما ندادند.گفت: مگر میشود امام رضا(ع) جواب ندهند؟! دوباره به داخل حرم رفتیم و زیارت خواندیم، در گوش من گفت: میخواهی به مدینه برویم؟ گفتم: برویم. گفت: دست مرا بگیر، دیدم در صحن نبوی هستم، یکی دو روز زیارت کردیم، بعد به مکه رفتیم و سپس به نجف و بعد به کربلا، و پس از آن به کاظمین و سامرا رفتیم. در سامرا متوجه شدم که سیزده روز است از قم بیرون هستم و حواسم نیست و از همسر و بچهام بیخبر هستم. گفت: به قم برگردیم؟ گفتم: برویم، دستم را گرفت و دیدم در صحن حضرت معصومه(س) هستم. نگاهی به من کرد و گفت: این جواب آن دو رکعت نمازت است!
طبق قرار هر روزمان، ثواب اعمال امروزمان را هدیه کنیم به امالعباس امالبنین علیهاالسلام.
گفت جوانم مریض بود، اطبا جوابش کرده بودند، دکتر مرا از اتاق بیرون کرد و به پدرش گفت: تا چند ساعت دیگر راحت میشود. من شنیدم به داخل اتاق دیگری رفتم و گفتم: بابالحوائج نیستی اگر جوانم برنگردد! تو را به مادرت، تو را به مادرت، تو را به مادرت. سروصدا شد، بیرون آمدم، دیدم فرزندم ایستاده و میگوید: به مادر بگویید از مهمانها پذیرایی کند، گفتم: مگر مهمان داریم؟ گفت: چند آقا به همراه خانمی که دست به پهلو داشت، آمدند و آقایی که دست نداشت، گفت: مادرت مرا به مادرم قسم داده و مادرم فاطمه(س) آمده است تو را شفا دهد.
شب جمعه است و شب دعا، من به بحث امروز بسیار امید بستهام چون تمام بحثم قرآنی است و انشاالله به حول و قوهی الهی بابی را برایتان باز کنم و بحث دعا را با رجوع به قرآن کریم مطرح کنیم.
گفتیم که در ماه رمضان، خداوند به امت رسولالله(ص) کرامت و احترام کرده است. کرامت اول اینکه امت پیغمبر را به روزهداری در ماهی که روزهاش را فقط انبیا میگرفتند، دعوت کرده است.
اما کرامت دوم: رسول اکرم (ص) فرمودند: خداوند در قدیم هر پیامبری را که به نبوت مبعوث میکرد به او یک اسلحه میداد در مقابل دشمن. اسلحهشان چه بود؟ میفرمود: ای آدم، ای نوح، ای ابراهیم، ای موسی، ای داوود، ای دانیال، ای زکریا، ای خضر، ای تمام انبیا که خداوند شما را به نبوت مبعوث کرده در مسیر نبوت و زندگی هرجا اندوهگین و خسته شدید، اجازه دارید دعا کنید و مرا صدا بزنید.(امت موسی زمانی که میخواستند دعا کنند، به حضرت موسی (ع) میگفتند برای ما دعا کن و… اذن دعا به دست انبیا بود)
خداوند این اجازه را فقط به انبیا داده است اما خداوند آنقدر امت مرا دوست دارد که به امت من فرموده: هر وقت محزون شدید مرا صدا کنید. (آنقدر ما را که امت پیامبر اکرم هستیم دوست دارد که اجازه فرموده با زبانی که انبیا با او سخن گفتهاند ما هم سخن بگوییم.)
به انبیا میگفته “اُدعُونِی اَستَجِب لَکُم”؛ مرا بخوانید، پاسخ میدهم. به شما هم همین را گفته که مرا بخوان، پاسخ میدهم.
خداوند در قرآن کریم فرموده:
«ما یَفْتَحِ اَللّهُ لِلنّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما یُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَكِیمُ»[1]؛ هر رحمتی را كه خداوند (به روی) مردم بگشاید، بازدارندهای برای آن نیست و هر چه را خداوند دریغ دارد، پس غیر او فرستندهای برای آن نیست و اوست عزیز و حكیم.
(خداوند در رحمتش را به روی همهی مردم بازکرده نهفقط مؤمنین و هیچکس نمیتواند این در را ببندد. اما خدا به تو مال داده امکان دارد که یک متقلب مالت را از تو بگیرد، خدا به تو سلامتی داده ممکن است یکی با ماشین به تو بزند و سلامتیات را بگیرد؛ اما فقط یک در هست که هیچکس نمیتواند آن را به روی تو ببندد.
پرسید از امام صادق علیهالسلام این کدام در است؟ امام(ع) جواب دادند این درِ دعا است که خدا از روی رحمتش بازکرده و هیچکس نمیتواند آن را ببندد.
این در را احدی نمیتواند ببندد حتی شیطان، چون در رحمت خدا بسته بشود یعنی خدا آن بنده را رها کرده است و چون قرار نیست خداوند بندهاش را رها کند پس هیچگاه در دعا بسته نمیشود.
بزنطی شاگرد امام رضا علیهالسلام است میگوید: حاجتی داشتم بسیار دعا کردم به مدت یک سال ولی حاجتم برآورده نشد. یک بار با امام رضا علیهالسلام در خلوتی نشسته بودیم. گفتم آقا یک حاجت دارم و مدتی است دعا میکنم اما برآورده نمیشود و در دلم شبهه ایجادشده ( و میگویم دیگر دعا نکنم)
امام(ع) فرمودند: بزنطی! اگر سخنی به تو بگویم باور میکنی؟
بزنطی گفت: آقا من سخن شما را باور نکنم سخن چه کسی را باور کنم؟!
امام(ع) فرمودند: سخن خدا را بیشتر باور کن و به وعدهی خدا بیشتر اعتماد داشته باش در آنجایی که خدا گفت: پیامبر، هرگاه بندگانم درباره من از تو بپرسند بگو: «إِذَا سَأَلَک عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ…» به ایشان بگو: من نزدیکم.
بزنطی، آیا تو به من اعتماد داری به خداوند اعتماد نداری؟! سخن مرا باور داری سخن خدا را باور نداری؟!
دعا راه دارد و قویترین راه دعا این است که ما در دعا اسماء خداوند را واسطه قرار دهیم اما خداوند هزار اسم دارد و ما هر شب نمیتوانیم هزار اسم خدا را بخوانیم و صدا بزنیم.
همهی دعاهای با “اللهم” شروع میشود و “اللهم” اسم بینقطه است و به اسم اعظم نزدیک است. میخواهی جوشن بخوانی با “اللهم انی اسئلک باسمک” شروع میشود. در میان هزار اسم خدا اسم «رَبِّ» خدا برای اجابت دعا، شاه کلید است.
«رَبِّ» به معنای تکیهگاه عالم موجودات است. وقتی میگویی «یا رَبِّ» یعنی ای تکیهگاه همهی موجودات در عالم، ای مربی، تربیتکننده، هدایتگر، سازندهی تمام موجودات.
برای صدا کردن «رَبِّ» تأکید است که این اسم باید یکنفس تکرار شود.
بنده وقتی خدا را به اسم «رَبِّ» میخواند مانند عاشقی است که معشوقش را صدا میزند. عاشق هر بار اسم معشوقش را صدا میزند عشقش شعلهورتر میشود آنقدر این شوقوذوق بر او غلبه میکند که از صدا کردن این اسم لذتی میبرد که هیچ لذتی بهپای آن نمیرسد.
وقتی اسم «یا رَبِّ» خدا را گفتی، لطف خدا را شامل حالت میکند، رحمت خدا را شاملت میکند، عشق حقیقی خدا را شاملت میکند، آنگاه اسم “رئوف” خدا را در تو میتاباند؛ و تجلی این اسم بر تو میشود.
چه عظمتی این اسم دارد که تنها در قرآن مجید 968 بار با مشتقاتش تکرار شده است؛ و در تمام دعاهای قرآنی این اسم آمده و تکرار شده است.
رسول اکرم (ص) فرمودند: هر کس 7 مرتبه بگوید «یا رَبِّ» حاجتش به اجابت مقرون و نزدیک خواهد شد.
رسول اکرم (ص) فرمودند: وقتی بنده دستش را بالا میآورد و سه مرتبه میگوید: «یا رَبِّ» بار اول حاجتروا است و بار دوم رحمت الهی شامل حال او میشود و بار سوم آمرزش الهی را دریافت میکند.
باز رسول اکرم (ص) فرمودند: وقتی بنده دستش را بالا آورد و سه مرتبه بگوید: «یا رَبِّ» بار اول خدا میگوید: «لبیک» بار دوم بگوید: «یا رَبِّ» خدا میگوید: بخواه تا به تو بدهم. بار سوم که میگوید «یا رَبِّ» خدا میگوید اضافهتر از آنکه خواستی به تو دادم.
تمام انبیا وقت دعا خدا را به این اسم صدا زدند.
چطور شد که آدم گول خورد؟ ابلیس قسم خورد که اگر شما دو نفر از این میوه بخورید هرگز نمیمیرید. آدم گمان نمیکرد که موجودی قسمِ دروغ بخورد پس به قسم شیطان اعتماد کرد و میوه را خورد و فهمید که فریبخورده و از مقامش هبوط کرد و غمگین شد و به فکر افتاد که چگونه خدا را صدا بزند که به مقامش برگردد. پس ابتدا ندای دعا آمد به آدم(ع) و گفت، بگو:
«قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ»[2]؛ گفتند: خدایا، ما بر خویش ستم کردیم و اگر تو ما را نبخشی و به ما رحمت و رأفت نفرمایی سخت از زیانکاران خواهیم بود.
پس اولین دعا، دعای آدم بود برای بازگشت بهسوی خدا؛ و اولین دعا به اسم «رَبِّ» خوانده شد و با این دعا آمرزیده شد.
نوح سالها زحمت کشید و کار به آنجا کشید که اهانت و توهین میکردند و با چوب و چماق نوح را میزدند. ندا آمد: ای نوح، در این قوم تو، یک نفر به تو ایمان نمیآورد، حالا هر کاری میخواهی بکن. نوح دستها را آورد بالا و گفت:
«وَ قَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا»[3]؛ و نوح گفت پروردگارا هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار.
ابراهیم خلیل خانهی کعبه را ساخته و حالا میخواهد دعا کند؛ ابراهیم(ع) دست را بالا آورد و گفت:
«رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ»[4]؛ پروردگارا! به من حکمت بخش و مرا به شایستگان ملحق کن.
ابراهیم از میان هزار اسم خدا، اسم «رَبِّ» را صدا میزند.
«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي»[5]؛ پروردگارا! سینه ام را [برای تحمل این وظیفه سنگین] گشاده گردان * و کارم را برایم آسان ساز * و گِرِه را از زبانم بگشای.
«رَبِّ اغْفِرْ لی وَ هَبْ لی مُلْکاً لا یَنْبَغی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»[6]؛ پروردگارا! مرا ببخش و حکومتى به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچکس نباشد که تو بسیار بخشندهاى.
خداوند هم به او بسیار عطا کرد، باد را مسخرش کرد و جن و انس را تحت فرمان او قرارداد؛ و او همه را در مسیر دین به خدمت گرفت.
«وَ زَکَرِیَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَ أَنتَ خَیْرُ الْوَارِثِینَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ وَهَبْنَا لَهُ یَحْیَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کَانُوا یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَ یَدْعُونَنَا رَغَبًا وَ رَهَبًا وَ کَانُوا لَنَا خَاشِعِینَ»[7]؛ و زکریا را (یاد کن) آنگاهکه پروردگارش را خواند: پروردگارا! مرا تنها ) و بیفرزند، مگذار و تو بهترین وارثان هستی * پس دعای او را مستجاب کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته (آماده بارداری) ساختیم؛ زیرا آنان همواره در کارهای نیک میشتافتند و ما را از روی بیم و امید میخواندند و پیوسته در برابر ما فروتن بودند.
«قالَ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقينَ»[8]؛ عیسی پسر مریم گفت: خداوندا، پروردگارا، از آسمان مائدهای بر ما فرو فرست تا برای ما عیدی باشد هم برای نخستین گروه امّت ما و هم برای آخرین گروه امّتمان و نیز نشانهای از جانب تو باشد و بدینوسیله به ما روزیده که تو بهترین روزی دهندگانی.
«وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»[9]؛ و ایوب را یاد کن، آنگاهکه پروردگارش را ندا داد که به من آسیبرسیده است و تو مهربانترین مهربانانی.
لوط، قومش همه کافر و فاسق بودند و بیماری اخلاقی داشتند، لوط خسته شد و عذاب خواست و دستهایش را بالا آورد و خدا را به اسم «رَبِّ» صدا زد و برای قومش هلاکت خواست.
«قَالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ»[10]؛ [لوط] گفت پروردگارا مرا بر قوم فساد کار غالب گردان.
ندا آمد ما این شهر را برمیگردانیم، لوط ترسید و گفت مرا نجات ده که با اینها نمیرم و آن خانوادهی من که با آنها نیستند نیز نجات ده.
خداوند در قرآن، هر جا به پیامبر(ص) فرموده دعا کن، با «رَبِّ» شروع شده است.
«رَبِّ فَلا تَجْعَلْني فِي الْقَوْمِ الظَّالِمينَ»[11]؛ پروردگارا! مرا از زمره کافران مگردان.
«وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطينِ»[12]؛ و بگو پروردگارا از وسوسههاى شیاطین به تو پناه مىآورم.
«وَ أَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ»[13]؛ پروردگارا و از اینکه نزد من حاضر شوند به تو پناه میبرم.
«رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا»[14]؛ پروردگارا! دانش مرا بیفزای.
«رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا»[15]؛ پروردگارا! مرا [در هر کار و شغلی] به نیکی وارد کن و به نیکی بیرون آور و برایم از نزد خود نیرویی یاریدهنده قرار ده.
(خدایا آن زمانی که وارد خانهی آخرتم میشوم سالم و صادق باشم و وقتی از قبر خارجام میکنی با صداقت خارج شوم)
«وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ»[16]؛ و بگو: پروردگارا! مرا ببخش و رحمت کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!
آسیه ایمان آورد به خدای موسی و شکنجه شد در تاریخ نوشتهشده که دستوپاهایش را به چهار میخ بسته بودند و سینهاش را سوزاندند، او استقامت کرد، تصمیم گرفتند سنگ بزرگی را از بالا به رویش بیاندازند تا لهاش کنند، آسیه سر به آسمان بلند کرد و گفت:
«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»[17]؛ و باز خدا برای مؤمنان (آسیه) زن فرعون را مَثَل آورد هنگامیکه (از شوهر کافرش بیزاری جست و) عرض کرد: بار الها (من از قصر فرعونی و عزت دنیوی او گذشتم) تو خانهای برای من نزد خود در بهشت بنا کن و مرا از شر فرعون (کافر) و کردارش و از قوم ستمکار نجاتبخش.
«وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ.»[18]؛ سخنشان تنها این بود که: پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرویهای ما در کارها، چشمپوشی کن! قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان!
«رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ»[19]؛ پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت میکرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!
«رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ.»[20]؛ پروردگارا! آنچه را بهوسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطا کن! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان! زیرا تو هیچگاه از وعده خود، تخلف نمیکنی.
وقتی خداوند به شطان گفت، تو رجیم و رانده هستی و شیطان بلافاصله گفت:
«قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْني إِلي يَوْمِ يُبْعَثُونَ»[21]؛ گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزی که آنها (بنیآدم) برانگیخته میشوند مهلت ده.
خدا گفت: برو؛ و بمان تا روز موعود. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: اگر شیطان به هر اسمی جز این اسم، خدا را میخواند خدا قبول نمیکرد.
(میگویند که شیطان هنوز به این امیدوار است که اسم «رَبِّ» خدا را در قیامت بخواند و نجات یابد اما خداوند این نام را از ذهن او پاک میگرداند.)
وقتی شیطان میخواند و جواب میگیرد آیا شما که شیعهی علی علیهالسلام هستید، جواب نخواهید گرفت؟!
رسول اکرم (ص) فرمودند: ای مردم! هیچ نعمتی بعد از نعمت سلامتی بهاندازه رزق حلال ارزشمند نیست.(چون روزی حلال، سعادت و معنویت و ایمان قوی و اطاعت از خداوند میآورد) سپس رسولالله(ص) فرمودند: شبانهروز برای روزی حلال دعا کنید و بعد از هر نماز واجبتان بخوانید این دعا را:
«یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ یا حَیُّ یا قَیّوم یا ذَالجَلالِ وَ الاکرام اَسئَلُکَ بِاسمِکَ اَلعَظیم اَلاَعظَم اَن تَرزُقَنی رِزقاً واسعاً حَلالاً طَیِّباً بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمِین.»
ای خدا، ای پروردگار، ای زنده، ای پاینده، ای دارای شکوه و بزرگواری از تو میخواهم به نام تو که بسیار بزرگ و بزرگترین است اینکه روزی کنی مرا، رزقی حلال و پاک، به رحمت گستردهات ای مهربانترین مهربانان.
رسول اکرم (ص) فرمودند: برای اینکه امر ازدواج فرزندانتان آسان شود، سه روز روزه بگیرید و هر سه روز در هنگام خواب 20 مرتبه تلاوت کنید آیهی 74 سوره فرقان را «وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً»؛ آنان هستند که گویند: پروردگارا، ما را زنان و فرزندانی مرحمت فرما که مایه چشمروشنی ما باشند و ما را (سر خیل پاکان و) پیشوای اهل تقوا قرار ده.
از عالیترین دعاها، دعای فرج در زمان غیبت است و کسانی رستگار میشوند که دعای فرج را در نمازهایشان میخوانند اما دعاهای فرج گوناگون هستند. آن دعای فرجی که در کتب، بسیار به خواندن آن سفارش کردهاند و فرمودهاند که در قنوت نمازهایتان بخوانید این دعا است:
«سُبْحَانَ مَنْ انَتْ لَهُ السَّمَوَاتُ وَ الارض بِالعبوديه سُبْحَانَ مَنْ تَفَرَّدَ بالوحدانيه اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ اللَّهُمَّ اغفرلى وَ لِجَمِيعِ المُومِنينَ وَ المُومِناتِ وَ اقْضِ حوائجى وَ حَوَائِجُهُمْ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نبیِّکَ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ».
روح شما برای حرکت نور میخواهد و هر عمل و عبادتی که خداوند گفته است باطنش نوری است که قوهی محرکهی روح است به سمت خدا. در میان اعمال ما سه قوهی محرکه داریم که از همه قویتر هستند: نماز و روزه و زکات.
ظاهر روزه، گرسنگی و تشنگی است اما باطن روزه، نوری است به سمت خدا؛ و آن نور، شناخت پیامبر اکرم(ص) است؛ باطن روزه، معرفت رسولالله است. چرا؟ چون فرمودهاند روزه بگیرید تا سالم شوید؛ و از طرف دیگر فرمودهاند که پیامبر(ص) طبیب دوّار است. باطن روزه با نبوت رسولالله (ص) یکی است. شما روزه میگیرید و نورش شما را سیر میدهد در باطن پیامبر (ص).
باطن نماز، ولایت علی علیهالسلام است. کدام نماز قوهی محرکه است به سمت خدا؟ آن نمازی که با ولایت علی علیهالسلام همراه باشد. هزار رکعت نماز در شب بدون ولایت علی علیهالسلام حرکت دورانی دارد و صبح سر جای خودت هستی. در باطن نماز، نوری است مساوی با نور ولایت علی علیهالسلام این دو تا میشوند قوهی محرکهی شما به سمت خداوند.
باطن زکات، شیعیان علی علیهالسلام هستند، شناخت شیعهی علی، محبت به شیعهی علی، گرهگشایی از شیعهی علی و نوازش شیعهی علی و…باطن زکات است. زکات، پرداخت به جامعه است پس برو پیدا کن شیعیان گرفتار علی علیهالسلام را.
باطن دعاها قرب به خداست نگاه نکن که اجابت میشود یا خیر.
امام حسین علیهالسلام میفرماید: خدایا! چه بدبخت است کسی که زبانِ حرف زدن با تو را ندارد و چه خوشبخت است کسی که زبان حرف زدن با تو را دارد.
[1] آیه ی 2 سوره ی فاطر
[2] آیه 23 سوره اعراف
[3] آیه 26 سوره نوح
[4] آیه 83 سوره ی شعرا
[5] آیات 25 تا 27 سوره ی طه
[6] آیه 35 سوره ص
[7] آیات 89 و 90 انبیا
[8] آیه 114 سوره مائده
[9] آیه 21 سوره انبیا
[10] آیه 30 سوره عنکبوت
[11] آیه 94 سوره مومنون
[12] آیه 97 سوره مومنون
[13] آیه ی 98 سوره ی مومنون
[14] آیه ی 114 سوره طه
[15] آیه ی 80 سوره ی بنی اسرائیل
[16] آیه ی 118 سوره ی مومنون
[17] آیه 11 سوره ی تحریم
[18] آیه 147 سوره ی آل عمران
[19] آیه 193 سوره ی آل عمران
[20] آیه 194 سوره ی آل عمران
[21] آیه ی 36 سوره ی حجر