بسم الله الرحمان الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

انشاءالله در این ماه رمضان همه عبادت‌هایتان قبول درگاه حق باشد، مناجات‌هایتان مورد قبول درگاه خداوند باشد و این ماه رمضان، آخرین ماه رمضان عمر ما نباشد. امروز هر کس به مجالس می‌آید کشکول‌های گدایی خود را آورده است، تا خداوند تبارک ‌و ‌تعالی در محضر ختم قرآن، کشکول‌ها را برایش پر کند از حوائج مادی و معنوی و الهی.

 در روایات داریم در مجلسی که قرآن خوانده می‌شود و ختم می‌شود افرادی که در آن جلسه نسشته‌اند سه حاجت مقبول از خداوند طلبکار می‌شوند، شما امروز قرآن را ختم کردید، خدا از آن بالا ندا می‌دهد سه حاجت از من طلبکار هستید، تقاضا کنید تا به شما بدهم. این جا باید زرنگ باشی و هر حاجتی را طلب نکنید، آن را هدر ندهید. چیزهایی بخواه که مثل صد است، چون که صد آمد، نود هم پیش ماست، اگر شما بگویی خدا امام زمان را از من راضی کن، این حاجت صدها برکت دیگر دارد، صدها درب خوشبختی دیگر را برایت باز می‌کند.

حتی آنهایی که امروز مهمان هستند و در خواندن قرآن شریک نبودند، اجازه دارند دعا کنند و آن سه حاجت روا را، از خداوند طلبکار هستند و می‌توانند درخواست کنند.

روز پایان ماه مبارک رمضان است، روز وداع از ماه رمضان است؛ و روز توسل به امام زمان عجل‌الله‌فرجه است. امروز معلوم می‌شود که ما صاحب داریم، موقع افطار به پرونده‌ی ما مُهر قبولی انشاءالله می‌زند و عنایت می‌کند و اگر تا الآن عنایت و توجه نکرده است، توسلی و اشکی و دست خالی خود را نشان دهید و قسم بدهید به مادرشان حضرت زهرا علیها‌السلام و قسم بدهید به وجود عمه‌شان زینب کبری علیها‌السلام و عمو جانشان، عباس ابوالفضل علیه‌السلام تا عنایتی به شما بکنند.

خدا را قسم می‌دهیم، به دست‌های بسته‌ی زینب کبری علیهاالسلام، می‌گویند روز یازدهم وقتی می‌خواستند، دست‌های اُسرا را ببندند، سربازهای بنی امیه آمدند، در حالی که همه زن و بچه بودند، زینب داد زد همه بروید کنار، سپس به خانم‌ها گفت خودتان دست‌های هم را ببندید. خود حضرت زینب کمک کرد، شاید دست رقیه و شاید دست سکینه را خودشان بستند! نوبت شد که دست زینب را ببندند، من نمی‌توانم بگم، فقط یک جمله می‌گویم که همه اُسرا را، از مچ دست‌هایشان بستند، اما کسی نمی‌تواند به زینب دست بزند، طناب دور بازوی زینب انداخته بودند، و بازوان ایشان را بسته بودند!!! به آن دست‌ها و بازوها، انشاءالله همه حاجت روا شوید…

خدا را سپاس می‌گویم که فرصت دوباره داد، تا ماه رمضان را درک کنیم، ماه رمضان گذشت، بر روزه‌داران گذشت، بر روزه‌خوران هم گذشت، برای نمازخوان‌ها گذشت، برای بی‌نمازها هم گذشت، برای بنده‌های خوب خدا گذشت، برای یاغی، شقیِ کافرِ گنهکارِ مُتمرّد هم گذشت، یک ورق از دفتر عمر همه، ورق زده شد. آیا کسانی که این دفتر عمر را ورق زدند، از این ورق زدن برنامه گرفتند؟ سرمایه گرفتند؟ ره‌توشه گرفتند؟ معنویت گرفتند؟ نورانیت گرفتند؟ عقل سلیم می‌گوید اینها خوشبخت و موفق هستند یا آن‌هایی که این ورق از دفتر عمر را زدند و بر شقاوت آنها اضافه شد و بر راه سعادت قدمی برنداشتند؟! ما اصلاً به دین و اسلام کار نداریم، به حدیث کار نداریم، وقتی که عقل را حاکم می‌کنید، در برهه‌ی زمانی، آن کسی که از زمانش به نحو احسن استفاده می‌کند، او خوشبخت است یا آنکه استفاده نمی‌کند؟!

کسی که عمرش را برای ساختار بلند روح و روانش استفاده می‌کند بهتر است یا کسی که برای تخریب روح و روانش استفاده می‌کند؟! ما در این جا عقل را حاکم می‌کنیم، عقل به ما جواب می‌دهد، عقل به ما راه را نشان می‌دهد، عقل، خیر  و ثواب را نشان می‌دهد، کسانی که این ماه، روزه نگرفتند و خوردند، جز به وزنشان اضافه شد؟! جز به شقاوت روحشان اضافه شد؟!

کسی که روزه گرفت، در حالی که جوان بود، غریزه داشت، شهوت داشت، به تمام اینها غلبه کرد و روزه گرفت و یا پیر‌زنی که حال ندار بود، ولی با امدادهای الهی روزه‌هایش را گرفت و از عهده‌ی عبادت ماه رمضان بر آمد، امشب مَلک صدا می‌زند، فردا صبح، روز مزد گرفتن است، بندگان خدا بیایند مزدهایشان را بگیرند.

مزد چیست؟ هر روزِ ماه رمضان توسل گرفتیم، توسل گرفتیم به دامن پسر فاطمة الزهرا(س)، به حسین فاطمه(س) گریه کردیم، به ضمانت اینکه بزرگان ما گفته‌اند: آنکه می‌خواهد در معیت امام زمانش قرار بگیرد، باید کربلایی شود، با پسر فاطمه زهرا(س) انس بگیرد، تا در معیت امام زمان، مورد عنایات امام زمان عج‌الله‌فرجه قرار بگیرد.

ما هر روز به نام بزرگی گریه کردیم، توسل گرفتیم، رسیدیم به روز آخر ماه رمضان، امروز مهمان زینب کبری علیهاالسلام هستیم، مجلس ما ختم می‌شود به نام نامی خانم زینب کبری علیها السلام.

وقتی نام زینب علیهاالسلام برده می‌شود، امام زمان عجل‌الله‌فرجه هر کجا باشند، به آن صدا زننده نگاه می‌کنند. زیرا وقتی از ایشان پرسیدند شما که فرمودید: من صبح و شب به کربلا گریه می‌کنم، آنقدر که اشکم تمام می‌شود و خون گریه می‌کنم، به کدام مصیبت؟ در حالی که همه مصیبت‌ها سنگین بودند. فرمودند: به آن لحظه‌ای که عمه جانم خواستند سوار ناقه اسارت بشوند و مردی نداشت که کمکش کند.

شتر بد بار است؛ الآن یک خانم بخواهد سوار ماشین بشود درب ماشین را برایش باز می‌کنند، هنگام سوار شدن بر شتر باید کسی باشد، زانو بگیرد، سوار پا بگذارد روی زانوی او تا بتواند سوار شود، بعد هم افسار شتر را نگه دارد، می‎گویند سه مرتبه خانم از شتر به زمین افتادند… تا توانستند سوار ناقه شوند، چون کسی نبود که زانو بگیرد و کسی نبود که گردن شتر را نگه دارد، ناچار نگاه کرد به سمت علقمه، داد زد، ابوالفضل! قرارمان با هم این بود؟! تو کنار علقمه بدون کفن بمانی و خواهرت نتواند سوار ناقه اسارت بشود؟!

امروز هر کس آرزومند است در دلش سه مرتبه بگوید: خدایا به دردهای دل زینب کبری سلام الله‌علیها، البته که یک درد نداشتند، حالا چرا سه مرتبه؟! زیرا در طول این اسارت، سه تا درد، دل زینب علیهاالسلام را بسیار سوزاند، انشاءالله ماه محرم و صفر خواهم گفت..

مرد مصری گفت: در مصر در قاهره، من دکان‌دار بودم، یک زنی آمد، کمی لوازم خرید، دیدم پریشان است، گفتم: چیزی شده؟! گفت: من از اهالی لبنان هستم، پسر جوانی دارم که تک فرزند من است و بیماری بدی گرفته‌است. گفتند در قاهره اطبا حاذق هستند، این جا آوردم اما همه‌ی دکترها او را جواب کردند؛ حالا هم آمده‌ام کمی آذوقه بخرم و بروم، و ناراحت هستم از اینکه بچه‌ام نا امید برمی‌گردد، در حالیکه نزدیک مرگش است. گفتم: من یک طبیبی سراغ دارم، تو را پیش او خواهم برد. آنها را به منزل بردم، در نیمه‌های شب گفتم بلند شویم برویم، در حالی که آنها مسیحی بودند، آمدیم حرم حضرت زینب‌علیهاالسلام، در قاهره حرمی است که می‌گویند: حضرت زینب‌علیها السلام آنجا دفن هستند، به حرم آمدیم، مادر نگاه کرد، گفت: این اینجا پزشک و دکتری نیست که! گفتم: تو برو یک گوشه‌ای بخواب و کاری نداشته باش، مادر خوابید، گردن پسرش را با یک دستمال به ضریح بستم، گفتم: تو هم بخواب. گفت: گردن بچه را بستم و رفتم، یک گوشه‌ای نماز خواندم و التماس کردم: خانم جان! مهمان آوردم، وعده دادم تو طبیب حاذقی، اگر نگاهشان نکنی آبروی من به خطر می‌افتد، در حالی که شما آبرو نمی‌برید، مهمان نواز هستید، ای دختر علی و زهرا فریاد رسی کن. گفت: ناگهان دیدم مادر بلند شد، دور ضریح حضرت زینب علیها السلام می‌گردد و اشک می‌ریزد، و می‌گوید: ممنونتم، با سر و صدا پسرش بلند شد گفت: مادر! این طبیب شفا داد. پرسیدم: چطور شد؟ گفت: دیدم خانمی از در آمد داخل، جوان بود، اما دست به پهلو گرفته و دولا دولا راه می‌رفت، خانمی دیگر از ضریح بیرون آمد، قد برافراشته، دست‌های آن بانو را بوسید و گفت: مادرم یا فاطمة الزهرا این زن و پسرش به من پناه آورده‌اند تو را قسم می‌دهم به برادرم حسین علیه‌السلام دستی بالا کن تا خدا او را شفا بدهد و این مرد نزد من خجالت نکشد. بی‌بی پهلو شکسته، دست‌هایش را آورد بالا، دعا کرد و شفای تو را از خدا گرفتند. پرسید: این زن چه کسی بود؟ گفتم: خانم زینب کبری(س) پرسید: آن خانم قد بلند که دولا دولا راه می رفت که بود؟ گفتم: مادر پهلو شکسته‌اش، فاطمة‌الزهرا‌علیها السلام.

دیروز به شما گفتم که نام فاطمه آرامش می‌دهد. امروز اگر بخواهم راهی نشانتان بدهم؛ هر جا، هر کجا در زندگی به هر مشکلی که برخورد کردی، فقط یک بار بگو: “یا فاطمة الزهرا”، یک بار کفایت می‌کند، هیچ آداب و رسومی هم لازم نیست. هر کجا با قلب شکسته یک بار بگویی “یا فاطمة الزهرا” این نام، برای هر دردی دوا است، برای هر درب بسته‌ای کلید باز کننده است، این موضوع را، از این مجلس به یادگار داشته باشید.

اما اگر می‌خواهید با نام “فاطمه”، زمین بگیرید، آسمان بگیرید، خدا بگیرید، بهشت بگیرید، اخلاق بگیرید، توانمندی بگیرید، سعادت بگیرید، عاقبت به خیری بگیری، آن وقت باید بگویی: فاطمه جان تو را قسم می‌دهم به حسینت…

شب، شب توسل به امام زمان عجل‌الله‌فرجه است. 100 صلوات هدیه به پدر بزرگوار امام زمان، 100 صلوات به مادر گرامیش و 100 صلوات به عمه جانش حضرت زینب کبری هدیه کنید تا هنگام افطار پرونده‌مان را به مُهر رضایت امام زمان علیه‌السلام دریافت کنیم.

روز پایانی مهمانی خداست. خدا در مهمانی خودش سنگ تمام گذاشته و چیزی از پذیرایی کم نگذاشته است. در این مهمانی خدا بار عام داده است حتی امروز هم هنوز درها بسته نشده است. کسی که هنوز روزه نگرفته امروز روزه بگیرد، خدا می‌گوید خوش آمدی بنده‌ی من. کسی که در ماه رمضان حتی یک خط قرآن هم نخوانده است اگر امروز بگوید روز آخر است و من هم جزء آخر را بخوانم ، خدا می‌گوید خوش آمدی بنده‌ی من. کسی که تا الآن استغفار نکرده، الآن بگوید استغفرالله ربی و اتوب الیه، ، خدا می‌گوید خوش آمدی بنده‌ی من. امروز تا دم افطار بار عام است و درها باز است و خدا به ملائک می‌فرماید هنوز ندا دهید که ما بنده می‌طلبیم.

در قصه‌های قدیم نوشته‌اند در مسجدی یازده نفر از علما و بزرگان شهر نشسته بودند. خادمان سلطان آمدند گفتند عقد فرزند سلطان است و شما را دعوت کرده است. کشتی آورده‌ایم سوار شوید، فرش قرمز انداخته‌ایم از شما پذیرایی کنیم. مفلسی هم در مسجد نشسته بود آرام آرام آمد کنار آنها؛ آنها رفتند او هم رفت؛ سوار شدند او هم سوار شد؛ کنار کاخ پیاده شدند او هم پیاده شد؛ از فرش قرمز عبور کردند و در کاخ رفتند و کنار سلطان نشستند او هم رفت. سلطان گفت پذیرایی کنید. به اسم یازده نفر طَبَق پذیرایی و عطر و لباس و جواهر و… جلوی هر کدام آوردند. اما مفلس نامی نداشت و برای او طبق آماده نکرده بودند. ناگهان شاه نگاه کرد و گفت تو که هستی؟ تو را که دعوت کرده و خوانده‌است؟ گفت آنها را که خوانده؟ شاه گفت آنها را خدمتگزاران من دعوت کردند که من فرستادم. گفت این ها را خدَم تو خوانده و مرا کرَم تو خوانده است. سلطان خوشش آمد و گفت او مهمان کرم ماست طبق بزرگتری برای او بگذارید چون به طمع کرم ما آمده‌است.

خدایا روزه‌دارانی در ماه رمضان داری که ما کنارشان حساب نیستیم، شب‌زنده‌دارانی داری که ما کنارشان حساب نیستیم. خدایا اگر آنها را خدَم تو خوانده ما را کرم تو خوانده است. ما رسممان است که اگر کسی مهمانی برود و کسی را همراه خود ببرد، برای هر دو غذا می‌گذاریم. خدایا ما را طفیلی روزه‌داران خوب درگاهت حساب کن.

خداوند در قرآن مجید چهار مدل دعوت دارد هر چهار دعوت را در ماه رمضان از ما به عمل آورده است.

1- می‌فرماید:« يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ» دعوتتان کردم که شما را بیامرزم (ابراهیم، 10). این، دعوت به لا له الا الله و دعوت به اسلام و ایمان است. تو را دعوت کردم که خودم را به تو نشان دهم و معرفی کنم. من، خدای لا شریک له هستم. تو بگو قبول است تا من ببخشمت و از آلودگی‌ها نجاتت بدهم. تو را دعوت به توحید کردم چون اراده کردم تو را پاکیزه کنم.

2- «يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ» (اسرا، 52) دعوتت کردم که اجابتم کنی، حمدت کنم. دعوتت کردم سر سفره‌ی حمدم، شُکرم و ذکرم. تو مرا اجابت کن، من تو را اجابت کنم. من تو را خواندم تو بگو لبیک، تو مرا بخوانی من بگویم لبیک. تو را دعوت کردم برای اجابت، دوست دارم لبیکت را بشنوم. لبیک گفتی، لبیکت بگویم. جواب دادی، جوابت می‌دهم.

3- «نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» (اسرا، 71) با این دعوت به تو گفتم امام و پرچمدارت کیست؟ مقتدای تو کیست و به دنبال که هستی؟ به سنت، سیره و آداب که هستی؟ دنبال امامت حرکت کن تا شباهت به امامت پیدا کنی. در قیامت منادی ندا می‌کند: هر کس امام خودش را پیدا کند و دنبال پرچمش برود. علوی‌ها به دنبال علی علیه‌السلام هستند، عده‌ای به دنبال امام حسن مجتبی علیه‌السلام هستند، عده‌ای سرشکسته، پهلو شکسته و تکه‌تکه دنبال امام حسین علیه‌السلام هستند. امام من و شما امام زمان است. ما باید دنبال پرچم امام زمان عجل‌اله‌فرجه حرکت کنیم، او باید ما را از معرکه های دنیا و آخرت نجات دهد پس می گوید دعوتت کردم که امامت را بشناسی و دنبال امامت حرکت کنی.

4- «وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ» (یونس، 25) خدا به دار سلام دعوت کرده است. دار سلام بهشت است و ظاهرش در دنیا ماه رمضان است. دعوتت کردم به روزه‌داری ماه رمضان که باطنِ ماه رمضان، دار سلام است؛ دیار سلامتی. یک ماه مثل بیمار تحت درمان و رژیم قرار گرفتید، رژیم از پرخوری، بدگویی، پرخوابی، بد اخلاقی، غیبت، دورغ، بدخواهی، خسیسی و بخل. یک ماه به تو دارو دادم، داروی ذکر، سحرخیزی، امساک، انفاق، سخاوت، دارو به آیه آیه‌های قرآن و داروی توسل تا تو را به دار السلام وارد کنم.

ما وقتی مهمانی بزرگی مانند عروسی داریم و می‌خواهیم مهمانان را دعوت کنیم 1- نزدیکان خود را می‌فرستیم تا مهمانان را دعوت کنند. 2- کارت دعوت انتخاب می‌کنیم و برای او می‌فرستیم. 3- وقتی مهمان را دعوت می‌کنیم او را با خانواده‌اش دعوت می‌کنیم. 4- جلوی تالار را چراغانی می‌کنیم که مهمان راه را ببیند و پیدا کند 5- هنگام ورود اسپند و عود می‌سوزانیم و به استقبال می‌ایستیم. میوه و شربت و غذا می‌آوریم و خادمانی ایستاده‌اند و پذیرایی می‌کنند 6- اما مهمانی به دیدن صاحب خانه تکمیل می‌شود؛ اینکه صاحب مجلس سر میز بیاید و خوش آمد بگوید. اگر نهایتِ پذیرایی بشود اما صاحب مجلس را نبینی لذت نمی‌بری.

خدا همه‌ی این کارها را کرده است: 1- پیغمبر را فرستاده و دعوتمان کرده است. رسول الله صلی‌الله‌علیه‌‌وآله به ما فرمودند روزه بگیریم. دانه دانه را امام زمان عجل‌الله‌فرجه اشاره کردند که بیا که توانستی روزه بگیری. 2- قرآن مجید کارت دعوت است. در قرآن نوشته است « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ » (بقره، 183) ای ایمان‌دار دعوتت کردم برای روزه بیا. 3- راه را چراغانی و روشن کرده است« يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ » (حدید، 12) الآن چشم‌ها بسته است و حجاب افتاده و نمی‌بینیم اما روز قیامت عده‌ای وارد می‌شوند از دستانشان نور می‌آید و محشر روشن است. پاهایشان، لب‌هایشان، پیشانی‌شان و پوست صورتشان نور می‌دهد. آنها که در تاریکی هستند می‌گویند صبر کنید ما از نور شما استفاده کنیم. می‌گویند ما در دنیا کسب کردیم، برگرد به دنیا. نور دست‌هایم، نور وضوی نمازم است، نور انفاق و صدقه است. نور لب‌هایم، نور ذکر بسم الله الرحمن الرحیم است. نور صورتم، نور عفتم است. نور اندامم، نور روزه‌ی ماه رمضان است. خدا با شصت نور که در روزه قرار داده است، راهت را روشن کرده و خودت را نورانی کرده است که ظلمات قیامت با نور شما برطرف بشود. 4- ملائک را ایستانده تا از تو پذیرایی کنند تمام شب‌ها تا صبح ملائک داد زده‌اند که کسی مریض هست شفا بخواهد؟ کسی گنهکار هست استغفار بخواهد؟ مانند خدمتگزارانی که در سالن مهمانی ایستاده‌اند می‌پرسند شربت می‌خواهی؟ میوه را پر کنم؟… سی شب ملائک داد زدند چه کسی قوّت ندارد؟ از خدا قوّت بخواهد. چه کسی ایمان ندارد؟ ایمان بخواهد. که رحمت نشده است؟ رحمت بخواهد. امشب می‌گویند ای روزه‌دارها صبح عید وقت جایزه گرفتن است نخوابید بشتابید برای دریافت جایزه‌های ربّانی سر صفوف نماز عید فطر.5- تنها دعوتت نکرده « مَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ » (رعد، 23) با پدرانتان و همسرانتان و بچه‌هایتان بیایید، مهمانی بار عام است. اگر پدر و مادرت فوت کرده‌اند تو نیتی کن که با تو شریک بشوند و ثواب ببرند. اگر فرزندت تن به روزه نمی‌دهد، تو مادرِ روزه‌دار برایش نیت کن تا او هم ثواب ببرد و هدایت بشود.6- باید صاحب خانه را ببینیم… . امام صادق علیه‌السلام فرمودند: پذیرایی در این ماه با آیات قرآن است. هر آیه که خواندی خدا در آن آیه بر تو بنده، تجلی کرده است و خودش را به تو نشان داده است. شش هزار و چند مرتبه خدا در ماه رمضان خودش را به تو نشان داد و گفت مرا ببین.

وداع کننده‌های ماه رمضان

خدا در ماه رمضان سنگ تمام گذاشت من و شما هم در روز آخر به وداع قشنگ از ماه رمضان باید سنگ تمام بگذاریم. امروز وداع کننده‌ها چهار دسته‌اند:

1- گروهی که تلاش و کوشش کردند رضایت خدا را به دست بیاوردند. به آنها گفته شد کینه ها را برطرف کنید خدا راضی شود، رفت و بخشید. به آنها گفته شد بندگی خدا کن خدا راضی می‌شود، رفت و بندگی کرد. به آنها گفته شد مناجات خدا کن خدا راضی می‌شود، باب مناجاتی باز کرد. به آنها گفته شد رابطه‌ات را با خدا برقرار کن اگرچه با همین دو رکعت نماز بی حضور قلب، همین دو رکعت نماز یک روز تو را به خدا می رساند.

گفت در کاروان می‌رفتیم اموالم را دزد برد کتاب‌هایم را برده بودند. گفتم: کتاب‌هایم را بدهید. گفتند: پیش رئیس دزدها برو. رفتم دیدم نماز می‌خواند. نمازش تمام شد گفتم به کمرت بزند نماز می‌خوانی؟ کاروان داری و دزدی می‌کنند؟ گفت: بالأخره یک آب باریکه‌ای بین من و خدا باید باشد. چند سال بعد در کربلا دیدمش جلوی ضریح امام حسین علیه‌السلام اشک می‌ریخت و ناله می‌کرد. زدم روی دوشش گفتم تو کجا و اینجا کجا؟ گفت همان آب باریکه نجاتم داد. بالأخره مرا در دامن ابی‌عبدالله علیه‌السلام انداخت.  

این گروه تلاش کردند اما گناهانی از دستشان در رفته است امروز وداعشان با استغفر الله ربی و انوب الیه است. خدایا ما را ببخش کلیه‌ی ذنوب ما را ببخش. امروز با ذکر استغفار خداحافظی می‌کنند.

2- ماه رمضان گذشت و حرمت ماه رمضان را نگه نداشتند و در مقابل ماه رمضان ادب نگه نداشتند. علنی روزه خوردند، به روزه‌گیر اهانت کردند، ماه رمضان را مسخره کردند… بشنوند امروز روز آخر ماه رمضان است و بخواهند خداحافطی کنند ندا می‌آید: دهانت را ببند. تو حق وداع با ماه را نداری چون انس نگرفتی. ماه رمضان یک هم‌سفر است یک ماه با هم سفر کردیم. (ما اگر مثلاً در سفر قم با کسی هم سفر شویم و در طول سفر به هم غذا و میوه تعارف کنیم و احوالپرسی کنیم و التماس دعا بگوییم، آخر سفر هم از هم خداحافظی می‌کنیم اما اگر کنار هم نشستیم و سلام نکردیم و به هم میوه تعارف نکردیم و التماس دعا نگفتیم آخر سفر خداحافطی با هم نمی‌کنیم. چه جای خداحافظی مانده است؟ هر کس به راه خودش می‌رود) ماه رمضان از خانه، اداره و مدرسه‌ی آنها می‌رود و پیش خدا اولین حرفی که می‌زند این است که خدایا بد هم‌سفری بود.

3- در ماه رمضان صبر کرد و گرما و تشنگی و گرسنگی را چشید، حجاب را حفظ کرد، سحر بیدار شد و با خدا مناجات کرد، به مردم رسیدگی کرد، توبه و انابه کرد به هر حال تقلا و تلاش کرد. اینها امروز در دو حال هستند: خوف دارند و رجا. از طرفی گریه می‌کنند که خدا اگر این ساعات تمام شود و ما را نبخشیده باشی چه کنیم؟ به ماه رمضان التماس می‌کنند که پیش خدا شفاعت کن. از طرفی امید دارند که خدایا اگر می‌خواستی ما را نبخشی پس چرا توفیق روزه دادی؟ اگر می‌خواستی قبولم نکنی چرا توفیق عبادت دادی؟ چرا مرا صدا کردی؟ چرا مرا بیدار کردی؟ چرا به دل من انداختی در مهمانی تو شرکت کنم؟

4- مهمان عزیزی که بعد از یک سال آمده است خانه‌ی ما و چمدانی با خود آورده‌است و انواع انعام خدا را با خود آورده است. بخشش آورده، تحفه‌های بسیار آورده، عنایت ربانی، خیر، برکت، رزق و روزی فراوان، آمرزش گناه، اجابت دعا، الطاف ربانی، ایمنی از عذاب خدا، آنچه به دهان و به وصف نمی‌آید برای من آورده است و در این یک ماه در خانه‌ی من خالی کرده است و حالا امروز دارد می‌رود و نمی‌دانم سال دیگر بر می‌گردد یا نه! من هستم؟ او امروز چمدانش را برایم خالی کرده است و دارد می‌رود. این گروه امروز این‌گونه وداع می‌کنند: ماه خوب خدا! در چمدانت چه بگذارم که ببری؟ چه چیز قابلی دارم؟ نگو روزه‌ام، عیب است؛ نگو نمازم، عیب است؛ فقط بگو خدایا هیچ چیز ندارم فقط پسر فاطمه را دارم. گریه‌هایت را بریز در چمدان.  

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: برخی در روز آخر ماه رمضان، ماه رمضان را بغل می‌کنند و مانند دو دوست عزیزی که یک ماه نفس به نفس با هم مصاحب بودند با هم وداع می‌کنند. اینان گردنشان تا غروب آفتاب کج است و محزون هستند و نزدیک افطار ندا می‌آید که گردنت را راست بگیر، به حق خودم قسم که ماه من از تو راضی است.

ماه رمضان، یکی از اسامی خداوند است. امروز غروب آفتاب خداوند از او می‌پرسد که آیا از فلانی راضی هستی و به تو خوش گذشت؟ ماه رمضان ممکن است بگوید: خداواندا من دوست دارم هزار بار دیگر برگردم و مصاحب او باشم و یا ممکن است بگوید: خدایا دیگر من را به خانه‌اش برنگردان، من هیچ حرمتی از اینان ندیدم.

انواع سلام

حال با لفظ “سلام” باید از این ماه خداحافظی کرد، امام سجاد علیه‌السلام در دعای وداع از ماه رمضان، نزدیک به بیست مرتبه می فرماید: “سلام بر تو”

چهار مدل سلام داریم:

– سلام زنده به زنده: که اعلام صلح و صفا و اخلاق و طلب رحمت است از جانب خداوند؛ زیرا “سلام”  از اسامی خداوند است.

– سلامی که مرده توسط زنده به زنده‌ی دیگر می‌رساند: مثل سلام سلمان فارسی. روزبه ایرانی سال‌ها دیرها را گشت و راهبه‌ها را ملاقات کرد و خدمات انجام‌داد و چهار صد سال، هر راهبی به هنگام مرگ گفت که سلام من را به پیامبر آخر الزمان برسان. راهب دیر اسکندریه به سلمان گفت که سلام مرا به پیامبر آخرالزمان برسان، سلمان وقتی خدمت پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله رسید و سلام راهب را رساند، پیامبر(ص) جواب سلام او را داد.

مثل آن جنّی معروف که خدمت پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله رسید و گفت: من با آدم و حوا به زمین آمده‌ام و در خون هابیل شریک هستم زیرا برادرش را تحریک‌کردم که او را بکشد. با نوح(ع) و هود(ع) و یعقوب(ع) و یوسف(ع) و دانیال(ع) و همه‌ی انبیا بوده‌ام و بعد هم توبه کرده‌ام و خداوند توبه‌ی من را پذیرفته‌است و بعد خدمت حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) بوده‌ام و عیسی بن مریم(ع) به تو سلام رساند، پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: سلام بر عیسی تا وقتی که دنیا ادامه‌دارد.

و بعد گفت: یا رسول الله(ص) حضرت موسی(ع) از توراتش به من تحفه داده‌است و عیسی(ع) نیز از انجیلش به من تحفه داده‌است، شما از قرآن به من چه تحفه‌ای می‌دهی؟

پیامبر(ص) فرمودند: در قرآن سه تحفه وجود دارد: سوره‌ی توحید که بر خواندن آن مداومت کن، معوذتین که مدام بخوان، سوره‌ی عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ که اگر هرشب خوانده‌شود به شقاوت گرفتار نمی‌شود.

– سلام زنده به مرده: مانند سلامی که ما به ائمه علیهم‌السلام می‌رسانیم.

– سلام مرده به زنده: روزهای دوشنبه و پنج شنبه و صبح جمعه اگر بر سر قبور اموات حاضر‌شوید و قبل از طلوع آفتاب به آنان سلام کنید، حتماً جواب سلام شما را می‌دهند.

خداوند به چهار چیز گوش تیز داده است: بهشت، جهنم، ملائک بهشتی وحور و غلمان بهشتی. دیگر اینکه خداوند بالای سر هر امامی ملکی را قرار داده است شما به هر امامی که سلام و صلوات بفرستید بلافاصله آن ملک سلام و صلوات شما را از کنار قبر مطهر آن امام از طرف آن امام برمی‌گرداند.

امام حسین علیه‌السلام می‌خواستند از مدینه به سوی کربلا حرکت‌کنند، پس بر سر قبر مطهر مادرشان رفتند و سلام دادند و دعا کردند و خداحافظی کردند، از قبر مطهر جواب آمد: سلام بر تو ای غریب مادر، سلام بر تو ای مظلوم مادر، سلام بر تو ای شهید مادر.

هیچگاه مادر نباید به اولاد سلام کند بلکه این وظیفه‌ی اولاد است که به مادر سلام کند، اما در کربلا برعکس شد، شب یازدهم همه‌ی ائمه در کنار پیکر مطهر امام حسین علیه‌السلام جمع شدند، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خطاب به امام حسین علیه‌السلام فرمودند: سلام بر تو ای پسر عزیزم! امام علی علیه‌السلام فرمودند: سلام بر تو! امام حسن علیه‌السلام فرمودند: سلام بر تو! حضرت زهرا علیها‌السلام فرمودند: سلام بر تو! جواب از رگ‌های بریده آمد: السلام علیک یا جداه، السلام علیک یا اباه، السلام علیک یا اخاه، السلام علیک یا اماه و بعد فرمود: یا رسول الله(ص) مردانم را کشتند، اموالم را غارت‌کردند، زنانم را به اسارت بردند، به صغیر و کبیر ما رحم نکردند و بارها به آنان گفتند که کبدم از تشنگی می‌سوزد! یکی با سنگ، یکی با نیزه، یکی با شمشیر، جوابم را دادند و هر چه توانستند به من طعنه زندند.

حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند: پدر جان اجازه می‌دهید این موهایم را پریشان کنم و به خون رگ‌های حسین قرمز‌کنم و اینگونه قیامت وارد‌شوم؟ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: آری دخترم انجام بده، من هم محاسنم را قرمز می‌کنم به خون رگ‌های حسین.

– سلام وداع و خداحافظی: این سلام از کربلا باب شد، وقتی علی اکبر علیه‌السلام از اسب به زمین افتاد، صدا زد: السلام علیک یا ابا علیک منی السلام، جدم رسول الله(ص) اینجا ایستاده‌است و می‌گوید: علیک السلام، العجل العجل، حسین جان، عجله کن و به ما بپیوند.

امام سجاد علیه‌السلام حدود بیست مرتبه در دعای وداع، به ماه رمضان سلام کرده‌است: سلام بر تو ای ماه مبارک، ای همسایه‌ای که با بودنت دل‌ها رقیق شد و گناهان بخشیده ‌شد کینه‌ها و قهر‌ها رفت و دل‌ها برای همدیگر سوخت. درود و سلام بر تو ای ماهی که کمک‌کردی تا ما بر شیطان غلبه‌کنیم؛ ای ماهی که راه‌های نیکوکاری را هموار کردی. سلام بر تو این ماه رمضان که بسیاری را از جهنم نجات دادی.

امام صادق(ع) فرمودند: خداوند در ماه رمضان، درهای جهنم را می‌بندد و درهای بهشت را باز می‌کند، ملائکه شب اول شوال به بندگان ندا می‌کنند و به سوی خداوند دعوت می‌کنند، و می‌گویند که خداوند برای شما جوایز آماده کرده‌است، قلب هایتان را آماده‌کنید به جهت دریافت جوائز و قابلیت‌ها را در خود ایجاد کنید. این قابلیت‌ها به ولایت و شناخت اهل بیت(ع) به دست می‌آید، به عبادت مدام به دست می‌آید.

فرمودند: شیعیان و دوستان ما، خداوند توفیقی به آنان داده است که ایستاده و نشسته و خوابیده و زنده و مرده هم که هستند در عبادت هستند. پرسید: چگونه ممکن‌است انسان خوابیده و یا مرده عبادت‌کند؟ امام فرمودند: محبّ ما؛ که شب بدنش خسته است و وقت نماز شب توان بیدار‌شدن برای عبادت شب را ندارد، خداوند دو ملک را مأمور می‌کند که نماز و عبادت می‌کنند و هر دو رکعت نماز آنان برابر با هزار رکعت نماز است و تمام آن را در نامه‌ی عمل این محب می‌نویسند، وقتی هم که از دنیا می‌رود، دو ملک را خداوند خلق می‌کند که بر سر قبر او، تمام  عبادت‌های او را تا روز قیامت انجام می‌دهند و ثواب آن را برای او می‌نویسند که این نتیجه‌ی محبت ما اهل بیت(ع) است.

آداب شب عید فطر

– مقارن با غروب آفتاب و همچنین در شب عید غسل وارد شده است.

– شکرگذاری خداوند؛ که بر من منت نهادی و من را دعوت‌کردی، خداوندا تو را شکر که بر من تفضّل‌کردی و من را با خودت آشنا‌کردی. خداوندا تو را شکر که مرا زیر سایه‌ی حمایت خود به روزه‌داری موفق‌کردی. خداوندا تو را شکر که رشته‌ی زندگی مرا به خودت وصل‌کردی، خداوندا تو را شکر که توفق بندگی و عبادت به من دادی. خداوندا تو را شکر که خانواده‌ام و روزی‌ام را در کف ید با قدرت خود گرفته‌ای. خداوندا تو را شکرکه مرا اخلاق مدارِ با ادب در مقابل ماه رمضان قرار‌دادی. خداوندا تو را شکر که حوائج مرا برآورده‌کردی. خداوندا تو را شکر که مرا ثناگوی خود قرار‌دادی. خداوندا تو را شکر که فرمودی هر کس به ثنای من مشغول شود من اضافه‌تر به او می‌دهم، من امشب را به ثناگویی تو مشغول می‌شوم.

– توبه و استغفار؛

بعد از نماز مغرب و خواندن چهار رکعت نافله‌ی مغرب، بگو: ” یا ذَالْمَن وَالْجُودِ، یا ذَاالْمَن وَالطوْلِ، یا مُصْطَفِىَ مُحَمدٍ صَلی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ، صَل عَلى‏ مُحَمدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَيْتَهُ وَ هُوَ عِنْدَكَ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ” و بعد صد مرتبه بگو: “وَ اَتوبُ اِلَیه” و بعد سجده کن و هر چه می‌خواهی از خداوند طلب‌کن.

– احیا و شب زنده داری؛

فرمودند: کسی که امشب را احیا بگیرد، روزی که که همه‌ی دل‌ها مرده‌اند، دل او زنده‌ است.

امشب بسیار نماز بخوانید، نمازقضا، نماز امام زمان(عج)، نماز حاجت، نماز شب، نماز توسل…

– زیارت امام حسین(ع)؛

در دعای روز بیست و هشتم می گویید: خداوندا برای تقرب به خودت، کوتاه‌ترین وسیله را در اختیار من قرار بده.

تمام خوبی‌هایی که انسان انجام می‌دهید، وسیله‌ی تقرب به سوی خداوند است، و تمام عالم از خداوند است و به سوی خدا برمی‌گردد، اما این برگشتن راه‌های مختلف دارد، یک قطره آب کمالش زمانی است که به دریا وصل‌ شود و قطره این مسیر را مرحله مرحله طی می‌کند تا به دریا بریزد. تمام هستی وقتی به خداوند برمی‌گردد که استحاله در انسان شود و در خدمت انسان قرار بگیرند. خود انسان، توسط انسان کامل به خداوند می‌رسد، یعنی ما به عنوان انسان، وقتی به تکامل می‌رسیم که به چهارده معصوم وصل‌شویم. اما خود انسان‌های کامل و انبیا و اولیا نیز به دنبال کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به خداوند هستند و کوتاه‌ترین راه همانا راه حسین بن علی علیه‌السلام است. اینکه می‌گوییم به کربلا برویم یعنی از میان همه‌ی راه‌ها، کوتاه‌ترین راه را انتخاب‌کنیم و آن راه حسین علیه‌السلام است.

وقتی به کربلا می‌روید می‌گویید: “بأبی أنت و أمی یا أباعبدالله”، همه‌ی ائمه (ع) هم که به حرم مشرف می‌شوند این جمله را خطاب به امام حسین علیه‌السلام و شهدای کربلا می‌گویند. حال می‌دانیم که مثلاً پدر امام زمان عج‌الله‌فرجه خود امام است و در کربلا مثلاً جون غلام جزو شهدای کربلاست مگر می‌شود یک امام فدای یک انسان معمولی شود؟

معنی این جمله این است: وقتی جون به کربلا آمد، قطره‌ای بود که به دریا رسید و تکه‌ای از وجود امام حسین علیه‌السلام شد که امام زمان عج‌الله‌فرجه می‌فرماید: پدر و مادرم به فدای تو. در کربلا دیگر غلامی نیست بلکه هفتاد و دو کس، همه حسین علیه‌السلام هستند و در یک حسین علیه‌السلام جمع شده‌اند. حال امشب باید به کربلا بروی تا بشوی تکه ای از وجود حسین بن علی علیه‌السلام و این کوتاه‌ترین راه است.

امام رضا علیه‌السلام فرمودند: هر کس بر حسین علیه‌السلام گریه‌کند، همان لحظه خداوند همه‌ی گناهان او اعم از کوچک و بزرگ، می‌بخشد.

به همین خاطر نیز تمام اهل بیت علیهم‌السلام نیز به حسین علیه‌السلام گریه می‌کنند.

– شبِ گرفتن جایزه و مزد است؛ انسان را از قید و بندها آزاد می‌کند، به انسان مقام می‌دهد.

عزیز مصر، حضرت یوسف علیه‌السلام را خرید و به دربار برد و دستور داد همه کمر بسته در خدمت او باشید. خداوند درشب اول ماه رمضان شما را خرید و ملائکه را دست بندی کرد، به گروهی گفت: «وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ»؛ شما محافظ او باشید که قوّت و قدرت خود را از دست ندهد و بتواند روزه بگیرد. به گروهی از ملائکه گفت: «كِرَامًا كَاتِبِين»؛ خوبی هایش را بنویسید و بدی‌هایش را قلم بگیرید زیرا مهمان من است.

به عده‌ای دیگر از ملائکه گفت: «وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ» اگر او در زمین بدی کرد، شما در آسمان برایش استغفار کنید و وکیلش شوید؛ و اینگونه خداوند تمام ملائکه را به خدمت‌مان وادار کرد.

خداوند ما را خریده است «وَ لَقَدْ أکرَمْنا بَني آدَمَ»؛ ای بنی آدم! در این ماه، خداوند تو را احترام کرد، سپس تو را در دنیا زندان کرد «الدُّنيا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْكافِر»؛ دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است.

آنگاه خداوند در این زندان تو را نوازش کرد و فرمود:

“مَنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ” مرا دعا کنید، شما را اجابت می‌کنم؛

“وَ مَنْ سَأَلَنِي‏ أَعْطَيْتُهُ” از من بخواهید به شما می‌دهم؛

“وَ مَنْ أَعْطَانِي شَكَرْتُهُ” اگر اطاعتم کنید، منِ خدا از شما سپاسگزار می‌شوم؛

“وَ مَنْ عَصَانِي سَتَرْتُهُ” و اگر معصیت مرا کنید، پرده می‌کشم و آبرویت را نمی‌برم؛

“وَ مَنْ أَحَبَّنِي‏ أَحْبَبْتُهُ” دوستم داشته باشی، تو را دوست می‌دارم؛

“وَ مَنْ أَحْبَبْتُهُ قَتَلْتُهُ” و هر کس را دوست داشته باشم، او را می‌کشم؛

“وَ مَنْ قَتَلْتُهُ عَلَيَّ دِيَتُهُ” هر کس را بکشم، دیه‌اش بر من واجب می‌شود؛

“مَنْ عَلَيَّ دِيَتُهُ فَأَنَا دِيَتُهُ” و هر کس دیه‌اش بر من واجب شود، من خودم دیه‌ و خون‌بهای آن آدم می‌شوم!

آیا ما از این عیدی بالاتر می‌خواستیم که خداوند ما را امشب به قیمتِ خودش خریده است!

در روایت می‌خوانیم که وقتی در روز قیامت به شهدا ندا می‌آید که به سمت بهشت بروید، آنها می‌بینند که عده‌ای در بهشت نشسته‌اند، شهدا می‌گویند خدایا، فرزندان ما یتیم شد، همسران ما بیوه شد، مادران ما داغ دیدند، بدن‌های ما در آب‌های دریاها و زیر خاک‌ها از بین رفت اما چرا این گروه زودتر از ما به بهشت رسیده‌اند؟ خداوند ندا می‌دهد:آری، شما یک بار به تیغ دشمن کشته شدید اما این‌ها گروهی از امت پیامبر(ص) هستند که روزی صد بار مردند و زنده شدند (گناه دیدند و نکردند و مردند؛ و من دیه‌ی آنها شدم. گرسنه بودند و نخوردند؛ و من دیه‌ی آنها شدم. گرما و عطش کشیدند و مردند؛ و من دیه‌ی آنها شدم. جوانی‌شان را کنترل کردند؛ و من دیه‌شان شدم. آری، اینها کشته‌ی آیات و دستورات من هستند)

امشب شب برنامه ریزی برای طول سال است:

1) اُنس با قرآن. با قرآن عهد ببندیم در محضر خداوند که مبادا ماه رمضان که تمام شد، قرآن ما هم بسته شود. عهد ببندیم که روزانه، آیاتش را تلاوت کنیم و از برکات آن برخوردار شویم.

2)  پرهیزکاری. از این ماه، اجتناب از گناهانی که می‌دانیم میان ما و خداوند جدایی می‌اندازد را یاد گرفتیم.

3) گذشت از بدی دیگران. همه‌ی انسان‌ها اصلاح شده و خوش اخلاق نیستند؛ ما در خانواده‌مان یا در همسایگی‌مان یا در محل کارمان ممکن است از این دسته از آدم‌ها داشته باشیم و از آن‌ها آزار ببینیم اما باید مبنا را بر گذشت بگذاریم.

خداوند خطاب کرد به یک پیامبر که آیا امتت می‌خواهند که مانند ملائکه پرواز کنند و تا نزد من بالا بیایند، نزد مقام قرب من؟ پیامبر از امتش پرسید و امت گفتند: آری، می‌خواهیم.

ندا آمد پنج کار کنند: 1. نسبت به هم، مهرورزی داشته باشند مانند خورشید (خورشید انتخاب نمی‌کند و به همه نور و گرما می‌دهد) 2. در تواضع و فروتنی کردن مانند زمین، خاکسار باشند (بر روی آن پا می‌گذاریم اما به ما گل و میوه و سبزی می‌دهد) 3. در سخاوتمندی نسبت به هم، مانند جویبار روان باشند 4. در تسلیم و رضا در مقابل امر خداوند، مانند میت، بی‌اراده باشند 5. در رازداری و پرده پوشی و آبروداری مانند شبِ تیره، رازدار باشند. اگر این پنج کار را کنند، قدرت پریدن به آسمان را مانند ملائکه به آنها می‌دهم.

4) کظم غیظ.

5) کمک به دیگران در هنگام سختی‌ها.

6) تفکر در کارها. پیامبر(ص) فرمودند: تا عاقبت کاری بر تو معلوم نشد، دست به آن کار نزن؛ اندیشه و مشاوره کن تا بر تو معلوم شود.

7)  اجتناب از زشتی‌ها.

8) مراقبت از نماز شب. پیامبر(ص) سه بار فرمودند: نماز شب، نماز شب، نماز شب.

9)  انتظار فرج و توسل به امام زمان عجل‌الله‌فرجه

10) یاد گرفتن مسائل دینی. حتماً زمانی را به آن اختصاص دهیم.

امشب شب ذکر است:

250 مرتبه “یا رئوفاً بِعِبادِهِ الصالِحین”؛ ای رئوف به بندگان صالح (ما صالح نیستیم اما بندگان صالح خداوند را دوست داریم). 

هزار مرتبه “لا اله الا الله”

هزار مرتبه “یا أولُ یا آخر” اگر توانستید.

صلوات بر پیامبر(ص) به هر عدد که برایتان مقدور بود.

دعای روز عید فطر:

«یا كَرِيمُ يَا جَوَادُ يَا عَوَّادُ إِنَّ عَادَةَ الْمَلِكِ الْجَوَادِ إِذَا أَسْقَطَ مَا لَهُ عَلَى وُفُودِهِ وَ جُنُودِهِ أَبْقَى مَا لَهُمْ عَلَيْهِ مِنْ عَوَائِدِ مَرَاحِمِهِ وَ مَكَارِمِهِ وَ جُودِهِ فَحَيْثُ قَدْ أَسْقَطْتَ عَنَّا وَظَائِفَ الْعِبَادَاتِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَأَبْقِ عَلَيْنَا دَوَامَ مَا كَانَ فِيهِ مِنَ الْعِنَايَاتِ وَ السَّعَادَاتِ وَ الْأَمَانِ وَ الرِّضْوَانِ وَ كَمَالِ الْإِحْسَانِ».