بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

بیست و چهارم محرم 1439- 23 مهر 1396

محورهای سخنرانی

شرکت در مجالس امام حسین علیه‌السلام و گریه بر ایشان، محک ایمان ماست

ادامه‌ی بحث پذیرایی از مجلس‌نشینان امام حسین علیه‌السلام

پذیرایی در مجالس امام حسین علیه‌السلام، با لقمه‌ی معرفت – ادامه‌ی بحث شیعه‌ی واقعی

پاسخ به یک شبهه: شبهه در باب استمرار روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام

 

معتبرترین مقتلی که شما می‌توانید بخوانید، مقتل جواد محدثی است.

تا زمانی که اطلاعات شما درباره‌ی کربلا مستند به مستندات نیست، با کسی در این زمینه وارد بحث نشوید؛ و اگر کسی خواست با شما وارد بحث شود، به ایشان بگویید که سؤالاتشان را از علما بپرسند.

سخت‌ترین مصیبت برای امام زمان عجل‌الله‌فرجه که برای آن، خون گریه می‌کنند که خود امام زمان عجل‌الله‌فرجه فرمودند: این مصیبت آنقدر سنگین است که هر وقت یادم می‌آید، آن‌قدر گریه می‌کنم که از  چشمانم خون جاری می‌شود. این روزها زینب علیها‌السلام سوار ناقه‌ی اسارت، راهی شهر شام هستند، وای به دل زینب علیهاالسلام و این روزها!

شرکت در مجالس امام حسین علیه‌السلام و گریه بر ایشان، محک ایمان ماست

شرکت در مجالس امام حسین علیه‌السلام و خدمت در آن، ملاکی است که خودمان را بسنجیم که نزد خدای تبارک و تعالی چه مقامی داریم. شرکت در مجالس حسین علیه‌السلام و گریه بر حسین علیه‌السلام محک ایمان ما است. اگر بخواهیم ببینم که آیا هنوز برای خدا مهم هستیم یا نه؟ و اینکه خدا نگاه رحمت به ما می‌کند یا نه؟

یک: با آمدن ماه رمضان، اعتقادات ما، تقوای ما و ایمان ما مورد محک قرار می‌گیرد. با اعمال خیری که در این ماه انجام می‌دهیم.

بار دوم: ماه محرم است. رسول خدا عرضه داشت: خدایا! دعا می‌کنم در حق امتم، که بلاهای آسمانی بر امتم نازل نکنی، مانند بلایایی که بر امت موسی و عیسی و شعیب و انبیای دیگر نازل کردی. ندا آمد: بلا نازل نمی‌کنم اما اگر یکی از امت تو گناه را از حد بگذارند و بخواهم از نظر خودم دورش کنم و نظر لطف را از او بردارم و او را رها کنم، اینکه کجا زندگی کند، کجا بمیرد، برایم مهم نباشد، اگر بخواهم پرده از کارهایش بردارم، ابتدا محبت اولاد تو را از دل او بیرون می‌آورم.

تا زمانی که می‌توانید اهل بیت علیهم‌السلام را صدا بزنید، پس نظر رحمت خداوند بر شما خواهد بود؛ و این موضوع، نیازمند شکر است.

با آمدن ماه محرم ما یک چکاب معرفتی می‌دهیم که ببینیم جایگاه ما نزد خداوند چقدر است!

حدیث: اگر شما مردم می‌دانستید که اثر این مصیبت (کربلا) بر اهل دریاها و ساکنان کوه‌ها و در جنگل‌ها و روی تپه‌ها و بر اهل آسمان چه اثری گذاشته است آنچنان ناله می‌زدید که بدن‌هایتان منهدم می‌شد. (دقت کنید، این جا می‌گوید: اثری از این مصیبت، نه خود مصیبت. اگر اثری که آنان دیدند، شما می‌دیدید، بدن‌هایتان منهدم می شد!) خود مصیبت زمانی دیده خواهد شد که امام زمان عجل‌الله‌فرجه ظهور کنند. زمانی که ملائکه اثر این مصیبت را دیدند، به حال اعتراض گفتند: خدایا بهترین بنده‌ات را روی زمین انداخته‌اند! آنها را به حال خود گذاشته‌ای؟! در حالی که سلاله‌ی پاک پیغمبر است. ندا آمد به ملائکه: به عزت و جلالم سوگند که انتقام او را خواهم گرفت، اگرچه زمان طولانی بگذرد. و بعد ندا آمد: نگاه کنید به بالا. نگاه کردند به عرش. نُه نور دیدند که خلقت نوری مابقی ائمه علیهم‌السلام بود. و دیدند که آن نُهمی ایستاده به نماز مشغول است. ندا آمد: به این قائم، به این ایستاده، من انتقام حسین را خواهم گرفت، اگرچه زمان زیادی بگذرد.

تا زمان انتقام ما هستیم که وظیفه‌مند هستیم.

ادامه‌ی بحث پذیرایی از مجلس‌نشینان امام حسین علیه‌السلام

در سر سفره‌ی امام حسین علیه‌السلام پذیرایی، اول با اشک است. تا خودشان به شما نگاه نکنند، نمی‌توانید اشک بریزید.

لقمه دوم، توسل است. حق ندارید در روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام شرکت کنید و دست خالی بروید. باید از سفره‌ی امام حسین علیه‌السلام چیزی بردارید، یا دنیا بردارید، یا آخرت بردارید، یا دنیا و آخرت را با هم بردارید، یا علم و دانش بردارید، یا آمرزش بردارید، یا نورانیت دل بردارید، یا همنشینی با مادرشان فاطمه علیهاالسلام را بردارید، یا تحولی بردارید.

خدا وعده کرده است که زیر گنبد و بارگاه امام حسین علیه‌السلام دعا را به اجابت برساند، چرا؟ زیرا شب‌های جمعه وقتی مادرشان از بالا می‌آیند به زیارت حسین علیه‌السلام، در آن نقطه گنبد، هودج زهرا علیهاالسلام را می‌گذارند. حضرت زهرا علیهاالسلام در حالی که فریاد حسین می‌کشد، به زیارت می‌رود.

آن کسی که مجلس امام حسین علیه‌السلام نشسته باشد، حالا در هر مکانی که باشد و هر چند نفر که باشند، آن لحظه آن‌جا گنبد و بارگاه حسین علیه‌السلام است. یعنی آنچه خدا به زهرا علیهاالسلام در آن مقام می‌دهند، به شما در این مجلسی که نشسته‌ای می‌دهد. پس انصاف نیست که از این مجالس، دست‌خالی بیرون بروید.

پذیرایی در مجالس امام حسین علیه‌السلام، با لقمه‌ی معرفت- ادامه‌ی بحث شیعه‌ی واقعی

لقمه‌ی سوم در مجلس امام حسین علیه‌السلام که با آن ما را متنعم می‌کنند، لقمه‌ی معرفت است.

شناخت این که آیا من شیعه‌ی واقعی هستم یا نه، یکی از وظایف ما است؛ و این شناخت با موارد و خط‌کشی‌هایی که ائمه علیهم‌السلام قرار داده‌اند، مشخص می‌شود. زمانی که این شناخت حاصل شود، هم در جهت اصلاح خود کوشش خواهیم کرد و هم شیعه و محب واقعی را از کسی که اَدا در می‌آورد و ادعا دارد تشخیص خواهیم داد. پس فریب نخواهیم خورد.

نزد امام صادق علیه‌السلام آمد و عرض کرد: یابن رسول الله! می‌گویند امام صادق فرموده است: هر کس امام خودش را بشناسد، پس هر کاری می‌خواهد بکند. امام فرمودند: بله من گفته‌ام. گفت: آیا واقعاً شما گفته‌اید؟ امام فرمودند: بله من گفته‌ام. راوی پرسید: یابن رسول الله یعنی اگر چه زنا کند؟ اگر چه شراب بخورد؟ اگر چه دروغ بگوید؟ اگر چه دزدی بکند؟… راوی گفت و رگ پیشانی امام بیرون آمد، قرمز شدند و سه بار فرمودند: انا لله و انا الیه راجعون (این جمله را زمانی می‌گویند که مصیبت می‌شود) وا مصیبتا! چه تهمت‎هایی است که به ما می‌زنید، به خدا قسم با ما به انصاف برخورد نکردید، کدام یک از ما ائمه  گناه می‌کنیم که جواز آن را به شما بدهیم؟ کدام یک از ما ائمه دورغ می‌گوید که جواز آن را به شما هم بدهیم؟! به خدا قسم با ما به انصاف برخورد نکردید!

سپس امام فرمودند: ما ائمه برای کردارمان بازخواست می‌شویم! چه‌طور به شما بگوییم هر کاری خواستید بکنید؟! راوی پرسید: پس این جمله‌ای که فرموده‌اید چه معنا می‌دهد؟ امام فرمودند: امامت را بشناس، آنچه می‌خواهی از اعمال خیر و نیک و خوب انجام دهی، کم و یا زیاد فرقی ندارد. امامت را بشناس، فقط نمازهای واجبت را بخوان. امامت را بشناس، فقط ماه رمضان روزه بگیر اگر نمی توانی. در اعمال نیک گفته شده، هر چه توان دارید؛ و نه اینکه گناه کنید.

سپس دوباره امام فرمودند: امامت را بشناس، اعمال نیک تو هر چه باشد، مورد تأیید الهی است. (حتی کمترین قدم خیر تو مورد قبول خداوند قرار خواهد گرفت).

دزدی مرده بود. مادرش مدام گریه می‌کرد و می‌گفت: حسین جان! شفاعتش کن. خودشان گفتند: شب امام حسین علیه‌السلام به خواب من آمدند. با تشر به من فرمودند: مگر من دزدم که شفاعت دزد را بکنم؟ پسرت اندازه‌ی موهای سرش مال مردم به گردن دارد.

راوی می‌گوید: رفتم خدمت امام باقر علیه‌السلام. به حال اعتراض، مردی آمد و گفت: آقا نشسته‌اید؟ نمی‌خواهید طلب خون جدتان حسین را کنید؟ امام فرمودند: با چه کسی؟ با چه سربازهایی؟! گفت: آقا! در شهر ما، شما شیعیان بسیاری دارید.

(دقت کن، این موارد که آقا می‌فرماید، ملاک و خط‌کش برای ما است. علامت‌های شیعه است.) امام سرشان را پایین انداختند، کمی فکر کردند سپس سرشان را بالا آورند و فرمودند: آیا در شهر شما ثروتمندان نسبت به مستمندان مهربان هستند؟ کمک‌رسانی می‌کنند؟ آیا نیکوکاران، مسلمان، نسبت به بدکاران گذشت دارند؟ یا نسبت به هم حسادت و حقد دارند؟ آیا نسبت به همدیگر همکاری و برادری دارند، با هم تعاون دارند، در کار خیر با هم مشارکت می‌کنند؟ همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند؟ آیا در شهر شما این گونه است که هر کس نیازمند است، دست در جیب دیگری کند و نیاز خود را بردارد، در حالی که او هم راضی به این کار باشد؟

مرد گفت: نه، این علامت‌هایی که شما فرمودید، در شهر ما نیست. امام فرمودند: اینها شیعه‌ی ما نیستند. کسانی که این علائم بینشان رواج ندارد، شیعه‌ی ما نیستند.

پرسیدند: وقتی مردم یک شهر شیعه‌ی حقیقی، مسلمان حقیقی نبودند، آیا خدا هلاکشان خواهد کرد؟! امام فرموده‌اند: نه، زیرا هنوز عقل‌های آنان کامل نشده است، به این دلیل که هنوز علما، جاهلان را آگاه نکرده‌اند.

مرحوم امام خمینی، شب برای زیارت می‌رفتند. احمد آقا پسرشان هم همراه ایشان بودند. کسی آمد گفت: یک فقیر بیچاره، طلبه‌ای زمینگیر شده در حالی که زن و بچه دار است و به نان شبشان هم محتاج هستند. آقا فرمودند: احمد! فردا یادم بینداز کاری برایش بکنم. صبح زود به امام خبر دادند که پسرشان سید مصطفی را کشته‌اند. داغ پسر عالمی مثل سید مصطفی! همه جا پیچید، آن شخص فقیر به همسرش گفت: تا چهل روز دیگر حاج آقا روح الله یادش نمی‌آید و باید این بدبختی را تحمل کنیم. بعد از دفن سید مصطفی، آقا آمدند خانه، به احمد آقا گفتند: مگر نگفتم یادم بینداز آن فقیر را؟! پاکتی آوردند و پولی داخل آن گذاشتند و به سید احمد دادند و ایشان در جیبشان گذاشتند. ساعتی بعد پرسیدند: پاکت را دادی؟!پ پسرشان گفت: الآن؟ وسط این مصیبت؟ می‌گویند: پاکت را بردم دادم، وقتی پاکت را دادم آن مرد فقیر، آن بدن فلجش را بالا می‌برد و می‌گفت: تو چه کسی هستی؟ شام غریبان پسرت تمام نشده است! در خاطرت مانده که ما نیازمند هستیم؟

ادامه‌ی حدیث: امام باقر علیه‌السلام سپس فرمودند: اگر عقل‌ها از آبشخور اصلی، از اسلام ناب سیراب شود، از قرآن سیراب شود و از مکتب تشیع راستین، این عقل‌ها پرورش پیدا کند، همکاری و خانه یکی بودن در بین شیعیان رواج پیدا می‌کند به حد اعلا.

پاسخ به یک شبهه: شبهه در باب استمرار روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام

این شبهه را مطرح کرده‌اند که حق با حسین، شما تا کی می‌خواهید گریه کنید؟ تا چند سال می‌خواهید مجلس عزا بگیرید؟ لباس سیاه بپوشید؟ هزار سال گذشته، بس کنید!

پاسخ به شبهه‌ی وهابیت:

وهابیت می‌گوید که ما حدیث را قبول نداریم. شما باید با آیه‌ی قرآن جواب ایشان را بدهید. چقدر با قرآن آشنا هستیم که از قرآن آیه بگذاریم و جواب شبهه‌ی آنها را بدهیم؟!

تمامی کسانی که حج و عمره می‌گذارند، همه می‌دانند که اگر حاجی سعی صفا و مروه نکند، حج او قبول نیست، چرا؟ زیرا هزاران سال قبل یک خانم به نام هاجر، در یک نصفه روز این مسیر را هفت مرتبه دویده است تا آب برای بچه‌اش فراهم کند. از زمانی که کعبه تجدید بنا شده است، هر حاجی که به آن جا رفته است، تا زمانی که دنیا به آخر برسد، حاجی که به آنجا برود، باید خاطره‌ی دویدن هاجر را زنده نگه دارد.

فایده‌ی سعی صفا و مروه چیست؟ فقط زنده نگه داشتن خاطره دویدن هاجر است! روزانه، ماهانه، آنجا می‌دوند و هر حاجی هفت دفعه می‌دود، چرا؟ زیرا خداوند در قرآن می‌فرماید: «اِنَّ الصَّفا و المَروةَ مِن شَعائِرِ اللّهِ»؛ صفا و مروه از شعائر خداوند است. و در انتهای آیه می‌فرماید: «فَاِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلیم». «اِنَّ الصَّفا و المَروةَ مِن شَعائِرِ اللّهِ فَمَن حَجَّ البَیتَ اَوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیهِ اَن یَطَّوَّفَ بِهِما و مَن تَطَوَّعَ خَیرًا فَاِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلیم» (سوره‌ی بقره آیه 158)

یعنی ای هاجر! تو یک روز به خاطر مشکلاتی که خدا سر راهت گذاشت و تو آن مشکلات را برای رضای خدا تحمل کردی، منِ خدا از تو ممنونم و تا دنیا، دنیاست نمی‌گذارم خاطره‌ی تو فراموش شود…! در حالی که در انتها، آب زیر پای فرزند او جاری شد. نه فرزندش ارباً ارباً شد و نه تیر سه شعبه به گلویش خورد… .

حالا کار هاجر علیهاالسلام سخت‌تر بوده است یا کار حسین علیه‌السلام؟ خاطرات حسین علیه‌السلام باید روزانه حفظ شود، عین صفا و مروه. روزانه باید روضه‌های امام حسین علیه‌السلام برگزار شود. خاطره‌ی حسین علیه‌السلام با زیارت کربلا و زیارت اربعین، با لباس مشکی پوشیدن، با پرچم سر درب منزل زدن باید حفظ شود. همه‌ی ما موظف هستیم که این خاطره را زنده نگه داریم.

روضه به چه معناست؟ روضه یعنی ذکر مصیبت. خداوند در قرآن ذکر مصیبت افراد بسیاری را گفته است. در سوره‌ی حدید، ذکر مصیبت آسیه علیهاالسلام را کرده است که به عنوان یک انسان خوب چه مصیبت‌هایی کشیده است. در حالی که که در زمان موسی علیه‌السلام بوده است و به من مسلمان ربطی پیدا نخواهد کرد. اما خداوند ذکر مصیبت او را گفته است و اینکه چه سختی‌هایی کشیده است! خداوند ذکر سختی‌های او را در قرآن بیان کرده است.

خدا ذکر مصیب‌هایی که حضرت مریم علیهاالسلام کشیدند را بیان می‌کند. ذکر مصیبتِ پانصد پیغمبر بنی‌اسرائیل را در قرآن می‌گوید که یک روزه آنها را کشتند، پوست صورت آنها را کندند، سپس به کاسبی خویش پرداختند! اینها ذکر مصیبت پانصد پیغمبر است که بعد از هزاران سال برای مسلمان در قرآن بیان کرده است.

در آیه‌ی 146 سوره آل عمران می‌فرماید:«وَ كَأَیِّن مِّن نَّبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ كَثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ مَا ضَعُفُواْ وَ مَا اسْتَكَانُواْ وَ اللّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِین»؛ چه ربیون کثیری که در رکاب پیغمبران بودند که همگی آنها را کشتند. علما و دانشمندان، اهل درک و فهم به دست قاتلان کشته شدند، در حالی که صابر بودند. این جا، در قرآن، خدا ذکرشان کرده است.

در سوره‌ی بروج ذکر اصحاب اخدود (اخدود یعنی کانال، گودال) است. داستان اصحاب اخدود در سوره‌ی بروج آیات 1 تا 8 چنین آمده‌است :«وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الْبرُوجِ، وَ الْیَوْمِ المَوْعُودِ، وَ شَاهِدٍ وَ مَشهُودٍ، قُتِلَ أَصحَابُ الْأُخْدُودِ، النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ، إِذْ هُمْ عَلَیهَا قُعُودٌ، وَ هُمْ عَلیَ‏ مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُۆْمِنِینَ شهُودٌ، وَ مَا نَقَمُواْ مِنهُمْ إِلَّا أَن یُۆْمِنُواْ بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الحَمِیدِ»

ذنواس یهودی، می‌خواست عالم را یهودی کند. به او خبر دادند در صنعا، در یمن یا نجران عده‌ی کثیری نصرانی هستند و یهودی نمی‌شوند (یا بت پرستی بوده است که می‌گفته به بت من سجده کنید، آنها دست از خدا نمی‌کشیدند). پس به آنجا لشکر کشید. گفت: یا به دین من می‌آیید و یا گودالی حفر می‌کنم پر از آتش و شما را در آن می‌اندازم. آنها گفتند: ما دست از دین خود نمی‌کشیم. سپس در ادامه‌ی آیه می‌فرماید که: آنها را در آتش انداختند. بیست هزار نفر آدم را در یک روز تکه تکه کردند و یا در آتش زنده زنده سوزاندند!

در صف، نوبت به مادری رسید که بچه‌ی شیرخوار داشت. به او گفتند: اول بچه‌ات را در آتش می‌اندازیم. مادر پاهایش لرزید، دلش لرزید. خدا به معجزه، قفل از دهان بچه باز کرد و گفت: مادر تردید نکن، مادر غصه نخور، الآن که ما را در آتش بیندازند، آغوش خدا برای ما باز است!

این جا خدا روضه‌ی اصحاب اخدود را گفته است. سپس در آخر آیه، خدا آنها را نفرین می‌کند.

مگر مصیبت و درد ابی‌عبدالله علیه‌السلام کمتر بوده است؟!

این وظیفه‌ی قرآنی ما است. ذکر مصیبت امام حسین علیه‌السلام خواندن، عمل به قرآن است،.

خدا روز قیامت اول سؤالی که از ما می‌پرسد این است که آیا تکلیف خودت را در دنیا شناختی؟ اگر نه، چرا نرفتی یاد بگیری؟

بدانیم و عمل کنیم تا از تقصیر بیرون بیایم.