شب جمعه است و شب صدقه
ترجمه سورهی حمد
معنای سورهی حمد از نگاه ملاصدرا
ماه رمضان؛ 60 نور دارد. خداوند در این ماه 60 چراغ نورانی در قلب و فکر و زندگی روزهداران روشن کرده است که عالیترین آن؛ چراغ روزه گرفتن است و از این چراغ 50 چراغ دیگر روشن میشود و اگر مسلمان با این چراغ روشن تا سال آینده حرکت کند، راهی روشن را تا ماه رمضان بعدی طی خواهد کرد. شخصی به نزد پیامبر آمد و عرض کرد: با این خطبهای که شما در مورد روزه ماه رمضان خواندید، انسان حسرت میخورد که چرا ماه رمضان فقط یک ماه است و ایکاش بیشتر بود. پیامبر اکرم فرمودند: لازم نیست بیشتر باشد، بلکه اگر شما از انوار این ماه کسب نور کنید تا سال آینده راه زندگیتان روشن است.
امشب شب جمعه آخر ماه رمضان است، دهه آخر ماه رمضان و بهخصوص امشب شب مخصوص زیارت امام حسین علیهالسلام است. امام باقر علیهالسلام فرمودند (در کتاب کامل الزیارات): در شبهای جمعه خدا در کربلا به زیارت امام حسین علیهالسلام میرود. به تبعیت خدا تمام انبیا و اوصیا و فرشتگان و ارواح مؤمنین و همه ذرات عالم، شب جمعه به کربلا میروند؛ یعنی در شبهای جمعه خدا نگاهی مخصوص به کربلا میکند و به طمع قرار گرفتن در معرض این نگاه همه هستی به کربلا میروند.
عدهای امشب در کربلا مشغول زیارت هستند اما ما که آنجا نیستیم. با هر آهی که میکشیم و آرزوی کربلا بودن راداریم یک ثواب زیارت برایمان مینویسند. عالمی بزرگوار از اهالی کربلا میگوید: من شبی امام حسین علیهالسلام را در خواب دیدم، ایشان فرمودند، فردا به فلان مسافرخانه میروی، یک زائر ساده کشاورز مشهدی آمده، سلام مرا به او برسان و بگو زیارتت را قبول کردم و موقع مردن، شب اول قبر، در عالم برزخ و در قیامت جوابت را میدهم و نمیگذارم سرگردان باشی. عالم میگوید از خواب بیدار شدم و حسرت آن مرد را خوردم که امام اینچنین برایش پیغام فرستاد. فردا مرد را پیدا کردم و از او پرسیدم چه کردی؟ مرد گفت: دیشب به زیارت رفتم، اما دیدم من بیسواد و بدبختم. همه در حال زیارت و دعا و قرآن خواندن هستند اما من بلد نیستم. رو به ضریح ایستادم و گریه کردم و با لهجه مشهدی گفتم؛ «سنگ و کلوخ درمنه، برای حسین گریه منه»؛ (سنگ و کلوخ بیابانها هم برای حسین گریه میکنند)، و بعد به امام حسین گفتم من چیزی بلد نیستم آنقدر میفهمم که سنگ و کلوخ بیابان هم برای مظلومیت تو گریه میکنند.
خود امام حسین علیهالسلام فرمودند: اگر دستتان به حرم من نمیرسد به روضه من بروید و بر من گریه کنید.
یکی از روضههای سخت روضهی وداع است و حضرت زهرا این روضه را خیلی دوست دارد. در کربلا بسیار وداع وجود داشت. این کدام وداع است؟ سختترین وداع کربلا روز یازدهم وداع از پیکرها بود. شب تاریک شام غریبان گذشت، صبح که هوا روشن شد، همه صحنهی عجیبی دیدند که هیچکدام از شهدا سر در بدن ندارند. دیشب همه سرها بریدهشده و تقسیمشده است. حالا اسرا میخواهند وداع کنند و هیچ بدنی مشخص نیست که مربوط به چه کسی است. موقع رفتن آن ملعون گفت زن و بچهها را از کنار قتلگاه عبور دهید. همه به ترتیب از بدن امام حسین وداع کردند و بعد از همه نوبت حضرت زینب شد. آمد و نگاهی به بدن کرد و فرمود: یا محمد، سلام بر توای رسول خدا که ملائک آسمان به تو سلام میدهند. این حسین توست با بدن عریان، غرق در خون، با بدن تکهتکه، با سر بیعمامه. پدر و مادرم به فدای کسی که سفر نرفته که خواهرش امید داشته باشد که برمیگردد. پدر و مادرم به فدای کسی که مجروح نشده که خواهرش امید داشته باشد خوب شود. پدر و مادرم به فدای کسی که با داغهای زیاد سر از بدنش بریدند. پدر و مادرم به فدای کسی که با لبتشنه کشته شد. پدر و مادرم به فدای کسی که وقتی سرش بالای نیزه رفت از رگهایش خون میچکید. سلام به توای رسول اکرم. این اولاد تو هستند که هیکل و سایهشان را نامحرم تاکنون ندیده است اما الآن میان لشکر نامحرمان به اسارت برده میشوند.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: کسانی که میتوانند به زیارت امام حسین بروند و کسانی که نمیتوانند با زیارت عاشورا امام حسین را زیارت کنند.
امروز حتماً قبل افطار یک زیارت عاشورا بخوان.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: قرائت زیارت عاشورا به یاد کربلای حسین سبب میشود خدا هزار حسنه در نامه اعمالت بنویسد. هزار سیئه از نامه عملت پاک کند و خدا صد هزار درجه برای تو بالا ببرد و تو را از کسانی قرار دهد که با امام حسین به شهادت رسیدند. ثواب انبیا و زیارت کنندگان امام حسین و ثواب زیارت کسانی که امام حسین را به هنگام شهادتش زیارت کردند نیز در نامه عمل شما برایتان ثبت میشود.
چرا اینقدر سفارش به زیارت امام حسین بیشتر از هر زیارت دیگری شده است؟ زیرا امام حسین علیهالسلام از اولین زائرش تا آخرین زائرش را سر یک سفره مینشاند و به هم وصل میکند. امام حسین اصلاً حلقهی وصل است. وقتی امام را زیارت کردی سر سفرههایی مینشینی که یکطرفش آدم و حوا، یکطرفش ابراهیم و نوح، یکطرفش موسی و عیسی، یکطرفش پیامبر اکرم و حضرت خدیجه و یکطرفش امام علی و حضرت زهرا نشستهاند. این هنر امام حسین است که تمام زوارش را به یک حلقه به نام زیارت به هم وصل میکند. این زوار علاوه بر زیارت امام حسین از همنشینی با اولیا خدا بهره میبرند.
زیارت برای آن شیعهای که میخواهد سلوک الهی کند و در خدا فانی شود و به خدا تقرب پیدا کند، معنای بیشتری از زیارت دارد. زیارت برای آنکسی که میخواهد خدا را ببیند و دیگر هیچ نبیند، یعنی راه یافتن به قلب نازنین امام حسین علیهالسلام. کسی به خدا میرسد که به قلب امام حسین راه پیدا کند. حسین مظهر اسم الله است. هراسمی از اسامی خداوند تفسیر و مثل دارد. امام اسم الله تمام معنای اسما در آن هست اما چون اسم ذات خداست کسی آن را نمیتواند تفسیر و معنایش کند. همه عقلا وقتی به نام الله میرسند متحیر میمانند چون ذات خداست و به آن نمیتوان نزدیک شد. امام حسین مظهر این اسم الله خداست و آن کاری که امام حسین در کربلا کرد باعث تحیر تمام هستی است. همانطور که اسم الله سالک را به کمال میرساند، هر سالکی که میخواهد به قرب خدا برسد باید بدنش را به کربلا برده و مطهر کند به تربت کربلا و قلبش را وارد کند به قلب امام حسین علیهالسلام. اینجا بحث این است که امام ما را دوست داشته باشد. چون کسی به خدا نزدیک میشود که غرق در رحمت واسعهی خدا باشد، امام حسین رحمت واسعهی خداست. چون کسی به خدا نزدیک میشود که در معرض نگاه خدا قرار بگیرد. نگاه خاص خدا در عالم به قلب امام حسین است و به آنچه در قلب امام قرار دارد. پس تا به قلب امام حسین وارد نشوی در محل نگاه خاص خدا قرار نگرفتی. هرچقدر الآن امام حسین را دوست داری همانقدر خدا رحمتت میکند و هرچقدر الآن در قلب امام حسین برای خود جا باز کردی همانقدر خدا تو را به خودش نزدیک کرده و به تو نگاه خاص میکند. حالا سؤال پیش میآید که چطور به دل امام حسین راه پیدا کنم؟ این کار سختی است اما یکراه میانبر وجود دارد و آن انس با زیارت عاشوراست. آشنا شدن با معارف و حقایق بلند کلمات زیارت عاشورا و درک محتوای زیارت عاشورا که آنچه ولایت در خودش دارد این زیارتنامه هم در خودش دارد و یک حقیقت عرشی است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هرکسی را با قلبت داری با زبانت به او ابراز کن.
هرکسی امام حسین را دوست دارد، زیارت عاشورا ابراز محبت قلبی به امام حسین است.
اگر به قلب امام حسین وارد شدی، احترامت میکنند. خدا فرموده زائر حسین را بزرگ میشمارم و صورتش را به آتش جهنم نمیسوزانم. امام علی علیهالسلام فرمودند: زائر پسرم حسین را احترام میگزارم، لب حوض کوثر من با مردان زائر و حضرت زهرا با زنان زائر مصافحه میکنیم و بعد از آب کوثر به آنها مینوشانیم. خدا زائر حسین را احترام میکند و او را غرق در نور میکند.
امام باقر علیهالسلام میفرمایند: در زیارت حسین بگو: «اللهم ان هذا مقام اکرمتنی به»؛ یعنی خدایا این نقطهای که بدن حسین و اسم حسین است، مکانی است که تو در آنجا بندگانت را اکرام میکنی.
حال این اکرام خدا چگونه است؟ امام باقر علیهالسلام فرمودند: همانا خدا به زائران قبر امام حسین حرمت میکند و به آنها تجلی میکند.
و خدا حرمت میکند زائر حسین را به این جمله «و اکرمنی بک ان یرزقنی طلب ثارک»؛ یعنی خدا وسعت روزی به زائر حسین میدهد. خدا هم وسعت روزی مادی و هم وسعت روزی معنوی را باهم به او میدهد. روزی معنوی یعنی خدا به زائر حسین که به دل حسین راه پیداکرده است توفیق معنوی میدهد و او را در جوار مهدی زنده میدارد تا با امام زمان طلب خون حسین بکند. پس خدا عاشق حسین را به کربلا میبرد که او را به اینجا برساند که خدا نگاهش کند و بنده روزی معنوی بگیرد و در رکاب امام زمان طلب خون حسین کند.
هر عمل عبادی که انجام میدهیم یک ظاهر دارد و یک باطن. خداوند در آیه 17 سوره سجده میفرماید: به هر عمل عبادی که شمارا به آن دستور دادم یک ظاهر دارد و یک ظاهر. بنده ممکن است به ظاهرش مشغول باشد و از باطنش غافل شود. باطن تمام معنویات صراط نوری برای رسیدن به خداست. امروز حجاب جلوی چشم ماست، اما روزی که حجاب کنار میرود میبینیم که در این روز ماه رمضان با روزههایمان در چه نور و نعمتی سیر میکنیم و به چه جاهایی میرسیم که به عقل کسی خطور نمیکند. ظاهر یک عمل عبادی است، اما باطن یک مسیر نور است تا خدا.
وقتی میخواهیم هر چیزی را یاد کنیم آن را باهمسنخ خودش زیاد میکنیم. مثلاً وقتی میخواهیم آب را زیاد کنیم، آب بیشتری روی آن میریزیم. حال میدانیم که روزه ماه رمضان باطنش از جنس نور است. روزهداران در ماه رمضان از بعد مادی جسمشان گرفتهاند و به بعد معنویشان افزودهاند. آنها تقویت روح کردهاند در این ماه. به هر عبادتی که انسان از ظاهر میگیرد به باطنش اضافه میکند. باطن روح مانور مطلق است چون از خداست و برای خداست. باطن روزه هم همانطور که خود خدا فرموده «الصوم لی» روزه برای خداست. حال این دو مال خدا را به هم اضافه میکنیم تا به مطلوب که خداست برسیم. وقتی میخواهی روحت را تقویت کنی باید باهمسنخش تقویت کنی که روزه و نماز و قرآن و معنویات هستند و نهایتاً با تقویت روح به خدا میرسیم.
رابعه ادویه (زنی عارف) مریض بود. از او پرسیدند چرا مریضی؟ لبخندی زد و جواب داد که دیشب در خلوت باخدا هوس بهشت کردم. خدایم با این تب تنبیهم کرد و فرمود من تو را به خلوتم راه میدهم و تو هوس بهشت میکنی؟
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: خواب را از چشمهایتان بگیرید و شبها بیداری بکشید و شکمهایتان را گرسنگی بدهید از بدنهایتان بگیرید و به جانهایتان ببخشید. هر چه جانمان را و روح و روانمان را بیشتر تقویت کنیم به خودسازی بیشتری دست پیدا میکنیم مَن عَرَفَ نَفسَ فَقَد عَرَفَ رَبَّ هر کس هرقدر خود را شناخت همانقدر خدا را شناخته است.
سید بن طاووس (ره) مطلب مینوشت و میگفت: من شب قدر ماه رمضان را میشناسم و برای رؤیت هلال تقویم لازم ندارم و اینها عجیب نیست، عجیب این است سید بن طاووس که یکیک قطره نطفه نجس بد بو بودی خدا از تو انسانی ساخت که دانش و علمداری کتاب داری و آسمان و زمین در خدمت تو است اما تو هنوز نفست را نتوانستی تقصیر کنی.
جناب حسنزادهی آملی میگویند وقتی قرآن میخوانم و به این آیه میرسم:
«أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ»[1]
«آيا ندانستهاید كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مسخر شما ساخته و نعمتهای ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است و برخى از مردم درباره خدا بى [آنكه] دانش و رهنمود و كتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمیخیزند.»
تا سه روز گریه میکنم و تأسف میخورم که بشری که میتواند همهچیز مسخر او بشود چگونه من بیچاره هنوز طبیعت خودم را تسخیر نکردم. (هنوز اختیار زبانم دستم نیست، هنوز اختیار دلم دستم نیست و… درحالیکه خدا من را خلق کرده که کائنات را تسخیر کنم.)
لازمهی همه اینها نورانی شدن است و اتصال به کانون نور است و کانون نور کربلای امام حسین علیهالسلام است و راه پیدا کردن به قلب ابیعبدالله است.
من گمان میکنم که انسان اگر بخواهد عجایب وجود خود را بشناسد خواندن زیارت عاشورا است و چه عجیب است که در یک نیم روز یکی سَرِ پسر فاطمه (س) را میبرد و یکی سر به فدای پسر فاطمه (س) میدهد.
شب جمعه است و شب صدقه، امشب همهی صدقات نیت قربة الی الله.
صدقه قدرت به خدا رسانی دارد، صدقه کَندن و اضافه کردن به معنا است.
حدیث: خداوند وقتی کوهها را آفرید. ملائک که کوه و سنگ ندیده بودند، پرسیدند: خدایا آیا از سنگ بدتر هم است؟ ندا آمد: آری آهنبر سنگ غالب هست. پرسیدند: از آهن قویتر هست؟ ندا آمد: بله آتش که آهن را ذوب میکند. پرسیدند: چیزی هست که بر آتش غلبه کند. ندا آمد: آب را آفریدم. پرسیدند: چیزی هست که بر آب غلبه کن؟ خدا گفت: خاک را آفریدم. پرسیدند: چیزی هست که بر خاک غلبه کند؟ ندا آمد: باد را آفریدم که خاک را پراکنده میکند. ملائکه تا آمدند بپرسند عظیمتر از خاک چیزی هست؛ خدا ندا داد که عظیمتر از هر چیز، چیزی هست اما چیزی را آفریدم که از آن عظیمتر چیزی نیست و چیزی قادر نیست آن را از بین ببرد و آن صدقه است که دست راستت بدهد و دست چپت از آن باخبر نشود.
عبدالله مکی میگوید مکه بودم آمدم مدینه زیارت پیامبر (ص) و ایشان را خواب دیدم و به من گفتند سلام من را به بهرام گبر برسان. تعجب کردم. فردا صبح بهرام گبر همسایهام بود آمد دیدنم وقتی همه رفتند و خلوت شد تو از نیکیهای که انجام میدهی بگو. شروع کرد به گفتن، به بهرام گبر گفتم: از این کارها نه، از کارهای که مسلمانها میکنند بگو، او گفت: من گبر هستم و تعریف کرد در شب عروسیام همسایهی مسلمان داشتیم و آمد از من آتش گرفت و رفت و دوباره آمد گفت: آتش خاموش شد و این کار را سه بار تکرار کرد بار سوم دنبالش رفتم و دیدم در خانه بچههای گرسنهاش ناله میکنند مادر غذا نیاوردی؟ ما گرسنهایم. من آمدم طبقی را از غذا و نوشیدنی پُر کردم و به در خانهی آنها و پشت در گوش دادم که زن میگفت من عوض ندارم جدم رسولالله (ص) عوض او را بدهد.
به او مژده دادم که رسولالله او را شفاعت میکند و بهرام گبر گریه کرد و گفت دینی که عوض طبقی غذا شفاعت و سلام پیامبر را دارد برحق است و شهادتین را گفت و ایمان آورد.
امشب شب ذکر است. خانم مالک میفرمودند در طول هفته شبی را برای خود داشته باشید و با خانواده توافق کنید و در آن شب برای خود ذکری داشته باشید. ایشان میگفتند: چانهای داشته باشید که آن چانه بهفرمان عقل بچرخد که در این صورت جز نام خدا نمیبرد.
ذکر امشب 1001 مرتبه گفتن یا الله است. بسم الله الرحمن الرحیم در قرآن 114 مرتبه آمده است. 113 سوره از قرآن که با بسمالله الرحمن الرحیم شروع شد هرکدام در معنا باهم فرق دارند.
بسمالله الرحمن الرحیم به نیت سوره حمد، به نیت سوره قدر و …، هرکدام به محتوی سوره باهم فرق دارند.
یعنی «یا شافی» یعنی خدایا از تو شفا میخواهم.
آن طلبه که میگوید یا الله یعنی «یا مَن عَلَّمَ الانسان ما لَم یَعلَم»،
آن فقیر که میگوید یا الله یعنی «یا غنی یا رزاق» یعنی دستم خالی است.
وقتی تمام آدمها میگویند یا الله به تعداد همهی آدمها الله معنا میگیرد جداجدا. شما امشب به چه نیتی میگویی یا الله؟
امشب شب انس با قرآن است. خواندن قرآن دستور خود قرآن است. اولین دستور قرآن این است؛ «اِقرآ بِاسمِکَ الذی خَلَق» که بسیار مفسرین میگویند که منظور خواندن قرآن است.
فرمودند: کسی که قرآن بخواند ساده بیریا، برای آموختن مفاهیم دین خدا ثواب جمیع ملائکه و جمیع پیامبران را به او میدهد.
وقتی اسرا را آوردند به کاخ آن ملعون درحالیکه دستها به طناب بسته بود اول امام سجاد (ع) و بعد خانم زینب (س) و دو طرف حضرت زینب نیزهدارها و …، یزید گفت: آل علی باد علوی در دماغشان بود آیا بادشان ر ا خالی کردید؟ شمر گزارش داد؛ که گرسنگیشان دادیم، تشنگی دادیم، و تازیانه زدیم اما یکسره قرآن خواندند و سرپا ماندند و ما نتوانستیم بشکنیمشان.
امشب به چه سورهای قرآن بخوانم؟ به سورهی حمد. از خودت بپرس 114 سوره نازلشده و من باید در همهی نمازهایم سورهی حمد را بخوانم. چرا به سورهی حمد میگویند امالکتاب؟
تمام آیههای قرآن حول چهار محور است. 1. الهیات و خداشناسی 2. معادیات اعتقاد به قیامت. 3. نبویّات 4. قدریات و مقدرات الهی.
سورهی حمد هفتتا آیه دارد، آیهی اول و دوم دلالت بر الهیات دارد و درس خداشناسی است و آیهی سوم معادیات است بحث قیامت است و آیهی چهارم قضا و قدر خداوند است. آیات مابقی تا آخر از بعثت انبیا و مخالفانی که مقابل پیامبر ایستادند چون تمام محتوای قرآنی در آن هست به آن میگویند امالکتاب.
سورهی حمد هفتتا آیه دارد اما دوازده مطلب در آن گنجاندهشده است:
تمام این دوازدهتا محتوی سورهی حمد است نه تفسیر سورهی حمد.
سورهی حمد سه تا محور دارد اول آن تائید، وسط آن اخلاص و آخر آن دعا است.
ما اگر بخواهیم برای خداوند هدیه ببریم چه چیزی هدیه میبریم؟ خداوند که همهچیز دارد،
الآن فهمیدم که نماز هم ندارم و اگر باطن روزه را هم بگوییم میفهم که روزه هم ندارم. پیش خداوند فقرت را ببر، وقتی فقرت را بردی خدا خیلی خوشش میآید. خداوند یکچیز دیگر هم دوست دارد که میتوانیم برای خداوند هدیه ببریم و آن دعا است. وقتی میگویی خدا این را به من بده بهترین هدیه را برای خدا آوردی.
حمد چهار مدل است: 1. حمد محبانه و عاشقانه؛ کسانی که عاشقانه خدا را عبادت میکنند آنها کسانی هستند که میگویند خدایا اگر ما هم نبودیم و نعمتی هم نبود ذاتت سزاوار حمد است، ما تو را برای خودت حمد میکنیم و دوستت داریم. ما عاشق تو هستیم، و اصلاً به نعمتهایت کار نداریم.
خدا میگوید من دوستهایم را دوست دارم و دوستهای دوستهایم را دوست دارم.
مردی میگوید در عالم رؤیا ملکی دیدم که دارد مینویسد. پرسیدم چه مینویسی؟ ملک گفت اسم دوستهای خداوند را مینویسم. پرسیدم اسم من را هم نوشتی؟ ملک گفت نه خدا نگفت که اسم تو را بنویسم. گریهام گرفت و گفتم خدایا من دوستی تو را دوست دارم و دوستی دوستانت را دوست دارم. ندا آمد بنویس اسمش را در زمره دوستهای دوستان ما.
پس چرا ساکتی بگو خدایا من حسین فاطمه را دوست دارم، روضهخوانهایش را دوست دارم و گریهبگیرهایش را دوست دارم. هرکسی دوست خدا را دوست داشته باشد آنچه بهشتیها در بهشت میگیرند او اینجا میگیرد.
زلیخا چه کسی را دوست داشت؟ یوسف را. یوسف که بود؟ دوست خدا. زلیخا عاشق دوست خدا بود و خدا به زلیخا ده چیز داد. 1. باکرهاش کرد 2. پیر شده بود جوانش کرد. 3. فقیر شده بود توانگرش کرد. 4. محجور شده بود به وصال عشقش رساند. 5. مردود بود خدا مقبولش کرد. 6. زشت شده بود زیبا و با حسن و جمالش کرد. 7. ضعیف شده بود قویاش کرد. 8. بندهی نفس بود خدا او را بندهی خودش کرد. 9. طالب یوسف بود و خدا یوسف را طالب او کرد. 10. چون عاشق دوست خدا بود خدا گفت زلیخا این عشق را از دلت میکنم و عشق خودم را به تو میدهم. همهی اینها برای این بود که زلیخا عاشق دوست خدا بود. خوش به حال آنهای که امروزه دوست امام زمان هستند. خوش به حال آنهایی که عاشق اولیا خدا هستند. نگاه کن ببین عاشق که هستی؟
حمد انواع مختلفی دارد. حمد عاشقانه «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» است.
حمد دوم حمد شاکرانه بوده که شکر نعمتهای خداوند است. در زمان حضرت موسی (ع) مردی بود که جذام داشت و مدام میگفت الحمد الله از او پرسیدند به چه حمد میکنی مرد جذامی گفت الحمدالله که خدا من را به مرضی که همهی مردم دارند مبتلا نکرده و آن مرض بیایمانی است.
این حمد شاکرانه چگونه است؟ فرمودند روزی هفت مرتبه اگر کسی بگوید: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ نِعْمَةٍ كَانَتْ أَوْ هِيَ كَائِنَةٌ، ادای شکر همه نعمتهای خدا را آورده است.
حمد سوم تاجرانه است و برای کسانی است که به طمع ثواب خدا را حمد میکنند در «الرحمن الرحیم» است.
حمد چهارم بردگانه است و برای کسانی است که از ترس خدا را عبادت میکنند که این حمد در «مالِکِ يَوْمِ الدِّينِ» است.
مرحوم ملاصدرا میگوید: بهشت هشت در دارد. کسی که حمد را بخواند با تدبر، خدا هشت در بهشت را برای او باز میکند. ملاصدرا میگوید وقتی به نماز میایستی و پشت به همهچیز کردی «وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الاَرْضَ» این در برایت باز است وارد بهشت میشوی. وقتی میگویی بسمالله الرحمن الرحیم این ذکر خداوند است و در ذکر بهشت را باز میکنی. وقتی میگویی «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» این شکر خدا است و در شکر بهشت را باز میکنی. وقتی میگویی «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» این خوفورجا است و در خوفورجا بهشت را باز میکنی. وقتی میگویی «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» در خوف خدا را باز میکنی وقتی میگویی «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» باب اخلاص بهشت باز میشود. وقتی میگویی «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» از در دعا و تضرع وارد بهشت میشوی. وقتی میگویی «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ» از در اقتدار ارواح طیبه انبیا خدا وارد بهشت میشوی.
راوی نقل میکند خدمت امام سجاد علیهالسلام بودم مردی آمد گویا خضر پیامبر بوده و پرسید علی بن حسین نماز بلدی بخوانی؟ امام گفت بله نماز بلد هستم بخوانم. پرسید واجبات قبل از نماز چیست؟ امام گفتند هفتتا است: 1. نیت 2. طهارت 3. عورت پوشاندن است 4. محل سجده پاک 5. وقت نماز معلوم 6. جامع پاک 7. روبهقبله ایستادن. پرسید به چه نیت از خانهات بیرون میروی وقت نماز؟ امام گفت به نیت زیارت. پرسید: به چه نیت به مسجد داخل میشوی؟ امام گفت: به نیت عبادت. پرسید به چه نیت قیام میکنی؟ امام گفت به نیت اینکه عبودیت و بندگیام را به خدا اعلام کنم. پرسید به چه نیت روبهقبله میایستی؟ امام گفت: سنت است و سه امر واجب در آن است. پرسید نمازت چند تا تکبیر دارد؟ امام گفت 90 تا که 5 تا واجب و مابقی همه سنت. به چه وسیله به نماز وارد میشود امام فرمود به تکبیرة الحرام. پرسید برهان نمازت چیست؟ امام گفت نگاه به محل سجده پرسید حریم نمازت چیست؟ امام گفت: تکبیرة الحرام. پرسید تهلیل نمازت چیست؟ امام فرمود سلام نماز. جوهر نمازت چیست؟ امام گفت تسبیحات نماز. پرسید شعار نمازت چیست؟ امام فرمود تعقیبات نماز. پرسید کمال نمازت چیست؟ امام فرمودند صلوات در تشهد بر پیامبر اکرم (ص) کمال نماز است. پرسید سبب قبولی نمازت چه هست؟ امام فرمودند: ولایت من و اجدادم و اولادم سبب قبولی نماز است. مرد لبخند زد و گفت: خدا میداند که نبوت و امامت را کجا بگذارد.
حکایت زنی است که به همراه برادر و همسرش به حج میرفت رسیدند به بصره شوهرش در آب غرق شد و به کوفه که رسیدند برادرش از مرکب افتاد و مرد. با سختی و دو تا داغ رفت میقات احرام بپوشد دزد تمام مالش را برد و لباس احرام را پوشید و لبیکگویان آمد برود داخل به عذر زنانه مبتلا شد و نتوانست برود حرم. نشست بیرون مکه و زار گریه کرد و با آه گفت خدا من که تو خانهام نشسته بودم من را هوایی کردی و شوهرم را بردی گفتم شکر برادرم را گرفتی گفتم شکر و اموالم را گرفتی گفتم احرام دارم میروم خانهی خدا اینجا آوردی و پشت در خانهات نشاندی نمیخواستی من را وارد کنی چرا آوردی اینجا. ندا آمد خوشآمدی زائر من صدها لبیکگوی که احرام بستند و لبیک میگویند ذرهای لیاقت ندارند که قبولشان کنم ناله و یک اشک میخواستم که بقیه را هم قبول کنم و بپذیرم و سینهی تو را لایق آن آه دیدم.
بگذار امشب سینهی شما لایق آن آه باشد و روزهی روزهداران و دعای روزهداران قبول شود.
آخرین شب جمعهی ماه رمضان میخواهی برای خدا چه کنی؟
در مثنوی معنوی مولانا داستان جوان تار زنی را میگوید که تار میزد در مجالس وقتی پیر شد دیگر نمیتوانست تار بزند و آواز بخواند و دعوتها کم شد و خانهنشین شد. یک روز دیگ نانش را بلند کرد دید و دو قرص نان بیشتر ندارد. تار را برداشت و رفت قبرستان و سر را بلند کرد و گفت خدایا همه برایت همه کار کردند و من هیچ کاری برایت بلد نیستم بکنم نه بلد هستم نماز بخوانم و… فقط بلد هستم برایت تار بزنم یک عمر برای همه زدم و حالا هیچکس من را نمیشناسد الآن میخواهم فقط برای تو تار بزنم و شروع کرد به زدن تا خوابش برد. در همین هنگام خلیفه در خواب دید که به او گفتند بلند شو برو هفتصد سکه ببر برای بندهی ما که کسی را ندارد و در قبرستان خوابش برده. خلیفه رفت و پیرمرد را بیدار کرد و سکهها را به او داد و ماجرا را تعریف کرد. پیرمرد گفت خدایا تو که من را از خجالت کشتی و چنگ را زیر پا شکاند و گفت تو هفتادسال مانع بودی بین من و خدا و نگذاشتی بشناسمش و بخوانمش.
امشب هر کاری خواستی بکنی فقط برای خدا بکن ولی اسم امام حسین علیهالسلام را فراموش نکنی.
[1] آیه 20 سوره لقمان