بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

بیست و ششم محرم 1439- 25 مهر 1396

محورهای سخنرانی

ادامه‌ی بحث: موهبت‌هایی که به مجلس‌نشینان امام حسین علیه‌السلام می‌شود

مجلس امام حسین علیه‌السلام، حطیم است

ادامه‌ی بحث پذیرایی در مجالس امام حسین علیه‌السلام، با لقمه‌ی توسل- دستگیری کردن از مردم
خدمات مهم امام سجاد علیه‌السلام در طول امامت

معرفی امام حسین علیه‌السلام با قرآن

 

ادامه‌ی بحث: موهبت‌هایی که به مجلس‌نشینان امام حسین علیه‌السلام می‌شود

وقتی مجلس روضه تشکیل می‌شود، ما فقط ثواب شرکت در مجلس را نمی‌بریم بلکه ثواب حضور در ده مکان را به ما می‌دهند.

1) ابتدا اینکه مجلس روضه، مجلس هم‌صحبتی با امام حسین علیه‌السلام است. شما ایشان را صدا می‌زنید و ایشان به شما پاسخ می‌دهند.

مرحوم خانم مالک می‌فرمودند: قسم به جان خودم کسی که در مجلس امام، صدا بزند: «یا حسین» جانم حسین را از خود ایشان‌می شنود.

کاروان از کرمانشاه به سمت کربلا حرکت کرد. جوانان نیز رفته بودند. روضه‌خوان شروع کرد به خواندن مرثیه‌ی حضرت علی اکبر علیه‌السلام و عزاداری کردن. دور قبر امام می‌گشتند و سینه می‌زدند و دم گرفته بودند: «حسین جان». وقتی این کلمه را صدا می‌زدند، صدا داخل حرم می‌پیچید: «جانم حسین». روضه تمام نشده بود اینان از این صدا مثل برگ خزان بر روی زمین ریخته بودند.

روایت می‌گوید که همان صدا در «مجلس» ایشان نیز وجود دارد.

در حدیث آمده است که اگر ده مرتبه بگویید: یا الله، صدا از جانب خداوند می‌آید: جانم بنده‌ی من. حال اگر یک مرتبه بگویید: یا حسین، صدا از حسین علیه‌السلام می‌آید: جانم.

2) دیگر اینکه نشستن در مجلس ایشان، مانند شرکت در عرفات است. عرفات آنقدر معظم است که خداوند گناه نابخشودنی بنده‌اش را می‌بخشد.

مجلس امام حسین علیه‌السلام، حطیم است

3) دیگر اینکه مجلس ایشان، نشستن در حطیم است. وقتی دور خانه‌ی خدا طواف می‌کنید، سعی می‌کنید پشت مقام ابراهیم و بعد سعی صفا و مروه و رکن یمانی و رکن شامی و زیر ناودان طلا خود را برسانید. عالی‌ترین جایی که آنجا دعا رد نمی‌شود، مکانی است بین حجرالاسود و پرده‌ی خانه ی خدا، که این مکان «حطیم» است.

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: سینه‌ی خود را به این مکان برسانید تا خداوند متعال دردهای ظاهری و باطنی شما را درمان کند.

آنجا نقطه‌ای است که وقتی امام زمان عجل‌الله‌فرجه ظهور می‌کند، آنجا تکیه می‌زند و می‌فرماید: من پسر پیامبر، پسر علی و زهرا، پسر حسین هستم، من منتقم خون حسینعلیه‌السلام هستم. ایشان روز اول صدا می‌زند اما کسی جوابی به ایشان نمی‌دهد. روز دوم نیز صدا می‌زند اما کسی به ایشان لبیک نمی‌گوید. روز سوم عرض می‌کند: خداوندا! کسی جواب مرا نمی‌دهد. به ایشان الهام می‌شود که آیه‌ی «اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ» را بخوان. وقتی در آن مکان، صدای امام به این آیه بلند می‌شود، خدا یاران امام را به طی الارض از اقصی نقاط عالم جمع می‌کند.

اینجا در مجلس امام حسین علیه‌السلام که نشسته‌اید، گویا در حطیم هستید. الآن دعا کن. زیرا روضه‌ی حسین علیه‌السلام یادآور آن لحظه‌ای است که حسین علیه‌السلام، غریب و تنها و بی‌کس بود و صدا بلند کردند: «هل من معین، هل من ناصر»؛ مانند امام زمان عجل‌الله‌فرجه. وقتی امام زمان عجل‌الله‌فرجه صدا به «امن یجیب» بلند می‌کند، خداوند یاران ایشان را به کمک ایشان می‌فرستد. حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز شما را صدا زده‌اند تا به درخواست یاری حسین علیه‌السلام پاسخ مثبت دهید و ایشان را یاری کنید و دامن ایشان را بگیرید که آقا جان آمدم؛ از ورای زمان و مکان آمدم تا به غربتت کمک کنم؛ آمده‌ام به تنهایی و غربت دختران و خواهرانت کمک کنم؛ و اعلام کنم که حسین علیه‌السلام تنها نیست.

حطیم جایی است که امام زمان عجل‌الله‌فرجه اعلام امامت و غربت می‌کند. مجلس امام حسینعلیه‌السلام نیز حطیم است، محل اجابت دعا است.

ایشان چهل روز سفره می‌اندازد. اولین پذیرایی ایشان با اشک است. مخصوصاً این ایام که قافله‌ی امام حسین علیه‌السلام در راه است و روزهای پرآشوبی برای ایشان است و ایشان آرامش ندارند.

دختر امام علی علیه‌السلام به سمت شام در حرکت است. باید حدود بیست و یک منزل را بروند. برخی از کربلا تا مدینه را که حساب می‌کنند، می‌گویند ایشان باید چهل منزل را برود. مرحوم آیت الله مرعشی نجفی می‌نویسد: وقتی حضرت زینب علیهاالسلام به دنیا آمدند، ایشان را قنداق کردند و به حضرت زهرا علیهاالسلام دادند. ایشان نیز کودک را به امام علیعلیه‌السلام و ایشان نیز به امام حسن علیه‌السلام دادند. اما زینب علیهاالسلام چشمانش بسته بود. مادر، پدر و برادر ایشان را بغل کردند اما ایشان چشمان مبارکشان را باز نکردند. حضرت فاطمه علیهاالسلام عبا پوشیدند و هراسان به نزد رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله رفتند و عرض کردند: یا رسول الله! دخترم چشمانش را باز نمی‌کند. چشمانش ایرادی دارد؟

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله کودک را در بغل گرفتند و دستی به صورت ایشان کشیدند و اشکی از گوشه‌ی چشمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله جاری شد و فرمودند: آیا کودک را بغل حسین داده‌اید؟ کودک را در آغوش امام حسین علیه‌السلام دادند و کودک چشمان مبارکش را گشود و برادر و خواهر به هم نگاه کردند و این نگاه ادامه داشت. روز عاشورا ادامه یافت، سر حسینعلیه‌السلام به بالای نیزه رفت و این نگاه ادامه داشت، در طول اسارت زینب علیهاالسلام در کوفه ادامه داشت، تا شام ادامه داشت که دست خواهر بسته و سر امام حسین علیه‌السلامبر روی نیزه بود و چشمان حضرت آنجا برای همیشه بسته شد. شاید امام می‌خواستند به خواهرشان بگویند که ممنونت هستم که خوب یتیم‌داری و اسیرداری کردی. من خجالت می‌کشم که تو را در مجلس یزید با دست بسته ببینم و برای همیشه چشمانش را بست.

حضرت زینب علیهاالسلام، شریکة الحسین است. هر چه امام حسین علیه‌السلام در طول این مدت کشید، حضرت زینب علیهاالسلام نیز کشیدند. ایشان داغ برادر دید پس بی‌بی جان هم این داغ را دیدند؛ ایشان هجرت کردند، بی‌بی جان نیز هجرت کردند؛ ایشان گرسنگی و تشنگی کشیدند، بی‌بی جان هم کشیدند؛ ایشان داغ اولاد دیدند، بی‌بی جان هم داغ اولاد دیدند؛ جهاد کردند، بی‌بی جان هم جهاد کردند. اما امام حسین علیه‌السلام سوار اسب شدند و ذوالفقار را برداشتند و به میدان آمدند و با این هیبت با دشمن جنگیدند اما بی‌بی جان با چادر اسیری، دست بسته در دارالاماره به جنگ با ابن زیاد و در شام به جنگ با شامیان برخاستند. یک دل شکسته دارد پر از عشق و یک زبان گویا دارد مانند پدرش علی علیه‌السلام.

وقتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مشاهده کردند که کودک چشمانش را در آغوش برادر باز کرد، گونه‌ها و دستان کودک را بوسیدند و فرمودند: هر کس به مصیبت این دختر گریه کند، ثواب گریه بر حسن و حسینم را می‌برد. زیرا ایشان رنج امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را کشیده است.

ادامه‌ی بحث پذیرایی در مجالس امام حسین علیه‌السلام، با لقمه‌ی توسل

پذیرایی دوم در مجلس امام حسین علیه‌السلام بعد از اشک، با توسل است. برخی اوقات توسل با ذکر یا آیه‌ی قرآن یا سوره و یا یک اسم است. فقط باید انسان باور قلبی به این موضوع داشته باشد. از توسلات مجرب، هدیه‌ی صد صلوات به روح مطهر حضرت ام‌البنین علیهاالسلاماست.

نقل کرد که سرطان گرفته بودم و لال شده بودم. صد صلوات هدیه به روح بلند بی‌بی ام‌البنین فرستادم. روز از جلوی مسجد عبور می‌کردم. به داخل مسجد رفتم تا سرم را به روی منبری که سال‌ها روی آن سخنرانی می‌کردم، بگذارم. گویا کسی به من گفت که روی منبر بروم، من روی منبر نشستم. یک زمان به خودم آمدم متوجه شدم که یک ساعت است که بدون بلندگو مشغول سخنرانی هستم.

مرحوم آخوند کاشی، در مدرسه نشسته بودند و مشغول نوشتن بودند که آقای لری از بروجرد آمد و گفت: آقا جان من و همسرم بچه‌دار نمی‌شویم، من چه کنم؟ همسر دیگری اختیار کنم یا شما به من ذکری می دهید؟ آقا سرش شلوغ بود برای اینکه این مرد را دست به سر کند گفت: یک سبو از این آب حوض بردار و به همسرت بده تا شفا بیابد. او آب حوض را برداشت و رفت. نُه ماه بعد، مرد با همسرش و نوزادی در بغل آمد با الاغی پر از سوغاتی. شروع کرد به تشکر کردن از آقا که با آب حوضی که شما دادید ما اولاد دار شدیم. اکنون کودکم را آورده‌ام تا شما اذان و اقامه را در گوش او بگویید. «باور» آن مرد، حاجت او را داد.

باور شما نیز به شما پاسخ می‌دهد. باوری که شما به اشک چشمانت، توسلت و صلواتت داری به شما پاسخ می‌دهد.

دستگیری کردن از مردم

گاهی توسل به شاد کردن دل است. توسل یعنی اینکه یقین کنم اکنون حضرت زینبعلیهاالسلام مرا می‌بیند و یقین کنم که در مجلس امام حسین علیه‌السلام، کوثر وجود حضرت زهرا علیهاالسلام قرار دارد و ایشان مرا می‌بیند و من نیز ایشان را می‌بینم که مرا نگاه می‌کنند.

کسانی که نمی‌توانند به زیارت اربعین بروند، در روز اربعین به زیارت قبر حضرت عبدالعظیم حسنی می‌روند. ایشان تنها شخصی است که زیارتش ثواب زیارت راه نزدیک کربلا را دارد و زیارت شب جمعه‌اش، ثواب زیارت شب جمعه‌ی کربلا را دارد. حتی در مورد زیارت قبر امام رضاعلیه‌السلام یا حضرت معصومه علیهاالسلام این ثواب گفته نشده است. آیا به خاطر علم ایشان است؟ حضرت معصومه و امام رضا علیهماالسلام که علم بالاتری داشته‌اند. آیا به خاطر زهد یا عرفان یا زحمات معنوی ایشان است؟ باقی از نظر این مقامات از ایشان بالاتر هستند.

شیخ رجبعلی خیاط نقل کرد که برایم جای سؤال شد که چرا ثواب زیارت ایشان هم‌پایه‌ی زیارت کربلا است. پس به حرم مطهرش رفتم و نماز خواندم و شب بیتوته کردم و ذکر گفتم. ناگهان خود ایشان به من تجلی کردند و سؤال کردم که چه کردی که زیارت قبرت، ثواب زیارت قبر کربلا است؟

ایشان گفتند: قرآنی داشتم و از روی آن رونویسی می‌کردم. وقتی تمام می‌شد آن را به کسانی که نیاز به قرآن داشتند، می‌دادم و آنان هدیه‌ای به من می‌دادند و من آن هدیه را خرج ضعفا می‌کردم. به جهت دستگیری از ضعفا به من چنین مقامی داده شد.

به تسبیح و ذکر تنها انسان به مقامات دست پیدا نمی‌کند بلکه حرکت و عمل لازم است که این کار، خود توسل است و دل ائمه علیهم‌السلام را شاد کردن است که از عالی‌ترین راه‌های توسل، خدمت به خلق است.

آقا سید مرتضی در بازار بوعلی تهران فرش فروش بود. نقل کرد: شبی در خیابان زنی را دیدم که بسیار مشوش به این طرف و آن طرف می‌رفت. به کیوسک تلفن رفت و تلفن زد اما ناراحت‌تر به بیرون آمد. جلو رفتم و گفتم: خواهر من! چه شده است که در این موقع شب در این سرما اینقدر مشوش هستی؟ زن گریه کرد و گفت: یتیمانی دارم که بسیار گرسنه هستند آمدم تا شاید بتوانم برایشان چیزی فراهم کنم. اما تاکنون نتوانستم کاری انجام دهم. هر چه در جیبم داشتم به او دادم و به خانه آمدم. آن شب خواب دیدم که در یک نهر بزرگ زلالی، غسل کردم و لباس پوشیدم و به صحن امام رضا علیه‌السلام آمدم و خواستم که برای زیارت بروم. حضرت زهراعلیهاالسلام در کنار در ایستاده بودند و فرمودند: بفرما، حرم پسرم را برایت قرق کرده‌ام تا به زیارت بیایی زیرا دل آبرومندی را شاد کرده‌ای.

برای توسل به وجود با برکت ائمه علیهم‌السلام هم باید ذکر گفت و هم باید دلی را شاد کرد.

لقمه‌ی سوم در سفره‌ی امام حسین علیه‌السلام، معرفت است.

خدمات مهم امام سجاد علیه‌السلام در طول امامت

این ایام متعلق به وجود با برکت امام سجاد علیه‌السلام است. ایشان سی و پنج سال بعد از واقعه‌ی کربلا، سخت‌ترین دوران را گذراندند. بدترین دوران را ایشان داشتند، البته به خاطر وجود بنی‌امیه نبود زیرا آنان نهایت کاری که می‌توانستند را در کربلا و ماجرای اسارت انجام دادند. به خاطر وجود بنی‌مروان نیز نبود. بزرگان وعلما می‌گویند: امام سجاد علیه‌السلام در طول سی و پنج سال امامت، چند کار بسیار مهم انجام دادند:

1- ابتدا اینکه در مقابل تهاجم فرهنگی آن زمان ایستادگی کردند. در یک مقطعی اسلام به عربستان آمد و اسلام بود و فرهنگ عربیّت، اما به مرور زمان مسلمانان رم را فتح کردند و امپراطوری بزرگ رم به دست مسلمانان سقوط کرد و فرهنگ آنان که نصرانیّت یا همان فرهنگ غربی بود وارد اسلام شد. از طرف دیگر مسلمانان ایران را هم فتح کردند که دینشان زرتشتی بود. در یک مقطع زمان، فرهنگ اسلام با فرهنگ رومی‌ها و غربی‌ها و فرهنگ ایرانی‌ها عجین شد و مراوده، تجارت، مسافرت، ازدواج و ترجمه‌ی متون انجام گرفت و دو فرهنگ بیگانه یک‌دفعه به فرهنگ اسلام وارد شد. این ماجرا همان تهاجم فرهنگی است.

وقتی اسرای ایران را به عربستان بردند، زن مسلمان حتی برای نماز جماعت هم به مسجد نمی‌آمد، دختران مسلمان در مسجد جمع بودند تا زنان اسیر را مشاهده کنند.

همه‌ی رومی‌ها یا ایرانی‌ها  قطعاً عاشقانه مسلمان نشده بودند بلکه به مصلحت روزگار مسلمان شده بودند. عمر بن خطاب به ایران حمله کرد و سعد بن ابی‌وقاص سردار لشکر بود. امام علی علیه‌السلام مخالف حمله‌ی نظامی به ایران بودند زیرا معتقد بودند که ایرانیان فرهیخته هستند و به مرور زمان، به اسلام می‌گروند و شما با زور و جنگ، اسلام را به آنجا وارد می‌کنید و آنان را دلزده می‌کنید. اما بر خلاف نظر امام، به ایران حمله کردند و با جنگ، ایران را فتح کردند. حال چه کسی دلش به حال فرهنگ اسلام می‌سوزد؟ بنی‌امیه که مشغول لهو و لعب است و کاری به فرهنگ اسلامی ندارد. پیش‌نمازِ مستشان به مسجد می‌رود و نماز دو رکعتی را چهار رکعت اقامه می‌کند و می‌گوید اگر کم است باز هم بخوانم! مردم هم به او اقتدا می‌کنند! امام حسین  علیه‌السلام هم که شهادت رسیده است. پس فقط وجود با برکت امام سجاد علیه‌السلام است که باید این وظیفه را بر دوش بکشد و ایستادگی ایشان در مقابل این فرهنگ‌های بیگانه، بسیار ستودنی است.

امام سجاد علیه‌السلام مردم را به سمت قرآن سوق دادند و کرسی تفسیر قرآن برپا کردند و آیه به آیه به تنزیل و تأویل و شأن نزول و ظاهر و باطن آیات پرداختند و هزار نفر قاری قرآن تربیت کردند که اکثراً حافظ قرآن بودند.

وقتی امام سجاد علیه‌السلام می‌خواستند به مکه بروند، هزار قاری قرآن سوار بر اسب با ایشان بودند در حالی که قلم به دست داشتند و امام می‌فرمودند و آنان یادداشت می‌کردند. ایشان مفسر و آشنای با قرآن، تربیت کردند و به اقصی نقاط بلاد اسلامی به عنوان سفیر قرآنی فرستادند تا مردم با قرآن و فرهنگ قرآنی آشنا شوند.

2- کار دیگری که ایشان انجام دادند این بود که سنت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را بار دیگر احیا کردند، زیرا سنت ایشان در حال نابود شدن بود. نوع خواب، خوراک، لباس، مراوده، خوش اخلاقی، مدارا، فرزند داری، همسرداری، نماز خواندن و رعایت احکام دینی ایشان را بار دیگر احیا و ترویج کردند.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله جنازه را در قبر گذاشتند و بعد سنگ لحد را چیدند و مرتب گل درخواست کردند و بسیار دقیق و با حوصله مشغول کار بودند. یکی از یارانش گفت: یا رسول الله! این قبر است چرا این اندازه دقیق کار می‌کنید؟ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: من دوست دارم حتی قبر کسی را بنا می‌کنم محکم بنا کنم!

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در آخرین سال عمر مبارکشان قربانی کشتند و تقسیم کردند و فرمودند: این شش قسمت برای دوستان خدیجه ی کبری علیهاالسلام، زیرا دوستان او محترم هستند.

3- کار سوم ایشان، محکم کردن احکام دین بود. رئیس مذهب شافعی می‌گوید: فقیه‌تر از علی بن حسین علیه‌السلام نمی‌شناسم.

سراسر دین مملوّ از احکام است. نماز خود به تنهایی پنج هزار احکام دارد. زیرا دین باید در چهارچوب احکام دین عمل شود.

معرفی امام حسین علیه‌السلام با قرآن

حتی ایشان وقتی می‌خواهند امام حسین علیه‌السلام را معرفی کنند، با قرآن معرفی می‌کنند:

امام سجاد علیه‌السلام فرمودند:

پدرم حسین علیه‌السلام مانند قرآن است.

– قرآن سید الکلام است و حسین بن علی علیه‌السلام نیز سید الشهداء است.

– قرآن کتاب میزان القسط (ترازوی عدالت) است و قیام حسین بن علی علیه‌السلام برای اجرای عدالت در اجتماع بود.

– اگر قرآن کتاب موعظه است حسین بن علی علیه‌السلام در روز و شب تاسوعا و عاشورا، رو به جمعیت مردم را نصیحت کردند و فرموند: مردم برای جنگ و درگیری و کشتن من عجله نکنید فرصت بدهید تا من شما را به حق موعظه کنم.

– قرآن کتابی برای رشد است ( يَهْدي إِلَي الرُّشْدِ) و حسین بن علی علیه‌السلام (إِنَّمَا أَدْعُوكُمْ إِلَى سَبِیلِ الرَّشَادِ) دعوت کننده به راه رشد و خوب زندگی کردن و خوب بهره بردن و انسان بودن و انسان مردن است.

– اگر قرآن عظیم است (و القرآن العظیم )، حسین بن علی علیه‌السلام سوابق عظیمی دارد (عظیم السوابق ).

– اگر قرآن حق و یقین است (و انه لحق الیقین)، در زیارت حسین بن علی علیه‌السلام نیز می‌خوانیم: آنقدر صادقانه و خالصانه عبادت کردی که به درجه‌ی یقین رسیدی (حتی اتاک الیقین ).

– اگر قرآن مقام شفاعت دارد (نعم الشفیع القرآن)، حسین بن علی علیه‌السلام نیز مقام شفاعت دارد (وارزقنی شفاعة الحسین ).

– در دعای چهل و دوم صحیفه‌ی سجادیه درباره‌ی قرآن می‌خوانیم که: پرچم نجات است (عَلَم نجاةِ)، در زیارت حسین بن علی علیه‌السلام نیز می‌خوانیم که او نیز پرچم هدایت است (انه رایة الهدی ).

– اگر قرآن شفا دهنده است (و ننزل من القرآن ما هو شفاء  و رحمة للمؤمنین)، خاک قبر امام حسین علیه‌السلام نیز شفاست (طین قبر الحسین شفاء).

– اگر قرآن امر به معروف و نهی از منکر می‌کند ( فالقرآن آمر و زاجر )، حسین بن علیعلیه‌السلام نیز فرمود: هدف من از رفتن به کربلا، امر به معروف و نهی از منکر است (ارید ان آمر بالمعروف و اَنهی عن المنکر ).

اگر قرآن نور است (نوراً مبینا)، حسین بن علی علیه‌السلام نیز نور است (کُنتَ نوراً فی الاصلاب الشامخة).

اگر قرآن برای تاریخ و همه‌ی مردم است (لم یجعل القرآن لزمان دون زمان و لا للناس دون الناس)، درباره‌ی حسین بن علی علیه‌السلام نیز می‌خوانیم که: اثار کربلا از تاریخ محو نخواهد شد (لا یدرس اثره و لا یُمحی اسمه ).

– اگر قرآن کتاب مبارکی است (کتاب انزلناه الیک مبارک)، شهادت حسین بن علی علیه‌السلامنیز برای اسلام سبب برکت و رشد است (اللهم فبارک لی فی قتله).

– اگر در قرآن هیچ انحرافی نیست (غیر ذی عوج)، حسین بن علی علیه‌السلام   لحظه‌ای از حق به باطل گرایش پیدا نکرد (لم تَمِل من حق الی الباطل).

– اگر قرآن، کریم است (انّه لقرآن کریم)، حسین بن علی علیه‌السلام  نیز دارای اخلاق کریم است (و کریم الخلائق).

– اگر قرآن عزیز است (انّه لَکتاب عزیز)، حسین بن علی علیه‌السلام فرمود: هرگز زیر بار ذلت نمی‌روم (هیهات منّا الذلة).

– اگر قرآن، ریسمان محکم است (ان هذا القرآن … العروة الوثقی)، حسین بن علی علیه‌السلامنیز کشتی نجات و ریسمان محکم است (ان الحسین… سفینةُ النجاةِ و العروةُ الوثقی ).

– اگر قرآن، بَیّنه و دلیل آشکار است (جائکم بینة من ربکم)، حسین بن علی علیه‌السلام نیز این گونه است (اَشهد اَنّک علی بینة من ربک).

– اگر قرآن را باید آرام و با تأنّی تلاوت کرد (و رتّل القرآن ترتیلاً)، زیارت حسین بن علیعلیه‌السلام را نیز باید با گام‌های آهسته انجام داد (و امش بمشی العبید الذلیل).

– اگر تلاوت قرآن باید با حزن باشد (فاقروه بالحزن)، زیارت حسین بن علی علیه‌السلام نیز باید با حزن باشد (و زره و انت کئیب شعث).

وقتی جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسید، جبرئیل به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در مدینه صحنه‌ی جنگ را نشان داد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دیدند که سر جعفر را بریده‌اند و می‌خواهند به نزد دشمن ببرند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله عرض کردند: خداوندا! من دوست ندارم سر جعفر را دشمن ببرد. پس سر جعفر دو بال مانند فرشته درآورد و به آسمان پرواز کرد و آنان دستشان به سر او نرسید.

عبیدالله بن حر جعفی، انسان بسیار بدی بود، در جنگ صفین در رکاب حضرت علی علیه‌السلامبود اما ناگهان ناپدید شد و چند روز بعد در سپاه معاویه دیده شد، با امام علی علیه‌السلامجنگید اما دیگر آبرویش در نزد کوفیان رفته بود پس به کوفه نیامد و به شام رفت. نُه ماه در شام بود در حالی که کسی از او خبر نداشت. شبی به خانه‌اش در کوفه آمد اما متوجه شد که همسرش از او طلاق گرفته و با مرد دیگری ازدواج کرده است. پس در کوچه‌های کوفه آواره شد، سر به دیوار می‌زد تا اینکه به در خانه‌ی امام علی علیه‌السلام آمد. اگر چه به امام علیعلیه‌السلام بد کرده بود، خدمت امام رسید و التماس کرد که این مرد را راضی کنید تا همسر مرا طلاق دهد. امام علی علیه‌السلام شوهر دوم زن را به سختی راضی کرد و عبیدالله به خانه‌اش بازگشت، اما درست نشد و باز با امام علی علیه‌السلام و امام حسن علیه‌السلامدشمنی کرد. وقتی امام حسین علیه‌السلام به سمت کربلا در حرکت بودند، خیمه‌ی او را دیدند و خود به نزد عبیدالله بن حر رفتند تا بلکه او را هدایت کنند و راه رشد را به او نشان دهند.

امام به او می‌گوید که در نجات هنوز بسته نیست من حسین پسر علی علیه‌السلام هستم می‌توانی بیایی. امام حسین علیه‌السلام به علم امامت می‌داند که او نمی‌آید و جوابش منفی است اما امام مانند قرآن است که حتی راه رشد را برای کافر هم نمی‌بندد.

وقتی یزید ملعون خدمت امام سجاد علیه‌السلام گفت که من تقصیری نداشتم و اکنون می‌خواهم توبه کنم، آیا می‌توان توبه کرد؟ امام راه توبه را به او نشان دادند. وقتی حضرت زینبعلیهاالسلام موضوع را متوجه شدند به صورت زدند و فرموند: پسر برادرم! راه توبه را به یزید یاد دادی؟

امام فرمودند: من امام هستم! اما او موفق نخواهد شد.