خانمها درباره دعای جوشن کبیر سؤال پرسیدهاند: که چرا ما بعضی بندهای آن را با اللّهم شروع میکنیم و بعضی اینگونه نیستند؟ اول اینکه اللّهم اسم خداست، بزرگان ما اللّهم را اسم اعظم خداوند میدانند و گفتن آن بسیار بسیار مقدس است. به همین جهت دعاهایی که از ائمه ماثور است، با اللّهم شروع میشود، البته پاسخ به این سؤال درس و کلاس خاص خودش را میطلبد. ضمن اینکه تصمیم دارم شرح کوتاهی بر این دعای جوشن کبیر بنویسیم.
دعای جوشن کبیر، دعای توحیدی است، و کسانی میتوانند از این دعا بهره بگیرند که کمی از مراحل توحید را طی کرده باشند، و یا کسانی که میخواهند به مراتب بالای توحید برسند. با این همه، اسماء، در دعای جوشن کبیر دو دسته هستند: ترکیبی و غیر ترکیبی، برای اسمائی که تک آمده است با اللّهم شروع میشود، ولی برای اسماء ترکیبی اللّهم نیامده است و این فلسفه ظریفی دارد، که انشاءالله در باره آن صحبت خواهد شد.
نکته دیگر: ما بسیار معلومات داریم اما در عمل ضعیف هستیم، ما زیاد میدانیم، اما در عمل ضعیف هستیم. این سه شب قدر گذشت، اما عملکرد و ماحصل عمل ما چه بوده است؟! در ضمن اینکه باید بدانیم، هر دعایی آداب خودش را دارد. دعای جوشن کبیر باید پشت سر هم خوانده شود، نباید بین خواندن دعای جوشن کبیر و قرآن سر گرفتن فاصله باشد. روضه قبل یا بعد از آن است، و در میان قرآن سر گرفتن هم نباید روضه خوانده شود، نباید فاصله بیفتد. ضمن اینکه قرآن سر گرفتن تنها برای سه شب قدر نیست. امام صادقعلیهالسلام فرمودند: هر وقت گرفتار بودید این آداب قرآن سر گرفتن را انجام دهید، سپس حاجت خود را در جایی که نشستهاید بر دارید ببرید؛ البته این قرآن سر گرفتن درب آخری باشد که میزنی، حاجتت را میگیری و اگر نگرفتی آن حاجت را رها کن.
هر مجلس آداب دارد، هر دعایی آداب خاص خودش را دارد. مثلاً در ماه رمضان و در فصل تابستان، به خاطر گرمی هوا و … باید با فاصله ای بیشتری به هم بنشینیم، ولی در فصل زمستان، مجاز هستید که به هم نزدیکتر بنشینید…
حتی گریه کردن در مجلسها آداب دارد، نباید دیگران اذیت شوند، مثلاً در سجده، زیارت عاشورا خواندن و از این قبیل کارها باید فقط در خانه و در خلوت انجام شود. نباید کاری کنیم که ذهن دیگران نسبت به ما بد شود. مراقبت از رفتار بسیار مهم است.
در حالی که در حدیث گفته شد، افضل اعمال، عملی است که طبق سنت پیغمبر و ائمه علیهمالسلام انجام شود.
سؤال پرسیدهاید: کسی که زنده است، میتوانیم برایش نماز و روزه بخریم؟ نه نمیشود، میتواند کفاره روزهایش را بدهد، اگر کفاره روزه عمد بوده است، کفاره روزه عمدی را بدهد، و نمازها را شروع به خواندن کند، این را هیچ فقیهی اجازه نمیدهد که تا وقتی زنده هستیم برای خودمان نماز بخریم، فقط میتوانیم کفاره روزههایمان را بدهیم.
پرسیدهاید: باقیات الصالحات چگونه است؟ باقیات صالحات عملی است که تداومدار است و باقی میماند، مثل ساختن بیمارستان و زینبیه و…
صله کردن به وجود امام زمان عجلاللهفرجه: قرآن کریم، سومین سوره، سوره آل عمران، آخرین آیه، آیهی بسیار عجیبی است، در ارتباط این آیه و صله به امام زمان عجلاللهفرجه مطلب گفته شده است، مفسران و بزرگان در این باب قلم زدهاند، میتوانید مراجعه کنید به تفسیر المیزان، تفسیر نمونه به تفسیر برهان، ببینید در رابطه با این آیه چه فرمایشات و احادیثی را برای ما آوردهاند.
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ(آیه 2)
یا ایها الذین امنوا اتقوا الله: به حریم الهی نزدیک نشوید، «واتقو الله»های قرآن در هر جا یک معنایی میدهد، در یک جا میفرماید: گناه نکن، در یک جا میفرماید: پرهیز کن، یک جا میگوید خدا را رعایت کن، یک جا یک مفسر میفرماید: تقوا را بنویس؛ ت: آن ترک گناه است.ق: قیام برای انجام واجبات است. واو: ورع است. الف: داشتن اخلاص است.
پس متقی به کسی میگویند که ترک گناه کند، قیام برای واجبات کند و ورع در اعمال و اخلاص در کارهایش داشته باشد. یک جا که تفسیر عرفانی کرده است، میفرماید هر جا که خدا میفرماید: واتقو الله، یعنی مبادا به این فکر کنی که ذات خدا چیست؟ پس هر چیزی که در این زمینه به ذهن تو بیاید، تو را به سمت کفر میبرد. مردم! پرهیز کنید از اینکه بخواهید فکر کنید ببیند ذات خدا چیست، فکر کردن به این موضوع شما را به گمراهی میرساند.
سپس خدا به اهل تقوا دستور میدهد:
صابر باش، صبر برای ایمان، مثل سر برای بدن است، همهی بدن شما سالم باشد، اما اگرخدای نکرده کسی سر را ببرد، دیگر آن بدن سالم فایدهای ندارد. پیامبر صلواتاللهعلیهوآله فرمودند: صبر در زندگی برای دین و ایمان و اخلاق و زندگی شما مانند سر برای بدن است که وقتی صبر نداشته باشی، یعنی هدر همه انرژیها.
صبر را تقسیم کردهاند:
1) صبر عند المصیبة: دنیا دارِ مصیبت است، هر کس در دنیا دنبال خوشی بگردد اشتباه کرده است.
خوبی دنیا این است که میگذرد، این نیز بگذرد… . چه خوشی آن و چه ناخوشی و سختی میگذرد.
مگر راحت است که آدم گناه نکند؟ چرا به کسی که ترک گناه میکند ثواب شهید غلتان در خون خود در خط مقدم جنگ در راه حق را میدهند؟ پس ترک گناه کار آسانی نیست!
2) صبر عند الطاعة: ماه رمضانی که خدا ملکی کنارت فرستاده که صبح تا شب برایت دعا میکند: خدا آسان کن برایش تشنگی را، آسان کن برایش گرسنگی را، گرما و عطش را برایش آسان کن، خیلیها از روزه گرفتن فرار میکنند.
اما سر صبر، صبر در انتظار امام زمان عجلاللهفرجه است. آنقدر این غیبت طولانی میشود که همه او را منکر میشوند، و عدهای قلیل در انتظار او میمانند.
ادامه آیه: اصْبِرُوا وَ صابِرُوا؛ صبر کن و دیگران را به صبر تشویق کن.
علی فقط گریه کن نمیخواهد، در این مسیر تبلیغ کن، حرف بزن، قدم بردار، دلیل بیار میخواهد و لازمهی آن، این است که اول یاد بگیری، لازمه آن، این است که خدا به تو توجه کند.
وهابیها و دشمنان اسلام بسیار تبلغ میکنند، باید بتوانیم با دلیل عقلی و نقلی از دین خودمان دفاع کنیم. بچهها از کودکی باید دین را یاد بگیرند، از وظایف پدر است که معلم خصوصی بگیرد تا به بچهاش دین را یاد بدهد.
رابطوا: هر جوری که میتوانی با امامت یک رابطهای برقرار کن، امام نیکی میپسندد، کدام نیک از دست شما بر میآید، از همان طریق برو.
گفت: شوهرم سید روحانی بود، در حالی که در دهی زندگی میکردیم، یک روز برای کاری از خانه بیرون رفته بودم، زمانی که بازگشتم دیدم سید جلیلی کنار شوهرم نسشته و همسرم از احوال پرسی او خوشحال است. من سریع رفتم چای درست کردم آوردم. آقا فرمودند: که من اهل چای نیستم، یک مقدار از همسرم تفقد کردند، خواستند که بروند، تا دم درب دنبال ایشان رفتم به من فرمودند: به این سید برس؛ که ما به تو جواب میدهیم، این سید برای جدم حسین زحمتها کشیده است. دویدم دنبالش، اما او را ندیدم، برگشتم نزد همسرم، گفتم این آقا که بود؟! شروع کرد به گریه کردن و گفت: خیلی اوقات که تو برای کاری بیرون میروی ایشان نزد من میآیند، امروز قسمت شد تو او را ببینی، خیلی اوقات که من حوصلهام از تنهایی سر میرود، میآید کنارم مینشیند. خانم گفت: اسمش را نپرسیدی؟! گفت: نمیدانم فکر کنم از روحانیهای دور و اطراف است، به من میگوید: من سید مهدی هستم… . زن گفت: در حیاط خیلی سفارش تو را به من کرد، گفت: که این سید خیلی برای جدم حسین قدم برداشته است. برای این زن، این پرستاری یک راه است به وجود امام زمان عجاللهفرجه. نماز امام زمان عجاللهفرجه یک راه است، خواندن دعاها راه است.
وقتی آن پادشاه سنی میخواست شیعیان را از مملکت بیرون کند، انار را در قالبی گذاشت و روی آن هم چیزهایی نوشت. شاه گفت: جواب بیاورید. چهل نفر شیعه خالص را انتخاب کردند، از چهل نفر سه نفر را سوا کردند، گفتند ما تا سه شب دیگر جواب میآوریم. هر کدام به ترتیب یک شب به صحرا رفتند، جوابی نگرفتند، تا شب آخر، نفر سوم، نالید، آنقدر نالید تا بالأخره آقا تجلی کردند. گفت: آقا! ما سه شب است داریم ناله میکنیم، آقا فرمودند: تقصیر خودتان است، این به خاطر عدم یقین خودتان است، به خاطر باور ضعیف خودتان است، چرا به شاه گفتید: سه شب دیگر جواب میآورید؟ میگفتید الآن جواب میدهیم، من همان موقع جواب میدادم، شما گمان کردید تا من را پیدا کنید و از من سوال بپرسید و جواب بگیرید، سه روزطول میکشد!!!
آنجا فرمودند: با من کار دارید لبهایتان را بجنبانید، من انقدر نزدیکم که لبتان را میخوانم، این عدم باور خودتان است.
از هر طریقی که میدانی آقا دوست دارد، با او اتصال برقرار کنید مخصوصاً با صلوات.
امام صادق علیه السلام فرمودند: (این حدیث آنقدر مهم است، که به آن میگویند پرده برداشتن از صلوات. حدیثی که از اسرار صلوات پرده بر میدارد) پیامبر(ص) فرمودند: هر جا که نام من برده شود با رغبت و میل و عشق و شوق بر من صلوات یا صلواتها بفرستد، در عوض هر یک صلوات، هزار صف ملک، و هر صف، هزار ملک میایستند و نمیماند چیزی روی زمین از مخلوقات زمینی یا دریایی یا آسمانی یا عرشی یا فرشی حتی ذرات خاک، رملهای بیابانها و کف دریاها، مگر با او صلوات میفرستند، زیرا در زمانی که شما صلوات میدهید خدا و ملائکه صلوات میدهند. پس وقتی که خداوند حرکتی انجام دهد کائنات از خداوند تبعیت میکنند و خود را با خداوند هماهنگ میکنند، خداوند نیز که به ثواب صلوات نیازی ندارد بلکه به نامهی عمل تو فرستنده میریزند، با یک صلوات خداوند قلبت را نورانی میکند و حوائج دنیا و آخرت تو را برآورده میکند و آن کسانی که میخواهند سیر آسمانی انجام دهند، بدانند ختم صلوات بر پیامبر(ص)، وسیلهای است برای عروج به سمت خداوند متعال.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند: کسی که میل به این ثوابها ندارد آیا عاقل است؟! بلکه متکبر گردنکشی است که فقط عذاب الهی را شامل حال خود میکند، و او از دایرهی محبان ما خارج است.
از امشب تا آخر ماه رمضان هر شب دو رکعت نماز خوانده شود، در هر رکعت سورهی حمد یک مرتبه و سورهی توحید سه مرتبه، خوانده شود. بعد از نماز این دعا خوانده شود: سُبْحَانَ مَنْ هُوَ حَفِیظٌ لا یَغْفُلُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ رَحِیمٌ لا یَعْجَلُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ قَائِمٌ لا یَسْهُو سُبْحَانَ مَنْ هُوَ دَائِمٌ لا یَلْهُو؛ منزّه است آن كه نگهبان است و غفلت نمى كند، منزّه است آن كه مهربان است و شتاب نمى ورزد، منزّه است آن كه برپا است و از ياد نمى برد، منزّه است آن كه هميشگى است و سرگرم نمى شود.
پس بگوید تسبیحات اربعه را هفت مرتبه پس بگوید: سُبْحَانَکَ سُبْحَانَکَ سُبْحَانَکَ یَا عَظِیمُ اغْفِرْ لِیَ الذَّنْبِیَ الْعَظِیمَ، منزّهى تو منزّهى تو، منزّهى تو، اى بزرگ، گناه بزرگ مرا بيامرز.
پس ده مرتبه صلوات بفرستد بر پیغمبر و آل او (ع).
امام جعفر صادق(ع) فرمودند: عدد ثواب این نماز و تسبیح فقط نزد خداوند متعال است.
از آن صلههایِ بسیار عجیب به محضر امام زمان(عج)، ختم زیارت عاشورا است. جهت گشایش در تمام امور زندگی از فردا نیت کنید به نیابت امام زمان(عج) چهل روز زیارت عاشورا را بخوانید.
تمامی علما و بزرگان ما فرمودند: اگر به جایی رسیدیم به وسیلهی زیارت عاشورای امام حسین(ع) بوده است.
مرحوم شیخ انصاری (ره) یک چشمشان نابینا بود، و تمام فشار مطالعه بر روی یک چشم ایشان بودهاست بنابراین باید کار مطالعه را به همراه تدریس به طلاب که ایشان نزدیک به پانصد مجتهد تربیت کردهاند، و همچنین تمام تحقیقات و کلاسها را در روز انجام میدادند و علاوه بر تمام اینها، ایشان هر روز در کنار ضریح مطهر امام علی(ع) یک عاشورا با صد لعن و صد سلام میخواندند. و میفرمودند: من به هر کجا که رسیدم از زیارت عاشورا بودهاست.
پس اگر توفیق الهی شامل حال انسان شود، انسان موفق به این کارها خواهدشد.
مرحوم سلطان آبادی میفرماید: هر کس روزانه به این سه برنامه عمل کند، ضمانت میکنم که به هر چه که میخواهد برسد:
یکی خواندن زیارت عاشورای امام حسین(ع) قربة الی الله، است.
دیگری ترک نکردن نماز اول وقت
امام علی(ع) هر زمان که می خواستند نماز را اقامه کنند، زانوانشان مرتب خم میشد، برخی از یاران از ایشان علت را جویا شدند، حضرت فرمودند: وای به احوالتان، مگر نمیدانید من میخواهم مشغول چه کاری شوم؟ آنان گفتند: ما میدانیم که نماز بزرگترین عبادت خداوند است. حضرت فرمودند: در آن روز اَلَست وقتی خداوند امانتی را به ملائکه و آسمان و زمین و ملکوت و کوهها و دریاها عرضه کرد و هیچکدام نتوانستند از عهدهی آن بربیایند، زیرا این امانت سنگین است اما انسانِ ظلومِ جهول بار این امانت را پذیرفت و گفت که من این امانت را سالم به تو برمیگردانم، و آن امانت همین نماز بودهاست، امانتی که کوهها و ملکوت تحمل آن را ندارند آیا برای برگرداندن آن، زانوان من نلرزد و حالم دگرگون و منقلب نشود؟
آن روز که خداوند ندا داد: «الست بربکم» آیا من خدای شما نیستم؟ همه گفتند: «قالوا بلی» بله تو خدای ما هستی و با هر وعدهی نماز این عهد تجدید میشود پس بنده با خداوند در نماز تجدید عهد میکند آیا میتوان از این ملاقات با خداوند نترسید؟
و سوم هر شب بین نماز مغرب و عشا خواندن نماز لیلة الدفن
این نماز لیلة الدفن را به نیت هر شیعهی مسلمانی که در اقصا نقاط عالم مرده است، بخوان. زیرا انسان باید خیرخواه باشد، و مدام برای زنده و مرده خیر بخواهد و برای مرده خیری بالاتر از نماز لیلة الدفن وجود ندارد و دیگر اینکه این نماز از زمرهی چیزهایی است که وحشت و ترس و نداری میت را از بین میبرد و ظلمت برخی از گناهان او را از بین میبرد و سبب خوشحالی او میشود پس او دست به دعا بلند میکند. اگر میخواهی به قرب خداوند برسی یکی از چیزهایی که لازم دارید دعای اموات از عالم برزخ است. دعای آنان سبب این میشود که شما بتوانید محکمتر قدم بردارید.
مرحوم میرزای نائینی فرمودند: من بالاتر از زیارت عاشورا، برای امور دنیا و آخرت سراغ ندارم که بخوانید و صله کنید به امام زمان(عج) زیرا این زیارتنامه نظیر و همانند ندارد.
امام صادق(ع) فرمودند: هر شب دعای جوشن کبیر را بخوانید. شخص گفت: آقا جان ما وقت نمیکنیم. امام فرمودند: ماهی یک بار بخوانید. شخص گفت: وقت نمیکنم. امام فرمود: دو ماه یک بار بخوانید. شخص گفت: وقت نمیکنم. امام فرمودند: مبادا سالی سه بار کمتر بخوانید.
از دستاوردهای این شبهای احیا، انس با خداوند و گریه در دل شب بود.
شبهای قدر را سپری کردیم و بسیار عبادت کردیم و دعای جوشن کبیر خواندیم که جمله جملهی آن دفتر خداشناسی است. از جملات زیبای آن “یا حبیب الباکین” بود. ای خدایی که اشک چشم را دوست میداری.
گریه کنی را دوست داری که برای گریهاش هدف متعالی قرار داده است، اشکی دارد که هدفش بلند است به بلندای قدرت خداوند.
پیامبر(ص) فرمودند: نزد خداوند قطرهای محبوبتر از اشکی نیست که از خوف خداوند ریخته شود. بالأخص در خلوت، هیچ بندهای نیست که از خوف عذاب و سؤال و جواب و جهنم و قهر خداوند بترسد و اشکی بر گونهاش جاری شود و خداوند در همین دنیا از شراب رحمت خود، او را سیراب میکند. و خداوند گریهی او را در روز قیامت به خنده تبدیل میکند و اطرافیان او را مورد رحمت و آمرزش قرار میدهد اگر چه بیست هزار نفر باشد. اگر از خوف گناه گریه کند خداوند او را میآمرزد، اگر از ترس جهنم گریه کند خداوند او را به جهنم نمیبرد، اگر به طمع بهشت گریه کند خداوند او را به بهشت میبرد، اگر از خوف عظمت خداوند گریه کند خداوند به او ایمنی میدهد و رجا و امید را در او تقویت میکند.
رسول اکرم (ص) فرمودند: وقتی بندهای در دل شب با خدای خود مناجات و خلوت کند، و شروع می کند به گفتن: “یاربِ یارب”، خداوند جلیل ندا میکند: لبیک عبدی از من بخواه و به من توکل کن تا من تو را کفایت کنم سپس خداوند به ملائکه میگوید: به زمین نگاه کنید، تنبلهای بیخبر از این ساعت به خواباند و غافلان، مشغول به لهو و لعب هستند گواه باشید به عزتم قسم، شما را شاهد میگیرم آنچه امشب از من بخواهد به او عطا میکنم.
یکی از بزرگان اهل معنا نقل کرد: شبی سحر بیدار شدم، با خداوند مناجات میکردم، ناگهان دیدم که نهر آبی در جریان است که مانند مشک معطر است، من هم کنار نهر ایستادم، دو طرف نهر، درختانی طلایی که میوههای آن مروارید بود، و کنیزانی روی شاخهها نشسته و گیسوان تا پایین پا، درحالی که خم شدهبودند و دست خود را در آب میکردند ذکر میگفتند: سبحان مُسَبِّحِ بِکُلِّ لِسانٍ سبحانَ ،سبحان موجودٍ فی کُلِّ مَکانٍ سبحانَ، سبحان الدائِم فی کل ازمانٍ سبحانَ .
از آنان پرسیدم: شما کیستید؟ گفتند: ما را پروردگار محمد(ص) خلق کرده برای آن دسته از امت پیامبر(ص) که در دل شب از خواب برخیزند و با خداوند مناجات کنند و سحرگاهان قرآن بخوانند و ذکر خداوند را آشکار و پنهان بگویند و از اموالشان انفاق کنند و در سحرگاهان استغفار کنند، خداوند ما را برای آن دسته که مشغول این کار باشند آفریده است.
یکی از چیزهایی که باید از آن مراقبت کنیم، انس با خداوند متعال است که این شبها به دست آوردهایم.
شخصی به مولوی عرض کرد: اخیراً فراموشکار شدهام و فراموش میکنم که وسایلم را کجا گذاشتهام. مولوی گفت: این که اشکالی ندارد، هر چه را که در دنیا فراموش کنی مهم نیست مهم این است که فراموش نکنی که برای چه کاری به دنیا آمدهای. زیرا تمام این امور فرع است و اصل چیز دیگری است. اگر اصل را فراموش کنی، و به فرع بپردازی مانند کسی هستی که چاقویی مرصع به تو دادهباشند و تو آن را به آشپزخانه ببری و استفاده کنی درحالی که این چاقوی مرصع گنجینهی تو است.
و آن اصلی که خداوند تو را برای آن آفریده است این است که خداوند تو را آفریده است در دنیا، مسیر را به گونهای بروی که به شهود خداوند برسی و خداوند را ببینی.
امام علی(ع) نشسته بودند، مرد عربی آمد، گفت: یا علی(ع) من مستمند هستم، چیزی به من بده.
حضرت فرمودند: مگر از بیت المال چیزی به تو داده نشدهاست؟ مرد گفت: بله دادند اما تمام شد. حضرت فرمودند: من نمیتوانم از بیت المال دو بار به تو چیزی بدهم. مرد گفت: از مال خودت به من بده. حضرت فرمودند: من هم به اندازهی یک مسلمان از بیت المال برمیدارم، چیزی ندارم در منزل که بخواهم به تو بدهم. مرد گفت: پس من چه کنم؟ حضرت فرمودند: من چه کنم؟
مرد گفت: یا علی(ع) من در نهایت ناراحتی و گرفتاری به نزد امام و خلیفهام آمدهام، من میروم فقط یادت باشد که روز قیامت یاد این ساعت من و خودت بیفتی و در نزد خداوند جواب مرا بدهی. من روز قیامت نزد خداوند میگویم.
حضرت فرمودند: برگرد و بنشین. به غلامشان فرمود: به خانه برو و زره مرا بیاور. درحالی که زره مرد جنگی آبروی اوست. بعد رو به مرد کرد و گفت: این زره برای تو باشد، اما بدان که این زره بسیار قیمتی است مراقب باش آن را مفت از دست ندهی. مرد عرب خوشحال رفت. غلام رو به حضرت کرد و گفت: آقا جان! چند درهم نیز کار او را راه میانداخت، زره شما بسیار قیمتی بود!
حضرت فرمود: او چیزی به من گفت که بدن مرا به لرز انداخت او مرا یاد خداوند و قیامت و ایستادن به نزد خداوند انداخت که تمام عمرم از آن ساعت میترسم.
امام حسین(ع) می فرمودند: تمام شبها درب اتاق پدرم بستهبود و ما فقط صدای نالههای او را از خوف خداوند میشنیدیم.
ما به این دنیا آمدهایم تا به شهود و درک تمامی آن اسامی که در دعای جوشن کبیر خواندیم، برسیم.
مولای ما به شهود و درک تمامی این اسامی رسیدهاست و ما هم شیعهی او هستیم باید به درک برخی از آن اسامی برسیم.
در روز قیامت تمام شیعیان به شکل و شمایل امام علی(ع) به محشر وارد میشوند، زیرا در دنیا همهی عملهایشان شبیه به عمل ایشان بودهاست و در دنیا تلاش کردند خصال علی گونه به دست بیاورند و مانند ایشان بشوند و تمامی شیعیان زن، شبیه به حضرت زهرا(س) به صحرای محشر وارد میشوند زیرا همه عمل ایشان را دارند. زیرا انسان تا شاکلهاش شبیه اینان نشود، شیعه نیست.
یکی از القاب امام علی(ع) “اسدالله” است، اسد به معنای شیر است، درحالی که ایشان ولی خداوند است. شیر در جنگل سحرها یک نعره میزند همهی حیوانات از خواب بیدار میشوند و شروع به دویدن میکنند. شیر حیواناتی که مریض و ضعیف هستند و اگر بمانند جنگل را نابود میکنند، را از بین میبرد و تا وقتی که شیر در جنگل وجود داشته باشد جنگل نظم دارد. علی(ع) “اسد الله” است، فریاد عدالت خواهی، ترس از قیامت، مروت و دینداری میزند که اگر این فریاد او نباشد ما دچار رخوت و تنبلی میشویم. اگر نعرهی علوی در جوامع نباشد خواب غفلت مردم را از بین میبرد، ایشان با فریادشان ما را به حرکت وادار میکند تا شمایل علی(ع) و زهرا(س) بگیریم.