مختصری در باب صله، صله به امام زمان(عج)
شرایط اجابت دعا، اشک ریختن هنگام دعا، انواع اشک
مختصری در باب فهم قرآن، سورهی حمد
نزد رسول اکرم(ص) آمدند و عرض کردند: یا رسول الله! حیف نیست که این ماه (ماه رمضان) فقط یک ماه است، کاش بیشتر بود و کاش هر فصل سال یک ماهش رمضان بود و ما روزه میگرفتیم، رسول اکرم(ص) فرمودند: اگر شما همین یک ماه را درک کنید؛ انوار و برکات برای طول سال شما کافی است و چنان دلهای شما روشن میشود که در طول سال نمیگذارد دلهای شما دچار ظلمت و تاریکی شود، اگر همین یک ماه را به درستی درک کنید.
ما امسال در این باب صحبت کردیم که روزانه برای اهلبیت صله بفرستیم. آیا فقط معنویات و روزههای ما میتواند صله باشد؟ خیر، ما موظف هستیم از تمام جوانب و مادیات هم صله بفرسیتم، بالأخص برای امام زمان علیهالسلام.
ادامه حدیث دیروز: مفضل خدمت امام صادق(ع) رسید، و بقچهای به امام(ع) داد، امام(ع) از او سوال کردند: مفضل این چیست؟ مفضل گفت: دوستان شما و محبان شما، وقتی فهمیدند من خدمت شما میرسم، برای شما هدیه فرستادند. امام(ع) فرمودند: من نیازی به اینها ندارم، اما میگیرم به این جهت که با گرفتن من، دوستان ما تزکیه میشوند.
(در قرآن کریم داریم که خداوند به پیامبر(ص) میفرماید: “به مردم بگو انفاق کنند و صدقه دهند و اعمال نیک انجام دهند.” در مورد همه اینها میفرماید: “بگو”، اختیار با خودشان است؛ میخواهند انجام دهند، میخواهند انجام ندهند. اما به بحث زکات که میرسد فقط نمیگوید به مردم بگو زکات دهند بلکه میگوید: مأمور بفرست تا از مردم زکات را بگیرند. چرا؟ زیرا با این گرفتن، قلوب مردم تزکیه میشود. اگر پرداخت نشود یکی از راههای تزکیه بر مردم بسته میشود. صله به اهلبیت(ع) هم یکی از راههای تزکیه باطن است).
در ادامه امام(ع) فرمودند: اگر سالی بگذرد و کسی به امامش کم یا زیاد صله نکند؛ خداوند در روز قیامت به او نگاه نمیکند.
(پیر و جوان، فقیر و غنی ندارد، هر کس به وسع خود باید صله دهد.)
بعد امام(ع) فرمودند: آیا در قرآن نخواندی که خداوند فرموده: «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» ؛ (برّ یعنی نیکی و خیر) به نیکی و خیر نمیرسید مگر از آنچه که دوست دارید در راه خدا انفاق کنید.
اگر بهشت و همنشینی با ائمه(ع) را میخواهیم باید از آنچه که دوست داریم ببخشیم. آنچه را که دوست داریم باید ببخشیم؛ به این دلیل که وابستگی ما از بین برود. تا به دنیا وابستهایم؛ دلبستگی ما به دنیا از بین نمیرود و تا به دنیا دل بستهایم؛ قلبمان پاکیزه نمیشود. اینها مانند حلقههای زنجیر به هم وصل هستند. آنچه که مورد محبت و علاقه ما است، باید همان را ببخشیم.
جوان طلبه بود، پدر خانمش هنگام عقد ساعتی به او داده بود که جوان بسیار ساعت را دوست داشت. مریض شد، به او میگفتند: بگو «لاالهالاالله»، او نمیگفت تا اینکه حالش بهتر شد و گفت ساعت را به من بدهید، ساعت را گرفت و با سنگی شکست. از او دلیلش را پرسیدند، گفت: این ساعت نمیگذاشت من “لاالهالاالله” بگویم.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند: به خدا قسم، برّ و تقوا ما هستیم و راه هدایت ما هستیم و درب تقوا ما هستیم، پس در راه ما انفاق کنید که دعای ما نزد خدا محجوب نمیماند. صلهی شما به ما میرسد و ما برای شما دعا میکنیم و دعای ما نزد خدا پذیرفته است.
امام صادق(ع) از قول پدرانشان و از رسول اکرم(ص) فرمودند: هر کس به اهلبیت من یک قیراط (نصف دینار) در دنیا صله کند، در روز قیامت؛ قِنطاری از من پس بگیرد. پرسید یا رسول الله، قنطار چقدر است؟ حضرت فرمودند: پوست گاوی پر از طلا، سپس فرمودند: هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از این نیست که شما دِرهمی را به امام زمانتان اختصاص دهید؛ که خداوند در عوض آن، در بهشت به اندازه کوه اُحد به شما میدهد.
ماه قرآن است و عمل کنیم به آیات قرآن؛
فرمودند: آیا در کتاب خداوند نخواندید که «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللهَ قَرضًا حَسَنًا فَیُضٰعِفَهُ لَهُ اَضعافًا كَثیرَةً»؛
(در قرآن تعداد زیادی کلمهی “کثیر” نداریم، یکی در مورد ذکر است؛ «اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا».
“کثیرا” یعنی چه؟ در یک جا به صورت کوثر آمده است که منظور حضرت زهرا(س) است که وجود ایشان آغاز دارد اما انتها را خدا میداند، خیر وجودی ایشان انتها ندارد.
یک جا در مورد قرضالحسنه است که در قرآن آمده: آیا در میان آدمها کسی است که به خداوند قرضالحسنه بدهد، ما برای او زیاد کنیم و یک مزد کثیر به او بدهیم.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند: گمان نکنید که خداوند به شما نعمت داده است و حال، دست دراز کرده است که از شما پس بگیرد، خیر، به خدا قسم این آیه در مورد صله به امام زمان(عج) است یعنی خداوند میگوید کدام آدمی است که من به او مال دادم و حال او به امام زمانش صله کند تا من برای او اضافه کنم آن هم “کثیر “.
با خود فکر کنیم؛ ما در ارتباط با امام زمان چه کردهایم؟!)
در ادامه امام(ع) فرمودند: در ذهنت نیاید که امام نیازمند است، خیر، من از ثروتمندترین مردم مدینه هستم، ما میخواهیم به شما منت بگذاریم و از شما بگیریم تا شما را پاک و تزکیه کنیم.
خانم مالک(ره) فرمودند: خدمت آیت الله بروجردی بودم و شخصی خمسش را آورده بود، و منت میگذاشت که ما بازاری هستیم اما خمس میدهیم و…، آقا پول را به سمت مرد برگرداند و گفت: بردار و برو، آیا تو منت بر من میگذاری؟! من منت دارم که پول تو را میگیرم و قیامتِ تو را به گردن میگیرم و تو را پاک میکنم. بعد از آن هر چه اصرار کرد، آقا پولش را نپذیرفت.
1- دستگیری از شیعیان حضرت؛
گرسنه و برهنه را امام زمان(عج) باید رسیدگی کند. اما در زمان غیبت، امام(عج) شیعیان را نماینده خود قرار دادهاند، امام بر ما منت نهادهاند و در این امر ما را نماینده خود کردهاند.
این برای ما خیلی بد است که سیدی برای اجاره خانهاش در تنگنا باشد. امام(عج) میتواند مشکل او را حل کند، اما خواستهاند که ما را نماینده خود کنند.
2- نشر فرهنگ امام است.
باور مردم را درست کردن است، انتظار را در بین مردم قوی کردن است.
مجالس را وسعت دهیم. مجالس اهلبیت(ع) نزدیکی به آن امام است. نشر دهیم کتابهایی را که فرهنگ ائمه(ع) را ترویج میدهند.
از عالیترین صلهها:
3- گریه بر امام حسین علیهالسلام است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هیچ اشکی نزد خداوند محبوبتر از گریه بر امام حسین(ع) نیست و هیچ گریه کنندهای نیست که گریه کند مگر اینکه این اشکش صله به مادر حسین(ع) است و اَجر امامت ما ائمه است.
فرمودند: روز قیامت چون گریه کن بر امام حسین(ع)، وارد میشود در حالی که همه دیدهها نابینا است، دیدهی او روشن است. همه گریان هستند اما به او مژده میدهند. همه در هراس هستند اما گریه کن، در زیر سایه عرش خدا در کنار امام حسین(ع) نشسته و هم کلام با امام حسین(ع) است. او به بهشت نمیرود و ملائکه میآیند و ندا میآید که چرا در بهشت وارد نمیشوی؟! او میگوید: مگر بهشت غیر از دیدار و همکلامی با امام حسین(ع) است؟! مگر از این لذت، لذت بالاتری هم هست؟!
شب جمعه است و شب دعا و ما امروز مهمان امام زمان(عج) هستیم. گفتیم که یکی از چیزهایی که موجب میشود دعای ما به اجابت نرسد این است که ما شرایط اجابت دعا را فراهم نمیکنیم؛ شرایط اجابت دعا مختلف و گوناگون است.
در جلسات گذشته گفتیم که یکی از شرایط اجابت دعا، روزی حلال است. (کسی که رزقش حلال نیست دعایش به آسمان نمیرود و یا کسی که روزی حلالش را حرام میکند؛ به مفاخره و مسائل دیگر، دعایش به آسمان نمیرود)
امام صادق علیهالسلام فرمودند: شرایط اجابت دعا را اگر فراهم نکردید منتظر اجابت دعا نباشید.
یکی دیگر از شرایط اجابت دعا؛ اشک به هنگام دعا است.
امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: هیچ بندهای نیست که به درگاه خدای عزیز و جبار دستهایش را باز کند جز اینکه خدا شرم میکند دستهای او را خالی برگرداند. (شرم و خجالت برای بنده است مگر خدا هم شرم دارد؟ امام میخواهند بفهماند که محال است خداوند دعایش را اجابت نکند.) تا اینکه از فضل و رحمتش پر کند، سپس فرمودند: وقتی دست را آوردید بالا و دعا کردید؛ دستهایتان را زود برنگردانید، این دستها را بکشید بر سر و صورت خود؛ زیرا دست شما پر شده است از رحمت خداوند و شما رحمت خدا را به چشمهایتان میکشید.
چرا دست را به صورتت میکشی؟ میخواهی بگویی خدایا من یقین دارم که به دستم نگاه کردی و من لطف و نعمت تو را بر چشمهایم میگذارم و به دیدهی منت دریافت میکنم و میگیرم.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: دعا، خزانه و گنجینه الهی است، همانطور که ابر خزانهی باران است. دعا در دل خودش اجابت را دارد. پس چرا اجابت نمیشود؟ برای اینکه شرایط دعا را رعایت نمیکنم. گفتیم که تقوای دل و تقوای شکم از شرایط اجابت دعا است.
یکی دیگر از شرایط دعا؛ اشک به هنگام دعا است. در قرآن داریم که «مردم زیاد گریه کنید»؛ یعنی مردم مراقب باشید دلهایتان سخت نشود، رعایت کنید دلهایتان را خشونت نگیرد و خشونت قلب به دنبال خودش بیتفاوتی و ظلم و جنایت میآورد.
خداوند اشک را بسیار دوست دارد و برای هر اشکی خداوند تبارکوتعالی معانی گذاشته است. اشک برای خدا، اشک به شوق لقای خدا، اشک از خوف عذاب خدا، اشک در راه خدا، اشک بر مصائبی که اولیا در راه خدای تبارکوتعالی کشیدند، ذاتاً این گریهها نزد خداوند مطلوب است.
گریه نشان از علائمی است:
در قرآن کریم آیه داریم: کسانی که آیات خدا و قرآن را که ما به سمتشان فرستادیم میخوانند، شناختهاند و فهمیدهاند و به دلشان مینشیند و به هنگام تلاوت قرآن اشکشان بر گونهشان جاری میشود، بعد میگویند: “خدایا ما ایمان آوردیم بهسوی تو و پیامبرت و کتابت، ما را در زمره مؤمنین ثبت کن.”
اشک در هنگام تلاوت قرآن نشانهی ایمان به خدا است، نشانهی ایمان به قرآن و پیامبر (ص) است.؛ و آرزوی این است که نامم در زمرهی مؤمنین ثبت شود.
امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: چیزی نیست مگر اینکه اندازه دارد و پیمانه و ترازو دارد جز گریه برای خدا که یک قطرهاش، دریایی از آتش را خاموش میکند.
امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: وقتی از خوف خداوند، از حضورش و هیبتش؛ گریهات گرفت و اشکت در چشمت حلقه زد، خدا ذلت را از صورتت دور میکند و چون اشکت غلتید و روی صورتت آمد، خدا صورتت را به آتش جهنم حرام میکند و چون در یک امت، یک نفر از خوف خدا در خلوت شبانه بگرید، خدا آن امت را مورد رحمت خود قرار میدهد.
امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: خداوند به موسی(ع) فرمود؛ یا موسی! بندگان من به چیزی به من تقرب پیدا نمیکنند مگر با این سه موضوع:
موسی(ع) پرسید: خدایا اجر و پاداششان چیست؟ فرمودند: آنکسانی که در دنیا زاهد و راحتگیر هستند و دنیاطلب نیستند؛ در بهشتم جایشان میدهم. آنهای که ورع کنند و از گناه پرهیز کنند روز قیامت تمام نامهها را تفتیش میکنم و نامهی آنها را تفتیش نمیکنم چون میدانم گناه نکردند و ورع کردند. (مگر معصوم هستند؟! خیر، خدا میخواهد بگوید که درهم میخرم چون تلاشش را کرده که گناه نکند و از خدا ترسیده و پرهیزکرده حالا یکجاهایی در دنیا غفلت کرده؛ اما رعایت هم کرده پس من هم در آخرت رعایتشان میکنم.) گروه سوم که از خوف من در دل شبی در خلوتشان، یاد گناهان خودشان میکنند و یاد هیبت و جلال من میکنند و اشکی بر گونهشان جاری میشود، در رفیع اعلی، در بلندمرتبهترین مقامها جایشان میدهم که از آن بالاتر نیست.
علامه مجلسی(ره) میگوید: رفیع اعلی، بلندترین مقام در بهشت است که منزل انبیا و اولیای خداست و خدا این گروه را با انبیا و اولیا خودش همنشین میکند.
آیا کم است این مقامها که اگر امشب در دل شب بلند شوم و بگویم “خدایا دوست دارم”، خداوند به من عطا میکند؟!
خدا رحمت کند سید محمود کشفی را، شبهای جمعه روضهی امام حسین علیهالسلام داشت. عمامهاش را برمیداشت و میگذاشت زمین و میخواست روضه بخواند، نگاه میکرد به اطرافش و به یکی میگفت تشنهات است؟ اگر میگفت: بله تشنهام، میزد به عطش اباعبدالله در کربلا. اگر میگفت: خیر، تشنه نیستم؛ میگفت تو سیرابی اما اربابت تشنهلب در گودال قتلگاه پای دشمنروی سینه و…
روضه میخواند و غوغا میکرد. یک روز در مجلسی به جوانی گفت عاشق شدی؟ گفت: خیر، سید گفت: پس تو بهجایی نمیرسی و به دیگری گفت: عاشق شدی؟ جوان گفت: بله شدم. سید گفت: تو به همهچیز میرسی و بعد سؤال کرد: جوان! میدانی عشق چیست؟ عشق سه کلمه است: «ع» عبودیت به درگاه خداوند و اوج عبودیت، سجده بر خاک برای خداوند است. «ش» شور و شوق برای لقای خدا و «ق» قربانی برای خداست. بعد میگفت: بگو ببینم آیا حسین(ع) جز عشق است؟! اگر اوج عبودیت، سجده بر روی خاک است چه کسی مانند حسین(ع) سجده کرده است؟! چه کسی شور حسین(ع) را داشته که به لقای خدا برسد؛ و چه کسی مثل حسین(ع) قربانی داده و قربانی شده؟!
آنوقت غوغا میکرد و آن شب تا سحر جوانها واحسینا میگفتند و گریه میکردند.
عشق به امام حسین علیه السلام آدم را بیتاب میکند. عشق به خدا، حسین(ع) را بیتاب کرده و عشق به خدا در شب یازدهم زینب (س) را بیتاب کرده و وادار به نماز شب کرده. چطور نمیتواند من و شما را یکنیمه شب بلند کند در خانهی خدا که یکساعتی را بنالیم؟ درحالیکه وعده این است که خدای تبارکوتعالی در رفیع اعلی جایمان میدهد.
امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: هرکدام از شما از چیزی میترسید و وحشت کردید و یا حاجتی به درگاه خدای تبارکوتعالی دارید شایسته است: 1. خدا را تمجید کنید. 2. صلوات بر پیامبر اکرم (ص) بفرستید. 3. حاجتتان را به زبان بیاورید. 4. سعی کنید از چشمهایتان اشک بگیرید، اگر شده بهاندازهی بال مگس و چهبهتر که در سجده باشد که در آن صورت خدای تبارکوتعالی هیچ موجودی را که به هنگام درخواست اشک بریزد، ناامید نمیکند.
عارفی گفت: سال قحطی بود و بیابانها خشک و چشمه خشک بود. در صحرا آهویی را دیدم که آمد لب گودالی که همیشه آب میخورد، میخواست آب بخورد، دید گودال خشک است. آهو نگاه به اطرافش کرد و متحیر شد و سرش را به سمت آسمان بلند کرد و یک نگاه به آسمان کرد و یک نگاه به گودال و قطرهاشکی از چشمش چکید. به خدا قسم دیدم ابر آمد در آسمان و باران بارید و گودال پر آب شد و آهو خورد و سیراب شد و سر به آسمان کرد و یک ناله زد و راه بیابان را پیش گرفت و رفت.
مهمانهای خدا! شب جمعه است و شب مناجات و اجابت دعا است با ندای یک مظلوم خدا ریشه ظلم را میخشکاند.
حکایتی دیگری است که میگوید صیاد بودم و در کوه، گاوی را دیدم که بچهاش را شیر میداد، صبر کردم که گاو بچهاش را شیر بدهد و بعد بچه را گرفتم و رفتم و این گاو مادر به دنبال من میآمد. صدای گاو را شنیدم و برگشتم دیدم گاو ناله میکند و از گوشهی چشمش اشک پایین میغلتد، دو قدم نرفته بودم که در گودالی افتادم و پایم شکست و گوساله آزاد شد و گاو بچهاش را برداشت و رفت. گفتم خدایا به این زودی به نالهی حیوانی جواب میدهی؟!
حالا امشب چه دعایی بکنم و از خدای تبارکوتعالی چه بخواهم؟
آمد نزد شیخ رجبعلی خیاط؛ دکتر توکلی دندانساز که از شاگردان ایشان بود؛ و گفت: آقا اجازه میدهید بروم کربلا؟ شیخ گفت: برو، چرا نروی. دکتر رفت کارهایش را کرد و وقتی آمد برای وداع، شیخ به او گفت: وقتی رفتی کربلا از امام حسین علیهالسلام بخواه که تو را برای پسرش مهدی(عج) درست کند! این را بخواه که دستت را بگذارد در دست امام زمان (عج). دکتر میگوید این سخن به من برخورد و در دلم گفتم مگر من خراب هستم؟ شیخ خندید و گفت: دستت را بده و از من قول گرفت که همین را در حرم امام بخواهم. من کربلا رفتم و سه ماه در آنجا ماندم و این دعا را میخواندم. یک روز آمدم حرم، دیدم پیرمردی کنار حرم حبیب(ع) ایستاده و به من گفت: توکلی بیا! من فکر کردم گداست و من هم پولی نداشتم و نرفتم. سه روز در حرم امام، مرا صدا زد و من نرفتم. روز آخر برای وداع به حرم رفتم، با ناراحتی با خود گفتم: آقا جوابم را ندادند؛ و بعد شروع کردم به اذان گفتن که نماز بخوانم، آقایی را با شال سیاه دیدم که داشتند به حرم میرفتند، برگشتند، مرا نگاهی کرد که دلم را با خود برد، اذان را رها کردم و دنبالش دویدم اما او را گم کردم و با گریه برگشتم. از خدا خواستم که اگر او امام زمان(عج) است، یکبار دیگر ایشان را نشانم دهد. ناگهان دیدم ایشان میآید و لبخند میزند، دویدم طرفشان باز ناپدید شدند. آمدم ایران نزد شیخ رجبعلی رفتم، به من گفت: سه روز آن پیرمرد صدایت کرد چرا کنار او نرفتی؟ او اوتادی بود که امام حسین علیهالسلام واسطه شده بود بین تو و امام زمان (عج)!
یکی از علمای بزرگ ما نقل میکند؛ عصر روز جمعهای بود، در مسجد بالاسر حضرت نشسته، مشغول دعا بودم که ناگهان دستی از بالای سرم پایین آمد و کتاب مفاتیح را از دستم گرفت؛ دعایی را از مفاتیح به من نشان دادند و فرمودند: این دعا را بخوان. من کتاب را گرفتم و دعایی را که قبلاً میخواندم، شروع کردم، مجدداً همان را خواندم. دیدم برای مرتبه دوم، همان دست پایین آمد و کتاب را گرفت و دعایی را که قبلاً فرموده بود، دستور به خواندن داد، من باز هم کتاب را گرفتم و همان دعای قبلی خود را پیدا کردم و مشغول خواندن شدم. دفعه سوم کتاب را از دست من گرفتند و همان دعای مخصوصی را که در دو نوبت قبل فرموده بودند؛ به نحو اکید دستور خواندن دادند. در این حالت یکدفعه به خود آمدم که این چه دعایی است که سه نوبت این سید که بالای سر من ایستاده است؛ امر به خواندن میکند؟ نگاه کردم: دیدم “دعا در غیبت امام زمان ارواحنا له الفداء” هست. سربلند کردم تا از او تشکر کنم، کسی را ندیدم. از بغلدستیم پرسیدم: این آقا سید کجا رفت؟ گفت: کسی نبود، من کسی را ندیدم. تازه فهمیدم که ایشان خود امام زمان بودند که به من دستور خواندن دعای در زمان غیبت را دادند: «اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف رَسُولَكَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى»؛
«خدايا خود را به من بشناسان، زيرا اگر خود را به من نشناسانى فرستادهات را نشناختهام، خدايا فرستادهات را به من بشناسان، زيرا اگر فرستادهات را به من نشناسانى حجّتت را نشناختهام، خدايا حجّتت را به من بشناسان، زيرا اگر حجّتت را به من نشناسانى، از دين خود گمراه میشوم».
مفضل بن عمر بیان کرده است: روزی به درِ خانه حضرت صادق علیهالسلام رفتیم، اجازهی ورود خواستیم و داخل شدیم، ناگهان صدای مبارک آن حضرت را که به زبانی بهغیر از عربی تکلم میفرمود و گریه میکردند را شنیدیم و گمان بردیم که آن زبان سریانی است. منتظر ماندیم که دعای امام(ع) تمام شود و بعد وارد شویم. ساعتی گذشت پس هنگامیکه به نزد ایشان وارد شدیم، حضرت را در حال گریه مشاهده نمودیم، پس از برای گریهی ایشان بسیار گریستیم و من عرض کردم: فدای شما شوم، ما کنار درِ خانه شنیدیم که شما به زبانی تکلم مینمودید که عربی نبود، پس از آن شما گریستید و ما نیز به گریهی شما گریستیم.
حضرت فرمودند: بله؛ نشسته بودم و یاد دعای حضرت الیاس (ع) کردم، گفتم دعای الیاس را بخوانم که الیاس در سجده این دعا را میخواند، پس دعایی را که او در سجده میخواند من خواندم. گفتم: آقا جان میشود دعای الیاس را به عربی به ما هم یاد دهید، سپس حضرت شروع کردند به خواندن آن دعا:
«اَتُراکَ مُعَذَبی وَ قَد اَظمَأتُ لَک هَواجِدی؟ اَتُراک مُعَذَبی وَ قَد عَفَّرتُ لَکَ فی التُرابِ وَجهی؟ اَتُراکَ مُعَذَبی وَ قَدِ اجتَنَبتُ لَکَ بالمَعاصی؟ اَتُراکَ مُعَذَبی وَ قَد اَسهَرتُ لَکَ لَیلی»
(پروردگارا) آیا بر خود روا میداری که مرا عذاب کنی و حالآنکه تشنه بودهام به روزه داشتن از برای تو در هواهای گرم؟ آیا بر خود روا میداری که مرا عذاب کنی و حالآنکه روی خود را نزد تو در خاک مالیدهام؟ آیا بر خود روا میداری که مرا عذاب کنی و حالآنکه از گناهان به خاطر رضای تو دوری نمودهام؟ آیا بر خود روا میداری که مرا عذاب کنی و حالآنکه شبهای خود را برای تو به بیداری گذراندهام؟
حضرت صادق (ع) در ادامه فرمودند: پس حقتعالی به او وحی فرستاد که: ای الیاس سر بردار که من تو را عذاب نمیکنم و بر وعدهای که فرمودم، وفا مینمایم. الیاس گفت: اگر بعد از این گناه کردم چه؟ خداوند فرمود: به عزت و جلالم قسم که من بین تو و گناه حائل میشوم که دیگر به گناه نیفتی.
شب جمعه، شب العفو و استغفار است. در حدیث است که در نزد خداوند هیچچیز بالاتر از این نیست که زن و مرد مؤمن توبه کنند و خداوند در عوض این توبه:
جناب شیخ عبدالوهاب خراسانی شبهای جمعه، دعای کمیل میخواند. شیخ بعد از استغفار شروع کردند به العفو العفو گفتن، یک آدم خلافکار شنید و آمد و پیراهنش را تکان داد و گفت: خدایا این حرفها که اینها میگویند من بلد نیستم ولی شتر دیدی ندیدی. این مرد رسید به آنجایی که شیخ که بر منبر میرفت و گاهی حدیث یادش میرفت آن مرد پایین منبر، حدیث و آیه و شأن نزول و… را میخواند؛ از او میپرسیدند از کجا میخوانی؟! میگفت: شیخ از روی کتابها میخواند، من از روی دلم.
شب دعاست و شب توبه، امشب ذکرمان 700 مرتبه «استغفرالله ربی و اتوب الیه»
اما بهترین ذکر برای امشب این است که بگویی: خدایا تا امروز هرکه به من بد کرده، دلم را شکسته، ظلم کرده و هر که به من صدمه زده اکنون به خاطر تو از همه گذشتم چه مرده چه زنده؛ که در همان لحظه ندا میآید: بندهی من،من هم از تو گذشتم.
امشب شب انس با قرآن است.
قرآن سه مرحله دارد:
چون ماه رمضان است و تأکید به سوره لیلةالقدر بسیار زیاد است.
امام محمد باقر علیهالسلام فرمودند: کسی که سوره لیلةالقدر را تلاوت میکند، مثل آدمی است که شمشیر کشیده و در خط مقدم جهاد میکند.
کسی که سورهی لیلة القدر را بخواند در خلوتش مثل مجاهد شهیدی است که در راه خدا در خون خودش غلطیده باشد؛ و کسی که ده مرتبه بعد از هر نمازش آن را بخواند، هزار گناه از گناهانش آمرزیده و بخشیده میشود و کسی که بخواند در ماههای دیگر مانند شعبان، ذی القعده و… مانند کسی است که تمام ماه رمضان را روزه گرفته و شب لیلة القدر را درک کرده باشد.
اما فهم قرآن؛ که مرحوم امام خمینی(ره) فرمودند: قرآن، سفرهی پهنشده از جانب خداوند است که ما مردم دعوت شدیم که بخوریم؛ هر کس بهاندازهی اشتهایش میخورد به شرطی که مریض نباشد؛ و در ادامه میفرمایند: قرآن مانند دنیا است که چشمه و دریا و دشت و غذا و میوه و…دارد و همانطور که در دنیا بعضیها از آب و خوراکها و میوههای سالم میخورند، بعضیها هم از آب و خوراکهای کثیف و آلوده میخورند؛ کنار سفرهی قرآن هم آدمها همینطور هستند؛ بعضیها از کنار همین قرآن آدم کُش و ظالم میشوند و بعضی هم شهید میشوند و عارف میشوند. تا چه کسی به چه چیزی میل و رغبت داشته باشد. از آن میوههای خوشمزه قرآن، سورهی حمد است.
سورهی حمد 7 آیه بیشتر ندارد اما هفتگنج و گوهر الهی از جانب خداوند تبارکوتعالی است و چه میکند هر آیهاش بادل آن کسی که واقعاً اهلش هست.
آیه اول «بسم الله الرحمن الرحیم» که مفسران میگویند: بهمنزلهی “یاقوت” است، چون یاقوت عزیزترین جواهرات است و آتش بر یاقوت اثر نمیکند. زیباترین آیه در قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» است، چون اسم “الله” است و هر کس به آن اعتقاد دارد آتش بر او اثر نمیکند.
آیه دوم «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» که نمودار “لعل” است و لعل سنگی است که باعث تقویت دل میشود و انرژی را زیاد میکند. «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» ذکری است که بر نعمت آدم اضافه میکند و بر قدرت و انرژی انسان اضافه میکند، چون شکر خداست.
آیه سوم «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» که نمودار “الماس” است؛ الماس میتراشد و خُرد میکند و محو میکند. «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» وقتی به زبانت میآید گناهانت را میشکند و محو میکند و از بین میبرد.
آیه چهارم «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» نشانهی “مروارید” است. دل مؤمن یک قطره است که در صدف سینه میماند و رشد میکند و بعد میرود در قبر و در روز قیامت خدا او را از دریای قبر به ساحل محشر درمیآورد و میکشاند و از سینه بیرون میکشاند و در بهشت کنار زهرای مرضیه(س) مینشاند.
آیه پنجم « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » نمودار “فیروزه” است که فیروزه، دل را نشاط میدهد و چشم را روشن میکند و نور چشم مؤمن و قلب مؤمن است و کمک و امداد معنوی که از جانب خدا به مؤمن میرسد.
گنج بعدی «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ»؛ نمونهی “زمرد” است. زمرد، چشم افعی را کور میکند و زمرد «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ»، چشم افعیِ نفس انسان را کور میکند و نفس انسان را از بین میبرد و از اماره به لوامه تبدیلش میکند.
گنج هفتم «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ»؛ نمونهی “زَبَرجد” است، در دهان بگذاری عطش را میبرد. بر بازو ببندی شر اشرار را از بین میبرد. همنشینی با خوبان و کسانی که به آنها نعمت داده است یعنی شیعیان علی علیهالسلام را نصیب آنها میکند و همراهی و همنشینی با آنها شر را از آنها دور میکند.