بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

هجدهم صفر 1439- 16 آبان 1396

محورهای سخنرانی

ری مکان عزاداری امام حسین علیه‌السلام شد

عالی‌ترین هدف از زیارت امام حسین علیه‌السلام

مجلس دعا برای فرج

وظیفه‌ی عمومی مسلمین در زمان غیبت امام زمان عجل‌الله‌فرجه

 

ری مکان عزاداری امام حسین علیه‌السلام شد

سؤال کرده‌اند که چرا شما اجازه نمی‌دهید که ما آن‌جور که دلمان می‌خواهد مانند مجالس دیگر عزاداری کنیم؟ در جلسات دیگر زنان مو پریشان می‌کنند و لطمه می‌زنند و بلند می‌شود و… اما شما نمی‌گذارید که این حال در مجلس شما ایجاد شود. درحالی‌که در فلان مجلس با دف عزاداری می‌کنند!

من تأکید می‌کنم که این روزها نمایش حسینی عجیب در عالم مطرح است به خصوص در ایران. هیچ از خودتان پرسیده‌اید که چرا ایران، زیباترین مجالس عزاداری را دارد؟ مگر شیعه کم است؟ در دیگر نقاط جهان، شیعه بسیار هستند. پس چرا مرکز عزاداری امام حسین علیه‌السلام، ایران است و در میان ایران مرکز عزاداری امام حسین علیه‌السلام ، تهران است؟

این اولین معجزه‌ی امام حسین علیه‌السلام است؛ به این جهت که «ری» یعنی تهران، جایزه‌ی سر بریده‌ی امام حسین علیه‌السلام بوده است. می‌دانیم که به عمر سعد، به عنوان جایزه‌ی کشتن امام حسین علیه‌السلام حکومت ری وعده داده شده بود. خداوند چنان اعجازی نشان داد که ری و تهران بشود مکان عزاداری.

وقتی امام حسین علیه‌السلام به عمر سعد فرمود: تو را با من چه کار؟ گفت: به خاطره حکومت ری آمده‌ام. زن ری، گندم ری و آب ری؛ تو را به عطش می‌کشم که آب ری بنوشم، زن و بچه‌ات را به اسیری می‌برم که با زنان ری ازدواج کنم، به زنان و بچه‌ی تو گرسنگی می‌دهم که نان ری و گندم ری را بخورم.

امام فرمودند: امیدوارم نان ری از گلویت پایین نرود.

عمر به طعنه گفت: اگر نانش (گندم) نرود، جویش می‌رود. نه گندم، نه آب و نه زنش نصیب عمر سعد نشد؛ اما گریه‌ی زنان، نصیب امام حسین علیه‌السلام شد. عمر، زن و بچه‌ی امام را گرسنگی داد که نان ری بخورد؛ اما زنان ایرانی مخصوصاً تهرانی‌ها بزرگ‌ترین دیگ‌های عالم را برای غذای امام حسین علیه‌السلام بار می‌گذارند.

این مسأله قابل توجه است که بعد از 14 قرن، امام حسین شوری در عالم به پا کرده است که عربی که به «فارس» می‌گفت: ایرانی مجوس، حال می‌ایستد و التماس می‌کند که یک شب به خانه‌ام بیایید، قدم شما برای من برکت می‌آورد. این، اعجاز امام حسین علیه‌السلام است.

ایرانی که به «اعراب» می‌گفت: ملخ‌خوار، زنان ایرانی که به اعراب می‌گفتند که نظافت ندارند، حال شب می‌رویم به خانه‌ی اعراب می‌خوابیم و آب و غذایشان  را می‌خوریم و در رختخوابشان می‌خوابیم. این مودت، کار امام حسین علیه‌السلام است. این اتحاد را امام حسین علیه‌السلام به وجود آورده است. دشمن در مجالس نفوذ می‌کند و تمام تلاش دشمن بر این است که شکل مجالس امام حسین علیه‌السلام را تغییر بدهد و مدل بدهد.

مگر روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام لباس است که ما به آن مدل و شکل دهیم؟ روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام ریشه در تاریخ دارد. اولین روضه‌خوان، خواهرش زینب علیها‌السلام در قصر یزید است؛ نشسته است و زنان نشسته‌اند و حضرت زینب علیها‌السلام گفته‌اند و زنان گریه کرده‌اند.

روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام در خانه‌ی خود امام حسین علیه‌السلام در مدینه تشکیل شد. زنان جمع شدند و نشستند و حضرت زینب علیها‌السلام ذکر مصیبت گفتند و زنان گریه کردند و ناله کردند و مجلس تمام شده است.

از اول محرم گفتیم روضه، گفتیم بر اساس چه آیه‌ای؛ گفتیم جلسه، گفتیم بر اساس چه آیه‌ای؛ گفتیم دعا، گفتیم بر اساس چه آیه‌ای؛ گفتیم گریه، گفتیم بر اساس چه آیه‌ای؛ گفتیم ذکر مصیبت، گفتیم بر اساس چه آیه‌ای. کسی که دف می‌زند و روضه می‌خواند از او بپرسید بر اساس کدام آیه و روایت این کار را انجام می‌دهد؟!

روش و مدل را اهل‌بیت علیهم‌السلام معلوم می‌کنند: زن‌ها بنشینند و ذکر مصیبت شود و گریه کنند.

اگر در جایی مجلس به شکل دیگری تشکیل شد، این وظیفه‌ی ما است که در آن مجالس شرکت نکنیم و به آن مجالس نرویم.

 

این سه شب به سرعت خود اضافه کنید و مرتب صلوات بفرستید؛ «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم».

این سه شب را زیارت وارث بخوانید. آخر شب به نیت هدیه به وجود نازنین امام حسین علیه‌السلام زیارت وارث را بخوانید. به هر پیامبر و امامی که نام می‌برید امام حسین را به باب او ببرید.

«السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله»؛ شباهت امام حسین علیه‌السلام به حضرت آدم علیه‌السلام. حداقل این را می‌دانیم که آدم علیه‌السلام بعد از آن گرفتاری‌ها به آرامش و همسرش رسید.

«السلام علیک یا وارث نوح نبی الله»؛ نوح علیه‌السلام کشتی نجات است و امام حسین علیه‌السلام نیز کشتی نجات است.

«السلام علیک یا وارث موسی کلیم الله»؛ امام حسین علیه‌السلام را به باب حضرت موسی علیه‌السلام ببر. موسی علیه‌السلام ترسید و وحشت کرد و بنی‌اسرائیل را کنار رود نیل برد. عصا را بلند کرد و اشاره کرد به نیل و به نیل زد و به سلامتی عبور کردند و رفتند؛ اما بمیرم وقتی امام حسین علیه‌السلام به کنار فرات آمد… .

خدا را شکر که امسال هم سهمیه‌ی اشکی برای ما قرار دادند. روزانه ما سه لقمه را تناول می‌کنیم.

1- لقمه‌ی اول: اشک. خوشا به حال کسانی که در عالم ذر که امام حسین علیه‌السلام بلا را انتخاب کردند، آن‌ها برای امام حسین علیه‌السلام حزن را انتخاب کردند. همه‌ی کسانی که بر امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کنند، یک روز در عالم ذر برای امام حسین علیه‌السلام گریه کردند و حال در دنیا سهمیه‌ی خود را می‌گیرند.

2- لقمه‌ی دوم در مجلس امام حسین علیه‌السلام لقمه توسل است.

عالی‌ترین هدف از زیارت امام حسین علیه‌السلام

این روزها گفتیم که گرفتن مجلس برای امام حسین علیه‌السلام توسل است. نشستن و «یا حسین» گفتن، خرج کردن، مهمانداری کردن، دعا کردن، زیارت‌نامه خواندن، دیگران را دعوت به مجلس کردن و زیارت امام حسین علیه‌السلام همه توسل است. چون این ایام، ایام زیارت است بحث ما رسید به زیارت امام حسین علیه‌السلام که از عالی‌ترین مقوله‌های توسل است.

خداوند برنامه‌ی رشد و تعالی حیات انسان را به گونه‌ای قرار داده است که با شهادت امام حسین علیه‌السلام تکمیل می‌شود. برای عاشورایی‌ها، راه وصل هر کدام را خداوند ترسیم کرده است. خداوند انتهای راه وصل تمامی مؤمنین و مؤمنات را هم به کربلای امام حسین علیه‌السلام قرار داده است؛ اینکه انسان کربلایی بشود تا بتواند به آن وصل برسد.

کربلا زیارت هدفمند است. وقتی به کربلا می‌روم از وقتی بار می‌بندم چه پیاده چه سواره، وقتی می‌روم تا برمی‌گردم شب اول قبر، فردای قیامت ثواب زیارت کربلا ثبت است و یک ملک مدام از ما قدم‌به‌قدم می‌پرسد که برای چه به کربلا و زیارت امام حسین می‌روی؟ از تک‌تک کسانی که به کربلا می‌روند این سؤال می‌شود.

هر کس به انگیزه‌ای به زیارت می‌رود. نماز انسان بدون هدف قبول نیست. اگرچه قبله‌ درست باشد، وضو درست باشد، حمد و سور درست باشد اما اگر ندانی که چه می‌خوانی، نمازت باطل است.

هر روز دم در جلسه در عالم معنا از شما می‌پرسند: برای چه آمده‌ای؟

قشنگ‌ترین جواب این است که: من رفتم کربلا تا پیامبر و علی و زهرا علیهم‌السلام را خوشحال کنم، رفتم به مودت.

عالی‌ترین هدف از زیارت امام حسین علیه‌السلام، دعا برای فرج امام زمان عجل‌الله‌فرجه است؛ یعنی دعا برای رستگاری جهان، یعنی دعا برای رفع ظلم، دعا برای عدالت، دعا برای رفع تنش، دعا برای رفع خونریزی، دعا برای آزادی و استقلال، دعا برای راحتی، دعا برای کلمه‌ی لااله‌الاالله؛ که همه جمع است در دعا برای فرج امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف.

این دعا تأثیر دارد؟ بله.

مجلس دعا برای فرج

از شاگردان درجه اول مرحوم شیخ رجبعلی خیاط بود، دندان‌پزشک و عارف و عابد و زاهد بود. خدمت می‌کرد، به همه جا در دهات می‌رفت و خدمت می‌کرد و می‌گفت برای امام زمان عجل‌الله‌فرجه صلوات بفرستید.

این مرد بزرگوار می‌گوید در عالمی امام زمان عجل‌الله‌فرجه را دیدم. از امام زمان عجل‌الله‌فرجه پرسیدم: آقا جان! آیا ما می‌توانیم برای تعجیل در فرج شما کاری بکنیم؟

حضرت فرمودند: بله

– آقا جان چه کار می‌توانیم بکنیم؟

امام فرمودند: کارهایی می‌توانید بکنید.

پرسیدم: مثلاً چه کاری؟

امام فرمودند: مثلاً مجلس دعا بگیرید برای فرج من.

 

تا فرج دغدغه‌ی اصلی زندگی ما نشود، ما منتظر نیستیم. بچه‌تان کنکور دارد جلسه دعا می‌گیرید، توسل می‌گیرید، آیا نباید در خانه‌های ما گهگاه مجلس دعا برای فرج امام زمان باشد؟ در بین جلساتمان نباید ماهی یک بار مجلسی مخصوص برای دعای فرج باشد؟ البته مجلس باید ساده باشد. خدا رحمت کند معلمان را؛ فرمودند: یک سید بیاید بنشیند، یک روضه مصیبت حضرت زینب علیهاالسلام بخواند و زنان مؤمنه بلند گریه کنند و در حال گریه، فرج امام زمان عجل‌الله‌فرجه را بخواهند.

آن‌وقت در همان خانه شما که گریه می‌کنید و برای فرج دعا می‌کنید، امام زمان عجل‌الله‌فرجه هم برای شما دعا می‌کند و البته فرج ما زودتر می‌شود چون به هزار دلیل دعای ما ممکن است حبس شود اما دعای امام زمان عجل‌الله‌فرجه حبس نمی‌شود و مقبول است.

جمع شوید و یک ختم قرآن انجام دهید و دعای مقاتل بن سلیمان (دعای الهی کیف ادعوک… در مفاتیح) را بخوانید و برای فرج امام زمان عجل‌الله‌فرجه دعا کنید.

دیگر ائمه در شب‌های جمعه یا در روز جمعه یا هر روز در تعقیبات نمازها یا در قنوت نماز، برای امام زمان عجل‌الله‌فرجه دعا می‌کردند.

وظیفه‌ی عمومی مسلمین در زمان غیبت امام زمان عجل‌الله‌فرجه

از امام هادی علیه‌السلام پرسیدند: در زمان غیبت، وظیفه‌ی عمومی شیعیان چیست؟ امام فرمودند که وظیفه‌ی اولشان دعا کردن برای امام زمان و انتظار فرج است.

اگر کسی انجام ندهد، ترک وظیفه کرده است و ترکش گناه است.

راوی نقل می‌کند امام جعفر صادق علیه‌السلام نماز ظهرشان را خواندند، دست را بلند کردند و دعا کردند.

من سؤال کردم: یا بن رسول الله این همه دعاهای قشنگ برای خودتان بود؟

امام فرمودند: خیر

– پس برای چه کسانی این دعاهای قشنگ را کردید؟

امام فرمودند: برای نور محمد و آل محمد صلوات الله علیهم.

گیج شدم مگر پیامبر و ائمه خودشان نور نیستند؟ سؤال کردم منظور شما چه کسی است؟

امام فرمودند: همان که نور چشم پیامبر و ائمه است.

پرسیدم: آقا جان متوجه نمی‌شوم می‌شود نامش را بفرمایید؟

امام فرمودند: همان که منتقم اهل‌بیت است.

گفتم منظورتان همان مهدی است که وعده داده شده است؟

امام فرمودند: آری؛ من این دعاها را برای مهدی کردم.

امام رضا علیه‌السلام هر وقت آن لغت قیام کننده نزد امام برده می‌شد، در هر مکانی که بودند بلند می‌شدند و دست بر سر می‌گذاشتند و می‌فرمودند: اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه.

و اما وظیفه‌ی ما:

1 ـ بعد از نماز صبح دست چپ را بلند کرده (مانند نماز شب) رو به آسمان و با دست راست می‌شماری و هفت مرتبه می‌گویی: «یا ربَ محمدٍ و آل محمدٍ صل علی محمدٍ و آل محمدٍ و عجل فرج محمدٍ و آل محمد».

یعنی سحر، آفتاب نزده هفت مرتبه امام زمان عجل‌الله‌فرجه برای شما دعا می‌کند. شما برای امام دعا می‌کنید و امام هم برای شما دعا می‌کند.

2 ـ بعد از نماز صبح صد مرتبه می‌گویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم».

در حقیقت صد مرتبه امام برای شما دعا می‌کند.

3 ـ بعد از نماز صبح صد مرتبه می‌گویی: «یا ربِ صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد وَ أَعْتِقْ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ».

در دومی می‌گویی: «یا رب محمد…» در سومی می‌گویی: «یا رب صل علی…».

در هر سه فرج امام زمان عجل‌الله‌فرجه را می‌خواهی اما نوع و لفظش فرق دارد و هر فرقی، در معنا و اثر هم متفاوت است.

اولی را بعد از نماز صبح بگو. دومی و سومی را می‌توانی انتخاب کنی که هر کدام را مدتی بگویی و مدتی دیگری را بگویی ؛اما تکلیف است و طی روز تا ظهر می‌توانی انجام دهی.

پشتوانه‌ی دعای ما

تکلیف دیگر ما این است که برای دعایمان پشتوانه پیدا کنیم تا دعایمان پذیرفته و قبول شود.

پشتوانه‌ی مکانی: حرم امام حسین علیه‌السلام.

پشتوانه‌ی کلماتی: اسم اعظم. برای قبولی دعا می‌توانیم از اسم اعظم کمک بگیریم.

اسم اعظم چیست؟

مرد بزرگواری عازم کربلا بود. در قدیم با ترس و وحشت و سختی به کربلا می‌رفتند. کاروانی قبول کرد که عده‌ای را به کربلا ببرد. حدود دویست نفر از چذابه راهی شدند به سمت کربلا. با بلم به آن سمت آب رفتند. در نخلستان مرد بزرگواری متوجه شد که کیف پولش گم شده است. می‌گوید آبرومند بودم، دوست نداشتم به کسی رو بیندازم، هر کسی هم به مقدار نیاز خودش پول همراه داشت. تصمیم گرفتم که بازگردم. دوستانش فکر کردند که به خاطر ترس می‌خواهد برگردد. برای اینکه مانعش شوند، اسبابش را مخفی کردند. روزها مخفی می‌شدند و شب‌ها حرکت می‌کردند. می‌گوید: من بسیار گریه می‌کردم. یکی از دوستانم فکر کرد من به خاطر ساکم گریه می‌کنم و ساکم را به من برگرداند. تصمیم گرفتم تا شب صبر کنم و شب از کاروان جدا شوم و برگردم. شب پای نخلی بسیار گریه کردم، خوابم برد، امام حسین علیه‌السلام را به خواب دیدم، حضرت فرمودند: فلانی می‌خواهی برگردی؟

گفتم: آری.

فرمودند: نمی‌دانی من منتظر آمدن زائران اربعینم هستم، چرا می‌خواهی برگردی؟

گفتم: آقا جان گرفتار شده‌ام و پولم را گم کرده‌ام.

امام فرمودند: ناراحت نباش اسم اعظم یادت می‌دهم. در دلم گفتم من و اسم اعظم؟! امام ضمیر من را خواندند و فرمودند: بله؛ تو و اسم اعظم، تو چرا اسم اعظم بلد نباشی؟

گفتم: یعنی من لیاقتش را دارم؟

امام فرمودند: هر کس من را دوست دارد، لیاقت دارد. صورتشان قرمز شد و با هیبتی با انگشت، اشاره کردند و سپس فرمودند: هر جا در زندگی، کارت مشکل پیدا کرد و راه چاره برایت بسته شد، سه بار بگو: «خدایا تو را به امام حسین».

خوشحال از جا بلند شدم و همراه کاروان شدم و گفتم من هم با شما می‌آیم. باران شدیدی گرفت و سیل نزدیک بود همه را ببرد. همه ترسیده بودند. من سر بلند کردم و سه مرتبه گفتم: «خدایا تو را به امام حسین، تو را به امام حسین، تو را به امام حسین باران بند آید» و باران بند آمد.

دو شب بعد، رسیدم مرز عراق. گشتی‌ها با ماشین نور می‌انداختند و نزدیک بود ما را ببینند و اگر ما را می‌دیدند زندانی می‌کردند. همه بسیار ناراحت بودند، کناردستی من به من گفت: پریشب چه گفتی باران بند آمد؟ به داد مردم برس. داد زدم: مردم سه مرتبه با هم بگویید: «الهی تو را به امام حسین»، وقتی گفتند، گشتی‌ها دور زدند و رفتند.

حال سؤال پیش می‌آید پس چرا دعا می‌کنیم اما به حاجت خود نمی‌رسیم؟

ابوذر غفاری نقل می‌کند: پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: مؤمن اگر صورتش را روی زمین بگذارد و فقط بگویید: «آه»، (حرفی نزد، یک‌بار بگوید. برای کسی این کار را نکن و آه نکش، آه را فقط برای خودش بکش) ملائکه‌ی هفت آسمان اشک می‌ریزند، خدا می‌فرماید: ای ملائکه‌ی من چرا گریه می‌کنید؟ ملائکه می‌گویند: خدایا! بنده‌ی مؤمنت صورت بر زمین گذاشته و آه می‌کشد و گریه می‌کند، چگونه ما گریه نکنیم؟ ندا می‌آید: شما را شاهد می‌گیرم به عزت و جلالم از او خشنود شدم، گناهان گذشته‌اش را بخشیدم. ملائکه‌ی من! مؤمن به درگاه من مثل پیامبران من است، اگر پیامبری از پیامبران سر به سجده بگذارد و شفاعت هفتاد هزار آدم را از من بخواهد، من ردش نمی‌کنم. مؤمن مانند پیامبر من است اگر الآن در سجده هفتاد هزار نفر را شفاعت کند من ردش نمی‌کنم.

خدا بیامرزد خانم مالک را، کسی به او التماس دعا می‌گفت، می‌فرمود: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»؛ او را این‌گونه دعا می‌کرد. می‌فرمودند: التماس دعا یعنی همین، یعنی وادار شویم برای امام زمان عجل‌الله‌فرجه دعا کنیم.

مرحوم انصاری همدانی از دنیا رفتند. شاگردانش پراکنده شدند و به دنبال معلم و استاد بودند. یکی از عزیزانش می‌گوید به حرم امام رضا علیه‌السلام رفتم و پناه به قبر امام رضا علیه‌السلام بردم. در حرم، مرحوم علامه طباطبایی را دیدم. علامه دعا می‌کردند و از نوک محاسن، اشک‌هایشان می‌چکید. پشتشان ایستادم زیارتشان که تمام شد، زیارت قبول گفتم و گفتم می‌شود به من هم بفرمایید از زیارت امام رضا علیه‌السلام چه چیزهایی تا به حال به دست آورده‌اید که این‌گونه اشک می‌ریزید؟

علامه فرمودند: نپرس.

از حرم بیرون آمدند من هم همراهشان آمدم و دوباره سؤال کردم. علامه فرمودند: نپرس این چیزها گفتنی نیست.

گفتم: به مادرتان فاطمه‌ی زهرا. علامه چهار زانو نشستند و گفتند: چیزی گفتی که نمی‌توانم رد کنم اما از آن همه که امام رضا علیه‌السلام داده‌اند فقط دو تایش را می‌گویم.

در یک زیارت که آمده بودم و رفتم، بعد از آن دیگر نتوانستم بخوابم. خواب ندارم، مگر گاهی بی‌حال شوم و ساعتی در یک عالم بروم. پرسیدم: چرا؟ علامه گفتند: برای اینکه در حرم امام رضا علیه‌السلام، هم چشم باطنم با نگاهی از نگاه امام رضا علیه‌السلام باز شد و هم گوش باطنم. می‌بینم و می‌شنوم که تمام ذرات عالم یک سره تسبیح خدا می‌گویند، به خود می‌گویم بی‌حیا از یک خروس کمتر هستی! شب تا صبح ذکر خدا می‌گوید.

دوم اینکه در یک سفر دیگر که قسمتم شد، من بعد از آن‌، وقتی تکبیر نماز را می‌گویم، دو تا محمدحسین طباطبایی می‌بینم، یکی روی زمین نماز می‌خواند و یکی از آن بالا به این نگاه می‌کند؛ و این معنای «الصلاة معراج المؤمن» است.

تفاوت اینکه: هدفی که این افراد به دنبالشان بودند، ما نیستیم.

حکایت

پدر و پسر برای کربلا ثبت‌نام کرده بودند، مدتی در نوبت بودند. در این زمان پسر مریض شد و به دکتر مراجعه کردند و بعد از مراجعه به دکترهای فراوان یکی از دکترها گفت: پسرت سرطان گرفته است و از نوع بدخیم است. پدر سؤال کرد: چند روز فرصت دارد؟ دکتر گفت: 5 یا 6 ماه. پدر بسیار ناراحت شد.

دو روز بعد تماس گرفتند که نوبت کربلایتان است. فامیل همه گفتند: بچه‌ات را نگذاری و بروی، کربلا نرو و پیش پسرت بمان. پدر گفت: نه می‌خواهم بروم. پسر بسیار ناراحت گفت: پس من چه؟ من هم می‌خواهم با شما بیایم. پدر گفت: می‌برمت. اطرافیان گفتند: نمی‌شود بچه‌ات اذیت می‌شود دارو می‌خواهد و در عراق اجازه‌ی ورود این‌گونه افراد را نمی‌دهد. پدر گفت: تا جایی که من می‌توانم می‌برمت مابقی دیگر به دست خودت هست، از حسین بخواه و بگیر، اگر نتوانستی می‌گذارمت و می‌روم.

رئیس کاروان بسیار مخالفت کرد اما بالأخره راهی شدند. او را روی صندلی عقب ماشین خواباندند و به مرز خسروی رفتند. بچه را که دیدند، اجازه ندادند و گفتند: ممکن نیست. هر چه خواهش و التماس کردند، اجازه ندادند.

پدر، پسر را به مکانی که برای استراحت مسافران بود، برد و آذوقه‌ای برای پسرش گذاشت و گفت: من می‌روم؛ تا این جا کار من بود اگر می‌خواهی بیایی مابقی راه، کار خودت است از امام بخواه. پدر رفت درحالی‌که پسر بسیار گریه می‌کرد. پدر در صف بود که نوبتش فرارسید و گذرنامه‌اش مهر خورد و به آن‌طرف رفت. در همین حین دیدند پسرش فریاد می‌زند به پدرم بگویید بایستد. پسر هم گذرنامه‌اش مهر خورد و رد شد. همه دورش جمع شدند که چه اتفاقی افتاد؟ پسر گفت: رو به سمت کربلا کردم و گفتم: حسین جان! نمی‌توانی نشان دهی که من بی دعوت نیامده‌ام؟ اگر دعوتم کرده‌ای نشان بده. تا این را گفتم، درب باز شد و خانمی کمر خمیده به همراه آقایی آمدند. خانم گفت: بلند شو پدرت رفت. گفتم: من مریض هستم نمی‌توانم بروم. خانم گفت: من فاطمه‌ی زهرا هستم من می‌گویم بلند شو، بلند شو، این آقا هم پسرم حسین است همانی که می‌روی به زیارتش. آقا به من نگاهی کرد و رفت. من دیدم اصلاً بیماری در من نیست.