بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

بیست و پنجم محرم 1439- 24 مهر 1396

محورهای سخنرانی

ادامه‌ی بحث: با سه لقمه از مجلس‌نشینان امام حسین علیه‌السلام پذیرایی می‌شود

رابطه‌ی مجلس‌نشینی امام حسین علیه‌السلام با عرفات

پذیرایی در مجالس امام حسین علیه‌السلام، با لقمه‌ی توسل

پذیرایی در مجالس امام حسین علیه‌السلام، با لقمه‌ی معرفت – ادامه‌ی بحث شرط قبولی اعمال

پاسخ به یک شبهه

بیان برخی حقوق زبان، از سخن امام سجاد علیه‌السلام

 

امروز به قولی روز شهادت امام سجاد علیه‌السلام است. ما هم بحثی را در باره‌ی این امام برای شما آماده کرده ایم که انشاءالله فردا خدمت شما عرض می‌کنیم اما به طور مختصر باید بگوییم که امام سجاد علیه‌السلام حدود 35 سال بعد از واقعه‌ی کربلا زندگی کرده است. برای ما مشهور و معروف است که ایشان این دوران را با گریه سپری کرده‌اند. البته این نهایتِ بی‌انصافی است که ما، در مورد این امام بزرگوار این قضاوت را داشته باشیم که امام سجاد علیه‌السلام همه‌ی این دوران را فقط با گریه سپری کرده است. دوران ایشان، از حساس‌ترین دوران تاریخ اسلام است به جهت اینکه در آن دوران، با جنگ‌هایی که شده و ایران و روم فتح شده و به کشورهای اسلامی اضافه شده و غنائم فراوان به دست آمده است؛ از یک طرف، مسلمان رو به تجمل‌گرایی آورده‌اند و از طرف دیگر، به قول ما، دچار تهاجم فرهنگی شده‌اند. فرهنگ فارس‌ها و فرهنگ رومی‌ها با زندگی در کنار یکدیگر و یا با ترجمه‌ی کتاب‌هایشان و … در اسلام نفوذ می‌کند بنابراین کسی باید باشد که در مقابل آنها سدّ و مانع ایجاد کند؛ و این کار بسیار مهم را امام سجاد ‌علیه‌السلام انجام داده است. اگرچه ایشان جزء پنج گریه کنِ عالم بوده‌اند که این گریه هم، ابزاری برای گرم نگه داشتن و تبلیغ فرهنگ عاشورایی امام حسین علیه‌السلام بوده است.

 

ادامه‌ی بحث: با سه لقمه از مجلس‌نشینان امام حسین علیه‌السلام پذیرایی می‌شود

در روزهای گذشته گفتیم که با نشستن در مجالس امام حسین علیه‌السلام از ما، با سه لقمه پذیرایی می‌کنند: لقمه‌ی اشک، لقمه‌ی توسل، لقمه‌ی معرفت. به همین جهت بنده اعتقاد دارم کسانی که توفیق نشستن در این مجالس را پیدا می‌کنند، باید سجده‌ی شکر به جا آورند. با نشستن در مجلس امام حسین علیه‌السلام حداقل 14 ثواب گوناگون را می‌بریم. در روزهای گذشته گفتیم که یکی از این ثواب‌ها، نشستن در مکانی است که مدعوّین، هم‌صحبت با امام حسین علیه‌السلام هستند؛ پس ثواب هم‌صحبتی با امام حسین علیه‌السلام را می‌برند. در حدیث است که در مجالس امام حسین علیه‌السلام هرچه با ایشان حرف بزنی و درخواست نمایی، در همان مجلس به تو پاسخ می‌دهند و امام حسین علیه‌السلام با شما هم‌صحبت می‌شود.

ثواب دیگری که در مجالس ایشان می‌بریم و در روزهای گذشته گفتیم، این است که نشستن در مجالس ایشان، نشستن در زیر قبّه‌ی حرم امام حسین علیه‌السلام است، آنجایی که شب‌های جمعه حضرت زهرا علیهاالسلام برای زیارت قبر ایشان پایش را از هودج خود بر زمین می‌گذارد. آنچه خداوند در آن مکان به حضرت زهرا علیهاالسلام می‌دهد، اکنون به مجلس‌نشین امام حسین علیه‌السلام هم می‌دهد. حال، اگر کسی باورش ضعیف است، خودش مقصر است وگرنه یک چنین سفره‌ای در مجالس ایشان گسترده شده است.

 

رابطه‌ی مجلس‌نشینی امام حسین علیه‌السلام با عرفات

چقدر دلت می‌خواهد به حج واجب بروی و یک شب در صحرای عرفات باشی؟ کسانی که به حج واجب رفته‌اند، می‌دانند که در تمام مناسک حج، بیتوته در صحرای عرفات، حال و هوای عجیب و ویژه‌ای دارد که مکان‌های دیگر در حج، این حال و هوا را ندارند. در صحرای عرفات هیچ کاری نیست جز نشستن و فکر کردن. بالاترین عبادت هم فکر کردن است، تفکر در زمین، آسمان، قیامت، محشر، انبیا و کتب آنها، خداوند و… و نهایتاً اینکه خودت در کجا قرار داری؟!

تمام مناسک حج از اِحرام، ترویه، طواف، صفا و مروه، نماز طواف و… همه مقدمه برای عرفات است. مشعر، منا، جمرات و قربانی هم، همگی در ادامه‌ی عرفات است. محور، عرفات است.

چرا عرفات اینقدر مهم است؟ اهمیت عرفات به یک چیز است و آن اینکه امام صادق علیه‌السلام فرمودند: رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: هر کسی ممکن است در نامه‌ی عملش، یک گناه نابخشودنی داشته باشد (برخی از گناهان با استغفار بخشیده می‌شود؛ برخی از گناهان باید علاوه بر استغفار، جبران هم بکنی و حلالیت بطلبی؛ برخی از گناهان را خداوند نمی‌بخشد تا شب جمعه شود و ببخشد؛ برخی از گناهان را در شب نیمه‌ی شعبان می‌بخشد؛ برخی از گناهان را در شب‌های قدر و دیگر شب‌های مبارک رمضان می‌بخشد؛ اما فرمود: اگر کسی گناهی نابخشودنی در نامه‌ی عملش دارد که در هیچ کدام از این ایام، بخشیده نشده، بداند که خداوند در شب و روز عرفه در بیابان عرفات، گناه نابخشودنی بنده را می‌بخشد!

چرا خداوند در این مکان، این حرمت را به بنده‌اش می‌گذارد؟ حاجی، در طول این سفر، همه‌ی امکانات را دارد اما ناگهان در این صحرا، قید همه چیز را می‌زند و بر روی خاک و زیر آسمان بدون امکانات، بیتوته می‌کند. حاجی با هر مقامی که باشد، قید هرچه داشت را برای خداوند می‌زند. حال، خداوند هم می‌فرماید: من هم در عوضِ این حرمتِ تو، آن گناهی را که تا الآن نبخشیده بودم، می‌بخشم. تو مرا حرمت کردی پس من هم تو را حرمت می‌کنم.

امام صادق علیه‌السلام در حدیثی فرمودند: هر جا در مجلس روضه‌ی جدّم حسین علیه‌السلام نشستی، آن نقطه، عرفات تو است! یعنی آن گناهی از تو را که تا الآن خداوند نبخشیده است، اکنون در مجلس حسین علیه‌السلام می‌بخشد. یعنی خداوند آن حرمتی را که در صحرای عرفات به بنده‌اش می‌کند، در مجلس امام حسین علیه‌السلام هم به مجلس‌نشینان ایشان، می‌کند.

در زیارت عاشورا می‌خوانیم که: «…أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي بِكَ…» یعنی ای حسین جان! خداوند ما را به نام تو جمع کرده است تا ما را احترام کند و مقام ما را بزرگ شمارد. منظور از این حرمت و احترام در «أَكْرَمَنِي بِكَ» چیست؟

برکات معنوی و مادی، دنیوی و اخروی، توفیق معرفت، اطاعت، دعا و مناجات و ذکر و… توفیق ادامه‌ی مسیر امام حسین علیه‌السلام، همه و همه نتیجه‌ی «أَكْرَمَنِي بِكَ» است که خداوند به نام امام حسین علیه‌السلام به ما روزی می‌کند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: از پدرم محمد باقر علیه‌السلام شنیدم که خداوند زائران و مجلس‌نشینان و گریه‌کنندگان بر حسین علیه‌السلام را احترام می‌کند:

1) روز قیامت نمی‌گذارد حرارت آتش جهنم، صورتی را که در آن، اشک بر حسین علیه‌السلام غلتیده است، بسوزاند.

2) روز قیامت امام علی علیه‌السلام در یک طرف حوض کوثر و حضرت زهرا علیهاالسلام در طرف دیگر حوض کوثر به همه آب می‌دهند اما با زائر و گریه‌کن و مجلس‌نشین حسین علیه‌السلام، ابتدا مصافحه می‌کنند و سپس آب کوثر را به او می‌دهند.

3) روز قیامت، نیست آدمی مگر اینکه وقتی گریه‌کنان و مجلس‌نشینان و زائران امام حسین علیه‌السلام را ببیند، آرزو کند که ای کاش من هم جزء آنها بودم.

4) هر کس دوست دارد روز قیامت بر سفره‌های نور، همراه با اهل بیت علیهم‌السلام بنشیند، پس حسین علیه‌السلام را زیارت کند و بر او اشک بریزد و در مجلس او شرکت کند.

به ما گفته‌اند وقتی در زیارت امام حسین علیه‌السلام به حائر رسیدید، بگویید: «اللهم ان هذا مقام اکرمتنی به»؛ خدایا اینجا مقامی است که تو دعوت می‌کنی تا بر زائران حسین علیه‌السلام احترام بگذاری.

بنابراین مقام زائر حسین علیه‌السلام، اینگونه است؛ و این مقام، مخصوص به زائر امام حسین علیه‌السلام است زیرا امام حسین علیه‌السلام، صاحب مصیبت عظیم است. ایشان صاحب عظیم‌ترین مصیبت است در عالم که فقط خودِ ایشان به آن تن داده است.

امام سجاد علیه‌السلام در کوچه‌های مدینه می‌رفتند که یک نفر فریاد زد: آی مردم، من غریبم! امام علیه‌السلام او را صدا زدند و فرمودند: آیا تو غریب هستی؟! گفت: بله. امام علیه‌السلام فرمودند: اگر تو غریب هستی آیا در زمان مرگت، اهل مدینه، جنازه‌ی تو را بلند می‌کنند؟ گفت: بله، بلند می‌کنند زیرا من مسلمان هستم و آنها هم مسلمان هستند اگر چه غریب باشم. آقا سؤال کردند: آیا برای تو کفن می‌آورند و تو را کفن می‌کنند؟ گفت: بله، من مسلمان هستم و آنها هم مسلمان هستند و مرا کفن می‌کنند. آقا سؤال کردند: آیا تو را دفن می‌کنند یا تو را روی زمین می‌گذارند تا بمانی؟ گفت: بله، آنها مسلمان هستند و من هم مسلمان هستم؛ مسلمان، مسلمان را تشییع و دفن می‌کند. آقا فرمودند: پس دیگر نگو که من غریبم! غریب، پدرم حسین علیه‌السلام بود که سه روز، بدن مطهر او را بر زمین باقی گذاشتند و کسی برای او کفنی نیاورد و او را تشییع و دفن نکرد!

خداوند این فضایل را برای زائر و گریه‌کن و مجلس‌نشینِ امام حسین علیه‌السلام قرار داده است زیرا کسی در عالم، مانند ایشان، اینگونه به شهادت نرسیده است و در راه دین خدا، این همه رنج و مصیبت را تحمل نکرده است!

اسلام دستور دارد که وقتی کسی از شما از دنیا رفت، به سرعت یکدیگر را خبر کنید و کار خود را تعطیل کنید و به تشییع جنازه بروید که ثوابش را فقط خداوند می‌داند و بس! همچنین در اسلام دستور داریم که هر کس در خانه‌اش کفن دارد، کفن را همراه خود ببرد و اصرار کند که با کفن او، میت را دفن کنند که فقط خداوند می‌داند که بدن میتی را با کفن پوشاندن، چه ثوابی دارد. در اسلام داریم که خداوند ابتدا تشییع کنندگان را می‌بخشد و آنگاه به حرمت آنها، میت را می‌بخشد.

اباذر غفاری با دختر جوانش در «ربذه» تبعید بودند. در آنجا، حالِ اباذر رو به وخامت رفت و به حال احتضار افتاد. دخترش، پاهایش را رو به قبله کشید و بالشی از خاک، زیر سرش درست کرد که سرش بر روی زمین نباشد. سپس دختر سؤال کرد: پدر جان! الآن که جان به جان آفرین تسلیم کردید، من در این صحرا با جنازه‌ی شما چه کنم؟ اباذر گفت: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به من فرمود: در بیابان ربذه می‌میری، عده‌ای از کاروانی که عبور می‌کند، می‌آیند و جنازه‌ی تو را دفن می‌کنند. دخترم! پس از مرگ من، جنازه‌ام را بگذار و به محل عبور کاروان برو و کاروان را خبر کن که من از دنیا رفته‌ام.

اباذر از دنیا رفت. دختر، عبای پدر را بر صورت پدر کشید و بیرون آمد. دید که کاروانی در حال عبور است. فریاد زد: ای مسلمان! اباذر؛ دوستِ پیامبر، از دنیا رفته است، او در این غربت از دنیا رفته است. کاروانیان پیاده شدند در میان آنها ابن عباس و مالک اشتر بودند. بر سر کفن و غسل کردن او رقابت بود و هر کس می‌خواست که خودش اباذر را دفن کند. اباذر را با عزت دفن کردند.

اما جان‌ها به قربان آن زینبی که روز یازدهم محرم، نگاهی به صحرای کربلا انداخت و با صدای بلندی که می‌نویسند شتران به گریه در آمدند، فریاد زد: آیا در میان شما یک مسلمان وجود ندارد که این لاله‌های گلگون را دفن کند؟!

 

 پذیرایی در مجالس امام حسین علیه‌السلام، با لقمه‌ی توسل

در روزهای گذشته گفتیم که پذیرایی دیگری که در مجالس امام حسین علیه‌السلام می‌شود، با لقمه‌ی توسل است. توسل، اَشکال مختلف دارد که یکی از آنها، ذکر است. یکی از بالاترین اذکار، تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام است. خواندن این تسبیحات 128 دور به عدد اسم امام حسین علیه‌السلام، بسیار نافع است. می‌توان این ذکر را در سفر کربلا یا در مجالس امام حسین علیه‌السلام گفت. این ختم را مکرر در طول شش ماه یا یک سال بردارید که برکت و نور فراوان دارد. از این تسبیحات، بالاتر نیست که اگر بود، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به دخترش می‌داد.

وقتی حضرت زهرا علیهاالسلام خدمت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله عرض کرد: تحفه‌ای به جهت کمک می‌خواهم؛ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله که بالاترین انسان است به دخترش که بالاترین بانوی اسلام است، فرمودند: 34 بار الله اکبر، 33 بار الحمدلله، 33 بار سبحان الله را مدام بگو که از این بالاتر کمکی نیست برای تو. حضرت زهرا علیهاالسلام هم مدام این ذکر را می‌گفتند. ایشان مانند ما، این تسبیحات را محدود به بعد از نمازهایشان نکرده بودند و به طور مداوم می‌گفتند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: یک دور تسبیح حضرت فاطمه علیه‌السلام بعد از نماز واجب، افضل از هزار رکعت نماز مستحبی نزد من است.

یعنی یک دور تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام، ثوابش بالاتر از هزار رکعت نمازی است که امام صادق علیه‌السلام می‌خواند. حال، ثوابش چقدر بالاتر از نمازی است که ما می‌خوانیم؟! و آن ثواب را به ما دهند.

ما بر سر سفره‌ی امام حسین علیه‌السلام توسل گرفتن را یاد می‌گیریم. آیت الله حائری مؤسس حوزه‌ی علمیه، نقل کردند: پول برای شهریه‌ی طلاب، کم آوردم. آیت الله بافقی و آیت الله قزوینی را به جمکران فرستادم تا دعا کنند و امام زمان عجل‌الله‌فرجه به ما مدد برسانند. آنها هم رفتند و دعا کردند. امام زمان عجل‌الله‌فرجه جلوه‌ای کردند و فرمودند: ما از گرفتاری‌های شیعیانمان بی‌اطلاع نیستیم! و مسائل شما را حل خواهم کرد. به شرط اینکه ما توسل داشته باشیم و این شرط، در احادیث آمده است.

توسل، درِ محکم رحمت خداوند است که باید مدام آن را به صدا در آوریم. آن کس که گرفتار نیست، حاجتی هم ندارد و آرامش زندگی و حاجات خود را از توسل گرفته است، او هم باید مدام، توسل داشته باشد تا آنها را از دست ندهد و بلکه بیشتر هم به دست آورد. به طور مثال، کسی که مال نداشته و با توسل به دست آورده، باید توسل بگیرد که خداوند، توفیق انفاق از مالش را به او بدهد؛ یا کسی که فرزند نداشته و با توسل به‌دست آورده است، باید متوسل باشد تا اولادش صالح باشد و… ما هرگز از توسل بی‌نیاز نیستیم.

مرحوم آقای ابوترابی گفت: پدربزرگِ عالم و عارفی داشتم که همیشه می‌گفت: من از چهارده سالگی به این مسأله یقین پیدا کردم که هر چه که بخواهم باید از خدا بخواهم؛ و تمام هستی، در دست خداوند است. اما آن حلقه‌ای که با آن می‌توان درِ خانه‌ی خدا را کوبید، اهل بیت علیهم‌السلام هستند. پدربزرگ ما، در طول زندگی خود با این باور، هرگز محتاج کسی نشد تا اینکه فوت کرد اما هر چه گشتیم، وصیت نامه‌اش را پیدا نکردیم. او را به قبرستان بردیم تا دفن کنیم. منتظر بودیم که قبر را آماده کنند که ناگهان از تولیت حضرت معصومه علیهاالسلام کسی دوان دوان آمد و گفت: حاج آقا را اینجا دفن نکنید بلکه بیاورید و در حرم دفن کنید زیرا قبری را برای کس دیگری در قسمت بالاسر حرم حضرت معصومه علیهاالسلام آماده کردیم اما آن میت را نمی‌آورند؛ بنابراین تولیت گفته است که شما ایشان را بیاورید که در آنجا دفن شوند. ما جنازه را بردیم و با افتخار و با عظمت، تشییع کردیم و جنازه را در قبر قرار دادیم که ناگهان، فردی جلو آمد و گفت: من نذر کرده‌ام که در اینجا، حدیث کسا بخوانم. او حدیث کسا را خواند، مردم هم خواندند و گریه و عزداری کردند. سنگ لحد را گذاشتیم و ایشان را دفن کردیم. هفته‌ی بعد، وصیت‌نامه پیدا شد. در آن نوشته شده بود: حتی المقدور سعی کنید مرا در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام در قسمت بالاسر دفن کنید و قبل از گذاشتن سنگ لحد، یک نفر حدیث کسا بخواند، آنگاه سنگ لحد را بگذارید!

کسی که در طول زندگی، متوسل و دست به دامن اهل بیت علیهم‌السلام باشد، اهل بیت علیهم‌السلام هم هرگز او را تنها نمی‌گذارند.

 

 پذیرایی در مجالس امام حسین علیه‌السلام، با لقمه‌ی معرفت – ادامه‌ی بحث شرط قبولی اعمال

لقمه‌ی دیگری که در مجالس امام حسین علیه‌السلام به ما می‌دهند، لقمه‌ی معرفت است.

در جلسات گذشته گفتیم که پنج شرط دارد که خداوند، عبادات ما را بپذیرد. شرط اول این است که عمل ما توأم با عقل باشد.

امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: بالاترین عبادت، تفکر است. ایشان مشتی آب را برداشتند که به صورت خود بزنند و برای نماز شب، وضو بگیرند که چشمشان به ستاره‌های آسمان افتاد؛ آنقدر غرق در تفکر شدند که با صدای اذان صبح به خود آمدند!

اینکه فرموده‌اند یک ساعت تفکر، بالاتر از هفتاد سال، عبادت مستحبی است زیرا تفکر، عقل می‌خواهد. عقل هم سببِ برداشت معنا و اسرار عبادات است.

شرط دوم علم است. علم را باید آموخت. رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: تحصیل علوم و معارف دینی بر هر مسلمانی واجب است زیرا با دانش، پروردگار، فرمانبرداری می‌شود. جاهل در فرهنگ اسلام، به کفِ روی آب تعبیر شده است. حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: مردم سه دسته هستد: یک دسته، علما هستند. دسته‌ی دوم، شاگردان هستند. دسته‌ی سوم، کف روی آب هستند که به مقصد نمی‌رسند (بالأخره موجِ آب، آنها را کنار می‌زند. جاهل در دین خود، ثبات قدم ندارد.)

ادامه‌ی حدیث: با دانش است که پیوندهای خویشاوندی برقرار می‌شود (پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: من و علی، پدران امت هستیم. خویشاوند حقیقی ما فاطمه و ائمه هستند با معرفت به آنهاست که پیوند ما با آنها برقرار و محکم می‌شود.)

ادامه‌ی حدیث: و با دانش است که حلال و حرام خداوند، شناخته می‌شود (فقه، حلال و حرام، مکروه و مباح و… را یا باید عالم بود و یا باید از عالم آموخت).

فرزند شیخ رجبعلی خیاط گفت: جایی نشسته بودم، مشاهده کردم که جادوگری در حال جادو کردن است. من دلم سوخت برای کسی که جادو می‌شد، پس ذکری را که از پدرم آموخته بودم، زیر لب می‌خواندم و آن جادوگر نمی‌توانست کار خود را انجام دهد. جادوگر نگاهی به اطراف خود انداخت و آنگاه به من نگاه کرد و نزد من آمد و گفت: به مقدساتت قسمَت می‌دهم که کاسبی مرا تعطیل نکن و بگذار کارم را انجام دهم. چون مرا قسم داده بود، او را رها کردم و او کارش را کرد و پولش را گرفت. من بلند شدم که بروم، او قالیچه‌ای گرانبها را با اصرار و با قسم، به عنوان هدیه به من داد. من مجبور شدم و گرفتم. به خانه آمدم، از بیرون درب خانه، پدرم فریاد زد: این قالیچه را از کجا آوردی؟! از آن، آتش و دود بلند است! آن را به خانه نیاور که زندگیمان به آتش کشیده می‌شود، از هر کس گرفته‌ای به او برگردان!

باید خوب فکر کنیم، شاید ما هم، چیزی را در زندگی‌مان وارد کردیم که آتش بود و به جان فرزندمان افتاد که او معتاد شد؛ یا محبت زن و شوهر را پس از سال‌ها زندگی، از بین برد و به طلاق کشیده شدند.

ادامه‌ی حدیث: دانش، پیشوای عمل است (یعنی ابتدا باید بدانم، آنگاه عمل کنم) خداوند سعادت بنده‌ای را بخواهد، به او توفیق فراگرفتن می‌دهد.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: هر کس به دنبال فراگرفتن علوم و معارف دین برود، آن روزی که به دنبال آن می‌رود، روزش، ثواب روزه‌دار و شبش، ثواب شب‌زنده‌دار را می‌برد. اگر یک مسأله از دینش را یاد بگیرد، ثواب یاد گرفتنش بیش از این است که به اندازه‌ی کوه ابوقبیس، طلا داشته باشد و همه را در راه خدا انفاق کند.

مرد انصاری آمد و خدمت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله عرض کرد: یا رسول الله! یک طرف، کسی مرده است و می‌خواهند او را تشییع جنازه کنند. طرف دیگر، مجلسِ فرا گرفتن علوم دینی است؛ شما کدام را دوست دارید که ما برویم؟ حضرت فرمودند: اگر چهار نفر هستند که زیر تابوت را بگیرند، به آنجا نرو و به مجلس فراگیری علوم دینی برو. سپس فرمودند: یک ساعت نشستن در حضور علم، از هزار تشییع جنازه، هزار عیادت مریض، هزار شب عبادت، هزار روز روزه، هزار درهم صدقه، هزار حج غیر واجب، هزار جهاد غیر واجب، بهتر است. فرمودند: این ثواب‌ها کجا و آن ثواب کجا! مگر نمی‌دانی که به وسیله‌ی علم است که خداوند اطاعت می‌شود؟ خیر دنیا و آخرت توأم با علم است و شرّ دنیا و آخرت هم توأم با جهل است.

در کتاب تفسیر مجمع البیان آمده است: امام صادق علیه‌السلام به یکی از شاگردان خود فرمودند: تو نمی‌دانی ما در شب جمعه چقدر مسرور و شاد هستیم! عرض کرد: آقا! خداوند، شادی شما را زیاد کند، برای چه شاد هستید؟ امام علیه‌السلام فرمودند: در شب‌های جمعه، ارواح پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و ما ائمه، اخذ می‌شود و با یکدیگر به عرش خدا برده می‌شویم و در عرش، در هر شب جمعه خداوند، بر علم و دانش ما می‌افزاید و علم و دانش جدیدی به ما می‌دهد. آنگاه ارواح ما را به اَبدان ما برمی‌گرداند؛ که اگر چنین نشود، علم ما هم تمام می‌شود.

پاسخ به یک شبهه

پس باید به دنبال کسب علم باشیم. اگر ما در دینمان مطالعه داشتیم، آن وهابی جرأت نمی‌کرد هر روز، شبهه‌ای جدید در دین و اعتقاد شیعه وارد کند و ما هم جوابی برای آن نداشته باشیم!

مثلاً آنها می‌گویند: هزار و اندی سال از میلاد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و ائمه علیهم‌السلام گذشته است، در این دنیایی که این همه فقیر و صغیر و یتیم داریم، این همه هزینه‌ی چراغانی، شیرینی، شکلات، پذیرایی و… برای میلاد آنها چه معنایی دارد؟

اگر ما مطالعه داشته باشیم می‌توانیم با آیات قرآن، پاسخ آنها را بدهیم.

در سوره‌ی مائده آمده است: حضرت عیسی علیه‌السلام به درگاه خداوند دعا می‌کند: «رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا»؛ خدایا یک طبق غذا برای ما از آسمان فرو فرست تا اول و آخر از ما، عید و جشن بگیریم. بنابراین طبقی با نان و ماهی بریان و کاسه‌ای شربت از آسمان فرود آمد. آنگاه بنی‌اسرائیل از اول تا آخرشان عید و جشن گرفتند.

حال می‌گوییم: اینکه برای بنی‌اسرائیل، طبقی غذا از آسمان به زمین آمد، عید دارد اما وجود رحمة للعالمین که از آسمان به زمین آمد، عید و جشن ندارد؟! آیا به دنیا آمدن منجی عالم بشریت، عید و جشن ندارد؟!

علامه سید شرف الدین جبل عاملی به مکه رفته بود. پادشاه عربستان هم ایام حج، یک شب مهمانی می‌داد و تمام علمای مذاهب اسلام را دعوت می‌کرد و شام می‌داد. مرحوم علامه جبل عاملی هم آن سال، حج بود و عالم درجه یک شیعه بود. پادشاه او را دعوت کرد، علامه هم یک قرآن با جلد چرمی به عنوان هدیه برای پادشاه برد. پادشاه عربستان، قرآن را گرفت و بوسید و بر پیشانی خود قرار داد. علامه آرام به ایشان گفتند: مگر شما مشرک شده‌اید؟! پادشاه گفت: خیر، این چه حرفی است که می زنید؟! علامه گفت: شما چرم‌پرست هستید؟ گفت: برای چه این حرف را می زنی؟! علامه گفت: الآن شما چرم را بوسیدی! پادشاه گفت: کفش من چرم است اما آن را نمی‌بوسم، سر عصایم هم چرم است اما من آن را نمی‌بوسم؛ من این چرم را بوسیدم چون قرآن را در بغل گرفته است. علامه گفت: ما هم آهن را می‌بوسیم زیرا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را در بغل گرفته است؛ پس چگونه می‌شود که ما مشرک هستیم و شما نیستید؟! ما آهنِ درب خانه‌هایمان را نمی‌بوسیم، ما آهنی را می‌بوسیم که بدن پسر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را در بغل گرفته است. پادشاه گفت: حق با شماست.

خداوند در سوره‌ی بقره، داستان صندوق قوم بنی‌اسرائیل را بیان می‌کند: وقتی مادر حضرت موسی علیه‌السلام، موسی علیه‌السلام را به دنیا آورد، فرعون قصد کرد که همه‌ی پسران را بکشد. مادر موسی علیه‌السلام او را داخل صندوقی قرار داد و بر روی آب فرستاد. در قصر فرعون، آن صندوق را از آب گرفتند و موسی علیه‌السلام را بیرون آوردند و صندوق را نگه داشتند. این صندوق باقی ماند تا اینکه موسی علیه‌السلام پیغمبر شد. این صندوق برای قوم بنی‌اسرائیل مقدس شد. در جنگ‌ها آن را پیشاپیش لشگر می‌بردند و در مجالسشان آن را به عنوان تیمن قرار می‌دادند. بعد از وفات موسی علیه‌السلام هم، یادگاری‌های ایشان از جمله نعلین و عصا و پیراهن او را در آن قرار داده بودند. اما در جنگی، آن را از دست دادند و دشمن، صندوق آنها را از دستشان گرفت. آنها افسرده و مریض و منزوی شدند و در میانشان اختلاف افتاد. خداوند در قرآن می‌فرماید: به آنها گفتیم طالوت می‌آید و صندوق شما را می‌گیرد و به شما برمی‌گرداند؛ که این صندوق برای شما مایه‌ی آرامش باشد.

قرآن می‌فرماید: صندوقی که موسی علیه‌السلام در آن بوده است، مایه‌ی آرامش بنی‌اسرائیل است. حال صندوق‌خانه‌ای که بر روی بدن حسین بن علی علیه‌السلام قرار گرفته است، برای شیعه‌ی علی علیه‌السلام مایه‌ی آرامش نباشد؟! چه فرقی دارد؟! موسی علیه‌السلام بنده‌ی خوب خداوند است و حسین علیه‌السلام هم بنده‌ی خوب خداوند و وارث همان موسی است!

امروزه نباید فقط نشست و بر مصائب امام حسین علیه‌السلام گریه کرد بلکه باید هم گریه کرد و هم یاد گرفت و پاسخ داد.

بیان برخی حقوق زبان، از سخن امام سجاد علیه‌السلام

امروز که روز شهادت امام سجاد علیه‌السلام است، نباید فقط بر دست و پای به غل و زنجیر بسته‌ی ایشان گریه کرد بلکه باید دید، ایشان در رساله‌ی حقوقش چه فرموده است. ایشان در این رساله از حق اول که بندگی خداوند است تا حق اعضای بدن، حق پدر و مادر، حق پیامبر، حق آب و هوا، حق محیط زیست و… همه را بیان فرموده است. به طور مثال، ایشان فرموده‌اند: حق زبان شما:

1)   آن است که آن را از زشت‌گویی باز بداری. به گفتار نیک، آن را ادب کنی و عادت دهی.

2) از گشودن زبان به جز خیر یا منفعت دنیا و آخرت اجتناب کنی (انسان یا خیر می‌گوید یا حرفی می‌زند که منفعت دنیا یا آخرت دارد وگرنه زبان به سخن نمی‌گشاید).

3)   از پرگویی و بیهوده‌گویی اجتناب کنی.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به ملاقات یکی از صحابه رفتند. مادرِ آن مرد، از اتاقی دیگر، خطاب به پسرش فریاد زد: بهشت گوارایت باد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: آن خانم کیست که قبل از خداوند، تکلیف معین کرد؟ گفت: مادرم است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: آیا می‌دانی بهشتِ گوارا، برای کیست؟ بهشتِ گوارا برای آن آدمی است که در قیامت، او را سرپا نگه ندارند که سؤال و جواب کنند. کسی را که برای سؤال و جواب نگه می‌دارند، وقتی او را وارد بهشت می‌کنند، او ابتدا باید مدت‌ها خستگی در کند. بهشت گوارا برای آن آدمی است که بدون سؤال و جواب برود، تو چگونه می‌دانی که پسرت بدون سؤال و جواب می‌رود؟! شاید «سخن بی‌فایده‌ای» گفته باشد که باید در قیامت بایستد و پاسخ دهد.

فردی آمد و پرسید: یابن رسول الله! حقوق دیگرِ زبان چیست؟ فرمود: زبان، گواه عقل و اندیشه است (حرف که می‌زنی، مشخص می‌شود چقدر عقل داری)؛ و زیور عقل، خوش‌زبانی است. سپس پرسید: آقا! سکوت بهتر است یا سخن؟ فرمود: سخن بهتر است، آیا هیچ پیامبری به سکوت مبعوث شده است؟! و فرمودند: سکوت، ماه است؛ و گفتن، خورشید است. اگر یوسف علیه‌السلام چند جمله سخن نمی‌گفت، همان زندانیِ غریبِ کنعانی باقی مانده بود!

بنابراین آداب سخن گفتن و حقّ زبان را باید یاد گرفت.