در روایات سفارش کردهاند که وقتی به ماه رجب وارد میشوید و همدیگر را ملاقات میکنید، با هم مصافحه کنید و به یکدیگر تبریک ماه رجب را بگویید.
زیرا خود ماه رجب، از ایام الله است و از ماههای حرام؛ و ماه عظیم خداوند تبارک است و نامش از نام خداوند متعال گرفته شده است؛ و نهری به نام رجب در کنار درب بهشت جاری است و دارای عظمت فراوان است و برای خودش یاران جداگانه و فراوان دارد. در حدیث آمده است که در روز قیامت منادی ندا میدهد که: “أین الرجبیّون”، کسانی که ماه رجب را سالکانه طی کردهاند و از مواهب آن بهرهمند شدهاند.
و دیگر اینکه در این ماه، خداوند فتح الباب میکند برای تمامی بندگانش.
از فردا آغاز ایام البیض ماه رجب است، روزهای خاصّ عبادت و ذکر و فکر است. در این ایام، میلاد امام علی(ع) است که محبتش و ولایتش، علت و سبب نبوت انبیای الهی بوده است.
نام علی(ع) خود، حلقهی محکم توسل است. اگر توانستید امشب و فردا شب و پس فردا شب، هر شب، چهار هزار مرتبه ذکر” یا علی” بگویید. که این “یا علی”های مکرر، باعث رفع مشکلات عدیده میشود.
توسل دیگر که میتوانید داشته باشید این است که خداوند متعال را قسم دهید به حقی که علی(ع) در نزد خداوند دارد؛ و خداوند متعال را قسم دهید به آبروی امیرالمؤمنین(ع)، به حق ایشان و به نام امیرالمؤمنین(ع)؛ زیرا این کاری است که انبیا و اولیا انجام میدادند.
ابن ابیالحدید معتزلی نقل میکند که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: من خدمت پیامبر(ص) رفتم و عرضه داشتم: یا رسول الله! دعا کنید که خداوند متعال مرا بیامرزد و مرا ببخشد، ایشان فرمودند: صبر کن تا دو رکعت نماز بخوانم.
ایشان وضو گرفتند و دو رکعت نماز خواندند و من پشت دیوار ایستادم و گوش فرا دادم که پیامبر(ص) چگونه برای من دعا میکنند. ایشان بعد از نماز، دستهای خود را بالا آوردند و فرمودند: “أللهم بِحَقِّ عَلیٍ عِندَکَ اِغفَر لِعَلیٍ “.
من از پشت دیوار بیرون آمدم و گفتم: یا رسول الله(ص)، این چگونه دعایی بود؟ شما خداوند را به من قسم دادید که مرا ببخشد؟ ایشان مرا بغل کردند و بوسیدند و فرمودند: قسم به جانت و قسم به آن کس که جانم در قبضهی قدرت اوست، تمام زوایای زمین و آسمان را نگاه کردم، ندیدم کسی را که نزد خداوند متعال آبرویش از تو بالاتر و عظمتش از تو زیادتر باشد که خداوند را به او قسم دهم!
آنهایی که امشب به دنبال استغفار و دعا و عرض حاجت به درگاه خداوند متعال هستند، دستها را بلند کنند و اینگونه بگویند: “أللهم إنی أسئَلُکَ بِحَقِّ عَلیِ عِندَکَ” و سپس طلب استغفار و حاجت کنند.
راوی نقل میکند که خدمت پیامبر(ص) رسیدم و سخت مستأصل و گرفتار بودم، ایشان را قسم دادم که دعای جامعی که خداوند متعال آن را رد نکند، به من بیاموزد که هم برای دنیایم مفید باشد و هم برای آخرتم مفید و سودمند باشد.
حضرت فرمودند: مرا مهلت بده و صبر کن منتظر جبرئیل هستم.
جبرئیل آمد و دعا را از جانب خداوند متعال آورد: “أللهم إنی أسئَلُکَ بِحَقِّ محمدٍ و علیٍ و فاطمة و الحَسَنِ و الحُسَین اَن تَغفِرَلی ذُنوبی و تَجاوَز عَن سَیِّئاتی و تُصلِحنی شَأنی وَ تَرزُقَنی خَیر الدنیا و خَیر الاخرة وَ تَصرِف عَنّی بَلاءَ الدُّنیا وَ الْآخرة وَ اَن تَفعَل ذلک بِجَمیعِ الْمُؤمنین وَ الْمُؤمنات بِرَحمَتِکَ وَ فَضلِکَ یا أرحم الراحمین”.
عادت کنید این دعا را در قنوت نماز شب یا در سجدههای بعد از نمازهایتان بخوانید که هم توسل است و هم دعاست.
جامعترین کلمهای که دربارهی این ماه میتوان گفت این است که در حدیث آمده است: این ماه، ماه فتح الباب برای سالکان الهی است. هر کس میخواهد به خداوند تقرب پیدا کند این ماه، مناسب است. خداوند در این ماه، برای هر کسی دربی را باز کردهاست و بیمحابا همه را دعوت کردهاست.
در ماه شعبان، شب برات وجود دارد اما ماه شعبان، ملک داعی ندارد؛ ماه محرم، ماه عزای امام حسین(ع) است و انسان را برای عزاداری یک بار در ابتدای ماه و توسط فاطمه(س) فرا میخوانند؛ در ماه رمضان، در سه شب اول، وسط و آخر، منادی ندا میدهد و فرا میخواند. اما در ماه رجب، سی شب، ملک داعی تا صبح فریاد میزند: آیا کسی هدایت میخواهد؟ کسی حاجت میخواهد؟ کسی آمرزش میخواهد؟ کسی میخواهد همنشین با خداوند شود؟ کسی میخواهد در ماه رجب خدایی کند و به قدرت خداوند برسد و خداوند قدرتش را به او تفویض کند؟ ملک داعی هر شب این ندا را سر میدهد و او فریاد میزند: ای بندگان خدا، خداوند میفرماید: کسی هست فرمانم را ببرد تا من فرمانش را ببرم؟
خداوند به عبادت کنندگان این ماه، وعدههای فراوانی داده است؛ به روزه داران، به شب زنده داران، به تلاوت کنندگان سورهی توحید.
خداوند میفرماید: ماه، ماه من است و بنده نیز، بندهی من است و رحمت نیز، رحمت من است، هر کس صدایم کند به او می دهم، هر کس بندگی من را کند به او میدهم، هر کس هدایت بخواهد او را هدایت میکنم.
در ماه رمضان خداوند متعال با اسم “غفور و غفّار” به بندگان نظر میکند، در ماه شعبان با اسم “رزاق” و ” برّ” به بندگان تجلی میکند و در ماه رجب با اسم” کثیرالخیر” و ” کثیرالعطا” تجلی میکند.
تمام دربهای رستگاری را در این ماه باز کردهاست. این دربها شامل: نماز، نوافل، نماز شب، جنگ با نفس برای خداوند، خیرات، دعا کردن و روزه گرفتن؛ خصوصاً سه روز ایام البیض است. روزهای که در آن هوای نفس نباشد، روزهای که سکوت بیاورد؛ و سکوتی که حکمت به همراه داشته باشد؛ و حکمتی که یقین بیاورد؛ و یقینی که انسان را از حرص و آز دنیا رها کند.
رسول اکرم(ص) فرمودند: شبی که معراج رفتم، خداوند آنقدر از روزه گفت که من تعجب کردم و سؤال کردم: بارالها! مگر روزه چیست که این همه ثواب دارد؟!
ندا آمد: روزه، سکوت است؛ و نتیجهی سکوت، حکمت است (علم یعنی داشتنِ دانش؛ و حکمت یعنی فهم داشتن و درک کردن) از حکمت، یقین میآید (یقین به وعدهها و وعیدهای خداوند؛ و اینکه خداوند وجود دارد و نزدیکتر از “حبل الورید” است) و کسی که به این یقین رسید، صبح که برمیخیزد، تنها کاری که ندارد این است که غصهی دنیا را بخورد؛ زیرا من، دنیایش را ضمانت کردهام.
از یک روز، روزهداری در ماه رجب باید این نتایج به دست آید که در این صورت آن ثوابها شامل حال انسان میشود.
از آداب ماه رجب این است که تلاش کنید حتی برای یک بار در همهی عمرتان،ِ ده هزار مرتبه سورهی توحید را در این ماه بخوانید. اگر نتوانستید هزار مرتبه و باز اگر نتوانستید در هر جمعهی این ماه صد مرتبه، که گفت : یا رسول الله(ص) نمی توانم، در اینجا حضرت صورت مبارکش را از او برگرفت.
پیامبر(ص) فرمودند: در ماه رجب ده هزار مرتبه سورهی توحید بخوانید.
خدمت امام جعفر صادق(ع) عرض کرد: توفیقی دست داد و من به داخل کعبه رفتم و داخل خانهی خدا به رکن یمانی و به شکافی که امام علی(ع) از آن بیرون آمده بود، چسبیدم اما بیسعادت هستم، زیرا هیچ کاری بلد نبودم که انجام دهم و فقط صلوات فرستادم، حضرت فرمودند: جلوتر بیا تا لبانت را ببوسم زیرا تو عبادتی کردی که از آن بالاتر نیست.
سورهی توحید از سورههای استثنایی قرآن است زیرا شناسنامهی خداوند است.
راوی نقل میکند که دانشمندان یهودی خدمت پیامبر(ص) رسیدند و عرض کردند: یا رسول الله! نَسَب خدای تو چیست؟
پیامبر(ص) سکوت کردند. آنان دوباره فردا آمدند و سؤال خود را مطرح کردند، پیامبر(ص) باز هم سکوت کردند. روز بعد هم به همین منوال گذشت، سه روز آمدند و پیامبر(ص) در پاسخ به سؤال آنان سکوت کرد تا اینکه جبرئیل آمد و سورهی توحید را آورد و گفت این سوره، شناسنامهی خداوند متعال است.
سورهی توحید، کلمه نیست، حرف نیست، نزول آن با سایر سورههای قرآن متفاوت است. وقتی سورهی انعام نازل شد، هفتاد هزار ملک، آن سوره را مشایعت کردند و کلمات این سوره را آوردند، سورههای دیگر را نیز ملائک میآوردند.
ابوهاشم نقل میکند: خدمت امام حسن عسکری(ع) رفتم، عرض کردم: آقا این سورهی توحید که آنقدر به آن تأکید شدهاست و به شکل کلمات نازل شده و جبرئیل آن را بر پیامبر(ص) خوانده است؛ آیا مخلوق است و شکل و روح داشته است و مانند ملائکه و فرشتگان و زمین و آسمان و خورشید بودهاست؟!
امام(ع) فرمودند: چگونه این سؤال را میپرسی، مگر در نمازت سورهی توحید را نمی خوانی؟! آیا نشنیدهای این حدیث را که وقتی خداوند متعال خواست این سوره را بر پیامبر(ص) نازل کند، چهلهزار بال به این سوره داد و این سوره خود به سمت زمین حرکت کرد و به هر دستهای از ملائکه که رسید، بر او سلام کردند و تعظیم کردند و تهنیت کردند تا نزد پیامبر(ص) فرود آمد!
پس این سوره، کلمه نیست بلکه مخلوق است.
این سوره موجب امن و امانِ امت پیامبر(ص) است تا وقتی که این سوره را در نمازها تلاوت میکنند در امان هستند.
بعد از نزول سورهی توحید، جبرئیل آمد و عرضه داشت: یا رسول الله(ص)، به جان خودت قسم، من برای امتت مداوم در خوف و اضطراب بودم و قلبم میتپید مبادا خداوند بر امتت عذاب نازل کند تا اینکه سورهی توحید نازل شد و بعد از نزول آن، خیالم آسوده است و قلبم آرام است زیرا تا وقتی که این سوره در میان امت تو هست، امتت در امان هستند.
این سوره برای قاریَش و وابستگان و همشهریانش، برکت دارد.
امام محمد باقر(ع) از قول رسول اکرم(ص) فرمودند: هر کس سورهی توحید را یک مرتبه بخواند برای خودش مبارک است؛ و اگر دو مرتبه بخواند، خداوند به خودش و خانوادهاش برکت میدهد، هر کس آن را سه مرتبه بخواند، خداوند به خود و خانواده و همسایگانش برکت میدهد، هر کس دوازده مرتبه بخواند، خداوند دوازده قصر در بهشت برای او بنا میکند بهطوریکه خازنهای بهشت به یکدیگر میگویند برویم قصر او را تماشا کنیم؛ و هر کس چهارصد مرتبه بخواند مزد چهارصد شهید را که مَرکب به سوی خط مقدم برانند و جان و مال را در راه خداوند فدا کنند به او میدهند؛ و هر کس در شبانه روز، هزار مرتبه بخواند، نمیمیرد تا اینکه جایگاه بهشتی او را به او نشان میدهند.
امشب، شب ولادت مولیالموحدین امیرالمؤمنین علی(ع) است، ایشان قرآن ناطق است و تمام آیاتی که در قرآن نوشته شدهاست، ناطق آنها علی(ع) است.
پیامبر(ص) فرمودند: یا علی! مَثَل تو، مَثَل “قل هو الله احد” است، تو امن و امان هستی، تو مخلوق ویژه هستی که خداوند را معرفی میکنی، وجود تو برای کسی که محبت تو را به دل دارد برای خود و خانوادهاش و همسایگان و شهرش دارای برکت است، یا علی! مَثل تو مَثل “قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ” است.
پیامبر(ص)، حضرت علی(ع) را با عدهای به جنگی فرستادند وقتی برگشتند و آمدند، پیامبر(ص) پرسیدند: در سفر چه گذشت؟
گفتند: همه چیز خیر و عالی و همراه با موفقیت بود اما یک گِله از علی(ع) داریم.
پیامبر(ص) فرمودند: گلایهی شما چیست؟
گفتند: تمام نمازها را پشت سر ایشان به جماعت خواندیم اما درتمام نمازها، ایشان سورهی توحید را خواند.
پیامبر از امام علی(ع) علت را جویا شدند؟
حضرت فرموند: برای علاقهای که به سورهی توحید دارم!
پیامبر(ص) سکوتی کردند و سپس نگاهی عاشقانه به صورت حضرت علی(ع) کردند و فرمودند: یا علی! محبت تو به این سوره، در اثر این است که ابتدا محبت خداوند به تو تعلق گرفته، سپس دوستی این سوره را در دل تو قرار داده است.(مانند این است که خداوند ما را دوست دارد بنابراین حبّ علی(ع) را در دل ما قرار می دهد. کسانی که حب علی(ع) را ندارند این سوره را هم دوست ندارند.)
سپس فرمودند: علی جان! از میان همهی قرآن، مَثَل تو مَثَل سورهی توحید است؛ هر کس این سوره را یک بار بخواند، یک سوم قرآن را خوانده است؛ و هر کس دو بار بخواند، دو سوم قرآن را خوانده؛ و هر کس سه بار این سوره را بخواند همهی قرآن را خوانده است؛
هر کس تو را با دلش دوست داشته باشد، ثواب اعمالِ یک سومِ تمام بندگان خدا را به او میدهند؛ و آنهایی که در دلشان دوستت دارند و به زبانشان هم ابراز میکنند، دو سومِ تمامِ اعمال بندگان را به او میدهند؛ و آنهایی که به دل دوستت دارند و به زبان ابراز میکنند و با اعضای بدنشان هم کمکت میکنند (رفتار، اعمال، منش و نوع زندگی آنها به گونهای است که دفاع از تشییع میکنند) ثوابِ تمامِ بندگان عالم را به او میدهند.
حال، اهمیت این سوره به چیست که مَثَل آن علیابنابیطالب(ع) است؟!
در هیچ جای قرآن، سه اسم بزرگ خداوند به دنبال هم نیامده است: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»
“هُو” اسم پنهان خداوند است؛ و اثر ذات خداوند است و ناشناخته.
“اللَّه” اسم جلاله خداوند است؛ و محل تجمع اسماء جمال و جلال خداوند است.
“اَحَد” در میان هزار صفت خداوند، بالاترین مقام را دارد و سرآمد تمام صفات خداوند است.
همهی اینها در یک سوره به دنبال هم آمدهاند!
سپس در ادامهی آیه می فرماید: «اللَّهُ الصَّمَدُ»
در تمام شش هزار و اندی آیه، کلمهی “صَمَد”، فقط یک بار در قرآن آمده است!
از امام محمد باقر(ع) خواستند که “الصَّمَدُ” را معنا کنند، ایشان فرمودند: “الصَمَد” پنج حرف است؛ الف و لام و صاد و میم و دال را معنا کردند و سپس فرمودند: اگر آدمی را مییافتم که بتواند عِلمی را که خداوند به من داده است، تحمل کند و ظرفیت میداشت؛ آنگاه من، تمامِ توحید، و تمام اسلام، و تمام ایمان، و تمام دین، و تمام شریعتها را از لفظ “الصمد” بیرون میکشیدم و در اختیارش قرار میدادم؛ همچنانکه که جدم امیرالمؤمنین علی(ع) کسی را پیدا نکرد که به او بگوید.
ماه رجب، ماه خروج از نفسانیات است. گاهی عبادات ما هم میتواند نفسانی شود. انسانی که بیمار است و این روزها روزه میگیرد و همه به او میگویند روزهات را بخور و او میگوید: دلم نمیآید؛ روزهی این انسان، نفسانی است و خدایی نیست!
ماه رجب، ماه “اِماتِه” و “اِحیا” است. یعنی ماه “مردن” و “زنده شدن” مجدد است. مثلاً در فصل بهار که در دل زمین، دانهها را میکارند این دانهها در زیر خاک در تاریکی قرار میگیرد، اولین اتفاقی که برای دانه میافتد، این است که ابتدا میمیرد، سپس آرام آرام زنده میشود، جوانه میزند، رشد میکند و از دل زمین بیرون میآید.
انسان، ابتدا دچار وهم و خیال میشود، وقتی جوانی، قدرت، مال، ثروت، سواد و … خود را میبیند که به قول قرآن میفرماید: «أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ»؛ آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است، ديدهاى؟
حتی انسان مغرور میشود به اینکه کسی نمیتواند ایمان او را از بین ببرد و او را فریب دهد!
این وهم، موجب میشود که خود را، خدا ببیند و در خودش، قدرت خدایی ببیند.
در مرحلهی دیگر، این وهم موجب میشود که مشرک شود؛ اینکه بگوید: “من و مالم”، “من و فرزندانم”، “من و خویشاوندانم”، “من و عملم”، “من و … این به این معناست که خود را کنار کس دیگری قرار دادهای.
اگر میخواهی موحد و مسلمان شوی “اماته” لازم است تا به “احیا” برسی؛ باید بمیری تا زنده شوی؛ و آنچه که برای این کار لازم است این است که مداوم تکرار کنی: خدایا فقط تو! و نَه “من و قدرت و ثروت و جوانی و …”
و ده هزار بار تکرار سورهی توحید به همین معناست. یعنی در تمام لحظات عمرم و تمام نفسهایم فقط تو و لاغیر. این به معنی کشتنِ نفس، به تیرِ سوره توحید است و لاغیر. با تکرار این سوره و در حقیقت، کلمه درمانی و تلقین درمانی، میتوان عیوب نفسانی را مانند تکبر و خودبینی و… را در یک ماه درمان کرد.
آنگاه در انتهای این ماه، زنده میشوی و بنده و موحد و عَلَوی میشوی.
اینکه مولا را و ائمه را بشناسیم و سپس بشناسانیم. اما معرفت ائمه(ع) و محبت آنها به همدیگر، گره خوردهاند و نمیتوانی آنها را از هم جدا کنی. محبت بدون معرفت بیمعناست و برعکس.
پیامبر(ص) فرمودند: علی جان! من سرور آدم هستم و تو و امامان بعد از تو، سرور امت من هستید، هر کس ما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته؛ و آن کس که ما را دشمن بدارد، خدا را دشمن داشته؛ کسی که مطیع ما باشد، از خداوند اطاعت کرده؛ و کسی که ما را نافرمانی کند، خدا را نافرمانی کرده است.
البته دوست داشتن اهل بیت(ع) هدیهای است از جانب پروردگار.
امام محمد باقر(ع) فرمودند: من میدانم آن مایهی محبتی که در دلتان است و با آن، ما را دوست دارید، چیزی نیست که خودبهخود به وجود آمده باشد، بلکه حقیقتی است که خداوند با دست خود در دلهای شما قرار دادهاست.
اما اینکه خداوند این محبت را به شما دادهاست و شما آن را دریافت کردهاید شرایطی دارد:
1) خداوند این محبت را به اندازهی ظرفیت هر دلی میدهد.
امام صادق(ع) فرمودند: عشق و محبت به ما، از خزانههایی است که از زیر عرش خداوند جاری است، از آسمان پایین میآید و خداوند آن را جز به اندازه، نازل نمیکند؛ اما وقتی میباراند به جنین داخل شکمها هم میباراند.
2) به شیری که از مادرش خوردهاست نگاه میکند. فرمود: هر روز صبح که از خواب برخاستی و خنکای عشق ما را در دلت دیدی، خدا را بر نخستین نعمتی که به تو داده شکر کن. سؤال کرد: نخستین نعمت چیست؟ فرمود: مادرِ پاکدامن.
3) این محبت را به دلهای پاک میدهد. فرمودند: کسی نمیتواند ما را دوست بدارد جز کسانی که دلهای پاک دارند. آری، عشق و محبت ما اهل بیت را خداوند جز در دلهای پاک قرار نمیدهد.
وقتی محبت آمد آثار میآورد:
1- شرط قبولیِ ایمان است. علی(ع) فرمودند: پیامبر اکرم(ص) به من فرمودند که خداوند ایمان کسی را نمیپذیرد مگر اینکه محبت اهل بیتِ من در دل آنها باشد.
2- محبت که آمد انسان به محبوبش شبیه میشود. امام صادق(ع) از قول علی(ع) فرمودند: هر کس ما را دوست دارد، شبیه به عمل ما عمل کند (محبت خود را با عمل خود ثابت کند.)
1) اگر کسی گرفتاری و مشکلی سخت دارد و میخواهد به برکت این سوره حاجت بگیرد، ابتدا غسل کرده سپس دو رکعت نماز حاجت بخواند و بلافاصله و در یک مجلس، 70 مرتبه سوره حمد؛ و سپس 100 مرتبه صلوات و بعد 79 مرتبه سوره “الم نشرح” و سپس 1001 مرتبه سوره توحید را بخواند؛ آنگاه دعا کند. مخصوصاً این ختم برای اموری است که در آن سرگردان ماندهای بسیار مجرب است.
2) هجده روز، هر روز، سه مرتبه سوره توحید به این ترتیب که سوره را شروع به خواندن میکنی و به آیه “الله صمد” که رسیدی این آیه را هزار بار تکرار میکنی سپس سوره را ادامه داده تا انتها؛ تا سه بار این کار را تکرار می کنی. این ختم بسیار مجرب است که علی (ع) فرمودند: اگر با یقین بخوانی، دو کوه به بلندی ابوقبیس را میتوانی جابجا کنی، مگر مشکلات شما چقدر است؟!