بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

دهم محرم 1439- 9 مهر 1396

محور های سخنرانی

چه کار کنم که در روز عاشورا به قرب بیشتر برسم؟ عاشورا روز تقرب به خداست
در باب شناخت عاشورا
چه‌قدر به امام معرفت داریم؟!
امام حسین علیه‌السلام وارث آدم صفوة الله، نوح نبی الله، اسماعیل ذبیح الله

عاشورا روز تقرب به خداست

امروز روز عاشوراست، روز عاشورا روزی است که باید به امام حسین و اهل بیت علیهم‌السلام تقرب پیدا کنیم و از این طریق به خداوند تبارک و تعالی تقرب پیدا کنیم.

امروز باید چه کار کنیم که  به قرب خدای تبارک و تعالی نزدیک شویم؟ امروز چه کار باید بکنیم که حضرت زهرا علیهاالسلام ما را بیشتر بپسندند و اهل بیت علیهم‌السلام بیشتر ما را بپسندند؟ تا دست ما را بگیرند و به جایی که یک بشر می‌تواند به تعالی برسد، ما را به تعالی نزدیک و نزدیک‌تر بکنند. به این حدیث رجوع می‌کنیم:

با آمدن ماه محرم، امام رضا علیه‌السلام به یکی از یاران خود به نام شبیب از عاشورا خبر دادند. به او فرمودند: ای پسر شبیب! اگر کسی در مصیبت جدم حسین علیه‌السلام آنچنان اشک بریزد که اشک بر گونه‌هایش جاری شود، هر گناه و معصیتی که در نامه‌ی عمل او باشد، چه بزرگ و چه کوچک، خدا به برکت این اشک او را می بخشد (پس اولین وظیفه گریه کردن است).

ای پسر شبیب! اگر می‌خواهی خدا را ملاقات کنی در حالی که هیچ گناهی در نامه‌ی عمل تو نباشد، پس زیارت کن ابی‌عبدالله الحسین علیه‌السلام را. (خود امام حسین علیه‌السلام فرمودند: هر جا پرچم عزای من زده شد، روضه‌ی من خوانده شد، آنجا حرم من است؛ هر جا هستی، هر نگاهی که خدا به زوّار من زیر گنبد من می‌کند، به این مجلس‌نشینان خواهد کرد؛ آن نقطه مانند گنبد و بارگاه من است. حتی اگر این پرچم عزا را در پذیرایی خانه‌ات زده باشی، اگر پای آن بشینی خودت روضه بخوانی و گریه کنی، آنجا حرم امام حسین علیه السلام است).

ای پسر شبیب! اگر دوست داری در بهشت با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل بیتش هماهنگ باشی، لعنت کن قاتلان حسین بن علی علیه‌السلام را.

ای پسر شبیب! اگر دوست دارید شما هم ثوابی همانند ثواب یاران حسین علیه‌السلام ببرید، پس یاد کربلا کنید، آهی بکشید و بگویید: «یا لیتنی کنت معهم فافوزا فوزاً عظیما» تا خدا نام شما را در معیت شهدای کربلا بنویسد.

ای پسر شبیب! دوست داری در روز قیامت در بهشت همراه با اهل بیت علیهم‌السلام باشی؟ پس هر گاه ما غمگین بودیم، غمگین باش و هر گاه شاد بودیم شاد باش. ای پسر شبیب! اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، در قیامت با او محشور خواهد شد. ای پسر شبیب! ما را دوست بدار، تا قیامت با ما اهل بیت، محشور شوی.

چه کار کنم که در روز عاشورا به قرب بیشتر برسم؟

راهکار اول: فرمودند: در مجلس روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام با احترام بشین و ادب نگاه دار. با وضو و محزون بشین، که مادر حسین علیه‌السلام نگاهت می‌کند.

علامه طباطبایی در روضه‌های امام حسین علیه‌السلام روی فرش نمی‌نشستند، روی زمین می‌نشستند و با حالت چهار زانو عاشورا و روضه را گوش می‌دادند. وقتی که روضه تمام می‌شد، کفش‌ها را مرتب می کردند و هر کدام که خاکی بود با عبایشان پاک می کردند، حتی اگر کفش بچه‌ای بود.

می‌فرمود: می‌خواهم روز قیامت، ملائکه گواهی بدهند آنچه از عشق حسین علیه‌السلام در سینه‌ی من است، ببینند که من برای حسین علیه‌السلام چگونه تواضع می‌کنم. چگونه نوکری می‌کنم! این علامت علاقه‌ی من به حسین علیه‌السلام است.

آیت الله غروی اصفهانی که مرحوم بهجت یکی از شاگردان ایشان بودند، در حالی که مراجع بسیاری را تربیت کرده بودند، هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام می‌خواندند و هر روز نماز جعفر طیار را می‌خواندند و شب‌های جمعه که روضه‌ی سید الشهدا علیه‌السلام برقرار بود، خود ایشان که مرجع تقلید هم بودند، پای سماور می‌نشستند و چای دم می‌کردند و چای می‌ریختند، جاور می‌کردند و کفش‌های مردم را جلوی درب مرتب می‌کردند!

دوم: برای نزدیک شدن به خداوند، در مجلس امام حسین علیه‌السلام، حرمت عزاداران را نگه دارید. هر کس به هر لباس و منطقی آمده است، به ما ربطی ندارد، هر کس آنها را دعوت کرده است، خودش می‌داند.

سوم: امروز برای تقرب بیشتر، باید ذکر بگوید.

محور امروز، قمر بنی‌هاشم علیه‌السلام است.

1- 133 مرتبه صلوات، بعد 133 مرتبه یا عباسُ یا عباسُ یا عباس، سپس 133 مرتبه صلوات ختم کنید.

2- امروز هزار مرتبه سوره‌ی توحید، به جهت صبر حضرت زینب علیهاالسلام، هدیه کنید به حضرت زینب علیهاالسلام.

3- امروز هزار مرتبه ذکر یا حیُّ یا قیوم بگویید. ذکری که امام حسین علیه‌السلام فراوان در روز عاشورا تکرار می کرده‌اند.

4- هفتاد مرتبه خوانده شود: سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، استغفر الله.

امروز چه روزی است؟ چرا از صبح این قدر بی‌تاب هستید؟ 1-زیرا اهل بیت علیهم السلام در روز عاشورا آن قدر اشک می‌ریزند که پلک‌هایشان مجروح می‌شود.

امام زمان عجل‌الله‌فرجه اختیار دستشان است، در نهایت اختیار، این مقدار برای جدشان امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کنند، که پلک‌هایشان مجروح می‌شود، آنها مانند ما نیستند که اختیار از دستشان بیرون بیاید و بی‌اختیار گریه کنند. آن همه پریشانی و حزن قلب، شیعیانشان را هم پریشان می‌کند، به جهت شهقه‌ی فاطمه‌ی زهرا علیها‌السلام، این مقدار دچار حزن و پریشانی می‌شوید.

حدیث: ملائکه‌ای به عنوان ملائکه‌ی محافظ، صبح علی الطلوع به زمین می‌آیند که کارشان محافظت از زمین است و عملکرد ویژه دارند و شب هنگام باید برگردند به آسمان. اما از خداوند می‌خواهند که یک شب در حرم حسین علیه‌السلام بیتوته کنند. به مغرب همه به کربلا می‌روند، تا صبح به حسین علیه‌السلام گریه می‌کنند سپس به آسمان برمی‌گردند. وقتی که می‌روند به ملأ اعلی، اولین کس فاطمةالزهرا علیهاالسلام با هزار پیغمبر، با هزار وصی، با هزار شهید و هزار هزار ملک از کروبیّن جلو می آیند، جلوی این زوار حسین علیه‌السلام می‌ایستند، می بینند که بوی پاک حسین علیه‌السلام می‌دهند. پس یک آه می‌کشند، خانم یک شهقه می‌زنند و فریادشان در ملکوت می پیچد. تمام ملائکه از تسبیح و تقدیس و تهلیل باز می‌مانند، متحیر ناله حضرت می‌شوند و از ترس، همه می‌لرزند. پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، فاطمهعلیهاالسلام را آرام می‌کند تا ملائکه برگردند به تسبیح. در آن لحظه که سر از بدن جدا شد، دفتر بسته نشده، این موضوع هر روز در آسمان تکرار می‌شود جلوی فاطمة الزهرا علیهاالسلام. در ماه محرم حضرت زهرا علیهاالسلام یک شهقه می‌زنند و به گوش زمینی‌ها می‌رسد؛ و امروز صبح یک شهقه می‌زنند پس دل‌ها محزون و دگرگون می شوند.

در باب شناخت عاشورا

یکی از مهم‌ترین کارها در امروز، عاشورا شناسی است. روز عاشورا، روزی آفتابی بوده است. زمانی که سر از بدن جدا شد، ناگهان آسمان قرمز شد، خسوف شد، خاک سرخ همه‌ی کربلا را فرا گرفت، تا شش ماه آسمان سرخ بود. از امام صادق علیه‌السلام پرسیدند: چرا آسمان اینگونه بود؟ آقا فرمودند: شما وقتی غضب می‌کنید صورتتان قرمز نمی‌شود؟ خدا که جسم نیست، سرخی غیرت خداوند را آسمان نشان داد، سرخی غضب خدا در آسمان معلوم شد.

امروز روز شناخت عاشورای امام حسین علیه‌السلام است، گفته شدکه تاسوعا ظرفیت بالا می‌رود، سینه وسیع می‌شود، نفس منکوب می‌شود و انسان لیاقت دریافت‌های معنوی را به وفور پیدا می‌کند، مثل یاران ابی‌عبدالله علیه‌السلام. در سایه‌ی قرآن، در سایه‌ی نماز و در سایه‌ی ذکر، ظرفیت‌ها بالا می رود.

امروز به شما گفته می‌شود که عاشورا فرزند تاسوعا است، عاشورا زائیده‌ی تاسوعا است. اگر امروز یار حسین علیه‌السلام پیراهنش را هم در می‌آورد و به میدان می‌رود، دیشب وسعت سینه گرفته‌است، در شب تاسوعا وسعت سینه گرفته و بزرگ شده‌است.

عاشورا می‌شود دهم محرم؟! نه، اگر این‌طور باشد، پس دهم رجب هم باید عاشورا باشد، دهم ذی‌الحجه هم باید عاشورا باشد! در حالی که فقط دهم محرم، عاشورا است. لغت عاشورا که ریشه‌یابی می‌شود، اینگونه خلاصه می‌شود: معاشرت و مصاحبت با حُسن، با هم معاشر بودن، همدیگر را دیدن. خداوند در قرآن می‌فرماید: «و عاشروهن بالمعروف»؛ ای مردها! با زن‌ها معاشرت نیکو داشته باشید. خدا در سوره حج می‌فرماید: «فلبئس المولی و فلبئس العشیر». عشیر یعنی معاشر، معنای آیه این است که عجب رفیق و معاشر بدی برای خودش پیدا کرده‌است.

عاشورا از صیغه‌ی مبالغه می‌آید یعنی زمانی و وقتی که عاشورا بیاید، عاشوراییان میل شدیدی به معاشرت با حسین علیه‌السلام پیدا می‌کنند. امروز تمام دل‌های عاشورایی میل کربلا و میل معاشرت با حسین علیه‌السلام را دارد. میل از حسین علیه‌السلام گفتن و از حسینعلیه‌السلام شنیدن دارد. عاشورا یعنی رغبت شدید و میل شدید برای معاشرت با حسین علیه‌السلام پیدا می‌شود.

این میل را هم تو داری؛ و هم امام حسین علیه‌السلام میل به معاشرت با شما دارند. در عالم معنا در روز عاشورا، این میل در ما تقویت شده است. امام امروز با ما معاشر است، تو را می‌بیند و هر چه بگویی می‌شنود. با توجه به اینکه امام تمام ظاهر و باطن من را می‌داند، اما امروز ما را دعوت به معاشرت کرده است. امامی که تو را بیشتر از خودت می‌شناسد، تو را دعوت به معاشرت کرده است. امام ما را کامل می شناسد، ما چقدر او را می شناسیم؟!

چه‌قدر به امام معرفت داریم؟!

در زیارت‌نامه‌ی ایشان می‌خوانی: «اشهد أنَّ» من شهادت می‌دهم، من این را فهمیدم و این مقدار تو را می‌شناسم… «دَمکَ سَکَنَ فی الخُلد» حسین جان! خون تو در زمین کربلا نریخته، بلکه به محض اینکه گلوی تو بریده شد، بلافاصله جمع شده و در خُلد قرار گرفته است. خلد بالاترین درجه بهشت است. «اَشْهَدُ اَنَّ دَمَکَ سَکَنَ فی الْخُلْدِ وَاقْشَعَرَّتْ لَهُ اَظِلَّهُ العَرْشِ» از عظمت خون تو پایه‌های عرش لرز کرد! «و بکی له جمیعُ الخلائق» جمیع خلایق بر این ریخته شدن خون تو گریه کردن.

خُلد جای خون نیست، جای انسان کامل است، با پوست  و گوشت و خون، و روح، کسی که به تنهایی خونش در خلد ساکن شود بدنش در کجا ساکن می شود؟! بدن حسین علیه‌السلامکجا رفته است، روحش کجا جای گرفته، زمانی که از بدن فارغ شده؟

امام شمردند: آسمان هفتگانه و ماهیان دریا و وحشیان بیابان و کهکشان‌ها و اجنه و…. همه‌ی خلایق بر تو گریه کردند، و گریه کردند بر تو چیزهای که دیده نشدند و هرگز دیده نخواهد شد، آن چیست که هرگز دیده نمی‌شود و بر حسین علیه‌السلام گریه کرده است؟!

همه‌ی خلایق بر حسین علیه‌السلام گریه کردند، مگر سه چیز: در بصره کسی به حسین علیه السلام گریه نکرد، بنی امیه و در دمشق. اما امروزه دمشقی‌ها هم بر حسین علیه‌السلام گریه کردند. کسانی که در محاصره‌ی داعشی‌ها بودند، به سر و سینه می‌زدنند و بر حسین علیه‌السلام گریه می‌کردند.

تمام این مصیبت‌ها برای خون حسین علیه‌السلام است، هنوز به بدن ایشان نرسیده است. کسی جرأت ندارد مصیبت بدن ایشان را بگوید. این‌ها همه برای خون است، خونی که در رگ‌ها جریان دارد. از شما سؤال می‌کنم که: چرا خون حسین علیه‌السلام این همه عظمت دارد؟! زیرا این خون در رگ‌هایی جریان دارد که در یک بدن است و در این بدن یک قلب است که این قلب اسم اعظم خدا با هفتاد و دو حرفش قرار دارد! اسم اعظم خداوند در سینه حسین علیه السلام است.

معاشرت یعنی امروز بفهمی چه خونی امروز ریخته شده است؟ چگونه ریخته شده؟ برای چه این خون ریخته شده است؟ خلد کجاست؟ ملکوت کجاست؟ اگر خون در آنجا است، بدن در کجاست؟ حسین شناسان عالم زانو می‌زنند که این‌ها را بدانند!

امام حسین علیه‌السلام در سخت‌ترین لحظات، در حالی که تمامی یارانشان شهید شده بودند و آن قدر خون از بدنشان آمده است که امام سجاد علیه‌السلم فرمودند: از سوراخ‌های زره‌شان خون بیرون می‌زده است، خستگی تاب ایشان را برده بود، پس زره را در آوردند، و لباس بلندی پوشیدند، روی اسب خواستند چند لحظه‌ای استراحت کنند. نامردی سنگی به پیشانی ایشان زد، خون از پیشانی سرازیر شد، آقا پیراهن را بالا آوردند که خون پیشانی را پاک کنند. تا پیراهن را بالا آوردند، پس حرمله‌ی ملعون، تیر سه شعبه‌ی زهرآگین را به جناق سینه حسین علیه‌السلام زد. تیر در سینه‌ی آقا کاشته شد، حسین تیر را کشید در حالی که خون زیادی از ایشان می آمد. امام حسین علیه‌السلام خون‌ها را جمع کردند و به آسمان پرتاب کردند، یک قطره خون به زمین ریخته نشد. حضرت فرمودند: «بسم الله و بالله علی ملة رسول الله»، این جا حسین علیه‌السلام جلوه‌ای دیگر پیدا کردند: حسین شده است رحمت الله واسعه. آنها می‌خواستند آقا را بکُشند، آقا نگذاشتند خونی به زمین بریزد، زیرا اگر خونی به زمین ریخته می‌شد، نه زمینی می‌ماند و نه زمینیان باقی می ماندند… . آنها می‌خواستند آقا را بکشند، آقا فکر از بین نرفتن زمین و زمینیان بودند! مشتی دیگر از خون را به سر و صورت خود مالیدند، در حالی که زیر لب می‌گفتند: خضاب می‌کنم، زیرا به ملاقات جدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌روم. خضاب می‌کنم زیرا به ملاقات مادرم فاطمة الزهرا علیهاالسلام می‌روم. ندا آمد: یا حسین! «أنت باب النجاة الاُمة»؛ تو باب نجات امت پیامبر هستی.

احمد حنبل، و سیوطی که دشمن اهل بیت علیهم‌السلام بودند، می‌نویسند: ابن عباس پیغمبرصلی‌الله‌علیه‌وآله را ژولیده و غبار آلود خواب دید. در حالی که که محزون بودند، یک شیشه در دست داشتند. از پیامبر پرسید کجا بودید؟ فرمود: در کربلا، از قتلگاه، سر حسینم را بریدند، خون‌ها را جمع کردم و در شیشه ریختم تا در عرش و خلد بریزم کنار خون قلب حسین.

امام حسین علیه‌السلام وارث آدم صفوة الله

در زیارت می‌خوانیم «السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله»؛ چرا حسین علیه‌السلام وارث آدم پیامبر است، مگر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله وارث آدم نیستند؟! مگر مابقی ائمه وارث حضرت آدم صفوة الله نیستند؟ در حالی که در هیچ جا نمی‌خوانی: «السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله» و منظور، پیغمبر باشد. درباره‌ی دیگر ائمه علیهم‌السلام هم اینگونه است. تنها امام حسینعلیه‌السلام به وارث آدم مشهور است، چرا؟

آدم به «صفوة الله» (برگزیده خدا) معروف است. از میان خلق اول تا آخر، خدا می‌خواهد یکی را انتخاب کند تا اولین برگزیده و اولین انسان روی زمین، اولین مسجود ملائکه، اولین عبادت کننده روی زمین، اولین پیغمبر و اولین کسی که از صلب او انسان‌های دیگر به وجود بیایند باشد. ببین در این انتخاب چه ظرافتی لازم است، آدم هم چنین ظرافتی داشت. از میان 124هزار پیغمبر و خیل کثیر اولیا و خیل کثیر اوصیا و خیل کثیر جانشینان آنها، خدا تصمیم گرفته‌است یک نفر را انتخاب کند و برگزیند، تا آن یک نفر عاشورا را خلق کند، این جا چقدر ظرافت لازم است؟ حسینی که در خلقتش به ظرافت خلقت آدم، علم خدا به کار گیری شده است! بلکه در انتخاب حسین علیه‌السلام ظرافت بیشتری به کار رفته است، زیرا آدم را آفرید اما آدم خطا کرد. شیطان خوشحال بود و می‌گفت نمی‌گذارم یکی از اولاد آدم به بهشت برود. اما در انتخاب حسینعلیه‌السلام خدا جوری انتخاب کرد که وقتی در کربلا آمد ثبات، ایثار، شهادت، رشادت، عبادت، جنگ، صبر و عرفانی نشان داد که مُهر باطل به خیالات شیطان زد و با زیبایی‌هایی که در کربلا به نمایش گذاشت، باعث آبروی حضرت آدم علیه‌السلام نزد ملائکه هم شد.

حسین انتخاب شد تا دین خدا را برای همیشه زنده نگه دارد.

امام حسین علیه‌السلام وارث نوح نبی الله

در فراز دیگر زیارت می‌خوانی: «السلام علیک یا وارث نوح نبی الله». نوح نهصد سال صبر کرد، وقتی او را سنگ می‌زدند، ملائکه بال‌هایشان را می‌گرفتند که سنگ‌ها به حضرت نوح علیه‌السلام برخورد نکند. اما حسین علیه‌السلام، باید سنگ باران هم می‌شد. حضرت نوحعلیه‌السلام جلوی چشم خداوند کشتی ساخت. وقتی که کشتی کامل شد، آدم‌های خوب را سوار بر کشتی کرد. نوح علیه‌السلام زن و مردهای مؤمن را سوار کرد و فقط پسرش که سرکش بود را خواست سوار کند. اما حسین علیه‌السلام کشتی نساختند، بلکه خودشان شدند کشتی نجات. درگودال قتلگاه فریاد زد: همه بیایید با من سوار شوید. این جا حسین علیه‌السلام، در گودال قتلگاه داد زد: تمامی جا مانده‌ها بیاید در کشتی من سوار شوید!

یک «یا حسین» هر جای عالم گفته شود، امام حسین علیه‌السلام می‌فرماید: بیا که درکشتی من برای تو جایی هست!

کشتی نجات در طوفان‌ها و گرفتاری‌ها، برای نجات راه می‌افتد. کسی که در حال غرق شدن است، کشتی نجات را صدا می‌زند، کشتی نجات هم می‌گوید: آمدم. هر دو همدیگر را صدا می‌زنند، امروز حسین علیه‌السلام تو را صدا کرده است و حالا تو داری جوابشان را می‌دهی.

امام حسین علیه‌السلام وارث اسماعیل ذبیح الله

در زیارت می‌خوانیم: «السلام علی وارث اسماعیل ذبیح الله»؛ تا حالا فکر کرده‌ای که چرا حسین علیه‌السلام فدایی اسماعیل علیه‌السلام شد؟ چرا چاقویی که حضرت ابراهیم علیه‌السلام به گردن اسماعیل علیه‌السلام کشیدند، نبُرید و خدا قربانی شدن اسماعیل را قبول نکرد؟ و فرمود: صبر کن تا قربانی بزرگ بیاید «وَ فَدَينَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ» (سوره صافات/107). زیرا اسماعیلعلیه‌السلام زیر سن بلوغ بود، زن و فرزند نداشت، در صلب اسماعیل علیه‌السلام نطفه‌ی رسول خدا صلوات‌الله‌علیه‌وآله قرار داشت، باید زنده می‌ماند و صاحب اولاد می‌شد تا پیغمبر به دنیا می‌آمد. اگر آنجا فدایی می‌شد، دیگر پیغمبر اسلام نمی‌آمد، علی علیه‌السلام خلق نمی‌شد، زهرا علیهاالسلام خلق نمی‌شد. اگر پیغمبر نمی‌آمد کسی قدرت دریافت قرآن را نداشت. پس اسماعیل باید زنده می‌ماند زیرا حامل نطفه‌ی پیغمبر آخر الزمان بود.

ذبیح کسی است که سرش را با خنجر ببرند، در حالی که زنده است.

حسین علیه‌السلام فدایی قرآن است. حسین علیه‌السلام با شهادتش به ما قرآن داد. حسینعلیه‌السلام با شهادتش اسلام به جهان داد، ایمان داد به اهل ایمان. حسین علیه‌السلام با شهادتش منجی بشریت را به جهان عرضه کرد.

در این سلام‌ها که در زیارت وارث به امام حسین علیه‌السلام می‌دهی، حسین علیه‌السلام با این ارثیه‌ها که از پیامبران گرفتند، آمدند تا با آنها عاشورا بسازند.

عاشورا اتاق عملی است که امام حسین علیه‌السلام هر ساله مریض‌ها را در آن جمع می‌کند، مریض‌هایی که دچار و گرفتار گناهان و جهالت و بی‌خدایی هستند و ناخوش شده‌اند. در اتاق عمل عاشورا ما را اصلاح و با گریه‌های خودمان، سلامت را به ما برمی‌گرداند.

در این اتاق عمل خون آورده است. اگر در اتاق عمل خون کم بیاوری، خون علی اصغرش را به تو تزریق می‌کند، خون علی اکبرش را به تو تزریق می‌کند، در این اتاق عمل برادر بزرگوارشان و اصحابشان دستیار او هستند.

عاشورا یک ایست بزرگ در مقابل سیل بنیان کن مدرن است. در حالی که جهالت امروز خطرناک‌تر است.

فرمودند: زن اگر لباسی بپوشد که مسخره باشد، روز قیامت وارد می‌شود، خدا او را مسخره می‌کند.

کربلا یک ایست بزرگ در مقابل بی‌اخلاقی‌ها است.

امام حسین علیه‌السلام در مقابل فساد و نامردمی‌ها و مظلوم‌کشی‌ها یک تابلو زدند.

دستیار ایشان حضرت ابوالفضل علیه‌السلام است که در توحید، در قله بودند و در غیرت و شجاعت، در بالاترین مرتبه بودند.